📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

ورود کشتی مادر عملیات ویژه به منطقه برای ربودن مقامات جمهوری اسلامی؟!!

Koocheh38:04

Transcription

اتفاقات ۲۴ ساعت گذشته همچنان نشانگر وضعیت ابهام و بلاتکلیفی در همه عرصه‌ها بود و ورود یک بازیگر مرموز به صحنه بر این ابهام افزود.

در خلیج فارس و تنگه هرمز درگیری‌ها ادامه داشت و روز جمعه ۱۸ اردی‌بهشت سندکام ویدیوی حمله به دو نفتکش جمهوری اسلامی را منتشر کرد که قصد عبور از محاصره را داشتند و می‌خواستند به یکی از بنادر ایران بروند. سنتکام اعلام کرد که یک جنگنده اف۱۸ هورنت نیروی دریایی آمریکا با برخواستن از نا هواپیمابر یوسs اس جورج اچبلیو بوش پس از شلیک دقیق به داخل دودکش‌های هر دو نفتکش آنها را از کار انداخت. ویدیویی که سنتکام منتشر کرده هر دو کشتی را در حالی که به آنها شلیک می‌شود نشان می‌دهد.

سنتکام سپس تصاویری از سه ناشکن میسن، تراکستون و پرالتا را منتشر کرد که در درگیری‌های پنجشنبه شب و بامداد جمعه با سپاه شرکت داشتند. این تصاویر نشان می‌دهد که یک خط روی این نافوشکن‌ها نیفتاده در حالی که سپاه طوفانی برپا کرده بود از تبلیغات که به کشتی‌های آمریکایی موشک شلیک کرده و به آنها خسارت زده. به دنبال تعرض ارتش متجاوز آمریکا به یک نفتکش ایرانی یگانه‌های متعرض دشمن اعلام کرد در محدوده تنگه هرمز زیر آتش موشک ایران قرار گرفتند که پس از تحمل خسارت مجبور به فرار شدند. سپاه هم فیلمی منتشر کرد از لحظه شلیک موشک به کشتی‌های آمریکایی بدون هیچ تصویری از اصابت موشک ولی حامیان حکومت شلیک را برابر اصابت گرفتند و شادی‌ها کردند. الله اکبر. الله الله اکبر. حالا سندکام با انتشار تصاویر کشتی‌های سالم نشان داد که موشک‌های سپاه از فاصله بسیار نزدیک هم نتوانستند به نافشکن‌های آمریکایی اصابت کنند.

درباره پهپاده‌هایشان هم ترامپ با انتشار تصویری از شبیه‌سازی اصابت یک پرتو لیزر به یک پهباد نوشت: لیزرها بینگ بینگ تمام یعنی با سلاح لیزری پهبادهای سپاه را زدیم و دیگر این پهبادها خطری برای ما نیستند. این یعنی محاصره جمهوری اسلامی توسط آمریکا با موفقیت پیش می‌رود.

سنتکام روز جمعه هجدهم اردی‌بهشت اعلام کرد که از زمان آغاز محاصره بنادر ایران نیروهای آمریکایی در مجموع مسیر ۵۷ شناور تجاری را تغییر داده و سه شناور دیگر را نیز از کار انداخته‌اند. سنتکام همچنین تأیید کرد که در حال حاضر سه نافشکن آمریکایی شامل یوسs اس تراکستون یوسs اس رافائل پرالتا و یوس اس میسن در دریای عرب مستقر هستند تا بر اجرای این محاصره نظارت کنند. این نافشکن‌ها بخشی از نیروی ضربت دریایی هستند که وظیفه دارند مانع از ورود یا خروج هرگونه محموله از بنادر ایران شوند. این خبر که سپاه با تمام توان به نافشکن‌های آمریکا حمله کرد ولی نتوانست هیچ آسیبی به آنها برساند، حامیان حکومت را بسیار ترسانده و ناامید کرده است.

همزمان یک خبر تکان‌دهنده دیگر منتشر شده از اینکه جمهوری اسلامی نفت اضافه‌اش را که نمی‌تواند به دلیل محاصره صادر کند به دریا می‌ریزد. این یک پاسخ کثیف و آلوده‌ کننده محیط زیست می‌تواند باشد به محاصره دریایی موفقیت‌ آمیز آمریکا. تصاویر ماهواره‌ای یک لکه نفتی بزرگ با وسعت حدود ۴۵ کیلومتر مربع در نزدیکی جزیره خارک را نشان می‌دهند. شبکه خبری فاکس نیوز می‌گوید این موضوع ممکن است نشانه‌ای از فروپاشی زیرساخت‌های نفتی جمهوری اسلامی باشد که زیر فشار فضاینده ایالات متحده قرار دارد. این خبر از آن جهت بسیار اهمیت دارد که نشان می‌دهد بقایای جمهوری اسلامی برخلاف آنچه به آن تظاهر می‌کنند و نمایش می‌دهند در وضعیت بسیار شکننده‌ای قرار دارند. یک قدم به فروپاشی و از دست دادن کنترل خود بر تولید و عرضه نفت و حتی کنترلشان بر تنگه هرمز و خلیج فارس.

