📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

This Is Why Things Get Hard Right Before Your Breakthrough

Quantum Shift26:22

Transcription

در اعماق وجودتان آن را احساس کردید. آن کشش عجیب درست قبل از اتفاق افتادن چیزی بزرگ. تقریباً مثل این که زندگی بر شما فشار می‌آورد. نه برای مجازات شما، بلکه برای آماده کردن شما. چه می‌شود اگر به شما بگویم لحظاتی که احساس می‌کنید همه چیز در حال فروپاشی است، اغلب واضح‌ترین نشانه قریب الوقوع بودن موفقیت شما هستند. نه به این دلیل که کاری اشتباه انجام داده‌اید، بلکه به این دلیل که از یک الگوی انرژی فراتر رفته‌اید و جهان در حال بازآرایی خود برای بازتاب نسخه جدیدی از شماست. اما این بازآرایی اغلب به شکل هرج و مرج پنهان می‌شود. اینجاست که اکثر مردم گم می‌شوند. آنها فروپاشی را با شکست اشتباه می‌گیرند، بدون اینکه بدانند در میدان کوانتومی، فروپاشی چیزی است که به خلقت اجازه می‌دهد.

به آزمایش دو شکاف در فیزیک کوانتوم فکر کنید. ذرات تا زمانی که مشاهده شوند، مانند امواج در یک پتانسیل خالص رفتار می‌کنند. این عمل تمرکز، قصد است که این امواج را به یک نتیجه واحد فرو می‌ریزد. اما آنچه به اندازه کافی در مورد آن صحبت نمی‌شود این است که قبل از فروپاشی، بی‌نظمی وجود دارد، میدانی از احتمالات بی‌نهایت، همه در حال ارتعاش، همه در دسترس. وقتی در آستانه یک موفقیت بزرگ هستید، واقعیت شما شروع به لرزیدن می‌کند زیرا فرکانس قدیمی دیگر مناسب نیست. شما شکست نمی‌خورید، شما در حال تنظیم مجدد هستید، اما این تغییر نرم و لطیف نیست. احساس می‌کند مثل شلاق عاطفی است. برنامه‌ها از بین می‌روند، مردم می‌روند، فرصت‌ها متوقف می‌شوند. ناگهان، وضوح شما به سردرگمی تبدیل می‌شود. آرامش شما به شک تبدیل می‌شود. و اینجاست که آغاز عمیق‌تر شروع می‌شود. زیرا این میدان از شما نمی‌خواهد که بیشتر کار کنید. از شما می‌خواهد که آنچه را که فکر می‌کردید پایدار است رها کنید تا بتوانید با آنچه واقعاً درست است هماهنگ شوید.

آن کششی که احساس می‌کنید، اصطکاک بین خود قدیمی است که سعی در چسبیدن دارد و خود کوانتومی که سعی در ظهور دارد. بیایید حتی عمیق‌تر برویم. در نظریه سیستم‌ها، اصطلاحی به نام نقطه انشعاب وجود دارد. این لحظه‌ای است که یک سیستم تحت فشار فزاینده دیگر نمی‌تواند ساختار قبلی خود را حفظ کند و مجبور است به یک حالت پیچیده‌تر و منسجم‌تر تکامل یابد. اما پارادوکس اینجاست. برای رسیدن به آن حالت جدید، سیستم ابتدا باید از هرج و مرج عبور کند. آنچه به نظر می‌رسد تخریب است، در واقع سازماندهی مجدد است. آنچه به نظر می‌رسد مقاومت است، در واقع هم ترازی مجدد است. این پویایی دقیق در آگاهی شما وجود دارد. افکار، باورها، احساسات شما همه یک سیستم زنده را تشکیل می‌دهند. و هنگامی که این سیستم دیگر برای سطح انرژی که در حال ورود به آن هستید پایدار نیست، شروع به بی‌ثبات شدن می‌کند. نه به این دلیل که شما شکسته‌اید، بلکه به این دلیل که برای نسخه قدیمی واقعیت که در آن زندگی می‌کردید، خیلی قدرتمند شده‌اید.

