Transcription
بگذارید چند سوال دیگر درباره چین از شما بپرسم، چون شما در حال حاضر در پکن هستید.
دادههایی در حال انتشار است که میگوید وقتی چین سیاست تک فرزندی را اجرا کرد، شاید جمعیت آنقدر که ادعا میکنند زیاد نباشد. مطمئنم شما این را دیدهاید. چه اعدادی در حال انتشار است؟ اوه، میدانید، ما ۱.۴ میلیارد نفر هستیم. ما ۱.۳ میلیارد نفر هستیم. و آنها میگویند: "نه، لزوماً اینطور نیست. شاید شما ۶ یا ۷ میلیارد نفر باشید." یک خانم گفت ۴۰۰ میلیون نفر. از نظر ریاضی، رسیدن به ۴۰۰ میلیون نفر غیرممکن است، اما برخی از اعداد میتوانند ۸۰۰ یا ۹۰۰ میلیون نفر را نشان دهند. تخمین شما از جمعیت امروز چین چیست؟
خب، من در پکن زندگی میکنم. من از چین بازدید کردهام. مردم زیادی در چین وجود دارند. منظورم این است که فقط سوار مترو شوید. هر روز شلوغ است. فقط در خیابانها قدم بزنید. همیشه شلوغ هستند. میدانید، و من زیاد سفر میکنم. مردم زیادی در چین وجود دارند. من نمیتوانم آمار دقیق را به شما بگویم. احتمالاً کمی شمارش بیش از حد وجود دارد زیرا دولتهای محلی تمایل به دروغ گفتن دارند زیرا، زیرا بدیهی است که هرچه بگویید افراد بیشتری دارید، یارانههای دولتی بیشتری میتوانید دریافت کنید. بنابراین، من تصور میکنم که مقداری تورم جمعیتی وجود دارد. اما من معتقدم که هنوز بیش از یک میلیارد نفر هستند.
مسئله در چین در واقع شمارش جمعیت نیست. مشکل در چین دوگانه است به این معنا که شما یک جمعیت به سرعت در حال پیر شدن دارید. شما جوانانی دارید که از بچهدار شدن امتناع میکنند. من فکر میکنم ممکن است در ۵ سال آینده چین کمترین نرخ باروری را در جهان داشته باشد. در حال حاضر، کره جنوبی با ۰.۸ نفر است. چین یک نفر است. اما من به راحتی میتوانم تصور کنم که چین در حدود ۵ سال آینده از کره جنوبی پیشی بگیرد. بنابراین، این مشکل واقعی است که چین با آن روبرو است. چین هنوز هم مردم زیادی دارد، اما منحنی جمعیتی به یک مشکل بزرگ برای چین تبدیل خواهد شد، به خصوص با پیر شدن جمعیت.
چرا آنها دروغ میگویند؟ چگونه این به نفع آنهاست که در مورد جمعیت دروغ بگویند؟ آیا سودی وجود دارد، مثلاً اگر چون چرا آنها اهمیت میدهند که شما ۸۰۰ میلیون نفر باشید یا ۱.۳ میلیارد نفر؟ درست است.
مسئله در چین این است که دولتهای محلی تمایل دارند همیشه دروغ بگویند زیرا بسیاری از ترفیعهای آنها به عملکرد محلی بستگی دارد، درست است؟ بنابراین، در راستای منافع آنهاست که نه تنها آمار جمعیت، بلکه عملکرد اقتصادی را نیز متورم کنند. بنابراین، من، بنابراین، بنابراین، آیا شیء، آیا شیء به دولتهای محلی برای دروغ گفتن انگیزه میدهد؟ آیا بیشتر این است که "هی، ما باید آبرویمان را برای دنیا حفظ کنیم. دنیا نمیتواند ببیند که ما کشوری رو به زوال هستیم؟" چه کسی، چه کسی به چه کسی برای دروغ گفتن با دادهها انگیزه میدهد؟ درست است.
