Transcription
هفت کشور در حال حاضر دقیقاً همان الگوی مالی را نشان میدهند که در 200 سال گذشته پیش از هر فروپاشی عمده حاکمیتی رخ داده است. نسبتهای بدهی یکسان، زوال ارزی یکسان، تصمیمات سیاسی یکسان. و اقتصاددانان در صندوق بینالمللی پول در حال حاضر هر هفت مورد را به طور همزمان و در زمان واقعی رصد میکنند. اما این چیزی است که رسانههای مالی جریان اصلی به شما نمیگویند. سه کشور از این هفت کشور در دنیای در حال توسعه نیستند. یکی از آنها در حوزه نفوذ اروپا قرار دارد. یکی از آنها سومین اقتصاد بزرگ جهان است. و یکی از آنها، کشوری که اقتصاددانان حرفهای بیشترین تمایل را به نام بردن از آن در ملاء عام دارند، کشوری است که شما تقریباً مطمئناً پسانداز خود را در حال حاضر در آن نگه میدارید. امروز، شمارش معکوس کامل را کشور به کشور، نسبت بدهی به نسبت بدهی، علامت هشدار به علامت هشدار، اجرا میکنیم. و تا زمانی که این ویدئو به پایان برسد، با وضوح کامل درک خواهید کرد که چرا بحران مالی جهانی بعدی از جایی که هیچ کس در رسانهها در حال حاضر به آن نگاه میکند، آغاز نمیشود. بیایید شروع کنیم. قبل از اینکه به شمارش معکوس بپردازیم، باید چیزی مهم را مشخص کنم، زیرا بیشتر افرادی که ویدیویی مانند این را تماشا میکنند، فرض میکنند که این ویدئو درباره کشورهای خارجی، درباره اقتصادهای دوردستی است که هیچ ارتباطی با زندگی روزمره آنها ندارد. این فرض کاملاً اشتباه است. و درک اینکه چرا اشتباه است، مهمترین بینش مالی است که میتوانید از این ویدئو دریافت کنید. هنگامی که یک ملت حاکم وارد بحران بدهی میشود، زمانی که دولت آن دیگر نمیتواند سود بدهیهای خود را بپردازد، اولین قربانی همیشه ارز آن است. ارز نه به آرامی، بلکه به سرعت کاهش مییابد، به گونهای که سالها تخریب پسانداز را در هفتهها یا گاهی روزها فشرده میکند. در زیمبابوه در سال 2008، دولت اسکناس 100 تریلیون دلاری چاپ کرد. آن اسکناس نمیتوانست یک قرص نان بخرد. در ونزوئلا بین سالهای 2016 تا 2019، تورم سالانه از 1 میلیون درصد فراتر رفت. کارگرانی که حقوق خود را در روز دوشنبه دریافت میکردند، متوجه شدند که تا روز جمعه 30 درصد از قدرت خرید خود را از دست داده است. در آلمان وایمار در سال 1923، کارگران خواستار پرداخت دو بار در روز شدند، زیرا تا بعد از ظهر، پولی که صبح دریافت کرده بودند، قبلاً ارزش واقعی قابل توجهی را از دست داده بود. اینها کنجکاویهای باستانی نیستند. اینها رویدادهای اخیر هستند که نه با قرنها، بلکه با سالها از ما جدا شدهاند. و مکانیزمی که آنها را تولید میکند، هر بار دقیقاً یکسان است. انباشت بدهی بیش از حد، کاهش ارزش ارز، از دست دادن اعتماد اعتباردهندگان، و رهبری سیاسی که به هر بحران با ایجاد شرایط برای بحران بزرگتر بعدی پاسخ میدهد. ری دالیو 40 سال را صرف مطالعه این مکانیزم در صدها اقتصاد و 800 سال سوابق تاریخی کرد. نتیجه این تحقیق در چارچوبی که او چرخه بدهی بلندمدت مینامد، گنجانده شده است. و نتیجه او خوشبینانه نیست. دقیق است. هر ملتی که همان توالی تصمیمات مالی را دنبال کند، به همان نقطه پایانی میرسد. جدول زمانی متفاوت است. توالی اینطور نیست. و نقطه پایانی هم همینطور. امروز، با استفاده از چارچوب دالیو که با تحقیقات بدهی حاکمیتی کنت روگوف در 66 کشور و هشت قرن تأیید شده است، هفت ملت را از طریق این توالی عبور خواهیم داد. ما دقیقاً مشخص خواهیم کرد که هر کدام در چرخه کجا قرار دارند. و به سوالی که عنوان این ویدئو پرسیده است پاسخ خواهیم داد، کدام یک زودتر به نقطه پایانی میرسد؟ قبل از شروع شمارش معکوس، شما به سه عدد نیاز دارید، زیرا این سه عدد سیستم هشدار را تعریف میکنند که روگوف و راینهارت در تحقیقات برجسته خود شناسایی کردند. و هر کشوری در این لیست با هر سه مورد ارزیابی خواهد شد. عدد اول، 90%. این نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی است که در آن ریسک حاکمیتی از قابل مدیریت به ساختاری تبدیل میشود. روگوف و راینهارت 66 کشور را در طول هشت قرن تجزیه و تحلیل کردند و دریافتند که هنگامی که کل بدهی یک ملت از 90 درصد تولید اقتصادی سالانه آن فراتر میرود، نرخ رشد متوسط سالانه تقریباً 1 درصد کاهش مییابد و احتمال وقوع رویداد بازسازی بدهی، به معنای نکول یا مذاکره مجدد اجباری، 400 درصد افزایش مییابد. کشور در 90 درصد فروپاشی نمیکند، اما مسیر ریاضی به شدت کوتاه شده است. و هر شوک بعدی به سیستمی با ظرفیت بسیار کمتر برای جذب آن ضربه میزند. عدد دوم، سه ماه. این حداقل پوشش ذخایر ارزی خارجی است که کشوری را در استرس مالی از کشوری در بحران مالی جدا میکند. ذخایر ارزی خارجی صندوق اضطراری یک کشور است، دلارها، یوروها، طلا و داراییهای شناخته شده بینالمللی که برای پرداخت واردات و دفاع از ارز خود نگهداری میکند. هنگامی که این ذخایر به زیر پوشش سه ماه واردات سقوط میکند، کشور وارد آنچه صندوق بینالمللی پول به طور رسمی آن را پریشانی ذخایر طبقهبندی میکند، میشود. نمیتواند از ارز خود در برابر حملات سفتهبازانه دفاع کند. نمیتواند تضمین کند که میتواند صورتحسابهای واردات خود را بپردازد. شروع به انتخاب گزینهای میکند که هیچ دولتی هرگز نمیخواهد علناً آن را انتخاب کند، اینکه آیا بدهی خود را بپردازد یا غذا وارد کند. عدد سوم، لحظهای که رهبری سیاسی از ارتدکس پولی دست میکشد. این نقطه عطفی است که دالیو آن را به عنوان سیگنال غیرقابل برگشت شناسایی میکند. هر فروپاشی در دوران مدرن، آرژانتین 2001، ترکیه 2021، ونزوئلا در تمام دهه 2010، سریلانکا 2022، پیش از دولتی است که تحت فشار دوگانه اعتباردهندگان که ریاضت اقتصادی را مطالبه میکنند و شهروندانی که تسکین را مطالبه میکنند، شروع به چاپ پول برای حل مشکل بدهی میکند. این تصمیم در کوتاهمدت منطقی به نظر میرسد. در میانمدت فاجعهبار است. شما نمیتوانید با چاپ پول از بحران بدهی خارج شوید. این تلاش، بحران بدهی را که قابل بازیابی است، به بحران ارزی تبدیل میکند که معکوس کردن آن بسیار دشوارتر و برای مردم عادی بسیار مخربتر است. هنگامی که هر سه سیگنال به طور همزمان ظاهر میشوند، روگوف آن را "همزمانی سهگانه" مینامد. در 30 سال تحقیق در دهها کشور، هر ملتی که به همزمانی سهگانه رسید، بدون استثنا، در عرض 18 ماه با نکول رسمی، بازسازی بدهی، یا فروپاشی ارزی مواجه شد. این چارچوب است. اکنون، شمارش معکوس. کشور شماره هفت، بنگلادش. بنگلادش مردم را در این لیست شگفتزده میکند زیرا نماینده یکی از داستانهای موفقیت واقعی اقتصادی اوایل قرن بیست و یکم است. بین سالهای 2000 تا 2020، بنگلادش 25 میلیون نفر را از فقر شدید نجات داد. صنعت پوشاک آماده آن به دومین صنعت بزرگ جهان تبدیل شد و H&M، Zara، Gap و تقریباً تمام برندهای بزرگ مد غربی را تأمین کرد. تولید ناخالص داخلی تقریباً دو دهه سالانه 6 تا 7 درصد رشد کرد. بانک جهانی آن را الگوی اقتصاد توسعه نامید. سپس سه شوک همزمان