Transcription
[موسیقی] با سلام و درود بینندههای عزیز وقت شما بخیر باشد. در این برنامه پامیر مامون با م. بحث ما بر سر این است که حاکمیت طالبان چگونه روی پا نگه داشته شده که رازش در چی است و این را هیچکس پاسخش درست داده نمیداند. خودش میگوید که ملت با ماست. ملت کاملاً زیر پاست. ۱۰ میلیون نفر گریخته. پس چی است سرنوشت رژیم طالب؟ چه خواهد شد؟ مثلاً به نظر شما حالی که آمد آمد ترامپ است و جنگ هم در اطراف افغانستان با توجه به تحولات سوریه محتمل است، یعنی زودترستتر معلوم میشود سرنوشت طالب چه میشود؟ این سوالی است که تنها در افغانستان مطرح نیست. در مجامع همسایههای افغانستان هم مطرح است. در ایران مطرح است. در پاکستان، پاکستانی که در غم مانده، در روسیه، خاصتاً در آسیای میانه. از این سوال همیشه باید تشویش ما به اصطلاح سخن گفته میشود. آیا پاسخ به این سوال در لایههای اسرار گفته نشده پیمان دوحه بین آمریکا و طالبان نیست؟ این پاسخ ما و شما میدانیم که پیمان دوحه با طالبان امضا شد. به مردم افغانستان هیچ ربطی نداشت. اما بین دو گروه، دو طرف، یکی طالب و دیگری افغانستان که ربطی به افغانستان نداشتند، صورت گرفته. یعنی چی؟ دو نیروی غیر وابسته به افغانستان درباره افغانستان پیمان بستند و همگی او را پیمان دوحه میگویند. این قسمتش متوجه شده. به این ترتیب حال تازه افشا شده که در طول البته روند سبز این را افشا کرده که مبلغ ۴۴۶ میلیون، بیش از ۴۴۶ میلیون دلار تنها در سال ۲۰۲۴ دولت بایدن به طالبان این پرداخت کرده است. این غیر از پرداختی است که هفتوار ۸۷ میلیون دلار برای از اینها تحویل داده میشود. این پول به کجا میرود؟ ما کوشش میکنیم به همین سوال پاسخ پیدا بکنیم. پامیر، این پولها به کجا میرود در حالی که مردم کاملاً زیر خط فقر هستند؟ تمام اعلامیههای ملل متحد میگوید که بیشتر از ۲۱ میلیون نفر به نان و روز محتاج است. این پولها کجاست و به چه منظور است؟
سلام به شما و بینندگان عزیز. خب این پولها پولهای عملیاتی است که به طالبان داده میشود برای پیشبرد اجنداهای آمریکا. از جمله مدیریت همان ۲۲ گروه تروریستی که در شمال است مستقر فعلاً. پولها وارد میشود به خاطر پروژه انتقال تروریستها به شمال و دیگر نقاط استراتژیک. البته ناقلین و دیگر تروریستهایی که از خاورمیانه و اینها جمع کردند و یک رنگ میآورند در مناطق مختلف افغانستان به نام مهاجر و به نام هر چیز. حالا جابجایی دارند. این پولها را به خاطر میتوانند که اینها کانالهایی مثل قوشتیپه جور بکنند. صدای یا بندهای آبی را جور بکنند. به او شکلی که فعلاً در هرات علماً اینجا در بند امیر اینها روان است و چند جای دیگر را که اینها پلان کردند و آنها را جور میکنند و کسانی که آنها را جور میکنند معلوم است کی هستند. پروژههایی است که آمریکاییها به اماراتها و قطریها و ترکها دادند که کل از او بر اساس از این است که انرژی آب در افغانستان در کنترل داشته باشد تا کشورهای مثل ایران و دیگر کشورهایی که وابسته به یک گوشهای از آب افغانستان از او را در کنترل داشته باشند و با یک نوع اهرم فشار استفاده بکنند. علاوه بر این، این پول برای استفاده القاعده اینها میتواند. القاعده که در پنجشیر مستقر است و تروریستهای دیگری که در گوشه و کنار دیگر ولایتها هم هست. از جمله بغلان، جغلان یک منطقه بسیار اساسی است. خب مورد از او بعداً صحبت میکنم. یکی از مناطق دیگری که بسیار سرشان سرمایهگذاری کردند، وادی شمالی است نزدیک به تاجیکستان، خاصتاً بدخشان. در جایی که انصارالله با ۲۰ گروه دیگر تروریستی، البته بخش از او بیز گروه تروریستی که از در شمال افغانستان است. یک بخش از او در تاجیکستان است. از جمله انصارالله، حزب اسلامی ازبکستان و همچنان ترک شرقی که فعلاً یک بخش از نیروهای از آنها در سوریه است. اینها کلش به خاطر اهداف آمریکا در افغانستان بسیار کلیدی هستند و این پولها در همینجا خرج میشود. این دو کشور خودش یک حوزه نیابتی است. در آینده البته یک حوزه نیابتی است و کل بیشتر همین سرمایهگذاریها به شمول پولهای آمریکاییها که فلان در اینجا میآید در همین مناطق متمرکز است. بیشتر پولها البته در بغلان پیشتر گفتم یک منطقه کلیدی جابجایی تروریستهای خارجی اوج گرفته. برخی از اینها افراد تحریر شام هستند. گزارشاتش هم از مراجع اطلاعاتی درز کرده بود و گزارشات آمده بود که تحریرش آمده اونجا جابجایی کردند که به دستور آمریکا، به دستور ترکیه و آمریکا و همکاری پاکستان با شبکه ترورها به این مناطق اعزام شدند. تحریریها بغلان یک ولایت کلیدی است که شمال افغانستان را به منطقههای کوهستانی هندوکش وصل میکند و خب البته با وجود از اینکه مسئله داعش در شمال بیشتر مطرح است، ما و شما بدخشان اینها را میگوییم که در آنجا چیز بیشتر اینها اعزام شدند. اما فعالیتهایشان از طور رسانه یا حملاتی که انجام دادند پارسال و در چند سال بیشتر متمرکز بود به مناطقی که ذاتاً مرکزی هستند در مثل غور و غور و چیز سرپل و دایکندی در آنجا که چیز ظاهرین زده بودند تیرباران کرده بودند. گزارشاتی که حالا میرسد، آخرین گزارشی که امروز هم آمد که در دایکندی حال زمین توضیح میکند به کی؟ به مهاجران؟ معلوم نیست که مهاجران کی؟ ماجرا ناقلین است. تروریستهایی است که میخواهند انتقال بدهند به مناطق مثل دایکندی و بامیان و غور به خاطر چی؟ که مناطق کلیدی است برای وصل کردن ولایتهای غربی افغانستان به طرف هندوکش. از او خاطر و همچنان بغلان که یک ولایت بسیار کلیدی است. در اوجه اندرابها و خست فرنگ و اینها مقاومتی اونجا جنگ میکنند. در آنجا پروژهها تقریباً ناکام مانده. اما در گرد بغلان در دیگر مناطق از او تروریستها و ناقلین اگر رنگ اینها برده روان است. این کلش پیسههایی که حال شما در مورد او صحبت میکنید. این پولها برای مدیریت تروریستهای ۲۲ گروه تروریستی و فراتر از او به خاطر انتقال جنگ، به خاطر انتقال ناقلین به شمال افغانستان. این پولها میآید. این پول دیگر هیچ هیچ مقصد دیگری ندارد که ما و شما او را بشردوستانه بگوییم یا یک نفع حسنیت آمریکا و مردم افغانستان بگوییم یا توقع داشته باشیم که پولها به مردم افغانستان داده شود. و دیگر طالب به این پول کدام نیاز خاص اقتصادی ندارد که افغانستان را بچرخاند. به خاطر چی؟ که معادن به چین داده و چین برای از اینها پول ریخته روان است. هیچ گپی نیست. خب یعنی که این جز از فیصلههایی است که در پیمان دوحه رویش توافق شده. این پول پولهایی است که بدون نام و بدون اعلامیه داده میشود. بله، چون پیمان دو یعنی بخشی از اسرار زمان دوحه است. بله، به خاطر چی که توافقنامه دوحه بین طالبان و آمریکا امضا شده و آمریکا توافقنامه را امضا نمیکند که در او نوشته شده باشد که تو امنیت ایران یا چین یا روسیه را در افغانستان تأمین کنی. توافقنامهای که بین آمریکا و طالبان میشود برای او به طالبان میگویند که شما را به دوباره به افغانستان ما میریزیم. شما اونجا حاکمیت را میگیرید به شرط از اینکه اجنداهای آمریکا را پیش ببرید. و اجنداهای آمریکا هم رقمی که من براتان گفتم، انتقال جنگ به طرف کشورهای دیگری است که حمایت از طالب فرض مثال میزنند در سطح رسانهای. اما در عقب پرده، در سطح استخباراتی و اطلاعاتی تمام از اینها از تهدیدهای طالب، از بازیهای آمریکایی، از شبکه حقانی، از قنداری، از داعش، از این چیزها خبر دارند. فقط منتظر تحولات منطقهای هستند که در افغانستان به زودی تغییر میکند و افغانستان یک نوع تقسیمات نیابتی میشود. خب با اینقدر پولها مثلاً طالبان در طول سه سال چی کردند؟ خدمات طالب برای آمریکاییها چی است؟ مثلاً اینقدر پولهایی که تنها در ۲۰۲۴ برای از اینها یعنی ۴۴۶ میلیون دلار دادند، غیر از اینکه ماهانه برای از اینها میریزند، طالب چه خدمت ارائه کرده برای برای آمریکا؟ مثلاً این خدماتی که براتان گفتم، انتقال جنگ. وقتی که اینها شروع کردند به طرف شمال افغانستان و فراتر از او. او طرف در رأس از او پاکستان، شبکه حقانی قرار داده و آمریکا به عنوان فاینانسر همراه امارات یک جای پولها را برای از اینها وارد میکند که هم خود را مدیریت بکنند، هم گروهها را مدیریت بکنند. از جمله القاعده که پیشتر گفتم در پنجشیر مستقر است. نامش هم زده که حمزه بن لادن در پنجشیر حال مدیریت القاعده را گرفته و یک چند تای دیگر را نام گرفتند که اینها هم اونجا رفتند. نامیشان هم ماندند فلانی فلانی از از تاجیکستان و فلانی ازبکستان از این قبل گپها. این گروهها را اینها در افغانستان مستقر کردند به خاطر تأمین از اینها سرمایه و منابع ضرورت است که به طالبان و پول آمریکاییها میآید که این گروهها از ماست. شما باید این را مدیریت بکنید. کارهای ما را پیش ببرید. خب البته هزاران نفر که به عنوان زیرمجموعه در شمال نگاه کردند، او به خرج و خوراک و به مصرف نیاز دارد. نیاز مطابق قرارداد پنهان همین زاویههای پنهان لوهر خرجش آمریکا میدهد و او ۲۲ گروه روسیه حفظ شده. یعنی همین بله، اجندای آنها حفظ شده تا که به اجندای بعدی یا حرکت بعدی آماده باشد. خب حرکت بعدی که میگوییم مال ترامپ میآید. ترامپ با آمدن ترامپ دو چی خواهد کرد؟ مثلاً هیچ کاری نمیکند. در اینقدر پول مصرف شده که ترامپ در رأس از این نیست که رد بکند یا کاری بکند. ترامپ زمینهسازی میکند مداخلات در افغانستان دوباره به یک شکلی چه به نام داعش، چه به نام طالب، چه به نام یک چیز دیگر. خواهشی است که دوباره برگردد به افغانستان به یک شکلی. از او خاطر برگشت ترامپ یک بهانهگیری است که آمریکا میگوید که ترامپ شخصاً علاقه دارد که به افغانستان برگردد. نه، او شخصاً علاقه ندارد. اجندا در سیاه تأسیس شده، اختراع شده. ترامپ بهانه میکنند که این احساس شخصی عزیز و وقتی که این رئیس جمهور شد آمد، این کار را میکنند. خب دیگر همین به اصطلاح تصمیم دیپ استیت میگیرد. یعنی دولت استیت میگیرد. بله، آمریکا. بله، آمریکا یک چیزی هست به نام دولت عمیق در وجود خود دارد. متشکل از این فاینانسرها است که پول طالب را میدهد. سرمایهدارهای بسیار کلانبیکر، کسانی که در منابع طبیعی و منابع مختلف در سراسر جهان سرمایهگذاری کردند و همو انگیزه و اراده و همو حرصشان به یک جایی رسیده که حالا غیر قابل کنترل است و باید متباقی جهان هم اینها را خالی بکنند. افغانستان کلید رقم زدن او جهان دست نخورده آسیای میانه است و تهدید علیه ایران و چین و روسیه است که دشمنان آمریکا هستند. از این که در بهتر منطقه شما پیدا نمیکنید که نخبههای آمریکایی سرمایهگذاری بکند و خود از شهر عزیزه تا خلاص کند. خب بی جهت نیست که نام حفاظت از طالبان عملیاتی که هست، کمک رسانی به طالبان در چارچوب عملیات نامش ماندند نگهبانی پایدار. بله، پایدار. هونی پایدار در در در افغانستان. خب به این ترتیب پس که پایه دارد است. اینها به بانکهای تحت کنترل طالبان داده میشود. باز بعد از او استفاده میشود در کانال قوشتیپه در سطوحسازیهایی که حالا در جاها شروع کردند. پس این یک عملیات جنگی است. بله، در افغانستان کدام عملیات مدنی از طرف آمریکا شما شاهد بودید؟ ۲۳۰. خب گل جان درست. پس یعنی قدم بعدی چی؟ خب همسایهها نگاه میکنند. فقط اینها نگاه میکنند که تو بیایی آب به اصطلاح عملیات کن. تروریستها را بیار و چیز. یعنی ما میخواهیم بگوییم که ترامپ که میآید باید حتماً یک نقطه عطف است. یک قدم تازه به جلو ببرد در افغانستان. این قدم تازه یا جنگ در بده یا جنگ انتقال بده یک جایی. جنگ خب خب در قدم اول در قدم اول در دادن جنگ است. در دادن جنگ که در افغانستان صورت گرفت. انتقالش به خودی صورت میگیرد. به مرور زمان چون جنگ که در گرفت، جغرافیا افغانستان از کنترل واحد یا از کنترل مرکزی بیرون میشود و هر جغرافیا یک نوع خاصیت خودمختاری عجیب و غریب تروریستی پیدا میکند. باز همانجا از او جغرافیاها استفاده میشود برای پیشبرد اجنداهای خود آمریکا. پلانش این است. و روسیه و چین دردشان در افغانستان هم ایجاد همین مناطق حوزههای استراتژیک است که نیروهایی داشته باشند در داخل افغانستان نیابتی را تأمین بکنند. در جغرافیاهای خاص اوها را جابجایی بکنند، مستقر بکنند و آنها به عنوان نیروهای امنیتی و ضد آمریکایی باید در منطقه