اما به جز این خبرها یک خبر بسیار مهم دیگر در ساعت‌های گذشته مورد رصد چشمان تیزبین برخی ناظران قرار گرفته و از چشم بسیاری هم پنهان مانده که نشان می‌دهد به احتمال زیاد برای جمهوری اسلامی غافل‌گیری‌هایی در راه است و آن خبریست که اکانت امتی تی اندرسون در توییتر منتشر کرده است. این اکانت که در حوزه اوسینت اطلاعات متنباز فعالیت می‌کند، معمولاً تصاویر ماهواره‌ای، جابهجایی ناوها، هواپیماها و فعالیت‌های نظامی را دنبال و تحلیل می‌کند و در فضای تحلیل‌گران نظامی و دنبال کنندگان تحرکات ارتش آمریکا بسیار شناخته شده است. این تحلیل‌گر در این توییت به داده‌های ماهواره سنتینل ۲ در تاریخ ۷ می اشاره می‌کند. ۱۷ اردیبهشت و می‌گوید در پایگاه بسیار مهم آمریکا در دیگو گارسیا یک کشتی خاص دیده شده که احتمال می‌دهد همان ام وی اوشن تریدر باشد. این کشتی کشتی مادر فرماندهی عملیات ویژه SO است که هر وقت به جایی می‌رود معنایش این است که نیروهای عملیات ویژه قرار است آنجا عملیات پیچیده‌ای انجام بدهند.

قبل از تحلیل این خبر مهم ورود این کشتی مرموز و اسرارآمیز به صحنه پر از ابهام این روزها لازم است ترجمه توییت بیان شود که در آن این تحلیل‌گر آمریکایی گفته کشتی مادر فرماندهی عملیات ویژه در دیگو گارسیا تصاویر سنتینل د مربوط به ۷ می ورود بسیار مهمی را در پایگاه دریایی دیگوگارسیا نشان می‌دهد احتمالاً کشتی مادر فرماندهی عملیات ویژه یعنی ام وی اوشن تریدر در داخل آب‌های آرام آتل به صورت امن لنگر انداخته است. کشتی یو ان اس پیلاو و یک ناشکن کلاس آرلی برک نیز در لاگون حضور دارند. این تحلیل‌گر می‌گوید آخرین مشاهده قطعی من از این کشتی به نوامبر ۲۰۲۵ و ساحل پورتوریکو برمی‌گردد. در ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ یک مشاهده احتمالی از آن در مدیترانه و در حال نزدیک شدن به کانال سوئز داشتم. این مشاهده در اقیانوس هند یعنی در دیگو گارسیا به طور جدی آن مسیر قبلی را تأیید می‌کند. این تحلیل‌گر می‌گوید هر زمانی که اوشن تریدر وارد صحنه عملیات می‌شود مشابه آنچه قبلاً در استقرارهای مرتبط با ونزوئلا دیدیم معمولاً عملیات‌های پیچیده‌تری در ادامه رخ می‌دهند. آیا ورود این کشتی نشان می‌دهد که عناصر سوکام فعالانه در حال آماده شدن برای مرحله بعدی هستند؟ عناصر سوکام یعنی نیروهای عملیات ویژه آمریکا.

رصد این کشتی برای تحلیل‌گران نظامی فقط یک جابهجایی عادی دریایی نیست. امی اوشن تریدر یک کشتی بسیار مهم است که تحلیل‌گران نظامی معتقدند به عنوان پایگاه شناور نیروهای عملیات ویژه آمریکا استفاده می‌شود. حضور این کشی در سال‌های گذشته بارها با مأموریت‌های حساس، عملیات مخفی، جابهجایی نیروهای ویژه، انتقال پهبادها، تجهیزات جاسوسی و حتی عملیات‌هایی که پیش درآمد بحران‌ها بوده‌اند پیوند خورده است. این کشتی در اختیار فرماندهی عملیات ویژه آمریکا یعنی سوکام قرار دارد و عملاً در خدمت و پشتیبانی این فرماندهی عمل می‌کند. بخشی از ارتش آمریکا که مسئول عملیات‌های ویژه، نفوذی، مخفی و فوق حساس امنیتیست. حالا این کشتی وارد دیوگو گارسیا شده. پایگاهی که ایرانی‌ها بهخصوص خوب می‌دانند چقدر برای آمریکا اهمیت استراتژیک دارد. آمریکا سال‌هاست از دیگو گارسیا برای عملیات علیه خاورمیانه جمهوری اسلامی افغانستان و شرق آفریقا استفاده می‌کند. این پایگاه محل استقرار بمبفکن‌های استراتژیک، هواپیماهای سوخت‌رسان، کشتی‌های لوجستیکی و تجهیزات حساس و استراتژیک ارتش آمریکاست. به همین دلیل وقتی کشتی مادری که با عملیات ویژه و مأموریت‌های مخفی گره خورده وارد چنین پایگاهی می‌شود، طبیعیست که تحلیل‌گران نظامی آن را به آماده‌سازی برای یک عملیات بزرگ، حساس و پیچیده منطقه‌ای ربط بدهند. بهخصوص در شرایط فعلی منطقه حضور اوشن تریدر در دیگو گارسیا این تصور را ایجاد می‌کند که شاید آمریکا فقط در حال نمایش قدرت نظامی نیست بلکه ممکن است در حال آماده‌سازی زیرساخت‌های لازم برای عملیات‌های پیچیده‌تر و چند لایه‌تر در منطقه باشد.