در آن لحظاتی که همه چیز از کنترل خارج به نظر می‌رسد، شما یک انتخاب دارید. به آنچه آشناست برگردید یا از میان آتش نفس بکشید و اجازه دهید میدان شما را دوباره سیم‌کشی کند. این چیزی است که وحشیانه است و اغلب از دست می‌رود. بدنتان می‌داند که با هرج و مرج چه کند. قلب شما، هنگامی که در حالت انسجام است، سیگنالی به مغز شما می‌فرستد که وضوح عاطفی ایجاد می‌کند. نفس شما، هنگامی که عمیق و آهسته است، سیستم عصبی شما را آرام می‌کند و آگاهی شما را باز می‌کند. قصد شما، هنگامی که روشن است، میدان شما را برنامه‌ریزی می‌کند. بنابراین، سؤال این است که آیا می‌توانید در این آشفتگی حضور داشته باشید؟ آیا می‌توانید تلاش برای اصلاح آنچه در حال حل شدن است را متوقف کنید و به جای آن به آنچه در حال شکل‌گیری است اعتماد کنید؟

دلیلی وجود دارد که این انرژی در حال حاضر بسیار شدید احساس می‌شود. در سطح جمعی، بسیاری از مردم در حال گذر از چیزی هستند که عرفا و دانشمندان به آن تجزیه هویت می‌گویند. این فروپاشی بخش‌هایی از شماست که بر اساس ترس، کنترل و جدایی بوده‌اند. و در حالی که ممکن است احساس شود پایان است، در واقع آستانه است. شما مسیر خود را از دست نمی‌دهید. شما به نسخه ای از خودتان هدایت می‌شوید که در حال حاضر با فرکانس فصل بعدی خود هماهنگ است. اگر تا اینجا آمده‌اید، به این معنی است که چیزی در درون شما در حال تغییر است. در غیر این صورت اینجا نبودید. این پیام اکنون شما را پیدا می‌کند زیرا شما درست در لبه هستید و نسخه بعدی شما در حال حاضر در میدان در انتظار است.

در بخش بعدی این سفر، شما مکانیسم‌های عمیق‌تر این چرخه فروپاشی و بازسازی را کشف خواهید کرد. خواهید دید که چگونه هرج و مرج در میدان عاطفی شما نشان دهنده انسجامی است که سعی در ظهور دارد. و از همه مهمتر، یاد خواهید گرفت که چگونه نشانه‌هایی را که موفقیت شما نه تنها نزدیک است، بلکه در حال حرکت است، تشخیص دهید. پس با من بمانید. حقیقت عمیق‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. و آنچه در آن سوی این دشواری است، همه چیز را ارزشمند خواهد کرد. آیا تا به حال متوجه شده‌اید که لحظه درست قبل از اینکه چیزی سرانجام تغییر کند، اغلب زمانی است که بیشتر وسوسه می‌شوید که تسلیم شوید؟ دلیلی برای این وجود دارد و این روانشناختی نیست، بلکه انرژی است. قبل از اینکه یک سیستم کوانتومی به سطح جدیدی از انسجام سازماندهی مجدد شود، اغلب از حالت عدم قطعیت آشفته عبور می‌کند. این فقط استعاره نیست. این اصل در زیست شناسی، در دینامیک سیالات، در تکامل کهکشان‌ها و بله، در آگاهی شما مشاهده می‌شود.

می‌بینید، همه چیز در زندگی شما یک فرکانس است. روابط شما، حساب بانکی شما، سلامتی شما، احساسات شما، همه آنها بیان انرژی غالب هستند که شما در حال پخش آن بوده‌اید. اما وقتی شروع به تغییر حالت درونی خود می‌کنید، وقتی مراقبه می‌کنید، سیستم عصبی خود را تنظیم می‌کنید، تمرکز خود را تغییر می‌دهید، اهداف جدیدی را اعلام می‌کنید، میدان اطراف شما شروع به پاسخگویی می‌کند. و اینجاست که پیچیده می‌شود. واقعیت فعلی شما، حتی اگر دردناک باشد، توسط توافق‌های انرژی حفظ می‌شود. افکار، باورها و عادات شما نوعی جاذبه گرانشی ایجاد کرده‌اند که دنیای شما را تثبیت می‌کند. وقتی شروع به ارتقای فرکانس خود می‌کنید، آن الگوهای تثبیت کننده شروع به از هم پاشیدن می‌کنند. در ابتدا، احساس می‌شود که هیچ اتفاقی نمی‌افتد. سپس، به آرامی، اصطکاک شروع به ایجاد می‌کند. احساس خستگی بیشتری نسبت به معمول دارید. مشکلات غیرمنتظره ظاهر می‌شوند. افرادی که زمانی احساس هماهنگی می‌کردند، شروع به احساس فاصله می‌کنند. اینجاست که اکثر مردم اشتباه می‌کنند و مقاومت را نشانه‌ای برای توقف می‌دانند. اما آنچه در واقع در حال اتفاق افتادن است این است که انسجام داخلی شما در حال افزایش است و بخش‌هایی از زندگی شما که دیگر طنین انداز نیستند، در حال تکان خوردن هستند. این خرابکاری نیست، همگام سازی است.

