Transcription
سلام و خوش آمدید به این پادکست از آیندهنگری ژئوپلیتیک. من کریستین اسمیت هستم. مورخان ممکن است به عقب نگاه کنند و این هفته را به عنوان یکی از مهمترین هفتهها در ژئوپلیتیک جهانی در دوره پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ببینند. رئیس جمهور ترامپ در حال رفتن به چین برای دیداری طولانی و مورد انتظار با رئیس جمهور شی است که پتانسیل بازسازی یا حداقل شروع به بازسازی آینده آسیا و اقیانوسیه را دارد. در همین حال، در اروپا، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، به نظر میرسد تحت فشار فزایندهای برای پایان دادن به جنگ در اوکراین قرار دارد و او برای کمک به اروپا نگاه میکند. بنابراین امروز در پادکست، آیا ما شاهد تحقق نظم جدید ژئوپلیتیک در مقابل چشمان خود هستیم؟ خب، رئیس و بنیانگذار آیندهنگری ژئوپلیتیک، جورج فریدمن، طبق معمول با من است. جورج، سلام. بیایید به این سوال پاسخ دهیم. و بیایید با شروع از جنبه روسی ماجرا، این کار را انجام دهیم، فکر میکنم. منظورم این است که امیدوارم اگر آنجا هستید، ممکن است قسمت هفته گذشته ما را شنیده باشید. اگر نشنیدهاید، راحت باشید و برگردید و گوش دهید. بیایید از جایی که هفته گذشته بودیم، جایی که در مورد تماس ترامپ با پوتین صحبت میکردیم که باعث شروع بسیاری از این مسائل شد، ادامه دهیم. چه چیزی در چند روز گذشته توجه شما را جلب کرده است که ما را به جلو برده است؟ آیا فکر میکنید >> آنچه برای من در مورد آن تماس مهم بود این بود که پوتین آن را برقرار کرد و ظاهراً من در تماس نبودم اما گفته شد که پوتین پیشنهاد یک توافق مالی با ایالات متحده را میداد که همان چیزی بود که ترامپ ابتدا با او در میان گذاشت و گفت جنگ را پایان بده، این را خواهی داشت، مهمتر از آن او گفت این جنگ به زودی پایان خواهد یافت و این به من میگوید که یک تحول داخلی وجود دارد، فشار عظیمی بر پوتین برای کنار رفتن در حال افزایش است. اما او پس از آن، پس از آن تماس، چیز بسیار مهمی گفت، زیرا فکر میکنم ترامپ قصد نداشت خود را به هیچ چیزی متعهد کند. او گفت که جنگ به زودی پایان خواهد یافت، اینگونه او گفت. و او همچنین گفت که او میخواهد رابطه بهتری با اروپاییها داشته باشد تا اینکه به دنبال سرمایهگذاری از ایالات متحده باشد. او در مورد سرمایهگذاری اروپا، روسیه که نفت و غیره را دارد صحبت میکرد. و این یک تفاوت اساسی در سیاست روسیه است. اول، آنها اذعان میکنند که این جنگ بدون پیروزی یا چیزی نزدیک به آن پایان خواهد یافت. ما باید به سیاستهای داخلی که منجر به آن شد فکر کنیم. اما همچنین باید ببینیم که روسها در وضعیت اقتصادی بسیار بدی قرار دارند. آنها به شدت به سرمایهگذاری خارجی و تجارت خارجی نیاز دارند و آنها به جای آمریکاییها یا چینیها به اروپاییها نگاه میکنند تا این را تامین کنند و این یک تغییر اساسی توسط روسیه است که به نوعی برای اروپا مهمتر از روسیه است زیرا اکنون اروپا باید تصمیم بگیرد که چیست نه فقط کاری که انجام خواهد داد، بلکه چیست >> و در لحظهای به اروپا رسیده است. من منظورم این است که این احساس یک لحظه بزرگ است. این اولین بار است که ما معتقدیم پوتین گفته است که جنگ به زودی پایان خواهد یافت، به جز شاید در اوایل زمانی که او پیشنهاد داد که در عرض چند روز یا هفته به پایان خواهد رسید. این فرض یک پیروزی کامل روسیه بود. زلنسکی البته از زمان شروع جنگ از پوتین خواسته است که با او ملاقات کند. پوتین اکنون به نظر میرسد که ممکن است این اتفاق بیفتد. آیا باید این را به عنوان یک لحظه بسیار بزرگ ببینیم، جورج؟ خب، این اولین لحظهای است که اساساً پوتین اذعان کرد که او اوکراین را فتح نخواهد کرد. او شروع به گفتن کرد، "خب، ما واقعاً نمیخواهیم اوکراین را بگیریم. ما فقط این یا آن را میخواهیم." در این مرحله، این بهترین کاری است که او میتواند انجام دهد. این بخش بسیار کوچکی از اوکراین است. و او آماده مذاکره است. و او آماده مذاکره است زیرا بحران اقتصادی اساسی در کشور دارد. آنها پولشان تمام شده است. اتفاق عجیبی در حال رخ دادن است. به طور معمول، ملتها پول بیشتری چاپ میکنند. این منجر به تورم میشود. اقتصاد روسیه در حال حاضر آنقدر از نظر قیمت تورم دارد که نمیتواند این کار را انجام دهد. بنابراین، مقدار محدود پول او دارد. بنابراین، او نمیتواند هزینه کارخانهها، سربازان و همه افراد دیگر خود را بپردازد. بنابراین، او با این مشکل روبرو است و افراد اطراف او که فکر میکنم مدتی است به او هشدار میدهند که آرام شود. او سرانجام با این واقعیت روبرو شده است که این جنگ در اوکراین با تسلیم اوکراینیها پایان نخواهد یافت. آمریکاییها اوکراینیها را مجبور به توقف نخواهند کرد و اروپاییها نیز در کنار آنها خواهند ایستاد. بنابراین او مجبور شده است به یک دیدگاه جدید روی بیاورد و این همان کاری است که او در این تغییر اساسی که در حال وقوع است انجام داد. >> و با نگاهی به جنبه اروپایی مسائل از دیدگاه روسیه، پوتین تا حدودی نشان داده است که او خواهان رابطه نزدیکتر با اروپا است. او حتی پیشنهاد داده است که گرهارد شرودر، صدراعظم سابق آلمان در اواخر دهه ۹۰، میانجیگری کند. جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، این موضوع را رد کرده و گفته است که او بیش از حد به روسیه نزدیک است که بتواند این کار را انجام دهد. اما نکته این است که او به جای شخص دیگری، یک اروپایی را برای میانجیگری فرا میخواند. جورج، آیا این را به عنوان یک تغییر قابل توجه در دیدگاه او نسبت به اروپا نیز میبینید؟ خب، این یک تغییر قابل توجه در همه چیز است و یک توهم که چیزی به نام اروپا به عنوان یک نهاد سیاسی واحد وجود دارد. بنابراین، یک وزیر خارجه ممکن است بگوید این یک شروع کننده نیست. وزیر خارجه دیگر ممکن است بگوید هست. واقعیت اساسی اروپا اکنون در خطر است. روسیه ضعیف است. از زمان جنگ جهانی دوم ضعیف نبوده است. این همیشه ترس اروپا بوده است. این به بسیاری از جهات اروپا را تعریف کرده است. رابطه اروپا با ایالات متحده را تعریف کرده است. ایالات متحده اکنون آن رابطه را تا حدودی تغییر داده است. اروپاییها احساس خیانت میکنند. اکنون واقعیتی در حال آشکار شدن است که آمریکاییها قبل از آنها درک کرده بودند، و آن این است که روسیه نه تنها تهدید نیست. روسیه به اروپا نیاز دارد. به قدرت اقتصادی خارجی نیاز دارد که مایل به سرمایهگذاری و تجارت با روسیه باشد. با توجه به اینکه آمریکا و چین ظاهراً در نشستی که قرار است برگزار شود با هم متحد میشوند، او در حال بررسی است و اروپا را تنها جایی میبیند که میتواند صحبت کند. اکنون که او پیشنهاد داده است که نماینده چه کسی باشد، یکی از ضعفهای اساسی خود اروپا را نشان میدهد. این شکست روسیه نیست. این است که او حتی فکر میکند ممکن است بتواند انتخاب کند که چه کسی باشد زیرا من نمیدانم که آیا اروپاییها میدانند چه کسی را برای مذاکره با آنها انتخاب میکنند. آیا اروپایی وجود دارد که بتواند با پوتین بنشیند و با اقتدار برای اروپا صحبت کند، نه فقط این کشور؟ و این اکنون مرحله نهایی تکامل این سیستم ژئوپلیتیک است. چینیها، آمریکاییها، حتی روسها جایگاه خود را پیدا کردهاند. اکنون اروپا باید بفهمد که چیست و مذاکره کننده را انتخاب کند. و اما درست قبل از اینکه کمی بیشتر به این موضوع بپردازیم، فقط اجازه دهید با پوتین برای لحظهای بمانم. منظورم این است که با عقبنشینی، آیا پوتین باید با نوعی توافق صلح با اوکراین موافقت کند که جنگ را پایان دهد، بیایید بگوییم در خطوط مشابه آنچه اکنون هستند، روسیه تلاش میکند به اروپا نزدیکتر شود، او در اوکراین واقعاً چه چیزی را به دست آورده است؟ من نه برای امتیاز گرفتن، بلکه به این معنا که پوتین آشکارا راه خاصی برای دیدن جهان دارد. بسیاری از افراد اطراف او نیز همینطور هستند. بخش زیادی از جنگ توسط این موضوع هدایت میشود، شما میدانید، اما از دیدگاه آنها، ایده گسترش ناتو، تمایل به بازسازی امپراتوری روسیه با عدم توافق ایدئولوژیک با اروپا با تلاش برای معرفی خود به عنوان سنتیتر. بنابراین، چگونه او میتواند این تغییر ایدئولوژیک را از طریق مردم روسیه منتقل کند؟ به همان روشی که ژاپنیها با از دست دادن جنگ، تهاجمی بودن و ادعای حقوق خاص ایدئولوژیک را متوقف کردند. وقتی جنگی را از دست میدهید، همانطور که ما در ویتنام جنگ را از دست دادیم، که برای ما به اندازه این جنگ برای او مهم نبود، ایدئولوژی تغییر کرد، ایدههایی در مورد اینکه جنگ چگونه باید باشد و همه چیزهای دیگر. دلیل اینکه شما باید این کار را انجام دهید این است که شما جنگ را از دست دادهاید و هر ماه هزاران نفر را از دست میدهید، بسیاری از ماهها بارها و بارها هیچ چیز به دست نمیآورید. بسیار خوب. و بنابراین در یک کشور، صرف نظر از اینکه سیستم سیاسی چیست، دیکتاتور، اگر بخواهید او را اینگونه بنامید، تا زمانی که موفق باشد، دیکتاتور باقی میماند. و در این مورد، سختیهای اقتصادی زیادی در داخل روسیه و تراژدی زیادی در زندگی مردم روسیه وجود دارد که پسران، همسران، شوهران، همسرانشان در این جنگ بدون هیچ دستاوردی جان باختند که پوتین چارهای ندارد. او باید با حقیقت روبرو شود. حقیقت واقعی این است که جنگ پایان یافته بود به جز کشتار. بنابراین او سرانجام با آن روبرو شد. اکنون، کماهمیتترین سوال آینده ولادیمیر پوتین است. زنده، مرده، بیکار، شاغل. این نکته کلیدی نیست. این است که روسیه چگونه تکامل مییابد. خب، این جنگ سرد را پایان داد، هنوز خود را به عنوان یک قدرت جهانی میدید. اکنون نشان داده است که نه تنها یک قدرت جهانی نیست، بلکه در این مقطع یک قدرت منطقهای نیز نیست. اکنون روسیه بحران هویت دارد که به قلب سوال در مورد اینکه روسیه چیست میرسد. و این بحران اجتماعی و سیاسی در داخل روسیه ایجاد میکند. کسانی در روسیه هستند که فوقالعاده خصمانه هستند. شایعاتی وجود دارد، من نمیتوانم آنها را تأیید کنم، که نیروهای اطلاعاتی نسبت به پوتین به دلیل عدم تمایل او به انجام این کار خصمانه شدهاند. شاید این درست باشد. انواع شایعات در روسیه در مورد مسائل مختلف شناور است. اما یک اجماع وجود دارد که فکر میکنم جنگ پایان یافته است. کشتار را متوقف کنید. و من فکر نمیکنم پوتین میخواست این را بگوید. او نمیخواست این را بپذیرد. فکر میکنم او مجبور به این کار شد. و من اهمیتی نمیدهم که برای پوتین چه اتفاقی میافتد. اما اینکه روسیه چه چیزی میشود یک سوال اساسی است. خب، به همان روشی که در ایران تندروهایی وجود دارند، در روسیه نیز به وضوح تندروهایی وجود دارند یا در گذشته وجود داشتهاند که بسیار مشتاق هستند اوکراین بخشی از روسیه شود. آیا فکر میکنید آنها نفوذ خود را از دست دادهاند؟ >> بله. ببینید، باختن جنگها واقعاً تندروها را تضعیف میکند. به ژاپن در پایان جنگ جهانی دوم نگاه کنید. به آلمان نگاه کنید. هیتلر نمیخواست تسلیم شود. او سرانجام مغز خود را منفجر کرد. اما او تسلیم نشد. بسیار خوب. امپراتور ژاپن مجبور شد تمام رهبران سیاسی خود را وتو کند و ارتش تلاش کرد کودتا کند تا او را از این کار باز دارد. او تنها کسی بود که با واقعیت روبرو بود و آنها مجبور بودند از او اطاعت کنند. تسلیم شدن در جنگ بسیار دشوار است. در جنگی مانند جنگ ویتنام، تسلیم شدن برای ایالات متحده بسیار دشوار بود. تندروهایی وجود داشتند. تندروها اساساً دیوانه بودند. ما ۱۳ سال بود که در جنگ پیروز نشده بودیم و آنها میگفتند فقط یک فشار دیگر و در نقطهای تندروها احمق میشوند، به خصوص زمانی که تندروی شکست میخورد. لحظهای برای دنبال کردن و امتیاز دادن به ما در پلتفرم پادکست مورد علاقه خود وقت بگذارید. برای نسخههای ویدیویی نمایش و موارد بیشتر، در یوتیوب @ geopolitical futures GPF مشترک شوید. برای دسترسی به خبرنامه رایگان ما روی لینک موجود در توضیحات زیر کلیک کنید. و برای مدت زمان محدود، یک دانلود فوری از مجموعه ویژه ما در مورد خاورمیانه دریافت خواهید کرد. در این شماره