تحلیل‌گر آمریکایی در توییت خود به همراه این خبر چند نکته را مطرح می‌کند. یکی اینکه احتمالاً کشتی انویوشن تریدر داخل لاگون یعنی آب داخلی جزیره که بسیار امنه است لنگر انداخته و در کنار آن یک کشتی لوجستیکی نظامی و یک ناشکن آمریکایی هم دیده می‌شود. اینکه آخرین بار حضور قطعی این کشتی در نوامبر ۲۰۲۵ نزدیک پورتوریکو بوده و در آوریل ۲۰۲۶ احتمال داده شده بود که از مدیترانه به سمت کانال سوئس در حال حرکت است و حالا عملاً قطعی شده که در اقیانوس هند و در جزیره دیگو گارسیا مستقر شده. اما نکته مهم‌تر از همه این است که به گفته این تحلیل‌گر هر وقت اوشن تریدر وارد صحنه می‌شود، معمولاً عملیات پیچیده‌تری در راه است و او اشاره می‌کند که قبلاً هم در پرونده ونزوئلا چنین الگویی دیده شده بود. منظور او از عملیات پیچیده‌تر چیست؟ او تلویحاً چند احتمال را درباره این عملیات مطرح می‌کند. آماده‌سازی نیروهای ویژه آمریکا، عملیات مخفی در منطقه، جمع‌آوری اطلاعات در نزدیکی ایران، عملیات سایبری و الکترونیکی، مأموریت‌های شناسایی یا نفوذ، آماده‌سازی برای سناریوهای بی‌ثبات کننده در منطقه یا پشتیبانی از عملیات اسرائیل و آمریکا.

ترکیب این عوامل یعنی نام دیگوگارسیا، حضور ناوشکن آرلی برک، کشتی مرتبط با سوکام، تنش‌ها با جمهوری اسلامی، بحث محاصره دریایی و تنگه هرمز و حضور سنگین نظامی آمریکا در منطقه، همه در کنار هم این تصور را ایجاد می‌کنند که آمریکا در حال آماده شدن برای سناریوهای پیچیده‌تر است و به زبان ساده پیام ضمنی این توییت می‌تواند این باشد که آمریکا احتمالاً وارد مرحله‌ای شده که فقط نمایش قدرت دریایی نیست بلکه زیرساخت عملیات ویژه و مأموریت‌های حساس‌تر را هم فعال می‌کند. برای مخاطبان ایرانی این خبر احتمالاتی که به ذهن می‌آید عملیاتی هستند با اهدافی مانند پیاده‌سازی نیروهای ویژه در داخل خاک ایران یا پشتیبانی از عملیات بسیار محرمانه‌ای مانند خارج کردن احتمالی اورانیوم‌ها، ربودن مقامات جمهوری اسلامی، هدف قرار دادن یا حذف چهره‌های کلیدی باقی‌بانده.

نکته بسیار مهم مرتبط با ورود این کشتی و این احتمالات آن است که نتانیاهو به شکل عجیبی سکوت اختیار کرده و ترامپ هم به شکل عجیبی از ورود به یک درگیری مستقیم و کامل با جمهوری اسلامی پرهیز می‌کند که به راحتی این تصور را در ذهن ایجاد می‌کند که احتمالاً آنها به دنبال یک جنگ کلاسیک و آشکار نیستند بلکه ممکن است برنامه‌های پیچیده‌تر، مخفی‌تر و چند لایه‌ای را دنبال کنند. اگر مذاکرات به نتیجه نرسد و جمهوری اسلامی تسلیم نشود. شرایط به گونه‌ایست که از هر طرف صدا می‌آید که دیگر وقت یک سلسله حذف‌های بزرگ فراسیده و اگر ترامپ و نتانیاهو چنین نکنند بازنده خواهند بود. برخی از تحلیل‌گران می‌گویند علاوه بر چهره‌های کلیدی حتی کسانی مانند امیرحسین ثابتی و علی خضریان نماینده‌های پایداری هم باید حذف شوند. به نظر می‌رسد محتمل‌ترین سناریو الان همین باشد که یک درگیری محدودی آغاز شود و یک لایه برداری به خصوص با توجه به اینکه به خاطر مسئله مذاکرات بخشی آمدند روی رادار حتی ممکن است مثلاً هدف قرار دادن زیرساخت سیاسی نیروهای پایداری یعنی مثلاً این مجلسی با این ترکیب یک دفعه شما ببینید که بسیاری از این اعضایی مثل خضریان مثل امیرحسین ثابتی این‌ها دیگر نباشند یک لایه برداری این‌طوری انجام شود جلیلی و جبلی نباشد یا صدا و سیما اساساً یا امکانات ارتباطی این جریان با بدنه ارزشی و حزب‌اللهی که آدم می‌آورند تو خیابان در میدان‌ها قطع شود به این لوجستیک مختل شود مجدداً در دوری و اینجوری دست امثال قالیباف باز شود آیا آمدن کشتی مادر عملیات ویژه برای حذف مخالفان مذاکره و باز کردن دست قالیباف است یا اینکه کشتی قرار است سکان وقایع را به سمتی بگرداند که شر جمهوری اسلامی را از ایران و جهان به طور کلی کم کند نه اینکه فقط راه مذاکره را باز کند.

در این باره یک خبر دیگر هم قابل توجه است و آن سفر ناگهانی مارکو روبیو مرد عاقل تیم ترامپ به ایتالیا به دیدار پاپ است. پاپ یکی از مخالفان حمله آمریکا به جمهوری اسلامی است با آموزه‌های صلح‌طلبی و دوستی ترامپ گفت روبیو را به سراغ پاپ فرستاده تا به او بگوید جمهوری اسلامی نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و به او بگوید جمهوری اسلامی ۴۲ هزار انسان بی‌گناه را کشته تا وقتی پاپ دفعه بعد خواست از جمهوری اسلامی دفاع کند این را یادش باشد. مارکو روبیو هم به ایتالیا رفت تا پیغام ترامپ را به پاپ برساند و پس از ملاقات با پاپ گفت که او را که یک رهبر دینیست به خطر جمهوری اسلامی آگاه کرده است. من آن‌ها را در جریان وضعیت ایران قرار دادم و دیدگاه خودمان را درباره اینکه چرا این موضوع اهمیت دارد و خطری که ایران برای جهان ایجاد می‌کند مطرح کردم. خطری که تا حد زیادی هم شناخته شده است. بنابراین واضح است که پاپ بیش از هر چیز یک رهبر معنوی و روحانیست. یعنی این نقش اصلی اوست و البته کلیسا هم همیشه در راستای مأموریت خود برای صلح وارد تعامل و میانجیگری شده است. آیا این سفر شتاب‌زده مارکو روبیو در میانه درگیری با جمهوری اسلامی و توضیح مستقیم به پاپ که جمهوری اسلامی خطرناک است می‌تواند با ورود کشتی مادر عملیات ویژه ارتباط داشته باشد؟ آیا قرار است کار بزرگی انجام شود که قبل از آن باید ذهن پاپ و ذهن میلیاردها انسان مذهبی آماده شود؟