وارد شد و مدل آسیبپذیری ساختاری خود را آشکار کرد. همهگیری زنجیره تأمین پوشاک جهانی را مختل کرد و درآمد صادرات بنگلادش را در یک سال 17 درصد کاهش داد، بزرگترین شوک درآمد خارجی که اقتصاد تا به حال جذب کرده بود. سپس بحران جهانی انرژی در سال 2022 صورتحساب واردات سوخت بنگلادش را از حدود 6 میلیارد دلار به بیش از 12 میلیارد دلار در 12 ماه رساند، افزایش 100 درصدی در هزینه حفظ شبکه برق و کارخانههای عملیاتی آن. و سپس فدرال رزرو ایالات متحده تهاجمیترین چرخه افزایش نرخ بهره را در 40 سال گذشته آغاز کرد، دلار را به شدت تقویت کرد و هزینه واقعی هر پرداخت بدهی دلاری که بنگلادش به اعتباردهندگان بینالمللی بدهکار بود را افزایش داد. پیامد هر سه شوک که به طور همزمان وارد شد، بحران ذخایر با سرعتی حیرتانگیز بود. ذخایر ارزی خارجی بنگلادش از 46 میلیارد دلار به کمتر از 21 میلیارد دلار در 18 ماه سقوط کرد، کاهشی 55 درصدی در صندوق اضطراری ملی در یک سال و نیم. دولت شروع به جیرهبندی برق کرد. کارخانهها، دقیقاً همان کارخانههایی که برندهای مد غربی را تأمین میکردند، به دلیل اینکه دولت توانایی پرداخت سوخت برای حفظ شبکه برق ملی در ظرفیت کامل را نداشت، روزانه 10 تا 12 ساعت تعطیل میشدند. بنگلادش در این شمارش معکوس در رتبه هفتم قرار دارد زیرا نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی آن 39 درصد است که همچنان به طور قابل توجهی زیر آستانه 90 درصدی روگوف قرار دارد. بار بدهی هنوز بحران نیست، اما جهت کاهش ذخایر علامت هشدار است که بنگلادش را در این لیست قرار میدهد. جهت حرکت در چارچوب دالیو همه چیز است. کشوری با بدهی کم و ذخایر به سرعت در حال کاهش، خطرناکتر از کشوری با بدهی بالا و ذخایر پایدار است، زیرا کشور با بدهی کم هنوز میتواند وام بگیرد و تا زمانی که نتواند این کار را ادامه خواهد داد. کشور شماره شش، مصر. مصر با توجه به اهمیت سیستمی خود، توجه بسیار کمی در رسانههای مالی غربی دریافت میکند. این یک اشتباه تحلیلی عمیق است. مصر کانال سوئز را کنترل میکند، یکی از تنها دو نقطه گلوگاه دریایی که تجارت جهانی به راحتی قابل تغییر مسیر نیست. 80 درصد گندم خود را از بازارهای بینالمللی وارد میکند و این آن را به طور منحصر به فردی در برابر شوکهای قیمت کالا در سطح جهانی آسیبپذیر میکند. این کشور جمعیتی 107 میلیون نفری دارد، بزرگترین در جهان عرب، با رشد سالانه 2 درصد و تقاضا برای غذا، انرژی و اشتغال که دولت از نظر ساختاری قادر به تأمین آن نیست. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی مصر در سال 2024 به 95 درصد رسید، بالاتر از آستانه روگوف. ذخایر ارزی خارجی آن از سال 2022 در وضعیت بحرانی قرار دارد، زمانی که تهاجم روسیه به اوکراین، تأمین کننده اصلی گندم مصر، که تقریباً 80 درصد واردات گندم آن را تأمین میکرد، همزمان عرضه را قطع کرد و قیمت جهانی گندم را 60 درصد افزایش داد. مصر مجبور شد دلارهایی را که نداشت برای واردات غذایی که نمیتوانست تولید کند، خرج کند. صندوق بینالمللی پول از سال 2016 سه بار در مصر مداخله کرده است. مصر در طول این مداخلات بیش از 20 میلیارد دلار تأمین مالی اضطراری از صندوق بینالمللی پول دریافت کرده است. هر وام با شرایطی همراه بود: کاهش یارانهها، کاهش ارزش ارز، انضباط مالی. هر دور از ریاضت اقتصادی فشار سیاسی شدیدی را در کشوری ایجاد کرد که هزینههای غذا در حال حاضر 40 تا 50 درصد از درآمد خانوار