خب، چین واقعاً زیاد به دنیا اهمیت نمیدهد، اما چین یک بوروکراسی بسته و منزوی است. بنابراین، دولتهای محلی برای دریافت بودجه بیشتر از دولت مرکزی دروغ میگویند، درست است؟ بنابراین، بدیهی است که اگر فرزندان بیشتری داشته باشید، میتوانید یارانههای بیشتری برای مراقبتهای بهداشتی و آموزشی از دولت فدرال دریافت کنید، به خصوص اگر یک استان فقیر باشید. بنابراین، این منطق دروغ گفتن است. و این یک عمل بسیار رایج در چین است که اگر در پکن هستید، فقط باید فرض کنید که تمام اطلاعاتی که از مناطق محلی دریافت میکنید، اطلاعات متورم شده است. متوجه شدم. بسیار خوب.
اما آیا فکر نمیکنید دلیلی وجود دارد که برای دنیا خوب یا بد باشد اگر ناگهان دادههای درست را دریافت کنیم که جمعیت ۱.۳ میلیارد نفر نیست. واقعاً فقط ۸۰۰ یا ۹۰۰ میلیون نفر است. آیا این یک لحظه شرمآور برای چین خواهد بود؟ آیا شیء آن را لحظهای شرمآور میبیند یا نه، آیا مسئله بزرگی نخواهد بود؟
میدانید، نگرانی در دولت مرکزی وجود دارد و دلیل آن این است که چین بسیار مبتنی بر معیار است. بسیار سودگرا است، درست است؟ بنابراین، بسیار بر رشد اقتصادی متمرکز است. و آنچه باعث رشد اقتصادی میشود، رشد جمعیت است. بنابراین، نگرانی واقعی وجود دارد که با کاهش جمعیت در طول زمان، اقتصاد چین راکد خواهد شد. اما شخصاً، من فکر میکنم که این ممکن است در بلندمدت چیز خوبی برای چین باشد زیرا داشتن بیش از ۱ میلیارد نفر در واقع چیز خوبی نیست. آنچه در نهایت منجر به آن شده است، بهرهکشی عظیم از مردم است زیرا وقتی افراد زیادی دارید، مانند انرژی رایگان است، درست است؟ بنابراین، تنها کاری که باید انجام دهید این است که اساساً از آنها بهرهکشی کنید، و این همان چیزی است که اقتصاد شما را اداره میکند. اما چون از مردم بهرهکشی میکنید، نوآوری را مختل میکند. توسعه سیاسی را مختل میکند. بنابراین، من فکر میکنم اگر چین با بحران جمعیتی روبرو شود، این در بلندمدت برای جامعه و تمدن چین در بلندمدت خوب خواهد بود.