برخی از حامیان جمهوری اسلامی یک کلمه در حرف‌های ترامپ را برجسته کرده‌اند و مدعی شده‌اند که او می‌خواهد از بمب اتم استفاده کند. ترامپ روز جمعه در پاسخ به اینکه آیا پس از حملات پنجشنبه شب آتش‌بس هنوز برقرار است گفت اگر آتش‌بس لغو شود یک نور خیلی بزرگ از ایران بلند می‌شود که همه آن را می‌بینند. بعد از آن حمله آیا آتش‌بس با ایران هنوز برقرار است؟ بله برقرار است. آن‌ها امروز با ما بازی کردند. ما هم نابودشان کردیم. آن‌ها شیطنت کردند. من اسمش را می‌گذارم شیطنت. من به شما می‌گویم چه زمانی دیگر آتش‌بسی وجود نداشته باشد؟ اصلاً لازم نیست کسی به شما بگوید. اگر آتش‌بسی در کار نباشد کافیست فقط یک نور عظیم را ببینید که از ایران بلند می‌شود و بهتر است خیلی سریع توافقشان را امضا کنند. عبارت نور عظیم باعث شد طرفداران رژیم بگویند ترامپ علناً ما را تهدید به حمله هسته‌ای کرد و نور بزرگ اشاره به نور ناشی از انفجار هسته‌ای است. احتمال اینکه ترامپ از بمب اتم در رابطه با ایران استفاده کند احتمالی است نزدیک به صفر. منظور او از نور خیلی بزرگ می‌تواند چیزی از جنس تهدیدهای همیشگی‌اش باشد. بمباران و عصر حجر و تهدیدهایی که عملی نشده و احتمالاً نخواهد شد. زیرا او همانطور که مارکو روبیو در کنفرانس خبری گفت نمی‌خواهد آسیبی به مردم ایران برسد. رفتار ترامپ اما به گونه‌ای است که علیرغم این تمایلش مردم ایران را به شدت در تنگنا و شرایطی بس دشوار قرار داده و ناظران را حیران کرده. یک کاربر که ترامپ را املاکی و نتانیاهو را حیدر کرار می‌نامد نوشته املاکی یا نقشه‌های پیچیده‌ای در سرش دارد و دارد یه پلنی را جلو می‌برد که به عقل جن هم نمی‌رسد یا دچار زوال عقل شده. بنده سناریوی اول را محتمل‌تر می‌دانم. چرا؟ به خاطر سکوت عجیب اسرائیل و حیدر کرار عالیجناب بنیامین نتانیاهو. یادم است قبل از شروع جنگ ۴۰ روزه هم املاکی خیلی اغوا می‌کرد ولی حیدر کرار در سکوت عجیبی فرو رفته بود گویی که نخست‌وزیر سوئیس است. به هر حال خواهیم دید چه خواهد شد.

فضای ابهام چنان بر سر قصه تلخ ایران سایه افکنده که بسیاری احتمال می‌دهند که ترامپ با بقایای جمهوری اسلامی به توافقی برسد و پرونده نبرد با رژیم را همین جا ببندد و دنبال کارهای دیگرش برود و از طوری شده که محمود نبویان مخالف سرسخت مذاکره و توافق و برجام می‌گوید برجام دو در راه است و تلویحاً می‌پذیرد که کاری از دستش برنمی‌آید برای به هم زدن آن مانند آنچه درباره برجام کرد. هیچ تعهدی به هیچ‌کس نداریم. ما نه دشمن هیکل ظریف بودیم که عاشق هیکل آقای امیر عبداللهیان یا آقای باقری باشیم. منافع ملت برای ما مهم است. آنچه که من می‌فهمم این است هیچی عوض نشد. یکی از اشکالات عمده در سراسر کشور با آقای رئیسی این است که بدنه دولت همان دولت سابقه. من در داخل کار ندارم اما در وزارت خارجه الان دارم حرف می‌زنم. سروران عزیز هم مبنا و هم افراد همان است که همان است. هیچی فرق نکرد. لذا منتظر یک برجام دیگر حتماً باشید. می‌گویم که آن تیم انقلابی آدم‌های ضعیفی بودند. آقای باقری به این نتیجه رسید که باید از تیم آقای ظریف استفاده کنند. این‌ها ضعیف بودند. شما قوی‌تر از فردی که الان گذاشتید کنار تو این مقدار کادر دارم در ایران دارید در ایران قوی‌تر از ایشان دارید فعلاً که گذاشتم کنار سران عزیز آماده یک برجام دیگری باشید.