را برای نیمی از فقیرترین جمعیت مصرف میکند. هر کاهش ارزش ارز، صورتحساب واردات بعدی را به پول محلی گرانتر کرد و نیازمند دور بعدی وامگیری، نیازمند دور بعدی ریاضت اقتصادی بود. پوند مصر از سال 2022 60 درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داده است. یارانههای نان، که دولت مصر از زمان تأسیس آنها توسط رئیس جمهور ناصر در دهه 1950 به عنوان یک قرارداد اجتماعی با جمعیت حفظ کرده است، اکنون بودجه مالی را مصرف میکنند که از نظر ریاضی نمیتواند آنها را پایدار نگه دارد. انتخاب بین احترام به اعتباردهندگان بینالمللی و تغذیه جمعیت دیگر نظری نیست. این تصمیم بودجه واقعی است که وزرای دارایی مصر در حال حاضر اتخاذ میکنند. مصر دو نشانه از سه علامت هشدار را فعال دارد: بدهی بالای 90 درصد، ذخایر تحت فشار ساختاری. سومی، ترک ارتدکس پولی توسط رهبری سیاسی، تحت فشار فعال است. این تنها سیگنالی است که مصر را از صدر این شمارش معکوس دور نگه میدارد و در حال تضعیف شدن است. کشور شماره پنج، پاکستان. پاکستان جایی است که همزمانی سهگانه با چشم غیرمسلح قابل مشاهده است. بدهی به تولید ناخالص داخلی، 87 درصد، نزدیک به آستانه بدون برنامه معتبری برای کاهش آن. ذخایر ارزی خارجی در ژانویه 2023، 3.7 میلیارد دلار. این کمتر از سه هفته پوشش واردات است، نه سه ماه، سه هفته. پاکستان در عرض چند روز، نه هفته، روز، تا آستانه نکول رسمی حاکمیتی فاصله داشت که صندوق بینالمللی پول با یک تسهیلات اضطراری 3 میلیارد دلاری مداخله کرد که نقدینگی کافی برای جلوگیری از فروپاشی فوری را فراهم کرد. پاکستان از سال 1958 بیست و سه بار به صندوق بینالمللی پول مراجعه کرده است. این عدد به شدت مهم است زیرا چیزی دقیق در مورد ماهیت ساختاری مشکل به شما میگوید. مداخلات صندوق بینالمللی پول آسیبپذیریهای ساختاری را حل نمیکند. آنها آنها را به تأخیر میاندازند. آنها در ازای شرایط سیاستی، معمولاً انضباط مالی، کاهش یارانهها و انقباض پولی، که اجرای آنها از نظر سیاسی دردناک است و اغلب توسط دولت بعدی که با پلتفرم معکوس کردن آنها در انتخابات پیروز میشود، معکوس میشود، فرصت تنفس میدهند. چرخه تکرار میشود، بدهی انباشته میشود، آسیبپذیریهای ساختاری باقی میماند. بحران انرژی پاکستان حادترین در آسیا خارج از مناطق درگیری فعال است. این کشور تقریباً 40 درصد از برق خود را از سوخت وارداتی تولید میکند. هنگامی که قیمت جهانی انرژی پس از جنگ اوکراین افزایش یافت، صورتحساب واردات انرژی پاکستان در یک سال مالی دو برابر شد. دولت با یک انتخاب سیاسی غیرممکن روبرو شد: افزایش هزینه را از طریق قیمت بالاتر برق به مصرفکنندگان منتقل کند، یا تفاوت را از طریق پول وام گرفته شده یاری کند. این یارانه را انتخاب کرد. یارانه با بدهی تأمین مالی شد. بدهی پرداخت سود را افزایش داد. پرداخت سود اکنون بیش از 50 درصد از کل درآمد فدرال را مصرف میکند. 50 درصد از درآمد فدرال فقط صرف سود میشود. این یک آمار دنیای در حال توسعه نیست که بتوان آن را نامربوط به بازارهای جهانی دانست. این مرحله پنج دالیو است. این تله ریاضی است که هیچ خروجی ارگانیکی از آن وجود ندارد. هر روپیهای که بدهی موجود را تأمین میکند، روپیهای است که نمیتواند در زیرساختهای انرژی که وابستگی به واردات را کاهش میدهد و صورتحساب واردات آینده را پایین میآورد، سرمایهگذاری شود. تله شل نمیشود. با هر چرخه پرداخت، سفتتر میشود. کشور شماره چهار، ترکیه. ترکیه