📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

Quantum Shift Explained: Once You Understand This, Reality Shifts

Quantum Shift23:34

Transcription

شما در حال زندگی در یک خط زمانی هستید، اما این تنها خط زمانی موجود برای شما نیست. در حال حاضر، در اطراف شما، نسخه‌های بی‌نهایت از واقعیت در حال ارتعاش هستند، درست خارج از دید، درست خارج از دسترس، منتظر فروپاشی به تجربه. و با این حال، مردم در یک حلقه‌ی تکرار شونده محبوس مانده‌اند، الگوهای یکسان، نتایج یکسان، ناامیدی‌های یکسان را تجربه می‌کنند و تعجب می‌کنند که چرا هیچ چیز تغییر نمی‌کند، حتی اگر به شدت چیز بیشتری بخواهند. بیایید در اینجا چیزی را بشکنیم. شما به دلیل سرنوشت، تقدیر یا بدشانسی گیر نکرده‌اید. شما گیر کرده‌اید زیرا سیستم شما، ذهن شما، بدن شما، احساسات شما، فرکانس شما هنوز با خط زمانی قدیمی هماهنگ است. شما نمی‌توانید با آرزو کردن از آن رها شوید. نمی‌توانید با اجبار از آن فرار کنید. و مطمئناً نمی‌توانید با وانمود کردن، میدان کوانتومی را فریب دهید. تغییر کوانتومی در مورد تجلی سخت‌تر نیست. این در مورد قدم گذاشتن در یک حالت جدید از وجود به طور کامل و منسجم است، به طوری که میدان کوانتومی چاره‌ای جز بازتاب واقعیت متفاوت ندارد. اجازه دهید توضیح دهم.

بیشتر مردم فکر می‌کنند تجلی در مورد میل است. چیزی را آنقدر شدید می‌خواهند که جهان آن را به آن‌ها می‌دهد. اما این حقیقتی است که هیچ کس به شما نمی‌گوید. میل به تنهایی در کوانتوم هیچ کاری انجام نمی‌دهد. میدان به شدت میل شما به تغییر پاسخ نمی‌دهد. این به میزان هماهنگی شما با فرکانس آن تغییر پاسخ می‌دهد. این بدان معنی است که در حال حاضر، حتی اگر شما تمام تأییدهای درست را می‌گویید، تمام تخته‌های چشم‌انداز را می‌سازید، تمام تجسم‌ها را انجام می‌دهید، ممکن است هنوز هم در حال سیگنال دادن به خط زمانی قدیمی باشید. چرا؟ زیرا در زیر سطح، بدن شما برای چیزهای آشنا سیم‌کشی شده است. سیستم عصبی شما به حلقه‌های احساسی قدیمی اعتیاد دارد. ناخودآگاه شما الگوهای ترس، شک و کمبود را پخش می‌کند. حتی در حالی که ذهن آگاه شما فریاد می‌زند: "من فراوانی می‌خواهم. من عشق می‌خواهم. من موفقیت می‌خواهم." و این تکان‌دهنده‌ترین بخش است. کوانتوم به سیگنال غالب گوش می‌دهد. نه بلندترین سیگنال. بگذارید این موضوع جا بیفتد. سیگنال غالب از ارتعاش کل سیستم شما می‌آید. نه فقط آنچه شما فکر می‌کنید، بلکه آنچه احساس می‌کنید، آنچه انتظار دارید، آنچه تجسم می‌کنید. به همین دلیل است که می‌توانید بگویید: "من هزار بار ثروتمند هستم." اما اگر بدن شما هر بار که قبض پرداخت می‌کنید با اضطراب منقبض می‌شود، میدان انقباض را دریافت می‌کند، نه تأیید را. به همین دلیل است که می‌توانید تمام روز عشق را تجسم کنید. اما اگر قلب شما زره‌پوش و بسته باشد، میدان انزوا را ثبت می‌کند، نه ارتباط را.

