Transcription
ایالات متحده اکنون در حال اجرای محاصره تنگه هرمز است، زیرا ما تلاش میکنیم ایران را تحت فشار قرار دهیم تا کاری را که میخواهیم انجام دهد. مذاکراتی در جریان است، به طور بالقوه جلسه دیگری برای روز پنجشنبه در اسلامآباد تعیین شده است. خواهیم دید که آیا این اتفاق میافتد. خواهیم دید که این محاصره چقدر مؤثر است. چقدر سخت خواهد بود که واقعاً کار کند؟ و اگر کسی سعی کند از خط عبور کند، که طبق برخی گزارشها قبلاً اتفاق افتاده است، این محاصره چقدر مؤثر است؟ برای تلاش برای پاسخ به همه این سوالات و درک اینکه این جنگ در کجای دنیا پیش میرود، امروز سرهنگ داگلاس مکگرگور، تحلیلگر مسائل دفاعی و سیاست خارجی، مشاور سابق وزیر دفاع و کهنهسرباز جنگی با مدالهای فراوان، دوباره با ما همراه است. داگ، خوش آمدی به برنامه. >> هی، ممنون دن. قدردانی میکنم. خب، بیایید مستقیماً به این موضوع محاصره بپردازیم، زیرا انواع اظهارات گستاخانه از سوی هر دو طرف کاخ سفید و بسیاری از، حدس میزنم تقریباً گفتم بازیگران، شاید این کلمه درست بود، حامیان دولت ترامپ در رسانههای جریان اصلی شنیده میشود و سپس خواهیم دید که این چقدر به واقعیت نزدیک میشود و بیایید به اولین مورد نگاه کنیم. اینجا جک کین است که فکر میکنم امروز زودتر صحبت میکرد در مورد اینکه این محاصره چگونه واقعاً پیش میرود. سنتکام یک شبکه ارتباط رادیویی ایجاد کرده است که تمام کشتیهایی که سعی در خروج یا ورود به منطقه خلیج فارس دارند، با آنها ارتباط برقرار میکنند اگر قصدشان برداشتن نفت ایران یا انتقال آن به خارج باشد. آنها مجاز به انجام این کار نیستند و ما به آنها میگوییم کجا پارک کنند. اگر آنها آن را آزمایش کنند و بخواهند از تنگهها عبور کنند و به راهنماییهایی که سنتکام به آنها میگوید پاسخ ندهند، آنگاه ما به آن کشتی خواهیم رفت و احتمالاً این کار را با تفنگداران دریایی از هلیکوپترها انجام خواهیم داد یا میتوانیم آن را از دریا نیز انجام دهیم. آنها قادر نخواهند بود آن نفت را از آنجا خارج کنند. این یک واقعیت است. >> بله، این یک واقعیت است، داگ. هیچ راهی وجود ندارد زیرا ما به آنها خواهیم گفت کجا پارک کنند. اگر این کار را نکنند، ما عصبانی خواهیم شد. چه میگویید؟ خب، این یک صحبت سخت است و ما باید درک کنیم که این یک مأموریت بسیار دشوار برای نیروی دریایی ایالات متحده است. تصور کنید که در اتاق هیئت مدیره با کاپیتان کشتی نشستهاید. شما یکی از افسران او هستید و آنها سعی میکنند تصویر گیجکننده را مرتب کنند. کدام یک را انتخاب کنیم؟ کدام را نادیده بگیریم؟ چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد؟ چه کاری میتوانیم یا نمیتوانیم انجام دهیم؟ آیا مجاز به شلیک به کسی هستیم اگر او به ما شلیک نکرده باشد؟ این آسان نیست. این ممکن است از دور ساده به نظر برسد، اما واقعاً اینطور نیست. من زمانی را صرف کردم تا به عقب برگردم و به محاصرههای دیگر نگاه کنم، زیرا از نظر تاریخی، محاصره به طور مؤثر به عنوان اقدامی جنگی تلقی میشود. اکنون در سال ۱۹۶۲، اکتبر ۶۲، ناوهای جنگی سطحی در نیروی دریایی، ناوشکنها، رزمناوها و غیره، خط موسوم به قرنطینه را اجرا میکردند. آن خطوط روی نقشهها کشیده شده بودند. آن نقشهها سپس به همه پخش شدند. و علاوه بر آنها، شما ناوهای هواپیمابر و زیردریاییها، کشتیهای پشتیبانی لجستیکی داشتید. اما در اینجا چیز دیگری وجود دارد که باید در نظر داشته باشیم. این در آبهای خانگی ما اتفاق افتاد. به عبارت دیگر، اگر نیاز به پهلوگیری سریع داشتیم، مشکلی نداشتیم. میتوانستیم به بنادر دسترسی پیدا کنیم. میتوانستیم سوختگیری، مهماتگیری، تدارکاتگیری را خیلی، خیلی سریع انجام دهیم. و حتی اگر ناوشکنها این محاصره به اصطلاح را اجرا میکردند، ناوهای هواپیمابر و رزمناوها بودند که کل عملیات را معتبر میکردند. هشت ناو هواپیمابر در این عملیات شرکت داشتند. من نمیدانم در حال حاضر چه چیزی در آنجا داریم. آخرین باری که نگاه کردم، جورج بوش در حال عبور از دماغه هورن در جنوب آفریقا بود و سعی میکرد به اقیانوس هند برسد. اما ما هشت ناو هواپیمابر داشتیم. ما شش تا ده رزمناو داشتیم. اینها کشتیهای بسیار بزرگتری هستند. برخی به شکار زیردریایی اختصاص داشتند. برخی صرفاً هواپیما حمل میکردند و غیره. اما فقط آنهایی که اطراف کوبا، که جزیره بزرگی است، نبودند. شما همچنین کشتیهای اضافی در دریا داشتید که هر کشتی شوروی را که ممکن بود سعی در ورود داشته باشد متوقف میکردند و دیگران را دور میکردند. و اینها بیشتر در اقیانوس اطلس شمالی بودند. به عبارت دیگر، این یک تلاش عظیم برای اطمینان از برتری در جنگ ضد زیردریایی، برتری هوایی قاطع، و فرماندهی، کنترل و دفاع هوایی مؤثر و بدون وقفه بود. همه اینها در آن نقش داشت. اکنون، من قصد ندارم برای لحظهای پیشنهاد دهم که ما باید ناوگانی متشکل از ۶۰۰ یا ۸۰۰ کشتی داشته باشیم. و ما در آن روزها کشتیهای زیادی داشتیم، زیرا به یاد داشته باشید، بسیاری از این کشتیها هنوز در خدمت جنگ کره و جنگ جهانی دوم بودند. اما من فکر میکنم باید درک کنیم که رئیس جمهور ترامپ تصمیم به انجام این کار گرفت. و من مطمئن نیستم که او با برنامهریزان نیروی دریایی نشسته و از آنها پرسیده باشد: "چه کاری میتوانید انجام دهید؟ چه چیزی منطقی است؟ تا کجا میتوانید پیش بروید؟ چه چیزی را توصیه میکنید؟" منظورم این است که معمولاً شما این کار را نمیکنید و من نمیدانم چه اتفاقی افتاده است، اما شما به رئیس ستاد مشترک ارتش نمیگویید: "این کاری است که من میخواهم آنها انجام دهند. با فرمانده سِکام تماس بگیر، این کار را انجام بده." معمولاً شما افراد متخصص را میآورید و سوال میپرسید. من فکر نمیکنم این اتفاق هرگز با رئیس جمهور ترامپ افتاده باشد. من صرفاً فکر میکنم او تصمیم میگیرد و سپس به همه میگوید که بروند. خب، و سپس اکنون دقیقاً همان اتفاقی افتاده است که او گفت: "بله، من میخواهم یک محاصره داشته باشم." و بنابراین اکنون او حداقل یکی را روی کاغذ دارد، اما همانطور که آن گرافیک گری در بالا نشان میداد، طبق یکی از موارد قبلی، ۱۲ کشتی جنگی یا بیشتر درگیر این موضوع بودند. و همانطور که گفتید، در سال ۱۹۶۲ ۱۸۰ نفر بودند. بنابراین به نظر من نسبت نیروهای وظیفه به وظیفه، همانطور که ما در گذشته به آن میگفتیم، به نظر نمیرسد که واقعاً چیزی را به نتیجه برساند. و سپس سوال بزرگتر این است که اگر آنچه جک کین توصیف کرد اتفاق بیفتد، چه میشود؟ اگر بگویند اینجا پارک کنید و آنها این کار را نکنند؟ در واقع به نظر میرسد که ما قبلاً یک نمونه از آن داشتهایم. طبق اخبار دراپ سایت، یک کشتی متعلق به چین به نام ریچ استاری قبلاً از خلیج عبور کرده است. در واقع، در یک مقطع برگشته بود و سپس حدس میزنم اطلاعاتی از پکن دریافت کرد و گفتند: "نه، ادامه بده." آنها این کار را کردند. هیچ کس کاری با آن نکرد. پس این در مورد اثربخشی به شما چه میگوید؟ >> نمیدانم. منظورم این است که بدیهی است که ما بسیار احمقانه عمل خواهیم کرد اگر بخواهیم با چین بر سر دسترسی چین به خلیج فارس جنگی را تحریک کنیم. اکنون، همیشه افرادی در واشنگتن بودهاند که به دهه ۱۹۹۰ بازمیگردند، افرادی مانند ریچارد پرل و پل وولاوتز، نامهایی که باید برای کسانی که جنگ اول خلیج فارس و سپس جنگ دوم در سال ۲۰۰۳ را تجربه کردهاند آشنا باشد. آنها همیشه علاقهمند به گرفتن گلوگاه چین با کنترل منابع نفتی در خاورمیانه بودند. من هنوز فکر میکنم در نهایت همه چیز در مورد اسرائیل و سلطه اسرائیل بود. اما با این حال، ما بسیار بسیار احمقانه عمل خواهیم کرد اگر درگیری را تسریع کنیم. بنابراین من حدس میزنم به کسی در سنتکام گفته شده است که بیایید چینیها را بر سر این کشتی خاص تحریک نکنیم. در آینده، ما راهی برای عبور از این مشکل پیدا خواهیم کرد. من مطمئن نیستم که در آن زمان واقعاً با جزئیات دقیق از قوانین درگیری آگاه بودیم. و میدانید، ما قبلاً در مورد این موضوع صحبت کردهایم، چه در خشکی باشید چه در دریا، در هوا، آن قوانین واقعاً باید کاملاً روشن باشند. من مطمئن نیستم که آنها هستند. من دوست دارم ببینم چه میگویند. و این بسیار مفید خواهد بود، اما در حال حاضر، فکر میکنم اجازه دادن به آن کشتی چینی عبور کند، تصمیم خوبی بود. اکنون آن کشتی پس از سوختگیری باید خارج شود. این مسئله کاملاً متفاوتی است. >> و در مورد چین صحبت کنیم، شی جین پینگ میگوید: "هی، راستی، این ایده بدی است." او گفت: "در واقع، خطرناک و غیرمسئولانه است." و او گفت که جهان نباید اجازه دهد به قانون جنگل بازگردد. از آنجایی که هیچ مجوزی از سوی سازمان ملل برای این کار وجود ندارد، این یک تصمیم یکجانبه توسط ایالات متحده است. همانطور که گفتید، از نظر تاریخی به عنوان اقدامی جنگی تلقی میشود. کاملاً واضح است. و شما ممکن است به یاد داشته باشید که در ژانویه، زمانی که ایالات متحده ونزوئلا را گرفت و مادورو را سرنگون کرد و گفت ما نفت آنها را میگیریم و غیره. شکایات زیادی وجود داشت که ما قانون را رعایت نمیکنیم. ما قانون اساسی را رعایت نمیکنیم و فهرستی از افراد وجود داشت. ما قبلاً این خلاصه را از بسیاری از نظرات نشان میدادیم که ما قانون جنگل هستیم. ما شیر در قانون جنگل هستیم. ما دیگر مجبور نیستیم آن را دنبال کنیم. آن روزها گذشت. آیا ما در حال حاضر در قانون جنگل هستیم؟ >> خب، من قطعاً فکر میکنم که این ایده حقوق بینالملل توخالی از آب درآمده است. حقوق بینالملل تنها در صورتی کارآمد بود که ما به عنوان قدرت پیشرو آماده اجرای آن بودیم و من فکر میکنم کاملاً واضح است که ما این کار را نمیکنیم. بنابراین من فکر میکنم کل ایده هنجارهای بینالمللی، میدانید، این مزخرفات در مورد نظم لیبرال دموکراتیک، همه اینها به زبالهدان رفته است. ما آن را در اوکراین دور انداختیم. ما آن را هر جا که بودیم دور انداختیم. من قطعاً از سال ۱۹۶۵ به بعد استدلال میکنم. به عبارت دیگر، حقوق بینالملل تنها زمانی بینالمللی است که ما به اجرای آن اهمیت دهیم یا آن را دوست داشته باشیم. در غیر این صورت، ما تصمیم میگیریم که هر کاری که میخواهیم انجام دهیم. دوباره، این بسیار محبوب است، به خصوص در میان افرادی که دونالد ترامپ را دوست دارند. آنها تشویق میکنند. این سختگیرانه است و ما باید سختگیر باشیم. اگر سختگیر باشیم، همه چیز خوب خواهد شد. مشکل این است که جهان از سال ۱۹۶۲ خیلی تغییر کرده است. میدانید، یکی از چیزهایی که آمریکاییها درک نمیکنند این است که فرض کنیم ما تصمیم میگیریم که دسترسی چینیها به تنگه را به چالش بکشیم. دو یا سه زیردریایی چینی که به درستی مستقر شدهاند میتوانند همه آنچه را که در اقیانوس هند داریم در مدت کوتاهی غرق کنند. سپس شما با چالش جنگ زیردریایی روبرو هستید. من نمیدانم چقدر خوب عمل خواهیم کرد. ما در دهههای ۶۰ و ۷۰ عمدتاً و حتی در دهههای ۸۰ بسیار خوب عمل کردیم، اما این حوزهای است که در حال حاضر اطلاعات زیادی در مورد آن نداریم. من حتی استدلال میکنم که عصر ناوگانهای بزرگ نبرد در دریا، ناوگانهای سطحی، به پایان رسیده است. اما اگر قرار است کاری شبیه به این انجام دهید، باید به تمام الزامات جانبی فکر کنید. چند قایق کوچک؟ چند هلیکوپتر؟ چند کشتی کمکی؟ همه این چیزهایی که در این امر دخیل هستند، آیا شما آنها را دارید؟ چگونه در دریا سوختگیری و تدارکاتگیری میکنید؟ برای دریافت تدارکات باید کجا بروید؟ این یک کابوس است. من مطمئن نیستم که ما کاملاً آماده هستیم. من فکر میکنم ما در دریا بیش از حد کشیده شدهایم. و دوباره، ما یک ناو هواپیمابر داریم که در حال رسیدن است. من نمیدانم چه چیزی در مدیترانه داریم، اما نکته این است که من نمیدانم چقدر میتوانیم این کار را ادامه دهیم. و اگر نتوانید آن را ادامه دهید چه میکنید؟ >> خب، و این مشکل است. این یکی از چیزهاست. ما در مورد جنگ زمینی یا جنگ در سرزمین ایران صحبت کردیم. چون شما پرسیدید، قبل از شروع جنگ از شما پرسیدم. ایالات متحده با این ناوگان عظیمی که در آنجا جمع شده بود، چقدر میتوانست به جنگ ادامه دهد؟ و شما گفتید که فقط چند هفته طول میکشد و سپس آنها باید نوعی توقف برای سوختگیری مجدد یا مهماتگیری مجدد داشته باشند. و دقیقاً همین اتفاق افتاده است. بنابراین اکنون ما در این آتشبس به اصطلاح هستیم. اما جای تعجب است که آیا این واقعاً به دلیل آنچه شما در ابتدا شناسایی کردید نبود که با شلیک تمام این موشکها، به خصوص با نرخ شلیک نسبتاً بالا، ما از ذخایر موجود در آنجا خارج خواهیم شد. ما مجبور خواهیم بود آنها را بیاوریم. در این مدت، ما مقادیر قابل توجهی از هواپیماهای ترابری C17، C5، C130 را دیدهایم که از اروپا و ایالات متحده به این منطقه سرازیر میشوند، که این تصور را ایجاد میکند که آنها دقیقاً همانطور که شما پیشنهاد کردید عمل میکنند و در حال ذخیرهسازی مجدد هستند. اما سوال این است که آنها این چیزها را از کجا میگیرند و ذخایر اصلی چقدر است؟ چقدر میتوانیم با شلیک موشک یا در C2 ادامه دهیم؟ و منظورم این است که اینها سوالات حیاتی هستند. آیا تخمینی دارید؟ خب، من میدانم که روسها و چینیها هر دو آنچه را که میتوانند در قالب کمکهای بشردوستانه و همچنین کمکهای نظامی به ایرانیان میفرستند. بنابراین، من فکر میکنم تعداد زیادی موشک چینی و قطعاً قطعات موشک، رادارها و غیره در طول این وقفه به ایران سرازیر شده است. به عبارت دیگر، اگر این اتفاق چیزی بیش از یک وقفه نباشد، و من فکر میکنم این کاملاً ممکن است. ممکن است تا دوشنبه آینده احساس اطمینان کنیم که نیروها را تا حدی بازسازی کردهایم که بتوانیم جنگ را از سر بگیریم. منظورم این است که من به هیچ وجه این را رد نمیکنم. آتشبس تنها تا زمانی ادامه خواهد داشت که ما از آن سودی ببریم. و از آنجایی که آتشبس به خودی خود باعث فروپاشی ایران یا چیز دیگری نخواهد شد، فکر نمیکنم زیاد طول بکشد. بخش دوم این موضوع که هیچ کس هرگز به آن اشاره نمیکند، این است که برای پترودلار چه اتفاقی میافتد؟ منظورم این است که پترودلار در حال حاضر در حال سقوط است. ایران قبلاً شروع به تشویق همه کرده است تا برای نفت به یوان پرداخت کنند. صادقانه بگویم، آنها اشکال دیگری از ارز را میپذیرند، اما دلار را نخواهند پذیرفت. من فکر میکنم ما در حال پایان پترودلار هستیم. اگر این بیشتر طول بکشد، ما تمام شدهایم. و مردم متوجه نمیشوند که پترودلار چقدر مهم است. با مجبور کردن همه به انجام تجارت در بازارهای انرژی با دلار، شما تضمین میکنید که دلارهایی که خرج میشوند در نهایت در ایالات متحده در اوراق قرضه خزانه ما سرمایهگذاری مجدد میشوند. این موتور رونق ما بوده است. اگر این متوقف شود، و من فکر میکنم تقریباً قطعی است که این اتفاق میافتد، کل شیوه زندگی اقتصادی ما تغییر خواهد کرد و ما آن را خیلی دوست نخواهیم داشت. قطعاً در ابتدا نه. و سپس در نهایت، میدانید، شما مشکل این را دارید که خب، دوباره برای چه مدت بازسازی کردهاید؟ آیا یک دوره ۱۰ روزه دیگر، یک دوره دو هفتهای دیگر؟ و این روشن نیست. مشکل این همان مشکلی است که ما در گذشته با عملیات دیگر آمریکایی داشتهایم. این قرنطینه یک استثنا بود. آن به دقت فکر شده بود. چه میخواهیم به دست آوریم؟ فکر میکنیم چقدر طول میکشد؟ روش ما چیست؟ و وقتی تمام شد، چه شکلی خواهد داشت؟ همه اینها کار کرد. دوباره، ما در آبهای خانگی خود عمل میکردیم. و شورویها متوجه شدند که برای حفظ خود در یک درگیری جدی با ایالات متحده، بیش از حد از خانه دور هستند. ما اکنون در همان موقعیتی هستیم که شورویها بودند. ما در تلاشیم تا خود را در فاصله ۶۷۰۰۰ مایلی از بنادر خانگی، فرودگاهها و غیره حفظ کنیم. ما حمایت زیادی نداریم. اروپاییها از ما حمایت نمیکنند. و به دلایل خوب، دلایل بسیار خوب. و آنها فکر میکنند این دیوانگی است. این بیثبات کننده است. این اقتصاد جهانی را نابود میکند. آنها هیچ ارتباطی با آن ندارند. ژاپنیها، کرهایهای جنوبی، چینیها همه در یک قایق هستند. هیچ منفعتی برای هیچ یک از آنها در این مورد که خیلی طولانیتر شود وجود ندارد. اگرچه اگر شما چینی هستید و ذخایر استراتژیک نفتی عظیمی دارید، و دارید، احتمالاً برای دو ماه دیگر یا بیشتر، شاید سه ماه خوب هستید. و آنها همچنین جایگزینهایی را توسعه داده و جستجو کردهاند و سعی کردهاند انرژیهای تجدیدپذیر را در خانه توسعه دهند. بنابراین من فکر میکنم چینیها احتمالاً بهتر از هر کسی در موقعیت بهتری برای بقا در این وضعیت قرار دارند. اما همه دیگران در لبه تیغ هستند. هرچه این وضعیت طولانیتر شود، دوستان سابق، شرکا، متحدان ما، هرچه که آنها را بنامید، بیشتر و بیشتر ما را ترک خواهند کرد و ما تنها خواهیم ماند و در این فرآیند ورشکست خواهیم شد زیرا همه اینها باید تأمین مالی شود. و امروز نگهداری این فاجعه چقدر هزینه دارد؟ آیا یک میلیارد دلار است؟ یک و نیم میلیارد دلار؟ نمیدانم. اما مطمئنم که پول زیادی است. و دوباره، ما عمیقاً بدهکار هستیم. وضعیت ما در این زمینه بهبود نمییابد. ما نمیتوانیم تورم را متوقف کنیم. و این نوع چیزها همیشه تورم را تغذیه میکند. جنگها تورم ایجاد میکنند. به همین دلیل است که میخواهید از آن اجتناب کنید. بنابراین من هیچ خبر خوبی برای رئیس جمهور ترامپ و دولتش با این رویکرد خاص نمیبینم. خب، و من میخواهم به مسیری که شما فقط ذکر کردید در مورد متحدان برویم، زیرا این واقعاً مهم است. رئیس جمهور ترامپ واقعاً تلاش کرده است تا متحدان خود را در آسیا و اروپا تحت فشار قرار دهد و بگوید: "هی، چرا شما نمیآیید و به ما کمک نمیکنید و ما فقط کمی کمک میخواهیم، همانطور که او دیروز گفت." و این هنوز نتیجه نمیدهد. این دیروز است. بریتانیا از محاصره آمریکا در تنگه حمایت نمیکند. او میگوید: "بله، ما شرکت نخواهیم کرد، حتی پس از فشاری که او دریافت کرده است." و سپس اکنون فکر میکنم در طول شب، ما جورجیا ملانی از ایتالیا داشتیم که ترامپ او را مورد انتقاد قرار داد، زیرا ابتدا او چیزی در مورد پاپ گفت که بدیهی است او دوست نداشت که او چیزی در مورد محکومیت او گفت، اما مسئله واقعی این بود که او او را به دلیل عدم کمک به بازگشایی تنگه هرمز محکوم کرد. رئیس جمهور ترامپ فقط فکر میکند: "هی، من فقط به قایقهای بیشتری نیاز دارم. من فقط به کشتیهای بیشتر و چیزهای دیگر نیاز دارم و این تنگه را باز خواهد کرد." اما اجازه دهید از شما بپرسم داگ، بیایید فرض کنیم که فشار کار کرد و ناتو به طور کلی، همه ما و شاید ژاپن و کره جنوبی نیز، گفتند: "میدانید چیست، این نیروی دریایی ماست. همانطور که صلاح میدانید از آن استفاده کنید." آیا اگر ایرانیان تصمیم بگیرند تنگه هرمز را بسته نگه دارند، آن را باز خواهد کرد؟ >> نه، بدیهی است که نه. و اگر به عقب برگردید و به داردانل در سال ۱۹۱۵ نگاه کنید، چه چیزی بزرگترین و بهترین نیروی دریایی جهان، نیروی دریایی سلطنتی در آن زمان در سال ۱۹۱۵ را متوقف کرد؟ این یک نیروی دریایی متخاصم نبود. این شامل مینها، توپهای سنگین، بنادر ساحلی بود. یادتان هست ایرانیان الان چه دارند؟ این بسیار ترسناک و بسیار تهدیدآمیز است، چیزی که کوباییها نداشتند. آنها موشکهای کروز هدایتشونده دقیق زیادی دارند. این موشکها را میتوان در تعداد زیاد شلیک کرد. آنها موشکهای بالستیک تاکتیکی دارند. بنابراین، هر چیزی که در محدوده ساحل قرار گیرد، و این محدوده ۵۰۰ تا ۸۰۰ مایل است، میتواند با نظارت مداوم از طریق ماهوارههای فضایی شناسایی شود، به طیف وسیعی از سیستمهای حمله احتمالی منتقل شود، و هر چیزی که ظاهر شود مورد اصابت، آسیب یا احتمالاً غرق شدن قرار خواهد گرفت. و البته، بدترین چیز این است که اگر چند کشتی را در خود تنگه غرق کنید. این کار ناوبری را بسیار دشوارتر خواهد کرد. بنابراین، نه، کمکی نخواهد کرد. و کسی باید مینشست و این موضوع را برای رئیس جمهور ترسیم میکرد. منظورم این است که شما به داردانل امروز نگاه میکنید و داردانل با حدود ۳۸۰ هزار سرباز ترک دفاع میشد و این اعداد در طول زمان ثابت نبودند. منظورم این است که آنها کاهش یافتند زیرا ۸۰ هزار نفر کشته شدند، اما بیش از ۵۰۰ هزار سرباز بریتانیایی و متفقین در مقابل آنها بودند. کار نکرد. زمین فقط بیش از حد دشوار بود. شما نمیتوانستید از این صخرهها بالا بروید. بنابراین، من فکر میکنم کل ایده انجام نظامی بسیار زیاد در تنگه هرمز بسیار دشوار است. درس تاریخ را به یاد بیاورید که اگر میخواهید یک بدنه آبی بزرگ را کنترل کنید، مثلاً دریای چین جنوبی را کنترل کنید، چگونه آن را کنترل میکنید؟ خب، شما باید فیلیپین را بگیرید، باید ویتنام را بگیرید، ممکن است بخواهید دیگران را به آن مجموعه اضافه کنید. احتمالاً میخواهید تا اندونزی بروید. من چه چیزی را توصیف میکنم؟ نیروی دریایی امپراتوری ژاپن و ارتش امپراتوری ژاپن در طول جنگ جهانی دوم. این تنها راهی بود که آنها میتوانستند دریای چین جنوبی را کنترل کنند. چگونه میتوانیم خلیج فارس را کنترل کنیم اگر نتوانیم خطوط ساحلی را کنترل کنیم؟ اگر نتوانیم توپوگرافی اطراف خلیج فارس را کنترل کنیم، نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. دوباره، این به این برمیگردد که چند نفر، چه میخواهید، یک میلیون سرباز برای انجام این کار؟ چه نوع سلاحها و سیستمهایی باید داشته باشید؟ و چقدر طول میکشد تا کنترل تمام این سیستمهای حمله ساحلی را به دست آورید؟ میدانید، شما میتوانید سالها را صرف تعقیب آن چیزها کنید، زیرا برای از کار انداختن کسانی که سعی در نفوذ به خلیج فارس دارند، به تعداد زیادی موشک بالستیک تاکتیکی یا موشکهای کروز یا سیستمهای بدون سرنشین، پهپاد نیاز نیست. میدانید، این بسیار افسردهکننده است، اما جدید نیست. واقعاً نیست. ما این اشتباهات را در گذشته مرتکب شدهایم. فقط غمانگیز و ناگوار است که باید دوباره شاهد آن باشیم. >> و این بخشی از مشکل است، داگ. منظورم این نیست که مشکلات زیادی وجود ندارد که شما قبلاً برشمردید، اما ما در مورد همه آن چیزهایی که شما فقط گفتید صحبت میکنیم، در واقع، میدانید در مورد اینکه چقدر طول میکشد، چند سرباز، چگونه تأمین میشوند، سیستم لجستیک و غیره، همه آن نوع چیزها که باید به طور خودکار در مرحله مفهومی بگویند، بسیار خب، این یک کار قابل انجام نیست، اما با این حال، آنجا هست. بنابراین ما اجرا کردهایم یا بهتر است بگویم دستور را دادهایم، اجازه دهید نگوییم اجرا شده است، بنابراین ما ظاهراً قرار است این کار را بدون فکر کردن به هیچ یک از این موارد انجام دهیم. اما اکنون، در واقع، رئیس جمهور ترامپ و اکنون از طریق برخی از مشاوران غیررسمی او مانند ژنرال جک کین، ظاهراً میگوید که ما در حال حاضر به مرحله بعدی فکر میکنیم، همانطور که جک کین در اینجا شرح داد. فاز دوم این عملیات و رئیس جمهور دستور هشدار را به دریاسالار کوپر داده است تا دقیقاً همان کاری را که در حال انجام آن هستم انجام دهد، تنگه هرمز را پاکسازی کند و شما دیدید که چند کشتی در آخر هفته این کار را انجام دادند تا مینهایی را که ممکن است در آن منطقه وجود داشته باشد خارج کنند و ما پهپادهای زیر آب داریم که سعی در شناسایی برخی از این مینها دارند که ایرانیان کاشتهاند و به هیچ چیز وصل نیستند و کنترل آنها را از دست دادهاند. این کار انجام خواهد شد و سپس ما باید تنگه هرمز را ایمن کنیم و سپس عبور کشتیها را از تنگه هرمز اسکورت کنیم. این مدتی طول خواهد کشید. اما این قطعاً هرگونه ارعاب یا اجباری را که ایران ممکن است هنوز بر صاحبان کشتیهای تجاری داشته باشد، مسدود خواهد کرد. >> بنابراین همه کاری که باید انجام دهیم، داگ، اینقدرها هم سخت نیست، فقط کنترل تنگه هرمز است. مینهای موجود در آنجا را پاک کنید و سپس تمام کشتیهایی را که میخواهیم عبور کنند اسکورت کنید و همه چیز با آن خوب خواهد بود. منظورم این است که مشکل چیست؟ >> بله. خب، این غمانگیز است. صادق باشیم. شما این مینها را پاک خواهید کرد و این کار را درست زیر آتش دشمن انجام خواهید داد. تلاش برای پاک کردن مینها در هر شرایطی به اندازه کافی بد است. بسیار خطرناک است. بسیاری از اینها میتوانند با فرمان منفجر شوند. همه آنها یکسان نیستند. و شما باید افراد را به زیر آب ببرید. شما از این زیردریاییهای بدون سرنشین استفاده خواهید کرد. مطمئنم که برخی از آنها کار خواهند کرد. شما همچنین مشکل دیگری با نحوه عملکرد جریانها در خلیج فارس دارید. اگر مینها در خلیج فارس ریخته شوند، آنها در گرداب گیر میکنند و در این آبها میچرخند. به عبارت دیگر، لزوماً به دریا نمیریزند. بنابراین، شما همه این کارها را انجام خواهید داد و اکنون میخواهید این کار را درست زیر، در این مورد، ما دیگر در مورد توپها صحبت نمیکنیم. ما در مورد موشکها، موشکهای کروز، موشکهای بالستیک تاکتیکی و سیستمهای بدون سرنشین صحبت میکنیم. ما در ۳۰ روز گذشته این دولت را شنیدهایم که میگوید بیش از ۹۰ درصد از تمام سیستمهای حمله شناسایی و منهدم شدهاند. بنابراین تعداد موشکها و سیستمهای پرتاب باقیمانده حدود ۱۰ درصد است. آن ۹۰ درصد حذف شده است. خب، ما میدانیم که این درست نیست. این کاملاً غلط است. ما میدانستیم که با شروع آتشبس، شما هنوز حداقل ۴۵ تا ۵۰ هزار پهپاد داشتید. علاوه بر این، شما احتمالاً ۱۵ تا ۲۰ هزار موشک دارید. من حدس میزنم اکنون، به لطف چینیها و روسها، این اعداد به طور قابل توجهی افزایش یافته است. و به یاد داشته باشید، برای چینیها و روسها بسیار آسانتر است که به ایران برسند تا اینکه ما به تمام کشتیهای در دریا و تمام فرودگاههایی که باید برای حمله به ایران استفاده کنیم، برسیم. بنابراین، من فکر میکنم، اگر به قیمت فعلی نفت نگاه کنیم، در ماه مارس ۲۱ درصد افزایش یافته است. ۲۱ درصد بالاترین افزایش از سال ۱۹۶۷. قیمت نفت کوره ۳۱ درصد افزایش یافته است. اکنون، ما حتی شروع به صحبت در مورد تمام محصولات دیگر، خوراک پتروشیمی، سوخت هواپیما، تعادل شبکه، کودها نکردهایم. اگر شما اینها را به بازار نرسانید، که در حال حاضر یک مشکل بزرگ است، شما با تعطیلی عظیم تولید صنعتی روبرو خواهید شد. این اتفاق قبلاً با پلاستیک در سراسر آسیا افتاده است. اکنون با مدارهای کوچک در مقیاس کمتر، اما به طور فزایندهای اتفاق میافتد. به عبارت دیگر، ما فقط در مورد راندن ایران به دریا یا نابودی ایران صحبت نمیکنیم. شما در مورد یک سیستم انرژی جهانی صحبت میکنید که در حال متوقف شدن است، نه به دلیل کاری که ایران انجام داده است، بلکه به دلیل کاری که ما انجام دادهایم. چند بار باید به همه یادآوری کنیم که ما همراه با اسرائیلیها بودیم که به ایران حمله کردیم. ما مورد حمله قرار نگرفتیم. وقتی به ایران حمله کردیم، باعث شد لویدز لندن بلافاصله بیمه حمل و نقل هر کشتی را متوقف کند. بنابراین لویدز لندن وارد عمل شد. آنها تنگه را بستند. پس از آن، نتیجه قطعی بود که تا زمانی که جنگ ادامه داشت، تنگه باز نخواهد شد. بنابراین اکنون ما آتشبس داریم. ظاهراً، آتشبس قرار است مقدمه باشد. همه ما به نوعی راهحل مذاکرهای منطقی امیدواریم. این بعید به نظر میرسد زیرا ما همچنان خواستههای اسرائیل را به ایرانیان تحمیل میکنیم و ایرانیان هیچ قصدی برای تسلیم شدن به آن خواستهها از سوی اسرائیل ندارند. آنها میدانند این جنگ در مورد چیست. مردم در مورد چین و چیزهای دیگر صحبت خواهند کرد. این مزخرف است. این جنگ در مورد دولت اسرائیل و برتری دولت یهود در سراسر منطقه و عوامل آنها در ایالات متحده است که ما را برای آن نتیجه گروگان گرفتهاند. ما نمیتوانیم آن نتیجه را در حال حاضر تولید کنیم. و هرچه بیشتر طول بکشد، ضعیفتر به نظر میرسیم، هرچه بیشتر طول بکشد، دیگران بیشتر احتمال دارد وارد درگیری شوند. و تا کنون، ما همیشه آنها را رد کردهایم و گفتهایم: "اوه، هیچ کس هرگز این کار را نخواهد کرد. اوه، آنها هرگز این کار را نخواهند کرد. چی؟ ترکها، آنها هرگز کاری نخواهند کرد. مصریها، آنها هرگز کاری نخواهند کرد. چینیها، آنها هرگز کاری نخواهند کرد. چند بار باید این کار را انجام دهید؟ من به یاد میآورم که در ژانویه ۲۰۲۲ با یک میزگرد در واشنگتن دی سی نشسته بودم و گفتم: "اوه، روسها هرگز در اوکراین مداخله نخواهند کرد. چرا؟ این برای اقتصاد آنها فاجعهبار خواهد بود. آنها نمیتوانند آن را حفظ کنند. آنها نمیتوانند فشار را تحمل کنند." ما احمق هستیم. ما باید درک کنیم که وقتی به مردم هیچ گزینهای نمیدهیم، هیچ راه دیگری برای خلاص شدن از بحران به آنها نمیدهیم، آنها خواهند جنگید. و بنابراین اکنون ما آموختهایم که ایرانیان تسلیم نخواهند شد. هیچ تسلیمی وجود نخواهد داشت. هیچ مراسم تسلیمی در ناو جنگی میسوری برای رئیس جمهور ترامپ برای حضور و شرکت وجود نخواهد داشت. این اتفاق نخواهد افتاد. و فرمانده سنتکام، دریاسالار کوپر، من هیچ چیز در مورد آن مرد نمیدانم. من فکر نمیکنم او دستی ارائه کرده باشد. او قطعاً چستر نیمیتز نیست. تفاوتی نمیکند. او نمیتواند کاری را که رئیس جمهور ترامپ به او دستور داده است انجام دهد. مگر اینکه او آماده از دست دادن بسیاری از کشتیها و ایجاد خسارات بیشتر در خلیج فارس باشد. به یاد داشته باشید، زیرساختهای نفتی باقیمانده و تأسیسات نمکزدایی در خلیج فارس همچنان در معرض خطر هستند. و ایرانیان روشن کردهاند که اگر به ما حمله کنید و