مطالعه موردی است که باید هر سرمایهگذاری را که معتقد است اعتبار پولی، پس از ایجاد، به سختی از بین میرود، آزار دهد. زیرا ترکیه خلاف آن را ثابت کرد. ثابت کرد که یک اقتصاد گروه 20، عضوی از ناتو، کشوری با موسسات مالی پیچیده و یک بانک مرکزی فعال، میتواند دههها اعتبار پولی را در کمتر از دو سال از طریق یک اقدام واحد و پایدار مداخله سیاسی در سیاست پولی از بین ببرد. بین سالهای 2021 و 2023، تورم ترکیه به 85 درصد رسید. بالاترین نرخ تورم در هر اقتصاد گروه 20 از زمان بحران آرژانتین در اوایل دهه 2000. لیره ترکیه در سه سال 80 درصد از ارزش خود را در برابر دلار از دست داد. شهروندان ترک با پسانداز لیره، شاهد از دست دادن بیش از نیمی از قدرت خرید واقعی پسانداز خود در دورهای بودند که بیشتر مردم نمیتوانند آن را از یک چرخه اقتصادی عادی تشخیص دهند. علت خارجی نبود. شوک عرضه، جنگ یا همهگیری نبود. این یک تصمیم سیاست عمدی توسط رئیس جمهور اردوغان بود که این باور غیرمتعارف را داشت که نرخ بهره بالا باعث تورم میشود، نه اینکه آن را کاهش دهد. هر اقتصاددان معتبر مخالف بود. هر مدل بانک مرکزی مخالف بود. بازار با فروش مداوم و تهاجمی لیره مخالف بود. اردوغان به مدت 20 ماه متوالی به کاهش نرخها ادامه داد در حالی که تورم افزایش مییافت. ترکیه به دلیل مسیر فعلی خود در این شمارش معکوس مهم نیست. یک فرماندار جدید بانک مرکزی که در سال 2023 منصوب شد، نرخها را به شدت به 40 درصد افزایش داد و تورم از آن زمان از 85 درصد به حدود 30 درصد کاهش یافته است. هنوز فاجعهبار است، اما در حال کاهش است. ترکیه مهم است زیرا اثبات مکانیزم است. این نشان میدهد که در زمان واقعی، در یک اقتصاد مدرن با تمام زیرساختهای سازمانی یک ملت توسعه یافته، اعتبار پولی با چه سرعتی فرو میریزد زمانی که رهبری سیاسی استقلال سازمانی را نادیده میگیرد. و نشان میدهد که بازیابی چقدر طول میکشد. دو سال سیاست درست، تورم هنوز 30 درصد است، قدرت خرید بازیابی نشده است، اعتماد به ارز بازیابی نشده است. این مکانیزم، نادیده گرفتن سیاسی استقلال پولی، علامت هشدار خاصی است که باید در هر کشور دیگر این لیست پیگیری شود. کشور شماره سه، آرژانتین. آرژانتین نه بار، نه بار، بیش از هر ملت دیگری در دوران مدرن، بدهی حاکمیتی خود را نکول کرده است. و دلیل اینکه در رتبه سوم قرار دارد، نه اول، این است که آرژانتین، به طور متناقضی، آنقدر به بحران عادت کرده است که حافظه عضلانی سازمانی برای بقا در آنها ایجاد کرده است، با هزینه انسانی عظیم، اما بقا. نکول سال 2001 آموزندهترین باقی مانده است. آرژانتین از سال 1991 پزو به دلار را با نسبت یک به یک حفظ کرده بود. برای یک دهه، این پگ کار کرد. تورم را کنترل کرد، سرمایهگذاری خارجی را جذب کرد و اقتصادی را که در دهه 1980 توسط ابر تورم ویران شده بود، تثبیت کرد. اما نرخ ارز ثابت نیازمند انضباط مالی دائمی است. آرژانتین کسریهای مداوم داشت. صندوق بینالمللی پول وامهایی را با شرط ریاضت اقتصادی ارائه میکرد. ریاضت اقتصادی باعث ناآرامی اجتماعی شد. ناآرامی اجتماعی باعث فلج سیاسی شد. فلج سیاسی مانع اصلاحات مالی شد که صندوق بینالمللی پول برای تمدید وام لازم داشت. و در دسامبر 2001، آرژانتین 93 میلیارد دلار بدهی حاکمیتی را نکول کرد، بزرگترین نکول حاکمیتی در تاریخ در آن زمان. آنچه در پی آمد، الگویی برای آنچه فروپاشی واقعی برای مردم عادی به نظر میرسد، بود. حسابهای