این تله‌ای است که مردم را در خط زمانی قدیمی نگه می‌دارد. آن‌ها معتقدند تغییر از بیرون با شرایط، با اعمال، با نتایج شروع می‌شود. اما تغییر کوانتومی از درون با حالت، با انسجام، با هماهنگی آغاز می‌شود. شما باید به نسخه‌ای از خودتان تبدیل شوید که قبلاً در خط زمانی مورد نظر زندگی می‌کند. نه روزی دیگر، نه وقتی شواهد برسد، بلکه اکنون. و اینجا جایی است که واقعاً وحشی می‌شود. فیزیک کوانتومی به ما می‌آموزد که همه احتمالات به طور همزمان در میدان پتانسیل وجود دارند. هر خط زمانی، هر نسخه‌ای از شما، هر نتیجه‌ای که می‌توانید تصور کنید، همه آن‌ها در حال حاضر در کوانتوم در حال ارتعاش هستند. وقتی ارتعاش خود را تغییر می‌دهید، چیزی از هیچ نمی‌سازید. شما به نسخه‌ای که تمام مدت منتظر شما بود فرو می‌روید. به همین دلیل است که عرفا، مخترعان و متفکران بزرگ در طول زمان در مورد قدرت فرکانس، اعداد، کدها صحبت کرده‌اند. نیکولا تسلا مشهور گفته است: "اگر فقط عظمت اعداد 3، 6 و 9 را می‌دانستید، کلید جهان را در اختیار داشتید." این اعداد ترفندهای جادویی نیستند. آن‌ها به الگوهای جهانی، هارمونیک‌ها و حقیقت عمیق اشاره می‌کنند که واقعیت خود را بر اساس ارتعاش سازماندهی می‌کند. بنابراین، سؤال این نیست که چگونه به آنچه می‌خواهم برسم؟ سؤال واقعی این است که من از نظر ارتعاشی باید به چه کسی تبدیل شوم تا با خط زمانی که در آن قبلاً وجود دارد هماهنگ شوم. و شدن وانمود کردن نیست. شدن جعل کردن نیست. شدن اجرا کردن نیست. شدن یک تغییر کامل بدن و روح به سوی انسجام است. این آغاز تغییر کوانتومی است. شما اینجا نیستید که با خط زمانی قدیمی مبارزه کنید. شما اینجا هستید تا به فرکانس خط زمانی جدید صعود کنید.

اما قبل از اینکه بتوانیم عمیق‌تر به چگونگی انجام این کار بپردازیم، می‌خواهم مکث کنید و در مورد این موضوع تأمل کنید. کدام نسخه از شما امروز انتخاب‌هایتان را انجام داده است؟ کدام خط زمانی را با تمرکز، توجه و انرژی خود تغذیه کرده‌اید؟ و آیا آماده هستید که به آن نسخه اجازه دهید برود تا یک نسخه جدید بتواند ظاهر شود؟ با این سؤالات بنشینید. به آن‌ها نفس بکشید. لبه‌هایی را که در درون شما فشار می‌آورند احساس کنید. زیرا در بخش بعدی، به نیروهای نامرئی که شما را در حلقه‌ی قدیمی قفل کرده‌اند، خواهیم پرداخت. مقاومت، الگوهای ناخودآگاه، تأثیرات احساسی و چگونگی ربودن تلاش‌های شما برای تغییر. این لایه‌ای است که هیچ کس شما را در مورد آن هشدار نمی‌دهد. بخشی که توضیح می‌دهد چرا بسیاری از مردم نظریه تجلی کوانتومی را می‌دانند اما هرگز تحول را تجربه نمی‌کنند. آیا آماده هستید که آن را کشف کنید؟ پس بیایید در مورد دلیل واقعی عدم تغییر افراد صحبت کنیم. این به این دلیل نیست که آن‌ها تنبل هستند. این به این دلیل نیست که آن‌ها به اندازه کافی تغییر نمی‌خواهند. و مطمئناً به این دلیل نیست که آن‌ها تجلی را اشتباه انجام می‌دهند. این به این دلیل است که آن‌ها هنوز با نسخه‌ای از خودشان درگیر هستند که برای زنده ماندن در خط زمانی قدیمی سیم‌کشی شده است. و آن نسخه، اگرچه منسوخ شده است، اما آشنا است. و ذهن ناخودآگاه بیشتر از پیشرفت، به چیزهای آشنا علاقه دارد.