فعالیت داشته باشند. کار افغانستانی نیست. هیچ یک یک سناریویی وجود ندارد که ما در او فکر بکنیم بگوییم که نه، این سه کشور قدرتمند آسیایی کاری کرده میتوانند که آمریکا اصلاً هیچ قدم اول را برداشته نتواند. این چنین این تا یک کاری در افغانستان اصلاً هیچ امکان ندارد و هیچ وقت امکان نخواهد داشت. افغانستان یک منطقه جنگی است. همیشه زمینهسازی به جنگهای نیابتی بوده. بعد از اینکه مرکزی در افغانستان از بین رفته سالها پیش، دیگر افغانستان هیچ گاهی دوباره به یک کشور واحد به طور طبیعی دیگر باقی نمانده بود. به طور مثنوی آمریکا آمد او را واحد نگاه کرد. بعد از این واحد بودن افغانستان بر تمام جهان به شمول خاص برای منطقه یک تهدید بسیار بزرگ است. از او خاطر همو همو همو چی میگویند پلان یا همو همو ایده یا یا یک نوع یک نوع پرسپکتیو امنیتی در افغانستان نیست که هر کس یک جغرافیای نیابتی به خود ترسیم بکند و منطقه امنیتی ایجاد بکند با استفاده از نیروهای بومی منطقه به عنوان نیروهای مسلح. این آینده یک کشور دیگر من فکر نمیکنم کسی علاقه داشته باشد که در افغانستان واحدی را به جا بیاورد که از روی فساد در برابر کلگی عمل بکند. خب این جزایر یعنی شکل اداره جزایری که در افغانستان بیاید، هر کس منطقههای خود کنترل بکند به حساب اسلحه. آینده کار چی میشود؟ پس خب آینده کار اول در قدم اول ایست که نیروهایی که غیر منطقهای هستند از بیرون شوند. یعنی آمریکا. این بدون سرکوب کردن پاکستان ناممکن است. یا سرکوب پاکستان یا این که یک کاری شود که پاکستان از جناح آمریکا بیرون شود که این غیر ممکن میدان میرود. اما در دراز مدت تا زمانی که پاکستان در منطقه وجود دارد، در افغانستان حضور آمریکا میشود پایبند با خود خواهد بود. محکم خواهد بود. به او حساب در قدم اول وقتی که جزایر نیابتی در افغانستان ایجاد میشود به عنوان یک منطقه امنیتی دف تهدیدات و یک نوع در دور زدن از اوها خواهد بود. در دراز مدت اینها باز باید کارشان باشد که همو حوزههای نفوذ آمریکا را در افغانستان و فراتر از افغانستان که آسیای میانه است، او اونها را دور بزنند، از بین ببرند و آمریکا را مجبور بکنند که از بیرون شود. به دراز مدت البته. من افغانستان به خاطر به هر حال ما و شما در مورد افغانستان صحبت میکنیم اما از نظر ما افغانستان کلید اول است و آسیای میانه هم جنگ در اوجه انتقال کرده است. فقط ایست که هم سوچ را بزنند که در اوجه هم درگیری صورت بگیرد. من باور ندارم کشورهای آسیای میانه بتواند به زار خود دفاع بکند وقتی که او کشورها از نگاه امنیتی و از نگاه ساختاری خود بسیار پسیده و فاسد هستند. با وجود اینکه بسیار گپهایشان کت و کت است و دیکتاتوریهای دوران شوروی از این قبیل گپها، مگر در برابر یک عده نوع تروریستی به شکل حقانی و تحریر شام و داعش. اوها کسانی هستند که بنیاد مذهبی و رادیکالیزم دارند. واسعه همینان آماده نیز در برابر از اینها جنگ بکنند. نه، این نه نیروهای جنگی از آنها ایده از این را دارند که در برابر از اینها جنگ بکنند. او حساب که من به این نظر رسیدهام که جزایر نیابتی که ما و شما در مورد افغانستان صحبت میکنیم، عین جزایر نیابتی در آسیای میانه هم شکل میگیرد. همزمان و در یک زمان کوتاه یا در یک زمان یک کم درازتر بعد از افغانستان که او کار شد. خب این خب درد آسیای میانه است که از افغانستان حال جنگ انتقال میکند. دیر یا زود یا طوری است که از درون خود آسیای میانه از درون جوش میآید. این مو انتقال جنگ صورت گرفته. از درون باید جوش بیاید. بله، انتقال جنگ صورت گرفته. تمام اکمالاتی که در شمال افغانستان میشود به عنوان از این است که یک عقبه عملیاتی ایجاد شود در افغانستان تا که خط اکمالاتی و خط عملیاتی و مدیریتی از پاکستان تا به آسیای میانه ثابت باقی بماند. در آسیای میانه انتقال جنگ یا نیروها از افغانستان به اوجه زیادتر ضروری نیست. و اگر ضروری هم باشد، این کار بسیار به راحتی شده میتواند. راههای قاچاق و راه یک ملاطی در او طرف خط بسیار آسان است. این راهها را همگی بلد است. جابجایی میکنند. ملاهایی هست که اونجا میرود. مدرسههایی هست در اونجا که زیر کنترل دیگران است. مردمی هست در اونجا که به حساب مذهبی خود سرکوب شده فکر میکنند و آنها خودشان یک نوع شکار عادی میشوند برای کسانی که رادیکالیسم میخواهند طرف ببرند. در اونجا انتقال جنگ با آسیای میانه یک امر بسیار مشکل نیست. یعنی فکری قبلاً شده. از نظر فکری قبلاً صورت گرفته. بله، فقدان از اینکه اصلاحات در او کشورها آمده نمیتواند خانه خود را از این بنیاد جنگ در اوجه میزاید. چی به شکل اسلامی، چی به شکل غیر اسلامی. کسانی که ضد دیکتاتوری هستند. اگرچه دیکتاتوری درجه نیست که به او شکلی که ما و شما دیکتاتوری سختگیرانه و بسیار سرکوبگرانه بگوییم. یک دیکتاتوری نرمی است که بیشتر تمرکز میکند به به یک نوع مدرنیزاسیون و یک نوع جامعه را به طرف روشنایی بردن. اما باز هم فسق و فساد در سطح بیوروکراسی در او کشورها قدر زیاد است که همو آدمایی را که اینها روشنفکر میسازند، خود از آنها طبیعتاً دشمن از این رژیم است. این رژیم ما میشوند. این حال وقتی که تو کسی را روشنفکر میسازی با تو در تضاد است و کسی که رادیکال است با تو در تضاد است. پس از تو کی دفاع میکند؟ خب با سیستم پوسیده دیگر مدرنیسم آورده نمیشود. او یک تلاشی است که بیهوده انجام میدهند. در آن سوریه با مثل سوریه. بله، اون در سوریه چه مشکلی بود فرض مثال؟ مردم باسواد و روشنفکر هم از رژیم دفاع نکرد. مردم ایدئولوژیک وجود نداشت به جز از نیروهای سپاه قدس و حزبالله. رادیکالها آمدند قدرت را گرفتند. روشنفکران دفاع نکردند. در برابر رادیکالها کشور روشنفکر دفاع کرده نمیتواند. روشنفکر هیچ وقت در دفاع از یک نظام نمیباشد تا پای جان. این خصوصیت روشنفکر است. گپ ما بر سر افغانستان است. به درد خود ما چی است که یک نوع فرهنگ سیاسی که خوب یا بد شکل گرفته بود در افغانستان دیگر او فرهنگ سیاسی نابود شده. خب او فرهنگ سیاسی مثنوی هم بود. جایش را یک یک هرج و مرج، یک قوماندانی، یک زور سالاری و به اصطلاح توهم سالاری گرفته در افغانستان. به همین خاطر است که دیگر افغانستان به عنوان یک نظام چیزدارنده یک نظام واحد سیاسی حساب شود که نظام سیاسی شکل میگیرد دیگر وجود ندارد. این که ما چه وقت ایجاد شود یا نشود یا به شکل دیگر، این را کس نمیفهمد. برا فعلاً حالا این ما در باره چیزی گپ میزنیم که پولهای عملیاتی از آمریکا وارد میشود به خاطر تخریب افغانستان، به خاطر تخریب کشورهای همسایه. بله، و این به معنای این است که این دالان جنگ است. بله. خب پس این دالان جنگ در گزارش آمده که این مثلاً پولهایی که داده میشود مرتب به طالبان باجدهی است. چی باجدهی است؟ باجدهی نیست. من گفتم پولهای عملیاتی است که به یک مقصد داده میشود. به طالبان ۲۲ گروه تروریستی را در شمال افغانستان طالبان چرا جای داده؟ به گفته آمریکا جای داده. ۲۲ گروه تروریستی مربوط چین و ایران و روسیه نیست. از همین گروه مردم است اونجا برده. طالب پیسهاش میگیرد، نگاه میکند، مدیریت میکند. باجدهی چیز آمریکایی نیاز ندارد بر طالب باز بده. او را ردش باز داده. وقتی که در پیمان دو حرکتش امضا کرد چرا تا آمریکا خدا در یک نقطه قرار بدهد که باید به طالب باج بدهد؟ میتواند جمهوری را نگاه کند. هیچ ضرورت به باجی نبود. باج نداده آمریکا طالب استخدام کرد به یک وظیفه جدید. پیسهاش هم میدهد. پیسهاش هم میپردازد. انحالی پول این پول بیشتر همین ضررش صدمیش میرود به طرف کشورهای همسایه ما. در همین باره گپ میزنیم که یعنی وقتی که طرف میآید صفحه دور میخورد. این صفحه چی نو یک صفحه خاک بود؟ صفحه جنگی انتقال جنگ به افغانستان و سپس از طرف آسیای میانه. و هم رقمی که آمریکا در اینجا جنگ میزاید، نیروهای ۲۲ گروه تروریستی را ایجاد کرده. او رقم منطقه مجبور میشود که در این گروههای مختلف مسئله بکند و در برابر این گروهها ساده بکند تا اینکه ضرورت نشود که آنها مستقیم اینجا وارد عمل شوند و داخل کشورشان جنجال بگذارند. در قدم اول البته در دراز مدت شرط است که باید این تهدیدات به طور کلی ختم شود. و به خاطر از او یک ائتلاف بسیار پخته با اراده پخته نیاز است که چین و روسیه و ایران اراده بکنند و در افغانستان قسم اینها تمرکز بکنند. جنگه و همچنان در پاکستان و سایر کشورهایی که اینها را حمایت میکند که بالاخره جنگ از افغانستان یا دور بکنند یا به یک شکل قطعش بکنند یا آمریکا را مجبور بکنند که سرمایهگذاریهای بیفایده دست بردارد و چپتر افغانستان تا یک اندازه باید بسته شود. برا همین وقت بسته نمیشود تا یک دوره بسته شود. یعنی آمریکا ممکن است که کشورهای دور و پیش افغانستان از همین افغانستان یعنی تقریباً در هم بکوبد، شکست بدهد و تحمیل بکند مهاجران خود را. ممکن است. بله، به خاطر اینکه افغانستان هممرز است با تمام کشورهای که ما و شما در مارش صحبت میکنیم. و نه تنها افغانستان وقتی که افغانستان تروریزم انتقال میدهد به آسیای میانه، شما یک جغرافیای وسیعتری میداشته باشید از عملیاتهای تروریستها. از قزاقستان گرفته تا به افغانستان چند کیلومتر است. یک امپراتوری از تروریزم در آسیای میانه از چه شروع میشود؟ آغاز میشود که منشأ میشود افغانستان. از او به بعد باز افغانستان نه تنها یک مشکل جزئی میشود، بلکه دیگر کشورهایی که در چهار طرف هست، خاصه قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان. از این کشورها باز جدیتر میشود تهدیدش. یک بار که اونجا ساختار از بین رفت، جایش را تروریزم گرفت، دوباره تروریزم را پاک کردن و یک ساختار جدید آوردن یک امر بسیار مشکل و خطرناک است. در یک جامعه که رادیکال شده باشد. از اون خاطر است که عراق و سوریه هیچ وقت نمیتوانند به درستی خود را دوباره مدیریت بکنند. به وجود این که سیستمهای سیاسی، سیستمهای سیاسی سیا یک سیستم سیاسی بسیار مثنوی در عراق فرض مثال حاکم است. بسیار یک سیستم مثنوی دروغ است. پارلمان و رئیس جمهور و نخستوزیر و کابینه و گپها. عراق یک کشور ملیشه است. بنیادی فرقه ای. اینی رقم افغانستان هم هست. اینی رقم آسیای میانه هم از وقتی که ساختار شوروی از بین رفت. افغانستان خب به سرتاج به اصطلاح یک نمونه از بینظمی به اصطلاح فاقد قانون و و این بیخی افغانستان یک منطقه. افغانستان در طول تاریخ یک منطقه نبوده که در اینجا تمدن شکل بگیرد. معمولاً یک چارهای بوده که به خاطر شکلگیری تمدنها به طرف ایران و هند استفاده شده. سر از این لقط شده و بعداً از کابل رفتن به طرف دهلی یا از کابل قندهار رفتن به طرف اصفهان. روزگار افغانستان بوده. هیچگاه وقتی که کسانی که به دهلی رفتند یا به اصفهان تهرانی اینها رفتند، امپراتوری یک شکل گرفته. در افغانستان هیچ وقت تمرکز نداشتند. بسیاری از آنها بعد از اینکه به دهلی رفتند، افغانستان را بیخیال کردند. این یک منطقه غیرست و بعداً یک منطقه امنیتی شده. افغانستان همیشه یک منطقه امنیتی شده. فرض مثال در دوران گربانیان و صفویان و شبانبانیا، ازبک در شمال بودند. افغانستان سه تقسیم شد. شمال افغانستان به شبانبانیا داده شد. شرق افغانستان تا کابل به پیشگرگانیا ماند. غرب افغانستان از هرات تا غور و سیستان و چیز مناطق بامیان اینها گرفتند. پیش صفویه ماند. بعداً که آمریکا، بعداً که انگلیس وارد اند اند شد و بعداً میخواستند که منطقه را دوباره ترسیم بکنند. بر اساس او همو بود. اینها تاریخ مطالعه کردند و گفتند که افغانستان تا زمانی قابل کنترل است که یک منطقه عائل باشد. منطقه چی رقم کردند؟ یک پشتونی که هیچ رگ قومی نداشت با آسیای میانه و ایران او را در افغانستان حاکم کردند. قدرت دوران این چیز خطورش قطع کردند. او دیگر به دست و به پای یک اکتوپوس خالی در داخل افغانستان باقی. فقط یکی از از هند بریتانیا از ۵۰ سالانه یک چند لک روپیه برایشان میانداختند. قبایل خوش بود. منطقه آل. منطقه تا بسیار دیر دوام. چرا ساختار سیاسی در افغانستان شکل نگرفت؟ وقتی که افغانستان ساختار سیاسی طبیعی نداشت، از خود ساخته نبود. از اون زمان انگلیس باقی مانده بود. به حساب امانالله خان یک برچسب کردند که حالا چی تغییرات آمد؟ هی تغییرات آمد. نادر خان که آمد، اون همون خرک بود. همون درک. بعداً رفت به طرف کمونیزم که یک اصلاحات عجیب و غریب به وجود آمد که یک همگرایی پسان به وجود آمد. به حساب سیاسی دمو هم فاشیسم قومی جای خود انداخت. بعداً مجاهدین آمدند که طالب دونمو هم بنیادش فاشیست فزم قومی بود. حال هم که طالب آمده، این هم فاشیزم قومی است. بعد از این هم هر چیز م فاشیزم قومی است. در افغانستان مشکل این است که در در یک کشوری که ترایبزم میچند تحمیل کردند. یک یک سیستم سیاسی غیر طبیعی و و غیر قابل عملی در افغانستان یک چیز بسیار اشتباه است. در شهرها میچند. در شهرهای کلان مثل هرات و مثل کابل و مزار و اینها. شهر که مردمهای شهرنشین به مدنیت زود رجوع میکنند. اما افغانستان تنها کابل، هرات و مزار و قندار قب نه. در همی شهرها هم نمیشود. خب در همی شهرها به یک بهتر از دیگر جای میشود. اما او شکل نمیگیرد. یعنی اینقدر دوام نمیکند که پختهتر شود و یک بنیاد فرهنگیش یک ایجاد شود. چی میشود؟ یا از شمال یک کسی پرتاب میشود به عنوان ایدئولوژی قومی و مذهبی، یا از جنوب پرتاب میشود، یا از یک از پاکستان میآید، یا از ایران میآید. از یک جای دیگر. در اینجا عینت یک وضعیت از نظر یعنی بنیاد ندارد. در اصل بنیاد ندارد. نمیمانند هم که ایجاد شود. نمیمانند. اصلاً گپی است که ساختند. بنیاد از ابتدا نماندند. بله. خب افغانستان بیشتر مناطق سرحدی در دیگر کشورها بوده. در طول تاریخ این که جغرافیا را از یکی کندند و به دیگر کس انداختند و یک کشور دروغ ایجاد کردند. خب مسئله است. حالا ازبک معلوم است جایش کجاست. تاجک هم معلوم است. پشتون هم معلوم است. گرده کلانش دیگر طرف است. چی هم معلوم است. گرده طرفش دیگر طرف است. این گپها خب اینی رقم حالا نامش ماندند افغانستان. خب اگه کل مردم در افغانستان افغان است، پس ازبکستان هم افغان است. تاجیکستان هم افغان است. ایران هم افغان است. هزار در پاکستان است. افغان است. اصلاً سنس که جور کرده نمیتوانی. در هویت خود چطور از او کشور میتوانی به خود یک کشور ایجاد بکنی؟ یک مشکل از این. خب حالا خب سیل آمده همه چیز برده. فقط یک پل را آوردند به نام طالب میگویند پل لرزان. خب حالا اینجا اگر قرار باشد که بروند چی بگذرد؟ بحران صادر شود از افغانستان. حال ایرانیان بسیار اساسی شدند. از کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران این چندمین بار است که حساسیت بسیار شدید نسبت به طالبان نشان میدهد. و همچنان در آسیای میانه، یک پاکستان هم رفتند. رئیس آیسای رفت و دوشنبه یک چیزهایی در جریان است. اینطور نشانهایی دیده میشود که بر سر جبهه مقاومت یک در رقابت و بازارتیزی شروع شده. یعنی ترامپ با جعبه ضد طالبان مثلاً چیخ کردم به آمریکا به کلش نیاز دارد. به طالب، به داعش، به تحریر شام، به مقاومت، به هر چیزی که بگویند. کار از اویست که جنگ مدیریت کند. علاقه ندارد کی مخالف کی هست. جماعت مخالف طالب کاربردشان به جای تقریباً آزادی کامل افغانستان بیشتر یک نوع کاربرد صاف کردن مناطق استراتژیک است یا مناطق خاصی است به کشورهای منطقه و جهان. همی کاربردشان خواهد بود. البته فعالیتهای نیابتی و اطلاعاتی. آ اینکه از اینکه جبههها فرض مثال به عنوان یک تقسیم حوزهای استفاده شود، هیچ شکی من ندارم. تقسیم اوضه یعنی تقسیم حوزههای افغانستان به مناطق تحت کنترل کشورهای منطقه با استفاده از نیروهای بومی. یک گوشش یک کس کنترل میکند. یک گوش شده یک از یک گوشه چیز شبیه سوریه که بود. اینی ربه. خب البته برخی از اینی جبهات مقصدشان فرض مثال آزادی کامل افغانستان است و اراده هم دارند به یک حساب. اما مشکلی است که کسانی که اینها را باز مدیریت میکند، کاربردشان را محدود میکند به مناطق خود. از ما نیاز دارند به عنوان مناطق امنیتی. این حال اگر جبهه مقاومت است یا جبهه آزادی است یا هر جبهه دیگری هست، فرض مثال اراده آزادسازی کامل افغانستان را داشته باشد، قابلیت از این را در درون خود ندارد. چرا که اکمالات و تأمین مالی و تأمین ذاتی از جایی که میشود، او است که کنترل میکند که تو در کجا فعالیت بکنی، در کجا نکنی و مدیریت در دست آنهاست. چون خودمختاری در سطح عمل یا در سطح منابع یا تأمین خودی وجود ندارد. تو باید وقتی که از جایی تأمین میشوی، بر اساس اهداف از آنها باید عملیات بکنی. جبهت مقاومتی چیز است. کاربردش همیز و هیچ کدام از اینها نمیتواند در افغانستان البته حاکمیت واحد باید از این قائم بکند. و ایده بین بازیگرهای منطقه همون رقمی که پیشتر گفتم از بین رفته. و البته افغانستان واحد بعد از این یک خطر، یک خطر بسیار جدی به منطقه است. و از لحاظ البته از چیز تقسیم استراتژیک و نیابتی کاربرد امنیتی بهتر دارد نسبت به یک حاکمیت واحد در افغانستان. به خاطر یک حاکمیت واحد در افغانستان چیزی میشود شبیه اسد که باز دیگرهایی که همراهش کمک میکند، برضدنا خطر کلام جد میشود. با وجود در حالی که وقتی که شما تقسیم نیابتی میکنید، یک جغرافیا را شما اتکا میکنید برای یک نیروی خاصی که خود شما تأمین کردید و آنها امنیت شما را میگیرد نسبت به اینکه به یک دولت چند دست و چندگانه و دیپلماتیک شما اتکا بکنید و آنها اعتبار ندارند. خب حالی در چیزی که نامههای دیروزه دوباره سر افغانستان از سر میگذارند. مثلاً القاعده را آمریکا رفت گفت القاعده را ما زدیم رفت. حالا به ما غرض نیست. حالا میگوید که القاعده آمده. این کشفیات یا ایف است یا اختراع است. یعنی در پالوی داعش حالا القاعده را میگویند. دالی که در شجره خود به اصطلاح کاملاً یکی است. این معلوم میشود که حوزه داعش به همی در سه قسمت افغانستان اینطور در نظر گرفته شده. شمال، شمال شرق و مرکز. مرکز. بله. خب پس از اینجا حرکت باز بعداً یعنی به طرف آسیای میانه و ایران است. خب در اینجا اصل موضوع این است که اگر حرکتی که شروع میشود، روسیه با چین. چین بسیار منتظر است اینجا که یک بار در سرحداتش این مردم درآمد، دیگر او چین یکی خرایش بند میشد. تمام کمربند یک جاده و یک جاده و کمربند بیخیالش میرود و او مجبور است در کوهستانهای سینکیانگ بجنگد که اینها چه تحرکاتی چیز میتوانند داشته باشند. یک ما نمیفهمیم که تحرکات است یا نیست. چین در حوزه نیابتی در افغانستان متضررتر از روسیه و ایران است. دلیل چیست؟ که جغرافیاهایی که به روسیه و ایران برمیگردد، شمال است و غرب است. غرب افغانستان تا اندازه ایران میتواند نیروهای نیابتی ایجاد بکند، رو در کنترل خود داشته باشد و از داعش شدن از او پیش از پیش آنها جلوگیری هم کرده. چرا که اونجا بسیار انتقالات صورت گرفته بود. انصاری را کشتند. بعد ملا چیز ملا مهدی را هم کشتند. به خاطر اینکه او در اوضههای دایکندی و بامیان و غور اینجاها میخواست فعالیت بکند به عنوان انصار داعش. او را بازی دادند. خود ایرانیان دادند. خودش او را تحویل طالب دادند. او رقم کشته شد. آنها میتوانند منطقه عائل ایجاد بکنند. در هرات فرا مناطق البته در هرات جابجایی شیعیان هم بسیار در ۲۰ سال متعدد بود و این را هیچ کس خبر نمیداد. ایران تا اندازه بسیار از شیعیان را در هرات هم جابجا کرده و این مردم هرات و هم عناصری که سیاسی و و جهادی و امنیتی که در هرات است، چه پشتون باشد چه فارسی زبان، آنها بیشتر وابسته هستند به ایران. آنها خدمتکار هستند به ایران. در مسئله شمال افغانستان که روسیه چون تجربه دارد و در شمال افغانستان است و رابطه دارد با ایران و همچنان با تاجیکستان، ازبکستان از قبل کشورها. آنها میتوانند مناطق نیابتی در هندوکش، در همکاری با ایران، در مناطق مثل پنجشیر، در مناطق مثل اندرآب و اینها و حتی در نزدیکیهای کابل و پروان اینها مدیریت بکنند. اکمالات بکنند. سپورت بکنند. چیز شبیه که در سوریه اینجا امکان داشت. یک همکاری استراتژیک روسی-چینی که وقتی که مسئلهاش مطرح میشود، او همین کار را میکند. وقتی که آنها یک ائتلاف ایجاد میکنند، چین از نگاه جغرافیایی باید بدخشان و خانه به خود امنیتی بسازد. و این است که تمرکز آمریکا خاصتاً در افغانستان بر سر بدخشان است. خاصه و به خاطر چین است. آسیای میانه برا آقای زاده است به خاطر چین است. انال چین به خاطر از این که از این تهدیدات و اندازه در
امان باشد چون من فکر میکنم که رخنه جنگی به طرف چین بیشتر از روسیه و ایران خواهد بود. در طول جنگی که در افغانستان بعداً در میگیرن، چون اولویت او هست، او مجبور میشه که به دیپلماسی یکی رجوع بکنه. با پ، با پ، با پ، با پ، با پ، با پ، پاکستان از پاکستان دیپلماسی بکنه و تهدیدات را کنترل داشته باشه. هر چندگاهی که فرض مثال رخنه نظامی یا تروریستی هم صورت میگیره و پاکستان یک دلیل بکنه که او را یک دوره خاموش نگاه بکنه، اما در دراز مدت تهدید گم شدنی نیست و حتماً داخل چین میشه. اینجاست که کاربرد فشار در داخل پاکستان مطرح است.
این حال پاکستان یک یک کشور استراتژیک هم برا آمریکاست هم برا چین. به دو دلیل آمریکا راه ورودیش به آسیاست و چین پاکستان راه بیرون رفتش به طرف بهر هند است. این حال اگر وجودم نداشته باشه به هر دو طرف درد سر است. اما اگر وجود داشته باشه هیچ گاهی متحد چین نمیشه چون او ساختارش آمریکایی است. چین اعتکاب باید بکنه به ائتلافی که هست در منطقه از ائتلاف ایران و روسیه و هر کاری که در منطقه به حساب نیابتی میشه، اونا باید شریک باشند به خاطر امنیت خود. البته چون امنیت کلگی مشترک است، چین حساب کرده میتانه سر ایران و روسیه بر حساب از این که امنیت مشترک خودرا برقرار بکنن در منطقه.
اما من دیده نمیتانم چین چگونه میتوانه خودشان فرض مثال دست به یک کاری بزنن که در افغانستان یک نیرو نیابتی مستقل داشت داشته باشن که اونا مدیریت کرده بودن. نه او نمی مشکلش که او مشکلشیست که او کمونیست است. دیگه که تچ تاریخی نداره و متابعه آسیا البته آسیا غربیتر نه در آسیای میان داره نه در افغانستان داره و در پاکستانیهم نداره. پس وقتی که یک کسی بخواهه واقعاً به چین خدمتگار باشه به یک شکلی و ایدئولوژیک او امکان پذیر نیست. و اگر یک نیروی اجیری باشه که فقط به پول بجنگه او نیروهای عجیرا ترکستانیاها خام میخوره. از او خاطر اعتکاب به نیروهای ایدئولوژیکی هست که روسیه و ایران بعداً ایجاد میکنن و اونها را پخته میکنن و بعداً یک کمربند امنیتی که اینا در نظر دارن به او حساب حاصل شوند تا او دوره چین باید ضرباتو تحمل بکنه.
یک چیزی را که حالا میبینیم سرعت پاکستان، سرعت داعش و سرعت اقدامات آمریکا در افغانستان زیاد است. اینطور هر چیزی را ما دیده میتوانیم از این که وضعیت در تغییر انکشاف کرده میره. اما ظاهراً رد پای روسیه، ایران و هنده ما در مقابله با ای روند سلاسا عملاً در افغانستان نمیبینیم. آیا اینطور گفته میتانیم که اگر در افغانستان نمیبینیم تمام سرمایهگذاری و تزریق انرژی بر تی تی پی شده در داخل پاکستان؟ بله برا فعلاً یگانه فعالیتی که ما از طرف متفقین میتانیم ببینیم در حوزه پاکستان افغانستانیست که کلش در پاکستان صورت میگیره و او به حساب بلوچهاست و به حساب تی تی پی است که مدیریت مشترک بین ایران و هندوستان است و روسیه هم در ای شکل در ای دست داره.
البته یک چیز من باید یادآوری بکنم که روسیه شوروی در تماس با بی تاریخچه داره و البته برخی از اونا اج ترینینگ مسلح هم شدن در سابق. از او خاطر رابط بین بلوچهای پاکستان و روسیه یک تاریخچه داره. با وجود از این که تاریخچه با خیبر پختونها خ با خیبر پخت با خیبر پختونا به حساب افغانستان در قدیم داشتن حال هم کوشش میکنن به استفاده از همون جناه قنداری که با ایرانیا رابطه به سان نزدیک دارن تی تی پی را مدیریت بکنن و از همین خاطر است که تی تی پی در جان پاکستان به این شکل افتاده. البته تی تی پی هم چند دست است. یک بخش از اونا بسیار رابطه بذارن با عقانیا و بعداً انتقال داده شدن به افغانستان. بعد از اینکه اونا به افغانستان انتقال داده شدن تی تی پی که در پاکستان باقی مانده بود زیر جناه قنداریا تمام گروههای وزیرستانی رفتن برا از اونا بیعت کردن. همین حفیظ گلبادر و این گپها را که میگن قبایل مختلف اونا اصل لشکرکشی کردن به اینی شکل بود اونجا جمعآوری شدن جنگها را مدیریت میکنن و رقم عملیات میکنه بیه خودش.