این لرزش، این بی‌قراری، یک عدم انسجام ضروری است. فرکانس قدیمی در حال از دست دادن قدرت خود است و سیستم عصبی شما در حال تطبیق با الگوی جدیدی است که شما در حال لنگر انداختن آن هستید. از دیدگاه کوانتومی، این لحظه درست قبل از پیکربندی مجدد است. زمانی است که موج امکانات شروع به فروپاشی می‌کند، نه به شکست، بلکه به شکل. اما نکته مهم اینجاست. آنچه تعیین می‌کند که میدان به چه چیزی فرو می‌ریزد، حالت عاطفی شما در این دوره بی‌ثباتی است. اگر در ترس منقبض شوید، به میدان سیگنال می‌دهید که آنچه آشناست را بازیابی کند، حتی اگر دردناک باشد. اگر حضور داشته باشید و از میان ناراحتی نفس بکشید، فرکانس جدید را تثبیت می‌کنید. این مثل موج سواری است. موج می‌سازد، بلند می‌شود، آشفته می‌شود. و در آن لحظه، می‌توانید یا وحشت کنید و بیفتید یا به سمت حرکت خم شوید و آن را به ساحل برسانید.

پس نشانه‌های اینکه شما در وسط یک تغییر ارتعاشی هستید چیست؟ افزایش ناگهانی احساسات. شما احساس می‌کنید که غم، خشم یا ترس بدون دلیل واضح ظاهر می‌شوند. این انرژی ذخیره شده است که میدان شما را ترک می‌کند. الگوهای قدیمی دوباره ظاهر می‌شوند. محرک‌هایی که فکر می‌کردید بهبود یافته‌اند برمی‌گردند. نه به عنوان یک پسرفت، بلکه به عنوان یک رهایی نهایی. گیجی. شما در مورد همه چیز سؤال می‌کنید. هدف، روابط، حتی تمرینات معنوی شما. این انحلال هویت است، نه سردرگمی. تحریف زمان. روزها کند یا سورئال به نظر می‌رسند. این بدان معنی است که مغز شما در حال خروج از حالت بقا و کالیبراسیون مجدد است. سکوت عمیق پس از طوفان. لحظاتی از آرامش عجیب حتی در میان هرج و مرج خارجی ظاهر می‌شوند. این انسجام جدید است که شروع به ظهور می‌کند. شما راه خود را گم نمی‌کنید. شما در حال خروج از فرکانسی هستید که زندگی قدیمی شما در آن معنی داشت.

این فرآیند مقدس است، اما به طور طراحی ناخوشایند است زیرا بدون ناراحتی، جدایی وجود ندارد. و بدون جدایی، میدان فضایی برای ارائه چیز جدید ندارد. معلمان معنوی مدت‌هاست که این را شب تاریک روح می‌نامند. اما از یک لنز کوانتومی مدرن، ممکن است آن را مرگ ارتعاشی خود منسوخ شده بنامیم. و مانند همه مرگ‌ها، باید به آن احترام گذاشت، نه عجله کرد، نه انکار کرد، نه فرار کرد. زیرا آنچه در ادامه می‌آید، سطحی از هماهنگی، خلاقیت و وضوح است که هرگز به آن دسترسی نداشته‌اید. اما برای رسیدن به آن، باید در میان سر و صدا حضور داشته باشید. باید به یاد داشته باشید که فروپاشی شخصی نیست. مکانیکی است. ارتعاشی است. آماده سازی است. در بخش بعدی این تجربه، ما نحوه کار با این ناراحتی، نه مقاومت در برابر آن، و نحوه هماهنگ ماندن از نظر انرژی در طول تغییر به جای فروپاشی در آن را بررسی خواهیم کرد. زیرا انرژی که شما در طول سخت‌ترین لحظات انتخاب می‌کنید، امضای واقعیت بعدی شما را می‌نویسد. و جدول زمانی جدید شما نزدیک‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید.

گاهی اوقات قبل از اینکه زندگی شما گسترش یابد، منقبض می‌شود. نه به این دلیل که به عقب برمی‌گردید، بلکه به این دلیل که چیزی در اعماق میدان شما در حال ایجاد فضا است. اکثر مردم این را از دست می‌دهند. آنها انقباض را احساس می‌کنند و آن را شکست می‌دانند. آنها متوجه نمی‌شوند که این نشانه‌ای است که فرکانس فعلی آنها دیگر نمی‌تواند انرژی را که آنها شروع به ساطع کردن آن کرده‌اند، در خود جای دهد. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنید، خواهید دید که زندگی بیرونی شما همیشه نقطه تنظیم انرژی شما را منعکس می‌کند. و همانطور که شروع به افزایش آن فرکانس از طریق بهبودی، قصد یا حضور می‌کنید، میدان باید برای تطبیق با آن بازآرایی شود. این بازآرایی همیشه شبیه جریان نیست. اغلب شبیه اصطکاک است زیرا اصطکاک نشانه‌ای از کالیبراسیون مجدد است.