خط زمانی قدیمی برای ادامه بازی به اجازه شما نیاز ندارد. فقط به مشارکت شما نیاز دارد. هر بار که به همان روش واکنش نشان می‌دهید، همان داستان را تعریف می‌کنید، همان نتیجه را انتظار دارید، سیگنال تقویت می‌شود. این مانند یک مسیر عصبی فرسوده در مغز است. هر چه بیشتر در آن راه بروید، عمیق‌تر می‌شود. و به زودی آن مسیر خودکار می‌شود. شما دیگر خط زمانی خود را انتخاب نمی‌کنید. این خط زمانی شما را انتخاب می‌کند. اینجا جایی است که فیزیک کوانتومی و علوم اعصاب به گونه‌ای با هم تلاقی می‌کنند که بیشتر مردم از آن غافل هستند. در مکانیک کوانتومی، اثر ناظر به ما می‌گوید که عمل مشاهده، موجی از پتانسیل بی‌نهایت را به یک رویداد واحد، یک ذره، یک انتخاب، یک واقعیت فرو می‌ریزد. اما این پیچش است. شما فقط با چشمان خود واقعیت را مشاهده نمی‌کنید. شما آن را با باورهای خود، احساسات خود، انتظارات خود مشاهده می‌کنید. اکنون علوم اعصاب را اضافه کنید. 95٪ از رفتار شما توسط ذهن ناخودآگاه هدایت می‌شود که تمام شرطی‌سازی‌های احساسی، آسیب‌ها، باورها و الگوهای هویتی شما را ذخیره می‌کند. این بدان معنی است که بیشتر اوقات این قصد آگاهانه شما نیست که موج را فرو می‌ریزد. این برنامه‌ریزی ناخودآگاه شماست. بگذارید این موضوع جا بیفتد. شما سعی می‌کنید از 5٪ از خودتان که بیدار و آگاه هستید تجلی کنید، در حالی که 95٪ از شما هنوز به ترس، کمبود، بی‌اعتمادی و بقا تنظیم شده است. و کوانتوم به سیگنال غالب پاسخ می‌دهد. بنابراین وقتی مردم می‌گویند تجلی کار نمی‌کند، منظورشان این است که من هنوز ناظر داخلی را که واقعیت من را فرو می‌ریزد تغییر نداده‌ام.

به همین دلیل است که مردم در یک حلقه می‌مانند. به همین دلیل است که می‌توانید شغل، شریک زندگی، شهر خود را تغییر دهید و هنوز هم خود را در همان الگوهای احساسی بیابید. زیرا هیچ چیز خارجی قدرت لغو فرکانس داخلی را که تغییر نکرده است ندارد. بگذارید به روشی دیگر بیان کنم. خط زمانی نمی‌تواند تغییر کند اگر ناظر تغییر نکرده باشد. پس چه چیزی شما را در خط زمانی قدیمی لنگر می‌اندازد؟ معمولاً مقاومت است. و مقاومت مخفیانه است. این به صورت تفکر بیش از حد، تعلل، بی‌حسی احساسی، بیش فعالی، ترس پنهان شده به عنوان منطق، و صدایی که می‌گوید واقع‌بین باشید ظاهر می‌شود. اما مقاومت همیشه به یک چیز خلاصه می‌شود. سیستم شما معتقد است که ماندن در جایی که هستید، حتی اگر از آن متنفر باشید، از جهش به ناشناخته امن‌تر است. و این باور در بدن زندگی می‌کند. آسیب‌های ذخیره شده، سرکوب احساسی، ترس‌های ارثی. همه آن‌ها در سیستم عصبی شما کدگذاری شده‌اند. به همین دلیل است که می‌توانید چیزی را از نظر فکری بدانید اما هنوز نتوانید آن را زندگی کنید. به همین دلیل است که تأییدها بی‌اثر هستند، چرا تجسم‌ها محو می‌شوند، چرا شما به همان چرخه‌های قدیمی بازمی‌گردید. مقاومت در ذهنیت شما نیست، در شیمی شماست. وقتی سیستم عصبی شما تنظیم نشده است، سیگنالی از تهدید به میدان می‌فرستد. حتی زمانی که دهان شما می‌گوید: "آماده‌ام. این تناقض انرژی‌زا به فروپاشی همان نتایج محدود ادامه می‌دهد. این شخصی نیست، فیزیک است. نیکولا تسلا زمانی گفت: "اگر می‌خواهید اسرار جهان را درک کنید، از نظر انرژی، فرکانس و ارتعاش فکر کنید." این استعاری نبود. این واقعی بود. زندگی شما یک فرکانس است. افکار، احساسات، وضعیت بدن، نفس شما، همه آن‌ها الگوی ارتعاشی ایجاد می‌کنند که یا با خط زمانی مورد نظر شما هماهنگ است یا آن را دفع می‌کند.