همین بلوچها را ما براتان بگویم که اینا یک نیروهای بسیار ضربتی و خطرناک و بسیار سخت سرکوب شده هستن. سرکوب بلوچها کمتر از سرکوب فلسطینیا نبود و بدتر هم بود تا اندازه اگر تاریخ پاکستان شما به درستی مطالعه بکنین جنایتهای پاکستانی در حق بلوچا کردن که به خیمیا جانتان میخزه دهها هزار نفر جوانها گم است. بله این ناخ نیست که زن و مرد بلوچ میره خود انتاری میکنه و او انتحاری ناسیونالیستیک است نه مذهبی. انتهاری ناسیونالیستیک ای رقمی بسیار کم است در جهان. یکی دیگهش کرد است. بلوچا بر اساس آ وطن خود و به حساب باورمندی به ناسیونالیسم خود و سرکوبی که از طرف عقده که در برابر پاکستان دارن میرن انتحاری میکنن و یک دختر ۸ ساله ۱۹ ساله میره خود انتحاری میکنن. به چیز عکسشم در در بلوچستان بالا میکنن. چند روز پیش زدن چیز کاروان نیرهای پاکستانی را در در اونجا یک انفجاری رخ داده انتاری بود که ایران بانین گردان مجید که میگن گردان مجید قطعات انتحاری بلوچاست فدایی هستن. اونا همیشه وقتی که عملیات کردن نیروهای پاکستانی را قتلعام کردن معمولاً کاری که اونا میکنن حتی از سویه تی تی پی هم تا اندازه بالاست. تی تی پی وقتی که حمله میکنه ضربات ازا انفرادیست دو تا سه تا در صورتی که بسیار عملیات گستردهتر بکنن میرن یک ده ۱ نفر میکشن. اما بلوچها وقتی که عملیات میکنن گپش به دو سه درجه نفر میکشه در کشتار ای ره. در در همو پترن یا تراژکتوری بلوچها عملیاتهایشان شما همیشه میبینین که وقتی که اونا عملیات میکنن بسیار تلفات بالا میباشه. اینی رقم است.
او دو نیرو پاکستان به طور کلی فلج کرده میتانن به خاطر چی که پاکستان تمام ارزش استراتیژیکی که در زندگیهای جغرافیایی داره مربوط به بلوچستان و پختونخواه میشه. یکیش دروازه خیبر است و دیگهش بلوچستان است که منطقه انرژی است و راه بیرون رفت است به طرف هند و دریای عمان. یک منطقه دیگه به نام سند است. در سند هم نیروهایی هست که به نام سند ودیش مشهور هستن. نیروهای انقلابی جداییطلب سند دیش هست که از قدیم در هندوستان اونا باقی مانده بودن بعداً اونا را تا اندازه عملیاتها را انجام میدادن. چند روز پیش د تا از از افراد بسیار کلیدی تکفیری ره مربوط به مسلم لیگ میشد در سند اها ترور کردن. البته یکیش کشته شده یک برادر زخمی. سندیش بسیار مسلح است در گجات هندوستان اونا مسلح شدن اونجا ترینینگ میشن در راجستان یک کمپ نظامی هست که سابق خود پک پاکستان گفته بودن که اونجا ترینینگ میشن و خود سندیاهایی که در هندوستان زندگی میکنن اونا مخشوعی شده هستن ترین شده هستن در استقبالات وها به پاکستان منتقل میشن ازرای قطر و دبی. یعنی سند است زیر ضربه است.
و ای وضعیتی که در افغانستان در پیش آمدن است اولویت اصلی منطقه استاد کردن جنگ در افغانستان است و سرنگونی پاکستان در قدم اول است. چون جنگ در افغانستان سرنگون نمیشه تا زمانی که پاکستان به این شکل ادامه داشته باشه. کسی هم که در کشورهای منطقه به این فکر است که نه در افغانستان به یک به یک نتیجه رسیده میشه با موجودیت پاکستان یک اشتباه تاریخی و نادانی احمقی بسیار تاریخی است. به خاطر که پاکستان ذاتش حالا معلوم است کهه کسی نباید در او شک داشته باشه. بله هیچکسی نباید شک داشته باشه. یعنی کشورهایی که از داعش بسیار ترس دارن مثلاً روسیه در قدم اول، ایران در همچنان در قدم اول اینا بسیار ترس دارن. یعنی اینا ای یک اجماع شده که به جایی که در افغانستان لشکرهای نیابتی بپرورن وارد بکنن که بر ضد داعش بجنگه همو فشار یا به اصطلاح امکاناته در وجود لشکرهای نیابتی داخل پاکستان سرمایهگذاری کردن. بله به خاطر که من گفتم که اولویت ای جنگ متوقف کردن یا استاد کردن جنگ در افغانستان است. حفظ جنگ در افغانستان است. ادامه جنگ و تا مرز فروپاشی در پاکستان و ای امکان پذیر هم است. چرا که تی پی اخیراً اعلام کرده که ما مراکز اقتصادی را میزنیم. پاکستان یک کشور ۲۰۰ میلیونیست در گشنگی در جنگ جنگ تیر کرده نمیتانه. او مردم اونجا بسیار چیز خب تا حالا چرا پاکستان دوام کرده به خاطر کسی نبود در برابر پاکستان. شوروی سیاستش در برابر پاکستان این بود که ب افغانستان لغت کنه باز اوجه بره او را نگذاشتن جهاد آوردن ختمش کردن. ایران وجود نداشت او زمان به ای قدرت چین در او خیال خود بود تو یک بار سر تایوان حمله کرد شکست خورد. اینمی چی این دستابه این کارا از دست از اینا برآمدگی بود. حالی که قدرتها نوظهور کرده و تجربه پاکستان در منطقه دیده شده و در اینجا کشورهایی مثل ایران و روسیه و هند است که چشیدهان ضربات پاکستانه. اوها باید ای ره اولویت قرار بدن و اگر چین هم کدام عقل سالم در سر خود داره باید متوجه خطر اصلی باشه. خطر ایدئولوژیک و تروریستی از پاکستان م خطر اقتصادی و هژمونی که و گپهایی که اینا با هند دارن و مسئله اده است. خ تهدید کلان نیست. تهدید دید رادیکال تروریستی که چین با او آشنایی نداره از راه افغانستان و پاکستان میه. اگر یک بار در چین تروریزم اسلامی داخل شوه اینا کد از او جنگ کرده نمیتوانن. اینا گنس میشن. اینا ندیدن اسلام چین تاریخچه چیز همکاری یا همزیستی با اسلام نداره نمیفهمه مغزی یک مسلمانه روان اسلامی یا مذهب درک کرده نمیتوانه که در قرآن همه چیز بر ضد چین نوشته شده همه چیز از بدپرستی گرفته تا بیخدایی کمونیست. در ای هیچ ش چیز برابر است. بله هند چون هندو در اوجا مجورتی است تجزیه هندوستان ب تجزیه هندوستان به پاکستان و هندوستان بهخی یک یک معجزه بود برای هند اگر برباد میشد کدی مسلمانهاان مجوریتی بودن هندو هندو در اونجه ای فرصترا مهیا کرد که هندوستان بتانه یک سیستم برا پرت که با رادیکالیزم چیز درونی خود اول یک کاری بکنه و بعداً با رادیکالیسم امپورتی پاکستان درگیر شوند. اما در افغانستان و در برابر چین پاکستان چینرا زنده میتوانه در آتش بسوزانه همون رقمی که یک زمان در مورد افغانستان پاکستان میگفتن. از این خاطر است که وقتی که ما پاکستان صحبت میکنیم و میگیم که جنگ به طرف پاکستان کشانیده شده در برنامههای قبلی من گفتم که در افغانستان فقط یک سرنوشت وجود داره یا انتقال جنگ به طرف کشورهای متفقین یا انتقال جنگ به طرف پاکستان تا مرز فروپاشی. دیگه چارهای در این منطقه وجود نداره و نجات افغانستان هم دیگه راهی نداره. نجات افغانستان اینمی است نجات افغانستان فقط ایجاد امنیت