📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

Tucker on the New Religion of Trump’s America and His Mockery of Jesus Christ

Tucker Carlson1:55:58

Transcription

دونالد ترامپ مردی مشهور به بی‌دینی است، فقط علاقه‌ای ندارد. اساساً سکولار، محصول زمان و مکان خود. اگر به آن شک دارید، برخی از خنده‌دارترین کلیپ‌های دونالد ترامپ، و این انتقاد نیست، آن‌ها واقعاً خنده‌دار هستند، او در طول کمپین ۲۰۱۶ مصاحبه می‌شود و سوالات اساسی مانند «محبوب‌ترین کتاب شما در انجیل چیست؟» از او پرسیده می‌شود. که او با کمی گیجی می‌گوید: «خب، شاید انجیل از وجود کتاب‌های تشکیل‌دهنده آن بی‌اطلاع باشد.» بنابراین، دونالد ترامپ کسی نیست که به طور سنتی یا هرگز واقعاً در مورد مسائل ایمان یا الهیات اظهار نظر کرده باشد. او نوعی از آن می‌گذرد یا لبخند می‌زند. بله، من طرفدار آن هستم. من طرفدار آن هستم. انجیل. اما در طول یک هفته، دونالد ترامپ، همان دونالد ترامپ مشهور به بی‌دینی، به شیوه‌هایی کاملاً مشخص در مورد مسائل ایمان و الهیات و دین به صورت عمومی اظهار نظر کرده است، به شیوه‌هایی که مخرب و درکشان دشوار است، اما ارزش تلاش برای درکشان را دارد. بنابراین، همه اینها حدود ۱۰ روز پیش در روز عید پاک، اوایل روز عید پاک، قبل از ساعت ۹ صبح در روز عید پاک آغاز شد، زمانی که ترامپ توییت کرد که قصد دارد زیرساخت‌های غیرنظامی در ایران را نابود کند. قرار بود روز پل و نیروگاه باشد، اساساً وعده جنایات جنگی، جنایات علیه غیرنظامیان، علیه جمعیت کشور. و سپس در همان توییت یا حقیقت، او از کلمه f در روز عید پاک استفاده کرد. و سپس به نظر می‌رسید که اسلام را مسخره می‌کند. او گفت: «الله اکبر». بنابراین در یک بیانیه کوتاه حدود ۱۱۰ کلمه‌ای، به نظر می‌رسید که به دو دین بزرگ جهان، مسیحیت و اسلام، انگشت وسط نشان داده است. هوم. آن یکشنبه بود. و سپس دقیقاً یک هفته بعد، همچنین در یکشنبه، روز مقدس مسیحیان، او به پاپ، رهبر بزرگترین دین و بزرگترین فرقه مسیحی جهان حمله کرد، و به صورت شخصی به او حمله کرد و اساساً گفت که او فقط به خاطر من پاپ است. او بد است. پاپ بد است. و سپس بعداً در همان روز، شاید جالب‌ترین، گیج‌کننده‌ترین چیز در میان همه، او این میم را منتشر کرد. به این نگاه کن. حالا، دو تا روی صفحه وجود دارد. آنی که در سمت راست است، همان است که او منتشر کرده است، و آن خودش است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در لباس عیسی، مردی را شفا می‌دهد. شما می‌توانید قدرت شفا را که از دست راست او ساطع می‌شود، ببینید. اکنون، تصویر سمت چپ صفحه شما، تصویر اصلی است، و در اینترنت پخش شده بود. چه کسی دقیقاً می‌داند از کجا آمده است، اما مدتی است که آنجا بوده است. آنی که در سمت راست است، همان است که رئیس جمهور منتشر کرده است، دفتر ارتباطات کاخ سفید یا هر کسی که این کار را انجام می‌دهد، منتشر کرده است. و متوجه خواهید شد که تغییر کرده است. و سرباز آمریکایی بالای سر رئیس جمهور، رئیس جمهور به عنوان سر عیسی تغییر کرده است و اکنون، اگر خیلی دقیق نگاه کنید، یک شیطان، نوعی موجود بالدار از جهنم است. بنابراین، از تصویری که نشان می‌دهد، می‌دانید، شفا و نور به تصویری که نشان می‌دهد، نمی‌دانم، صحنه‌ای از مکاشفه، رؤیای یوحنا در جزیره پاتموس، آخرالزمان، آخرالزمان. چه کسی می‌داند؟ هیچ چیز خوبی. این قدرت شیطانی را نشان می‌دهد زیرا در آن یک شیطان وجود دارد. بنابراین او آن را منتشر کرد و سپس آن را پس گرفت، توییت را پس از اعتراض از اینترنت حذف کرد، اما از او در مورد آن پرسیده شد و او گفت: «بله، من آن را فرستادم.» او توضیح نداد که چگونه شیطان وارد آنجا شده است. کسی در کاخ سفید آن را قرار داده است. او توضیح نداد چرا. و او گفت: «من آن را فرستادم، اما من عیسی نبودم، هرچند بدیهی است که هستم. من دکتر بودم چون مردم را شفا می‌دهم. عیسی البته اساساً خود را به عنوان یک دکتر توصیف کرد، کسی که برای بیماران آمد تا آنها را شفا دهد، که او انجام داد. بنابراین شاید تمایزی بدون تفاوت، اما هنوز هم تا حدودی گیج کننده است. و سپس امروز، یک روز بعد، دوباره از او در مورد آن پرسیده شد و او گفت: «نه، نه، من هیچ ربطی به آن نداشتم. من آن را نفرستادم.» که دقیقاً پاسخی به سوال نبود. حتی گیج‌کننده‌تر، آن چه بود؟ و سپس برای مرموزتر کردن آن، این میم را در Truth Social منتشر کرد و کسی دیگر را بازنشر کرد. و آن خودش است، دونالد ترامپ، نمی‌دانم. چگونه آن را توصیف می‌کنید؟ مورد نوازش، شفا یافته، شاید مورد تأیید عیسی. آن به وضوح عیسی، مسیح مسیحی، خدای انسان در مرکز مسیحیت است که بازوی خود را دور دونالد ترامپ انداخته و اساساً می‌گوید: «برو ترامپ. من طرفدار تو هستم.» بنابراین همه اینها در کمی بیش از یک هفته. معنی آن چیست؟ چون قطعاً معنی دارد. این خیلی شبیه چند میم نیست. اینها نماد هستند. این شمایل نگاری است. اینها تلاش‌هایی برای ارسال پیامی در مورد ایمان هستند. رئیس جمهور چه پیامی می‌فرستد؟ خب، یک پیام منسجم نیست. در واقع به یک الهیات نمی‌رسد. این تمسخر است. او عیسی را مسخره می‌کند. او مسیحیت را مسخره می‌کند. شخصیت مرکزی دین برای تمسخر بالا برده می‌شود. البته. و توصیف او از چگونگی انتشار آن خود تمسخر است. تمسخر ایده حقیقت. یک روز می‌گوید: «بله، من این کار را کردم.» روز بعد می‌گوید: «نه، من این کار را نکردم.» هر دو روی ویدئو هستند. این واقعاً دروغ نیست. بیشتر از دروغ است. بزرگتر از دروغ است. این حمله نه تنها به مجموعه‌ای خاص از حقایق است. این حمله به ایده وجود حقایق است. این حمله آشکار به حقیقت است. هیچ کس این را پنهان نمی‌کند. بنابراین این پس از چند ساعت جنجال آنلاین و خشم مردم نادیده گرفته شد و سپس دیگر خشمگین نبودند و ما چیزهای دیگری برای نگرانی داشتیم. آنها گذشتند. اما برای افراد مذهبی صادق، برای مسیحیانی که به عیسی و آنچه درست و غلط است اهمیت می‌دهند، بسیاری از آنها به انجیل خود رفتند تا بفهمند چه می‌بینیم. و بسیاری از آنها به چند آیه رسیدند که به نظر می‌رسد آنچه را که می‌بینیم، مناسب است. و اگر شما یک مسیحی صادق هستید یا کسی را می‌شناسید، شاید اینها برای شما ارسال شده باشد، اما ما آنها را می‌خوانیم تا بدانید که چگونه بسیاری از افراد با ایمان این را تفسیر می‌کردند. اولین مورد از نامه دوم پولس به تسالونیکیان، کلیسای تسالونیکا است. فصل ۲، آیه بسیار شناخته شده‌ای که در آن او آنچه را که هنگام بازگشت عیسی اتفاق می‌افتد، توصیف می‌کند. و او می‌گوید، خواهید شنید که عیسی بازمی‌گردد. آنچه را که می‌شنوید باور نکنید. قبل از بازگشت او به زمین، رستگاری جهان، پایان تاریخ، باید اتفاقات زیادی بیفتد. و شما با این رویدادها خواهید فهمید که او می‌آید. و در میان آنها ظهور شخصیتی خواهد بود که او آن را مرد بی‌قانونی توصیف می‌کند. گاهی اوقات به عنوان ضد مسیح توصیف می‌شود. اما مرد بی‌قانونی عبارتی از نامه دوم او به تسالونیکیان است. و او می‌گوید: «شورش بزرگی علیه خدا به رهبری آن مرد بی‌قانونی رخ خواهد داد. این مرد نقل قول می‌کند که بر هر آنچه خدا نامیده می‌شود یا پرستش می‌شود، مخالفت کرده و خود را برتر از آن قرار می‌دهد، به طوری که خود را در معبد خدا قرار می‌دهد و اعلام می‌کند که خداست. او خود را به عنوان خدا جا می‌زند. او خدایان دیگر را مسخره می‌کند و خود را به جای آنها قرار می‌دهد. این از نامه دوم به تسالونیکیان است. اما این اولین جایی در انجیل، عهد عتیق و جدید نیست که چیزی شبیه به این توصیف شده است. اشکال این در تعدادی از پیشگویی‌ها در آنچه مسیحیان عهد عتیق می‌نامند، از جمله آنچه در کتاب دانیال آمده است، وجود دارد. دانیال نبی چیزی بسیار شبیه به این را در پایان تاریخ توصیف می‌کند. و او این دوره را همانطور که اغلب در انبیا توصیف می‌شود، به عنوان مجازات توصیف می‌کند. مجازات بی‌وفایی و گناه. مردم خدا به دلیل عدم پیروی از خدا مجازات می‌شوند. و آن مجازات را در بخشی از فصل ۱۱ از کتاب دانیال پیش‌بینی می‌کند که ظهور پادشاهی را پیش‌بینی می‌کند و ما اکنون نقل قول می‌کنیم. پادشاهی که هر طور دلش بخواهد عمل خواهد کرد. او خود را برتر از هر خدایی قرار داده و بزرگ خواهد شمرد و سخنان ناشنیده علیه خدای خدایان خواهد گفت. او تا زمانی که زمان خشم کامل شود، موفق خواهد بود. زیرا آنچه مقدر شده است باید رخ دهد. همه چیز تقدیر شده است. به عبارت دیگر، از پیش مقدر شده است. او هیچ احترامی برای خدایان اجداد خود قائل نخواهد شد، و نه هیچ خدایی را، بلکه خود را برتر از همه آنها قرار خواهد داد. بنابراین برای بسیاری از مسیحیان یا افرادی که انجیل را به خوبی می‌شناسند و به آن اعتقاد دارند، این پیش‌بینی‌ها هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید و موارد دیگر آنها به نظر می‌رسد با آنچه ما تماشا می‌کردیم مطابقت دارد. در اینجا رهبری وجود دارد که خدایان اجداد خود را مسخره می‌کند، خدای خدایان را مسخره می‌کند و خود را برتر از آنها قرار می‌دهد. آیا این می‌تواند ضد مسیح باشد؟ خب، چه کسی می‌داند؟ حداقل این نتیجه‌گیری من است. چه کسی می‌داند؟ همچنین بارها در عهد جدید به ما گفته شده است که شما نخواهید دانست که عیسی مانند دزدی در شب بازخواهد گشت و بهتر است آماده باشید زیرا نمی‌توانید آن را پیش‌بینی کنید. اما همچنین به ما گفته شده است که نشانه‌هایی وجود دارد. و آیا این یکی از آنهاست؟ خب، دوباره نامشخص است. این اتفاقاً با رفتار رهبران دیگر در طول تاریخ که خود را در نوعی رقابت با خدایان مردم خود می‌دیدند و خود را برتر از آن خدایان قرار می‌دادند، مطابقت دارد. این در واقع کاملاً رایج است. این در واقع تعریف خودشیفتگی است و قبلاً اتفاق افتاده و بدون شک دوباره اتفاق خواهد افتاد. اما این به وضوح همان چیزی است که هست. این تمسخر خدا توسط یک رهبر دنیوی توسط یک مرد است. این رهبر کشور ما می‌گوید که من هیچ دستوری از خدا نخواهم گرفت زیرا همانطور که در میم اول نشان دادم، من خدا هستم. بسیار خوب. بنابراین این سوال را مطرح می‌کند که آیا این اشکالی ندارد؟ به نظر می‌رسد اشکالی ندارد. هیچ اعتراض عظیمی در مقابل کاخ سفید وجود نداشت. در واقع هیچ تلاشی برای انجام کاری در این مورد صورت نگرفت. در واقع، بسیاری از رهبران جمهوری‌خواه آن را نادیده گرفتند. مسیحیان خودخوانده آن را نادیده گرفتند. مشکلی نیست. می‌دانید، او فقط در حال توییت کردن است. توجه نکنید. این فقط یک شوخی است. این فقط یک شوخی است. چی؟ شما حس شوخ طبعی ندارید؟ تمسخر عیسی. انگشت وسط خدا را نشان دادن. شما خیلی خشک هستید. و در مورد حملات او به پاپ، رهبر جمهوری‌خواه پس از رهبر جمهوری‌خواه، از جمله فقط چند ساعت پیش، رئیس مجلس، مسیحی خودخوانده، مسیحی پرشور، محقق انجیل، در حمله به پاپ شرکت کردند. بنابراین، باید تعجب کرد، آیا این رفتار یک ملت مسیحی است؟ آیا ایالات متحده یک ملت مسیحی است؟ خب، بستگی دارد چگونه به آن نگاه کنید. ایالات متحده کشوری است که بیشترین مسیحیان را دارد، بیش از ۲۰۰ میلیون نفر. مسیحیان بیشتری در ایالات متحده نسبت به هر کشور دیگری در روی کره زمین وجود دارند. بنابراین، طبق این تعریف، یک ملت مسیحی است. البته، رسماً مسیحی نیست. قانون اساسی ما دولت ایالات متحده را از ایجاد یک دین دولتی در متمم اول در منشور حقوق منع می‌کند. بنابراین نه، رسماً مسیحی نیست، اما اساساً مادی مسیحی است زیرا هنوز اکثریت مسیحی است. و دوباره، این کشوری است که بیشترین مسیحیان را دارد، اما کشور مسیحی نیست. و در واقع، اگر سه قدم به عقب بردارید، این ملتی است یا به هر حال دولتی است که برای مدت طولانی در مخالفت، مخالفت صریح با منافع مسیحیان، نه فقط در ایالات متحده، بلکه در سراسر جهان عمل کرده است. یا سیاست خارجی به عنوان مثال مسیحیان را هدف قرار می‌دهد و این به اندازه کافی به طور مداوم اتفاق افتاده است که احتمالاً یک اثر جانبی تصادفی از سیاست نیست، ممکن است هدف سیاست باشد، چه کسی نیت را می‌داند اما قطعاً اثر هر ماجراجویی سیاست خارجی حداقل از زمان ویتنام که در نهایت این اغلب فراموش می‌شود، کاتولیک‌ها و بسیاری از آنها در ویتنام در اردوگاه‌های کار اجباری بودند، اصلاً به کاتولیک‌ها کمکی نکرد. ویتنام از یک کشور کاتولیک به یک کشور کمونیست تبدیل شد. و این کاملاً تقصیر ما نیست، اما این اثر بود. این اتفاق افتاد. جنگ عراق، میلیون‌ها مسیحی در عراق وجود داشت که شروع شد. اکنون وجود ندارند. بسیاری از آنها مرده‌اند. سیاست‌های ما امروز در سوریه در لبنان، تنها کشور خاورمیانه با رئیس جمهور مسیحی، رئیس ارتش مسیحی که با بمب‌های ما که از هواپیماهای ما پرتاب می‌شود، بمباران می‌شود. مهمات ما برای کشتن مسیحیان استفاده می‌شود. دولت ما به طور موثری پاکسازی قومی جنوب لبنان، از جمله روستاهای مسیحی، روستاهای باستانی مسیحی را تحریم می‌کند. بنابراین سیاست خارجی ما به قتل مسیحیان کمک می‌کند. و نه فقط سیاست خارجی ما، همه سیاست‌های ما، اروپا، استرالیا، کانادا، نیوزیلند، کشور ما نیز، از نظر جمعیتی به طور قابل توجهی تغییر کرده و به دلیل مهاجرت بسیار کمتر مسیحی شده‌اند. بنابراین شما اغلب می‌شنوید که مردم شکایت می‌کنند، اوه، اروپا در حال مسلمان شدن است. بله. چرا؟ خب، به دلیل مهاجرت انبوه. ما به آن کمک کرده‌ایم. نئوکون‌ها قطعاً به آن کمک کرده‌اند. آنها طرفدار آن بوده‌اند. آنها به هر کسی که مخالف آن بوده حمله کرده‌اند. ویکتور اوربان در مجارستان همین دیروز باخت. نخست وزیر مجارستان توسط محافظه‌کاران نو در واشنگتن مورد نفرت قرار گرفت. چرا؟ چون او در برابر مهاجرت انبوه به مجارستان مقاومت کرد. و او گفت مجارستان بخشی از اروپای مسیحی است. این یک کشور مسیحی است. این یکی از دلایل اصلی من برای عدم تمایل به مهاجرت انبوه است. خب، کل تشکیلات سیاست خارجی در ایالات متحده او را به دلیل گفتن این حرف دشمن تلقی کرد. بنابراین، این فقط این نیست که آنها جلوی نابودی اروپای مسیحی را نگرفته‌اند. آنها کاملاً طرفدار آن بوده‌اند. آنها کاملاً طرفدار جنگ بین روسیه و اوکراین هستند. اثر خالص، میلیون‌ها مرد مسیحی مرده. این دوباره یک اثر جانبی تصادفی نیست. ممکن است کل موضوع همین باشد. بنابراین دولت ایالات متحده، جدا از مردم ایالات متحده که هنوز اکثریت مسیحی هستند، دولت ایالات متحده برای مدت طولانی نسبتاً پرخاشگرانه ضد مسیحی بوده است. دونالد ترامپ اولین رئیس جمهوری نیست که به عیسی انگشت وسط نشان می‌دهد، به سختی. اما او اولین رئیس جمهوری است که این کار را در ملاء عام انجام داده است. و این به اندازه کافی طولانی ادامه داشته و در حال حاضر به نوعی به نقطه جوش رسیده است که می‌توانیم طرح کلی دین واقعی دولت ایالات متحده را ببینیم. قطعاً این دولت، زیرا همیشه یکی وجود دارد. هیچ دولت سکولاری وجود ندارد، هرگز وجود نداشته است، هرگز وجود نخواهد داشت. یک دولت واقعاً سکولار هیچ هدفی نخواهد داشت. رهبران آن هیچ سرنوشتی نخواهند داشت. هیچ دلیل واقعی برای ادامه وجود نخواهد داشت. قطعاً هیچ شور و شوق تبلیغی نخواهد داشت. و دولت ما شور و شوق تبلیغی دارد. ما در حال گسترش دموکراسی و اصول بازار آزاد در سراسر جهان، آزادی یا هر چیز دیگری هستیم. بنابراین هر دولتی توسط انگیزه مذهبی هدایت می‌شود، چه دولت آن را بپذیرد یا نه. و دولت ما قطعاً اینطور است. بنابراین دین مدنی ایالات متحده چیست؟ دین دولت آمریکا چیست؟ دین صادقانه دونالد ترامپ چیست؟ قطعاً مسیحیت نیست. این اسرائیل‌گرایی است. این دفاع از اسرائیل است. حالا، چگونه این را می‌دانید؟ خب، چون ایالات متحده آن را به عنوان سیاست خارجی اصلی خود در دفاع از اسرائیل قرار داده است. این یک سرنخ است. آنجا هست. اما بسیار عمیق‌تر از این است. دشمنان اصلی شناسایی شده توسط رئیس جمهور ایالات متحده در داخل کشور چه کسانی هستند؟ دشمنان او چه کسانی هستند؟ او از چه کسانی متنفر است؟ او چه کسانی را مورد حمله قرار می‌دهد؟ چه کسی تلاش می‌کند تا آنها را تضعیف کند؟ خب، اینها افرادی هستند که به اسرائیل شک دارند. افرادی که در مسیر اهداف دولت سکولار اسرائیل قرار می‌گیرند. و این شامل مارجوری تیلور گرین، توماس مسی و پاپ می‌شود. حالا، چگونه می‌دانید که این همان است؟ خب، چون این تنها چیزی است که آنها مشترک دارند. پاپ، پاپ آمریکایی، اولین پاپ آمریکایی، پاپ لئو، از نظر سیاسی آمریکایی لیبرال است. او، اتفاقاً، طرفدار مهاجرت انبوه است. شرم آور است، به نظر من، به عنوان یک غیر کاتولیک، اما در حالی که ضد اسرائیل نیست، او صهیونیست نیست زیرا کاتولیسیسم صهیونیسم را به عنوان بخشی از آموزه‌های خود نمی‌پذیرد. شما می‌توانید کاتولیک‌های زیادی وجود داشته باشند که اسرائیل را دوست دارند و کسانی هستند که اسرائیل را دوست ندارند، شاید کسانی که از اسرائیل متنفرند، اما واقعاً ربطی به اصول اصلی کاتولیسیسم ندارد. و برخلاف بسیاری از نسخه‌های جدیدتر مسیحیت، کاتولیسیسم هزاران سال قدمت دارد و یک آموزه بسیار واضح و بیان شده دارد. شما می‌دانید کاتولیک‌ها چه باور دارند یا کلیسا چه باور دارد و به اعضای خود، پیروان خود، کاتولیک‌ها، مؤمنان خود چه می‌گوید که باور کنند. همه چیز نوشته شده است و حمایت بی‌قید و شرط از دولت اسرائیل اصلاً در لیست نیست. در بهترین حالت، این ایمانی است که نسبت به سرنوشت سیاسی دولت نتانیاهو بی‌تفاوت است. و این تغییر نخواهد کرد زیرا دوباره، یک ساختار وجود دارد و لیستی از باورها، یک عقیده نوشته شده وجود دارد. بنابراین، مجبور کردن چنین کلیسایی به تغییر دیدگاه‌هایش بسیار دشوار است زیرا آن دیدگاه‌ها در واقع سنگ‌نوشته شده‌اند و برای مدت طولانی بوده‌اند. بنابراین، مشکل رئیس جمهور با پاپ لئو احتمالاً هیچ ربطی به دیدگاه‌های پاپ لئو در مورد جرم و جنایت ندارد، که ممکن است آزاردهنده باشد، اتفاقاً. دیدگاه‌های او در مورد مهاجرت انبوه بسیار دشوار برای دفاع و بسیار مخرب است. اما این واقعاً مشکل اینجا نیست. مشکل این است که پاپ لئو از این جنگ با ایران که در شراکت با اسرائیل به نمایندگی از اسرائیل به تحریک اسرائیل انجام شد، انتقاد کرد. و او از آن انتقاد کرد. این مشکل اوست. مارجری تیلور گرین و توماس مسی نیز همینطور. توماس مسی اشتباه کرد که از لابی اسرائیل در ایالات متحده، آپاک، انتقاد کرد. این گناه او بود. مارجری تیلور گرین چیز زیادی در مورد آپاک نگفت، اما مشتاق جنگ با اسرائیل نبود. او نیز مورد حمله قرار گرفت. این تنها چیزی است که هر سه آنها مشترک دارند. توماس مسی یک لیبرترین بسیار سختگیر است. مارجری تیلور گرین همان چیزی است که ما قبلاً محافظه‌کار مگا می‌نامیدیم. او به برنامه ترامپ از سال ۲۰۱۶ اعتقاد داشت. به سختی لیبرال، کاملاً مخالف مهاجرت انبوه، سختگیر در مورد جرم و جنایت، همانطور که قبلاً می‌گفتند. اساساً هر باور مشترکی با دونالد ترامپ که برای ریاست جمهوری در سال‌های ۲۰۱۶، ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ نامزد شد، دارد. هیچ تفاوتی بین آنها نیست. او برای کنگره نامزد شد زیرا توسط دونالد ترامپ الهام گرفته بود. او مهمترین پیرو ترامپ در کنگره بود. چرا آنها جدا شدند؟ به خاطر اسرائیل. به خاطر ارتباط اسرائیل با جفری اپستین. و به خاطر فشار اسرائیل برای پیوستن ایالات متحده به انواع جنگ‌های خارجی، به ویژه جنگ با ایران. به همین دلیل آنها جدا شدند. این همان چیزی است که رابطه آنها را شکافت و باعث شد رئیس جمهور به او و توماس مسی و پاپ حمله کند. خب، این به شما چه می‌گوید؟ این به شما می‌گوید که دین چیست. دین اسرائیل‌گرایی است. حمایت از اسرائیل است. به همین دلیل است که رئیس جمهور کاملاً راحت است که خود را با واعظان انجیلی احاطه کند، که هر کدام یک چیز مشترک دارند، چه آنها واعظان کلمه ایمان باشند و چه واعظان کاریزماتیک. این یک شکاف بزرگ در میان انجیلی‌ها است. شما کاریزماتیک هستید یا نه. آیا شما معتقدید که زبان‌شناسی، زبان‌ها، پیشگویی نقشی در عبادت مسیحی معاصر، مراسم کلیسا دارند؟ می‌دانید، آنها در مورد آن با هم عصبانی هستند. ترامپ احتمالاً از این تمایز آگاه است. همه آنها خوش آمدید هستند تا زمانی که ایمانشان شامل حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل باشد. این مخرج مشترک در آنجا است. این تنها چیزی است که اهمیت دارد. و چون این تنها چیزی است که اهمیت دارد، ائتلاف، ائتلاف که هر روز کوچکتر می‌شود، که از این رئیس جمهور حمایت می‌کند، اکنون به طور گسترده توضیح می‌دهد که در واقع پاپ و کاتولیک‌ها، خود کلیسای کاتولیک، که حدود ۲۰ دقیقه پیش بیشتر مردم فکر می‌کردند محافظه‌کار است، به عنوان مثال، طرفدار زندگی است. این قبلاً یک اصل محافظه‌کاری بود قبل از این رئیس جمهور. او مخالف سقط جنین نبود. که کلیسای کاتولیک به نوعی لیبرال است و نه فقط لیبرال، بلکه یهودی‌ستیز، شیطانی است، از یهودیان متنفر است، در واقع طرفدار نازی‌ها است. لیندسی گراهام را ببینید که این استدلال را مطرح می‌کند. آنها نازی‌های مذهبی هستند و کلیسای کاتولیک، خدا کلیسای کاتولیک را حفظ کند. در دهه ۳۰، شما واقعاً هیتلر را نمی‌شناختید. برای پاپ، شما واقعاً این رژیم نازی مذهبی را نمی‌شناسید. آیت‌الله و مزدورانش، آنها شیطانی هستند. آنها تمام یهودیان را خواهند کشت اگر به آنها اجازه دهیم. و مردم یهود، یک هولوکاست کافی است. >> اوه، ببینید، پاپ واقعاً نمی‌فهمد که نازیسم شیطانی است. کاتولیک‌ها فقط به نوعی این یادداشت را از دست داده‌اند. هیتلر بد است. آنها فقط این کار را نکردند. ۸۰ سال گذشته است، اما آنها واقعاً به این پیشنهاد که هولوکاست بد بود، که قتل یهودیان بد بود، اعتقاد نداشتند. آنها احتمالاً طرفدار آن هستند. حالا، جالب است زیرا یک سال پیش، هیچ عضو جمهوری‌خواه کنگره جرأت نمی‌کرد چنین چیزی بگوید. اول از همه، این دیوانگی است. این افترا به کاتولیک‌ها است، گفتن اینکه این یک پروتستان مادام‌العمر است. اما این فقط درست نیست. این چیز وحشتناکی برای گفتن در مورد هر کسی است. اما به عنوان یک موضوع سیاسی، گفتن آن دیوانه‌کننده بود زیرا کاتولیک‌ها، کاتولیک‌های صادق کلیسا رو به جمهوری‌خواهان می‌آورند. در واقع، هرچه بیشتر به مراسم عشای ربانی می‌روید، احتمال بیشتری برای رأی دادن به جمهوری‌خواهان دارید. و این در مورد نژادها نیز صادق است. بنابراین، شما همه اینها را می‌بینید، می‌دانید، اسپانیایی‌ها به ترامپ رأی می‌دهند. و او بیشتر اسپانیایی‌ها را به رأی دادن به او واداشت. این در سال ۲۰۲۴ درست است تا هر جمهوری‌خواهی شاید تا به حال. بیشتر از جب بوش که اسپانیایی صحبت می‌کرد و با یک خانم مکزیکی ازدواج کرده بود. و او چگونه این کار را کرد؟ خب، یکی از دلایل این بود که بسیاری از اسپانیایی‌ها بسیار کاتولیک هستند. آنها مسیحی هستند. آنها مذهبی هستند. آنها اغلب به مراسم عشای ربانی می‌روند. و چون این کار را می‌کنند، چون ایمانشان، برای برخی از آنها، ایمانشان در مرکز زندگی آنهاست، آنها به نامزدی رأی دادند که به نظر می‌رسید بیشترین تمایل را به دیدگاه‌های مذهبی آنها دارد. شاید او مسیحی یا مسیحی پرشور نباشد، اما او مردی به نظر می‌رسید که از مسیحیان، از جمله مسیحیان کاتولیک، محافظت می‌کند و بنابراین به او رأی دادند. بنابراین یک سال پیش، نه. و هر جمهوری‌خواهی این را می‌داند زیرا نظرسنجی‌های زیادی در مورد آن وجود دارد زیرا سیاستمداران بر اساس ائتلاف‌ها و اینکه چه کسی به من رأی خواهد داد و چرا فکر می‌کنند. و آنها این را خیلی خوب می‌دانند. بنابراین یک سال پیش، هیچ جمهوری‌خواهی هرگز در تلویزیون ظاهر نمی‌شد و می‌گفت، می‌دانید، نکته در مورد کاتولیک‌ها این است که آنها نوعی نازی هستند. اما لیندسی گراهام این کار را آنجا انجام می‌دهد. این یک گسست عمیق است و پنجره‌ای بسیار واضح به سوی آنچه ایمان واقعی است. اسرائیل معامله‌گر است. هر کسی که از اهداف نظامی دولت مدرن اسرائیل حمایت نکند، نمی‌تواند بخشی از ائتلاف مگا باشد و لیندسی گراهام به ما گفته است که نمی‌تواند مسیحی باشد. شگفت‌انگیز است. اما این فقط لیندسی گراهام نیست. این امروز در همه جا هست اگر ندیده‌اید. در اینجا پاتریک بت دیوید در پادکست خود یک یا دو روز پیش است. تماشا کن. من نمی‌دانم چرا کاتولیک‌ها با یهودیان مشکل دارند. من نمی‌دانم چیست. آنها این این این می‌دانید من گوش نمی‌دهم من می‌دانم که یهودیان با مسیحیان مشکل دارند و آنها مسخره می‌کنند و می‌گویند چیزهایی مانند اوه عیسی شما قرار است انجام دهد می‌دانید آنها می‌گویند خب او در هر صورت یهودی بود درست است؟ >> اما سپس کاتولیک‌ها با یهودیان مشکل دارند و آنها طوری رفتار می‌کنند که گویی آنها همه بی‌گناه هستند و همه چیز. و وقتی به کاتولیک‌ها نگاه می‌کنید، میزان قدرت متمرکز آنها، متمرکز، اگر شما می‌دانید کل جمعیت کاتولیک در سراسر جهان چقدر است، >> حدود ۱ ۱۲۱۳ میلیارد است. یهودیان ۱۵ میلیون نفر هستند. >> ۱۵ میلیون. >> اما یهودیان غیرمتمرکز هستند. یعنی یهودیان کاتولیک کسی را ندارند که به او گوش دهند و بگویند: «هی، بهتر است این کار را انجام دهی.» کاتولیک‌ها، خدا نکند چیزی در مورد پاپ بگویید. آنها می‌گویند: «هی، رفیق، گوش کن. آن شخصیت پاپ در جامعه مسیحی کیست؟ ما کسی را نداریم. >> نه. >> اگر الان از شما بپرسم، پاپ در جامعه مسیحی کیست؟ شما کسی را ندارید که به او نگاه کنید که یک کشیش جادوگر باشد. >> بله، دقیقاً. >> نه، آنها ندارند. >> ما هیچ شبکه مستقلی نداریم. انجیل. بنابراین اگر فقط به کاتولیک‌ها و مسلمانان نگاه کنید، کسی را دارند که به عنوان رهبر عالی خود به او نگاه می‌کنند، مانند می‌دانید، شما باید به کسی مراجعه کنید. اما حتی بیشتر، کاتولیک است. >> خب، فقط دو تئوکراسی در جهان وجود دارد. >> کاتولیسیسم و >> اسلام. متاسفم. تئوکراسی‌های اصلی، تئوکراسی‌های اصلی. >> جمهوری اسلامی ایران. >> بله. >> و واتیکان. بله. اینها دو تئوکراسی اصلی هستند. >> بنابراین در واقع واتیکان بسیار شبیه دولت ایرانی نازی، دولت تئوکراسی، ملاها است. همه آنها اساساً یکسان هستند. آنها لباس‌های پیچیده دارند. آنها از یهودیان متنفرند. همانطور که پاتریک بت دیوید به تازگی گفت، کاتولیک‌ها با یهودیان مشکل دارند. مشکلی با یهودیان. این افترا است. این حمله به بزرگترین و قدیمی‌ترین فرقه مسیحی جهان است. و این آشکارا اتفاق می‌افتد. و همه اینها از یک منبع می‌آید، که اسرائیل است. مسئله اسرائیل است. هر کسی که از دولت نتانیاهو حمایت کند، نه اسرائیل به عنوان یک مفهوم، نه همه یهودیان. نه، دولت نتانیاهو، هر کسی که هر تصمیمی را، هر چقدر هم که خشونت‌آمیز یا ناگوار یا نسل‌کشی باشد، از دولت نتانیاهو تأیید کند، آن افراد خوب هستند. و هر کسی که این کار را نکند، نازی است. و اتفاقاً دین خودشان یک دین نازی است. این دین ذاتاً یهودی‌ستیز است. این همان چیزی است که آنها آشکارا به شما می‌گویند. و نوعی نادیده گرفتن عادی، تمسخر، نفرت از قدیمی‌ترین و بزرگترین کلیسای مسیحی فقط قابل توجه است. دوباره، ترامپ کسی است که، می‌دانید، مشکلات زیادی در نشان دادن احترام به دیگر چهره‌های قدرتمند دارد. و این فقط ترامپ نیست. بیشتر مردان مانند ترامپ اینگونه هستند. آنها با زنان خوب کنار می‌آیند زیرا از زنان تهدید نمی‌شوند. زن احتمالاً سعی نمی‌کند شما را بکشد و پادشاه شود. آنها نوعی وفادار هستند و اما مردان دیگر، هر مرد دیگر برای یک نوع شخصیت مردانه خاص یک تهدید بالقوه است. به همین دلیل پادشاهان پسران خود را می‌کشند. هر مردی یک تهدید بالقوه است. و بنابراین ترامپ به طور غریزی به هیچ چیز یا هیچ کس احترام نمی‌گذارد. و این یکی از دلایلی است که او برای مدت طولانی یک چهره سیاسی تحول‌آفرین مورد نیاز در ایالات متحده بود زیرا او مایل بود سوالاتی بپرسد که اکثر مردم در واشنگتن هرگز به دلیل احترام به سیستم موجود حتی به آنها فکر نکرده بودند، مانند چرا ناتو داریم؟ آیا برون‌سپاری تولید واقعاً ایده خوبی است؟ آیا مهاجرت ما واقعاً به ایالات متحده کمک می‌کند یا به آن آسیب می‌زند و غیره و غیره. همه سوالات معروف ترامپ در مورد نحوه انجام کارها ممکن شد. او توانست اینها را بپرسد زیرا به هیچ کس احترام بازتابی ندارد. فهمیدی؟ و بنابراین وقتی ترامپ عیسی و پاپ و مسیحیان را مسخره می‌کند و صبح عید پاک کلمه f را توییت می‌کند، شما می‌گویید، خب، این وحشتناک است، اما با ترامپی که می‌شناسیم نیز تا حدودی سازگار است. این فقط ترامپ است که به ۱۱ رسیده است. اما جالب اینجاست که شرایط خاصی وجود دارد که ترامپ احترام صادقانه نشان می‌دهد. طرح کلی یک ایمان مذهبی واقعی در اینجا وجود دارد. و آنها آن چیزی نیستند که انتظار دارید. بنابراین در اینجا، به عنوان مثال، دونالد ترامپ یک ماه قبل از آخرین انتخابات است. و این اکتبر ۲۰۲۴ است که از قبر مردی به نام ربی شنیئرسون، خاخام مناخم شنیئرسون که رهبر یک فرقه ارتدکس بزرگ بود، بازدید می‌کند. او در اروپای شرقی متولد شده است. با بسیاری از پیروانش به نیویورک، به بروکلین آمد و یک مرکز بسیار موفق، اگرچه نسبتاً کوچک، از اندیشه مذهبی و قدرت سیاسی ساخت. در واقع، او سال‌ها پیش درگذشت. رئیس جمهور فعلی در آنجا ایستاده است. به نظر می‌رسد شاید بن شاپیرو در آنجا، هاوارد لوتنیک با کیپا بر سر. همانطور که به آن نگاه می‌کنید، بپرسید، آیا تصور اینکه دونالد ترامپ هرگز ربی شنیئرسون را مسخره کند، ممکن است، که اتفاقاً، و این نکته است، توسط برخی از پیروانش مسیح تلقی می‌شود. و برای کاملاً روشن شدن، هر آمریکایی مجاز است خودش تصمیم بگیرد که مسیح کیست. بنابراین این تمسخر آن باور نیست. من شخصاً به آن اعتقاد ندارم. اما یکی از دلایلی که ما توانسته‌ایم برای ۲۵۰ سال با افراد با مذاهب مختلف در این کشور زندگی کنیم این است که ما باورهای مذهبی دیگران را مسخره نمی‌کنیم مگر اینکه مجبور باشیم. مگر اینکه سعی کنید مرا مجبور کنید در مراسم مذهبی شما شرکت کنم یا در برابر خدایی که خدا نمی‌دانم سجده کنم. مگر اینکه به آنجا برسد، ما به یکدیگر اجازه می‌دهیم باورهای مذهبی خود را داشته باشیم. و این کار کرده است. اما این خیلی خیلی سریع در حال تغییر است. اما از خود بپرسید، آیا می‌توانید تصور کنید که دونالد ترامپ میمی را منتشر کند که ربی شنیئرسون را مسخره کند؟ و البته، در هیچ شرایطی نمی‌توانید تصور کنید که این اتفاق بیفتد. زیرا در هیچ شرایطی این اتفاق نمی‌افتد. به ترامپ اجازه داده نمی‌شود این کار را انجام دهد و ترامپ هرگز حتی به آن فکر نمی‌کند. اما ارسال چندین تصویر که عیسی را مسخره می‌کنند، مشکلی ندارد. بنابراین این به شما درک دقیق‌تری از دین مدنی واقعی ما می‌دهد. دین مدنی، اتفاقاً، یک دین متعارف نیست. دین مدنی مجموعه‌ای از رسوم است، برخی در قانون گنجانده شده‌اند، نه همه، که یک جامعه، تمدن و دولت آن مشاهده می‌کنند. و لزوماً به این معنی نیست که خدایی در مرکز آن وجود دارد. به همین دلیل است که دین مدنی است نه دین متعارف. اما دین مدنی ما این است که اگر دوباره سه قدم به عقب بردارید و کشور را با چشم یک بازدید کننده، یک توکویل مدرن ارزیابی کنید، می‌توانید آن را به وضوح ببینید. رویدادها چیستند؟ چه کسانی را با احترام رفتار می‌کنیم؟ از چه چیزی واقعاً نمی‌توانیم شوخی کنیم؟ توهین به مقدسات در آمریکا مدرن چیست؟ اینها سوالاتی هستند که اگر بخواهید دین عملی ما را درک کنید، می‌پرسید. دین رهبران ما چیست؟ دوباره، لزوماً یک دین متعارف نیست. این یهودیت تورات یا یهودیت خاخامی یا مسیحیت انجیلی یا مسیحیت کاتولیک نیست. این دین واقعی، دین واقعی، مجموعه‌ای از باورها است که ما با احترام با آنها رفتار می‌کنیم. خب، اتفاقاً امروز یک مراسم مذهبی در پایتخت ایالات متحده در جریان بود که با نمادهای شمایل نگاری مذهبی کاملاً قابل تشخیص همراه بود. ممکن است حتی نمی‌دانستید که این اتفاق می‌افتد، اما امروز به عنوان بخشی از جشن ۸ روزه یادبود هولوکاست اتفاق می‌افتاد. دوره دهه ۱۹۳۰ و ۴۰ که دولت آلمان، دولت نازی، علاوه بر بسیاری از افراد دیگر، تعداد زیادی یهودی را به قتل رساند. و این تا حدی به این دلیل پایان یافت که ایالات متحده نیروهایی را به اروپا فرستاد، میلیون‌ها نیرو به اروپا برای شکست دولت آلمان. و با کمک شوروی‌ها، متحدان ما در آن زمان، ما این کار را کردیم. و در طی این فرآیند، بیش از دویست و پنجاه هزار آمریکایی، مردان آمریکایی کشته شدند، در تلاش برای متوقف کردن دولت آلمان از انجام کارهای شرورانه‌ای که انجام می‌داد. دویست و پنجاه هزار نفر بیش از مردان آمریکایی در جنگ با نازی‌ها جان باختند. اما در مراسم امروز در کنگره، هیچ اشاره‌ای به آنها نشد. در عوض این تماشا بود. خانم‌ها و آقایان، یک برنامه رهبری موزه بیش از ۷۲۰۰۰ عضو نظامی ایالات متحده را شامل شده است. از طریق بررسی هولوکاست، آنها به درک مسئولیت‌های حرفه‌ای و فردی خود دست می‌یابند. شعله‌افکنان اعضای هنگ سوم پیاده نظام ارتش ایالات متحده، گارد قدیمی هستند. من گروهبان ایتان هستم. من به یاد می‌آورم که یک عضو نظامی فعلی از گارد قدیمی، هنگ سوم پیاده نظام که می‌دانید همیشه در رویدادهای عمومی ما در واشنگتن حضور دارد، شمعی را در منورا روشن می‌کند و می‌گوید من به یاد می‌آورم. هیچ توضیحی در مورد من به یاد می‌آورم، من به یاد می‌آورم که چه چیزی را به یاد می‌آوریم و ما این حس را داریم که ما سربازان آمریکایی را که اردوگاه داکا را آزاد کردند، به یاد نمی‌آوریم. ما دویست و پنجاه هزار مرد آمریکایی را که در جنگی شرکت کردند که هیچ ربطی به آنها نداشت، به یاد نمی‌آوریم. این در آمریکای شمالی اتفاق نمی‌افتاد، در اروپا اتفاق می‌افتاد و اختلاف بر سر لهستان و چکسلواکی بود و آنها جان خود را فدا کردند تا دولت نازی را که یهودیان و بسیاری دیگر را می‌کشت، شکست دهند. لهستانی‌ها و روس‌ها و کولی‌ها و چک‌ها و بسیاری از مردم، بسیاری از یهودیان نیز، اما آنها جان خود را برای توقف آن دادند. اما ما آنها را به یاد نمی‌آوریم. ما فقط قربانیان یک گروه قومی خاص را در این هشت روز یادبود به یاد می‌آوریم، برخلاف روز یادبودی که ما نیز داریم که در ژانویه نیز در قانون آمریکا گنجانده شده است. بنابراین در مجموع ۹ روز یادبود یک گروه از قربانیان در جنگی که ده‌ها میلیون نفر در سراسر جهان جان باختند. ده‌ها و ده‌ها و ده‌ها میلیون نفر. اعداد در واقع حتی روشن نیستند. بسیاری از مردم جان باختند. ما دقیقاً نمی‌دانیم چند نفر جان باختند، اما بسیاری ده‌ها میلیون نفر جان باختند، از جمله نزدیک به نیم میلیون آمریکایی، بیش از دویست و پنجاه هزار نفر در اروپا که با این رژیم نازی می‌جنگیدند، به یاد آورده نمی‌شوند. بنابراین این به معنای بی‌احترامی به قربانیان یهودی هولوکاست یا جنگ جهانی دوم نیست. البته که نه. صرفاً برای ذکر اینکه در این کشور فقط یک گروه مورد احترام قرار می‌گیرد و با جدیت شدید توسط اعضای نظامی یونیفرم‌پوش که هیچ اعتباری برای پایان دادن به این هولوکاست نمی‌گیرند، مورد احترام قرار می‌گیرد. بنابراین این منطقی نیست. منظورم این است که اگر شما داستان پشت این ماجرا را نمی‌دانستید و کسی آن را می‌نوشت و به شما می‌گفت، می‌گفتید: «خب، اگر اینطور نباشد چه؟» و تقریباً به نظر می‌رسد که نوعی گناه در این مورد ضمنی است که کمی عجیب است. کشورهایی وجود دارند که، می‌دانید، ممکن است مناسب باشد. این یکی از آنها نیست زیرا دوباره، این کشوری بود که به آزادی مردم از آن اردوگاه‌ها کمک کرد و با دولتی که آن اردوگاه‌ها را ساخت جنگید. ما آدم‌های خوب هستیم. این چیست؟ منطقی نیست مگر اینکه آن را در تنها شرایطی که منطقی است ببینید که دین مدنی است که همان چیزی است که هست و با قوانین توهین به مقدسات همراه است. دوباره، اگر می‌خواهید بدانید چه دینی اهمیت دارد، دینی است که نمی‌توان آن را مسخره کرد. بنابراین قطعاً مسیحیت نیست. من امروز عیسی هستم. نه، من این کار را نکردم. او خدای شماست. بسیار خوب، من میمی را با خودم در حال ژست گرفتن به عنوان خدای شما با شیطانی در پشت سرم می‌فرستم. هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید. من حتی توضیح نمی‌دهم که آن چه بود. نیازی نیست چون اصلاً به ایمان شما اهمیتی نمی‌دهم. اما چیزهایی وجود دارد که توهین به مقدسات است. و در بالای آن لیست، چیزی به نام یهودی‌ستیزی وجود دارد. حالا، یهودی‌ستیزی دقیقاً چیست؟ این یکی از آن جرایمی است که یک جرم واقعی در ایالات متحده است. و یهودی‌ستیزی واقعی، نفرت از مردم به دلیل خونشان یک جرم است. قطعاً در مسیحیت، این یک جرم است. این اشتباه است. شما اجازه ندارید این کار را انجام دهید. اما این یک جرم جهانی است. این در مورد همه مردم صدق می‌کند. سفیدپوستان، سیاه‌پوستان، آسیایی‌ها، یهودیان، همه حق دارند به عنوان یک فرد رفتار شوند زیرا همه توسط خدا به عنوان یک فرد خلق شده‌اند. این درک مسیحی است. این یک درک جهان‌شمول از حقوق است و این دین مدنی قدیمی است. ما دین مدنی حقوق مدنی را داشتیم. خوب، جنبش حقوق مدنی وجود داشت که شاید در هسته خود جعلی بود. شاید اهداف آن صادقانه تبلیغ نشده بود. شاید هدف دیگری برای آن وجود داشت، فقط ممکن است. اما از نظر مفهومی، استدلال در برابر این واقعیت که مفروضات پشت حقوق مدنی، مفروضات مسیحی هستند، دشوار است. آنها مفروضات غربی هستند. آنها مفروضاتی هستند که کل تمدن ما بر اساس آنها بنا شده است. و فرض اصلی این است که استانداردها، قوانین برای همه اعمال می‌شوند زیرا هر انسان روحی دارد که خدا در خلقت به او داده است، که عملی نیست که مردان به وجود آورده‌اند، بلکه فقط خدا می‌تواند آن را به وجود آورد. خدا زندگی را خلق می‌کند. او به هر انسان روحی می‌بخشد. آن روح ابدی است. بنابراین، هر فردی حقوقی دارد که توسط خدا، نه دولت، به او اعطا شده است. و یک دولت خوب از آن حقوق محافظت می‌کند و در انجام این کار، قانون خدا را رعایت می‌کند. این تمدن غربی است. و به روشی کمرنگ و احمقانه، جنبش حقوق مدنی از این ایده‌ها حمایت می‌کرد. اصطلاح حقوق مدنی، اصطلاح حقوق بشر آن درک را منعکس می‌کند. حقوق به دلیل اینکه شما انسان هستید به شما اعمال می‌شود، همانطور که به همه انسان‌ها اعمال می‌شود. اما آن تمام شده است. آن دین مدنی مرده است. و ما آن را می‌دانیم. احتمالاً مدت طولانی است که در حال مرگ است. سیاست هویت، رد آن است. این ایده که برخی گروه‌ها حقوق بیشتری نسبت به دیگران دارند. این مخالف حقوق مدنی است. این مخالف حقوق بشر است. آن حقوق بشر نیست. آن حقوق گروهی است. آنها به گروه‌های خاصی اعمال می‌شوند. یک خون بر دیگری برتر است. خب، این همان چیزی نیست که ما فکر می‌کردیم برای آن هستیم. این مخالف آن چیزی است که ما فکر می‌کردیم برای آن هستیم. ناگهان، شما بیدار می‌شوید و متوجه می‌شوید که نه تنها ما برای آن هستیم، دولت نیز برای آن است. و به همین دلیل است که آنها می‌توانند افرادی را دستگیر کنند نه کسانی را که مرتکب نسل‌کشی می‌شوند، بلکه افرادی را که از نسل‌کشی شکایت می‌کنند. برخی از ما احمقانه فکر می‌کردیم، مانند گاوهایی که هستیم، که درس‌های واقعی جنگ جهانی دوم این بود که هر فردی حقوق سلب‌نشدنی دارد. این همان چیزی است که به ما آموخته شد. این یک درک کاملاً رایج در مثلاً دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بود. نازی‌ها بد هستند زیرا آنها یک گروه را رد کردند و گفتند این مردم حقوق یکسانی با دیگران ندارند به دلیل خونشان. و آنها واقعاً به اصلاح نژاد علاقه داشتند و به خون مردم علاقه داشتند. شما به چه کسی مربوط هستید؟ ما خواهیم فهمید که آیا شما یک یهودی مخفی هستید. خب، این منزجر کننده است. ما قبلاً می‌گفتیم این رفتار نازی است. و سپس چیز بعدی که می‌دانید، هر فرم فدرال دیگری که دریافت می‌کنید از شما می‌پرسد که نژاد شما چیست. و شما فکر می‌کنید، خب، چرا این مهم است؟ فکر کردم به من گفتی که مهم نیست. فکر کردم به من گفتی که اهمیت دادن به آن شر است. اما شما در سال ۲۰۲۶ بیدار می‌شوید و نزدیکترین متحد ما از سلاح‌های ما برای کشتن و جابجایی مردم به دلیل نحوه تولدشان استفاده می‌کند. و نه تنها این اشکالی ندارد، تنها جرم واقعی شکایت از آن است. خب، این به شما می‌گوید، خب، چیزهای زیادی به شما می‌گوید، اما به شما می‌گوید که ما مجموعه قوانین کاملاً جدیدی داریم. ما دین مدنی کاملاً جدیدی داریم. و آن دین مدنی، دوباره، اسرائیل‌گرایی نامیده می‌شود. و این بدان معناست که هرگونه انتقاد از اسرائیل به طور پیش‌فرض بد است. و هرگونه ستایش از اسرائیل به طور پیش‌فرض فضیلت است زیرا تنها چیز واقعاً خوب اسرائیل است. و ما آن را از طریق تعریف واقعی، و یک تعریف وجود دارد، از یهودی‌ستیزی می‌دانیم. پس یهودی‌ستیزی چیست؟ و اگر به شما گفته شده است یا اگر کسی آن را تلویحاً گفته است، شما با یهودیان مشکل دارید. شما نوعی وسواس نسبت به یهودیان دارید. بگویید کسانی که کاملاً وسواس یهودیان دارند. احتمالاً تعجب می‌کنید که آنها مرا به چه متهم می‌کنند؟ خب، اینجاست. این IH، کنفرانس بین‌المللی یادبود هولوکاست است. IH، ممکن است این را بشنوید، تعریف IH از یهودی‌ستیزی. می‌دانید چیست؟ در وب‌سایت آنهاست. ارزش نگاه کردن را دارد. صبح را صرف خواندن آن کردم. جذاب است. بنابراین، این تعریف واقعی یهودی‌ستیزی است. و اتفاقاً، این یک تعریف اکنون شناخته شده جهانی است که در قوانین سراسر جهان در بیش از ۴۰ کشور گنجانده شده است. این تعریف است، و من نقل قول می‌کنم. یهودی‌ستیزی یک برداشت خاص از یهودیان است که ممکن است به عنوان نفرت از یهودیان بیان شود. هوم؟ بنابراین یهودی‌ستیزی یک برداشت است. این یک احساس است. بسیار خوب. من فکر کردم شما اجازه دارید هر احساس یا برداشتی را که می‌خواهید داشته باشید. شما می‌توانید به حقایق نگاه کنید و به هر نتیجه‌ای که می‌خواهید برسید. نه، نه، نه، نه. برداشت‌های خاصی ذاتاً غیراخلاقی هستند. آنها یهودی‌ستیز نامیده می‌شوند، که ممکن است به عنوان نفرت از یهودیان بیان شود. اوه، بنابراین شما مجبور نیستید از یهودیان متنفر باشید تا یهودی‌ستیز باشید؟ نه. خب، این سوال را برای کسانی از ما که اصلاً از یهودیان متنفر نیستیم، پاسخ می‌دهد. چگونه می‌توانید یهودی‌ستیز باشید اگر از یهودیان متنفر نیستید؟ خب، طبق تعریف رسمی آن می‌توانید. ادامه نقل قول، بیان بلاغی، یعنی صحبت کردن، کلمات، گفتار که قبلاً محافظت می‌شد، دیگر بلاغی و مظاهر فیزیکی یهودی‌ستیزی به افراد یهودی یا غیر یهودی و/یا اموال آنها، به مؤسسات جامعه یهودی و اماکن مذهبی معطوف می‌شود. صبر کن یک ثانیه. بنابراین یهودی‌ستیزی لزوماً نفرت از یهودیان نیست و می‌تواند نسبت به غیر یهودیان بیان شود. بنابراین شما مجبور نیستید از یهودیان متنفر باشید و مجبور نیستید این برداشت‌ها، این احساسات را نسبت به یهودیان بیان کنید یا داشته باشید. شما هم می‌توانید غیر یهودی باشید. این چیست؟ خب، کسانی که آن را در IH نوشتند احتمالاً انتظار داشتند که این برای شما گیج‌کننده باشد. بنابراین، آنها ۱۱ مثال از یهودی‌ستیزی ارائه دادند. فقط برای اینکه بدانید، مانند، چگونه می‌دانم که آیا یهودی‌ستیز هستم؟ خب، در اینجا ۱۱ مثال وجود دارد. از آن ۱۱ مثال و ما محاسبه کردیم، ۲۳ مورد انتقاد از اسرائیل، دولت اسرائیل، کشوری با نخست وزیر، بنیامین نتانیاهو، بی بی انتقاد از اسرائیل در ۲/۳ مثال‌هایی است که IH ارائه داده است. این یهودی‌ستیزی است. از جمله، در اینجا می‌آید، نقل قول، کشیدن مقایسه‌هایی بین سیاست معاصر اسرائیل و نازی‌ها. اوه به عبارت دیگر، اگر فکر می‌کنید آنچه در غزه اتفاق می‌افتد نسل‌کشی است، خب، نازی‌ها نسل‌کشی کردند. اکنون دولت اسرائیل در غزه نسل‌کشی می‌کند، به این معنی که آنها سعی در حذف مردم بر اساس خونشان دارند. شما یک یهودی‌ستیز هستید. اوه، بسیار خوب. اگر این را فکر کنید، یهودی‌ستیز هستید. همچنین به ما می‌گوید که این پیشنهاد که یهودیان عیسی را کشتند، نقل قول یهودی‌ستیزی کلاسیک است. یهودی‌ستیزی کلاسیک. بنابراین عهد جدید می‌رود. کل عهد جدید نیز یهودی‌ستیز است. انجیل‌ها را بخوانید و ببینید آیا آنها تحت آن تعریف قرار می‌گیرند یا نه. آنها این کار را می‌کنند. چرا این مهم است؟ خب، زیرا حدود ۴۰ ایالت آمریکا و منطقه کلمبیا و بزرگترین شهرهای ما، میامی، لس آنجلس، این را پذیرفته‌اند. این استاندارد آنهاست که رأی دادند و پذیرفتند. این در قانون است. این استاندارد، آنی که به شما می‌گوید انتقاد از دولت سکولار اسرائیل یا بخش‌هایی از عهد جدید یهودی‌ستیزی است. دولت تقریباً ۴۰ ایالت در ایالات متحده، من فکر می‌کنم ۳۹ ایالت، ۴۰ کشور در سراسر جهان، اما نه فقط کشورها، نه تیم‌های ورزشی، لیگ فوتبال انگلیس چلسی یونایتد همه آنها این استاندارد را پذیرفته‌اند. خب چرا یک تیم ورزشی این استاندارد را می‌پذیرد؟ خب، چه کسی می‌داند چرا به آن فکر کنید. چرا چیزی را غیرقانونی اعلام می‌کنید؟ اوه، چون می‌خواهید کسانی را که آن را نقض می‌کنند مجازات کنید. به همین دلیل است. این امروز اتفاق افتاد. اوکراین، آن فانوس دموکراسی و آزادی که ما صدها میلیارد دلار به آن فرستاده‌ایم، امروز قانون کرد که یهودی‌ستیزی، به عبارت دیگر، انتقاد از اسرائیل، یک جرم است که تا ۸ سال زندان مجازات دارد. ۸ سال زندان. چگونه یک فرد عقلانی می‌تواند آن را درک کند؟ خب، یک فرد عقلانی نمی‌تواند آن را درک کند. چرا یک شهروند شهروند یک کشور باید به دلیل انتقاد از رهبری کشور دیگری، کشوری که متعلق به او نیست، به زندان فرستاده شود؟ چرا یک شهروند یک کشور باید به دلیل داشتن عقاید در مورد رویدادهای تاریخی که در آن شرکت نکرده است و تقریباً یک قرن پیش رخ داده است، به زندان فرستاده شود؟ آیا این منطقی است؟ نه. مگر در شرایط مذهبی. آن قوانین توهین به مقدسات هستند. همانند قوانین قدیمی توهین به مقدسات. و با تمام صحبت‌ها در مورد اینکه ملاها بد هستند، ملاها بد هستند. خب، ملاها احتمالاً بد هستند. از ملاها دفاع نمی‌کنم، اما چرا به ما گفته می‌شود که ملاها بد هستند؟ ملاها بد هستند زیرا آنها افراط‌گرایان مذهبی هستند. آنها قوانین توهین به مقدسات دارند. اگر چیزهایی بگویید، به شما آسیب می‌رسانند. بسیار خوب. خب، این شبیه چیزی است که ما اینجا می‌بینیم. تقریباً ۴۰ ایالت. حالا، جالب است. رئیس جمهور ناگهان این منطقی شده است. این ممکن است سنگ روزتا باشد که به ما کمک می‌کند رویدادهایی را که اکنون تماشا می‌کنیم و بسیار گیج‌کننده هستند، تفسیر کنیم و آن شامل حمایت رئیس جمهور از تمدید فیصا می‌شود. حالا، فیصا، بدون اینکه خیلی خسته‌کننده شود، قانونی است که باید به طور دوره‌ای توسط کنگره رأی داده شود که به دولت ایالات متحده اجازه می‌دهد از آمریکایی‌ها جاسوسی کند، از آنها جاسوسی کند. خب، کل هدف این است که از خارجی‌هایی که ما را تهدید می‌کنند جاسوسی شود. اما ماهیت فناوری به گونه‌ای است که مواردی وجود دارد که ما ارتباطات آمریکایی‌ها را دریافت می‌کنیم و برای قانونی کردن آن، به این چیز به نام فیصا نیاز داریم. حالا، جالب این است که خود رئیس جمهور قربانی سوء استفاده از این قوانین در دوره اول خود بود. آنها علیه او در آنچه که به نوعی کودتای بوروکراتیک علیه او تبدیل شد که ما آن را روسیه گیت می‌نامیم، استفاده شد. و بنابراین، رئیس جمهور شخصاً در این مورد بسیار حساس بود. او قربانی سوء استفاده از این قوانین بود. و بنابراین، او بارها گفت: «من طرفدار آن نیستم. من فکر نمی‌کنم آمریکایی‌ها باید توسط دولت خودشان جاسوسی شوند. من فکر نمی‌کنم شما مالیات خود را پرداخت می‌کنید. امروز روز مالیات است، اتفاقاً، تا توسط دولت خودتان جاسوسی شوید در حالی که هیچ کار اشتباهی انجام نداده‌اید. اما ما هستیم. همه این را می‌دانند. و این آن را قانونی می‌کند. ناگهان، رئیس جمهور از این قانون جدید حمایت می‌کند. او می‌خواهد کنگره به دولت ایالات متحده اجازه دهد از آمریکایی‌ها جاسوسی کند. چرا ممکن است این اتفاق بیفتد؟ خب، چند سرنخ وجود دارد. یکی از اسناد کشف شده و منتشر شده، خدا او را حفظ کند، توسط اد اسنودن چند سال پیش می‌آید که نشان داد NSA، آژانس امنیت ملی، بزرگترین آژانس جاسوسی ما، داده‌های خام را به، می‌توانید حدس بزنید؟ اوه، دولت اسرائیل تحویل داده است که شامل اطلاعات خصوصی در مورد آمریکایی‌ها بود. بنابراین آنها تمام این اطلاعات را جمع‌آوری می‌کنند، ارتباطات شهروندان آمریکایی، و آنها همه آن را بدون گرفتن اطلاعات خصوصی در مورد آمریکایی‌ها، شهروندان ما، به یک دولت خارجی و سرویس اطلاعاتی آن برای استفاده خدا می‌داند چگونه تحویل می‌دهند. این یکی است. دوم، لحظه بسیار روشنگری در کنگره ۲ و نیم سال پیش با مردی، نماینده اوهایو به نام مایک ترنر که در آن زمان رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان بود و او به عنوان رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان برای جاسوسی بیشتر از آمریکایی‌ها استدلال می‌کرد. بنابراین کمیته‌های اطلاعات مجلس نمایندگان و سنا باید بر آژانس‌های اطلاعاتی نظارت کنند زیرا شما واقعاً نمی‌دانید آنها چه کار می‌کنند. شما بودجه آنها را نمی‌دانید. کل چیز مخفی است. شما نمی‌توانید بدانید. بنابراین نمایندگان شما در این کمیته‌ها نظارت می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که آنها قانون اساسی ایالات متحده یا حقوق بشر شما را که توسط خدا به شما اعطا شده و توسط دولت ایالات متحده محافظت می‌شود، نقض نمی‌کنند. کل موضوع همین است. اما در طول عمر من، آن کمیته‌ها با آژانس‌های اطلاعاتی برای نقض حقوق مدنی آمریکایی‌ها همکاری کرده‌اند. و آنها تقریباً همیشه توسط برخی از دروغگوترین و از نظر شخصی آشفته‌ترین افراد در کل کنگره اداره شده‌اند. بنابراین شاید همیشه اینطور نباشد، اما قطعاً در مورد مایک ترنر، این درست است.

می‌دانید، آن مردی که علناً به فساد با زندگی شخصی آشفته متهم شده است، آن مرد رئیس یک کمیته اطلاعاتی می‌شود. هوم. من تعجب می‌کنم چرا کسی که در برابر کنترل آسیب‌پذیر است، مسئول نظارت بر سازمان‌های اطلاعاتی می‌شود. بسیار خب، قطعاً مایک ترنر است. به هر حال، مایک ترنر این را اداره می‌کند و او این موضوع را برای حدود ۲۰۰ کارمند در کنگره مطرح می‌کند و می‌گوید: «ما باید این کار را انجام دهیم. ما باید این کار را انجام دهیم.» و او مجموعه‌ای از اسلایدها را پشت سر خود دارد و یکی از اسلایدهایی که او نمایش می‌دهد، مردمی را نشان می‌دهد که در اعتراض به قتل غیرنظامیان توسط دولت اسرائیل در غزه، آن اعتراضات غزه، تظاهرات می‌کنند. و او می‌گوید: «ما به این نیاز داریم زیرا این افراد به وضوح از حماس دستور می‌گیرند. اینها مانند بچه‌های کالج هستند که از کشته شدن نوزادان توسط ارتش اسرائیل عصبانی بودند. اما چون مایک ترنر و بسیاری از افراد مانند مایک ترنر، چون به آنها نگاه می‌کنید و می‌گویید شما ارتباطات خارجی دارید. شما نمی‌توانید به این نتیجه‌گیری خودتان رسیده باشید. شما صرفاً ارتداد را انتخاب نکرده‌اید. شما به وضوح توسط نیروی خارجی، قدرت خارجی فاسد شده‌اید. ما می‌توانیم شما را جاسوسی کنیم. او این موضوع را در کنگره مطرح کرد. خب، این چگونه به قوانین توهین به مقدسات که توسط تقریباً ۴۰ ایالت توسط IHA تدوین و تصویب شده است، مرتبط می‌شود؟ خیلی ساده. اگر داشتن این «برداشت‌های» نقل شده جرم باشد، آنگاه دولت ایالات متحده بهانه‌ای برای جاسوسی از شما و سپس مجازات شما پیدا می‌کند. راه دیگر برای فکر کردن در مورد آن این است که تقریباً هیچ اقدام انسانی یا اکنون جرم فکری، هرگز توسط هیچ نهاد قانون‌گذاری بدون چشم‌اندازی برای مجازات کسانی که آن را نقض می‌کنند، کدگذاری نمی‌شود. چرا در مورد آن رأی می‌دهید اگر قصد مجازات کسانی را که برخلاف استانداردی که تعیین کرده‌اید عمل می‌کنند، ندارید؟ خب، این کار را نمی‌کنید. و بنابراین نکته این است که این دین مدنی جدید بسیار مخالف دین مدنی قدیمی است، به این معنا که از حقوق مدنی، حقوق ذاتی انسان محافظت نمی‌کند. دشمن آن حقوق است. دشمن جهان‌شمولی است، باوری که همه ما توسط خدا خلق شده‌ایم و ارزش اخلاقی برابر داریم. دشمن آن است. و دشمن درک مردم است که منجر به منشور حقوق شد، این است که ما این حقوق را داریم که خدا به ما داده است. به آن اعتقاد ندارد و شما این را می‌دانید زیرا اولین فرمان آن این است که ساکت شوید و نه فقط ساکت شوید، بلکه «برداشت‌های» خود را تغییر دهید. افکار در سر خود را تغییر دهید. احساسات، برداشت‌ها، نتیجه‌گیری‌های خود را تغییر دهید. شما باید آنها را تغییر دهید. این یک جهان‌بینی تمامیت‌خواهانه است. این یک جهان‌بینی تمامیت‌خواهانه است به این معنا که به دنبال کنترل تمامیت یک فرد است، نه فقط اعمال شما. شما نمی‌توانید به صورت کسی مشت بزنید چون از قومیت او خوشتان نمی‌آید. منصفانه. منصفانه. همه برای حمایت از آن قانون هستند. شما نمی‌توانید برداشت خاصی از شخص دیگری داشته باشید. اگر تعریف بهتری از هدف تمامیت‌خواهانه وجود داشته باشد، فکر کردن به آن دشوار است. بنابراین این دین جدید ماست. این همان جایی است که اسرائیل‌گرایی ما را به آنجا می‌رساند. می‌خواهم با شاید مورد تمسخرترین و در عین حال واضح‌ترین مبلغ این ایمان جدید، اسرائیل‌گرایی، پایان دهم. می‌توانید بگویید که این مسیحیت بدون عهد جدید است. و آن کسی خواهد بود که اغلب به دلیل احمق بودن یا ندانستن آنچه می‌گوید، مورد تمسخر قرار می‌گیرد. اما گاهی اوقات افرادی مانند او هستند که تصویر واضح‌تری از آنچه که افراد در قدرت واقعاً در مورد آن صحبت می‌کنند، به شما می‌دهند. و آن شخص شان هنیتی در فاکس نیوز خواهد بود. آدم بدی نیست، آدم بدخواهی نیست، کاتولیک مادام‌العمر. اگر از او بپرسید: «آیا کاتولیک هستید؟» قطعاً. بله، من کاتولیک هستم. و او فکر می‌کند که هست. حمله یا حتی ادعایی برای درک ایمان مذهبی شخصی او نیست. اما شان هنیتی، کاتولیک مهدکودک را تماشا کنید که پاپ را توصیف می‌کند. این واکنش او به رئیس جمهور ایالات متحده است که به پاپ، رئیس کلیسای کاتولیک حمله می‌کند. و این پاسخ شان هنیتی به عنوان یک کاتولیک به آن است. تماشا کنید. او هیچ درگیری در هیچ کجا نمی‌خواهد. و او در مورد خشونت صحبت می‌کرد. و من می‌گویم، آیا اصلاً انجیل را خوانده‌ای؟ آیا درگیری‌ها، جنگ‌هایی را که قوم اسرائیل داشتند که خدا به آنها قدرت داد تا دشمنان خود را شکست دهند، خوانده‌ای؟ آیا داستان دیوید را که گولیات را از طریق قدرت خدا با فلاخن در برابر غول بزرگی کشت، نشنیده‌ای یا جنگ‌های پادشاه سائول و غیره و غیره و راستش را بخواهید در سراسر تاریخ اسرائیل آنها توسط دشمنان احاطه شده‌اند، اما به عنوان قوم برگزیده خدا، آنها برخلاف همه شانس‌ها پیروز می‌شوند. بسیار شگفت‌انگیز است. بنابراین این واقعاً نیاز به نوعی ذهنیت اخبار کابلی دارد که به پاپ بگوید، هی، آیا تا به حال انجیل را خوانده‌ای؟ خنده‌دار است. یک بار، نکته در مورد پاپ این است که او هرگز انجیل را نخوانده است. او فقط پاپ است. بنابراین این هم هست. بسیار خب، خنده‌دار است. اما به محتوا گوش دهید، که در واقع جالب‌تر و کمتر خنده‌دار و کمی سنگین‌تر از آنچه در ابتدا به نظر می‌رسد، است. بنابراین پاپ می‌گوید: «ببینید، من یک رهبر مسیحی هستم. انجیل مسیحی، که من نماینده آن هستم، هرچند این پاپ ممکن است آن را به طور ناقص نمایندگی کند، از دیدگاه من، ناقص، اما هر چه. همه رهبران مسیحی وظیفه دارند که انجیل را در هنگام تفکر در مورد مواضع خود در مورد مسائل مشورت کنند. این کل نکته انجیل است.» و به عنوان یک رهبر مسیحی، رهبر بزرگترین فرقه مسیحی، من طرفدار جنگ نیستم. و شاید برخی جنگ‌ها تحت نظریه جنگ عادلانه، که هیچ‌کس واقعاً آن را توضیح نمی‌دهد، قابل دفاع باشند. اما می‌توانید جنگ دفاع از خود را تصور کنید که اکثر مسیحیان با آن راحت باشند. مسیحی بودن احتمالاً لزوماً به معنای مخالفت با تمام خشونت در تمام شرایط نیست. شاید باید باشد، اما در عمل اینطور نیست، اما این پاپ فقط چیزی کاملاً متعارف مانند این می‌گوید. هیچ نام‌گذاری وجود ندارد. هیچ خروج بزرگی از الهیات یا اخلاق مسیحی وجود ندارد، همانطور که مردم هزاران سال آن را درک کرده‌اند. و پاسخ این است: «هی، تو انجیل را نخوانده‌ای؟ مقدار زیادی کشتار در انجیل وجود دارد. اسرائیل دائماً توسط همسایگان خود، عملاق، فلسطینیان، هر چه که نام ببرید، مورد حمله قرار می‌گیرد.» و آنها با برکت خدا می‌جنگند و می‌کشند. و این همان کاری است که قرار است انجام دهند، که درست است، به هر حال. همه اینها در آنجا وجود دارد. اما در عهد جدید نیست. و برای مسیحیان، این تفاوت است. این مسئله بی‌ربط بودن عهد عتیق نیست. قطعاً نیست. و مسیحیان آن را به عنوان یک داستان طولانی درک می‌کنند. و همانطور که عیسی به طور مشهور گفت، من نیامدم تا قانون را باطل کنم، بلکه آن را کامل کنم، تا به نتیجه مطلوب آن برسانم. من اینجا هستم تا قانون اثر مطلوب خود را بر شما بگذارد. اما عیسی هرگز یک دستور برای کشتن یا آزار رساندن به کسی ارائه نمی‌دهد. و در کل عهد جدید، چهار انجیل، نامه‌هایی که عمدتاً از پولس و رؤیای پایانی توسط سنت جان به نام مکاشفه می‌آیند، جایی برای آن وجود ندارد. حتی یک صفحه یا جمله در کل عهد جدید وجود ندارد که در آن عیسی ثبت شده باشد که می‌گوید آنها بسیار آزاردهنده هستند یا تهدید هستند یا با ما مخالف هستند یا از دین دیگری هستند. آنها را بکشید. حتی یک بار هم نه. در واقع، این برعکس آن است. در واقع، اینقدر واضح برعکس آن است که باید تعجب کنید چه کسی انجیل را می‌خواند و چه کسی نمی‌خواند. در اولین موعظه عیسی، در اولین انجیل، متی، متی ۵، موعظه مشهور بر فراز کوه، او این موضوع را به وضوح بیان می‌کند. و من فکر می‌کنم هر کسی که آن را برای اولین یا صدمین بار می‌خواند، با چیزهای زیادی بیرون می‌آید، اما در میان آنها این است که عیسی واقعاً مخالف خشونت است و او واقعاً مخالف طمع است. بسیار مخالف هر دو، زیرا او آن را به وضوح و به وضوح می‌گوید. و نه فقط مخالف خشونت و طمع، بلکه گرفتن تجویزها علیه آن چیزها در عهد عتیق و تسریع آنها تا نقطه‌ای که برای گوش‌های مدرن، برای گوش‌های باستانی، برای هر انسانی شوکه‌کننده است. خواسته‌هایی که عیسی از مردم دارد شوکه‌کننده است. او می‌گوید، به عنوان مثال، همه در متی ۵ ارزش خواندن را دارند، واقعاً شگفت‌انگیز، واقعاً رادیکال، اصلاً از این دنیا نیست، که کل نکته است. او می‌گوید: «به شما گفته شده است که نکشید. قتل نکنید. موسی به شما گفت. من به شما می‌گویم، عصبانی نشوید. اگر کسی را لعنت کنید، در معرض رفتن به جهنم هستید.» این همان چیزی است که او می‌گوید. بنابراین، شما می‌توانید بحث کنید که این به چه معناست. آیا امکان اعمال آن استاندارد وجود دارد؟ آیا می‌توانید واقعاً به آن عمل کنید؟ بسیار سخت است. اما آنچه نمی‌توانید نتیجه بگیرید این است که عیسی طرفدار انداختن بمب بر سر بچه‌ها، منفجر کردن ساختمان‌های آپارتمانی کامل، تجاوز به مردم در زندان‌ها است. شما نمی‌توانید این را نتیجه بگیرید، زیرا این برعکس آن است. و بنابراین اگر شما با ارجاع به متون عهد عتیق، کتاب روت، به این نتیجه رسیده‌اید که شما اصول دین را ترویج می‌کنید، اما این مسیحیت نیست. این دین جدید ما، اسرائیل‌گرایی است. فقط همین است. آن را اینطور بنامید. آن را اینطور بنامید. فقط در مورد آنچه می‌گویید صادق باشید. آن را برای ما ترسیم کنید. عقیده آن را به ما بدهید. یک نام جدید برای آن فکر کنید. ۱۰ نکته به ما بدهید. همه ما می‌توانیم آنها را تلاوت کنیم. کسانی که نمی‌توانند مجازات شوند. اما دین چیست را به ما بگویید. با ما صادق باشید. این بازی روانی را روی ما متوقف کنید و به ما بگویید که چیزی که به وضوح ضد مسیحی است، در واقع مسیحیت واقعی است، زیرا این درست نیست. و این نوع فریب همه را دیوانه می‌کند. بهار تازه کننده‌ترین زمان سال است. هیچ چیز بهتر از قهوه تفنگ سیاه آن را تکمیل نمی‌کند. مقدار زیادی از آن. این یک شرکت آمریکایی است که توسط کهنه سربازان با اعتقاد تأسیس شده است. و آنها کل چیز را حول یک ایده ساده بنا نهادند. آن را درست انجام بده یا اصلاً انجام نده. آنها قطعاً آن را درست انجام می‌دهند. ما می‌دانیم چون تمام روز آن را می‌نوشیم. اگر قهوه‌ای بدون نمایش می‌خواهید، با فقط سیاه شروع کنید. دانه کامل اگر خودتان آن را آسیاب می‌کنید. آسیاب شده اگر این کار را نمی‌کنید. هیچ شیرین‌کننده‌ای برای پنهان کردن متوسط بودن طراحی نشده است. هیچ حقه فصلی که دانه‌های ضعیف را پنهان کند. فقط قهوه برشته شده آمریکایی قوی که آنچه را که قول می‌دهد ارائه می‌دهد. و اگر تنوع را بدون پایین آوردن سطح ترجیح می‌دهید، این دورهای تنوع قطره‌ای را امتحان کنید. خطی منتخب از رست‌های پاد که می‌چرخند اما هرگز قدرت را به خطر نمی‌اندازند. ثبات، استانداردها، نظم، با مخلوط‌های رقیق شده، با قهوه خالص آمریکایی. می‌توانید فقط سیاه یا دورهای تنوع قطره‌ای را در آمازون تهیه کنید یا مستقیماً به blackriflec.com بروید تا از منبع ذخیره کنید. قهوه تفنگ سیاه، تأسیس شده توسط کهنه سربازان، برشته شده آمریکایی، همچنان ایستاده، همچنان در حال دم کردن. بنابراین با در نظر گرفتن این موضوع، به نظر می‌رسد زمان بسیار خوبی برای درک اینکه مسیحیان در حال حاضر با توجه به اینکه رئیس جمهور ایالات متحده در مسائل الهیاتی اظهار نظر می‌کند و جهان به سمت یک ناشناخته بزرگ در حرکت است و همه در درون خود وزن این دوره تاریخی را احساس می‌کنند، چه فکری باید داشته باشند. همه آن را احساس می‌کنند. پدر یوشیا ترنوم کشیش ارتدکس و کشیشی در کالیفرنیای جنوبی است که قبلاً با او صحبت کرده‌ایم که اگرچه ما ارتدکس نیستیم، به نظر می‌رسد صدایی واضح در مسائل ایمان مسیحی و آنچه انجیل واقعاً می‌گوید. و بنابراین ما بسیار خوشحالیم که او را دوباره داریم. پدر، بسیار از شما متشکرم که به ما پیوستید. >> بنابراین، می‌دانید، تاکر، من یک لکه روی زمین هستم. پس از گوش دادن به شما در ۴۵ دقیقه گذشته، من فقط یک لکه روی زمین هستم. من پشت سر خود یک شمایل دارم که نگه می‌دارم. این شمایل عیسی، نجات‌دهنده ما، پس از رستاخیز از مردگان است. و او شاگردان خود را جمع کرده است. این شمایل کمیسیون بزرگ نامیده می‌شود. این زمانی است که او شاگردان خود را جمع کرد و به آنها مأموریت داد که به تمام جهان بروند و خبر خوش را به تمام خلقت موعظه کنند. همه را به نام پدر، پسر و روح القدس غسل تعمید دهند و وعده دهند که با آنها خواهند بود، تعلیم دهند، از شاگردان بخواهند که تمام جهان را به اوامر مقدس او تعلیم دهند و حضور او را وعده دهند. فکر می‌کنم هر کسی که اکنون به شما گوش می‌دهد، به شدت وسوسه می‌شود که از حقیقتی که شما بیان کردید، بسیاری از حقایقی که بیان کردید، دلسرد شود. من فقط این را می‌گویم. اکنون عید پاک است. مسیح برخاسته است. بله، >> ما این را جشن می‌گیریم و غلبه بر مرگ را. عیسی فقط یک معلم بزرگ نیست. عیسی پسر خداست که انسان شد تا با بزرگترین دشمنان ما، گناه، مرگ، شیطان روبرو شود و آنها را شکست دهد. نه فقط کمی، به معنای واقعی کلمه آنها را خرد کند و به ما زندگی بدون ترس ارائه دهد. زندگی ریشه‌دار در حضور او اکنون و با امید بزرگی که در عقیده می‌گوییم به دنبال آن هستیم. ما به دنبال رستاخیز مردگان و زندگی جهان آینده هستیم. این است که چرا ما می‌توانیم خوشحال باشیم، حتی در یک آشفتگی کامل، آشفتگی ملی که در آن هستیم، این است که مسیح با ماست. مسیح ما را فرا می‌خواند. او بسیاری از مردم را در سراسر سرزمین ما بیدار می‌کند. من ۳۳ سال است که کشیش هستم. من هرگز آنچه را که اکنون در آمریکا می‌گذرد، ندیده‌ام. تعداد افرادی که به طور جدی با عیسی و تعالیم و زندگی او درگیر هستند و انتخاب می‌کنند که تغییرات رادیکالی در زندگی خود ایجاد کنند و خدا را در جایی که باید باشد قرار دهند، یعنی اولویت اول، اولویت اول نه وفاداری به ملت. وفاداری به ملت یک فضیلت مسیحی در جایگاه مناسب خود است. اما وفاداری که مسیح می‌خواهد، وفاداری به ملکوت خداست. که آن را اول از همه چیز جستجو کنید و زندگی خود را از او دریافت کنید. او اکنون در دست راست پدر خدا زنده است و بر تمام جهان حکومت می‌کند و همه دشمنانش. همه شیاطین برای پاهای او ابزار پا شده‌اند و سپس پایان خواهد آمد. سنت پل می‌گوید. با ایمان به او پیوستن، متعلق به او شدن. پادشاهی او را جاه‌طلبی اصلی خود قرار دادن. این راه صلح است. این راه نابود نشدن است. وقتی کشوری را که دوست دارید در چنین آشفتگی می‌بینید، همانطور که اکنون داریم، می‌توانیم صادقانه به آنچه می‌گذرد نگاه کنیم و حتی اگر بسیار غم‌انگیز باشد، همچنان می‌توانیم به حضور او اطمینان داشته باشیم و سعی کنیم او را خدمت کنیم و در سرزمین خود کار نیک انجام دهیم. و به سرزمین خود سود برسانیم. و ما آینده را نمی‌دانیم. چه کسی می‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد. ما سه سال تجدید حیات باورنکردنی، تجدید حیات مسیحی در این سرزمین داشته‌ایم که هر جنبش دیگری از ایمان در طول عمر من را کنار زده است. من در سال ۱۹۶۷ متولد شدم، فکر می‌کنم حدود ۳ یا ۴ سال قبل از شما. من هرگز چیزی شبیه این ندیده‌ام. بنابراین، من فقط می‌خواهم یک بمب، یک بمب امید، پس از گوش دادن به کلمات قدرتمند اما بسیار بسیار دلسردکننده شما، پرتاب کنم. >> متاسفم، این روح اسکاندیناویایی تاریک من است که دوباره سر زشت خود را بالا می‌آورد. من مستعد آن هستم و من پاسخ شما را به آن دوست دارم. بنابراین، آیا می‌توانید فقط یک طرح کلی به من بدهید؟ شما می‌گویید این در ۳۳ سال خدمت است. این قدرتمندترین لحظه برای خدا در میان مردم است. شما دیده‌اید که این به نظر می‌رسد احیاگری است. چگونه، چه چیزی را می‌بینید که شما را به آن سوق می‌دهد؟ همیشه چنین بوده است که من به عنوان یک کشیش همیشه به افرادی که خارج از کلیسای من در جامعه محلی من هستند، بسیار علاقه‌مند بوده‌ام. ما کشیشان و کشیشان همیشه سعی می‌کنیم ارتباطاتی در جایی که هستیم، در خاکی که خدا به ما داده است، ایجاد کنیم تا مال او را بسازیم و سال عادی برای ثبت نام حدود ۲۵ نفر برای یک برنامه تعلیم دینی یک ساله برای آماده‌سازی خود برای غسل تعمید، خوب بود. این یک سال خوب برای بخش زیادی از کشیشی من بود. امسال ۳۵۰ نفر را تعلیم دادم. وای. و من فقط آن را دارم، این در واقع یک مشکل فوق‌العاده است زیرا کلیسای ما بزرگ است. ما حدود ۱۳۰۰ عضو فعال داریم و من نمی‌توانم همه آنها را در کلیسا جا دهم. ما مجبور شدیم واقعاً تلاش کنیم و من فقط ۱۱۵ نفر را غسل تعمید دادم. عید پاک ارتدکس یکشنبه گذشته بود. و من عادت دارم حدود ۲۰ تا ۲۵ نفر را غسل تعمید دهم. بنابراین، ما در مورد افزایش پنج برابری در کسانی که امسال پذیرفتم، صحبت می‌کنیم. و اعداد کسانی که برای سال آینده ثبت نام می‌کنند، بیش از دو برابر آن است. و می‌دانید، من نمی‌توانم آن را در همه جا تعمیم دهم و بگویم که این اتفاق در همه جا می‌افتد. اما من به آمار نگاه کرده‌ام، می‌دانید، من به آمار نگاه کرده‌ام، نه فقط از آمریکا، بلکه حتی از اروپای غربی، که من قبلاً تقریباً کاملاً آن را کنار گذاشته بودم. اروپای غربی برای مدت طولانی در حال مردن، مردن روحی بوده است. من نسل چهارم اهل کالیفرنیای جنوبی هستم، اما میراث خانوادگی من انگلستان است. من در آنجا تحصیل کرده‌ام و ۳۰ سال گذشته هر سال به انگلستان رفته‌ام. و همیشه از نظر مذهبی ناامیدکننده، از نظر روحی ناامیدکننده بوده است. اما در چند سال اخیر حتی در مکان‌هایی در اروپای غربی که وضعیت خوبی نداشتند و دهه‌هاست که وضعیت خوبی ندارند، واقعاً پس از جنگ جهانی دوم و بعد از آن، تعداد زیادی از مردم در حال غسل تعمید و ورود به تعلیم دینی هستند. قابل انکار نیست. >> شنیدن این خبر فوق‌العاده است و واقعاً تنها پاسخ است. بنابراین شما باید افرادی را داشته باشید که به عنوان یک کشیش به شما مراجعه می‌کنند و می‌گویند من به اطرافم نگاه می‌کنم و آغاز پایان تاریخ و بازگشت عیسی، آخرالزمان را می‌بینم. >> و همانطور که اشاره شد، منظورم آن آیات معروف از دانیال و نامه دوم به تسالونیکیان و غیره است. قطعاً می‌توان رویدادها را در آن ساختارها جای داد. >> نظر شما در مورد آن چیست؟ >> نسل‌ها در ۲۰ قرن گذشته. بنابراین اگر پدران کلیسا را بخوانید، ما مدت بسیار طولانی است که سعی می‌کنیم تاریخ خود را از طریق آن لنز آخرالزمانی بخوانیم. این باید به ما معیاری از احتیاط بدهد تا یک به یک، خیلی نزدیک، خیلی صمیمی. می‌دانید تاکر، عهد جدید، رسولان بسیار روشن هستند که پایان جهان از قبل اتفاق افتاده است. آخرالزمان به محض اینکه عیسی شیطان را از تخت پایین کشید، شروع شد. به محض اینکه او مرگ را فتح کرد و جهنم را غارت کرد و باز کرد، او در جمعه نیکو مردگان را کفاره گناهان تمام جهان کرد. او در شنبه مقدس به جهنم نزول کرد. و وقتی به آنجا رفت، او واقعاً جهنم را لرزانده بود، زیرا فقط حدود یک هفته قبل، دوست خوبش، لعازر را از مردگان زنده کرده بود. لعازر ۴ روز مرده بود. خواهرش گفت بوی می‌داد. و عیسی عمداً وقت خود را برای بازگشت به بتانیا و سپس جمع کردن مریم و مارتا و جامعه بزرگ در اطراف قبر لعازر گرفت. و سپس او صحبت کرد و گفت: «لعازر، بیرون بیا.» و کلمات او از دهانش، از زمین، به قلب جهنم رفت. و لعازر را توانمند کرد و شیطان و شیاطین را خرد کرد. آنها دیگر نمی‌توانستند روح او را نگه دارند. و روح او به بدن او بازگشت. او زنده شد و خداوند از او خواست که بیرون بیاید. خداوند وارد نشد و خودش لباس‌های کفن او را باز نکرد. او می‌خواست که همه آن را ببینند. بنابراین او گفت: «لعازر، بیرون بیا.» و لعازر بیرون آمد. و همه در همان لحظه تغییر قدرت نهایی، انقلاب ساختاری نهایی را تشخیص دادند. مرگ دیگر در کنترل نبود. قبل از آن، هر فردی، مهم نبود چقدر بزرگ بود، موسی، ابراهیم، بودا، کنفوسیوس، هر کسی که با مرگ درگیر شد، ناک اوت شد. هر کسی. مهم نبود چقدر دانا بودند، چقدر درستکار بودند، همه سلاخی شدند. وقتی عیسی آمد و شروع به زنده کردن مردگان کرد و به خصوص وقتی لعازر را انجام داد، هیچ‌کس مردی را که چهار روز مرده بود، زنده نکرده بود. و سپس وقتی او داوطلبانه خود را تسلیم مرگ کرد و روشن بود که مرگ بر او قدرتی ندارد، او گفت: «من قدرت دارم جان خود را بگذارم و قدرت دارم آن را دوباره بگیرم.» او آگاهانه به سوی مرگ رفت، خود را فدا کرد. سرودهای عبادی ما در کلیسای ارتدکس برای جمعه نیکو می‌گویند که مرگ و شیطان مسیح را خوردند زیرا فکر می‌کردند که مردی را در چنگال خود دارند و با خدا روبرو شدند. شما او را خدای انسان نامیدید، درست است؟ این اصطلاحات الهیاتی واقعی هستند که ما در کلیسا استفاده می‌کنیم. در یونانی، آن را theanthropos می‌نامند. Theos به معنای خدا، anthropos به معنای انسان. پدران کلیسا اینها را کنار هم قرار دادند تا مسیح را توصیف کنند. او خدای انسان است. او آنچه نبود، یعنی انسان، شد بدون اینکه آنچه بود، یعنی پسر ابدی خدا، نباشد. و او از آن زمان و برای همیشه به عنوان خدای انسان وجود دارد. و وقتی آنها، وقتی مرگ مسیح را خورد، مسیح مرگ را خورد و آن را خرد کرد. و او در روز سوم برخاست. او خواست که این پیام توسط شاگردانش در سراسر جهان اعلام شود و مردمی که به این خبر خوش پاسخ می‌دهند و وارد کلیسا می‌شوند. این راه حل نهایی برای وحشت آنهاست. این یک وحشت مشروع است. وقتی به اطراف نگاه می‌کنید و این همه تاریکی و کشتار و خشونت را می‌بینید، ترسناک است. مردم وحشت‌زده هستند. و مسیح پیشنهاد می‌دهد که بیاید و با شما باشد تا در شما زندگی کند و شما در او زندگی کنید و زندگی او را که در مسیحیان با دریافت عشای ربانی حفظ می‌شود، شریک شوید. این همان دریافت عشای ربانی است. این مشارکت در زندگی الهی است، خود بدن و خون مسیح که ما را در زندگی او تا رستاخیز خودمان از مردگان حفظ می‌کند. این یک راه حل فوق‌العاده برای غم‌ها و وحشت‌های زمان ماست. >> بسیاری از مردم قبل از دریافت درمان‌های سنتی برای سلامت کلسترول تردید دارند. آنها نمی‌خواهند تمام عمر خود را با کپسول سر کنند. قرص‌هایی که ترجیح می‌دهند احساس کنند در مراقبت از بدن خودشان نقشی دارند. و به همین دلیل است که آمریکایی‌های بیشتری به سمت جایگزین‌های ملایم‌تر با موادی که می‌شناسند روی می‌آورند. موادی مانند زنجبیل و انار. یکی از آن جایگزین‌ها دوز برای کلسترول است. دوز برای کلسترول یک مکمل پشتیبانی کلسترول با پشتوانه بالینی است که تری گلیسیریدها، LDL، HDL و سطح کلسترول کل را هدف قرار می‌دهد. ما می‌دانیم که تعدادی از مردم از آن استفاده می‌کنند و نتایج چشمگیر بوده است. آنها دیگر از انجام آزمایش خون نمی‌ترسند زیرا در نهایت نتایج خوب است و آنها روی نوعی کوکتل شیمیایی عجیب نیستند. این واقعاً کار می‌کند. اگر کار نمی‌کرد، با آنها همکاری نمی‌کردیم. دوز آسان برای استفاده است. این یک شات مایع روزانه ۲ اونسی است که طعم انبه دارد. اوه. بدون کپسول، بدون پودر. استفاده از آن آسان است. به dosedaily.co/tucker مراجعه کنید. از کد tucker برای ۳۵٪ تخفیف استفاده کنید. این dosedaily.co/tucker است. کد tucker برای ۳۵٪ تخفیف. ارزشش را دارد. نظر شما در مورد رهبران خودخوانده مسیحی که خشونت پیرامون ما را تجلیل می‌کنند، خشونت را تأیید می‌کنند، می‌گویند که خدا این خشونت را می‌خواهد، چیست؟ ما باید در مورد آن چه احساسی داشته باشیم؟ شما بسیار گویا بودید، برادر. شما بسیار گویا بودید. اما اجازه دهید کمی زمینه الهیاتی بزرگتر به آن بدهم. >> متشکرم. >> وقتی خشونت آغاز شد، نه بر روی زمین، بلکه در آسمان‌ها در میان نظم‌های فرشته‌ای آغاز شد. اولین عمل خشونت و شورش خود شیطان بود. و او همراه با تمام فرشتگانی که با او همدست بودند، بیرون انداخته شد و آنها همان چیزی شدند که ما به عنوان شیاطین می‌شناسیم. و سپس آنها طرح شورش خود را به اولین انسان‌ها بردند، درست است؟ این در فصل‌های اولیه پیدایش در تاریخ‌های پدرسالارانه ما شرح داده شده است. آنها، شیطان بزرگ به آدم و حوا نزدیک شد و آنها را به شدت وسوسه کرد و آنها سقوط کردند و بلافاصله نه تنها از خدا بلکه از یکدیگر بیگانه شدند. بذرهای خشونت فوران کرد و آنها شروع به سرزنش یکدیگر کردند. خب، زن را که به من دادی، آدم می‌گوید. سپس آنها فرزندان خود قابیل و هابیل را دارند و اولین عمل برادرکشی رخ می‌دهد. قابیل از فداکاری زیبای برادرش به خدا شرمنده است. قربانی قابیل به خدا بسیار ارزان است. خداوند سعی کرد قابیل را اصلاح کند. قابیل سخت‌دل و غیرقابل اصلاح بود و برادرش را کشت. این اولین عمل خشونت است. و کتاب مقدس می‌گوید که خدا با لطف به قابیل نزدیک شد و سعی کرد به او کمک کند تا توبه کند و از او پرسید که چه کرده است. و خدا گفت: «خون برادرت از آسمان فریاد می‌زند.» تاکر، این خون یک نفر بی‌گناه است. آیا می‌توانید تصور کنید که خون ده‌ها هزار نفر بی‌گناه چه صدای تندرآسایی در بهشت ایجاد می‌کند؟ سپس کتاب مقدس به شرح توسعه خط قابیل می‌پردازد. خط قابیل تمام رهبران فناوری‌های زمینی را تولید می‌کند. هابیل مرده است. آنها فرزند دیگری دارند. آدم و حوا فرزند دیگری به نام ست دارند. و خط ست، خط ست نیز توسط موسی توصیف شده است. و خط ست همه چیز در مورد فضیلت و فناوری معنوی است. من چگونگی داشتن رابطه با خدا در جهان را توصیف می‌کنم. این درست است. و خط قابیل همه چیز در مورد قدرت است. بنابراین به عنوان مثال، یکی از نوادگان قابیل، توُبال قابیل نام اوست. او استاد بزرگی در تمام کارهای فلزی و متالورژی بود. از آنجا که تمام سلاح‌ها و فناوری زمینی، به ویژه برای توسعه سلاح‌ها، در طول تاریخ کل نژاد بشر، محرک فناوری بوده است. به بودجه ما نگاه کنید. رئیس جمهور ترامپ بودجه‌ای بزرگتر و بزرگتر می‌خواهد تا بتوانیم سلاح‌های شرورتر و شرورتر را برای تسلط بر دشمنانمان توسعه دهیم. ما این کار را با سلاح‌های هسته‌ای انجام داده‌ایم. در جنگ‌های جهانی، ما در حال توسعه گازهای خطرناک‌تر و خطرناک‌تر برای کشتن بیشترین تعداد ممکن از مردم بودیم. این فناوری است. این از آن نوع فناوری است. و سپس چیز بعدی که موسی در پیدایش توصیف می‌کند، سیل است. خدا دیگر نمی‌تواند آن را تحمل کند. کافی است. و او تصمیم می‌گیرد که دوباره شروع کند. و او نوح، مردی درستکار و با ایمان را به آدم جدیدی تبدیل می‌کند. و همان چیزی که او در ابتدا به آدم گفت، بارور و تکثیر شوید، زمین را پر کنید، بر آن حکومت کنید و آن را مطیع سازید. او دقیقاً همان چیز را به نوح پس از سیل گفت تا او را آغاز نژاد بشر کند. و موسی، موسی در نوشتن این می‌گوید که یک دلیل وجود دارد که خدا زمین را سیل گرفت. من اغلب از مردم این را پرسیده‌ام، اگر می‌توانستند حدس بزنند. دلیل واحد، گناه واحدی که موسی ذکر کرد و باعث شد خداوند عملاً زمین را سیل بگیرد و نژاد بشر را دوباره شروع کند، چه بود؟ >> من قتل را می‌دانم. >> خشونت. خشونت. این در میان شرورها منحصر به فرد است. پس یک کشیش مسیحی چگونه می‌تواند آن را تجلیل کند؟ می‌دانید، تاکر، بسیاری هستند که یک چیز می‌گویند و کار دیگری می‌کنند، درست است؟ این بیماری است که همه ما داریم. >> بله. این یک بیماری وحشتناک است. و من همیشه به مردم می‌گویم، ببینید، هرگز نگویید که نمی‌خواهید به کلیسا بروید چون نمی‌روید، ریاکاران زیادی آنجا هستند. گفتم، درست است. کاملاً درست است. >> منظورم این است که اگر افرادی آنجا باشند، پس شما ریاکار دارید. >> و مرا ببخشید، هر کدام از ما هستیم. >> بله. >> هر تک، تنها تقسیم، بین ریاکاران و غیر ریاکاران نیست. تقسیم بین کسانی است که می‌دانند ریاکار هستند و این یک گناه و بیماری وحشتناک است و آنها به کلیسا می‌روند تا علیه ریاکاری خود کار کنند تا بتوانند افراد با صداقت شوند و در عشق در برابر چهره خدا و دیگران زندگی کنند. و سپس کسانی هستند که هیچ امیدی ندارند و فقط به آن تسلیم شده‌اند و از صحبت کردن در مورد گناهان دیگران بسیار خوشحال هستند اما نمی‌خواهند به خودشان نگاه کنند. این یک مکان بسیار خطرناک است. بنابراین ریاکاری قطعاً یک علت اصلی است تا در پاسخ به سوال شما. تدریس نادرست نیز همینطور است. بسیاری از الهیات ساخته شده در اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. این در اوایل قرن بیستم، به ویژه در آمریکا، واقعاً شروع به کار کرد که این الهیات بسیار عجیب و غریب را ایجاد کرده است. از آنچه که یهودیان بی‌اعتقاد یا یهودیان غیر مسیحی هستند و رابطه ویژه آنها با خدا. این بسیار عجیب است. صهیونیسم هیچ تاریخی در ایمان مسیحی ندارد. اینطور نیست که آنها وجود داشته باشند، این فقط یک مسئله ترجیح فرقه‌ای است. نه، شما بیهوده ۱۸ قرن و نیم را جستجو خواهید کرد تا چنین چیزهایی را بشنوید. وجود ندارد. کلیسا از اینکه تحقق همه چیزهایی است که در عهد عتیق اتفاق افتاده است، بسیار آگاه است. کلیسا قوم خداست. پولس کلیسا را مستقیماً اسرائیل جدید می‌نامد. ما همان هستیم. ما قوم خدا هستیم. و ما هم از یهودیان و هم از غیر یهودیان از هر قبیله، زبان، مردم و ملتی تشکیل شده‌ایم. اصلاً مربوط به قومیت نیست. ما اهمیتی نمی‌دهیم. اگر در یک صبح یکشنبه معمولی به کلیسای من بیایید، منظورم این است که به یک کاغذ بزرگ نیاز دارید تا تعداد قومیت‌هایی را که آنجا هستند بنویسید. من همیشه به مردمم می‌گویم، ببینید، هدف ما باید این باشد که توزیع قومیتی شهرستان ما. ما در شهرستان ریورساید هستیم، حدود ۳ میلیون نفر. من گفتم تنوع قومیتی که باید در کلیسای ما وجود داشته باشد، اگر کلیسا برای همه است و ما همه را می‌خواهیم، به این معنی است که در شهرستان من ۵۷٪ اسپانیایی‌تبار، ۱۱٪ آفریقایی-آمریکایی، حدود ۳۰٪ آنگلو هستند. من گفتم باید اینطور باشد. اگر کلیسایی در آنجا بوده و در موعظه انجیل و کمک به مردم برای دوست داشتن خدا موفق بوده است، باید اینطور به نظر برسد. این عادی است. این روش ما برای نگاه کردن به مسائل است. ما فکر نمی‌کنیم که عهد عتیق به نحوی ادامه دارد و هرگز به ثمر نرسیده است و معبدی باید بازسازی شود یا قربانی‌های عهد عتیق باید دوباره شروع شوند که غیرممکن است یا کاهنان لاوی باید برگردند یا ما شروع به کشتار حیوانات خواهیم کرد. همه آن تصویری از خود عیسی بود. او خودش می‌گوید. او به فریسیان گفت: «شما کتاب مقدس را جستجو می‌کنید زیرا فکر می‌کنید که در آنها زندگی دارید. اینها شهادت می‌دهند به من. همه چیز در عهد عتیق نمادی از مسیح است. همه چیز در مورد اوست. و اگر این را نمی‌بینید، اگر فکر می‌کنید که یک چیز مستقل است، پس شما هنوز در نمادها و سایه‌ها زندگی می‌کنید به جای تحقق. >> اکنون، ما به حمایت از شرکت‌هایی که ارزش‌هایشان با ما همسو است اهمیت می‌دهیم. ما نمی‌خواهیم برای شرکت‌های بدنام تبلیغ کنیم. بهتر است کسب و کار را به آمریکایی‌های همفکر بسپاریم تا کسانی که از ما متنفرند. این قانون ماست. و این یکی از دلایلی است که ما خیریه موبایل را دوست داریم. وقتی به خیریه موبایل تغییر می‌دهید، این شرکت ۵٪ از طرح قیمت ماهانه شما را به خیریه‌های طرفدار زندگی، طرفدار خانواده مورد انتخاب شما ارسال می‌کند. این میلیون‌ها دلار است که به خیریه‌های طرفدار خانواده ارسال شده است. بسیار خب، احتمالاً فکر می‌کنید که این عالی به نظر می‌رسد، اما خیریه موبایل باید فوق‌العاده گران باشد تا هزینه آن را بپردازد. اما نه، آنها هرگز قیمت‌های موبایل خود را افزایش نداده‌اند و هیچ طرحی بیش از ۵۰ دلار در ماه نیست. خیریه موبایل یک شرکت خوب با خدمات خوب و قیمت‌های خوب است، بنابراین همه چیز خوب است. روز تغییر دهید و آن را امتحان کنید. شماره خود را با تلفن سازگار نگه دارید، بدون افت کیفیت، و از یک شرکت واقعاً عالی و یک هدف خوب در همان زمان حمایت کنید. کد تبلیغاتی Tucker برای دریافت تلفن رایگان با فعال‌سازی رایگان، حمل و نقل رایگان و هدیه رایگان با هر خط خدمات جدید. به charitymobile.com/tucker مراجعه کنید. چگونه؟ خب، من فقط می‌گویم یکی از چالش‌برانگیزترین مضامین در انجیل‌ها برای من به عنوان یک آمریکایی، تجویزهای عیسی علیه طمع است زیرا من فکر می‌کنم این همان چیزی است که مسیحیان آمریکایی هرگز با آن روبرو نمی‌شوند. مانند پول ذاتاً بد نیست، اما عشق به آن بد است. مشهور است، ریشه همه شر. انجیل در مورد طمع به ما چه می‌گوید؟ و چگونه این در موعظه‌ای که از منبر می‌شنوید منعکس می‌شود؟ >> می‌دانید، یکی از زیباترین کارهایی که عیسی هنگام غلبه بر مرگ انجام داد، این بود که رابطه اصلی انسان و زن با خدا را بر روی زمین دوباره کاشت. که در سقوط ناپدید شده بود. و آن زندگی تقدیم کامل بود که در آن خوشبختی آدم و حوا این بود که دوست خدا نامیده شوند. این بزرگترین افتخار آنها بود. پدران کلیسا می‌گویند دوست خدا نامیده شدن است. و من فقط اشاره می‌کنم که عیسی در پایان خدمت خود به شاگردانش گفت: «دیگر شما را شاگرد نمی‌نامم. شما دوستان من هستید.» این یک افتخار باورنکردنی بود. ابراهیم، پدر بزرگ، دوست خدا نامیده شد. در عهد جدید، به محض اینکه عیسی روح القدس را در روز پنطیکاست فرستاد، به یاد بیاورید که او مصلوب شد، جهنم را غارت کرد، در روز سوم برخاست، ۴۰ روز را صرف آموزش به ما کرد که چگونه در زندگی رستاخیز جدید زندگی کنیم و چگونه مردم را دوست داشته باشیم و جهان را بشارت دهیم. و سپس او از کوه زیتون به آسمان صعود کرد. من در آن مکان در سرزمین مقدس ایستاده‌ام و در مقابل چشمان او، چشمان شاگردانش، و او در دست راست خدا نشست. و سپس به عنوان هدیه تاج‌گذاری جلوس خود، او ۱۰ روز بعد، در روز پنطیکاست، روح القدس را فرستاد و کل جامعه مسیحیان، ۱۲۰ نفر در آن زمان در اتاق بالا، حاملان روح شدند، چیزی که در عهد عتیق فقط پادشاهان بودند. اکنون این میراث مشترک همه ایمانداران است که بتوانند توسط شخص سوم تثلیث مقدس، روح القدس، ساکن شوند تا روح خدا شما را هدایت کند به طوری که ما به عنوان مسیحیان خدا را در بیرون جستجو نکنیم. ما خدا را در اینجا تجربه می‌کنیم. او در غسل تعمید در قلب عمیق سکونت می‌کند. سنت پل حتی می‌گوید که روح القدس پس از غسل تعمید در ماست و او به ما کمک می‌کند تا از درون با خدا دعا کنیم با ناله‌هایی که از کلمات فراتر می‌رود و سعی می‌کند به ما کمک کند تا واقعاً با خدا به عنوان یک پدر ارتباط برقرار کنیم. این زندگی ماست. و این فقط در عهد عتیق در نگاه‌های کوچک دیده می‌شد. این برای مردم بسیار رادیکال بود که برخی از مردم تسلیم شدند و نه چند نفر، به هر حال. برخی از مردم تصمیم گرفتند که جاه‌طلبی اصلی آنها این است که ۱۰۰٪ خدا را خدمت کنند. نه فقط در روزهای یکشنبه، بلکه کاملاً. سنت پل این را در نامه اول خود به قرنتیان، قرنتیان اول فصل ۷ توصیف می‌کند. او می‌گوید که دو نوع زندگی وجود دارد. او می‌گوید: «کاش همه، همانطور که من مجرد هستم و کاملاً وقف خدا هستم.» او گفت: «با این حال، هر شخص فراخواندگی خود را از خدا دارد. یکی در این زمینه و دیگری در آن زمینه.» و سپس او به توصیف ازدواج و زندگی رهبانی می‌پردازد. این دو راه زندگی برای مسیحیان از زمانی است که عیسی دشمنان ما را فتح کرد و روح القدس را به ما داد. آن زندگی تقدیم کامل برای راهبان و راهبه‌ها در قرون اولیه بسیار محبوب بود. اما تا زمان سنت آتاناسیوس کبیر، این حدود ۳۵۰ سال است، یکی از بزرگترین الهی‌دانان تاریخ کلیسا، زندگی او کاملاً زیباست، آن را می‌خوانید و برای زیبایی آن اشک می‌ریزید. او گفت در آن زمان او پسر روحانی پدر صحرا، سنت آنتونی کبیر بود و او گفت که در زمان او همچنین پدرسالار اسکندریه بود. او گفت که در زمان او نیمی از تمام مسیحیان در صحراها زندگی می‌کردند و بنابراین آنها ۸ ساعت در روز دعا می‌کردند، به مردم خدمت می‌کردند، میزبان کسانی بودند که برای تشویق معنوی، برای دعا و غیره می‌آمدند. این نشان می‌دهد که آن زندگی چقدر قدرتمند است. و آن زندگی، پدران کلیسا می‌گویند، آن زندگی تقدیم کامل، که البته تقلید دقیقی از زندگی عیسی است. اینگونه بود که خداوند ما عیسی زندگی کرد، درست است؟ او جسمانی ازدواج نکرد. او روحانی با کلیسا ازدواج کرد. او داماد کلیسا است. و همه ما محبوب او هستیم. و ما در آن اتحاد زندگی می‌کنیم، درست است؟ و به ویژه ازدواج مسیحی را هدایت می‌کند، درست است؟ شوهر سعی می‌کند همسرش را همانطور که مسیح کلیسا را دوست دارد، دوست داشته باشد. همسر سعی می‌کند به شوهرش همانطور که کلیسا به مسیح احترام می‌گذارد، احترام بگذارد و غیره. اما شما این را می‌بینید که در قلب کلیسا، تحقیر خاصی نسبت به ثروت زمینی وجود دارد. اگر مدل‌ها کاملاً محروم باشند به خاطر ملکوت خدا که ثروتی است که نمی‌توان آن را گرفت، که توسط خداوند عیسی خودش که در زمان مصلوب شدن هیچ چیز جز لباسش نداشت، الگوبرداری شده است. همین. و راهبان و راهبه‌ها تا به امروز او را تقلید کرده‌اند. جایی که من در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کنم، تعدادی صومعه در اطراف ما داریم و مردم ما دائماً می‌روند. آنها به صورت گروهی می‌روند. آنها فقط برای یک، چه می‌توانم بگویم، کمی تقویت کننده. کمی تقویت کننده. و آنها یک همزیستی زیبا بین خانواده مسیحی که در کلیساها در سراسر جهان و کلیساها در سراسر جهان نمایندگی می‌شوند و سپس راهبان و راهبه‌های ما که خود را گاهی در شهرها وقف کرده‌اند، وجود دارد. منظورم این است که تمام شهرهای بزرگ امپراتوری روم در هزار سال اول مملو از صومعه‌ها بودند. گاهی اوقات مردم به صومعه‌ها فکر می‌کنند و می‌گویند، اوه، فقط در صحرا. خب، منظورم این است که صومعه‌های زیادی در صحرا وجود دارد. و من فقط از سنت آتاناسیوس در مورد صحرای مصر نقل قول می‌کردم که راهنمای معنوی جهان مسیحی در قرن چهارم بود، اما صومعه‌های زیادی نیز در شهرها وجود دارد. اگر به هر شهر سنتی مسیحی در اروپا بروید، متوجه خواهید شد که شاید دیگر اشغال نشده باشند، به خصوص در غرب، اما در اروپای مرکزی و اروپای شرقی، هنوز مملو از راهبان و راهبه‌ها هستند. این نگرش ما را نسبت به پول نشان می‌دهد. طمع یک وسوسه فوق‌العاده است. مدل برای ما محرومیت است. سنت جان کریزوستوم، یکی از پدران بزرگ کلیسا، می‌گوید: «برای افراد متأهل، دارایی‌ها با استفاده توجیه می‌شوند.» او می‌گوید اگر می‌خواهید در مورد پول و طمع یک مسیحی خوب باشید، مطمئن شوید که پول خود را به شیوه‌ای مفید استفاده می‌کنید که او می‌گوید اگر خانه‌ای دارید، آن را طوری بسازید که با زندگی شما مانند یک کفش خوب تناسب داشته باشد و شما نمی‌خواهید کفش شما خیلی تنگ، خیلی کوچک باشد، مبادا انگشتان پایتان را له کند یا خیلی بزرگ باشد تا همیشه روی آن زمین بخورید و بیفتید. دارایی‌ها با استفاده توجیه می‌شوند. حالا مرا ببخشید، این پیام محبوب زیادی در آمریکا نیست. می‌دانید، ما از حداقل اواسط قرن نوزدهم که الکسی دوتوکویل به اینجا آمد و گفت که هرگز مردمی را در طول سفرهای خود ندیده است که به اندازه آمریکایی‌ها وسواس پول داشته باشند، مشهور بوده‌ایم. البته فضیلت‌هایی هم برای آن وجود دارد. اگر از پول خود برای پیشبرد زیبایی و کمک به نیازمندان استفاده کنیم، اما پولی که با استفاده توجیه نمی‌شود، در روز قیامت علیه ما شهادت خواهد داد. من با آن موافقم. من کاملاً با آن موافقم. فقط یک انحراف سریع چون نمی‌توانم خودم را کنترل کنم. سنت جان کریزوستوم، اگر درست تلفظ کنم، >> کریزوم در یونانی است. کر به معنای طلا و استوما به معنای دهان است. بنابراین این در واقع نام خانوادگی او نیست. مردم فکر می‌کنند این نام خانوادگی اوست اما این فقط یک لقب بود که توسط پاپ ویجیلیوس در سال ۵۵۳ به او داده شد. کریزوم در سال ۴۰۷ درگذشت، پدرسالار قسطنطنیه که توسط درگیری با امپراتور به تبعید رانده شد. می‌دانید، دوباره اینجاست، درگیری مذهبی. و امیدوارم در لحظه‌ای بتوانیم کمی در مورد ارتباط مهم بین انبیا و شخصیت‌های سیاسی صحبت کنیم، زیرا این دو در کتاب مقدس همیشه باید با هم باشند اگر قرار است موفق شویم و ما به شدت به آن نیاز داریم. اما با سوال خود ادامه دهید. >> خب، فقط خواندم کسی مجموعه‌ای از موعظه‌های او را برای من فرستاد و من هیچ چیز در مورد ارتدکس نمی‌دانم. من هیچ چیز در مورد او نمی‌دانستم و من فقط شوکه شدم از اینکه چقدر خوب بودند و چقدر با گوش مدرن طنین‌انداز بودند. منظورم این است که به سختی می‌توانستم باور کنم. می‌توانید، برای هر کسی که تا اینجا پیش رفته است، مجموعه‌ای از موعظه‌های او یا مقدمه‌ای بر او را توصیه کنید؟ چون چه واعظ با استعدادی. >> بله. او فقط یک واعظ با استعداد نیست، او مشهورترین واعظ در تاریخ کلیسا، ۲۰۰۰ سال است. هیچ‌کس از او مشهورتر نیست. مجموعه موعظه‌های او به زبان یونانی بزرگترین در تاریخ مسیحی است، که فقط با سنت آگوستین به زبان لاتین قابل مقایسه است. بنابراین اینها تأثیرات غالب شرق و غرب هستند. من در واقع دکترای خود را در مورد سنت جان کریزوستوم در دانشگاه دورهام در شمال انگلستان گذراندم. من آن را در سال ۲۰۰۳ به پایان رساندم و کار خود را انجام دادم و متنی به نام ازدواج و باکره‌گی طبق سنت جان کریزوستوم منتشر کردم. این تمرکز من بود. کتاب‌های عالی زیادی وجود دارد و تقریباً تمام آثار او به انگلیسی ترجمه شده است. برای کسی که تازه به او نزدیک می‌شود. من می‌گویم که معروف‌ترین کتاب او را بخواند که به نام «در مورد کشیشی» نامیده می‌شود و اساساً توصیف او از عبادت مسیحی، کشیش چیست، شبان چیست. این کاملاً باشکوه است. او آن را در حالی نوشت که مرد جوانی بود و سعی می‌کرد از انتصاب اجتناب کند. او نمی‌خواست منصوب شود زیرا احترام زیادی برای انتصاب قائل بود. و او مانند، او واقعاً یکی از دوستان خوبش به نام باسیل را فریب داد که او نیز توسط اسقف محلی برای انتصاب مورد توجه قرار گرفته بود. بنابراین او گفت: «نه، تو کاملاً شایسته هستی و من بعد از تو این کار را خواهم کرد، اما تو اول برو.» بنابراین دوستش منصوب شد و سپس جان ناپدید شد. واقعاً ناپدید شد. او در نهایت رفت، او در انطاکیه باستان زندگی می‌کرد، درست است؟ که شهر اصلی امپراتوری روم در شرق بود. تمام امپراتوران لشکرکشی‌های خود را علیه ایرانیان از آنجا آغاز می‌کردند. این امروز هم تا حدودی مرتبط است، اینطور نیست؟ در خارج از شهر. من در سال ۲۰۱۰ از آن بازدید کردم. اکنون در ترکیه، جنوب ترکیه است. بله. کوهی وجود دارد. کوهی حدود یک مایل خارج از شهر وجود دارد. کوه سیلیوس نامیده می‌شود. و در طول زندگی او حدود ۳۰۰ راهب در سوراخ‌ها و غارهای آن کوه زندگی می‌کردند. و او پس از فرار از انتصاب، آنجا رفت و ۶ سال زندگی کرد. و او بعداً در کتاب معروف خود «در مورد کشیشی» توصیف می‌کند که چگونه وقت خود را در آنجا گذراند. او گفت وقتی خورشید بیرون بود، او کتاب مقدس را مطالعه می‌کرد و آن را حفظ می‌کرد. چیزی شبیه به ۱۱۰۰۰ نقل قول مستقیم در موعظه‌های او از عهد جدید و چیزی شبیه به ۶۰۰۰ از عهد عتیق وجود دارد. همه از حفظ. او بدون یادداشت موعظه می‌کرد. و موعظه‌های او معمولاً بین ۳۰ دقیقه تا یک ساعت بود، که به طور سنتی برای یک کشیش کلیسا بسیار طولانی است. و وقتی او به پایان می‌رسید، مردم هو می‌کردند. و بله، لطفاً توقف نکنید. لطفاً توقف نکنید. او واعظ بسیار بزرگی بود. اما او روز را به مطالعه کتاب مقدس و حفظ آن گذراند و شب را بیدار نگه داشت. او هرگز ۶ سال نخوابید. او طنابی را دور کمرش به قلابی در دیوار بست تا بتواند شب‌ها دعا کند و حداقل خواب لازم را داشته باشد. خب، می‌دانید، گاهی اوقات شور و شوق جوانی کمی زیاده‌روی می‌کند. او اساساً معده‌اش را شکست و دوستش که هفته‌ای یک بار می‌آمد و نان و آب را دم در او در کوه می‌گذاشت، او را کاملاً بیمار یافت، او را برداشت، او را به شهر انطاکیه بازگرداند و اسقف او را گرفت و هرگز او را رها نکرد، او را منصوب کرد. او در نهایت ۱۲ سال واعظ کلیسای جامع در انطاکیه شد و سپس او را ربودند و در سال ۳۹۷ به پایتخت امپراتوری روم رفتند و او را پدرسالار قسطنطنیه کردند و او در آنجا درگیر احیای باورنکردنی شد. او عید پاکی را که به تبعید فرستاده شد، تبدیل کرد. او ۳۰۰۰ نفر را برای غسل تعمید آماده می‌کرد. >> بله. بنابراین این ۳۵۰ نفر من را، می‌دانید، هیچ است. هیچ است. در مقایسه با آنچه او انجام می‌داد. >> او بنابراین او است، شما می‌توانید زندگی او را بخوانید. زندگی او را به تفصیل می‌دانیم. او برای مدت بسیار طولانی یک قدیس عزیز کلیسا بوده است. ما یک برنامه داریم. اپلیکیشن Petristic Nectar نامیده می‌شود. این در اپ استور موجود است و در آنجا زندگی قدیسان وجود دارد و شما می‌توانید به صورت رایگان به حدود یک ساعت ضبط زندگی او گوش دهید. شما فقط از این مرد شگفت‌زده خواهید شد. >> از اینکه این را به من گفتید متشکرم. بنابراین ارتباط چیست؟ شما گفتید که می‌خواستید ارتباط بین انبیا و شخصیت‌های سیاسی را توضیح دهید. می‌دانید، در کتاب مقدس، خدا انبیا را به سوی پادشاهان می‌فرستاد و آینده پادشاهان، موفقیت یک سلطنت به این بستگی داشت که آیا پادشاه به انبیا گوش می‌داد یا نه. داوود ناتان خود را داشت. قدیس حامی من، پادشاه بزرگ یوشیا در اسرائیل، نبی ارمیا و نبیه هولدا را داشت. و آنها مشورت می‌کردند، پادشاهان خوب مشورت می‌کردند. بنابراین قدرتی وجود داشت که ما می‌دانیم که به شدت خطرناک است. قدرت به شدت خطرناک است. بنابراین من هنگام گوش دادن به شما که این محاکماتی را که ملت ما با آن روبرو است و رهبران ما از جمله رئیس جمهور ما به شدت رنج می‌برند و ما نیز به شدت رنج می‌بریم، بسیار همدردی می‌کنم. قدرت بسیار خطرناک است و مسیحیان از نفوذ نبوی یاد می‌گیرند که از آن استفاده کنند اما تقریباً اینگونه. شما یک دست بر قدرت دارید، اما بسیار مراقب هستید. زیرا اگر کسی نباشد که به شما کمک کند تا به یاد بیاورید که چه کسی هستید تا پاهایتان روی زمین بماند، که فروتن هستید، وقتی همه اطرافیان شما می‌گویند: «بله قربان. بله قربان. چه می‌خواهید؟»