به همین دلیل است که بسیاری از مردم به اعدادی مانند 36977 یا هندسه مقدس جذب می‌شوند. آن‌ها به طور شهودی احساس می‌کنند که جهان با الگو صحبت می‌کند، که فرکانس‌ها تصادفی نیستند، آن‌ها در واقعیت کدگذاری شده‌اند. شما فقط یک فرد نیستید که در حال پیمایش زندگی هستید. شما یک مولد فرکانس هستید که در یک میدان پاسخگو تعبیه شده است. و شما آنقدر طولانی همان الگوی قدیمی را پخش کرده‌اید که آن را با هویت خود اشتباه گرفته‌اید. اما این خبر خوب است. شما مجبور نیستید با آن الگو مبارزه کنید. فقط باید از تغذیه آن دست بردارید. اجازه دهید از شما بپرسم، کجا هنوز در حالی که ایمان را اعلام می‌کنید، در ترس می‌لرزید؟ کجا هنوز در حالی که به دنبال عشق هستید، برای طرد شدن آماده می‌شوید؟ کجا هنوز در حالی که احساس شایستگی نمی‌کنید، سعی می‌کنید فراوانی را جذب کنید؟ این‌ها تناقضات ظریفی هستند که مانع از تغییر خطوط زمانی می‌شوند. در بخش بعدی این سفر، خواهیم دید که در عمل چه چیزی واقعاً برای تغییر خطوط زمانی لازم است، نه در تئوری، بلکه در عمل تجسم‌یافته. شما یاد خواهید گرفت که چگونه آگاهی و ناخودآگاه را هماهنگ کنید، چگونه بدن خود را به انسجام تنظیم کنید و چگونه به عنوان نسخه‌ای از خودتان که در حال حاضر در واقعیت جدید زندگی می‌کند ظاهر شوید. اما قبل از اینکه به جلو برویم، می‌خواهم شما را به چیزی واقعی دعوت کنم. اگر احساس می‌کنید که چیزی در حال جا افتادن است، و اگر بخشی از شما به قدرت خودتان بیدار می‌شود، مشترک شوید. در این فضا بمانید. با ما رشد کنید. و در نظرات، یک کلمه، یک کلمه واحد که نمایانگر حلقه‌ای است که آماده شکستن آن هستید را بنویسید. شاید ترس باشد. شاید کمبود باشد. شاید سکوت باشد. هر چه هست، آن را نام ببرید. نه برای من، برای خودتان. زیرا نامگذاری حلقه اولین عمل انحلال آن است.

اکنون به بخشی می‌رسیم که بیشتر مردم هرگز به آن نمی‌رسند. نه به این دلیل که پنهان است، بلکه به این دلیل که آنقدر ساده است که از آن غافل می‌شوند. تغییر خطوط زمانی در مورد مجبور کردن میدان کوانتومی به اطاعت از شما نیست. این در مورد هماهنگی کامل با نسخه‌ای از شماست که در حال حاضر واقعیت مورد نظر را زندگی می‌کند، به طوری که خط زمانی قدیمی دیگر نمی‌تواند شما را نگه دارد. بیایید این را تجزیه کنیم. میدان کوانتومی را مانند اقیانوسی وسیع از امکانات در نظر بگیرید. هر خط زمانی، هر نسخه‌ای از شما، هر نتیجه‌ای که قبلاً در آن اقیانوس به عنوان یک موج وجود دارد. وقتی تمرکز می‌کنید، وقتی مشاهده می‌کنید، وقتی هماهنگ می‌شوید، یک موج خاص را به شکل فرو می‌ریزید. اما این کلید است. شما موج را با خواستن آن فرو نمی‌ریزید. شما آن را با تطبیق دادن فرو می‌ریزید. و تطبیق فقط ذهنی نیست. این احساسی، فیزیکی، ارتعاشی است. این نحوه‌ی زنگ زدن کل سیستم شماست وقتی در انسجام هستید. پس چرا مردم در تطبیق با خط زمانی جدید مشکل دارند؟ زیرا سعی می‌کنند با فکر کردن در مورد آن به آنجا برسند. آن‌ها تغییر را به صورت فکری درک می‌کنند. من می‌دانم فراوانی در دسترس است. من می‌دانم عشق امکان‌پذیر است. من می‌دانم که می‌توانم بهبود یابم. اما دانستن کافی نیست. بدن شما باید بداند. احساسات شما باید بداند. نفس شما، وضعیت بدن شما، عادات شما، هویت شما، همه آن‌ها باید سیگنال بدهند. من اکنون نسخه‌ای از خودم هستم که به این خط زمانی تعلق دارم.