اجازه دهید داستانی برای شما تعریف کنم. مردی بیش از یک سال بود که در حال تجسم تغییر شغل بود. او سپاسگزاری، مراقبه را تمرین می‌کرد و هر روز اهداف خود را اعلام می‌کرد. هیچ اتفاقی نیفتاد تا اینکه همه چیز شروع به اشتباه کردن کرد. ناگهان، پروژه‌های او از هم پاشید. اعتماد به نفس او فرو ریخت. او شروع به سؤال کردن از کل فرآیند کرد. اما چیزی که او تا بعدها ندید این بود که آن فروپاشی‌های ظاهری مانع نبودند. آنها در حال پاکسازی فضا بودند زیرا چند روز بعد، فرصت جدیدی ظاهر شد. فرصتی که با هویت قدیمی او مطابقت نداشت، اما کاملاً با کسی که در حال تبدیل شدن به او بود، هماهنگ بود. فروپاشی مجازات نبود. این پیش درآمد یک موفقیت بزرگ بود.

این چیزی است که میدان بهتر از ذهن آگاه شما می‌فهمد. شما فقط آنچه را که می‌خواهید آشکار نمی‌کنید. شما با آنچه با آن هماهنگ هستید آشکار می‌شوید. و انسجام به این معنی است که افکار، احساسات، بدن و انرژی شما همه در حال پخش همان فرکانس هستند. بنابراین، هنگامی که فرکانس شما تغییر می‌کند، وقتی شروع به احساس و عمل کردن می‌کنید که گویی واقعیت جدید در حال حاضر وجود دارد، ساختارهای قدیمی که با حالت قبلی شما هماهنگ بودند، شروع به حل شدن می‌کنند. این پارادوکس تجلی کوانتومی است. فروپاشی مدرکی است که میدان در حال پاسخگویی است. این بدان معنی است که شما یک سیگنال جدید ارسال کرده‌اید و جهان در زمان واقعی در حال بازآرایی است. اما اگر فروپاشی را به عنوان شکست تفسیر کنید، به فرکانس قدیمی متصل می‌شوید. شما نسخه واقعیت را که سعی در ترک آن داشتید، به یاد می‌آورید. به همین دلیل است که آگاهی همه چیز است.

در اینجا سه نشانه عمیق‌تر وجود دارد که میدان شما در حال سازماندهی مجدد است. حتی اگر در سطح به نظر نرسد پیشرفت وجود دارد. اول، همزمانی‌ها افزایش می‌یابند اما نتایج به تأخیر می‌افتند. شما اعداد، نمادها یا پیام‌های تکراری را مشاهده می‌کنید که به نظر می‌رسد شما را راهنمایی می‌کنند، اما نتیجه بزرگ هنوز نرسیده است. این به این دلیل است که میدان در حال فرو رفتن است، نه توقف. همزمانی‌ها سیگنال‌های تشدید هستند. حتی اگر فرم هنوز به روز نشده باشد. دوم، انرژی‌های قدیمی به سرعت خارج می‌شوند. مردم می‌روند، عادات از بین می‌روند، برنامه‌ها از بین می‌روند. ممکن است احساس شود که از دست دادن است، اما این یک پاکسازی است. میدان در حال حذف فرکانس‌های نامتناسب است تا بتوانید بدون اعوجاج دریافت کنید. سوم، شما شروع به احساس بی‌طرفی می‌کنید، نه هیجان. هیجان مفید است، اما بی‌طرفی قدرتمند است. وقتی شروع به احساس آرامش حتی در میان عدم قطعیت می‌کنید، این نشانه‌ای است که سیستم عصبی شما در حال ادغام فرکانس بالاتر است. شما دیگر در تعقیب نیستید، شما در حال پخش هستید.