و از دیگر عجایب اوضاع این است که سعید لیلاز به عنوان یک اصلاح‌طلب مخالف مذاکره و توافق شده او یک اعتراف عجیب کرده و گفته فایل صوتی معروف ظریف را منتشر کردیم یعنی خودمان آن را درز دادیم که به آمریکا سیگنال بدهیم اما بایدن هیچ امتیازی به ما نداد چرا بایدن وقتی آمد هیچکدام از تحریم ترامپ را حتی شل نکرد آخه یه حرفی بزنید که تو شری بگید تو قافیهش نمودی آقای ظریف‌ها می‌گویند شل کرد می‌گویند نه آن که شل کرد به خاطر جنگ اوکراین شل کرد نه به خاطر عجیب حرف آقای ظریف اگر اینو گفته باشد آقای ظریف تو همین مبارزات انتخاباتی مگر با آقای رئیسی این‌ها برادر مبارزه انتخاباتی را ولش کن ما تو مبارزه انتخابتی همه‌مان چاخان زیاد می‌گوییم منم گفتم آقای ظریف هم می‌گوید همه می‌گویند ولی آقای ظریف می‌دانند که آمریکایی‌ها حتی نوار آقای ظریف وقتی منتشر شد که یک پالسی بود یک علامتی بود به آمریکایی‌ها آمریکایی‌ها حاضر نشدند به دولت آقای روحانی حتی سمبولیک یه امتیازی بدهند سمبولیک یه چیز سمبولیک مثلاً آن همانی که اوباما داده بود اوباما می‌گفت ما می‌دانیم می‌دانیم که فتوای رهبر در ایران مهم است. خب این خوشحال کرد طرف ایرانی را گارد را نسبتاً باز کرد ولی آقای بایدن کوچک‌ترین امتیازی نداد بله نفت ما بیشتر فروختیم برای اینکه روسیه وقتی تحریم شد جهان افتاد توی حول و عجیب است که وضعیت به گونه‌ای شده که سعید لیلاز نه تنها به اردوی ارزشی‌ها و تندروهایی که روبازی می‌کنند پیوسته بلکه حتی می‌گوید در انتخابات به مردم دروغ گفته که کسانی مانند پزشکی رأی بیاورند و فایل صوتی ظریف را درز داده که بایدن امتیازی بدهد که نداده. اینکه لیلازها اینطور نقاب از چهره انداخته‌اند یک نشانه تلخ و غم‌انگیز دیگر است از اینکه ایران سال ۵۷ در چه گردابی افتاد و حالا در چه باتلاقی گرفتار شده. هر ایرانی آگاه و دردمندی با شنیدن حرف‌های کسانی که ایران را تصرف کردند و سال‌ها با سوءاستفاده از احساسات مذهبی، اخلاقی و انسانی مردمان نجیب ایران را تکه تکه بلعیدند و ویران کردند به مرز جنون می‌رسد.

مصطفی پورمحمدی قاضی مرگ که برای ریاست دولت هم خیز برداشته بود گفته خمینی و خامنه‌ای و مقامات پناهگاه نداشتند و ندارند چون ما برای موشک‌ها پناهگاه ساختیم که از مردم محافظت کنیم. حرف‌هایی که دود از سر بلند می‌کند آنقدر که نمی‌توان تک‌تک دروغ‌ها و تناقض‌هایش را شمرد. اما پورمحمدی عمامه را روی سرش جابجا می‌کند و این دروغ‌ها و فریب‌ها را به خورد مردم ساده‌لوحی می‌دهد که هنوز به او و هم‌پالکی‌هایش باور دارند و شب‌ها پرچم برایشان تکان می‌دهند. به خیال اینکه آن‌ها بهشت را برایشان آماده کرده‌اند. جایی آن سوی این ماجراهای عجیب داشتم. آره سؤال است. چرا مدیران چرا رهبران چرا آقا چرا رئیس‌جمهور چرا فرماندهان پناهگاه ندارند؟ این‌ها سؤال برای همه‌مان هست دیگر. تو ذهنم یک جواب آمد. اول مردم مهم‌اند. امام هر وقت پناهگاه ساخته بودند. حاج حسن آقا خدا حفظشان کند ایشان یک بار گفت بیا برویم پناهگاه امام را ببینیم. یک اتاقی آنجا بود گفت امام یک لحظه حاضر نشد ولی بابام می‌گفت حاج احمد آقا مرحوم حاج احمد آقا بعض وقت برای استراحت می‌رفت آنجا. امام گفت تا مردم جا ندارند من کجا بروم. اینجا من خامنه شهیدم. همین نکته مهمی می‌خواهم بگویم. نه من بالاتر از این می‌خواهم بگویم. ما پناهگاه‌های مهم ساختیم ولی برای موشک‌هایمان ساختیم که از مردم دفاع کنیم. این را هم ببینیم چرا این را ندیدیم؟ ما پناهگاه موشکی ساختیم. همه این‌ها می‌تواند پناهگاه برای مسئولین باشد. برای رهبری باشد، برای فرماندهان باشد، برای مدیران باشد، برای رئیس‌جمهور باشد. ولی گفتیم مردم مقدم‌اند. دفاع از مردم مقدم است. موشک مردم نیاز دارند. پهپاد نیاز دارند. تسلیحات نیاز دارند. این را حفظش بکنیم.