اینجاست که تجسم وارد می‌شود. تجسم یک کلمه‌ی پرطمطراق نیست. این حلقه‌ی گمشده است. این عمل سکونت در فرکانسی است که می‌خواهید قبل از اینکه جهان خارج به شما اجازه دهد. بگذارید مثالی برای شما بزنم. اگر در حال تغییر به سمت خط زمانی فراوانی هستید، تجسم ممکن است به معنای خرج کردن پول با اعتماد به نفس به جای وحشت باشد. ممکن است به معنای نفس کشیدن در بدن شما باشد وقتی ترس از کمبود بالا می‌رود به جای فرو رفتن در اضطراب. ممکن است به معنای حضور در فرصت‌ها با گشاده‌رویی به جای آماده شدن برای ناامیدی باشد. اگر در حال تغییر به سمت خط زمانی عشق هستید، تجسم ممکن است به معنای نرم کردن قلب شما باشد وقتی می‌خواهید خودتان را ببندید. ممکن است به معنای ریسک کردن احساسی باشد. ممکن است به معنای تمرین آسیب‌پذیری باشد، حتی زمانی که زخم‌های قدیمی شما به شما می‌گویند که پنهان شوید. اگر در حال تغییر به سمت خط زمانی سلامتی هستید، تجسم ممکن است به معنای رفتار با بدن شما باشد، گویی که در حال حاضر در حال بهبودی، در حال بازسازی است. ممکن است به معنای تغذیه آن با احترام، حرکت دادن آن با سپاسگزاری، استراحت دادن به آن با عشق باشد. الگو را ببینید؟ شما منتظر نمی‌مانید تا خط زمانی تغییر کند تا زندگی متفاوتی را شروع کنید. شما زندگی متفاوتی را شروع می‌کنید و خط زمانی تغییر می‌کند. به همین دلیل است که بسیاری از تلاش‌های تجلی شکست می‌خورند. آن‌ها مشروط هستند. وقتی شغل را بگیرم، سپاسگزار خواهم بود. وقتی رابطه را پیدا کنم، آرام خواهم شد. وقتی پول برسد، احساس فراوانی خواهم کرد. اما کوانتوم به این شکل کار نمی‌کند. میدان من شما را آزمایش نمی‌کند یا مجازات نمی‌کند. این شما را منعکس می‌کند. و انعکاس به طور آنی اتفاق می‌افتد، نه بعد از تأخیر.

اینجاست که ما به خرد تسلا، 369، الگوهای جهانی کدگذاری شده در واقعیت بازمی‌گردیم. این‌ها خرافات نیستند. این‌ها یادآور هستند. آن‌ها ما را به این حقیقت بازمی‌گردانند که زندگی خود را بر اساس انرژی، نه تلاش، سازماندهی می‌کند. بنابراین، کار واقعی این می‌شود که آیا می‌توانید منسجم شوید؟ آیا می‌توانید ذهن، قلب، بدن و اعمال خود را حتی زمانی که هیچ چیز خارجی هنوز تغییر نکرده است، هماهنگ کنید؟ آیا می‌توانید سیگنال را به اندازه کافی طولانی نگه دارید تا موج فرو بریزد؟ زیرا این پارادوکسی است که هیچ کس در مورد آن صحبت نمی‌کند. خط زمانی زمانی تغییر نمی‌کند که از انتظار خسته شوید. خط زمانی زمانی تغییر می‌کند که انتظار دیگر بخشی از فرکانس شما نباشد. مکث کنید. این را نفس بکشید. این کد کوانتومی است. نسخه‌ای از شما که آنچه را می‌خواهید دارد در آینده نیست. آن‌ها در حال حاضر با فرکانسی در حال ارتعاش هستند که شما می‌توانید امروز به آن دسترسی داشته باشید. سؤال این است که آیا شما به آن تنظیم خواهید شد؟ قبل از اینکه به جلو برویم، در مورد این موضوع تأمل کنید. اگر به عنوان نسخه‌ای از خودتان که در حال حاضر در خط زمانی مورد نظر است عمل می‌کردید، نفس می‌کشیدید و حرکت می‌کردید، روز شما چگونه به نظر می‌رسید؟ چه انتخاب‌های کوچکی تغییر می‌کرد؟ چه عادات احساسی تغییر می‌کرد؟ چه مکالماتی پایان می‌یافت یا آغاز می‌شد؟ این در مورد ژست‌های بزرگ نیست. این در مورد هماهنگی ظریف و مداوم است. در بخش بعدی، خواهیم دید که چگونه این بینش‌ها را به عمل تبدیل کنیم. چگونه از چرخیدن در اطلاعات دست برداریم و شروع به زندگی در تغییر لحظه به لحظه کنیم. آیا آماده هستید که خط زمانی را که در حال تعقیب آن بوده‌اید تجسم کنید؟ در بخش بعدی، خواهیم دید که چگونه این بینش‌ها را به عمل تبدیل کنیم. چگونه از چرخیدن در اطلاعات دست برداریم و شروع به زندگی در تغییر لحظه به لحظه کنیم. آیا آماده هستید که خط زمانی را که در حال تعقیب آن بوده‌اید تجسم کنید؟