پس چه باید کرد وقتی تغییر شروع می‌شود؟ کمتر انجام دهید. بیشتر احساس کنید. عمیق‌تر نفس بکشید. زیرا میدان به تلاش شما نیاز ندارد. به هماهنگی شما نیاز دارد. لحظه‌ای که دست برداشتن را متوقف می‌کنید و شروع به گوش دادن می‌کنید، وارد اعتماد کوانتومی می‌شوید. و اعتماد سریع‌ترین فرکانس تجلی است. این منفعل نیست. این دقیق است. از دیدگاه فیزیک، همه چیز در جهان با توجه به فرکانس خود سازماندهی می‌شود. میدان‌های منسجم، نتایج منسجم را جذب می‌کنند. کار شما این نیست که نتیجه را مجبور کنید. کار شما این است که به میدانی تبدیل شوید که آن را در خود جای داده است. در بخش بعدی این سفر، ما نحوه زمین گیر ماندن در طول هرج و مرج، چه کاری باید انجام داد وقتی ترس ایجاد می‌شود، و نحوه تغییر از واکنش به تشدید را بررسی خواهیم کرد. و شما یکی از قدرتمندترین ابزارهای انرژی را برای پیمایش سخت‌ترین بخش فرآیند موفقیت دریافت خواهید کرد. زیرا هر چه بیشتر بفهمید که در پشت صحنه چه اتفاقی می‌افتد، اعتماد به نیروهای نامرئی که به نفع شما کار می‌کنند آسان‌تر می‌شود.

بیایید در مورد بخشی صحبت کنیم که هیچ کس شما را برای آن آماده نمی‌کند: وسط تغییر. آن فضایی بین «آماده تغییر هستم» و «سرانجام اتفاق افتاد». جایی که زندگی قدیمی شما دیگر مناسب نیست، اما زندگی جدید شما هنوز به طور کامل شکل نگرفته است. گیج کننده است. احساسی است. و دقیقاً جایی است که اکثر مردم فرآیند خود را رها می‌کنند. زیرا آنچه آنها متوجه نمی‌شوند این است که فضای بین قدیم و جدید خالی نیست. شارژ شده است. فعال است. جایی است که میدان کوانتومی مهم‌ترین کار خود را انجام می‌دهد: سازماندهی مجدد جدول زمانی، تغییر مسیر پتانسیل‌ها و از بین بردن مقاومت. اما فقط اگر بتوانید از نظر انرژی در طول ناراحتی منسجم بمانید. پس چگونه این کار را انجام می‌دهید؟ شما راه خود را به زور باز نمی‌کنید. شما راه خود را هماهنگ می‌کنید. و یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای هم ترازی مجدد در وسط هرج و مرج این است: یک تنظیم مجدد انرژی سه مرحله‌ای که به عنوان تغییر اعتماد شناخته می‌شود.

در اینجا نحوه عملکرد آن آمده است. مرحله اول، نفس کشیدن در میدان. چشمان خود را ببندید. توجه خود را به مرکز قفسه سینه خود بیاورید. یک نفس طولانی و آهسته از طریق بینی خود بکشید. و همانطور که بازدم می‌کنید، احساس کنید که بدنتان نرم می‌شود. اجازه دهید نفس شما صاف و دایره‌ای شود. هیچ شکافی، هیچ نگه‌داشتنی، فقط ریتم. این سیستم عصبی پاراسمپاتیک شما را فعال می‌کند و بدن شما را به انسجام مغز و قلب می‌آورد. مرحله دوم، سیگنال را بگویید. به طور نامحسوس برای خودتان تکرار کنید: «من به جریان اعتماد دارم». نه به این دلیل که همه چیز مشخص شده است، بلکه به این دلیل که کار شما کنترل هر جزئیات نیست. کار شما حفظ سیگنال است. هر بار که آن را می‌گویید، احساس کنید که انرژی شما از ذهن شما به قلب شما می‌رود. احساس کنید که سیستم عصبی شما دوباره کالیبره می‌شود. احساس کنید که میدان شما تثبیت می‌شود. مرحله سوم، آنچه در حال وقوع است را بپذیرید. اکنون به جای اینکه بپرسید چرا این اتفاق می‌افتد، بپرسید این چه فضایی را برای چه چیزی ایجاد می‌کند؟ این تغییر ساده، واکنش عاطفی را به هوش انرژی تبدیل می‌کند. شما متوقف کردن جدول زمانی بر اساس ترس را متوقف می‌کنید و شروع به پخش میدانی از حضور می‌کنید. و حضور مغناطیسی‌ترین حالتی است که می‌توانید اشغال کنید.

