Transcription
و من از شما میخواهم که پیشبینی و برآورد کنید. پس جسور باشید. اما خب، شما میدانید که ایالات متحده، فکر میکنم آنچه منصفانه است آن را حباب دارایی بنامیم، تجربه کرده است. قطعاً آن را در بازارهای املاک و مستغلات میبینید، اما نه فقط املاک و مستغلات. خب، ارزهای دیجیتال و غیره. چه اتفاقی برای داراییها در ایالات متحده میافتد، با پیشرفت این جنگ و تغییر سیستم جهانی؟ خب، خب، من در اصل البته در بازارهای املاک و مستغلات، ما چرخههای بزرگی داریم. آنها به آرامی حرکت میکنند و چرخهها تابعی از نرخ بهره در املاک و مستغلات و مقدار اعتبار، مهمتر از آن، برای معاملات املاک و مستغلات هستند. خب، داراییها تا حدودی گران هستند، جرأت میکنم بگویم در ایالات متحده، اما به خصوص وقتی به بازارهای سهام نگاه میکنید، لزوماً به معنای سقوط فوری نیست، اما من فکر میکنم ما به سمت یک بحران در حال حرکت هستیم و دوباره، شما میدانید، اگر به بازی بزرگی که در حال انجام است نگاه کنید، کاملاً واضح است که این اتفاق باید بیفتد، اگر فرضیه کاری این باشد که نیروهایی در آنجا وجود دارند که میخواهند آمریکا را از تخت پایین بکشند. >> بله. >> و این نیروها ممکن است حتی در آمریکا فعال باشند. >> شکی در آن نیست. >> خب، و این به معنای برکناری دلار نیز هست. خب، و این توضیح میدهد که چرا چین در گذشته با سرمایهگذاری آمریکا تقویت شده بود، زیرا شما این دشمن را میسازید که میتواند به سرنگونی آمریکا کمک کند. خب، اگر مطمئن شوید که آمریکا پرخاشگر باقی میماند و سیاستهای ضد چینی را اتخاذ میکند، میدانید، که تا حدی نیز به نظر میرسد اتفاق میافتد. پس سناریوهای اینجا چیست و راه چیست؟ خب، همانطور که گفتیم، هر زمان که این جنگهای بزرگ را داشته باشیم، آنها منجر به تغییرات سیستم ارزی و تغییرات سیستم مالی جهانی میشوند، بنابراین ما ابتدا از پوند انگلیس که روی استاندارد طلا بود و از آن خارج شد، سپس به استاندارد دلار بریتون وودز که استاندارد طلا بود، رفتیم، اما البته استاندارد طلا، میدانید، برخی افراد فکر میکنند اوه، این یعنی یک به یک با طلا و شما نمیتوانید پول ایجاد کنید. نه، هرگز این اتفاق نیفتاد. چنین استاندارد طلایی هرگز وجود نداشته است. همیشه ایجاد اعتبار بانکی بوده است و اینگونه بازی واقعی انجام میشود. اما این نوعی محدودیت است، زیرا به محض اینکه متوجه میشوید آمریکا دلارهای زیادی را برای خرید دارایی در اروپا ایجاد میکرد، فرانسویها هنوز بخشی از ناتو نبودند، بنابراین بخشی از ساختار فرماندهی نبودند. این فرانسویها بودند که >> صدا زدند >> مانند طلای ما، لطفاً. >> و آنها گفتند، "باشه، شما این همه دلار چاپ میکنید و ما را میخرید. خب، کاری که ما میتوانیم انجام دهیم این است که این دلارها را اکنون به طلا تبدیل کنیم. ما میخواهیم طلا ببینیم." خب، این، میدانید، خب، اما پس از آن ما از شوک نیکسون در سال ۷۱، نکول آمریکا بر تعهدات طلای بینالمللی خود، عبور کردیم. سپس به پترودلار رفتیم که البته بسیار نزدیک به اقدامات در خاورمیانه و تمام جنگهای خاورمیانه گره خورده است. نفت فقط در ازای دلار آمریکا فروخته میشد. هر کسی که خلاف آن عمل میکرد، چه در عراق، صدام حسین، چه در لیبی، قذافی، این یک نه بزرگ بود و منجر به عواقب شدید، جنگ و کشته شدن برای آن میشد. شما برای آن کشته میشوید، دقیقاً. خب، پس مرحله بعد چیست؟ زیرا همچنین وقتی آخرین، میدانید، وقتی شوک نیکسون اتفاق افتاد و ما از دلار طلایی به پترودلار رفتیم، تورم نیز وجود داشت. تورم یک استتار خوب است که میدانید، باعث میشود بازآرایی سیستم پولی آسانتر شود. این به هر حال کاملاً تورم پولی بود، نه ناشی از انرژی. بانکهای مرکزی مقدار زیادی پول ایجاد میکردند. اما ما همین را در سال ۲۰۲۰ با ایجاد پول کووید توسط بانکهای مرکزی داشتیم. هیچ توجیه اقتصادی برای این وجود نداشت. واضح بود که ۱۸ ماه بعد تورم خواهیم داشت. در نتیجه، این همان اتفاقی است که افتاد. بنابراین به نظر میرسد که ما و میدانید، اکنون میتوانیم، به نظر میرسد که ما به سمت دومین موج تورم در حال حرکت هستیم. هنوز در مراحل اولیه است و کاملاً مشخص نیست، اما این حدس من خواهد بود بدون داشتن دادههای لازم، اما من فکر میکنم موج دوم تورم وجود خواهد داشت. اما ما قبلاً موج اول را داشتیم و نشان میدهد که ما در این مرحله از حرکت به سمت بازآرایی بعدی سیستم پولی هستیم. آن چه خواهد بود؟ خب، به نظر میرسد که به طور فزایندهای واضح است که مبتنی بر هویت دیجیتال خواهد بود و من فکر میکنم بنابراین باید با شناسه دیجیتال در همه جبههها مخالفت کنیم. ما انسان هستیم. ما رقم نیستیم، میدانید. ما ارقام داریم، ۱۰ رقم، باشه؟ اما، میدانید، ما نباید خود را در معرض این رژیم قرار دهیم که در آن اگر مدارک شناسایی دیجیتال مناسب را ارائه ندهید، به عنوان یک انسان پذیرفته نمیشوید و در واقع حقوق انسانی ندارید. منظورم این است که این، میدانید، غیرانسانی است. ما باید آن را فقط بر اساس آن اصل رد کنیم، اما دلایل بسیار دیگری نیز وجود دارد که چرا باید آن را رد کنیم. این آغاز این رژیم کنترلی یک ارز دیجیتال است. اکنون ارز دیجیتال به خودی خود چیز بدی نیست، زیرا نیم قرن است که از ارز دیجیتال بانکی، BDC، میتوانیم آن را بنامیم، استفاده میکنیم، زیرا سیستم بانکی دیجیتال بوده و بیشتر پول توسط بانکها ایجاد میشود. این پول دیجیتال است. ما از پول دیجیتال بانکی غیرمتمرکز استفاده کردهایم و در واقع به خوبی کار کرده است و بانکها هرگز دادههای تراکنش شخصی ما را به کسی نفروختهاند. بنابراین در واقع باید بانکها را ستایش کنیم، زیرا رژیم جدید همه چیز درباره اطلاعات ما، درباره تراکنشهای ما است که آزادانه فروخته میشود. دولت اکنون فیس بوک است و و بله برای دستکاری ما استفاده میشود، چه در انتخابات و چه، میدانید، برای فروش محصولات و خدمات که واقعاً به آنها نیاز نداریم. بنابراین، این یک ارز دیجیتال خواهد بود. به عنوان CBDC، ارز دیجیتال بانک مرکزی، بازاریابی میشود. من آن را کنترل دیجیتال بانک مرکزی مینامم، زیرا این همان چیزی است که هست. این واقعاً یک ارز نیست. این بیشتر کنترل است، همانطور که کاترین آستین فیتز همیشه به درستی اشاره میکند. و بنابراین، چون ما از BDC، ارز دیجیتال بانکی استفاده کردهایم، تفاوت چیست؟ این مرکزی است. آنها به ما توجیه کریستین لاگارد را میگویند که اوه، ما به این دلیل به آن نیاز داریم که بیت کوین وجود دارد. ما اکنون به ارز دیجیتال بانک مرکزی نیز نیاز داریم. خب، دیجیتال جنبه جدیدی نیست. ما پول دیجیتال داریم. این جنبه مرکزی است که این موضوع درباره آن است و به خصوص اگر موج دیگری از تورم وجود داشته باشد و در برخی کشورها با چرخههای رونق و رکود که به گونهای تنظیم شدهاند که در آلمان ما در حال حاضر در رکود املاک هستیم. حباب توسط ECB از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۲ تنظیم شد. اکنون قیمت املاک به طور پیوسته در حال کاهش است و بانکها را به آرامی تحت فشار بیشتر و بیشتری قرار میدهد. آنها مجبور شدند این کار را توسط ECB انجام دهند. این همان بازی است. این بازی بانک ژاپن است، میدانید، در ژاپن. و بنابراین بحران بانکی البته برای راهاندازی CBDC ایدهآل است و تورم. این برای اروپا است. در کشورهای دیگر، ممکن است توجیهات کمی متفاوت برای معرفی آن وجود داشته باشد. اما یک بحران به یک یا روش دیگر همیشه خوب است. جنگ البته حتی بهتر است، زیرا سپس فقط احکام مستقیم زمان جنگ است. شما نمیتوانید کاری انجام دهید. زمان جنگ است. شما باید هر آنچه به شما گفته میشود بپذیرید. و به عنوان یک اقدام زمان جنگ، البته، این نهایی است، میدانید، اگر همه چیز دیگر شکست بخورد، قطعاً اقدامات زمان جنگ برای معرفی این اقدامات استفاده خواهد شد. بنابراین، ما به سمت سیستمهای کنترل دیجیتال در حال حرکت هستیم که در آنها دیگر کنترلی بر داراییهای نقد خود نداریم. این قابل برنامهریزی، مبتنی بر مجوز خواهد بود. بنابراین فقط آنچه برنامهریزان مرکزی به شما اجازه میدهند پول خود را برای آن استفاده کنید، در چه زمان و مکان و مکانی مجاز خواهد بود. و اگر در مکان اشتباهی باشید، کار نخواهد کرد. و اگر عنوان کتاب اشتباهی را بخرید، کار نخواهد کرد. و غیره. منظورم این است که هیچ محدودیتی برای میزان تنظیم دقیق و کنترل وجود ندارد. اوه، آنها اینقدر قدرت ندارند. آنها نمیتوانند میلیونها نفر را کنترل کنند. خب، این همان چیزی است که تلاش برای ساختن این صدها، در واقع هزاران مرکز داده، درباره آن است. این یک چالش سازمانی برای مدیریت دقیق جمعیت جهان از طریق نظم مالی جدید جهانی است. بله، اما آنها در حال کار بر روی حل آن هستند. هوش مصنوعی واقعاً درباره این است. اگر هوش مصنوعی درباره کمک به ما برای بهرهوری بیشتر بود، اصل عدم تمرکز اعمال میشد، زیرا هر سازمان انسانی و هر استفاده و هر چیزی که انسانها در آن دخیل هستند. اگر اصل عدم تمرکز، جانشینی را معرفی کنید، بهرهورتر خواهد بود. بدون شک کارآمدتر، بهرهورتر. این در بسیاری از زمینهها ثابت شده است. من به جنگ نظامی و کسب و کارها و غیره اشاره کردم. این برای همه درست است. اما این کاری نیست که آنها انجام میدهند. آنها ساختارهای بسیار متمرکز ایجاد میکنند که ثابت میکند موضوع بهرهوری واقعی نیست. موضوع کنترل است، کنترل ما. به همین دلیل آنها به این منابع عظیم نیاز دارند. سپس میتوانید تورم را به راحتی کنترل کنید، زیرا مردم نمیتوانند خرید کنند، زمانی که بانکهای مرکزی به شما اجازه خرید نمیدهند. بنابراین قیمتها نمیتوانند بالا بروند. و همچنین شما حرکت مردم را کنترل میکنید. شما نمیتوانید بلیط بخرید. شما نمیتوانید به اینجا و آنجا بروید، زیرا پول شما خارج از یک منطقه خاص کار نخواهد کرد، چه منطقه زندان ۱۵ دقیقهای باشد یا هر چیز دیگری. این رویای دیکتاتور تمامیتخواه است که به حقیقت پیوسته است. و این ترسناک است. بیشتر مردم هنوز آگاه نیستند که ما چقدر به ترسناکترین و دیستوپیاییترین سیستم نزدیک هستیم که در آن این همه کنترل و قدرت را به دست افراد همیشه کمتر و کمتر میدهیم. و میلیاردها نفر. دوباره، اگر همه خوب باشند، مانند اکثریت مردم، و کنترلکنندگان، نخبگان، برنامهریزان مرکزی خوب باشند، مشکلی نیست. اما تاریخ بشر این را به ما نمیآموزد. و طبیعت انسان را میدانیم که