پسانداز مسدود شدند. دولت نمیتوانست اجازه دهد که بانکها دچار هجوم شوند. هنگامی که حسابها باز شدند، آنها با نرخ 1.4 پزو به ازای هر دلار، نرخ رسمی، از دلار به پزو تبدیل شدند. در عرض چند ماه، نرخ بازار سیاه 3.5 پزو به ازای هر دلار بود. هر کسی که در دلار پسانداز کرده بود و در یک بانک آرژانتینی نگهداری میکرد، 70 درصد از ارزش واقعی آن پساندازها را از دست داد، نه در یک سقوط بازار که میتوانست پیشبینی کند، بلکه در یک فرمان دولتی که در آخر هفته صادر شد. امروز، رئیس جمهور جدید آرژانتین، میلی، در حال اجرای رادیکالترین آزمایش مالی در تاریخ آمریکای لاتین است، حذف وزارتخانهها، کاهش 30 درصدی هزینههای عمومی، پیگیری دلار کردن کامل اقتصاد. این آزمایش منجر به مازاد مالی اولیه برای اولین بار در بیش از یک دهه شده است، اما تورم هنوز سالانه بیش از 100 درصد است و فقر با اجرای کاهش هزینهها در حال افزایش است. این آزمایش ممکن است کار کند. سوابق تاریخی بازیابی از نکول آرژانتین نشان میدهد که جدول زمانی در دههها اندازهگیری میشود، نه سالها. کشور شماره دو، ژاپن. ژاپن مهمترین کشوری است که رسانههای مالی تقریباً هرگز درباره آن بحث نمیکنند. درک اینکه چرا ژاپن مهم است، نیازمند تعلیق هرگونه شهودی است که در مورد سطح خطرناک بدهی ساختهاید. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ژاپن 263 درصد است. این عدد اشتباه چاپی نیست. 263 درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه. بالاترین نسبت بدهی حاکمیتی در هر اقتصاد توسعه یافته در تاریخ ثبت شده با حاشیه قابل توجهی. بر اساس چارچوب روگوف، بر اساس هر چارچوب اقتصادی متعارف، ژاپن باید دو دهه پیش با بحران بدهی مواجه میشد. این اتفاق نیفتاده است. و دلیل اینکه این اتفاق نیفتاده است، مهمترین بینش در اقتصاد بدهی حاکمیتی مدرن است. ژاپن تقریباً تمام بدهی خود را به خودش بدهکار است. بیش از 90 درصد اوراق قرضه دولتی ژاپن در اختیار موسسات ژاپنی، بانک ژاپن از طریق برنامه تسهیل کمی خود، صندوقهای بازنشستگی ژاپنی، شرکتهای بیمه ژاپنی، بانکهای منطقهای ژاپنی است. هیچ اعتباردهنده خارجی وجود ندارد که بازپرداخت را به ارز خارجی مطالبه کند. هیچ ریسک بحران ارزی خارجی از فروش اعتباردهندگان وجود ندارد. دولت ژاپن به مردم ژاپن بدهکار است و مردم ژاپن، از طریق موسسات خود، به پذیرش این بدهی با نرخ بهره نزدیک به صفر ادامه میدهند، زیرا جایگزین، خروج از سیستم، خود ویرانگر خواهد بود. این حلقه بسته چیزی است که ژاپن را در 263 درصد حفظ کرده است. اما در سال 2022، حلقه اولین ترک خوردگی جدی خود را نشان داد. تورم جهانی، ناشی از قیمت انرژی و اختلالات زنجیره تأمین، برای اولین بار در 30 سال گذشته وارد ژاپن شد. بانک ژاپن، که تقریباً یک دهه نرخ بهره را در حد صفر یا زیر صفر از طریق کنترل منحنی بازده حفظ کرده بود، با یک تناقض اساسی روبرو شد. افزایش نرخها برای مبارزه با تورم، هزینه خدمات بدهی 263 درصدی تولید ناخالص داخلی را افزایش میدهد و به طور بالقوه بازار اوراق قرضه داخلی را فرو میریزد. حفظ نرخهای نزدیک به صفر به تورم اجازه میدهد تا ارزش واقعی آن اوراق قرضه را از بین ببرد، یک نکول آهسته با نامی دیگر. هنگامی که بانک ژاپن حتی تعدیلات جزئی را در سیاست کنترل منحنی بازده خود در سالهای 2022 و 2023 انجام داد، ین به پایینترین سطح خود در برابر دلار در 32 سال گذشته سقوط کرد. بازار حتی کوچکترین