اکنون می‌خواهم مستقیماً با آن بخش از شما که در این مورد شک دارد صحبت کنم. بخشی که می‌گوید این فقط آرزوی محال است یا هیچ چیز در حال تغییر نیست. آن صدا حقیقت نیست. این پژواک فرکانس قدیمی شماست که سعی در مرتبط ماندن دارد. دشمن شما نیست. اما نمی‌تواند رهبری کند. آنچه اکنون باید رهبری کند، آگاهی تجسم یافته شماست. آن بخش از شما که می‌داند، من قبل از هم ترازی به مدرک نیاز ندارم. من قبل از اینکه به تشدید تبدیل شوم به نتیجه نیاز ندارم. این تغییر است. این چیزی است که جهان به آن پاسخ می‌دهد. به یاد داشته باشید، شما اینجا نیستید که از میدان التماس کنید. شما اینجا هستید که با آن شریک شوید، به نوعی حضور تبدیل شوید که به نامرئی اجازه می‌دهد تا به مرئی تبدیل شود. و اگر هنوز این را تماشا می‌کنید، می‌دانم که آن را احساس می‌کنید. لرزش چیزی جدید که در نامرئی شکل می‌گیرد. ممکن است هنوز زبان آن را نداشته باشید، اما انرژی شما می‌داند.

بنابراین، در حال حاضر می‌خواهم این لحظه را نه با یک باور، بلکه با یک پخش لنگر کنم. در نظرات بنویسید: «من به جریان اعتماد دارم». این چهار کلمه فقط یک بیانیه نیستند. آنها یک کد ارتعاشی هستند. آنها می‌گویند من در دسترس هستم. من حاضر هستم. من در حال عجله کردن میدان نیستم. من در حال هماهنگ شدن با آن هستم. یک بار بگویید. هر روز بگویید. وقتی همه چیز در درون شما می‌خواهد کنترل کند، بگویید. زیرا لحظه‌ای که جدول زمانی را تسلیم می‌کنید، میدان شروع به آشکار کردن مسیر می‌کند. در بخش بعدی این سفر، شما خواهید فهمید که چه چیزهایی این جریان را مسدود می‌کند، عادات ناخودآگاه و قراردادهای انرژی که شما را به تکرار همان چرخه وادار می‌کنند، و از همه مهمتر، چگونه آنها را بدون زور، تعمیر یا مبارزه با هیچ چیز رها کنید. زیرا شما هرگز قرار نبودید که واقعیت را به جای خود هل دهید. شما قرار بود آن را به تشدید دعوت کنید.

بیایید صادق باشیم. شما کار را انجام داده‌اید. شما دفترچه خاطرات نوشته‌اید، مراقبه کرده‌اید، چشم انداز را حفظ کرده‌اید. شما حتی تسلیم شده‌اید. حداقل فکر می‌کنید که تسلیم شده‌اید. اما چرا هنوز احساس می‌کنید که در یک حلقه گیر کرده‌اید؟ چرا موفقیت‌های بزرگ به نظر می‌رسد که بسیار نزدیک هستند، اما از انگشتان شما می‌لغزند؟ زیرا حتی آگاه‌ترین افراد، به خصوص آگاه‌ترین افراد، در دام‌های انرژی می‌افتند که آنها را با همان جدول زمانی که سعی در فراتر رفتن از آن دارند، هماهنگ نگه می‌دارد. نه از ضعف، بلکه از شرطی شدن. بنابراین در این بخش، ما آن تله‌ها را نه برای شرمسار کردن شما، بلکه برای آزاد کردن سیگنال شما آشکار خواهیم کرد، زیرا میدان همیشه به کلمات شما پاسخ نمی‌دهد، بلکه به انسجام شما پاسخ می‌دهد. و هر بار که ناخودآگاه به یک فرکانس منسوخ شده دوباره متصل می‌شوید، سردرگمی را به میدان کوانتومی پخش می‌کنید. بنابراین، بیایید پنج اشتباه انرژی رایج‌ترین را که جریان را در طول گذار شما مسدود می‌کنند، رمزگشایی کنیم.

اشتباه یک، انجام دادن به جای تجسم. شما تأییدها را می‌گویید، شما از مراسم پیروی می‌کنید، اما در اعماق وجودتان، شما در حال انجام هماهنگی به جای تبدیل شدن به آن هستید. از نظر انرژی، اجرا دستکاری است. این به میدان می‌گوید: «نگاه کنید، من در حال انجام کار هستم. حالا نتیجه را به من بدهید.» اما میدان به انطباق پاسخ نمی‌دهد. به حقیقت پاسخ می‌دهد. تجسم واقعی ظریف است. زمانی است که اعمال و انرژی شما حتی زمانی که هیچ کس تماشا نمی‌کند، یک داستان را می‌گویند. اشتباه دو، منتظر شواهد قبل از آرامش باشید. شما به خودتان می‌گویید: وقتی تغییر را ببینم، باور خواهم کرد که کار می‌کند. اما اینگونه نیست که واقعیت کوانتومی عمل می‌کند. لحظه‌ای که قبل از آرامش به مدرک نیاز دارید، میدان خود را در شک لنگر می‌اندازید. و میدان، که خنثی است، به سادگی آن شک را به عنوان تأخیر منعکس می‌کند. فرکانس شما می‌گوید: «من هنوز در امان نیستم.» و بنابراین میدان این را منعکس می‌کند. به یاد داشته باشید، واقعیت تأیید نیست. شما هستید.