منتخب، بینشهایی در مورد جاهطلبیهای منطقهای ترکیه، معضلات هستهای و ایدئولوژیک ایران، و نقش این کشورها در پویایی قدرت منطقهای خواهید یافت. از دیدگاه اروپا، البته، همانطور که شما به آن اشاره کردید، جورج، این ایده اروپا با تمایل روسیه به دوستانهتر شدن با اروپا. این ممکن است چیزی باشد که روسیه میخواهد. اروپا به ویژه، اروپای شرقی در چهار سال گذشته از شروع جنگ، خصمانهتر نسبت به روسیه شده است. من چند هفته پیش در فنلاند بودم و آنها یکی از آمادهترین کشورهای دفاعی در اروپا هستند. اکنون در کشورهای بالتیک، لهستان البته، همگی طرفداران بزرگ روسیه نیستند. آیا فکر میکنید آنها مایل خواهند بود که بگویند بگذارید گذشتهها گذشته، روابط اقتصادی را دوباره برقرار کنیم و ادامه دهیم؟ اینگونه جنگها پایان نمییابند. گذشتهها، گذشتههای آلمان نبودند. گذشتهها، گذشتههای ژاپن نبودند. >> برخی جنگها این کار را میکنند، برخی جنگها پایان مییابند. >> اما آنچه پس از آن تکامل یافت، نوع متفاوتی از رابطه با دو طرف بود. بنابراین ژاپن تا سال ۱۹۵۵ یک قدرت اقتصادی قابل توجه بود. آلمان نیز تکامل یافت. بنابراین وقتی کشوری را شکست میدهید، بسیار خوب، شما همچنین فرصت دارید از آن در اقتصادش بهره ببرید و آن را بازسازی کنید. و این روند آمریکایی بوده است که از خیلی وقت پیش وجود داشته است. این راه انجام آن است. اکنون وقتی در مورد اروپا صحبت میکنیم، ما در مورد انتزاع صحبت میکنیم. این یک قاره است. هیچ اروپایی وجود ندارد. تفاوتهای اساسی نه تنها بین اروپای شرقی و اروپای غربی وجود دارد. تفاوتهای اساسی بین اروپای شمالی و اروپای جنوبی وجود دارد. و تفاوتهایی بین فرانسویها و آلمانیها وجود دارد. خدا میداند با بریتانیاییها. بنابراین به عبارت دیگر، وقتی در مورد اروپا صحبت میکنیم، در مورد کشوری صحبت نمیکنیم که بتواند به طور جمعی تصمیم بگیرد. شما میدانید، یک دولت در آنجا وجود دارد و این یک تصمیم و یک وزیر خارجه و همه چیز را اتخاذ خواهد کرد. شما طیفی از کشورها در اروپا دارید که از نظر تاریخی با یکدیگر خصمانه بودهاند. من قبلاً گفتم، فقط ۸۰ سال پیش جنگهای وحشتناکی با یکدیگر داشتند. بسیار خوب، آنقدر طولانی نبوده است. سوال اساسی اکنون برای روسها این خواهد بود که آیا میتوانند اروپاییها را تقسیم کنند؟ به عبارت دیگر، آیا میتوانند متحدان خاصی در اروپا پیدا کنند که مایل به بهرهبرداری از امکانات اقتصادی باشند؟ فکر نمیکنم تصادفی باشد که آنها از یک آلمانی خواستند که مذاکره کننده باشد. بسیار خوب. این فقط این نیست که او، میدانید، با روسیه درگیر بوده است، با دروز، یک شرکت بزرگ روسی درگیر بوده است. بلکه همچنین این بود که یکی از کارهایی که او تلاش میکند انجام دهد و میخواهد انجام دهد و امیدوار است بتواند انجام دهد، تقسیم اروپاییها است. با برخی کشورهای اروپایی، به ویژه کشورهای مرفه تر، شکل میگیرند و کشورهای کمتر مرفه خصمانه میشوند. مشکلی که آنها دارند لهستان است. لهستان شرقیترین کشور است. رو در روی روسها قرار دارد. اکنون عضو G20 است. یکی از بزرگترین ارتشها را در اروپا و تواناترین ارتشها را در اروپا دارد. با ایالات متحده متحد نزدیک است، برخلاف سایر کشورها. بنابراین رو در روی روسها در این مقطع فقط اوکراین نیست، بلکه اگر با اوکراین صلح کنند و بخواهند فراتر از آن نگاه کنند، به لهستان نگاه میکنند. آنها به کشورهای بالتیک که بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بودند و نمیخواهند دوباره آنها را ببینند، نگاه میکنند. وقتی اروپاییها با من صحبت میکنند، معمولاً منظورشان از اروپا، بریتانیا، فرانسه و آلمان است. بسیار خوب، گاهی اوقات در مورد ایتالیا صحبت میکنند، اما نه خیلی زیاد. بنابراین، یکی از مشکلات اساسی در صحبت در مورد اروپا، تشخیص این است که این سه کشور که بخشی از ناتو و اتحادیه اروپا و همه چیز هستند، اینها اروپا نیستند. آنها ممکن است خود را اروپا بدانند، اما حتی آنها نیز با یکدیگر موافق