Transcription
دیوید وستین: این هفته نامه وال استریت است. من دیوید وستین هستم و داستانهایی از سرمایهداری را برای شما میآورم. این هفته از دیترویت، زادگاه هنری فورد، جایی که برای دیدن مستقیم آنچه سیاستهای تجاری پرزیدنت ترامپ برای صنعت خودرو و بر آن انجام میدهد، سفر میکنیم، و برای گفتگو با مدیرعامل فورد، جیم فِلی، در مورد آنچه او اقتصاد ضروری مینامد که نیازمند توجه ماست. علاوه بر این، از استرالیا، داستان کشوری را برای شما میآوریم که در تلاش است تا گذار بزرگی از منابع طبیعی به نوآوری انجام دهد. و ما یک سری سه قسمتی را در مورد هوش مصنوعی کاربردی در دنیای واقعی آغاز میکنیم. ما هیجان پیرامون هوش مصنوعی و تقاضای عظیم برای سرمایه و قدرت را پوشش دادهایم. اما اکنون در حال حاضر در کجا به گونهای استفاده میشود که ممکن است هیجان را توجیه کند؟ ما ابتدا به مراقبتهای بهداشتی میپردازیم، جایی که هوش مصنوعی در حال حاضر به پزشکان ما در تشخیص و توسعه درمانهایی که در غیر این صورت ممکن بود فراتر از دسترس آنها باشد، کمک میکند. اما ما با بازار کار شروع میکنیم، جایی که دادههای نرم، فدرال رزرو را از کاهش نرخها بیشتر و سریعتر باز میدارد. استیو رتنر، رئیس و مدیرعامل ویلت ادوایزرز است، که پول شخصی و بشردوستانه مایکل بلومبرگ، بنیانگذار و سهامدار عمده ما را مدیریت میکند. استیو اقتصاد ایالات متحده را از نزدیک به عنوان یک سرمایهگذار تماشا کرده و چشمانداز خود را به ما ارائه داده است. استیو، بازار کار واقعاً در مرکز توجه قرار دارد. ما قبل از رسیدن به وضعیت اتحادیه کارگری، یک مشکل قبلی داریم، که اعداد و ارقام به دلیل تعطیلی دولت چیست؟ چرا دولت را تعطیل میکنیم؟ - چه استراتژی درستی باشد یا نباشد، نمیدانم. اما هدف مشروعی در آنچه دموکراتها سعی در انجام آن دارند، یعنی مراقبتهای بهداشتی، وجود دارد. آنچه بیشتر مردم درک نمیکنند این است که در ترامپ ۱.۰، ترامپ سعی کرد اوباماکر را آشکارا، به اصطلاح از در جلو، بکشد، و سپس جان مککین به طرز مشهوری به آن رای منفی داد. این بار، شما نشنیدهاید که آنها در مورد اوباماکر، یا ACA، یا هیچ یک از این موارد صحبت کنند، اما واقعیت این است که آنها سعی در از بین بردن مراقبتهای بهداشتی داشتهاند. چیزهای زیادی در لایحه بزرگ و زیبای یکپارچه وجود دارد، اما همچنین این بند وجود دارد که در پایان سال منقضی میشود و آنچه را که اعتبارات مالیاتی حق بیمه افزایش یافته نامیده میشود، به افرادی که کمتر از ۱۵۰,۰۰۰ دلار در سال درآمد دارند، و به ویژه کسانی که کمتر از ۶۵,۰۰۰ دلار در سال درآمد دارند، ارائه میدهد، که در پایان امسال منقضی خواهد شد. این امر باعث میشود میلیونها آمریکایی مراقبتهای بهداشتی خود را از دست بدهند و حق بیمه را برای ۲۰ میلیون آمریکایی که بیمه خود را در بورسها خریداری میکنند، ۱۸ درصد افزایش دهد. وستین: به محض اینکه میگویید، چیست؟ "اعتبارات مالیاتی حق بیمه افزایش یافته"، من را تا حدودی از دست میدهید. میدانید؟ چون هیچ کس نمیگوید، "آیا باید اوباماکر را کنار بگذاریم یا نه؟" - خب، این دقیقاً استراتژی آنهاست، و دموکراتها مدام میگویند این در مورد مراقبتهای بهداشتی است، اما من فکر نمیکنم آمریکایی متوسط واقعاً در مورد مراقبتهای بهداشتی درک کند. ۲۰ و چند میلیون، ۲۰، ۲۲ میلیون آمریکایی وجود دارند که بیمه خود را در بورسها خریداری میکنند. شرکتهای بیمه قبلاً درخواست حق بیمه برای سال آینده را ثبت کردهاند. آنها باید تا اول اکتبر این کار را انجام دهند. و آنها به طور متوسط ۱۸ درصد افزایش حق بیمه را برای افرادی که آن بیمه را خریداری میکنند، درخواست میکنند، زیرا انتظار دارند بسیاری از افراد به دلیل از دست دادن این اعتبارات که آنها افزایش دادهاند، انصراف دهند. بنابراین مردم اکنون این را خواهند فهمید. اکنون، شما به یاد دارید که کاهش مدیکید تا بعد از انتخابات میاندورهای اعمال نمیشود. این اکنون اعمال میشود. و بنابراین مردم ممکن است امروز آن را درک نکنند و به همین دلیل از دموکراتها حمایت کنند، اما تا پایان امسال، آنها خواهند فهمید که این همه به چه معناست. وستین: بنابراین بیایید به سوال بازار کار به طور کلی بپردازیم. شما این را از نزدیک دنبال میکنید. کجاست؟ آیا به اندازه برخی افراد که فکر میکنند در حال حاضر نرم است؟ - این همان چیزی است که مردم آن را بازار کار "بدون استخدام، بدون اخراج" مینامند. این نوعی یخزده است. ما در اعداد ADP این هفته دیدیم، که یکی از شاخصهاست، آنها فقط سمت خصوصی بازار را به شما نشان میدهند، اما آنها... آنها... آنها اعداد پیچیدهای هستند و دلیلی برای تردید در آنها وجود ندارد، که استخدام واقعاً، واقعاً... اکنون، من فکر میکنم به دو دلیل. یکی عدم قطعیت در مورد اقتصاد، و تعرفهها، و همه چیزهایی که مدت طولانی در مورد آنها صحبت کردهایم. و دیگری به طور بالقوه هوش مصنوعی است. ما میدانیم که هوش مصنوعی تأثیر عمدهای خواهد داشت. شما داگ مکمیلون از والمارت را این هفته دیدید، به عنوان مثال. او به طور خصوصی به افرادی گفته است که فکر میکند از ۲.۱ یا ۲.۲ میلیون نفر، ممکن است یک میلیون نفر در پنج سال آینده کار کنند یا چیزی شبیه به آن. این تأثیر عمدهای بر کشور ما خواهد داشت، در نهایت، من فکر میکنم، به نفع بهتر، اما با اختلالات فراوان در طول راه. و من فکر میکنم ما شروع به دیدن آن نشانهها کردهایم. وستین: اگر بازارهای کار با هر سرعتی کند شوند، این به فدرال رزرو چه میگوید؟ زیرا با توجه به دلایلی که کند میشوند، آیا نرخهای بهره کوتاهمدت تأثیری بر آن دارند؟ - خب، در تئوری، دارند. مدتی طول میکشد. این مستقیمترین سازوکار انتقال نیست. اما بدیهی است که اگر هزینه سرمایه را کاهش دهید، کسب و کار بیرون میرود و بیشتر وام میگیرد، بیشتر خرج میکند. این برای بازار سهام خوب است، همانطور که دیدهایم. این یک اثر ثروت ایجاد میکند. افرادی که سهام دارند بیشتر خرج میکنند. و این تمام جوهر سیاست پولی است. اما آنچه من فکر میکردم از من بپرسید، اگر اشکالی ندارد که بگویم، این است که، همانطور که پاول در آخرین کنفرانس مطبوعاتی خود گفت، مشکلی که او در حال حاضر دارد این است که او باید نگران هر دو طرف دستور کار خود باشد. معمولاً، او باید نگران بیکاری یا تورم باشد. در حال حاضر، او باید نگران هر دو باشد. ما هنوز واقعاً در رکود تورمی نیستیم، اما در هر دو طرف دستور کار، قطعاتی از آن را داریم. من فکر میکنم چیزی که ممکن است در همه اینها پنهان شده باشد، دوباره، هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی پتانسیل را دارد. و ترامپ، البته، هیچ کاری برای تقویت هوش مصنوعی، به ویژه، جز انجام کنفرانسهای مطبوعاتی زیاد با سم آلتمن و غیره انجام نداد. اما هوش مصنوعی پتانسیل تغییر بازی را دارد. اگر بتوانیم نرخ بهرهوری خود را نیم درصد یا یک درصد افزایش دهیم، تأثیر چشمگیری بر رشد خواهد داشت. این امکان رشد بیشتر را بدون تورم بیشتر فراهم میکند. من فکر میکنم اگر فدرال رزرو آنچه را که ترامپ و میرون میخواهند دنبال کند و نرخ بهره را ۲۰۰ واحد پایه کاهش دهد، مقدار قابل توجهی تورم خواهید دید. و در حال حاضر، همانطور که هر دو میدانیم، حتی ۲ درصد هم نیستیم. وستین: پرزیدنت ترامپ با وعده کمک به صنعتی که شما به خوبی میشناسید، به قدرت رسید. شما به بازسازی آن تحت ریاست جمهوری اوباما، صنعت خودرو، کمک کردید. اثر خالص سیاستهای مختلف چه بوده است؟ - من فکر میکنم اگر با مدیران خودرو صحبت کنید، و برخی از آنها این را کم و بیش علنی گفتهاند، برخی آن را خصوصیتر گفتهاند، من فکر نمیکنم واقعاً چیز خوبی از این حاصل شده باشد. و بازار سهام، اگر به قیمت سهام نگاه کنید، با آن موافق است، چیز خوبی از این برای صنعت خودرو حاصل شده است. من فکر میکنم مری بارا از جنرال موتورز در مورد چالشهایی که برای آنها ایجاد میکند، نسبتاً صادق بوده است. همانطور که جیم فِلی از فورد اشاره کرده است، جنرال موتورز خودروهای بیشتری را از مکزیک و کانادا وارد میکند تا فورد، بنابراین این برای آنها یک مشکل است. مالیات واردات بر قطعات خودرو یک مشکل بزرگ برای آنهاست. اما همچنین این سیاستهای توقف-شروع برقیسازی، و استانداردهای CAFE، و غیره. جایی که شما از یک دولت به دولت دیگر میروید، و شما سعی در ایجاد برنامههای سرمایهگذاری پنج ساله و برنامههای محصول دارید، و سپس ناگهان یک چرخش در سیاستها رخ میدهد. این برای آنها خوب نیست. وستین: شما اشاره کردید که واقعاً قابل توجه است. از یک طرف، انقضای اعتبارات مالیاتی خودروهای برقی در این هفته. از طرف دیگر، استانداردهای CAFE. بنابراین این تا حدودی از یک طرف میدهد و از طرف دیگر میگیرد. بنابراین خالص، آیا این به صنعت خودرو کمک خواهد کرد؟ - خب، اما این دو کار باعث میشود، بدون هیچ قصد و غرضی، صنعت خودرو از تولید خودروهای کوچک برقی یا بسیار کممصرف، به تولید خودروهای بزرگتر با مصرف سوخت کمتر سوق داده شود. بنابراین آنها باید تمام برنامههای تولید خود را دوباره تنظیم و سازماندهی کنند. و مطمئناً، شاید اگر آن سیاستها برای همیشه در جای خود باقی بمانند، برای آنها خوب باشد. خودروهای بزرگتر تمایل به حاشیه سود بالاتری دارند. رقابت با خودروهای خارجی که... جایی که آنها میتوانند خودروهای کوچکتر را با کارایی بیشتری بسازند، و غیره و غیره، برای ما آسانتر است. اما ما ممکن است... ما سه سال دیگر رئیس جمهور دیگری خواهیم داشت، و این ممکن است دوباره تغییر کند. و بنابراین برای شکوفایی و سرمایهداری آمریکایی داشتن این نوع سیاستهای توقف-شروع واقعاً عالی نیست. من فکر میکنم دولت نقش مهمی در سیاست دارد که در آن... آنچه آنها "عوامل خارجی" مینامند، جایی که اثراتی از آنچه یک عامل خصوصی انجام میدهد وجود دارد که در سازوکار قیمت در بازار جذب نمیشود. و انتشار و آب و هوا بهترین مثال از آن است. که اگر فقط به شرکتهای خودرو اجازه دهید هر آنچه را که میخواهند بسازند، شما استانداردهای CAFE نداشتید، شما اعتبارات مالیاتی خودروهای برقی و غیره را نداشتید، ما خودروهای آلاینده بزرگتری خواهیم داشت. اما اگر من خدا بودم، این کار را خیلی متفاوت انجام میدادم. من آن را با استفاده از سیستم مالیاتی، مالیات بزرگ بر بنزین، چیزهایی از این قبیل، برای تشویق مردم و شرکتها به حرکت در جهت درست انجام میدادم. نه این نوع سیاستهای نظارتی بسیار دستکاری شده، پیچیده، دائماً در حال تغییر. چرا ما این کار را اینطور انجام میدهیم؟ چون مصرفکنندگان آن را نمیبینند. آنها هزینههای استانداردهای CAFE را نمیبینند. این بخشی از فرهنگ آمریکایی نیست. وستین: برای بازگشت به ابتدا، این سیاستها و تغییرات سیاستی برای اشتغال در صنعت خودرو، از جمله مشاغل قطعهسازی، چه معنایی دارد؟ - خب، بیایید فقط عقب بایستیم. من فکر میکنم نه فقط سیاستها، بلکه صنعت خودرو، و من مدتی را در صنعت خودرو گذراندهام، صنعت خودرو چالشهای بسیار قابل توجهی دارد. وقتی به آنچه چینیها انجام میدهند نگاه میکنید، و بله، ما تعرفههای عظیمی بر خودروهای آنها داریم، بنابراین آنها در حال حاضر به اینجا نمیآیند، اما وقتی به آنچه قادر به انجام آن هستند و قیمتهایی که قادر به تولید و فروش خودرو با کارایی هستند، و چقدر خودروها خوب شدهاند، نگاه میکنید، آنها مدت طولانی نمیدانستند چگونه خودرو بسازند. ما به نوعی به آنها یاد دادیم چگونه خودرو بسازند. با نرخ دستمزدی که ما میپردازیم، با ساختار هزینه دیگری که در این کشور داریم، بسیار... بسیار دشوار خواهد بود... رقابت در یک زمین بازی کاملاً برابر برای ما بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین سوال این است که، اگر بخواهید، چقدر حمایتگرایی را میخواهیم به صنعت خودروی خود بدهیم، چون فکر میکنیم داشتن یک صنعت خودرو مهم است؟ وستین: اگر با مدیران خودرو صحبت کنید، همانطور که میدانم شما این کار را میکنید، آنها میگویند که زمین بازی کاملاً برابر نیست. آیا میتوانیم چین را از نظر نوآوری شکست دهیم تا بتوانیم بر هرگونه یارانه ارائه شده غلبه کنیم؟ - من فکر میکنم حتی اگر یارانهها را ارائه دهیم، فکر میکنم متوجه خواهید شد که چینیها میتوانند خودروهای بهتر و ارزانتری نسبت به ما تولید کنند. من فکر میکنم نوآوری آنها استثنایی است. من فکر میکنم هزینه تولید آنها استثنایی است. وستین: یکی از مزایای چین، بازار داخلی بسیار بزرگ آن است. آیا ما در حال مشاهده یک تغییر دوران، در واقع، از جهانی هستیم که در آن ایالات متحده واقعاً رهبر تولید خودرو بود به جهانی که در آن نخواهیم بود؟ ما معادل اروپا خواهیم بود. - خب، من فکر میکنم ما در جایی بین این دو خواهیم بود. من فکر میکنم صنعت خودروی اروپا با مشکلات فراوان و فراوانی روبرو بوده است. و تا جایی که موفق بودهاند، عمدتاً خودروهای لوکس آلمانی بودهاند که به طور طعنهآمیزی به چین صادر میشوند. اما، بله، نگاه کنید، چین همانطور که میگویید، ۱.۳ میلیارد نفر جمعیت دارد، و آنها به طور فزایندهای مرفه هستند و قادر به خرید خودرو هستند. میدانید، بیش از ۵۰ درصد خودروهای فروخته شده در چین اکنون خودروهای برقی هستند. آنها در دنیای کاملاً متفاوتی نسبت به ما در گذار از موتورهای احتراق داخلی به سمت برقیسازی قرار دارند. وستین: در ادامه، ما بحث در مورد چگونگی وضعیت صنعت خودرو و آنچه برای اطمینان از استحکام صنایعی مانند آن که چیزها را میسازند، لازم است را ادامه میدهیم. با جیم فِلی، رئیس و مدیرعامل شرکت فورد موتور. این داستانی درباره اقتصاد ضروری است. این همان چیزی است که مدیرعامل فورد، جیم فِلی، بخش بازار ایالات متحده را مینامد که در آن چیزها ساخته، جابجا یا تعمیر میشوند. این هفته، او مجموعهای از جلسات را در ایستگاه راهآهن مرکزی میشیگان بازسازی شده در دیترویت برگزار کرد، و ما برای شنیدن مستقیم از او در مورد آنچه باید انجام شود، به آنجا سفر کردیم. - ۹۵ میلیون نفر، بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی ما، که اساساً چیزها را میسازند. به کارگران کارخانه، کارگران ساختمانی فکر کنید. افرادی که چیزها را جابجا میکنند، کارگران راهآهن، رانندگان کامیون. و افرادی که چیزها را تعمیر میکنند. به لولهکشها، برقکارها، مکانیکهای خودروی خود فکر کنید. این اقتصاد است. این عظیم است، و ما امروز حدود یک میلیون کمبود نیروی کار داریم. وستین: چه اتفاقی در آنجا میافتد؟ چرا ما این تعداد نیروی کار ضروری را کم داریم؟ - این ترکیبی از چیزهاست، دیوید، اما من فکر میکنم بزرگترین چیز این است که پرستیژ اجتماعی این مشاغل از والدین و پدربزرگ و مادربزرگهای ما تغییر کرده است. میدانید، همه میخواهند مدرک چهار ساله بگیرند، و سپس میخواهند وارد نیروی کار اداری شوند. پدربزرگ من به من گفت. او یک کارگر کارخانه بود. "هی، جیم، من نمیخواهم مجبور باشی اینقدر سخت کار کنی." "برو دانشگاه." و طنز طنز این است که ما همه این مراکز داده را داریم، همه این فناوری جدید را برای راهاندازی داریم. هنوز هم به برقکارها، کارگران ساختمانی نیاز دارد، میدانید، و ما این کمبود عظیم را داریم. دومین چیز این است که کشور ما واقعاً از سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی، حمایت کالجهای محلی برای این نوع مشاغل عقبنشینی کرده است. دیگر در دبیرستانها برنامههای فنی حرفهای وجود ندارد. این استثنا است، نه قاعده دیگر. من فکر میکنم آخرین چیز، مجوز دادن به تمام الزامات نظارتی برای این مشاغل واقعاً دشوار است، به ویژه برای مشاغل کوچک. و این فقط این مشاغل را سخت و پیچیده میکند. وستین: هوش مصنوعی چگونه با اقتصاد ضروری ارتباط دارد؟ - خب، امیدوارم که کمک کننده باشد، اما گفتن آن امروز دشوار است. ما بادهای موافق زیادی برای اقتصاد ضروری هوش مصنوعی خواهیم داشت. برای مثال، ما باید همه این مراکز داده، تمام خطوط انتقال را بسازیم. این به لولهکشها، میدانید، برقکارها، بسیاری از افراد فنی برای انجام همه اینها، کارگران ساختمانی نیاز دارد. اما از سوی دیگر، در ۲۰ سال گذشته، بهرهوری اقتصاد ضروری در واقع کاهش یافته است، در حالی که بهرهوری کار اداری ۲۰ یا ۳۰ درصد افزایش یافته است. این مانند، برای کارگر ضروری متوسط، حدود ۳۰,۰۰۰ دلار در سال است. بنابراین ما سابقه خوبی در اینجا در استفاده از فناوری جدید مانند هوش مصنوعی برای افزایش بهرهوری این مشاغل نداریم. میدانید، اتوماسیون، چیزهایی از این قبیل، آن نوآوریها واقعاً مشاغل را از بازار کار و از اقتصاد ضروری خارج کردند. من فکر میکنم ما باید فناوری را از طریق لنز این مشاغل حیاتی بچرخانیم تا برعکس باشد. وستین: دولت نقش مرکزی در بازگرداندن اقتصاد ضروری ایفا میکند، با پرزیدنت ترامپ که بر تولید و نیاز به مدارس فنی حرفهای تأکید میکند. اما فِلی هنوز نتایج واقعی را ندیده است، از جمله با آن تعرفههای خودرو. - هنوز زود است که بگوییم. من اعلامیههای کارخانه جدید زیادی از رقبای من که واردات میکنند، ندیدهام. میدانید، بازار ما ۵۰ درصد واردات است. بنابراین آنچه من به دنبال آن بودم این بود که چه تعداد از آن وسایل نقلیه وارداتی اکنون در ایالات متحده ساخته میشوند. ما اعلامیههای زیادی ندیدهایم. آنچه تغییر نکرده است، تعهد فورد به ایالات متحده است. ما ۸۰ درصد از وسایل نقلیه خود را در اینجا میسازیم. ما بزرگترین کارفرما، کارگران UAW، و بزرگترین صادرکننده از ایالات متحده هستیم. من میگویم هنوز زود است که بگوییم. اما من لحن در بالاترین سطح در واشنگتن را بسیار متفکرانه در مورد تعرفههای قطعات میبینم، که بیش از ۲۰ درصد از سود ما، از سود ما، بر روی این تعرفههای قطعات از دست میرود. بنابراین، بله، ما در ایالات متحده تولید میکنیم، اما قطعات را از سراسر جهان وارد میکنیم. زیرا برخی از آنها، مانند دستههای سیم، حتی در ایالات متحده قابل خرید نیستند. تعرفهها بر آن قطعات، شاید ۲۰ درصد از F-150 شما، ۲۰ درصد از سود ما را از بین میبرد. و من لحن در بالاترین سطح در واشنگتن را میبینم که آنها با دقت بسیار زیادی به ما گوش میدهند، زیرا آنها در بلندمدت میدانند که ۲۲ میلیارد دلار باد مخالف برای ما برای ایالات متحده خوب نخواهد بود. به خصوص برای شرکتی مانند فورد. من نمیدانم چه خواهند کرد. اما، پسر، ما گفتگوهای زیادی با بازرگانی و رئیس جمهور در این مورد داشتهایم. و من همچنان بسیار خوشبین هستم که آنها تنظیمات درستی را انجام خواهند داد. اگر آنها تنظیمات درستی را در مورد تعرفهها با قانون EPA، برخی از تغییرات مالیاتی، مانند PTC، انجام دهند، فکر میکنم در سالهای آینده شاهد صنعت قویتری در ایالات متحده خواهیم بود. و من مطمئناً امیدوارم که اینطور باشد. وستین: وقتی سال گذشته با فِلی صحبت کردیم، قبل از انتخابات پرزیدنت ترامپ، صنعت خودرو برای رسیدن به اهداف دولتی برای خودروهای برقی سخت کار میکرد و سرمایهگذاری میکرد. از آن زمان، سیاست خودروهای برقی زیر و رو شده است و زندگی خودروسازان را به طور چشمگیری پیچیدهتر کرده است. راجر پنسکه، بنیانگذار شرکت پنسکه و صاحب ایندیکار، میگوید که این نتیجه نادیده گرفتن خواستههای مشتری است. - هیچ کس از مشتری نپرسید که چه میخواهد، اولاً، و دوم، ما زیرساخت لازم را نداشتیم و انتظار برد کافی وجود نداشت. بنابراین همه چیز با هم جمع شد، آنها خودروهای برقی را با حمایت دولتی فروختند. ۷,۵۰۰ دلار در حال از بین رفتن است. وقتی به آن فکر میکنید، این ۵۰ میلیارد دلاری است که دولت قادر خواهد بود، امیدوارم، به چیزی که برای اقتصاد ما بهتر است، و برای کشور بهتر است، اختصاص دهد. اما من میگویم آنها در حال گذراندن یک گذار هستند. همه آنها گفتهاند، مری بارا گفته است، میدانید، فِلی گفته است، آنها در حال حرکت به سمت خودروهای برقی ارزانتر هستند. وستین: شما در فورد، مانند سایر خودروسازان، تعهدات سرمایهگذاری سرمایهای زیادی برای آینده خودروهای برقی انجام دادهاید. آن سرمایهگذاریها اکنون چه میشوند؟ - این یک سوال مهم برای کشور ما است. اول از همه، فورد هرگز در مورد فورد کاملاً برقی صحبت نکرد. ما همیشه "انتخاب مشتری" را گفتیم. ما هیبریدی، F-150، پرفروشترین خودرو در ایالات متحده را داریم. تقریباً یک سوم اکنون هیبریدی است. بنابراین ما هرگز تمام تخممرغهای خود را در سبد برقیسازی قرار ندادیم. و ما اولین حرکتکننده بودیم. من فکر میکنم سه سال است که ما دومین رتبه را بعد از تسلا داریم. اما این بزرگترین سوال بعدی است. فورد چگونه داراییهای خود را از حرکت به سمت عملیات باتری در مقیاس بزرگ تنظیم میکند؟ ما سه کارخانه باتری در کنتاکی و تنسی، یکی دیگر در اینجا در میشیگان، و مارشال داریم. بنابراین چهار به علاوه دو کارخانه مونتاژ اختصاص داده شده به خودروهای برقی. میدانید، با آن داراییها چه کار کنیم؟ من وارد جزئیات نمیشوم، اما تنها چیزی که میگویم این است که آنها بهترین کارخانههایی هستند که تا به حال ساختهایم. ما آنها را انعطافپذیر طراحی کردهایم و تصمیم درست را برای شرکت خواهیم گرفت. ما اجازه نخواهیم داد که اینها تعطیل شوند. و ما در ماهها و سالهای آینده با این تغییر، تصمیمات بیشتری در مورد آن کارخانههای باتری و کارخانههای مونتاژ داریم. زیرا یک سال پیش، مشتری را آنطور که امروز میبینیم، نمیدیدیم. و پسر، ما شاهد خرید خودروهای هیبریدی و راهحلهای نیمه برقی توسط مشتریان هستیم. بنابراین آمریکا بیشتر به سمت پیشرانههای با ردپای کربن کم حرکت میکند، اما آنها خودروهای کاملاً برقی را به هیچ وجه که فکر میکردیم، نمیپذیرند. وستین: وقتی در مورد برخی از سیاستهای واشنگتن صحبت میکنید، از یک طرف، همانطور که اشاره کردید، اعتبار ۷,۵۰۰ دلاری است که این هفته از بین میرود. از طرف دیگر، شما CAFE را دارید. بنابراین در این مورد، دادن و گرفتنهایی وجود دارد. این همه برای شرکت فورد موتور چگونه است؟ - خب، اساساً این لحظه ناخوشایند را تسریع میکند. ۷,۵۰۰ دلار، که میتواند تا ۲۰ تا ۳۰ درصد قیمت خرید باشد، از بین رفته است. این خودروهای برقی را بسیار گرانتر میکند. اما به فورد به عنوان یک شرکت جهانی فکر کنید. ما فقط آمریکاییترین شرکت نیستیم. ما در سراسر جهان رقابت میکنیم. و در چین، ۵۰ درصد خودروها برقی هستند. در اروپا، ۳۰ درصد است. بنابراین ما باید سیستم صنعتی خود را برای رقابت نه تنها در ۴ یا ۵ درصد اینجا در آمریکا، با شاید ترکیب بالاتری از خودروهای هیبریدی یا EREV، بلکه در چین، یا بقیه جهان، راهاندازی کنیم، ما هنوز باید این آینده خودروهای برقی را سودآور کنیم. برای انجام این کار، چهار سال پیش شرط بزرگی بستیم. ما آن را در خفا انجام دادیم. ما با گروه کوچکی از افراد در ساحل غربی به نتیجه رسیدیم. و ما روش ساخت و طراحی خودرو را بازطراحی کردیم. ما آن را خودروی برقی جهانی نامیدیم. این نوعی لحظه مدل T برای شرکت است. آن خودرو حدود یک سال و نیم دیگر عرضه خواهد شد. این راه ما برای رقابت با هزینه BYD است. آنها ۲۰ سال است که در این زمینه فعالیت میکنند. این بازارها خارج از ایالات متحده عظیم هستند. ما هنوز باید در سطح جهانی موفق باشیم. ما نمیتوانیم فقط یک دیوار بزرگ در اطراف ایالات متحده بکشیم و بگوییم فورد موتور شرکت این است. وستین: موضوع دیگری که سال گذشته در مورد آن بحث کردیم، چین و آنچه در حال وقوع است. یک سال به جلو بیاورید. مثلاً با BYD چه خبر است؟ - بله، منظورم این است که یک سال پیش، تسلا بزرگترین فروشنده خودروهای برقی در سطح جهانی بود. و فولکس واگن برترین برند در چین بود. بزرگترین بازار جهان تقریباً ۲۷ میلیون است. ایالات متحده ۱۶ میلیون، شاید، در یک روز خوب. تصور کنید چقدر بزرگ است. دو برابر نیست، اما بازار بزرگی است. اکنون BYD نه تنها فولکس واگن را پشت سر گذاشته است، بلکه یک سال بعد، بزرگترین بازیکن برقی در جهان است. شرکت بسیار قدرتمند، یکپارچه عمودی، مانند هنری فورد در دهه ۳۰. ما بسیار فروتن هستیم، اما در عین حال، فورد پلتفرم برقی جهانی خود را برای ساخت در لوئیزویل، کنتاکی اعلام کرده است. و ما فکر میکنیم که اساساً با BYD ساخته شده در مکزیک برابر است، زیرا ما نوآوری را به آن اضافه کردهایم. بنابراین بسیاری چیزها تغییر کرده است. و ما دیدهایم که اروپا واقعاً میدان نبرد برای... جهانی برای چینیها بوده است. اکنون به نظر میرسد این ماه، شرط میبندم که چینیها نزدیک به ۱۰ درصد از بازار خودروهای برقی اروپا را به خود اختصاص خواهند داد. بسیاری از برندها یک سال پیش حتی در دسترس نبودند. MG، Geely، و غیره. اکنون آنها مانند BYD در اروپا بسیار موفق هستند. این واقعاً یک لحظه، یک لحظه گذار برای صنعت ما است، که زمانی همه در مورد کره جنوبی یا ژاپن صحبت میکردند. از دیدگاه من به عنوان یک مدیر عامل، چین جایی است که مناسبترین سیستمهای صنعتی در حال ایجاد شدن هستند، نه فقط برای خودروهای برقی، بلکه برای خودروهای احتراق داخلی. و بدون پروژههایی مانند UEV، شرکتها در معرض تهدید وجودی قرار خواهند گرفت. وستین: شما در خط مقدم بودید که تولیدکنندگان ژاپنی سهم بازار را از ایالات متحده ربودند. اما با آوردن آن به امروز، یک ساختار اقتصادی متفاوت در چین وجود دارد که شامل یارانهها میشود. - بله، همینطور است. وستین: آیا صنعت خودروی آمریکا میتواند با آن یارانهها رقابت کند، از آن یارانهها نوآوری کند؟ - دادن پاسخ به این سوال در حال حاضر بسیار دشوار است. من فکر میکنم برای پاسخ به سوال شما خیلی زود است، زیرا ما فقط در دور دوم این خودروهای کاملاً برقی هستیم، و چرخه نوآوری بسیار سریع است. ممکن است در یک یا دو سال آینده در مورد فناوری باتری کاملاً جدیدی صحبت کنیم که میتواند آن معادله را تغییر دهد. اما من در این مرحله میگویم، آنها پیشتاز بزرگی دارند. وقتی به BYD نگاه میکنید، ما فکر میکنیم به طور متوسط، چهار تا پنج هزار دلار در هر خودرو از حمایت مستقیم دولت چین که به اروپا، و نیو مکزیکو، و جاهای دیگر صادر میشود. آیا میتوانیم آن را جبران کنیم؟ به علاوه مقیاس آنها، مقیاس صنعتی آنها، که ده برابر بزرگتر از ایالات متحده است؟ من میگویم در این مرحله بسیار دشوار است. من به شما میگویم، سطح ریسکی که ما مجبور شدهایم در UEV، در سمت اجرا، ریختهگریهای واحد بزرگ، ساخت خودرو به روشی که قبلاً هرگز نساختهایم، متحمل شویم، این یک پروژه تضمین شده نیست. همه اینها همانطور که فکر میکردیم، کنار هم قرار خواهند گرفت. و بنابراین ما فکر میکنیم که در حال حاضر با آنها برابر هستیم، اما سرعت نوآوری که میبینیم برای من بسیار فروتنانه است. حتی اگر امروز یک پلتفرم پایدار از نظر هزینه داشته باشیم، آیا آن پلتفرم در پنج سال آینده رقابتی خواهد بود؟ وقتی فناوری باتری یک چرخه کامل نوآوری دیگر را طی کند؟ گفتن آن سخت است. من به سال ۲۰۳۲ فکر میکنم. برای پاسخ به سوال شما، من آنجا هستم. من باید اکنون آن انتخابهای سرمایهای را برای سال ۲۰۳۲ انجام دهم. برای پاسخ به سوال شما در حال حاضر، من فکر میکنم شانسی وجود دارد. اما بدون حمایت عظیم، جایی که بیشتر یک زمین بازی برابر است، که در اروپا اینطور نیست، فکر میکنم واقعاً دشوار خواهد بود. شاید سختترین نبرد دوران حرفهای من. وستین: در ادامه، اقتصاد استرالیا برای سه دهه توسط منابع طبیعی غنی آن تغذیه شده است. ما به پایین سفر میکنیم تا مستقیماً تلاشهای آن را برای تنوع بخشیدن به حوزههای رشد جدید و پیشرفتهتر ببینیم. این داستانی درباره نیاز به خوب بودن و همچنین خوششانس بودن است. استرالیا در منابع طبیعی که رشد بیوقفه آن را برای سه دهه هدایت کردهاند، خوششانس بوده است. اما اکنون برای حفظ آن رشد، نیاز به خوب بودن در نوآوری و سرمایهگذاری دارد، همانطور که همکار ما هایدی استراود-وات از سیدنی گزارش میدهد. - استرالیا مدتهاست که به عنوان کشور خوششانس، سرزمینی از آفتاب، موجسواری و منابع فراوان شناخته شده است. با این حال، برای کسانی که به دنبال هدایت آینده آن هستند، یافتن ثروت دشوارتر بوده است. - ما اکنون خود را در مکانی مییابیم که اساساً هیچ سرمایه رشدی در استرالیا وجود ندارد. آخرین دور ما، که یک سری B رکورد جهانی بود، ۸۰ درصد از وجوه ورودی سرمایهگذاری مستقیم خارجی بود. تنها سه نفر از ۲۰ سرمایهگذار که به ما پیوستند، از استرالیا بودند. بنابراین ما موظفیم به بیرون نگاه کنیم. این عدم آشنایی است. - مایکل بیرچوک بنیانگذار و مدیرعامل Q-Control، یک استارتاپ فناوری کوانتومی مستقر در سیدنی است. - این مربوط به وفاداری به استرالیا یا بیوفایی نیست، بلکه مربوط به فرصت اقتصادی است. ایالات متحده و بریتانیا در حال حاضر سرمایهگذاریهای عظیمی از بخش دولتی و البته بخش خصوصی، در پیشبرد این فناوری برای قابلیت حاکمیتی انجام میدهند. استرالیا هنوز این کار را نکرده است، و ما مشتاقانه منتظر چنین سرمایهگذاری در آینده هستیم. این یک نقشه واقعی از دادههای هواپیماهای تجاری است. در Q-Control ما بر این حوزه جدید فناوری کوانتومی تمرکز میکنیم. و تخصص ما ساخت انواع جدیدی از هوش مصنوعی است که این حوزه فناوری نوظهور را برای کاربردهای نهایی مفید میسازد. یکی از حوزههای اصلی که در آن سرمایهگذاری کردهایم، کمک به ناوبری در مواقعی است که GPS وجود ندارد. اکنون روزانه، GPS به طور کامل زندگی ما را اداره میکند. متأسفانه، قابلیت اطمینان GPS در سال گذشته به شدت کاهش یافته است. از مارس ۲۰۲۴، ما شاهد اختلال در تقریباً هزار پرواز تجاری در روز به دلیل اختلال عمدی GPS بودهایم. این به یک تهدید بزرگ تبدیل شده است، و این فقط در هوانوردی تجاری نیست. دفاع دقیقاً با چالشهای مشابهی روبرو است. ما تلاش کردیم تا از طریق کار خود در سنجش کوانتومی این مشکل را حل کنیم، و ما یک فناوری جدید ساختیم که به ما امکان میدهد بدون GPS ناوبری کنیم. - این کسب و کار فردا است، از نوعی که بسیاری معتقدند باید نقش بسیار بزرگتری در شکل دادن به اقتصاد فردا استرالیا ایفا کند. - خب، ما در معرض خطر عقب افتادن هستیم. منظورم این است که شکی در آن نیست. شما باید در جلوی بسته بمانید. و برای انجام این کار، شما باید، میدانید، باید نوآوری کنید، باید هر روز بپرسید، آیا سیاستهای ما کار میکنند؟ رضایت در سیاست و دولت، مانند کسب و کار، کشنده است. - اما قبل از بررسی اقتصاد فردا استرالیا، ارزش توضیح اقتصاد امروز را دارد. در سال ۱۹۶۴ بود که دونالد هورن، نویسنده، به طرز مشهوری استرالیا را هدف قرار داد و آن را کشوری خوششانس خواند که عمدتاً توسط افراد درجه دوم اداره میشود که در شانس آن شریک هستند. این ضربهای به رضایت آن بود، کشوری که ثروت آن، به گفته او، نه از نوآوری یا نبوغ، بلکه از منابع طبیعی فراوان آن ناشی میشد. سنگ آهن، زغال سنگ، طلا، لیست ادامه دارد. - شکی نیست که اقتصاد پایه نسبتاً باریکی دارد. - جنیفر وستاکوت، مشاور ارشد KPMG و مدیرعامل سابق شورای کسب و کار استرالیا است. او میگوید که اگرچه اقتصاد این کشور ممکن است به شدت متنوع نباشد، اما تاکنون بسیار سودآور بوده است. - من فکر میکنم اقتصاد هنوز پایههای فوقالعادهای در معدن و منابع دارد، و هنوز راه طولانی و طولانی در منابع وجود دارد. - استرالیا از نظر ثروت سرانه در رتبه دوم جهان قرار دارد، اما پایه باریک آن شکنندگی را نشان میدهد. انتظار میرود درآمد کالاها امسال به ۲۷۱ میلیارد دلار آمریکا، حدود ۳۸۵ میلیارد دلار استرالیا کاهش یابد و در دو سال آینده به دلیل کاهش قیمتها و اقتصاد جهانی نامشخص، همچنان کاهش یابد، در حالی که بانک ذخیره استرالیا اخیراً پیشبینیهای خود را برای رشد اقتصادی و بهرهوری کاهش داده است. - بنابراین من فکر میکنم، شما میدانید، اولین کاری که باید انجام دهیم این است که اطمینان حاصل کنیم که از آن پایه فوقالعاده که سالها استانداردهای زندگی را حفظ کرده و کشور را بسیار مرفه کرده است، محافظت و تقویت میکنیم. و بنابراین راههای زیادی برای تنوع بخشیدن به اقتصاد و ایجاد نوآوری بیشتر در اقتصاد وجود دارد. اولین مورد، افزایش سطوح بالاتر سرمایهگذاری است، و سرمایهگذاری به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی در حدود همان سطحی است که در دهه ۱۹۹۰ بود. بنابراین ما باید سرمایهگذاری را انجام دهیم. این مربوط به مالیاتهای کمتر یا یک سیستم مالیاتی رقابتیتر است. همچنین مربوط به کاهش مقررات است. ما همچنین باید نوآوری بیشتری را پیش ببریم. این مربوط به مهارتآموزی جمعیت ما، اطمینان از اینکه ما مهارتهای جدید آینده را پیش میبریم، پذیرش چیزهایی مانند هوش مصنوعی، و رفتن با بخشهایی از اقتصاد که در مزیت نسبی ما هستند. و چیزهایی که میتوانیم آنها را مقیاسبندی کنیم. - و شکنندگی اقتصاد اهمیت بیشتری به راهاندازی آینده آن میدهد. استرالیا، با تمام ثروت خود، تنها ۱.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی را صرف تحقیق و توسعه میکند، که بسیار کمتر از میانگین OECD یعنی ۲.۷ درصد است. مالکوم ترنبول بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ نخست وزیر استرالیا بود و قبل از آن مدیر گلدمن ساکس استرالیا بود. - در سطح اقتصاد، اولویت اصلی همیشه باید بهرهوری باشد و این توسط نوآوری هدایت میشود. بنابراین شما باید... شما باید در یک سطح، تا حد امکان مقررات و بوروکراسی را حذف کنید. در عین حال، شما واقعاً باید نوآوری را تقویت کنید. این بخش بسیار مهمی از دوران نخستوزیری من بود، اولین دستور کار اقتصادی بزرگ من، دستور کار نوآوری و علم ملی در سال ۲۰۱۵. این به فناوری، سرمایهگذاری تحقیق و توسعه، سرمایه خطرپذیر یک جهش بزرگ داد، و آنها هنوز از آن بهرهمند هستند. اما شما باید دوباره این کار را انجام دهید. میدانید، شما نمیتوانید فقط یک بار این کار را انجام دهید و آن را کنار بگذارید و بگویید همین است. - چگونه محیط را در مورد فناوری و نوآوری توصیف میکنید؟ آیا فکر میکنید به اندازه کافی توجه یا اعتبار دریافت نمیکند، یا فکر میکنید پیشرفت متوقف شده است؟ - خب، نگاه کنید، استرالیا به اندازه کافی برای تحقیق و توسعه هزینه نمیکند. کل کسب و کار استرالیا این کار را نمیکند، و ما به اندازه کافی در تحقیق خالص، تحقیق اولیه... حوزه دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی هزینه نمیکنیم. بنابراین این نیاز به تشویق بیشتری دارد. - در نتیجه، سرمایهگذاری مستقیم خارجی استرالیا همچنان به شدت به سمت معدن گرایش دارد و شرکتهایی مانند Q-CTRL را مجبور میکند تا برای سرمایهگذاری به خارج از کشور نگاه کنند. - ما همان سطح از موفقیتهای بزرگ فناوری، ایجاد میلیاردرها، ساخت کسبوکارهای فناوری نسل در استرالیا را ندیدهایم، همانطور که در ایالات متحده دیدهایم. و در نتیجه، من فکر میکنم این عدم آشنایی باعث شده است که مردم کمتر مایل به شرطبندی باشند. و هدف ما، صادقانه بگویم، این است که با مثال، چه در دولت و چه در پایگاه سرمایهگذار محلی، نشان دهیم که سودهای عظیم و واقعی هستند. و ما فقط با تمام توان خود تلاش میکنیم تا از این فرصت بهره ببریم. - آیا میتواند چنین حرکت تحولآفرینی در استرالیا وجود داشته باشد؟ و اگر چنین است، اقدامات سیاستی چیست؟ چه چیزهایی در جهت حمایت از این امکان وجود دارد که شما میبینید؟ - من فکر میکنم شکی نیست که فرصت وجود دارد. من از ایالات متحده به استرالیا آمدم زیرا جامعه تحقیقاتی زمانی که من یک آکادمیک در دانشگاه سیدنی بودم بسیار قوی بود. چالش بزرگتر، ایجاد یک پایگاه صنعتی در اطراف گذار از علم پایه به کاربردهای صنعتی بوده است. در این زمینه، استرالیا عقب مانده است. اکنون، ما اولین شرکت با پشتوانه سرمایهگذاری خطرپذیر در این زمینه در استرالیا بودیم. چالش این است که ما در ۷ سال گذشته تعداد زیادی دیگر ندیدهایم. - وستاکوت، که همچنین رئیس دانشگاه غرب سیدنی است، معتقد است استرالیا باید از کاهش بودجه دانشگاههای ایالات متحده برای جذب استعداد و هدایت نوآوری سرمایهگذاری کند. - من فکر میکنم اولین کاری که باید انجام دهیم این است که البته به سرمایهگذاری در دانشگاههای خود، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه ادامه دهیم، اما همچنین باید سیگنالهای سیاستی بسیار سازگار و روشنی ارسال کنیم که ما پذیرای دانشجویان بینالمللی هستیم. اکنون ما در حال حاضر محدودیت دانشجویان بینالمللی داریم، میدانید، که در استرالیا بسیار بحثبرانگیز است. ما باید این پیام را ارسال کنیم که دانشجویان بینالمللی را میخواهیم، یکی از بزرگترین صادرات ما. ما همچنین باید اطمینان حاصل کنیم که مهاجرت ماهرانه از جوانان را تشویق میکنیم. میدانید، KPMG چند سال پیش مطالعهای انجام داد که نشان داد ما با هدف قرار دادن آن جوانان بسیار ماهر، ۳۰ میلیارد دلار به اقتصاد اضافه میکنیم و اکنون ما در شورای کسب و کار استرالیا هستیم. پیام کلیدی که کارفرمایان بزرگ به من میدهند این است که آنها به مهارتهای بیشتر... مهارتهای بسیار تخصصی نیاز دارند. بنابراین ما باید واقعاً آن جوانان را از ایالات متحده هدف قرار دهیم تا بیایند و در استرالیا، بزرگترین کشور روی زمین، زندگی و کار کنند. و واقعاً آن فوقالعاده ماهر را هدف قرار دهیم. بنابراین این یک فرصت است، اما ما نمیتوانیم فقط بنشینیم و انتظار داشته باشیم که اتفاق بیفتد. ما باید سیاستها و اقدامات عمدی و هدفمند داشته باشیم تا آن افراد را تشویق کنیم به استرالیا بیایند. - ما فرصت عظیمی از نظر استعداد داریم. و، میدانید، در حالی که هیچ کس، هیچ دولت استرالیایی نمیخواهد بیرون برود و به، میدانید، افراد با استعداد در کشورهای دیگر بگوید، "شما در کشور وحشتناکی زندگی میکنید، بیایید در خانه ما زندگی کنید." شما باید در این مورد با ظرافت رفتار کنید. اما بیایید صادق باشیم، جنگی برای استعداد، استعداد انسانی وجود دارد، و ما برخی چیزهای بسیار جذاب داریم که اتفاق میافتد که چرا، به هر حال، ما باید پول بیشتری را صرف تحقیق کنیم زیرا آن دانشمندان و، میدانید، فناوریدانان که میخواهند اینجا بیایند و با ما کار کنند. اما اگر به قابلیت زندگی شهرهای ما فکر کنید، به عنوان مثال. میدانید، ما برخی از قابل سکونتترین شهرهای جهان را داریم. - در نهایت، سبک زندگی فقط تا حدی میتواند شما را ببرد. اگر استرالیا میخواهد رقابتی باقی بماند، باید بیش از یک مکان عالی برای موجسواری باشد. باید مکانی عالی برای سرمایهگذاری باشد. شانس آن ممکن است کاملاً تمام نشده باشد، اما برای اینکه اقتصاد رونق بگیرد، به سرمایهگذاری و نوآوری نیاز دارد. باید خوب و همچنین خوششانس باشد. - من فکر میکنم استرالیا خوششانس است، اما ما بسیاری از شانس خود را نیز ساختهایم. بنابراین من بسیار خوشبین هستم در مورد آینده استرالیا. وستین: در ادامه، هوش مصنوعی ممکن است در بازدید بعدی