اشتباه سه، بیش از حد فکر کردن به مسیر. شما مرتباً می‌پرسید: «اما چگونه اتفاق می‌افتد؟» و با این کار، میدان خود را به محدودیت‌های منطق خود منقبض می‌کنید. در مکانیک کوانتوم، ذرات از خطوط مستقیم پیروی نمی‌کنند. آنها از طریق احتمالات، مسیرهای بی‌نهایت عمل می‌کنند که بر اساس انسجام، نه کنترل، فرو می‌ریزند. وقتی در مورد چگونگی وسواس دارید، به گلوگاه تبدیل می‌شوید. شما ریشه‌های بی‌نهایت کوانتومی را به برنامه منفرد خودتان کاهش می‌دهید. میدان به نقشه شما نیاز ندارد، به سیگنال شما نیاز دارد. اشتباه چهار، مذاکره با هویت قدیمی. شما می‌گویید که آماده تغییر هستید، اما بخشی از شما هنوز با گذشته خود در حال چانه زدن است. شما هنوز از رها کردن نسخه ای از خودتان که می‌دانست چگونه در درد زنده بماند، می‌ترسید. اما هویت مبتنی بر درد اعوجاج ساطع می‌کند. این به جذب شرایطی ادامه می‌دهد که مبارزه را تأیید می‌کنند، نه به این دلیل که شما می‌خواهید، بلکه به این دلیل که با آن درگیر هستید. شما نمی‌توانید در حالی که طرح رنج خود را در دست دارید، به موفقیت خود فرو بروید. جدول زمانی جدید شما به توافق‌های جدید نیاز دارد.

اشتباه پنج، اشتباه گرفتن ناراحتی با عدم هماهنگی. به محض اینکه اوضاع سخت می‌شود، شما این را نشانه‌ای برای عقب نشینی می‌دانید. اما ناراحتی همیشه پرچم قرمز نیست. گاهی اوقات این نشانه‌ای از گسترش است. رشد یک رویداد سیستم عصبی است. وقتی بدنتان فرکانس‌هایی را لمس می‌کند که هرگز قبلاً نگه‌داشته نشده است، اغلب دچار وحشت می‌شود. نه به این دلیل که شما از مسیر خارج شده‌اید، بلکه به این دلیل که شما در حال ترک آنچه آشناست هستید. ناراحتی همیشه به معنای توقف نیست. گاهی اوقات به معنای نفس کشیدن و ادامه دادن است. اکنون، در اینجا راز وجود دارد. هر یک از این اشتباهات نقص نیستند. آنها دعوت‌هایی برای اصلاح سیگنال شما، دقیق‌تر شدن با انرژی خود و اجازه دادن به میدان برای معرفی مجدد شما به قدرت خودتان هستند.

پس چگونه تغییر می‌کنید؟ شما آگاهی می‌آورید، نه فشار، نه قضاوت، فقط حضور. زیرا در میدان کوانتومی، لحظه‌ای که الگو را بدون ادغام با آن می‌بینید، شروع به جدا کردن ارتعاش خود از آن حلقه می‌کنید. این را امتحان کنید. دفعه بعد که احساس گیر افتادن کردید، بپرسید: «در حال حاضر چه انرژی را ساطع می‌کنم؟» نه آنچه می‌گویید، نه آنچه آرزو می‌کنید، بلکه آنچه در واقع در حال پخش آن هستید. سپس مکث کنید، به بدنتان بروید. شکاف بین فکر و حقیقت را پیدا کنید. این شکاف نقطه ورود به واقعیت بعدی شماست. و از آنجا، یک نفس، یک فکر هماهنگ می‌تواند کل میدان شما را کج کند. در بخش پایانی این سفر، همه چیز را با هم جمع خواهیم کرد. شما یک ادغام هدایت شده دریافت خواهید کرد تا به شما کمک کند سیگنال جدید خود را در طول هرج و مرج حفظ کنید. و من مهم‌ترین ذهنیت را برای تجسم در طول این گذار به اشتراک خواهم گذاشت. آن چیزی که ناراحتی موقت را به تحول دائمی تبدیل می‌کند.