بله، و شما تا حدی در مورد جنبش "تانگ پینگ" صحبت میکنید، درست است؟ "دراز کشیدن" که فکر میکنم آن را مینامند، جایی که بچههای جوان احساس میکنند "خراب شدهاند". دلیلی برای من وجود ندارد که بهترین خود را ارائه دهم. بنابراین، من مینیمالیست خواهم بود. من این کار را خواهم کرد. من آن کار را خواهم کرد. چگونه با آن مقابله میکنند، جایی که بچهها میبینند دلیلی برای من وجود ندارد که ۹۹۶ را انجام دهم، درست است؟ از ساعت ۹ صبح تا ۹ شب، ۶ روز در هفته کار کنم. من نمیخواهم این کار را بکنم. چه کسی اهمیت میدهد؟ چگونه با آن مبارزه میکنند؟
بنابراین، در دهه ۱۹۸۰، چین در حال آغاز اصلاحات اقتصادی بود. و نگرانی واقعی در میان بزرگان حزب وجود داشت، بزرگانی مانند افرادی که انقلاب را پشت سر گذاشتند که حزب کمونیست را در سال ۱۹۴۹ به قدرت رساند. نگرانی واقعی وجود داشت که سرمایهداری تمدن، تمدن چینی را تخریب و آلوده خواهد کرد. آنها در دهه ۱۹۸۰ آن را "آلودگی معنوی" مینامیدند. و این یک نگرانی بزرگ در دهه ۱۹۸۰ بود. و معلوم شد که این درست بود زیرا اصلاحات بازار آزاد بدون اصلاحات سیاسی منجر به جامعهای بسیار سودگرا شده است که اساساً "پولدار شو یا بمیر". و بنابراین، آنچه منجر به آن شده است، فساد گسترده، نابرابری گسترده و بدهی گسترده در چین است. و این منجر به بیتفاوتی فوقالعاده در میان جوانان شده است زیرا در واقع هیچ شانسی برای پیشرفت یک جوان وجود ندارد. اگر کسب و کاری را شروع میکردید، اگر یک میلیون دلار وام میگرفتید و کسب و کاری را شروع میکردید، تضمین میکنم که مهم نیست چه کسب و کاری را شروع میکردید، تمام پول خود را از دست میدادید زیرا این یک بازی دستکاری شده است. و به همین دلیل مردم انصراف میدهند. و به دلیل آلودگی معنوی، چون واقعاً هیچ ایدئولوژی وجود ندارد، واقعاً هیچ حس ملیگرایی در چین وجود ندارد، واقعاً هیچ عامل انگیزشی بیشتری برای مردم در چین وجود ندارد، درست است؟ قبل از این، فقط این بود که "پول در بیاور". و این هدف وجود شما بود. قبل از انقلاب فرهنگی، موضوع خدمت به مردم، کمک به میهن، ساختن یک بهشت سوسیالیستی بود. شما و من میتوانیم در مورد آن اختلاف نظر داشته باشیم، اما صرف نظر از آن، در طول انقلاب فرهنگی، مردم برای انجام فداکاریهای لازم برای ساختن چین بهتر انگیزه داشتند. و اکنون مردم فوقالعاده سودگرا هستند. آنها بیتفاوت هستند. آنها بیتفاوت هستند. و به همین دلیل است که میگویند: "میدانید چیست؟ لعنت به این. من فقط تمام روز در خانه مینشینم."
بله، و چه کسی به آنها پول میدهد؟ چه کسی به آنها پول میدهد؟ مثلاً آیا برنامههای حمایتی وجود دارد؟ آیا آنها قادر به ماندن در خانه تمام روز هستند؟ سیستم برای من برای ماندن در خانه تمام روز چیست؟
یک عمل بسیار رایج این است که جوانان به عنوان پرستار یا خدمتکار برای والدین بازنشسته خود کار میکنند. والدین آنها حقوق بازنشستگی خوبی دریافت میکنند. چینیها بسیار صرفهجو هستند. میدانید، در طول کووید وقتی همه به مدت ۴ سال در آپارتمانهای خود محبوس بودند، آنها در تمام آن ۴ سال برنج و سبزیجات خوردند. بنابراین، چینیها پول زیادی پسانداز کردهاند. آنها ۴۰ درصد از درآمد خود را پسانداز کردهاند که بالاترین میزان در جهان است. بنابراین، منظورم این است که چینیها میتوانند برای ۴۰ سال آینده فقط با برنج سفید زندگی کنند.
بله، و ایده این است که آنها زیاد در بازار سهام سرمایهگذاری نمیکنند. آنها به بازار اعتقاد ندارند، اما به بخش املاک و مستغلات اعتقاد دارند. حتی اگر املاک و مستغلات کمی ضربه خورده باشد، اما شما همیشه نظم و انضباط، بخش صرفهجویی را از مردم چین آموختهاید. اجازه دهید سوال دیگری در مورد "دراز کشیدن" بپرسم. من بیشتر در مورد جنبه تجاری با جک ما میروم. شما