نیستند. بریتانیاییها، فرانسویها و آلمانیها از بسیاری جهات سیاست خارجی متفاوتی دارند، سیاستهای دفاعی متفاوتی دارند، انواع تفاوتها. بنابراین وقتی به سوال نگاه میکنید، تنها چیزی که پوتین در اینجا انجام داده است که برای او ارزشمند است، این است که او امیدوار است که با اروپای معمول، پر از نزاع، متحد نشده، همه انواع روبرو شود و او بتواند روابط را انتخاب کند. اکنون، اگر او این کار را انجام دهد، تاریخ متفاوتی در ۲۰، ۳۰ سال آینده در مورد اروپا نوشته خواهد شد. اگر نتواند این کار را انجام دهد، تاریخ بسیار متفاوتی از اروپا نوشته خواهد شد و همچنین شاید تاریخ متفاوتی از روسیه. بنابراین، وقتی میگوییم تغییرات ژئوپلیتیکی چشمگیری در حال وقوع است، تا کنون، اروپاییها، اگر بتوانم اکنون از این اصطلاح استفاده کنم، خیانت ایالات متحده به اروپا را دیدهاند. آنها به توسعه درک آمریکا و چین با نگرانی نگاه کردهاند. آنها به تمایل آمریکا برای صحبت با روسها به عنوان خیانت نگاه کردهاند. آنها که سه کشوری هستند که نام بردم. بقیه آنها، میدانید، دیدگاه کاملاً متفاوتی دارند. مجارستان، به عنوان مثال، دیدگاه متفاوتی در مورد آن داشت، دیدگاهی متفاوت از رومانی و غیره. اما این کشورها به همان روشی که لهستان تکامل یافتهاند، تکامل یافتهاند. بنابراین، در حال حاضر، اروپا باید بنشیند و کاری را انجام دهد که هرگز انجام نخواهد داد. بفهمد که چیستند، چگونه با هم کار خواهند کرد، یا اکنون پوتین فرصت بزرگی دارد، اروپا را به طور مسالمتآمیز از هم جدا کند. هنوز بحثهایی در رسانههای آلمان در مورد پیشنهاداتی وجود دارد، میدانید، بسیاری از اروپا هنوز کاملاً از انرژی روسیه جدا نشده است. اخیراً بحثهایی در رسانههای آلمان در مورد نورد استریم و احتمال بازگشت به آن به شکلی وجود داشت. جالب خواهد بود که همانطور که شما میگویید جورج، در ماههای آینده چه اتفاقی میافتد که آیا آنها موفق به انجام آن میشوند. ما میتوانیم برای یک قسمت کامل در مورد این موضوع صحبت کنیم و من دوست دارم، اما باید ادامه دهیم. بنابراین ادامه میدهیم و به نیمه دیگر جهان، به پکن، جایی که رئیس جمهور ترامپ به زودی با رئیس جمهور شی ملاقات خواهد کرد، میرویم. ما این موضوع را چندین بار و اهمیت این دیدار را در این پادکست چندین بار مورد بحث قرار دادهایم. برای شنوندگان جدید، جورج، فقط به ما یادآوری کنید که چرا معتقدید این یک لحظه بزرگ است. خب، چین به شدت به رابطه اقتصادی با ایالات متحده نیاز دارد. همانطور که قبلاً گفتم، دومین اقتصاد بزرگ جهان است. درآمد سرانه آن بر اساس تولید ناخالص داخلی در رتبه ۷۱ قرار دارد. اقتصاد عظیم آن هنوز جمعیت بسیار فقیری دارد که بیشتر ثروت در مناطق ساحلی متمرکز شده و مناطق وسیع داخلی نیز خیلی خوب نیستند. آنها اقتصاد انفجاری خود را بر اساس دسترسی به ایالات متحده بنا نهادهاند و این هنوز هم وارد کننده شماره یک از چین است. اقتصاد داخلی آنها نمیتواند چیزهایی را که تولید میکنند با توجه به رتبهبندی خود مصرف کند. هیچ کشور دیگری وجود ندارد که بتواند اینقدر جذب کند. آنها به شدت به آمریکاییها نیاز دارند. علاوه بر این، ایالات متحده دو چیز از چین میخواهد. اول، کاهش قیمتها در ایالات متحده است. قیمتهای آمریکا کمی افزایش یافته است، نه فقط به دلیل تعرفهها، بلکه همچنین به دلیل خرید محدود محصولات آنها. ما هنوز در خرید شماره یک هستیم. و این باعث افزایش قیمت شد زیرا کالاهای چینی ارزانتر بودند. و بنابراین بخشی از بحران مقرون به صرفه بودن در ایالات متحده در مواردی مانند داروها و بسیاری از موارد فنی افزایش یافته است. چینیها به شدت به این نیاز دارند. آمریکاییها آن را بسیار میخواهند و مشکلی ندارند. اما آنها چیز دیگری نیاز دارند. آنها به یک تغییر نظامی از سوی چینیها نیاز دارند. و آن تغییر نظامی این است که ما نمیتوانیم دوباره وارد جنگ شویم. چگونه میتوان بر سر اقیانوس آرام جنگید که آن فاصله را ژاپنیها آن داستان را یاد گرفتند. مسئله اساسی این است که ما نمیتوانیم به کالاها از چین از کشوری که دائماً با ما خصمانه و ضعیف است، وابسته باشیم. و چینیها آماده ایجاد این تفاوت هستند. آنها ژنرالهای قدیمی را اخراج کردند. آنها تمام دریاسالاران را در چند ماه گذشته اخراج کردند زیرا آشکارا از این موضوع راضی نبودند. بنابراین، آنها عرشه را برای آن پاک کردهاند، اما چینیها هنوز باید بفهمند که جایگاهشان در سیستم جهانی چیست. بنابراین، چگونه باید این را حل کنیم؟ خب، باید بر سر تایوان توافقی صورت گیرد. چینیها به آن نیاز دارند تا نشان دهند که به آمریکا تسلیم نمیشوند. همچنین زمانی بخشی از چین بود. در حال حاضر، افکار عمومی در آنجا و محبوبترین رهبر، رئیس KMT، زنی که به چین رفته است گفته است که او میخواهد دوباره بخشی از چین شود. این رسماً بخشی از چین است، اما یک منطقه خودمختار است. مانند هنگ کنگ اما با خودمختاری جدی. به عبارت دیگر، خودمختاری هنگ کنگ کمتر است؟ بله، بیشتر یک شوخی است. اما این توسط ایالات متحده تضمین خواهد شد و بخشی از توافق خواهد بود که خودمختار خواهد بود. علاوه بر این، چینیها واقعاً تراشههای میکرو تایوانی را دوست دارند. آنها از انجام این کار بسیار خوشحال خواهند شد. بنابراین وقتی به وضعیت نگاه میکنید، چین باید این رابطه را با ایالات متحده داشته باشد تا آنچه را که پس از تعرفهها داشت، غیرقابل تحمل بود. آمریکاییها واقعاً پایان رویارویی با چین را میخواهند. ما در حال حاضر در ایران جنگ فوقالعادهای را تجربه میکنیم. ما واقعاً در نیمکره شرقی سرگرم هستیم. ما آن را نمیخواهیم. چرا ترامپ این کار را کرد سوال دیگری است که اهمیت کمتری دارد زیرا این یک موضوع جانبی در این تحول جهانی است. بنابراین دیروز امروز در کره جنوبی دیدارهایی بین مقامات ارشد آمریکایی و مقامات ارشد چینی به همراه کارکنان برگزار میشود. آنها در حال نهایی کردن جزئیات یک تفاهم هستند. بسیار خوب. و این در حال حاضر اتفاق میافتد زیرا وقتی اجلاس را دارید که فکر میکنم برای ۱۴ مه است، آن اجلاس برکت یک معامله از پیش تعیین شده است که شما آن را برگزار نمیکنید. شما در اجلاس مذاکره نمیکنید، شما اجلاس را برکت میدهید و این واقعیت که چینیها وزیر خارجه ایران را به پکن دعوت کردند و فکر میکنم دستورالعمل را خواندند. فکر نمیکنم دستورالعمل چین با ایرانیها کار کند. اما حتی با این حال، شما شاهد تحولی نه تنها در روابط روسیه و اروپا، بلکه در روابط آمریکا و چین هستید و این اکنون اولین و دومین اقتصاد بزرگ هستند که احتمالاً با هم کار میکنند، سرمایهگذاریهای مشترک رفت و آمد میکنند، انواع اتفاقات در حال رخ دادن است و این چیز دیگری است که اروپاییها باید بفهمند در این دنیا چه کار خواهند کرد. روسها قبلاً چیزی را اینجا فهمیدهاند. ما باید به اروپا نزدیک شویم. اکنون سوال این است که آیا اروپا. بنابراین همه اینها به روشهایی به هم مرتبط میشوند. و و اجازه دهید در مورد ژنرالها و دریاسالارانی که شی حذف کرده است، بپرسم. شما از آن چه میخوانید؟ زیرا البته، یکی از نگرانیهای کشورهای غربی در سالهای اخیر این بوده است که چین در برخی جهات، به ویژه در رابطه با تایوان، به طور فزایندهای پرخاشگر است. چرا؟ داستان پشت همه این اخراجها چیست؟ خب، اول میخواهم نکتهای را بیان کنم. چینیها از نظر نظامی پرخاشگر نبودهاند. آنها درگیریهای مرزی با هندیها داشتهاند. یک بار جنگ مرزی با ویتنام داشتند. بسیار خوب. >> اما در دریای چین جنوبی و آن نوع چیزها >> بله. اما آنها کشورها را مانند شورویها اشغال نکردهاند. آنها نفوذ خود، ایدئولوژی کمونیسم را گسترش ندادهاند. چینیها مانند کمونیستها دیکتاتوری دارند، اما اقتصادشان هیچ شباهتی به سرمایهداری ندارد. بنابراین، چین تهاجم خود را محدود کرده است، نه از نظر کلامی، بلکه در عمل. آنچه در آنجا اتفاق افتاد، فکر میکنم و من قبلاً این را گفتهام، فکر میکنم چند ماه پیش، شاید شش ماه پیش، تلاش برای کودتا علیه شی وجود داشت که در آن