است. امنیت زنجیرههای امنیتی به کشورهای متفقین و این مرتبط است به تصمیم کشورهای متفقین و به دست ما نیست. اما در قدم اول تهدید اصلی که پاکستان است باید بیرون شوه که اول آمریکا از اینجا بیرون شوه. این کهه با منطقه در مورد افغانستان چی تصمیم میگیره و چگونه هم کمربندی کمربندیهای امنیتی خود مدیریت میکنن بعداً مسئله بعدیست. اما خطر پاکستان خطر جدی منطقهای است از افغانستان هم است به دیگرانهم است و او باید اول از او دیل بکنه. در غیر از او در غیر از او آیسهایی باز می منطقه را در مدیریت میگیره. ایرانرا در دراز مدت از بین میبره. ایران بسیار براحتی آیسای از بین برده میتانه وقتی که نفوذ کرد روسیه را خام میخوره در قفقاز. اینا چین باز میفهمن حقش چی کنن. میفهمین که اگر د درآز مدتهم باشه باید در در خون زندگی کنه. خب پس از ای ب در این بستر بیماری که انداخت خه شده دست پایش قفل زده شده هرگز قفل باز نخواهد شد. پس نتیجه گیری است. بله و پاکستان یک چیز دیگه پیشتر ما از پول به طالب صحبت میکنیم از زمانی که پول به طالبم میفته به پاکستانم وارد شده اقتصاد خراب از او دوباره سربرا شد. رئیس امارات رفته بود که شهباز شریف خنده میکرد از شیر شهباز شریف فهمیده میشد که پول براش وارز کرد. آ گفته یک سیاستمدار هندی بود که کاسه ملنگ پاکستان همیشه باز به نفر زیاد است در او پول پرده کاسه ملنگ است ها. حالا پاکستان یک نروست کمپنی است یعنی کمپنی شرقی ه کمپنی غربی بگیر آقا. بله خب یک سوال دیگه هم هست که در پایان باز برنامه را به پایان ببریم که سارا آدام مامور سابق سازمان سیاهه یک حال در کارهای پژوهشی روی آورده حالی گفته که یعنی به اصطلاح میگه ای که طالب طالب در حال جنگ با داعش است بیخی غلط است و این طالبا جامعه اطلاعاتی آمریکا وزارت دفاع آمریکا و برخی از باهوشترین افراد آمریکا را فریب داده. ای سه سال بعد سارا آدم چرا ای گپها را میزنه؟ خب ای که در اینجا اصلاً این مسئله فریب نیست. آمریکا کشور نیست که فریب بخوره. البته آمریکا تا مردگراها را فریب داده به نام آزادی نه بعداً به طالب داشت تحویل داده مثل افغانستان و کردواری این خب پیشتر گفتیم پولا آمریکا بسیار حساب شده و همینطور محاسبه شده به طالب وارض میشه. آمریکا کشور هوایی نیست که پیسه خودرا ناق بده ایقدر پولدار نیست که باد کند. او یک آژندا داره و آژندا را پیش میبره. خب ایسا گپها زده گفته والا داعش اگه ما ای سیاست خودرا ک طالب تغییر نیم بالاخره یک یک فاجعه دیگه میتانه رخ بده. میخواه که اشاره بکنه که حمله تروریستی در خاک آمریکا میشه. بله اینی یک ۱ سپتمبر ساختگی دیگه آی خب آ دیگه ما دیگه منتظر یک ۱۳ سپتمبر دیگه باشیم. خب در اینجا به نام فریب خوردن اصلاً چیزی وجود نداره. پیشتر گفتم طالبان داعش القاعده و سایر نیروهای تروریستی کلش ساخت همی سرمایهدارای غربی و عربی است و برا پیشبرد منافع آمریکا میشه به کار رفته در طول این ۳۰ سال. اینا که دعوا میکنن که ح تهدیدهای امنیتی است موجودیت از اینمی گروهها فقط و فقط به نفع آمریکا تمام شده. خب تیدی وجود نداره فقط و فقط به نفع آمریکا تمام شده. آمریکا با اخترای تهدیدای تروریستی اینمی گپهای کشیدن بیش از ۵ کشور جهان به فاجعه فرودن و تا امروز هم منابع طبیعی را دزدی دارن. این افغانستان عین سوریه عین عراق عین لیبیا آن یمن هم کوشش کردن در سوریه شسته تیل همه روزه میبره رو سوریهای که نو تحریرشان به قدرت گرفته ازربستان تیل میخره میادین نفسی دست آمریکا. آمریکا در اونجا چی میکنه والا مشکل داعش است. خب ای تحریر وزیر شاه مگر از گرده جورج واشنگتن بیرون برآمده که تو ای را آوردی لیبرال حساب میکنی وزیر خارجه آلمان در پیشش میره اصلاً ک از او گپ نمیزنه. جولانی به خاطر چی که زن است رشندی دارن حالا هر کس هرچی جایی خب حالا ای که سارا آدمست ای گپها را میزنه. خب سارا آدمست یک فرد عملیاتی است اطلاعاتی هست همون رقم که ما میفهمیم خودشم میگه که سار آدم چیز است در سیاهی بوده نه از خاطر تمام گپهایی که من زدم او او میفهمه فرد اطلاعاتی است به خوبی از کاربرد ای سازمانها به نفع آمریکا واقف است. بنا توجیه مداخلات آمریکا در آینده بیشتر مداخلههای افغان در خاصتاً در افغانستان سار آدم سالی پیشگوییهای دروغی را جور کرده اختراع داره. اونهم پیشگوییهای عجیب و غریبی که در مورد بندا کرده بودن ایجنتها یعنی یعنی نتیجه گیری تو میتوانیم بکنیم که کدام چیز یک کدام موج دیگه در راه است. بله برنامهریزی است برای مداخله آمریکا در افغانستان حرف ترامپ همونم او ساره آدمس هم زمینهسازی همین کار داره که بعداً بگوین که اینا در آمریکا حمله شد آدمس بگوی من خ گفته بودم این فرد اطلاعاتیستم و بگوین دلیلش چیست دلیلشست که ما به طالب پیسه میتیم به خاطر چی که ما احمق هستیم. حالا میخوای آمریکا را بگوی که از احمقی به چیز جانش به درد رفته. بله کل جهان خورده در اوکراین فکرش کار میکنه به او شکل در برابر ایرانهم کار میکنه فکرش در برابر چین هم کار میکنه در برابر در برابر طالب کار را میکنه در برابر طالب فریب میخوره. یک طالب قدر هوشیار و پخته و در جانزن است که آمریکا را فریب بده ای گپ خی من باور داشته باشم فردا بیرق طالب باید در در کاخ سفید باشه. اینا قدر هوشیار هستن که جیب از او خالی دارن. او هم به میلیاردها داال یکی دو تا دالرم نه میلیاردها دالار. تو ای گپار آدم مطلق کمدیدی است به مردم خود ای گپها را بگین میگینم به مردم خودتان است مردم باخ تجربه کرده شما را به مردم خود اینهمی اینهمی قصه کنه ره فروخته برین تا زمانی که اکسپائر شوه مثل اگه در غذا اکسپایر شد حالا هیچ کاربرد نداره. نه دیگه همین همینم کاربرد نداره بشردوستی دروغین شما دیگه کاربرد نداره جهانرا فریب دادین اروپا راهم شما فریب دادین دیگه کشورها را میخواین فریب بدین کلگی را در راه انداختین و حال سار آدم برآمده که آمریکا احمق شده در برابر طالب. ای طالب چقشیار است سر موترسیکل و قیفه پوشیده آمریکا را شکست میده دیگه با تشکر با تشکر از شما بینندههای عزیز تا ای لحظه از حضور شما ممنون هستیم. بحث خودرا بیشتر از ای طولانی نمیکنیم. در اوضاع افغانستان یک مقدار تحرکات غیردی دیده میشه. ما یعنی به اصطلاح بر مقتضای وضعیت بحثهای خودرا کمکم اضافتتر روی افغانستان متمرکز خواهیم کرد تا بعد. تشکر. خداحافظ. [موسیقی]