بکنید، قربان؟ شما بزرگترین چیزی هستید که تا به حال برای آمریکا اتفاق افتاده است." این سمی در بالاترین سطح است. در سنت ما، کشیشان و اسقفانی که مورد ستایش مردم قرار می‌گیرند، ما آن را نفرت می‌دانیم. برای شما خوب است. من آن را دوست دارم. >> ما آن را منفور می‌دانیم. این بدان معنا نیست که ما همیشه در نفرت از آن موفق می‌شویم. و مردم منظورشان خوب است. بیشتر اوقات منظورشان خوب است، اما ما آن را به عنوان چیزی خوب نمی‌پذیریم. ما آن را وسوسه می‌دانیم. این یک وسوسه است. هیچ کس بزرگ نیست. همه گناهکارند. تنها مسیح نجات ماست. بهترین مردم فقط با فیض و با عشق خدا و بخشش زندگی می‌کنند. همین. بنابراین شروع به فکر کردن ایده‌ها به دلیل اینکه واقعاً موفق هستید یا شش میلیون دنبال کننده دارید یا کلیسای بزرگی دارم. بیا. بیا، ما هستیم >> بله، >> ما هیچیم. ما هیچیم. بنابراین، داشتن یک پیامبر در زندگی شما فوق‌العاده مهم است. و اطاعت از آن پیامبر، می‌دانید، من بسیار امیدوار بودم که وقتی رئیس جمهور ترامپ وزارت ایمان را تأسیس کرد، که فکر می‌کنم قبلاً تحت دفتر معاون رئیس جمهور بود و بودجه نسبتاً کمی داشت و سپس آن را به یک دفتر اجرایی تبدیل کرد، درست است؟ او آن را مستقیماً زیر خودش قرار داد و فکر می‌کنم بودجه را به شدت افزایش داد. و من چند دوست دارم که برای او در کمیته‌های مختلف کار می‌کنند، مانند اسقف اعظم سالوادور کوردلیون که اسقف اعظم کاتولیک رومی سانفرانسیسکو است و دوست عزیز من و فردی باورنکردنی است که عمیقاً به او احترام می‌گذارم. من از این دلگرم شده‌ام. امیدوارم که آن الگو بتواند به کشور ما خدمت کند و آن وزارت ایمان نتواند فقط منشأ ایده‌ها باشد، بلکه رؤسای جمهور و معاونان رئیس جمهور ما و مرا ببخشید، کنگره ما، آنها به کشیشان خود در زندگی خود نیاز دارند. آنها به کشیشان خود در زندگی خود نیاز دارند. منظورم این است که ما یک کشیش سنا داریم، درست است؟ ما یک کشیش داریم، اما این کافی نیست. منظورم این است که او نمی‌تواند از همه مراقبت کند. شما به کسی نیاز دارید که بتواند حقیقت را به شما بگوید. و کشیش شما کسی است که حقیقت را به شما خواهد گفت. شما به یک کشیش نیاز دارید. این واقعاً دعای من است. من صلیب خود را می‌کشم و از خدا می‌خواهم که لطفاً به رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور ما و همه کسانی که در قدرت هستند کمک کند تا موقعیت خطرناکی را که در آن قرار دارند، با داشتن این همه قدرت، تشخیص دهند. می‌دانید، آمریکا قبلاً در مورد نفوذ ما بسیار فروتن بود. و پدران بنیانگذار ما فضیلت را برای رهبری سیاسی کاملاً ضروری می‌دانستند. و ما این را البته از جورج واشنگتن گرفتیم که خود نمونه‌ای فوق‌العاده عالی از این بود. اما این ایده که ما اکنون امپراتوری جهان هستیم و مردم را پلیس می‌کنیم و در سراسر جهان درگیر درگیری‌ها می‌شویم و 200 پایگاه نظامی داریم. مرا ببخشید تاکر. این خیلی مغرورانه است. >> بله. این خیلی مغرورانه است و خیلی غم‌انگیز است و تمام بهانه‌های دنیا برای توجیه آن وجود دارد، اما هیچ چیز فروتنانه‌ای وجود ندارد و من اغلب یک انزواطلب نامیده می‌شوم زیرا این نظر را می‌گویم. من یک آمریکایی هستم و پدران بنیانگذار ما به این باور داشتند. اینگونه به جهان نگاه می‌کردند. آنها فکر نمی‌کردند آمریکا مسئول جهان باشد. این خیلی مغرورانه است. نمی‌توانم به شما بگویم. غرور در کتاب مقدس چگونه مورد بررسی قرار می‌گیرد و نتیجه آن چیست؟ شما این درس را می‌دانید، درسی برای رهبران سیاسی برای یادگیری آن. برای آنها بسیار دشوار است. یادگیری آن برای من چیز دیگری است. یادگیری آن برای شما چیز دیگری است. اما برای این افراد که در این نوع موقعیت قرار دارند، یادگیری آن بسیار سخت‌تر است. اجازه دهید چند مثال بزنم. ما نوع خاصی از قدیسان را در تاریخ کلیسا داریم که به آنها پادشاهان عادل می‌گویند. پادشاهان و ملکه‌های عادل. بنابراین آنها حاکمان سیاسی مقدس هستند. حال اجازه دهید همین ابتدا بگویم که تقریباً تمام حاکمان سیاسی در تاریخ مسیحیت وحشتناک بودند. >> متاسفم. من فقط >> نه، من باور دارم. من باور دارم >> تقریباً همه وحشتناک بودند. و بنابراین وقتی می‌گویم وقتی فهرستی را ذکر می‌کنم، اکنون چند قدیس را ذکر خواهم کرد. و سپس اجازه دهید آن را واجد شرایط کنم. بنابراین امپراتور کنستانتین قدیس کلیسا است. امپراتور تئودوسیوس کبیر. این حدود 379 است. او در واقع کنستانتین مسیحیت را قانونی کرد. تئودوسیوس مسیحیت را دین رسمی امپراتوری کرد. او کبیر نامیده می‌شود او پسر روحانی بود از سنت آمبروز میلان. داستان معروف که قدرت با کاهن مواجه شد وقتی او دستور قتل 7000 شهروند را از روی خشم در تسالونیکی یونان صادر کرد و آمبروز او را از اجتماع بیرون کرد و او عصبانی شد و به کلیسا رفت و آمبروز در را ملاقات کرد و او را به کلیسا راه نداد. این یک لحظه قطعی در تاریخ مسیحیت بود زیرا تا آن زمان هیچ کشیشی نمی‌توانست این کار را با یک امپراتور انجام دهد. او قدرتمند تلقی می‌شد اما او توبه کرد. او پذیرفت که وارد کلیسا نشود و از اجتماع بیرون گذاشته شود و توبه کرد و این رابطه جدیدی بین روحانیت در تاریخ مسیحیت و ساختار قدرت و سیاستمداران برقرار کرد که یک ساختار قدرت بسیار مهم است. روحانیت زندگی ابدی را اداره می‌کند. درست است؟ این مسئله‌ای از مراسم مقدس است و ما مراسم مقدس را به کسانی که بی‌احترامی می‌کنند و گناهان بزرگی مرتکب می‌شوند، نمی‌دهیم. انجام این کار وحشتناک خواهد بود و سنت آمبروز او را متوقف کرد. سنت ژوستینیان کبیر باورنکردنی وجود دارد. این او از 527 تا 565 حکومت کرد. مردی باورنکردنی، با استعداد باورنکردنی. او در واقع بخش‌هایی از آیین شرقی را نوشت، بخش‌هایی از آیین ارتدکس که هنوز می‌خوانیم از قلم اوست. سنت بوریس بلغارستان، این 800s، اوایل 800s، سنت ولادیمیر از سرزمین‌های اسلاوی، سنت استفان مجارستان، سنت آلفرد کبیر، که مرا ببخشید به عنوان یک انگلیسی، او بهترین است. او قطعاً بهترین است. می‌دانید، وینستون چرچیل یک بار پرسیده شد که او بزرگترین انگلیسی نامیده شد. و چرچیل او را متوقف کرد. او گفت: "نه، نه، نه. آلفرد بزرگترین انگلیسی است که تا به حال زندگی کرده است." و من 100٪ بله می‌گویم. سنت ادوارد معترف، درست است؟ این او در سال 1066 درگذشت. اینها همه قدیسان باورنکردنی هستند که در موقعیت‌های قدرت بودند. و یک مشترک بین همه آنها وجود دارد. همه آنها برنامه‌ها و سیاست‌های خود را به پدران روحانی خود تسلیم کردند. آنها به راهنمایی کلیسا احترام گذاشتند. آنها به کلام خدا احترام گذاشتند. و کشیشان و اسقفان مسئول موعظه کلام خدا هستند. و بسیار مهم است که باور داشته باشید که این شبکه ایمنی شما هنگام اعمال قدرت است. شما به این برکت نیاز دارید تا توسط آن نابود نشوید. >> بله. >> همانطور که بیشتر مردم بودند. و بنابراین داشتن آن نوع رابطه مهم است. و من می‌گویم اگر بتوانم آن را از قدرتی که قوه مجریه دارد به قدرت ارتش منتقل کنم، زیرا این دو در حال حاضر در کشور ما بسیار ترکیب شده‌اند و بزرگترین طرفداران یکدیگر هستند. ما همچنین در تاریخ کلیسا نوعی قدیس داریم که به آنها قدیسان نظامی می‌گویند. اینها مردانی هستند که کلیسا صلح‌طلب نیست. کلیسا هرگز صلح‌طلب نبوده است. ما استانداردهایی را برای استفاده صحیح از زور تعیین می‌کنیم. باید استفاده اخلاقی از زور باشد. و ما قدیسان باورنکردنی مانند سنت جورج، سنت تئودور داریم. اینها جنگجویان باورنکردنی هستند. ما لیست‌های کاملی از آنها داریم. منظورم این است که صدها قدیس نظامی وجود دارد. آنچه آنها مشترک دارند این است که آنها در یک ظرفیت نظامی، نه فقط با مهارت، بلکه با اخلاق، با فضیلت رفتار می‌کردند. و آن نوع مثال برای آمریکا هم در قوه مجریه در نقش رئیس جمهور یا پادشاه و هم در نقش اعمال کننده قدرت که ارتش ماست، بسیار بسیار مهم است. و وای، ما در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم. آیا می‌توانید فقط با پایان دادن به این موضوع، شما اغلب عبارت "دکترین جنگ عادلانه" را می‌شنوید، بدون اینکه شاید در جزئیات آن وارد شوید، اما به طور کلی‌تر به معنای عمل به عنوان یک مسیحی در جنگ چیست؟ این یک موضوع بسیار مهم است و کلیسا بیان کرده است که ما این کار را در پنج قرن اول به روشی بسیار پیچیده انجام دادیم، استانداردهایی برای برکت دادن. این بدان معناست که اگر ارتش اهداف خود را به گونه‌ای که در چشم کلیسا قابل احترام باشد، قابل احترام در چشم عیسی، دنبال نکند، آنها برکت نمی‌گیرند. و این همان چیزی شده است که ما آن را دگم جنگ قابل توجیه می‌نامیم. بنابراین ما سوابق مهمی داریم. اول، نمی‌تواند جنگ تهاجمی باشد. باید مسئله دفاع باشد. دوم، نمی‌تواند غیرنظامیان را درگیر کند. شما نمی‌توانید تمایز قائل نشوید. من این را امروز بسیار مرتبط می‌دانم. شما نمی‌توانید تمایز قائل شوید. شما نمی‌توانید بین رزمندگان و غیرنظامیان تمایز قائل نشوید. اکنون ما این را می‌دانیم و کل نابودی غزه که به طور کامل این هنجارها را از بالا به پایین نقض کرده است، به طور کامل آنها را نقض کرده است، اما همیشه آنها سعی می‌کنند راهی پیدا کنند، توجیه کنندگان آن قتل عام سعی می‌کنند راهی پیدا کنند تا بگویند به نحوی که نقض اصول جنگ قابل توجیه نبوده است زیرا آنها واقعاً مبارزان بودند. آنها به مبارزان پناه می‌دهند. تروریست‌ها. منظورم این است که قطعاً برخی به تروریست‌ها پناه می‌دادند، شکی نیست، اما این توجیهی برای ویران کردن غزه و رفتار با همه به گونه‌ای که گویی آنها رزمنده هستند، نیست. این در تاریخ مسیحیت کاملاً بی‌سابقه است. اکنون می‌دانید که یک کتاب باورنکردنی وجود دارد و من دوست دارم آن را به شما توصیه کنم. این کتاب از یکی از بزرگترین قدیسان قرن بیستم است. مردی که هم جنگ جهانی اول و هم جنگ جهانی دوم را پشت سر گذاشت، در واقع به دال فرستاده شد. نام او سنت نیکولای ولامیروویچ است. او یک اسقف راهب صرب و یک محقق باورنکردنی بود. او دو دکترا داشت، یکی از آکسفورد و دیگری از برن. او در جنگ جهانی اول و سپس دوباره در فاصله بین دو جنگ در کنفرانس‌های صلح و سپس در طول جنگ جهانی دوم موعظه کرد. او در تمام کلیساهای اروپا و آمریکا موعظه کرد. او یکی از مشهورترین روحانیون زنده بود. او آخرین 10 سال خود را متأسفانه به دلیل ایجاد یوگسلاوی پس از جنگ جهانی دوم و کمونیست‌ها، نتوانست به کشور خود بازگردد. بنابراین ما، همانطور که اغلب در آمریکا انجام می‌دهیم، او را در اینجا پذیرفتیم و او ما را دوست داشت. و او آخرین 10 سال خود را در پنسیلوانیا گذراند و در اطراف سفر کرد و موعظه کرد. او در هارلم موعظه کرد. او در کلیسای سنت جان در نیویورک موعظه کرد. در همه جای آمریکا موعظه کرد. او فردی باورنکردنی است. او کتابی به نام "جنگ و کتاب مقدس" نوشت. من آن را به خصوص عالی می‌دانم، نه فقط به این دلیل که او مردی فوق‌العاده مقدس و یک محقق باورنکردنی است، بلکه او همچنین فردی است که جنگ جهانی اول و دوم را پشت سر گذاشته و قادر به صحبت کردن است. او اساساً گفت که قرن بیستم پیروزی شیطان در غرب مسیحی بود و ما با رفتارمان از عیسی خواستیم که برود و او رفت. و من فکر می‌کنم بسیاری از آنچه که از اواخر دهه 1950 می‌بینیم، تجلی آن دوری است. فکر می‌کنم او درست می‌گوید. امیدوارم آنچه در حال حاضر اتفاق می‌افتد این است که ما از عیسی می‌خواهیم که برگردد. من می‌خواهم او برگردد و می‌خواهم او ما را ببخشد برای آنچه انجام داده‌ایم. مسیحیان در جنگ جهانی اول و دوم مسیحیان را می‌کشتند، قرن بیستم بزرگترین کشتار مردم در تاریخ نژاد بشر بود. و این عمدتاً توسط مسیحیان بر روی مسیحیان دیگر انجام شد. و من فکر می‌کنم خداوند رفت و من فکر می‌کنم سنت نیکولای درست می‌گوید. و او باز خواهد گشت زیرا او همه مردان را دوست دارد و او در تلاش است تا همه ما را بازخرید و نجات دهد. اما بیایید از او بخواهیم که برگردد. بیایید از او بخواهیم که برگردد و برای بازسازی درخواست کنیم. ما باید چاه‌ها را مانند ابراهیم در گذشته حفر کنیم. او تمام این چاه‌های باورنکردنی را حفر کرد و سپس دشمنان آنها را گرفتند و پر کردند و سپس پسرانش مجبور شدند برگردند و آنها را دوباره حفر کنند. و ما باید چاه‌های تاریخ باشکوه‌تر در ایالات متحده آمریکا را دوباره حفر کنیم، جایی که فروتن‌تر، منطقی‌تر و مسیحی‌تر بودیم. می‌دانید، گوش دادن به مونولوگ قبلی شما در مورد گریزناپذیری دین در هر فرهنگی. ملت ما، تاکر، برای 150 سال اول ملت ما بسیار راحت بود که خود را ملتی مسیحی بنامیم. مقامات رسمی، رؤسای جمهور، قضات دیوان عالی، ما برای مدت طولانی در اسناد دیوان عالی خود به عهد جدید اشاره می‌کردیم. بنابراین این ایده که به نحوی این هیولای سکولار که ما را زنده خورده و فرزندانمان را از طریق وحشت سقط جنین نابود کرده، خانواده‌های ما را با طلاق بدون تقصیر از بین برده و مردم ما را معتاد به فناوری و غمگین و اندوهگین کرده است که به نحوی این آمریکا است. من این را اصلاً قبول ندارم. >> موافقم. >> من می‌خواهم خداوند برگردد. من می‌خواهم دوباره همدیگر را دوست داشته باشیم و به یک آمریکا سنتی‌تر و فروتن‌تر تبدیل شویم. >> آمین. خب، این قطعاً دعای پرشور من در این مرحله است. پدر ترن، از اینکه تمام این وقت را صرف کردید و برای حکمت شما بسیار سپاسگزارم. قدردانی می‌کنم. >> خدا با شما باشد، برادر. >> آمین. و از اینکه همراه ما بودید متشکرم. چهارشنبه آینده باز خواهیم گشت. تا آن زمان.