مردمی که این حرف‌ها را باور می‌کنند بخشی از اقلیت حامیان رژیم هستند که واقعاً به ایدئولوژی مخرب جمهوری اسلامی باور دارند. منهای آن بخش محافظه‌کار و معامله‌گری که جذب پول و رانت و قدرت شده‌اند. مردمی که کودکان خود را به ایست بازرسی‌ها فرستاده‌اند و چه بسا که وجود همین کودکان و کشته شدن تعدادی از آن‌ها باعث شد حمله به ایست بازرسی‌ها متوقف شود. مادر یکی از آن کودکان شرح می‌دهد که فرزند ۱۱ ساله‌اش چه وضعیتی داشته. علیرضا شبش شبش یا شب احیا بود. ما می‌خواستیم برویم احیا به من گفت مامان ما داشتیم می‌رفتیم می‌شود صبر کنی من بروم یک غسل شهادت کنم بیایم. صورت علیرضا آن شب عجیب و غریب نورانی شده بود. رفتم ۳ بار تو صورتش بهش گفتم مامان جان چقدر تو خوشگل شدی. من به هرچه ادعا داشتم خدا در یک لحظه من را امتحان کرد. بعد آمدم که بروم صورت علیرضا را ببوسم دیدم که خب نصف صورت ندارد. آمدم پیشانی‌اش را ببوسم دیدم پیشانی شکافته. آمدم بینی‌اش را ببوسم دیدم بینی نصف این طرف صورت. آمدم ببوسم. جایی برای بوسیدن تقریباً نبود. تنها کاری که توانستم بکنم با یک سری گلبرگ آنجا بود شروع کردم این روی بینی‌اش را چون بینی نصف شده. علیرضایی که خدا اذان مغرب شهادت امام جواد به من داد. اذان مغرب شهادت امیرالمؤمنین هم هست. مگر این چیزهایی که تا لحظات آخر همراهشان بوده خونشان هنوز رویش است.

بسیاری از مخاطبان این روایت خونین و غیرانسانی روایت مادری از کودک کشته شده در راه ایدئولوژی شاید با این دید آن را تفسیر کنند که حقشان است اما آن‌ها از یک موضوع بزرگ غافل می‌مانند و آن اینکه که همین مادرها با همین طرز فکر هستند که ایران زیبا و آباد را به جایی تبدیل کرده‌اند که امروز حال اکثریت مردم آن خوش نیست. این زن خیال می‌کند کودکش بهشت رفته و او هم چون مادر آن کودک است رانت ویژه‌ای برای ورود به آن بهشت دارد پس از مرگش. اما او نمی‌داند که این تفکرش زندگی زندگان بسیاری را در ایران تبدیل به جهنم کرده است.

یک پزشک در اتاقی در کلاب هاوس شرح تلخی از حال و روز خود و بسیاری از ایرانیان بیان کرده که جان را می‌سوزاند و دل را می‌گدازد. امیدوارم صدام خوب باشد. من از تهران صحبت می‌کنم خدمتتان. من پزشک هستم. شخصیت حقیقی هم هستم. دوستان نه سایبری هستم نه مجبورم که تصویر پروفایلم را تصویر خودم نگذارم و به خاطر حالا مسائل امنیتی در ایران لطفاً پوزش می‌خواهم. لطفاً حرف‌های من را حمله بر سیاه‌نمایی یا تشویق به مثلاً دلسرد کردن و اینجور مسائل نداریم از شما. استدعا می‌کنم صرفاً یک درد. شما بزرگواران خیلی‌ها حالا ایران بودید خیلی زود رفتید. خیلی‌ها دیرتر تشریف بردید از ایران ولی الان تو این سال‌ها به خصوص توی این دهه اخیر و این ۴ سال گذشته ۳ سال گذشته شما تا وقتی تو ایران نباشید و این حجم از فشاری که وجود دارد حجم این فشار خشم فشار نفرت فشار ترس ترسی که وجود دارد در همه ما از آن تاریکی آن تاریکی که جلو چشممان هست و نمی‌دانیم قرار است چه اتفاقی بیفتد همش در یک نادانی در یک هاله‌ای از ابهام داریم به سر می‌بریم که هیچ تأثیری هم توش نداریم جز اینکه جانمان را از دست بدهیم و هیچ سلاحی هم نداریم جز جانمان یعنی الان همه‌چیزها به جان ما برمی‌گردد و من توی مطب وقتی بیماران می‌آیند باورتان نمی‌شود چقدر چه حرف‌هایی چقدر این اخیراً درمان‌های افسردگی و اقدام به خودکشی خودکشی زیاد شده. یعنی حالا آقای دکتر اقوامی می‌دانند داروهایی که اسم می‌برند من خودم الان تحت خودم تحت درمان. اول خب آلوتا می‌خوردم با دز ۳۰۰ میلی فول دوز می‌خوردم. حالا اینجا دیگر آلوتا گیر نمی‌آید اصلاً مجبور شدم به لوکسیتین بخورم. به لوکسیتین مثلاً ۹۰ میلی دارم می‌خورم. یعنی سعی می‌کنم تازه های دوز بالا که بتوانم به بیمارانم سرویس بدهم. یعنی فروش انقدر می‌آیند وقتی صحبت می‌کنند خب خود من تا یک جایی می‌توانم پاسخ بدهم بهشان. ببخشید نمی‌توانم تا حدی. خود کسی مثل من هم تا حدی کشش دارد تا متأسفانه شرایط جوری است که اینجا هست خیلی خیلی متفاوت هر چیزی که بقیه از بیرون می‌بینند.