متفاوت است. بیشتر مردم در واقع وقتی قدرت زیادی به آنها داده میشود، وسوسههای قدرت با آن همراه است و بیشتر آنها نمیتوانند آن وسوسهها را تحمل کنند و تسلیم میشوند و سپس قدرت مورد سوء استفاده قرار میگیرد. به همین دلیل است که لرد اکتون، یک ناظر سیاسی بریتانیایی و مشاور نخستوزیران، نتیجه گرفت که قدرت فساد میآورد. بیشتر مردم توسط قدرت فاسد میشوند. آنها نمیتوانند قدرت را تحمل کنند و قدرت مطلق مطلقاً فساد میآورد. ما در مورد قدرت مطلق در دست برنامهریزان مرکزی صحبت میکنیم، اگر اجازه دهیم ارز دیجیتال بانک مرکزی تحمیل شود. و برنامهریزان مرکزی این قدرت مطلق را خواهند داشت، از جمله، میدانید، البته آنها در حال حاضر قدرت پولی را دارند، اما ابزارهایی برای استقرار آن در هر جزئیات برای مدیریت دقیق ما خواهند داشت. این یک بعد جدید قدرت است و به طور موثر شامل سیاست مالی میشود، زیرا در نهایت همه چیز توسط بانک مرکزی کنترل میشود. بنابراین اکنون هنوز میتوانید بگویید، خب، ما برخی سیاستمداران داریم که برای رأیگیری پارلمانی ملاقات میکنند و بودجهها را تعیین میکنند. خب، همه آن منسوخ خواهد شد، زیرا همه چیز توسط بانک مرکزی کنترل خواهد شد. این همان چیزی است که سیاستمداران متوجه آن نیستند که ارز دیجیتال بانک مرکزی اولین گام توسط برنامهریزان مرکزی، برنامهریزان پولی مرکزی برای تصاحب همه چیز است. بنابراین خطرات آنقدر متعدد هستند که کاملاً واضح است که ما باید این را متوقف کنیم. بنابراین، منظورم این است که این واقعاً سناریوی بزرگ است و اینجاست که ما شاهد نیروهایی هستیم که به صورت بینالمللی فشار میآورند، قدرت هر چه بیشتر متمرکز میشود. علیرغم اینکه این بزرگترین درس قرن بیستم است که داشتن مداوم قدرت بیشتر در دست افراد کمتر و کمتر ایده خوبی نیست، این در قرن بیست و یکم بر اساس دروغهایی درباره قرن بیستم شتاب میگیرد. در واقع. در واقع. بله. بهار با طراوتترین زمان سال است و هیچ چیز بهتر از قهوه بلک ریفل آن را تکمیل نمیکند. مقدار زیادی از آن. این یک شرکت آمریکایی است که توسط کهنه سربازان با اعتقاد تأسیس شده است. آنها کل چیز را حول یک ایده ساده بنا کردند. یا درست انجامش بده یا اصلاً انجامش نده. آنها قطعاً آن را درست انجام میدهند. ما میدانیم چون تمام روز آن را مینوشیم. اگر قهوهای بدون نمایش میخواهید، با ساده شروع کنید. دانه کامل اگر خودتان آن را آسیاب میکنید، آسیاب شده اگر این کار را نمیکنید. بدون شیرینکنندههایی که برای پوشاندن متوسط بودن طراحی شدهاند. بدون حقه فصلی که دانههای ضعیف را پنهان میکند. فقط قهوه برشته شده آمریکایی جسورانه که آنچه را که قول میدهد ارائه میدهد. و اگر تنوع را بدون پایین آوردن سطح ترجیح میدهید، این دورهای تنوع قطرهای را امتحان کنید. خطی از رستهای پاد که میچرخند اما هرگز قدرت را به خطر نمیاندازند. استانداردهای ثبات، نظم. با مخلوطهای رقیق شده، با قهوه آمریکایی خالص. میتوانید فقط سیاه یا دورهای تنوع قطرهای را در آمازون تهیه کنید یا مستقیماً به blackriflec.com بروید تا از منبع تهیه کنید. قهوه بلک ریفل، تأسیس شده توسط کهنه سربازان، برشته شده در آمریکا، هنوز ایستاده، هنوز در حال دم کردن. از تماشای کانال یوتیوب ما سپاسگزاریم. امیدواریم در آن مشترک شوید. و راستی، میتوانید روی زنگ کوچک آنجا کلیک کنید و هر بار که ویدیویی تولید میکنیم، اعلان دریافت کنید. امیدواریم این کار را نیز انجام دهید.