این چیزها را نابود کنید، ما همه آنها را در سواحل غربی پاک خواهیم کرد. خب، این ما را برای یک دهه در خلیج فارس از کار میاندازد، دن. ما با یک دهه توقف روبرو هستیم. کل جهان به شدت از این رنج خواهند برد. بنابراین، این کار نخواهد کرد. >> و میدانید، اگر اگر همین جا متوقف میشدیم در مورد آنچه که بخش دوم از آنچه جک کین گفت، مأموریت پیگیری بود که ظاهراً قبلاً به عنوان دستور آمادهسازی توسط رئیس جمهور ترامپ به دریاسالار کوپر داده شده است. بنابراین سوال این خواهد بود که اگر اگر آن ناپایدار باشد، اگر نتوانید آن بخش را انجام دهید، میتوانید مکالمه را در همانجا متوقف کنید. متأسفانه مکالمه متوقف نشده است زیرا اکنون بسیار روشن، به طرز دردناکی روشن شده است، با آنچه که من در حال نشان دادن آن هستم، که آن درس آموخته نشده است یا حتی آن واقعیتها درک نشدهاند که این چیزی است که ما از نظر فیزیکی نمیتوانیم انجام دهیم، زیرا علاوه بر این، اکنون ما در مورد این مذاکرات دوباره صحبت میکنیم. اکنون، به عنوان یادآوری سریع به همه، البته، شنبه گذشته، جلسه در اسلامآباد بین ایالات متحده و ایران برگزار شد. و با خروج ونس و گفتن: "خب، ما بهترین پیشنهاد نهایی خود را به آنها دادیم و آنها آن را نپذیرفتند." سپس میگوییم: "بسیار خب، شاید این آخرین پیشنهاد نبود. شاید دوباره برویم، شاید پنجشنبه." بنابراین، ممکن است جلسه دیگری در پنجشنبه برگزار شود. خب، معاون رئیس جمهور ونس، حدس میزنم دیشب کمی شفافیت در مورد آنچه که او در این مذاکره به دنبال آن بود، ارائه کرد. شما به من بگویید همانطور که این را تماشا میکنید، چه چیزی را متفاوت میشنوید که ممکن است متفاوت به نظر برسد یا واکنش متفاوتی از سوی ایرانیان دریافت کند؟ >> دو چیز به طور خاص وجود دارد که رئیس جمهور ایالات متحده واقعاً گفت که ما هیچ انعطافپذیری نداریم. ما باید به نتیجهای که رئیس جمهور در مورد اولین مورد از این موارد، که برخی افراد آن را گرد و غبار مینامند، یعنی اورانیوم غنی شدهای که ایرانیان در حال حاضر در اختیار دارند، برسیم. ما گفتهایم که میخواهیم آن از کشورشان خارج شود و ما میخواهیم مالکیت آن را به دست آوریم. اکنون چرا این مهم است؟ این مهم نیست، زیرا آنها به آن مواد دسترسی دارند. اکنون این مواد در واقع زیر زمین توسط عملیات چکش نیمه شب دفن شده است. اما اگر در بلندمدت به این موضوع فکر کنید، رئیس جمهور نمیخواهد رئیس جمهور بعدی یا رئیس جمهور پس از او را با نگرانی در مورد این برنامه رها کند. و بنابراین ما میخواهیم آن مواد را به طور کامل از کشور خارج کنیم تا ایالات متحده کنترل آن را داشته باشد. و دومین چیز، دوباره به نکته تأیید بازمیگردد. اینکه ایرانیان بگویند که سلاح هستهای نخواهند داشت یک چیز است. اینکه ما مکانیزمی برای اطمینان از عدم وقوع آن ایجاد کنیم، چیز دیگری است. بخشی از آن البته اطمینان از این است که آنها توانایی غنیسازی اورانیوم را ندارند، که چگونه آنها قبلاً به سلاح هستهای نزدیک شده بودند. >> بنابراین منظورم این است که چرا ایران چنین کارهایی را انجام میدهد وقتی میبیند که شما حتی نمیتوانید واقعاً این مورد اول را انجام دهید؟ نظر شما در این مورد چیست؟ >> برای ایران، مسئله حاکمیت ملی است. این بدان معناست که اگر آنها از این خواستهها پیروی کنند، در واقع اورانیوم غنی شده را به ما تحویل میدهند و به ما اجازه میدهند بازرسیهای تهاجمی را انجام دهیم. اکنون، برجام که در دوران دولت اوباما تصویب شد یا تصویب نشد، کلمه اشتباه است، در دوران دولت اوباما توافق شد، به همه این موارد پرداخت. رئیس جمهور ترامپ، تحت فشار شدید اهداکنندگان میلیاردر صهیونیست خود، آن را دور انداخت. اکنون او نه تنها بازرسیهای تهاجمی را میخواهد، او اصلاً غنیسازی اورانیوم را نمیخواهد. من میگویم این یک شروع کننده نیست و هیچ فایدهای در ملاقات برای بحث در مورد هیچ چیز وجود ندارد. اگر در حال حاضر یک ایرانی هستید، هر چقدر هم که خسارت به کشورتان وارد شود، میدانید که ابتکار عمل استراتژیک را در دست دارید. شما مجبور نیستید ۵۰ هزار سرباز را در اطراف تنگهها قرار دهید. شما تنگهها را با حمله دقیق، آتش دقیق کنترل میکنید. شما مجبور نیستید تعداد زیادی نیرو در آنجا داشته باشید. چند نفر همیشه مفید است، و این همان چیزی است که آنها دارند. چند نفر که در انجام کاری که با قایقهای کوچک و زیردریاییها و غیره انجام میدهند بسیار خوب هستند، اما مجبور نیستند کار دیگری انجام دهند. آنها همچنین میدانند که اگر ما این مسیر را ادامه دهیم و حملات به ایران را از سر بگیریم، جهان عمیقاً بیگانه خواهد شد و به شدت علیه ما خواهد شد. ما میتوانیم شاهد ائتلافی از ملتها باشیم که گرد هم میآیند و من نمیخواهم در مورد اینکه چه کسی میتواند در ائتلاف باشد حدس و گمان بزنم، اما فکر میکنم برخی از مردم در آمریکا از اینکه چگونه به سادگی گرد هم میآیند و میگویند کافی است و اگر متوقف نشوید، ما شما و نیروهایتان را هر کجا که پیدا کنیم دشمن تلقی خواهیم کرد، شگفتزده خواهند شد. بحران در سراسر جهان چقدر جدی است. ما زیاد در مورد آنچه در ژاپن میگذرد یا مشکلات در کره صحبت نکردهایم و امیدوارم کمی در مورد آنچه در اروپا میگذرد صحبت کنیم، زیرا آنچه سران کشورهای اروپایی میگویند، نگاه کنید، ما نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. آنها علناً نمیگویند، میدانید، حمله به ایران را متوقف کنید، اما خصوصی میگویند باید متوقف شود. نمیتواند ادامه یابد. به زودی علناً خواهند گفت، زیرا ما نمیتوانیم با این نتیجه زندگی کنیم. بنابراین ایران در صندلی راننده است. آنچه ما از دور دیگری از مذاکرات انتظار داریم فراتر از درک من است. فراتر از نمایشی، تصویر یا توهم نوعی رویکرد مشروع به صلح، در حال حاضر هیچ چیز وجود ندارد. >> و و من تعجب میکنم، داگ، اگر این مدرکی است که شاید ما به زمان بیشتری برای رساندن مهمات بیشتر به صحنه و غیره نیاز داریم. چون من فکر میکردم، ببینید، هیچ دلیل واقعی برای این وجود ندارد که ایران موضع خود را به طور جادویی تغییر دهد، به خصوص با توجه به اینکه ما هنوز در وضعیت آتشبس هستیم. راستی، طرف ایرانی همان کاری را میکند که ما میکنیم. آنها قطعاً در حال ذخیرهسازی مجدد و استراحت نیروهای خود و آماده شدن برای مرحله بعدی هستند. آنها همه تلاش خود را با آن انجام میدهند. بنابراین آنها فقط در حال بازیابی نظامی از دور اول این موضوع تا کنون هستند. ما هم همینطور. اما اکنون پیشرفت هیچ چیز جدیدی ارائه نکرده است. بنابراین جای تعجب است که چرا شما میخواهید برای پنجشنبه صحبت کنید در حالی که به معنای واقعی کلمه شنبه شب گفتید، این آخرین پیشنهاد ماست. اما سپس او هیچ چیز متفاوتی ارائه نمیدهد. در مورد چیزی که او به طور قطع میداند. ایرانیان، این یک شروع کننده نیست. پس چرا فکر میکنید که آنها جلسه پنجشنبه را پیشنهاد میدهند؟ >> هیچ کس از ابتدا تا کنون حقیقت را به ما نگفته است. ما هرگز تصویری صادقانه از آنچه که انجام دادهایم و انجام ندادهایم نداشتهایم. ما مجبور بودیم به نیروی هوایی چهار ستاره گوش دهیم که مانند یک حسابدار از روی یک صفحه گسترده میخواند و به ما میگوید که ما به ۷۰۰۰ هدف حمله کردهایم. ما به هر هدف ضربه زدهایم و موفق بودهایم و تمام وظایف محوله را انجام دادهایم. این مانند این است که بگوییم، خب، بیمار در اینجا که در مرحله پایانی است، ما پای چپ او را قطع کردیم، او را پانسمان کردیم، نزدیک قلبش، و ما بسیار موفق بودیم. بدیهی است که در این میان، بیمار مرده است، اما هیچ کس زحمت نمیکشد که آن را ذکر کند. شما به ما نگفتید که بیمار را زنده نگه داریم، شما به ما گفتید عمل کنیم، پس ما عمل کردیم. این احمقانه است. این نتیجه معکوس دارد. این دیوانگی است. به هیچ نتیجهای نخواهد رسید. اما رئیس جمهور ترامپ نمیخواهد تحقیر پذیرش اینکه ما هر کاری که میتوانستیم انجام دادهایم را تحمل کند. نیروی نظامی اکنون دیگر پاسخ درستی نیست. و ما رویکرد متفاوتی را در پیش خواهیم گرفت. و ما در این میان نیروهای خود را از درگیری فعلی خارج خواهیم کرد. ما به میانجیهای دیگر، دیگران که مایل به کمک به ما برای مذاکره برای نتیجه مطلوبتر از آنچه میتوانیم به تنهایی به دست آوریم، روی خواهیم آورد. این برای او تحقیرآمیز است. او نمیتواند این کار را انجام دهد. یک مرد بزرگ میتواند این کار را انجام دهد. او نمیتواند این کار را انجام دهد. این محصول روی کان است. همه باید روی روی کان که مربی او بود، جستجو کنند. CHN، نام کوچک روی. آن مرد یکی از شیطانیترین، پستترین موجودات روی زمین بود. و او حکمت خود را به رئیس جمهور ترامپ منتقل کرد. و رئیس جمهور ترامپ طبق آن زندگی کرده است. و یکی از قوانین او این بود که هرگز چیزی را نپذیر. هرگز شکست را نپذیر. بگو موفق بودی وقتی نبودی. بگو که کنترل داری وقتی نداری. به عبارت دیگر، هرگز، هرگز با هیچ کس صادق نباش. زیرا اگر به هر شکل یا صورتی شکست را بپذیری، اگر بپذیری که نتوانستهای چیزی را انجام دهی، بقیه دنیا تو را نابود خواهند کرد. این فلسفه اوست. فلسفه او مستقیماً از روی کان است. و به همین دلیل است که ما هیچ تغییری نخواهیم دید. >> اما مشکل این است که شما نمیتوانید این را حفظ کنید. شما نمیتوانید آن را در خلیج فارس حفظ کنید. شما نمیتوانید آن را با قدرت هوایی ما حفظ کنید. و مهمتر از همه، و ما در مورد آن در یک دقیقه صحبت خواهیم کرد، با تأثیرات اقتصادی همه اینها. ما نمیتوانیم آن را با اقتصاد خود، قیمت بنزین و همه چیزهایی که همراه آن میآید، حفظ کنیم. بنابراین چیزی باید تسلیم شود. و ما واقعاً نمیتوانیم در مورد این بخش صحبت کنیم بدون اینکه در مورد فیل در اتاق صحبت کنیم. و این طرف اسرائیلی است. ما دیروز یک کلیپ صوتی از بنیامین نتانیاهو را نشان دادیم، فکر میکنم دوشنبه، که آشکارا اعلام کرد که گزارشی از جی دی ونس دریافت کرده است در حالی که او در این مذاکرات دخیل بوده است و گفت که او روزانه از سوی افراد امنیت ملی در کاخ سفید گزارش دریافت میکند. بنابراین، منظورم این است که به گفته همه، او کسی است که تصمیمات را میگیرد. و رئیس جمهور ترامپ و من به هیچ وجه نمیتوانم بفهمم چرا او اجازه داد، اول از همه، حتی قبل از شروع این موضوع با توافقی که برای آتشبس از طریق پاکستانیها به دست آورد که گفتند آتشبس در لبنان بخشی غیرقابل مذاکره از آن بود که البته اسرائیلیها تا امروز همچنان آن را نقض میکنند تا مطمئن شوند که همه میدانند که رئیس جمهور ترامپ در قدرت نیست، بلکه بنیامین نتانیاهو است. اگر او آتشبس نمیخواست، ما از کجا به اینجا میرسیم اگر آن قدرت خود را بر کاخ سفید ما حفظ کند؟ اول، من از همه میخواهم که به بخش کنوانسیون ملی جمهوریخواهان قبل از انتخابات ۲۰۲۴ برگردند و تماشا کنند، جایی که پرچم اسرائیل، یک پرچم عظیم اسرائیل، روی دیوار پشت سخنرانان چسبانده شده بود و تابلویی وجود داشت که میگفت "اسرائیل اول" و نمایندهای از آپاک یا یکی از آن سازمانها بیرون آمد، جایگاه خود را پشت تریبون گرفت و گفت: "اسرائیل اول." و او گفت: "این همان چیزی است که ما میخواهیم." و جمعیت تا حدودی گیج شده بودند. برخی نشستند و گفتند: "این چیست؟" گهگاه تشویقهایی وجود داشت و سپس سکوت شوکهکنندهای بود. شما باید مردم را با حرفشان باور کنید. شما باید به کاری که مردم انجام میدهند توجه کنید. بنابراین مردم باید پیام را در همان لحظه دریافت میکردند که ما به سمت نوع جدیدی از دولت آمریکا حرکت میکنیم. دولتی که اسرائیل و منافع آن و منافع عوامل آن در ایالات متحده را برتر از همه منافع دیگر ایالات متحده میداند. آنها این کار را با اصرار بر اینکه منافع اسرائیلیها و عوامل آنها در ایالات متحده و سلطه بر خاورمیانه برای ایجاد برتری آنها، این منافع را با منافع خودمان یکسان میدانند، انجام میدهند. خب، همه ما میدانیم که این درست نیست. اما خیلیها این را جدی نگرفتند. بنابراین این بخش اول است. بخش دوم این است که در مقطعی از زمان، از آنجایی که رئیس جمهور ترامپ در دستیابی به تمام اهدافی که توسط لابی اسرائیل و عوامل آن در ایالات متحده، میلیاردرهای صهیونیست به او محول شده بود، ناموفق بوده است، ممکن است رئیس جمهور ترامپ بیشتر یک بار باشد تا یک دارایی. اگر نتواند آن را انجام دهد و نتواند ایران را سرنگون کند، اگر نتواند این دولت را نابود کند، خب، حدس میزنم باید به سراغ شخص دیگری برویم. و من فکر میکنم این اتفاق میتواند بیفتد، زیرا کنگره، به یاد داشته باشید، با استثنائات بسیار کمی، به همان اندازه که به لابی اسرائیل و اهداکنندگان آن وابسته است، به چیز دیگری وابسته نیست. بنابراین شما اعتراضات زیادی را از سوی افراد در کنگره در مورد کاری که رئیس جمهور ترامپ انجام میدهد نمیبینید یا نمیشنوید. اوه، آنها او را برای هر چیزی که میتوانید تصور کنید مورد حمله قرار خواهند داد. برای عضویت در کلاس اپستین، برای اعلام ورشکستگی شش بار در زندگیاش، هر چه. اما نکته اصلی این است که آنها به این اعتراض نمیکنند، زیرا به آنها پول داده شده است تا سکوت کنند و همراهی کنند. اما اگر میلیاردرهای صهیونیست به دوستان خود در کنگره بگویند که زمان تغییر فرا رسیده است، آنگاه من حدس میزنم که میتوانیم شاهد ریاست جمهوری جی دی ونس باشیم. مشکل جی دی ونس، البته، عدم تغییر است. شما هنوز با کسی سر و کار دارید که بسیار تحت نفوذ لابی و میلیاردرهای صهیونیست است. اکنون، شاید اگر او به آنجا برسد، بتواند ما را اشتباه ثابت کند، اما شواهد زیادی برای نشان دادن اینکه اینطور نیست وجود ندارد، زیرا به یاد داشته باشید، شما نمیتوانستید به این دولت بپیوندید. شما نمیتوانستید در لیست انتخاباتی باشید. شما نمیتوانستید بخشی از کابینه باشید مگر اینکه برای "اسرائیل اول" امضا میکردید. وقتی سیستمی را راهاندازی کردهاید، این بدان معنا نیست که باید از رئیس جمهور ترامپ عبور کنید، بلکه کسی مانند لری الیسون تعیین میکند که چه کسی باید وزیر امور خارجه، وزیر دفاع، ما اکنون آن را جنگ مینامیم، و نوستالژی جنگ جهانی دوم، یا هر یک از پستهای کلیدی کابینه باشد، میدانید که کنترل دولت خود را از دست دادهاید. این دیگر یک دولت آمریکایی نیست. و متعلق به مردمی است که پول دارند و "اسرائیل اول" هستند. با رئیس ستاد کاخ سفید، سوزی وایلدز، که در واقع مشاور کمپین در اسرائیل برای نتانیاهو بود، چه کار میکنید؟ این چیزهای بسیار عجیبی است. میدانید، زمانی در این کشور بود که مردم بسیار، بسیار، بسیار به نفوذ خارجی حساس بودند. یکی از دلایلی که ما قانون اساسی را به شکلی که انجام دادیم تنظیم کردیم و مقرر کردیم که کسی باید در ایالات متحده متولد شده باشد، نمیتوانست در خاک خارجی متولد شود و رئیس جمهور ایالات متحده شود، به دلیل الکساندر همیلتون بود. مردم به او اعتماد نداشتند زیرا میدانستند که او از نظر خصوصی بسیار طرفدار انگلیس است. ما به تازگی انقلابی را برای بیرون راندن بریتانیاییها، برای جدایی از امپراتوری بریتانیا، انجام داده بودیم. چرا باید مردی مانند الکساندر همیلتون را در ریاست جمهوری داشته باشیم؟ این چیزی است که کاملاً جدید نیست، اما به این معنا جدید است که دولت در دست آمریکاییهایی نیست که منحصراً یا عمدتاً در جهت منافع ایالات متحده و مردم آمریکا عمل میکنند. >> خب، و بیایید به پیامدهای آنچه شما توصیف کردید نگاه کنیم. منظورم این است که هر کسی که مایل به نگاه صادقانه باشد، نمیتواند به نتیجه دیگری برسد، زیرا فقط بر اساس اقدامات، منظورم این است که شما حتی میتوانید آن را به طور محدود از این مذاکرات در اینجا نگه دارید، شانس بزرگی برای رئیس جمهور ترامپ وجود داشت که نوعی معامله نجات چهره در اسلامآباد به دست آورد. طرف ایرانی مایل به همکاری با او بود تا زمانی که چیزهایی را که میخواستند به دست میآوردند. ما آن را در سطل زباله انداختیم و باید پرسید چرا. من فکر میکنم شما همین الان جواب آن را دادید. اکنون باید به پیامدهای آن نگاه کنیم و پیامدهای مالی زیادی دارد. اجازه دهید فقط به چند مورد نگاه کنم که شما هم در آسیا و هم در اروپا ذکر کردید. این یکی از آسیا است. این از کره و روزنامه جون است. آنها در حال حاضر هشدار میدهند که اگر قیمت سوخت همچنان افزایش یابد، ممکن است مجبور شوند جیرهبندی خودرو را به بخش خصوصی گسترش دهند. و این دو هفته پیش بود. بنابراین وضعیت در آنجا بدتر میشود. و همانطور که شما امروز صبح به گری و من گفتید، مسائلی در ایرلند نیز در جریان است که در آنجا به دلیل هزینههای سوخت به مسائل بسیار بزرگی رسیده است و اعتراضات زیادی در جریان است. >> خب، من فکر میکنم تماشای آنچه در ایرلند میگذرد بسیار مهم است. من میگویم اگر شما اروپایی یا آمریکایی هستید، ایرلند قناری در معدن زغال سنگ است. اکنون چرا میگویم یا آمریکایی؟ افرادی در ایالات متحده هستند که درک نمیکنند که نفت یک کالای قابل تعویض است. صرف اینکه ما مقدار زیادی نفت در ایالات متحده داریم به این معنی نیست که قیمت نفت پایین خواهد ماند. این درست نیست. و اگر این ادامه یابد.
به جلو، همانطور که فکر میکنم این اتفاق خواهد افتاد، به سمت شکست آتشبس و تجدید احتمالی جنگ در ایران، فکر میکنم آنچه خواهید دید، افزایش ناگهانی قیمت سوخت در اینجا در ایالات متحده است. و دیزل نه تنها در ایرلند بلکه در سراسر اروپا یک مشکل بزرگ است زیرا آنها نوع خاصی از دیزل دارند که توسط اتحادیه اروپا اجباری شده است و به شدت به اورا وابسته است و آن جزء خاص چیزی است که از خلیج فارس به مقادیر زیاد خارج میشود. اگر نتوانید آن را تهیه کنید، باید از دیزل معمولی استفاده کنید، اما مشکل این است که تمام کامیونها مجهز به مبدلهای کاتالیزوری هستند که برای استفاده از سوختی طراحی شدهاند که بر اساس اوریا است. حالا، من همه کسانی را که این را تماشا میکنند تشویق میکنم، بروید این را جستجو کنید. اما اگر ایرلندی هستید و صاحب کامیون هستید و امرار معاش شما به استفاده از آن کامیون برای تحویل کالا بستگی دارد تا به شما پول پرداخت شود و نمیتوانید آن را برانید، تمام شد. این پایان است. همه چیز را از دست میدهید. هیچ درآمدی ندارید. نمیدانم وام مسکن روی خانهتان دارید یا نه، اما همچنان باید به کسی در جایی پول بدهید تا مکانی را اجاره کند. بنابراین، ناگهان نمیتوانید چیزی اجاره کنید. اینطور نیست. در این مرحله چیز دیگری مهم نیست. سپس مورد بعدی که شروع به احساس فشار از آن میکنید، نبود تمام مواد غذایی است که معمولاً دریافت میکردید، زیرا آن مواد غذایی با همان مقدار یا همان کیفیت که قبلاً بودند، نمیرسند. به عبارت دیگر، زنجیرههای تأمین که به آنها عادت کردهاید شروع به فروپاشی میکنند. حالا، ایرلند مکان بسیار خوبی برای تماشا است زیرا کوچک است. اتفاقات در آنجا رخ میدهد و پیامدهای آن در همه جا بسیار سریعتر احساس میشود. و به همه اینها باید چیز دیگری اضافه شود. و این چیز دیگری است که ما در گذشته در مورد آن بحث کردهایم. فکر میکنم تعداد زیادی خارجی در کشور وجود دارند که اکثریت قریب به اتفاق ایرلندیها آنها را در کشور نمیخواهند، آنها را در کشور دوست ندارند و مایل به اخراج آنها هستند. حالا ناگهان این خارجیها هستند که برای همان چیزهایی که جمعیت ایرلند میخواهد و نیاز دارد رقابت میکنند. این شما را به عنوان یک ایرلندی وادار میکند که بگویید: "یک دقیقه صبر کن. تو کی هستی؟ اهل کجا هستی؟ اینجا چه کار میکنی؟ تو اهل کشوری هستی که ۵۰۰۰ ۶۰۰۰ ۲۰۰۰ مایل دورتر است و طوری رفتار میکنی که انگار صاحب آن هستی. که حق داری در کشور من باشی." آنجاست که اوضاع خیلی زشت میشود. آنجاست که ناآرامی داخلی از کنترل خارج میشود. و در مقطعی، سربازان ایرلندی و پلیس ایرلندی که سعی در حفظ نظم دارند، مجبور خواهند شد تصمیمی بگیرند. از چه کسی محافظت کنم؟ در کنار چه کسی بایستم؟ آیا در کنار ایرلندیها میایستم، که من هستم، یا اطراف میگردم و سعی میکنم از خارجیها محافظت کنم؟ به همین دلیل است که در سال ۱۹۲۹ ۳۰ و ۳۱ هربرت هوور به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده ۹ میلیون مکزیکی را اخراج کرد. او آنها را اخراج نکرد چون از آنها متنفر بود. او آنها را به دلایل زیر اخراج کرد. اول، بیشتر آنها مشاغلی را داشتند که اکنون آمریکاییها به آنها نیاز داشتند. دوم، او میدانست که اگر آنها را از ایالات متحده بیرون نکند، میتوانند مورد خشونت قرار گیرند. به عبارت دیگر، آنها میتوانند دریافت کننده آنچه که من فقط توصیف کردم که به طور بالقوه در ایرلند اتفاق میافتد، باشند. در واقع، فکر میکنم این اتفاق از قبل شروع شده است. و او نمیخواست این را ببیند. بنابراین، او گفت: "آنها را به خانه بفرستید. وقتی اوضاع بهتر شد، میخواهند به طور قانونی برگردند. میتوانیم این را عملی کنیم. اما در حال حاضر، نمیتوانیم تحمل کنیم. آمریکاییها به این مشاغل نیاز دارند." بنابراین، ایرلند را تماشا کنید. با دقت تماشا کنید. در تمام بخشهای آن کشور. این ریزجهان است. شما در نهایت آن را در فرانسه، در آلمان، در کشورهای شمال اروپا، به ویژه در ایتالیا، اسپانیا خواهید دید. همه این کشورها با تعداد زیادی از مردم در داخل کشور که بومی آن کشور نیستند، دست و پنجه نرم میکنند. آنها بومی نیستند. آنها در بیشتر موارد حتی شهروند هم نیستند. این یک مشکل بزرگ است. بنابراین بیایید تماشا کنیم و ببینیم چه اتفاقی در آنجا میافتد، زیرا در مقطعی که اوضاع در اینجا سخت میشود، ما شاهد اتفاقی مشابه در اینجا در ایالات متحده خواهیم بود. نکته آخر در اینجا. >> حتماً. >> همه کسانی که به این موضوع گوش میدهند، مانند من و شما، همه ما در دورهای از فراوانی بیسابقه زندگی کردهایم. ما در دنیایی بزرگ شدیم که در آن فراوانی همه چیز وجود داشت. فراوانی غذا، فراوانی گرما، فراوانی مسکن. این در حال تغییر است. ما از فراوانی به کمبود میرویم. ما تازه شروع کردهایم. اوضاع بدتر خواهد شد. چگونه با آن کنار خواهیم آمد؟ و فکر میکنم این همان چیزی است که رئیس جمهور ترامپ باید به آن فکر کند. نه ایران و نه منافع امنیت ملی اسرائیل، هرچه که باشد. اسرائیل باید از منافع اسرائیل مراقبت کند. ما باید از منافع خودمان مراقبت کنیم. و ما، مانند اروپاییها، باید به سرعت از این جنگ خارج شویم، به آن پایان دهیم و سعی کنیم در اسرع وقت عادی را بازگردانیم. اگر او نتواند این کار را انجام دهد، اگر نتواند خود را متقاعد کند که این کار را انجام دهد، پس باید استعفا دهد و اجازه دهد شخص دیگری بیاید و این کار را انجام دهد، زیرا این همان چیزی است که ما در حال حاضر به آن نیاز داریم. خب، من قطعاً نمیتوانم با هیچ یک از اینها مخالفت کنم، زیرا منظورم این است که فقط طرح کلی همه جا پراکنده است. ما همین الان در مورد آنها صحبت کردیم. منظورم این است که ما نمیتوانیم آتش موشک خود را حفظ کنیم. ما امروز حتی در مورد آن صحبت نکردیم، اما شما میدانید، با موشکهای رهگیر ما، پک ۳ ها، THAAD ها، با موشکهای تهاجمی ما، JASMs و Tomahawks، و سپس فقط فرسودگی هواپیماهای ما. منظورم این است که شما نمیتوانید این کار را برای مدت طولانی انجام دهید. سپس همین موضوع در مورد خدمه کشتیها و غیره. اما سپس ما نمیتوانیم آن را بشکنیم زیرا جغرافیا ایران، نحوه تنظیم تنگه، همه این چیزهایی که شما به آنها اشاره کردید، همه اینها ناپایدار هستند. و با این حال، به جای رسیدن به نتیجهای که شما فقط در مورد آن صحبت کردید، تنها چیزی که منطقی به نظر میرسد، ما همچنان در حال رفتن در این مسیر دیگر هستیم که ناپایدار و غیرقابل دستیابی است. و من نمیتوانم ببینم که چگونه پایانی جز پایان بدی که شما در اینجا صحبت میکنید، خواهد داشت، زیرا تفکر خوشبینانه و خرج کردن در مواجهه با آن واقعیت سخت که شما توصیف کردید، دوام نخواهد آورد. شما این را از اینجا به بعد کجا میبینید؟ منظورم این است که این داستان تا چه مدت دیگر میتواند در سطح دولت ادامه یابد؟ خب، با توجه به رضایت خاطر در واشنگتن، و شما بخشی از آن را در وال استریت میبینید، مردم در وال استریت آنچه را که در حال رخ دادن است درک نمیکنند. آنها هیچ ایدهای ندارند. آنها فکر میکنند که آنچه ما در بازارهای نفت، بازارهای پتروشیمی شاهد بودیم، ناهنجاری هستند. این یک وضعیت دائمی جدید نیست. بنابراین، آنها این انتقال از فراوانی به کمبود را درک نمیکنند. در نهایت، آنها متوجه خواهند شد. و در نهایت شاهد سقوط بازار سهام خواهید بود زیرا اعتماد از بین میرود. و این اعتماد واقعاً پایدار به دولت، به رئیس جمهور است که دشمن را در دروازهها نگه میدارد، حداقل به صورت توهمی، زیرا رئیس جمهور ترامپ میآید، میگوید: "اوه، فکر نمیکنم این خیلی طول بکشد. این باید در عرض چند روز تمام شود، یا این باید در عرض یک یا دو هفته تمام شود، قطعاً تا پایان آوریل." خب، من خبری برای شما دارم. اگر میخواهید این موضوع را تمام کنید، آقای رئیس جمهور، باید این کار را انجام دهید، زیرا هیچ کس دیگری تسلیم نخواهد شد. فراموشش کن. ایران آنجاست تا بماند. شما یک کشور تمدنی هستهای با ۹۳ میلیون نفر را انتخاب کردید. آنها تسلیم نخواهند شد. و نباید هم بشوند، و ما هم نباید به آنها حمله کنیم. بنابراین، همین الان از اینجا برویم. جایی نیست که باید باشیم. او باید این کار را انجام دهد. اما دوباره، قوانین زندگی روی کان که او پذیرفته است، این را غیرممکن میکند. بنابراین اگر او نتواند این کار را انجام دهد، پس شخص دیگری باید قدم جلو بگذارد و این کار را انجام دهد، زیرا کل سیستم انرژی جهانی و اقتصادهای پشتیبان در معرض خطر نابودی قرار دارند اگر او متوقف نشود. و میدانید، شما همین الان گفتید که رئیس جمهور ترامپ مدام میگوید: "اوه، میدانید، تا پایان ماه تمام میشود یا هر چیز دیگری." و شما بر اساس کلمات او اینجا میبینید، این قیمت نفت است. اکنون به زیر ۱۰۰ دلار رسیده است. این بر اساس کلماتی که او در اینجا گفت ادامه یافته است. شما آن تیتر خبری را که گری همین الان به شما نشان داد دیدید در مورد اینکه بانکها میگویند: "بله، نگران نباشید. همه چیز خوب است. ما انعطافپذیر هستیم. مشکلی نخواهد بود." و این باعث میشود مردم فکر کنند: "اوه، بسیار خوب، عالی." و سپس آنها به جک کین گوش میدهند. آنها به لیندسی گراهام گوش میدهند. آنها به مایک پمپئو گوش میدهند. و سپس آنها نگران هیچ چیز نخواهند بود. اما منظورم این است که به نوعی فکر میکنم میتوانید استدلال کنید که این تیترهای خبری مثبت در واقع برای ما خطرناک هستند و ما را به همان مناطقی سوق میدهند که باعث میشود احتمال ورود ما به این دوران کمبود که شما توصیف کردید، بیشتر شود تا کمتر. آنها توهم را حفظ میکنند و تا زمانی که ظاهر خوب باشد، رئیس جمهور ترامپ خوشحال است. اما ظاهر شما را از این موضوع عبور نخواهد داد. ما در حال حاضر در مشکل واقعی واقعی هستیم. این دوباره مرا به یاد توماس ملون میاندازد. او وزیر خزانه داری در سال ۱۹۲۹ بود و در ژوئن ۱۹۲۹ سخنرانی معروفی ایراد کرد و به همه گفت که ما در دورهای از رفاه بیوقفه زندگی میکنیم. همه چیز خوب است. و او در آن زمان چه کار میکرد؟ او تمام سهام خود را نقد میکرد، همه چیز را که میتوانست به طلا و پول نقد تبدیل میکرد و از تمام بازارها خارج میشد. و در اینجا وزیر خزانه داری بود که این کار را میکرد و به همه میگفت آرام باشند. همه چیز خوب است. اینطور نیست. و من همین را به همه میگویم. بنابراین، خواهیم دید. من هنوز امیدوارم که رئیس جمهور ترامپ خود را در درجه اول رئیس جمهور ایالات متحده ببیند و تشخیص دهد که وظیفه او محافظت، مراقبت و تغذیه ایالات متحده و مردم آن در درجه اول است. بیایید قطعاً امیدوار باشیم که چون جایگزین آن بسیار تاریک است و امیدوارم مجبور نباشیم آن را بفهمیم. من از دیدن اینکه ریزجهان ایرلند به مشکل بزرگتر ما در اینجا تبدیل شود متنفرم، اما فکر میکنم اگر به برخی از هشدارهای شما توجه نکنیم، این اتفاق خواهد افتاد. اما بسیار از اینکه امروز آمدید، داگ، متشکرم. ما همیشه واقعاً از شما قدردانی میکنیم. و به مردم یادآوری کنید که به McGregorwarrior.substack.com بروند تا بتوانند روزانه با داگ همراه باشند زیرا او در مورد آنچه در اینجا اتفاق میافتد صحبت میکند. او در حال حاضر مطالب عالی زیادی دارد. از شما ممنونم، داگ. و همچنین، فقط برای اطلاع شما، ما پاتریک هنینگسون را حدود یک ساعت دیگر داریم. و سپس ما یک نمایش خوب دیگر با فرمانده استیو جرمی خواهیم داشت، که به اقتصاد این موضوع و منطقه متمرکزتر در اینجا علاوه بر تنگه هرمز نگاه خواهد کرد، زیرا او تجربه رزمی در برخی از این موارد در کشتیهای نیروی دریایی دارد. اما او همچنین مسائلی دارد که قطعاً نباید آنها را از دست بدهید در مورد اقتصاد این موضوع و اینکه اگر این جنگ خیلی طولانیتر شود، به کجا میتوانیم برویم. امروز در ساعت ۲ بعد از ظهر و ۳ بعد از ظهر در Daniel Davis Ste آن را از دست ندهید. تا بعد. میدانید، من سعی نمیکنم شما را متقاعد کنم که طلا بخرید یا به شما بگویم چگونه سبد سهام خود را مدیریت کنید، اما راهی وجود دارد که میتوانید به ما کمک کنید. مشترک شوید، دکمه لایک را بزنید و این را با کسی که دوستش دارید به اشتراک بگذارید. گرما. گرما.