بیایید از اینجا شروع کنیم. تنها عملی که مهم است عملی است که شما واقعاً زندگی می‌کنید. ما در عصری زندگی می‌کنیم که مصرف دانش، جمع‌آوری تکنیک‌ها، تماشای ویدیوهای تجلی و با این حال هرگز ادغام کردن آسان است. چرا؟ زیرا مصرف مانند پیشرفت احساس می‌شود. اما پیشرفت فقط زمانی اتفاق می‌افتد که بدن، نفس، اعمال شروع به تطبیق با اطلاعات کنند. پس چگونه تغییر کوانتومی را به زندگی روزمره وارد کنیم؟ اول، شما باید اصل هم‌ترازی خرد را درک کنید. بیشتر مردم فکر می‌کنند تغییر خطوط زمانی نیاز به تغییرات عظیم و دراماتیک دارد. اما واقعیت کوانتومی به انسجام، نه اندازه پاسخ می‌دهد. یک عمل کوچک که با نیت خالص و هماهنگ انجام می‌شود، می‌تواند وزن ارتعاشی بیشتری نسبت به یک ژست بزرگ و دیوانه‌وار که از ناامیدی انجام می‌شود داشته باشد. بیایید این را به مثال‌های ساده زندگی تقسیم کنیم. اگر در حال تغییر به سمت فراوانی هستید، تمرین شما ممکن است نفس کشیدن عمیق باشد وقتی افکار کمبود به وجود می‌آیند به جای اینکه به ترس فرو بروید. ابراز سپاسگزاری برای منابع کوچک، تقویت سیگنال من به اندازه کافی دارم. خرج کردن پول با حضور و اعتماد به نفس به جای وحشت یا گناه.

اگر در حال تغییر به سمت عشق هستید، تمرین شما ممکن است باز کردن وضعیت بدن شما باشد وقتی می‌خواهید کوچک شوید یا پنهان شوید. با مهربانی ارتباط برقرار کردن به جای عقب نشینی در محافظت از خود، گفتن کلمات محبت‌آمیز، حتی اگر آسیب‌پذیری احساس لبه‌دار باشد. اگر در حال تغییر به سمت سلامتی هستید، تمرین شما ممکن است تنظیم شدن در احساسات ظریف نشاط باشد که در حال حاضر در بدن شما وجود دارد. انتخاب غذاها، حرکات و استراحت با انرژی احترام، نه مجازات. گرفتن گفتگوی درونی انتقاد و تغییر آن به حمایت. این اعمال کوچک کلیدهای کوانتومی هستند. آن‌ها به میدان می‌گویند: "این کسی است که من اکنون هستم. نه کسی که سعی می‌کنم روزی دیگر شوم، بلکه کسی که تصمیم گرفته‌ام امروز باشم." اما این بخشی است که بیشتر مردم از دست می‌دهند. تمرین در مورد کمال نیست. این در مورد بازگشت است. شما نوسان خواهید کرد. شما به حلقه‌های قدیمی باز خواهید گشت. شما خودتان را خواهید دید که از خط زمانی قدیمی فکر می‌کنید، احساس می‌کنید یا عمل می‌کنید. این بدان معنا نیست که شما شکست خورده‌اید. این بدان معناست که شما زنده هستید. قدرت در هرگز لغزش نکردن نیست. قدرت در سرعت بازگشت شماست. هر بار که متوجه می‌شوید که به فرکانس قدیمی لغزیده‌اید و خودتان را به آرامی به عقب هدایت می‌کنید، خط زمانی جدید را تقویت می‌کنید. هر بار که مکث می‌کنید، نفس می‌کشید و انسجام را بر آشوب ترجیح می‌دهید، تغییر را تقویت می‌کنید. هر بار که طوری عمل می‌کنید که گویی واقعیت جدید در حال حاضر درست است، حتی زمانی که جهان خارج هنوز به آن نرسیده است، موج را فرو می‌ریزید. این رقص تجسم کوانتومی است.