سیگنال عادیسازی سیاست را به عنوان آغاز پایان حلقه بسته تفسیر کرد. اگر نرخ بهره ژاپن حتی به 2 درصد عادی شود، نرخی که در هر اقتصاد توسعه یافته دیگر نرخ اضطراری پایین تلقی میشود، هزینه خدمات بدهی سالانه ژاپن از کل درآمد مالیاتی سالانه آن فراتر خواهد رفت. دولت از نظر ریاضی قادر به پرداخت تعهدات سود خود بدون چاپ پول نخواهد بود. ژاپن فروپاشی نکرده است، اما ژاپن نمایش آهسته از آنچه اتفاق میافتد زمانی که حسابرسی آنقدر طولانی به تأخیر افتاده است که خود حسابرسی وجودی میشود. هرچه تأخیر بیشتر باشد، تعدیل بزرگتر است. این تعدیل اکنون سوال "اگر" نیست، سوال "چه چیزی" آن را آغاز میکند. کشور شماره یک، کشوری که هیچ کس نمیخواهد نام ببرد. هر اقتصاددانی که این روش شمارش معکوس را بررسی کرده است، میداند که کدام کشور در صدر قرار میگیرد. اکراه از گفتن آن با صدای بلند خود یک نقطه داده است. دولت ایالات متحده اکنون بیش از بودجه دفاع ملی خود، سود پرداخت بدهی ملی خود را خرج میکند. در سال مالی 2024، پرداخت سود 1.1 تریلیون دلار بود. بودجه دفاع 886 میلیارد دلار بود. سود از دفاع فراتر رفت. این آستانه خاص، پرداخت سود که بیش از بودجه دفاع را مصرف میکند، دقیقاً همان نشانهای است که ری دالیو به عنوان مرحله پنج در تحلیل چرخه امپراتوری خود شناسایی میکند. مرحلهای که در آن سیستم مالی به جای صرفاً تحت فشار بودن، از نظر ریاضی محدود میشود. بدهی به تولید ناخالص داخلی ایالات متحده 124 درصد است. بالاتر از آستانه 90 درصدی روگوف. دفتر بودجه کنگره، با استفاده از مفروضات محافظهکارانه رشد و نرخ بهره، پیشبینی میکند که بدهی ایالات متحده در صورت ادامه روند فعلی تا سال 2047 به 200 درصد تولید ناخالص داخلی برسد. این مسیر ژاپن است. همان توالی که در یک جدول زمانی طولانیتر به سمت همان نقطه پایانی ریاضی اجرا میشود. تفاوت حیاتی بین ایالات متحده و هر کشور دیگر در این شمارش معکوس، وضعیت ذخیره ارزی دلار است. زیرا هر ملت در روی زمین دلار را در ذخایر بانک مرکزی خود، در قراردادهای تجاری بینالمللی خود، در صندوقهای ثروت حاکمیتی خود نگه میدارد، تقاضای ساختاری جهانی برای دلار و اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده با ارزشی دلاری وجود دارد که هیچ کشور دیگری نمیتواند آن را تکرار کند. دالیو این را "امتیاز انحصاری" مینامد، توانایی وام گرفتن با نرخهای پایینتر از هر حاکمیت دیگری، زیرا جهان برای عملکرد به ارز شما نیاز دارد. اما دالیو همچنین با دقت شناسایی میکند که این امتیاز چه زمانی شروع به فرسایش میکند. این زمانی فرسایش مییابد که اعتباردهندگان، ملتها و صندوقهای ثروت حاکمیتی که اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده را خریداری میکنند، شروع به زیر سوال بردن این میکنند که آیا بدهی به طور واقعی، نه اسمی، از نظر قدرت خرید واقعی، پرداخت خواهد شد. زیرا تورم راهی است که یک ملت با ارز ذخیره میتواند بدهی خود را به طور اسمی رعایت کند و در عین حال عملاً آن را از نظر واقعی نکول کند. شما اصل را برمیگردانید، اما در دلارهایی که ارزش آنها 30 درصد کمتر از دلارهایی است که وام گرفتهاید. در سال 2022، تورم ایالات متحده به 9.1 درصد رسید، بالاترین میزان در 40 سال گذشته. دارندگان خارجی اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده زیان واقعی قابل توجهی را در داراییهای خود جذب کردند. چین داراییهای خزانه داری خود را بین