شما از پزشک نقش بزرگی ایفا کند، بدون اینکه شما حتی از آن مطلع باشید. ما داستان هوش مصنوعی در مراقبتهای بهداشتی را در ادامه میگوییم. وستین: این داستان دیگری درباره وعده هوش مصنوعی نیست. این اولین قسمت از مجموعهای از داستانها است که فراتر از امید و هیاهو میرود تا ببیند هوش مصنوعی امروز کجا تفاوت واقعی ایجاد میکند، با شروع از چیزی که برای همه ما مهم است، مراقبتهای پزشکی ما. - صبح بخیر. - صبح بخیر. وستین: در هر روز، سميوكتا مولانجي، انکولوژیست مستقر در تنسی، میتواند تا ۲۵ بیمار را ببیند. - انکولوژیستهای پزشکی مانند من وقت کمی دارند و ما با وظایف بالینی خود دست و پنجه نرم میکنیم. تلاش برای انجام آن کار مستندسازی از قبل، دیدن بیمار، مستندسازی پس از آن، و همچنین اکنون تلاش برای گنجاندن بازیابی سوابق در میان همه چیز بسیار غیرممکن است. و بنابراین شما مفهوم "زمان پیژامه" را دارید که در آن انکولوژیستها و سایر پزشکان صرفاً در حال تکمیل کار روزانه خود در خانه پس از، میدانید، پس از خواباندن بچهها و بعد از شام هستند و این فقط به فرسودگی شغلی ارائهدهنده کمک میکند. وستین: دکتر مولانجی تنها نیست. در سراسر کشور، پزشکان در تمام تخصصها اغلب تحت فشار هستند. انجمن پزشکی آمریکا دریافت که تقریباً نیمی از پزشکان ایالات متحده حداقل یک علامت فرسودگی شغلی را تجربه میکنند. جای تعجب نیست که پزشکان ما بار را احساس میکنند، با توجه به انفجار تحقیقات پزشکی. بنابراین دنیل نادلر تصمیم گرفت کاری در این مورد انجام دهد. - نرخ دو برابر شدن در... دانش پزشکی در سال ۱۹۵۰ تقریباً هر ۵۰ سال بود. در سال ۲۰۲۵، تخمینهای مختلف و اعداد مختلفی وجود دارد. در مطالعهای در British Medical Journal و مطالعه دیگری در Nature، آنها دریافتند که نرخ دو برابر شدن دانش پزشکی ۷۳ روز بود. وستین: پایاننامه دکتری نادلر از هاروارد در مورد تجزیه و تحلیل مشتقات بود، که او آن را به یک استارتاپ با استفاده از یادگیری ماشین برای تجزیه و تحلیل مالی تبدیل کرد. پس از فروش آن شرکت به مبلغ نیم میلیارد دلار، او توجه خود را به کمک به پزشکان برای درک سونامی تحقیقات پزشکی که به سمت آنها میآید، معطوف کرد. - ما به این نگاه کردیم و تجزیه و تحلیل دیگری انجام دادیم و گفتیم، "بیایید دو برابر شدن را برای یک ثانیه نادیده بگیریم و فقط این سوال را بپرسیم، اگر مجبور بودید فقط یک سوم بالای مقالات پزشکی داوری شده را فقط در تخصص خود بخوانید، که ایدهآل نیست، درست است؟ این بدان معناست که هیچ متخصص قلب و عروقی چیزی در عصبشناسی نمیخواند و بالعکس، که ایدهآل نیست. اما حتی اگر فقط این را میگفتید، هر روز چقدر طول میکشید تا یک متخصص فقط یک سوم بالای مقالات پزشکی داوری شده را فقط در تخصص خود بخواند؟ و پاسخ چیزی در حدود... حدود ۹ ساعت بود. بنابراین، عملاً، این بدیهی است که غیرممکن است. آنها هرگز بیماران را نمیدیدند یا هرگز خانواده خود را نمیدیدند یا هرگز نمیخوابیدند. وستین: و این باعث شد نادلر در سال ۲۰۲۲ Open Evidence را تأسیس کند. - Open Evidence برای پزشکان همان کاری را انجام میدهد که ظهور سیستمهای کامپیوتری، بیایید آن را بنامیم، در وال استریت برای کارگران دانش وال استریت انجام داد. وستین: Open Evidence یک مدل هوش مصنوعی است که بر روی ادبیات پزشکی آموزش دیده است. با دقت انتخاب شده برای اطمینان از نتایج با کیفیت بالا. - برای اولین بار در طول، بیایید بگوییم حداکثر ۳، ۴، ۵ سال گذشته، ما به نقطهای در پیچیدگی هوش مصنوعی، کامپیوترها به طور کلی، رسیدهایم که آنها میتوانند نه تنها حروف درست و کلمات درست را به ترتیب درست ذخیره کنند، بلکه میتوانند معنای معنایی یافتههای این مطالعات را درک کنند. بنابراین Open Evidence یک هوش مصنوعی است، یک سیستم کامپیوتری است که قادر به درک معنای معنایی یافتههای این مطالعات است تا بتواند به عنوان یک افزونه مغزی برای پزشکان عمل کند که حتی در بهترین و سخاوتمندانهترین خوانش آنچه که به عنوان یک پزشک در زمینه بهروز ماندن با سرعت دانش پزشکی باید انجام دهند، چنین است که آنها مجبور نیستند ۹ ساعت در روز را فقط صرف خواندن یک سوم بالای مجلات پزشکی داوری شده کنند. وستین: پزشکان در حال هجوم به این پلتفرم هستند، که میگوید حدود ۵۰ درصد از تمام پزشکان در آمریکا را ثبت نام کرده است و هر ماه ۶۵,۰۰۰ نفر اضافه میکند. سرمایهگذاران نیز در حال هجوم هستند. آخرین دور تأمین مالی آن، ارزش شرکت را ۳.۵ میلیارد دلار تعیین کرد. Open Evidence باید برای انجام چه کاری مورد اعتماد باشد و ما هنوز از پزشک چه میخواهیم که انجام دهد؟ به عنوان مثال، آیا Open Evidence میتواند تشخیص دهد؟ - نه. بنابراین پزشک همچنان برای انجام تمام کارهایی که یک پزشک همیشه برای انجام آن مورد اعتماد بوده است، مورد اعتماد است. من Open Evidence را به عنوان یک پیوستار یا ادامه یک فناوری بسیار سنتی به نام جستجو میبینم، درست است؟ بنابراین، از نظر تاریخی، پزشکان نیاز به جستجوی یافتهها در مجلات پزشکی داشتند. این یک رفتار جدید نیست. آنها سالها و سالها این کار را انجام دادهاند. یک راه برای فکر کردن به این موضوع این است که ما به عنوان یک جامعه زمان زیادی را صرف جشن گرفتن دوران طلایی بیوتکنولوژی میکنیم، و باید هم این کار را بکنیم، درست است؟ هر متریک و نمایندهای که در دادهها میبینید نشان میدهد که ما در حال افزایش سرعت کشف دارو، از جمله با استفاده از هوش مصنوعی، هستیم، ما در حال افزایش سرعت توسعه دارو هستیم، و بنابراین ما آن را جشن میگیریم. ما در این دوران طلایی هستیم، و شگفتانگیز است، درست است؟ این دوران طلایی بیوتکنولوژی. اما آنچه زیاد، یا به اندازه کافی، در مورد آن صحبت نمیشود این است که این دوران طلایی بیوتکنولوژی واقعاً دوران تاریکی برای پزشکان از نظر فرسودگی شغلی است. ما انتظار داریم که تقریباً تمام پزشکان در ایالات متحده در سال آینده در این پلتفرم حضور داشته باشند. وستین: دکتر دیوید ریچ، رئیس و افسر ارشد بالینی سیستم بهداشت کوه سینا در نیویورک است. او از Open Evidence استفاده میکند، اما به عنوان بخشی از طیف وسیعتری از مدلهای هوش مصنوعی که آنها در بیمارستانهای خود ادغام میکنند. - من برنامه را روی تلفنم دارم و از طریق کتابخانه پزشکی ما در دسترس است و مردم از آن استفاده میکنند. با این حال، ما همچنین با ChatGPT کار میکنیم و آنها محیطی را ایجاد کردهاند که در آن میتوانیم از دانشجویان پزشکی خود سوالاتی بپرسیم که حاوی اطلاعات بهداشتی محافظت شده است. و آن اطلاعات بهداشتی محافظت شده در محیط امن سایبری که ما برای حفظ آن سخت تلاش میکنیم باقی میماند. و بنابراین من فکر میکنم امنیت سایبری یک ملاحظه کلیدی در هر ابزاری است که کمک بزرگی به ما میکند و من مطمئن هستم که Open Evidence برای رسیدگی به آن همراه با دیگران بسیار سخت کار خواهد کرد. اما من بسیار مشتاق آن هستم، من فکر میکنم این یک ابزار عالی است. وستین: یکی از دلایلی که Open Evidence به سرعت با پزشکان محبوب شده است این است که بهترین ادبیات پزشکی را از منابع معتبر مجوز میگیرد و برای پزشکان رایگان است و برای درآمد خود به تبلیغات متکی است. - ما، از همان ابتدا، محتوا، مجلات، اطلاعات پزشکی را از دارندگان حق چاپ مربوطه مجوز گرفتیم. بنابراین ما با انجمن پزشکی ماساچوست، که صاحب مجله پزشکی نیوانگلند است، توافقنامه داریم. این یک سازمان غیرانتفاعی است. ما با انجمن پزشکی آمریکا توافقنامه مجوز داریم. دوباره، این یک سازمان غیرانتفاعی است، اما مالک JAMA، و همچنین تمام مجلات تخصصی، JAMA Oncology، JAMA Neurology، و غیره و غیره و غیره، نه فقط آن هاست. بنابراین ما رویکرد بسیار