بنابراین اکنون می‌دانید. فروپاشی نفرین نیست. این یک پاکسازی است. مبارزه نشانه‌ای برای توقف نیست. این نشانه‌ای است که شما نزدیک لبه یک تغییر کوانتومی هستید. اما دانش به تنهایی تغییر ایجاد نمی‌کند. آنچه همه چیز را تغییر می‌دهد، نحوه حرکت شما در آن است. بنابراین، بیایید این را با یک تمرین ساده که سیستم عصبی شما را تثبیت می‌کند، انرژی شما را هماهنگ می‌کند و سیگنال تسلیم را بدون از دست دادن قدرت شما تقویت می‌کند، کامل کنیم. این پروتکل آرامش کوانتومی نامیده می‌شود و فقط 90 ثانیه طول می‌کشد. می‌توانید هر صبح، در وسط یک فروپاشی یا هر زمان که احساس می‌کنید فرکانس شما به سردرگمی یا ترس می‌افتد، این کار را انجام دهید. بیایید شروع کنیم. مرحله اول، نفس مرکزی. بنشینید یا بایستید. چشمان خود را ببندید. یک نفس آهسته از طریق بینی خود برای شمارش چهار بکشید. برای دو نگه دارید. از طریق دهان خود برای شش بازدم کنید. این کار را دو بار دیگر انجام دهید. با هر بازدم، تصور کنید که تمام عجله کاذب را از بدنتان رها می‌کنید. احساس کنید که به لحظه حال برمی‌گردید، نه به عنوان یک مفهوم، بلکه به عنوان یک فرکانس.

مرحله دوم، اعلام میدان. اکنون دست خود را به آرامی روی قفسه سینه خود قرار دهید. به طور نامحسوس یا با صدای بلند بگویید: «حتی این هم بخشی از هماهنگی من است.» اجازه دهید این کلمات در میدان شما طنین انداز شوند. احساس کنید که مقاومت را از بین می‌برند. شما از مسیر خارج نشده‌اید. شما در وسط تحول هستید. مرحله سوم. فروپاشی را به عنوان سازماندهی مجدد تصور کنید. در ذهن خود، هرج و مرج فعلی خود را تصور کنید. مردم، تصمیمات، احساسات به عنوان ذرات، پراکنده، چرخان، نامنظم. اکنون نفس بکشید. و با هر نفس، احساس کنید که این ذرات شروع به سازماندهی مجدد می‌کنند. نه با توجه به ترس شما، بلکه با توجه به فرکانس شما. آنها از هم نمی‌پاشند، آنها در جای خود قرار می‌گیرند. اجازه دهید آن تصویر در آگاهی شما لنگر بیندازد. اجازه دهید این استعاره ای باشد که هر بار که شک برمی‌گردد به آن باز می‌گردید. زیرا حقیقت این است که شما آزمایش نمی‌شوید، شما در حال کالیبره شدن هستید. این مرحله از زندگی شما در مورد اصلاح خودتان نیست. این در مورد به یاد آوردن این است که شما یک سیگنال هستید، نه یک آمار، یک پخش کننده، نه یک گدا، یک خالق، نه یک کنترل کننده. و وقتی تلاش برای پیشی گرفتن از میدان را متوقف می‌کنید و در عوض در درون آن منسجم می‌شوید، همه چیز تغییر می‌کند.

بنابراین در اینجا دعوت نهایی وجود دارد. نه یک تقاضا، نه یک پیشنهاد، بلکه یک در. اگر این پیام شما را در زمان مناسب پیدا کرد، اگر چیزی در اعماق وجود شما به جای خود کلیک کرد. اگر حتی یک بخش از این، ادراک، نفس، انرژی شما را تغییر داد، پس این فضا، این کانال، این فرکانس برای شماست. اشتراک فقط در مورد محتوای بیشتر نیست. این در مورد پیوستن به جنبشی از خالقان آگاه، دارندگان سیگنال، تثبیت کننده‌های فرکانس، افرادی است که فقط در مورد تغییر صحبت نمی‌کنند، بلکه آن را زندگی می‌کنند. بنابراین، اگر آماده هستید که صبح‌ها، تجلی‌ها، سیستم عصبی خود را نه با شتاب، بلکه با هماهنگی هماهنگ کنید، روی اشتراک کلیک کنید. نه به این دلیل که باید به کسی جدید تبدیل شوید، بلکه به این دلیل که سرانجام آماده هستید که به یاد بیاورید که همیشه چه کسی بوده‌اید. از اینکه این لحظه را با من به اشتراک گذاشتید متشکرم. از اینکه به فرآیند، مکث، پارادوکس اعتماد کردید متشکرم. و به یاد داشته باشید، وقتی احساس می‌کنید همه چیز در حال از هم پاشیدن است، ممکن است به این دلیل باشد که روح شما فقط برای واقعیتی که منتظرش بودید، جا باز کرده است.