این حال پریشان نتیجه مقاومت و ایستادگی کسانی مانند مادر کودک از دست داده بر آرمان‌های پوچ و بیهوده است که بسیاری از حامیان دیروز جمهوری اسلامی را هم حتی به این نتیجه رسانده که آن‌ها و حکومتشان شر مطلق هستند که ثروت ایران را در راه آرمان‌های پوچ خود مصرف کردند و مردم ایران را اینطور ناامید و درمانده و خشم‌گین و بیزار از همه‌چیز بر جای گذاشته‌اند. من می‌گویم رژیم جمهوری اسلامی رژیم مرگ است. من می‌گویم پروژه عقلانیت سیاسی جمهوری اسلامی پروژه مرگ بوده. من می‌گویم جمهوری اسلامی شهر بنیادین است. من می‌گویم جمهوری اسلامی باید از بیخ از بین برود. من می‌گویم جمهوری اسلامی اگر تو این کشور بماند ایران هم نابود می‌شود. هزینه حفظ جمهوری اسلامی نابودی ایران بوده. همه‌این‌ها را من می‌گویم ترسی هم ندارم. آقا جمهوری اسلامی طوفان شن حیات این جامعه را دفع کرده وقتی حیات دفع شده مرگ است. من محقق واقعیتم. چی؟ من فقط می‌توانم یک چیز را توضیح بدهم. من فقط می‌توانم خود همین فرایند دفع کردن زندگی را توضیح بدهم. اصلاً چرا ایده ایران الان زنده شده؟ چون شما به قول ابن خلدون رفتی خودت را گسترش دادی تو سرزمین‌ها دیگر پولت را خرج کردی. این مرکز ضعیف شده مردمانت فقیر شده‌اند. پولی نیست سرمایه‌ای نیست توسعه‌ای نیست. پیوند سیاست با زندگی نیست. همه‌چیز قطع شده. تو دنبال توهمات ایدئولوژیک خودتی داری تو آن توهمات ایدئولوژیک خودت غرق می‌شوی که خودت هم گفتی شکست خورد. همه‌اش آخرش هیچی نبود جز ماجراجویی. ولی به هر حال پول‌ها رفت سرمایه‌ها رفت. این حکومت این نوع ساختار سیاسی این جامعه را دچار مرگ کرده. آن چیزی که من می‌گویم می‌گویم آقا جمهوری اسلامی حاصل جمعش این است که یک شهر مطلق شد.