اکنون، بیایید در مورد ابزارها صحبت کنیم. برای برخی از افراد، تمرین‌هایی مانند تنفس، مراقبه و تجسم به تنظیم سیستم کمک می‌کند. برای برخی دیگر، استفاده از نمادهای مقدس، اعدادی مانند 369 یا 777 یا فرکانس‌های صدا قدرتمند احساس می‌شود. این ابزارها ترفندهای جادویی نیستند. آن‌ها دستگاه‌های لنگر هستند. آن‌ها به ناخودآگاه کمک می‌کنند تا پیامی مبنی بر اینکه من با واقعیت جدید هماهنگ هستم را دریافت کند. اما به یاد داشته باشید، هیچ ابزاری بدون مشارکت تجسم‌یافته کار نمی‌کند. شما نمی‌توانید تغییر خود را به یک آیین واگذار کنید. آیین کار می‌کند زیرا شما کار می‌کنید. بنابراین این دعوت شما برای امروز است. یک الگو از خط زمانی قدیمی را که آماده مختل کردن آن هستید شناسایی کنید. یک عمل عملی کوچک را انتخاب کنید که خط زمانی جدید را تجسم می‌کند. متعهد شوید که امروز آن عمل را با حضور، با صداقت، با عشق انجام دهید. ممکن است چیزی به کوچکی مکث کردن برای سه نفس آگاهانه قبل از واکنش باشد. ممکن است انتخاب کردن برای گفتن یک جمله از خود مورد نظر شما باشد، نه خود ترسناک شما. ممکن است به آرامی بنشینید و خودتان را در حالی که توسط فرکانس واقعیت انتخابی شما احاطه شده است تجسم کنید. این در مورد کاری که انجام می‌دهید نیست. این در مورد چگونگی انجام آن است. و زیبایی این است که کوانتوم برای جبران نیاز به زمان ندارد. این در حال حاضر پاسخ می‌دهد.

هنگامی که وارد این تمرین می‌شوید، به یاد داشته باشید که تنها نیستید. شما بخشی از جمعی از موجوداتی هستید که به قدرت خود بیدار می‌شوند، ماهیت خلاق خود را دوباره کشف می‌کنند و یاد می‌گیرند که چگونه با میدان برقصند. و این کانال، این فضا در اینجا است تا در کنار شما قدم بزند. بنابراین قبل از اینکه به بخش نهایی این سفر برویم، بخشی که در آن خواهیم دید که چگونه تغییر را حفظ کنیم و واقعاً در خط زمانی جدید زندگی کنیم، دعوت می‌کنم، اگر این ویدیو چیزی را در شما برانگیخته است، اگر احساس می‌کنید که نبض امکانات در درون شما باز می‌شود، مشترک شوید. به این جامعه نزدیک بمانید. به این مکالمات نزدیک بمانید. و در نظرات، یک عمل کوچک که امروز به آن متعهد هستید را به اشتراک بگذارید. چیزی که شما را در خط زمانی جدیدتان لنگر می‌اندازد. این می‌تواند به سادگی نفس کشیدن، اعتماد کردن یا باز بودن باشد. کلمه‌ی شما مهم است. عمل شما مهم است زیرا شما مهم هستید.

بنابراین ما در آخرین مرحله‌ی این سفر با هم هستیم. شما از علم، انرژی، لایه‌های ناخودآگاه و تمرین‌های تجسم‌یافته عبور کرده‌اید. اما اکنون مهم‌ترین بخش می‌آید. حفظ تغییر زیرا میدان کوانتومی اهمیتی نمی‌دهد که یک بار از خط زمانی جدید بازدید کنید. وقتی در آنجا زندگی می‌کنید، اطراف شما را تغییر شکل می‌دهد. بیشتر مردم تجلی را مانند یک رویداد واحد در نظر می‌گیرند. آن‌ها تجسم می‌کنند، تأیید می‌کنند، یادداشت‌برداری می‌کنند، منتظر می‌مانند. و وقتی نتایج بلافاصله ظاهر نمی‌شوند، به فرکانس قدیمی بازمی‌گردند، بدون اینکه بدانند که جادوی واقعی، تحول واقعی در ماندن است. پایداری کلید اصلی تغییر کوانتومی است. بیایید واضح باشیم. این به معنای مجبور کردن خودتان به احساس خوب در تمام مدت نیست. این به معنای نادیده گرفتن چالش‌ها یا وانمود کردن اینکه شما ارتعاش بالایی دارید در حالی که ندارید نیست. این به معنای توسعه ظرفیت احساسی و انرژی‌زا برای بازگشت مکرر به هماهنگی است. هر بار که نوسان می‌کنید و برمی‌گردید، سیگنال را تقویت می‌کنید. هر بار که متوجه می‌شوید که یک حلقه‌ی قدیمی شما را می‌کشد و به آرامی خط زمانی جدید را انتخاب می‌کنید، تغییر را تقویت می‌کنید. هر بار که عمل می‌کنید، صحبت می‌کنید، نفس می‌کشید و انتخاب می‌کنید، گویی که در حال حاضر در حالت مورد نظر زندگی می‌کنید. خط زمانی قدیمی قدرت خود را از دست می‌دهد. این مجازات نیست. این تسلط است. شما در حال یادگیری چگونگی تبدیل شدن به سیگنال کوانتومی هستید که موج را فرو می‌ریزد. نه گاهی اوقات، نه وقتی که راحت است، بلکه به عنوان یک شیوه‌ی زندگی.