ارتش، با دیدن تحول روابط با ایالات متحده و آموزش دیدن برای خصمانه بودن نسبت به ایالات متحده برای جنگیدن و غیره، تلاش کرد او را سرنگون کند. من این را میگیرم زیرا در اینترنت در چین در رسانههای اجتماعی داستانهایی وجود داشت که شی مرده است. شی سکته قلبی کرده بود. شی سکته مغزی کرده بود، موارد مختلف در مورد شی که شما انتظار ندارید در رسانههای اجتماعی چینی. یک هفته یا بیشتر پس از آن، تمام ژنرالهای ارتش اخراج شدند، فرماندهی ارشد، آنچه ما در روز آمریکایی به آن ستاد مشترک میگوییم، و بسیاری از آنها به دلیل فساد به زندان فرستاده شدند. پس از گذشت حدود یک ماه، شی و ترامپ در کره جنوبی ملاقات کردند. یکی از اتفاقاتی که چند هفته پس از آن رخ داد، او تمام دریاسالاران را اخراج کرد. دریاسالاران حیاتی هستند زیرا چین یک قدرت دریایی است. من نمیدانم که آیا او آنها را زندانی کرده است، اما آنها رفتهاند. بنابراین او ارتش را تضعیف کرده است. تنها چیزی که ایالات متحده میخواست ارتشی بود که نتواند توسط چینیها عمل کند. میتوانست از خود دفاع کند اما تهاجمی نباشد. با حذف فرماندهی عالی، آنها دو سال از توانایی توسعه یک فرماندهی عالی جدید فاصله دارند. بنابراین فکر میکنم این موضوع با آن ارتباط داشت. بسیار خوب. اما من همچنین فکر میکنم که ارتش واقعاً نمیخواست این اتفاق بیفتد و این اتفاق افتاد. در روسیه، در چین، در ایالات متحده، بحرانهای سیاسی عظیمی در مورد مسائل مختلف در جریان بوده است. اما هر سه اینها، روسیه یک قدرت جهانی سابق است. بحرانهایی وجود داشته است. چینیها بحران خود را حل کردهاند. ترامپ هنوز مدیر اوست و البته اروپا یک بحران سیاسی مداوم است. بنابراین آنچه در این تغییر جالب است این است که نتیجه یک جنگ نخواهد بود، به جز جنگ اوکراین که روسها باختند و به عنوان ماشه عمل کرد، اما همه کشورها واقعاً از نظر داخلی پرتنش هستند و این یکی از چیزهای جالب در مورد آن است که آن را کمی متفاوت از تحولات عادی میکند. بیایید تایوان را در جزئیات آن رها کنیم. ما قبلاً در پادکست دیگری نه چندان دور در مورد آن صحبت کردهایم. بنابراین میتوانید به پادکستهای گذشته ما مراجعه کنید اگر میخواهید نظر ما را در مورد تایوان بشنوید. فقط میخواهم از شما بخواهم که یک سوال فوری و سپس یک سوال بلندمدت را به پایان برسانید. جورج، ایران و ایالات متحده آشکارا هنوز درگیر هستند. مدت زیادی قبل از اینکه ما این را ضبط کنیم، ترامپ توسط مطبوعات مورد سوال قرار گرفت و چیزی شبیه به این گفت که آتشبس در وضعیت وخیمی قرار دارد. شاید تا زمانی که این منتشر شود دیگر در وضعیت وخیمی نباشد. آیا این بر این دیدار با چین تأثیر خواهد گذاشت؟ من تحلیلی شنیدم که نشان میداد او کمی با ایران مشغول است، بنابراین به اندازه کافی روی چین تمرکز نمیکند، یا فکر میکنید او منتظر میماند تا پس از سفر به پکن تصمیمات بزرگی در مورد ایران بگیرد؟ خب، یک چیزی که میخواهم روشن کنم این است که چین حمایت عمدهای، واقعاً هیچ حمایتی به ایرانیها ارائه نمیدهد. آنها از آن کنار میکشند، حتی اگر پیمانی داشته باشند که ۲۰ سال پیش برای دفاع متقابل امضا کردهاند. اما شما باید درک کنید که در یک اجلاس بودن، مرتبط نیست. اجلاس جایی نیست که شما معامله را مذاکره میکنید. آن معامله امروز در کره جنوبی با مقامات چینی و آمریکایی که آخرین جزئیات را روی توافق نهایی میگذارند، مذاکره میشود و در طول جنگ ایران بحثهایی وجود داشته است که معاون رئیس جمهور و غیره، صحبتهای زیادی در این مورد انجام شده است. این جایی نیست که تصمیمات گرفته خواهد شد. آن تصمیمات گرفته شدهاند، توسط شی و ترامپ از قبل با زمان کافی برای فکر کردن برکت داده شدهاند. این جایی است که برکت داده خواهد شد. این جایی است که اجرا خواهد شد. بنابراین اجلاسها، اجلاسهای جدی در مورد این هستند. میزان صحبتهایی که آمریکا و چین انجام دادهاند عظیم است. و اگر در طول جنگ ایران، آن صحبتها ادامه داشت. بنابراین، من نگران حواسپرتی ترامپ نخواهم بود زیرا تصمیماتی که او باید بگیرد، او قبلاً گرفته و به مذاکرهکنندگانش منتقل کرده است. مذاکرهکنندگان بازگشتند و اگر آن اجلاس برگزار شود، آن توافق برقرار است. و سپس در مورد اقدامات واقعی در مورد ایران، آیا فکر میکنید ترامپ منتظر میماند تا پس از این هفته تصمیم بگیرد که دوباره حمله کند یا چه اتفاقی میافتد؟ خب، درک اینکه چه اتفاقی میافتد بسیار دشوار است. تنگه هرمز بسته است و چینیها واقعاً این را دوست ندارند. آنها به اندازه مردم فکر نمیکنند مشکلساز باشند، اما واقعاً بستن تنگه هرمز را دوست ندارند. آمریکاییها در تلاشند تنگه هرمز را باز کنند و همزمان آنچه را که از ایرانیها میخواهند، یعنی از بین بردن توانایی هستهای یا پتانسیل آن را به دست آورند. این برای ایالات متحده اساسی است. تلاش برای باز کردن آن بسیار مهم است. بنابراین ایران هر کاری که میتواند برای خرابکاری در اجلاس انجام میدهد. تنگه هرمز را ببندید. فکر میکنم موضوع این است. بسیار خوب. فشار بر ایالات متحده برای عقبنشینی تا تنگه هرمز باز شود. فکر میکنم آنها ممکن است این را برای مدتی ادامه دهند، اما با برگزاری این اجلاس و درک اینکه آنها واقعاً منزوی هستند با نگاه روسیه به اروپا و چین که با ایالات متحده کار میکند، هیچ کمکی از خارج نمیآید. اکنون، تنها کاری که ایالات متحده نمیتواند انجام دهد، حمله است. گرفتن یک کشور مسلح به خوبی با نیروی نظامی آموزش دیده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مبارزه در آن، دقیقاً همان کاری خواهد بود که ترامپ گفت انجام نخواهد داد. بنابراین، فکر میکنم این اجلاس ممکن است ماشهای باشد که جنگ را پایان دهد. وقتی ایرانیها ببینند که چینیها هیچ فایدهای برای آنها نخواهند داشت، آنها هیچ متحد واقعی دیگری جز تامین سلاح ندارند و با ایالات متحده روبرو هستند و ایالات متحده قبلاً آنچه را که با چین میخواسته به دست آورده است. فکر میکنم این یک نقطه ماشه یا چیزی بسیار نزدیک به آن خواهد بود. بنابراین، فکر میکنم آنها سعی میکنند از این اقدام برای ایجاد شکاف بین ایالات متحده و چین استفاده کنند. این کار نمیکند. و در نهایت، آن سوال بلندمدت، جورج، ما پادکست را با این سوال شروع کردیم که آیا این لحظهای است که اتفاقات بزرگی رخ میدهد، که نظم جدید ژئوپلیتیک تحقق مییابد. آیا فکر میکنید اینطور است؟ خب، قطعاً در حال تحقق است. مانند کتابی است که من نوشتم، طوفان برای کم. ما در طوفانی هستیم که سیستم قدیمی را نابود کرده است، اما بازیکنان هنوز آنجا هستند. روابط جدید باید شکل بگیرد. اولین مورد که فکر میکنم شکل خواهد گرفت، روابط آمریکا و چین است. اما ما باید از سر و صدا فاصله بگیریم و سعی کنیم ببینیم همه چیز چگونه تکامل مییابد. آنچه من میگویم این است که سیستم تکامل خواهد یافت. سوال اساسی در این مقطع این است که اروپا چه خواهد کرد. اروپا در مجموع دومین اقتصاد بزرگ جهان است. دومین اقتصاد بزرگ جهان برای تبدیل شدن به یک قدرت چه کاری در داخل انجام خواهد داد؟ اگر این کار را نکند، این یک سیستم ژئوپلیتیک است. اگر این کار را انجام دهد، یک سیستم دیگر است. بنابراین، در حال حاضر، تمرکز من بر اروپاییها است که به نظر من، هیچ اقدامی به هیچ وجه انجام ندادهاند یا حتی این وضعیت را در نظر نگرفتهاند. آنها باید در مورد آن فکر کرده باشند، اما من هیچ نشانه ای ندیدهام که آنها درک کنند. شاید رویکرد روسیه به آنها، با تمرکز بر آلمانیها، باعث شود فرانسویها شروع به فکر کردن در مورد آن کنند. شاید نه. خواهیم دید. جورج، تا هفته آینده. همیشه از وقت شما سپاسگزارم. بسیار از شما برای گوش دادن سپاسگزارم. ما هفته آینده دوباره با یک پادکست دیگر از آیندهنگری ژئوپلیتیک باز خواهیم گشت. برای تمام نوشتهها و تحلیلهای ما به geopolitical futures.com مراجعه کنید. اما تا هفته آینده، بسیار سپاسگزارم و خداحافظ. شما میتوانید تمام تحلیلهای ژئوپلیتیک تخصصی ما را در geopolitical futures.com بیابید.