سالهای 2021 تا 2024 از 1.1 تریلیون دلار به کمتر از 800 میلیارد دلار کاهش داد. نه در یک فروش ناگهانی و هولناک که میتوانست بازار را سقوط دهد و به چین نیز آسیب برساند. در یک کاهش آرام، عمدی و پایدار. نوع رفتار اعتباردهنده که دالیو آن را سیگنال مرحله اولیه توصیف میکند. نه وحشت، بلکه جابجایی. نه بحران، بلکه آمادگی. ایالات متحده در لبه فروپاشی قریبالوقوع نیست. اجازه دهید در این مورد صریح باشم. ملتی با وضعیت ارز ذخیره، اقتصادی 29 تریلیون دلاری، قدرتمندترین ارتش جهان و عمیقترین بازارهای مالی روی زمین، در یک جدول زمانی کوتاه فروپاشی نمیکند. اما در چرخه حرکت میکند. گیلدر هلند در قرن هفدهم وضعیت ارز ذخیره را داشت و جایگزین شد. پوند انگلیس در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم این وضعیت را داشت، سپس واگذار شد. نه در یک رویداد فاجعهبار واحد، بلکه در طول دههها انباشت بدهی، کشش بیش از حد نظامی، و جابجایی تدریجی اعتباردهندگان. سوالی که دالیو میپرسد، و سوالی که این شمارش معکوس کامل به سمت آن ساخته شده است، این نیست که آیا ایالات متحده فروپاشی میکند. سوال این است که شما در چه مرحلهای هستید؟ و مرحله پنج برای هر تصمیم مالی که در پنج تا 10 سال آینده میگیرید، چه معنایی دارد؟ و این چیزی است که دادهها میگویند. کشورهایی که در پایین این شمارش معکوس قرار دارند، بنگلادش، مصر، پاکستان، با آسیبپذیری ساختاری، وابستگی به انرژی، صورتحسابهای وارداتی که توانایی پرداخت آن را ندارند، ذخایر تخلیه شده، و وابستگی به صندوق بینالمللی پول که تأخیر میاندازد اما حل نمیکند، با بحران روبرو هستند. برای صدها میلیون نفر که در این کشورها زندگی میکنند، پیامدها انتزاعی نیستند. آنها قیمت نان، قابلیت اطمینان برق، قدرت خرید دستمزدها هستند. کشورهای میانی، ترکیه، آرژانتین، قبلاً بحرانهای خود را تجربه کردهاند و در مراحل مختلف بهبودی قرار دارند. درسی که آنها ارائه میدهند موقعیت فعلی آنها نیست. اثبات مفهوم آنهاست که اعتبار پولی را میتوان در عرض چند ماه از بین برد و بازیابی آن سالها طول میکشد. که پسانداز را میتوان در عرض یک آخر هفته از بین برد. که مکانیزمها نظری نیستند. و کشورهای بالا، ژاپن و ایالات متحده، با حسابرسی متفاوتی و از برخی جهات موذیانهتری روبرو هستند. نه فروپاشی ناگهانی، بلکه فرسایش تدریجی قدرت خرید، نفوذ جهانی، امتیاز مالی که اجازه هزینههای کسری را بدون پیامد فوری داده است. این فرسایش در هفتهها اتفاق نمیافتد. این در طول سالها و دههها اتفاق میافتد، اما دادهها میگویند که قبلاً شروع شده است. توصیه خاص دالیو برای سرمایهگذاران در محیطهای مرحله پنج، و او در تحقیقات خود در این مورد صریح است، تنوعبخشی در داراییهایی است که ارزش واقعی را در سناریوهای مختلف تورم و رشد حفظ میکنند، کالاها، ابزارهای مرتبط با تورم، داراییهای واقعی، تنوع جغرافیایی دور از سیستم تک ارزی. ویدیوی بعدی در این کانال این توصیه را برمیدارد و آن را بر روی کلاسهای دارایی خاصی که در حال حاضر برای سرمایهگذاران عادی در دسترس است، اجرا میکند. نه استراتژیهای صندوق پوشش ریسک، نه رویکردهای سازمانی، بلکه چارچوب تخصیص واقعی که دالیو برای افراد در حال پیمایش در یک محیط مرحله پنج توصیف میکند. اگر میخواهید نه تنها آنچه اتفاق میافتد، بلکه آنچه را که باید در مورد آن انجام دهید، درک کنید، آن ویدئو جایی است که ما در ادامه میرویم. آنجا شما را خواهم دید.