متفاوتی به حق چاپ، مجوز، همه اینها داشتیم، و ما به شدت به این واقعیت افتخار میکنیم که احتمالاً تنها شرکت خالص هوش مصنوعی در آمریکا هستیم که در حال حاضر به دلیل نقض حق چاپ مورد شکایت قرار نگرفته است. مدل کسب و کار ما دقیقاً مانند گوگل است، که، من فکر میکنم عمومی است، گوگل یکی از بزرگترین سرمایهگذاران ما است و به طرق مختلف یک حامی بزرگ شرکت بوده است. بنابراین شما میتوانید شرکتهای نرمافزاری یا خدماتی بسیار موفقی بسازید و نمونههای زیادی از شرکتهای نرمافزاری یا خدماتی با ارزش بازار ۱۰، ۲۰، ۳۰، ۴۰، ۵۰ میلیارد دلاری وجود دارد. اما هنگامی که وارد حوزه نادر شرکتهای با ارزش بازار چند تریلیون دلاری میشوید، قابل توجه است که تقریباً همه آنها، به جز NVIDIA و Apple، یا عمدتاً مدلهای کسب و کار تبلیغاتی هستند یا تبلیغات را به عنوان یک جزء قابل توجه از کاری که انجام میدهند، دارند. و من فکر میکنم توضیح در آنجا این است که این مدل کسب و کار است که بیشترین همسویی را بین انگیزههای پلتفرم و کاربران ایجاد میکند تا اطمینان حاصل شود که شما بالاترین کیفیت محصول ممکن را به کاربران خود ارائه میدهید زیرا انگیزه شما کاهش هزینه نیست. انگیزه شما جذب کاربران بیشتر و افزایش تعامل شما است. وستین: ابزارهای هوش مصنوعی مانند Open Evidence در حال حاضر کمکهای بسیار مورد نیاز را به پزشکانی که باید بر بیماران خود تمرکز کنند، حتی در حالی که نیاز به بهروز ماندن با سیل تحقیقات جدید دارند، ارائه میدهند. اما برای اینکه هوش مصنوعی به پتانسیل کامل خود در مراقبتهای بهداشتی دست یابد، دکتر ریچ میگوید که باید به طور کامل در گردش کار ادغام شود. - کوه سینا در حال انجام تجزیه و تحلیل اطلاعات ژنتیکی بر روی حداکثر یک میلیون بیمار با همکاری Regeneron است و ما صدها هزار بیمار را در این زمینه داریم و ما گنجینه عظیمی از اطلاعات در مورد تصاویر پزشکی بیماران داریم و اطلاعات باورنکردنی در پرونده سلامت الکترونیکی خود داریم. اکنون وقتی شروع به ادغام همه این منابع داده با هم میکنیم و وعده هوش مصنوعی را دنبال میکنیم، در آینده نه چندان دور، من باید بتوانم به شما بگویم وقتی میآیید، نه تنها شما را غربال کردهام و خطرات خاصی را پیدا کردهام، نه تنها مسیرهای مراقبتی دارم که نشان میدهد چگونه باید پیش بروم، بلکه این به طور خاص برای شما، برای سابقه خانوادگی شما، برای نشانگرهای ژنتیکی شما است و امیدوارم بهترین و ایمنترین تجربه ممکن را به شما ارائه دهد. بنابراین آینده را بسیار شخصیتر بدانید و پیشرفت فناوری در حال حاضر بسیار الهامبخش است که من فکر میکنم آنچه را که در طول چندین دهه پزشکی شاهد بودهام میتواند در چند سال آینده به شدت تغییر کند، تا زمانی که درسهای اشتباهات گذشته را بیاموزیم که شاید بیش از حد مشتاق فناوری باشیم. و اطمینان حاصل کنیم که افرادی که واقعاً با آن قرارداد اجتماعی بین بیماران در این ملت و پرداختکنندگان و دولت و ارائهدهندگان در تماس هستند، ما راهحلهای واقعاً خوبی پیدا کنیم. وستین: در حالی که دکتر ریچ بر ادغام تمام دادهها در یک گردش کار واحد تأکید میکند، دنیل نادلر جهانی را متصور است که پزشکان را با دیگران در سراسر جهان که روی چالشهای بالینی یکسان کار میکنند، متصل میکند. - همانطور که Open Evidence توسعه مییابد، اگر به استعاره من از اپراتور تلفن دهه ۱۹۴۰ جنگ جهانی دوم که یک انسان را به انسان دیگر در میدان نبرد مسیریابی و متصل میکند، بازگردیم، در این مورد، ممکن است در جهانی به پایان برسد که در آن هوش مصنوعی کمترین بخش جالب فناوری باشد. و آنچه واقعاً اتفاق میافتد این است که هوش مصنوعی به عنوان بافت همبند بین یک انسان و یک انسان عمل میکند، بین یک پزشک انسانی که ترکیبی غیرمعمول از علائم را ارائه میدهد و انسان دیگری در جایی از کشور که متخصص آن است و در آنجا وظیفه هوش مصنوعی تا حد امکان دور از پاسخ به سوال است، و این بیشتر در مورد خارج شدن از راه در اسرع وقت و اتصال آن یک انسان به انسان دیگر است و این یک چشمانداز بسیار زیبا و خوشبینانه برای آینده هوش مصنوعی است. میدانید، بیشتر سناریوهای آینده هوش مصنوعی، یا بسیاری از آنها، بسیار بدبینانه هستند. من نمیتوانم در مورد آنچه خارج از پزشکی اتفاق میافتد اظهار نظر کنم، اما در پزشکی فکر میکنم شما یک امکان بسیار زیبا دارید که در آن فناوری در نهایت به عنوان بافت همبند بین یک انسان و یک انسان عمل میکند. وستین: اما چه اتصال پزشک با دادهها باشد یا انسان با انسان، در حال حاضر محصولات هوش مصنوعی مانند Open Evidence تسکین بسیار مورد نیاز را برای پزشکان شاغل مانند سم مولانجی فراهم میکنند. - من میگویم که برای من Open Evidence مانند دو مشکل نسبتاً نامرتبط اما شاید متعامد را حل میکند. یکی این است که در واقع Open Evidence به کل مجموعه متون علمی پزشکی دسترسی دارد، که در واقع، برای بیشتر قسمتها، پولی است. دومین کاری که انجام میدهد، فکر میکنم، فقط
از ترکیب بهترین قابلیتهای فعلی هوش مصنوعی در پردازش زبان طبیعی و استدلال برای تفسیر درخواست من و بازیابی سوابق به شیوهای بسیار کارآمد از نظر زمانی. بنابراین، داشتن نوعی ابزار هوش مصنوعی هوشمند که قادر به... ارائه پرسوجوهای سریع است، واقعاً یک تغییر دهنده بازی برای من بوده است. وستین: و این یکی از کاربردهای هوش مصنوعی است که در حال حاضر تفاوت واقعی ایجاد میکند. هفته آینده شهر موتور از موتورها فراتر میرود. وستین: دیترویت به عنوان مکانی که خودروها در آن ساخته میشوند از زمانی که هنری فورد شرکتی را به نام خود در سال ۱۹۰۳ تأسیس کرد، شناخته شده است. از آن زمان تاکنون در نحوه ساخت خودروها و آنچه که میتوانند انجام دهند، تغییرات زیادی رخ داده است. و در سالهای اخیر، دیترویت نیز تکامل یافته است، همانطور که توسط شهردار دیترویت مایک دگان و رئیس مسابقات اتومبیلرانی در آمریکا، راجر پنسکه روایت شده است. شهردار دگان، ما یک سال پیش اینجا در دیترویت بودیم و درباره رنسانس در شهر صحبت کردیم. ما را به جلو ببرید، در طول سال گذشته چه اتفاقی افتاده است؟ -خب، جنرال موتورز در آستانه انتقال به مقر جدید خود در سایت هادسون است که برای مردم دیترویت یک نقطه عطف است. در مقطعی، بزرگترین فروشگاه بزرگ در آمریکا در آنجا قرار داشت و آن سایت ۴۰ سال خالی بوده است. در عرض چند هفته، ما پارک رالف ویلسون را در کنار رودخانه افتتاح خواهیم کرد که باشکوهترین پارک کنار رودخانه در دیترویت خواهد بود که بنیاد ویلسون آن را تأمین مالی کرده است. و ما فقط در حال ساخت و ساز هستیم. جرثقیلها در سراسر شهر دیده میشوند. وستین: در مورد مسکن چطور؟ بسیاری از مکانها در سراسر کشور با مشکل مسکن مقرون به صرفه روبرو هستند. در دیترویت چطور؟ -بله، ما در شش سال گذشته یک میلیارد و نیم دلار مسکن ساختهایم. بنابراین سال گذشته، ما رشد جمعیتی ۷۰۰۰ نفری داشتیم، بزرگترین در میشیگان، یکی از بزرگترینها در کشور. اما اگر به آن فکر کنید، ۷۰۰۰ نفر بیشتر به معنای نیاز به ۳۵۰۰ واحد مسکونی بیشتر است، در غیر این صورت مردم را به سمت چادرها سوق میدهید. ما ۴۰۰۰ واحد بیشتر ساختیم. بنابراین شما در هیچ کجای شهر دیترویت شهر چادرنشین نخواهید یافت. اما ما امسال باید ۴۰۰۰ واحد دیگر بسازیم و ما این کار را انجام میدهیم. افزایش ۷۰۰۰ نفری جمعیت در سال گذشته بزرگترین در ایالت میشیگان بود. بنابراین این ایده که دیترویت در رشد جمعیت از میشیگان پیشی گرفته است، چیزی است که قبلاً ندیدهایم. و این جوانانی هستند که برمیگردند و جوانانی که میمانند. و شما فقط در مرکز شهر قدم میزنید و هزاران واحد مسکونی را که ساختهایم دیدهاید. ما با بازسازی کامل کنار رودخانه، با آوردن هر ۴ تیم ورزشی حرفهای به مرکز شهر و آمادهسازی برای ساخت یک استادیوم فوتبال حرفهای، محیطی را ایجاد کردهایم. با داشتن این نوع فعالیتها، ما محیطی را ایجاد کردهایم که جوانان میخواهند در آن زندگی کنند و کار کنند، و ما کار را برای شرکتهای فناوری آسان میکنیم تا در اینجا مستقر شوند. وستین: در مورد وضعیت شغلی چطور؟ در حال حاضر کمی رکود در بازار کار در ایالات متحده وجود دارد. آیا اینجا آن را احساس میکنید؟ -بله، در بخش تولید. تعرفههای کانادا به ما آسیب میزند. هیچ شکی نیست. در دیترویت، ما ۳ کارخانه مونتاژ، دو کارخانه جیپ و یک کارخانه کامیون جنرال موتورز داریم. و ویندزور، انتاریو درست در آن سوی رودخانه از ما قرار دارد. تعداد زیادی از قطعات خودروهای ساخت میشیگان از کانادا میآیند. بنابراین وقتی روی کانادا تعرفه میگذارید، روی خودروهای میشیگان تعرفه میگذارید. امیدوارم رئیس جمهور به زودی این موضوع را حل کند. اما ما شاهد رکود واقعی در بازار تولید هستیم. عمدتاً ناشی از تعرفههای کانادا. در ۱۰ یا ۱۲ سال گذشته چه اتفاقی افتاده است؟ یک کارخانه مونتاژ جدید جیپ با ۵۰۰۰ کارمند، دو برابر شدن کارخانه کامیون جنرال موتورز. ما تقریباً ۱۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در تولید و توزیع داشتهایم. بنابراین این بخش بزرگی از بهبود ما بوده است. ما بر اساس DNA خودمان بنا نهادیم. در حال حاضر برای ما خوب کار میکند. وستین: در مورد صنعت فناوری چطور؟ چون الان هوش مصنوعی خیلی داغ است. آیا هوش مصنوعی نقشی در دیترویت دارد؟ -خب، شما در ساختمانی هستید که ۳ سال پیش یک انبار متروکه کتاب برای مدارس دولتی دیترویت بود که در سال ۱۹۷۹ آتش گرفت. و اکنون فقط در این ساختمان ۱۸۰ استارتاپ فناوری و تحرک وجود دارد. و بنابراین شما اکنون میبینید که دانشگاه میشیگان در حال ساخت یک دانشکده تحصیلات تکمیلی جدید است که در زمینه هوش مصنوعی تخصص خواهد داشت. ما شاهد انواع سرمایهگذاریهای فناوری هستیم. و بنابراین ما در حال گذار هستیم. و البته، خودروها... آنها بیشتر و بیشتر به کامپیوترهای روی چرخ تبدیل میشوند. اگر در زمینه فناوری پیشرو نباشیم، عقب خواهیم افتاد. وستین: دیترویت تا کجا میتواند پیش برود؟ -در حال حاضر بسیار قابل توجه است. در حال حاضر ۱۰ میلیارد دلار ساخت و ساز در این شهر در حال انجام است. بنابراین دیدن یک سیستم بیمارستانی کاملاً جدید که در حال ساخت است، دیدن کارخانههای خودروی جدید که در حال ساخت هستند، دیدن آپارتمانهای بلندمرتبه جدید که در حال ساخت هستند، دیدن دانشکده تحصیلات تکمیلی جدید دانشگاه میشیگان که در حال ساخت است، یک مرکز تحقیقاتی جدید ایالت میشیگان که در حال ساخت است، بسیار هیجانانگیز است. و در حال حاضر دیترویت مکانی است که شرکتها میخواهند در آن باشند و مردم میخواهند در آن باشند. و بنابراین آینده در اینجا بسیار روشن است. وستین: راجر پنسکه دوران حرفهای خود را در کسب و کار دیترویت گذرانده است. از راننده قهرمان، تا صاحب نمایشگاههای خودرو در سراسر کشور و جهان، تا صاحب بزرگترین ناوگان کامیون در کشور. پنسکه از داخل شاهد بازسازی دیترویت بوده است. بنابراین ما اینجا در دیترویت هستیم و درباره آنچه جیم فارلی اقتصاد ضروری مینامد صحبت میکنیم. به نظرم میرسد که راجر پنسکه تمام دوران حرفهای خود را در اقتصاد ضروری گذرانده است. دیدگاه خود را در مورد وضعیت ما در ایالات متحده با افرادی که واقعاً در آن بخش از اقتصاد دخیل هستند، بیان کنید. -خب، دیوید، فکر میکنم وقتی به کسب و کار خود و جایی که ما در کسب و کار جیم هستیم نگاه میکنم، او واقعاً به این طبقه متوسط، این کارگر یقه آبی که ما باید آموزش دهیم و پیش ببریم تا الزامات را برآورده کنیم، نگاه میکند. ما در مورد فناوری پیشرفته صحبت میکنیم، اما این اقتصاد از زمین شروع میشود. و من فکر میکنم آنچه جیم سعی دارد برای مردم خود و با شرکت نشان دهد این است که ما باید از نظر جذب افراد بیشتر به کسب و کار، آموزش آنها و اجازه دادن به آنها برای پیشرفت، همکاری کنیم. به نظر من، این یک تمرکز عالی است. و من فکر میکنم بخش سرمایه انسانی آن واقعاً ستون فقرات اقتصاد ما است. وستین: ما اینجا در دیترویت هستیم. من اهل این منطقه هستم. من دیترویت را در دوران بسیار تاریکی دیدهام و اکنون آن را میبینم و بسیار متفاوت است. دیدگاه خود را در مورد احیای این شهر بیان کنید. -خب، فکر میکنم واقعاً در طول سوپر بول اتفاق افتاد و ما سوپر بول را اینجا، سوپر بول ۵۰، برگزار کردیم. و من در آن زمان رئیس سوپر بول بودم. و آن زمانی بود که ما، ببخشید، شهر را بگیریم و واقعاً آن را تغییر دهیم. و ما به رهبری همه شرکتهای بزرگ اینجا برای حمایت مراجعه کردیم. یادم میآید تاگلیابو به من گفت: "ما دوست داریم به شهری بیاییم که بتوانیم تفاوت ایجاد کنیم." و البته، خانواده فورد متعهد به ساخت یک استادیوم جدید، که اکنون فورد فیلد را داریم، شدند. بنابراین همه چیز با هم همسو شد. و ما بیرون رفتیم، دو سال طول کشید تا واقعاً برای آن آماده شویم. و من فکر میکنم آن نقطه عطف برای نشان دادن اینکه ما میتوانیم بدون هیچ مشکلی سوپر بول را اینجا برگزار کنیم، هر روز کارهای متفاوتی انجام میدادیم. یادم میآید به عنوان رئیس کمیته، احتمالاً نزدیک به زمین بودم. دو ون با نقاش در آن داشتم. در سراسر شهر میرفتیم و میگفتیم: "این ساختمان را رنگ کن یا آن ساختمان را رنگ کن." و یادم میآید با DDOT یا MDOT، وزارت حمل و نقل میشیگان تماس گرفتم. گفتم: "لطفاً I-75، گلگیرها را تمیز کنید، و همینطور ورودی فرودگاه دیترویت را." چون باید این شهر را طوری نشان دهیم که واقعی به نظر برسیم. اما شما میتوانید تعهد بخش خصوصی و قطعاً ایالت و شهردار در آن زمان را تصور کنید، میدانید، ما بسیار خوش شانس بودیم که موفق شدیم و این واقعاً احتمالاً نقطه ذوب است که ما را به جایی که هستیم رسانده است. با دن گیلبرت، که کاملاً به شهر متعهد است، میلیاردها دلاری که او در اینجا سرمایهگذاری کرده است، ایلیچ البته، سایر ورزشها... آن خانواده سالهاست که در اینجا فعال بودهاند. و این دو نماد واقعاً شهر را گرفته و سرمایه خود را در آن سرمایهگذاری کردهاند. اما سپس تعداد دیگری از افراد، گروه مدیران عامل در اینجا در دیترویت شگفتانگیز است. یادم میآید زمانی که دیو بین شهردار بود... او شهردار اینجا، یک بازیکن بسکتبال سابق بود. مردی فوقالعاده، فوقالعاده. او یک صبح ما را جمع کرد. گفت: "میدانید، من مشکلات واقعی اینجا در شهر دارم." بیرون برف میبارید. گفت، من هیچ ماشین پلیسی ندارم. گفت: "همه آنها خراب هستند." گفت: "یک واحد اورژانس امروز، اگر با آنها تماس بگیرید، سه ساعت طول میکشد تا بیایند. بنابراین بعد از جلسه، با او تماس گرفتم. گفتم: "بگذارید من این یکی را بر عهده بگیرم." با سه OEM تماس گرفتم، تعهداتی برای هر کدام ۳۳ خودرو دریافت کردم. ما توانستیم سرمایه برای واحدهای اورژانس دریافت کنیم. و دوباره، ظرف ۶ ماه، ما فعال شدیم. اینها چیزهایی هستند که با رفتن، افراد درست بیرون رفتن و فروختن چیزی واقعی اتفاق میافتند. این همان چیزی است که من همیشه میگویم. میخواهم پس بدهم، اما میخواهم آن را جایی پس بدهم که بتوانم ببینم تفاوت ایجاد میکند. و من امروز میگویم، پولی که از بخش خصوصی در اینجا ارائه میشود، بازگردانده میشود و تفاوت ایجاد میکند. شگفتانگیز است، اینطور نیست؟ وستین: هفته آینده، ما به کاوش خود در مورد اینکه هوش مصنوعی در حال حاضر کجا به خوبی استفاده میشود، ادامه خواهیم داد، این بار در مورد آموزش. این برای ما در "وال استریت ویک" کافی است. من دیوید وستین هستم. هفته آینده برای داستانهای بیشتر سرمایهداری شما را میبینم.