اجازه دهید نقشه راه ساده‌ای را به شما ارائه دهم. اول، آگاهی روزانه. روز خود را نه با لیست کارهایتان، بلکه با یک تنظیم شروع کنید. از خودتان بپرسید، چه فرکانسی را به امروز می‌آورم؟ آیا ترس یا اعتماد را حمل می‌کنید؟ آیا انتظار مبارزه یا جریان دارید؟ نیت را حتی قبل از اینکه پاهایتان به زمین برسد تعیین کنید. دوم، عمل تجسم‌یافته. در طول روز، هم‌ترازی خرد را تمرین کنید. متوجه شوید که چه زمانی اعمال شما با خط زمانی مورد نظر شما مطابقت دارد و چه زمانی ندارد. اگر فراوانی می‌خواهید، آیا با سخاوت یا کمبود عمل می‌کنید؟ اگر عشق می‌خواهید، آیا باز هستید یا زره‌پوش؟ اگر سلامتی می‌خواهید، آیا پرورش می‌دهید یا غفلت می‌کنید؟ تغییرات کوچک و مکرر مهم‌تر از جهش‌های بزرگ گاه به گاه هستند. سوم، تنظیم احساسات. شما تحریک خواهید شد. شما به شک و تردید خواهید افتاد. این انسانی است. قدرت نه در اجتناب از آن، بلکه در بازگشت است. نفس بکشید، زمین شوید، دوباره با نسخه‌ای از خودتان که در حال حاضر می‌داند این کسی است که من هستم، ارتباط برقرار کنید. چهارم، جامعه و نمادها. خودتان را با یادآورها احاطه کنید. نمادهایی مانند اعداد، مانتراها یا تصاویر مقدس که شما را در انسجام لنگر می‌اندازند. به جوامع و صداهایی که خط زمانی انتخابی شما را تقویت می‌کنند نزدیک بمانید. بگذارید جهان خارج متحد شما شود، نه یک حواس‌پرتی. در نهایت، سپاسگزاری تقویت‌کننده است. سپاسگزاری امضای احساسی داشتن قبلی است. وقتی سپاسگزاری را تمرین می‌کنید، به کوانتوم سیگنال می‌دهید، من هماهنگ هستم. من پذیرا هستم. من کامل هستم. این انسجام میدان شما را تقویت می‌کند و فروپاشی خط زمانی مورد نظر را تسریع می‌کند.

به یاد داشته باشید، شما این کار را برای رسیدن به جایی انجام نمی‌دهید. شما این کار را انجام می‌دهید زیرا این همان جایی است. شما در حال تعقیب خط زمانی نیستید. شما در حال تبدیل شدن به خط زمانی هستید. می‌خواهم از شما برای همراهی در این سفر تشکر کنم. شما همان فردی نیستید که پخش این ویدیو را فشار دادید. شما کمی متفاوت‌تر در حال ارتعاش هستید. شما آگاهی جدید، کد جدید، امکان جدیدی را در درون خود حمل می‌کنید. جادوی واقعی در به یاد آوردن همه چیزهایی که در مورد آن صحبت کرده‌ایم نیست. جادوی واقعی در کاری است که شما بعداً انجام می‌دهید. بنابراین این دعوت من است. نه یک تکلیف خانگی، نه یک چک لیست، فقط یک دعوت زنده و نفس‌کش. در 24 ساعت آینده، خودتان را غافلگیر کنید. یک کار انجام دهید، فقط یک کار که متعلق به نسخه‌ای از شماست که در خط زمانی مورد نظر شما زندگی می‌کند. شاید یک انتخاب، یک ژست، یک مکالمه یا حتی یک تغییر خصوصی در ذهن یا قلب شما باشد. نیازی نیست بزرگ باشد. فقط باید واقعی باشد. و وقتی این کار را انجام می‌دهید، این را بدانید. شما دیگر منتظر تغییر نیستید. شما در حال بودن آن هستید. اگر این ویدیو چیزی را در شما برانگیخته است، دوست دارم مشترک شوید. نه به این دلیل که شما در حال دنبال کردن یک کانال هستید، بلکه به این دلیل که شما در حال قدم گذاشتن به فضایی هستید که این نوع بیداری‌ها خط پایه ما هستند، جایی که ما به طور مشترک فرکانس را افزایش می‌دهیم. از حضور شما سپاسگزارم. از انرژی شما سپاسگزارم. از جسارت شما برای تبدیل شدن به بیشتر آنچه واقعاً هستید سپاسگزارم. به پیش بروید. به انتخاب ادامه دهید. به غافلگیر کردن خود ادامه دهید زیرا وقتی این کار را می‌کنید، میدان کوانتومی همیشه پاسخ می‌دهد.