مردم ایران امروز نگران و پریشان چشم به دهان ترامپ دوخته‌اند که چه می‌گوید و چشم به راه‌های دریایی و زمینی و هوایی که کی کدام کشتی می‌رسد و چه وقت قرش کدام هواپیما سکوت مرگبار را می‌شکند و پژواک صدای پزشک شریف این قصه تلخ همچنان در گوش کوچه می‌پیچد که ما انسان‌های شرافتمندی هستیم. ما نمی‌توانیم به زیستن با جمهوری دروغ و ظلم و جنایت و جنون رضایت بدهیم و ایران ما یا جای ماست یا جای آن‌ها. شک نیست که پژواک این بی‌تابی راهی به سوی آرامش و رستگاری خواهد یافت اما آن آرامش را بهایی سنگین باید یکی از ایرانیانی که معتقد است حتی زیرساخت‌ها را هم باید پرداخت برای نجات نوشته فکر نمی‌کنم ایرانی بتواند بدون دادن هزینه خیلی بزرگ از پس طولانی‌ترین حکومت اسلامی فاشیستی که جد و آباد داعشیش سر کار آورد و هنوزم عاشق شن عبور کند. وضعیت ونزوئلا ملت را به فلاکت انداخت که رسماً رهبر اپوزیسیون می‌آید می‌گوید ما خواهان حمله آمریکاییم و کشور رسماً اشغال است و بینشان صدای مخالفی درنمی‌آید اما اینجا همه با خبر انفجار پل می‌پرند بغل آخوند و از آن حرف‌های ماکیاولی هم که ترند شده و توییتر تکرارش می‌کنند و اربده زیرساخت می‌زنند. وقتی اوکراینی‌ها خرسون را آزاد کردند یکی گفت آب نداریم برق نیست. ریل را هم دزدی کردند بردند ولی روس هم نداریم. پس تحملش می‌کنیم. به نظر شما کدام گروه در این لحظه درست می‌گویند؟ آن‌هایی که معتقدند جنگ باید تمام شود یا آنهایی که می‌گویند باید ادامه پیدا کند تا جمهوری اسلامی به هر قیمتی نابود شود. به نظر شما کدام یک حال پزشک این قصه معلق را خوش خواهد کرد و حال میلیون‌ها ایرانی گرفتار دیگر؟ من خب می‌کنم کمک کنم به کسانی که می‌آیند ولی ولی دردش آن درد جدیدی که به اسم فقر اضافه می‌شود دیگر از حد توان من به عنوان یک پزشک خارج تا حدی می‌توانم شرافتم را بگذارم خب من یک مسلمان‌زاده بودم مثل خیلی‌های دیگر ولی الان آیتم خیلی سال آیت نمی‌شود با دارو همه‌چیز را حل کرد یعنی الان مردم به یک مرز اخلاقی رسیده‌اند یعنی اگر شما می‌خواهید شرافتتان را نفروشید باید خودتان را حذف کنید یعنی به یک جایی رسیده که الان دیگر نمی‌شود هیچ راهی دیگر وجود ندارد برای ما داخل برای زنده ماندن امید داشتن امید به یک چند سال آرام حتی باورتان نمی‌شود جدی می‌گویم ما آرزوی الان مرگ آرام داریم یعنی شرایط تو ایران یه جوری شده شما آرزو داری آرام بمیری نه زیر شکنجه نه زیر نه زیر گلوله. وقتی آن جوانی که در هجدهم من تیر به زیر کلویکل چپش خورده بود با دست سی‌ پی‌آرش کردم حتی می‌خواستم با یک دانه چاقو از یکی گرفتم یک دانه خودکار بیک گرفتم چسبی بگذارم دیگر حتی موقع که داشتم تنفس دهن به دهن می‌دادم رفت دهنم پر خون شده بود خب من نمی‌توانستم او را نجات بدهم چیکار می‌توانستم تو خیابان بکنم این‌ها این‌ها گلوله خورد جلو چشم من خوردند دیگر من خودم پزشکم نیاز این فقط می‌خواهم بهتان بگویم شرایط الان به یک جوری شده تو ایران که شما برای نفس کشیدن فقط دنبال یک روزنه می‌گردید و واقعاً من به یک تا یعنی مرز اخلاقیات یعنی به یک جایی رسیده که فقط افراد می‌خواهند اخلاقشان را حفظ کنند. من پدرم را نمی‌بخشم چون حروم‌زادگی را به من یاد نداد. چون کثیف بودن را به من یاد نداد که حداقل امروز بتوانم با پررویی و وقاحت بخواهم بیایم از کثافت‌های این رژیم دفاع کنم. من مادرم را نمی‌بخشم چون شیره پاک داد. چون اگر حداقل به من اگر یک کم ناپاکی تو وجود بود می‌توانستم الان یک جوری الان بتوانم امید داشته باشم که اگر این‌ها ماندند من بروم جزو آن‌ها شوم. نمی‌خواهم از همه دنیا متنفر باشم. نمی‌خواهم از آمریکا از اروپا از همه کسانی که ما را رها کردند. ما منظورم ما نیست. حقانیت را رها کردند. می‌دانند با چه کثافتی مواجه‌اند ولی چشمشان را می‌بندند. حتی خودشان هم دارند آسیب می‌بینند ولی چشمشان را می‌بندند. یا ما باید از همه متنفر باشیم یا اگر نخواهیم متنفر باشیم باید بمیریم. الان کا اصلاً کار از استخوان این‌ها گذشته. شما باید بیایید ببینید توی هوای تهران بله خیابان صنایی من همین پریشب رفتم دیدم جوان‌هایی بودند تو کافه‌های خیابان صنایی بالای کریم خان بین مطهری همون یه هفت هشت تا کافه هست وای می‌ایستند شلوغ هم بود اتفاقاً ولی این‌ها دردشان چون انقدر هیچ جایی ندارند بروند. قیافه‌ها را باید ببینید. طرف تنها روی میز نشسته دارد قهوه می‌خورد. اصلاً چهره‌ها را باید ببینید. شهر مرد. تازه این تهران است قرما پایتخت است دیگر. شهر من حالا هوای تهرانم می‌روم کار می‌کنم. شما باید ببینید چه خبر است تو زاغه‌های اطراف تهران تو ملارد تو شهریار تو شهر قدس حسن خان. یعنی طرف می‌آید می‌گوید می‌گوید من یه چیزی شما با به موی سر مادرم اصلاً می‌خورم. مریض از من التماس می‌کرد یک دارو بهش معرفی کنم فقط بتواند راحت بمیرد. یعنی ببین نمی‌دانید چه خبر دارد می‌شود اینجا. تمام دست‌ها با هم دارد می‌لرزد ولی حقیقت اینه شما وقتی می‌آیید تو اینجا می‌بینید الان ساده‌ترین داروها نیست. ساده‌ترین ترین داروهایی که شما تصورش را نمی‌توانید بکنید. قرص بیا بیا ببینیم ببخشید بیا فقط ببینیم انسولین قیمتش چند شده. بیماری که مجبور است بزند فقط یه یه روز برین. کسانی که تهران هستند بروند داروخانه ۱۳ آبان دم ایرانشهر بروند آنجا فقط بروند وایسند گوش کنند گوش کنند ببینند چی می‌گویند مردمی که می‌آیند دارد دارویی که می‌گیرد مجبور است هر شب بزند ۸ میلیون قیمت آن دارو است برای بیماری خاص. یعنی من حتی با مریض هم می‌خواهم حرف بزنم وقتی باهاش صحبت می‌کنم چقدر حرف زدم چقدر دقیقه چند دقیقه الان تمام می‌کنم ببخشید اصلاً زمان از دست خیلی پوزش می‌خواهم زیاد کردم. نمی‌حتی پذیرش صحبت‌های من هم ندارد. یعنی وقتی بهش می‌خواهم امید بدهم اخبار را می‌خواند اینترنشنال شنیده بی‌بی‌سی گوش می‌کند می‌آید می‌گوید باز این که گفت این‌طوری باز آن که گفت این‌طوری این‌ها دارند می‌سازند. این‌ها ببین من تا حدی می‌توانم بهش هی امید بدهم بگویم داشته باش سیاست بالا پایین دارد فلانه همه‌چیزهایی که تو ذهنم به خودم می‌گویم و به آن هم می‌گویم اما حقیقت اینه آن می‌رود می‌بیند حتی پول ریزی تو دارو خب آقا من خیلی رو عجیب می‌بینم. من خیلی از بچه‌هایی که می‌آیند خودم هزینه‌اش را عجیب می‌گویم. آقا ولش کن شما باورتان نمی‌شود من تو مطب نفازولین آخازولین دارم. یک وقت مریض با من گریه می‌کند می‌رود بیرون به ماشین بگویم صبر کن تا قبل از اینکه بعدی بیاید بریزم تو چشم که قرمز چشم را نبین این‌طوری است الان اوضاعمان اینجا. خیلی از معذرت می‌خواهم فلا می‌خواستم در ادامه صحبت آن خواهرم بگویم که خیلی سخت چون نفس کشیدن سخت است و من الان علی رغم اینکه نباید این را بگویم به عنوان یک پزشک ولی لباسم را در می‌آورم و خودم هیچ چاره‌ای نمی‌بینم جز اینکه اگر نمی‌توانم اینجا دیگر از اینجا بروم. من یا جمهوری اسلامی اینجا باید بماند یا من. این چیزی که خیلی‌ها می‌گویند و من هم واقعاً برایش هیچ چاره‌ای ندارم و فقط امید بستم به زمان که زمان بتواند به من ثابت کند که مقاومتم و مقاومت آن ج تأثیر استفاده. بازم توضیحش را می‌خواهم خیلی ببخشید.