Transcription
این من هستم اندرو و من یک فیلمساز با بیش از ۵ سال تجربه هستم و همیشه همین سوال را از من میپرسند که چگونه ویدیوهای خود را میسازید؟ خب امروز همه چیز را به شما نشان خواهم داد. داستانها ستون فقرات هر اثر سینمایی هستند. هنگام قاببندی یک داستان، من دوست دارم روی سه جزء اصلی تمرکز کنم و برای توضیح همه اینها، از یک گلدان و یک گیاه و کمی خاک استفاده خواهم کرد. بسیار خب، بیایید شروع کنیم. کاملاً ساده است. یک داستان خوب باید شامل ساختار باشد که گلدان است، یک شخصیت یا موضوع که گیاه است، و توسعه که خاک است. وقتی هر سه اینها با هم هماهنگ کار کنند، شما در حال حاضر مقدمات یک داستان سینمایی را دارید. اما اندرو، چگونه داستانهای خود را خلق میکنی؟ این سوال خوبی است. بگذارید به شما نشان دهم. دروغ نمیگویم، خلق داستان سخت است. من اغلب بیش از حد فکر میکنم، استرس میگیرم و نگران میشوم که آیا هیچ کدام از آنها معنیدار خواهد شد. این فرآیند میتواند آشفته و طولانی باشد. در سال گذشته متوجه شدم که مدام سعی میکنم داستانهایی بنویسم که فکر میکردم دیگران دوست دارند بشنوند، دائماً ایدهها را بر اساس آنچه تصور میکردم مخاطب دوست دارد تغییر میدادم یا توضیح میدادم. اخیراً تصمیم گرفتم این را تغییر دهم. میخواستم روی داستانهایی تمرکز کنم که برایم جالب بودند، چیزهایی که خودم تجربه میکردم. با این حال، این فرآیند ممکن است کمی بیشتر طول بکشد و سپس ناگهان همه چیز کنار هم قرار میگیرد و شما ایدهای برای داستانی خواهید داشت که به آن افتخار میکنید. میدانم این یک روش عملی برای نوشتن نیست، اما هر کس به طور متفاوتی مینویسد، بنابراین روش نوشتن خود را بپذیرید. حقیقت زیادی در این مورد وجود دارد. در نهایت، شما باید از شهود خود پیروی کنید، آنچه را که میدانید بنویسید و مایل به ریسک کردن باشید. و اگر چیزی در مورد داستانسرایی یاد گرفته باشم، این است که چیزی که شما در داستان خود غیرجالب مییابید، اغلب همان چیزی است که دیگران جذاب میدانند. شما نامه دریافت کردید. اما چگونه داستان خود را به یک ویدیو تبدیل میکنید؟ این سوال خوبی است و اولین چیزی که نیاز دارید این است: یک دوربین. اما ابتدا لیست شات. همه آن را کمی متفاوت انجام میدهند، اما من به شما نشان خواهم داد که چه چیزی برای من بهتر کار میکند. هدف لیست شات ساده است: تصاویر خود را با داستان خود مطابقت دهید و بهترین راه برای انجام این کار، ترکیب زوایای دوربین شماست. از واید شروع کنید و به آرامی به تنگ بروید. بنابراین بگذارید توضیح دهم که چگونه این خط داستان را فیلمبرداری میکنم: من خسته بودم، بنابراین برای آرامش به موسیقی گوش دادم. ابتدا، یک نمای کلی بگیریم. این به مخاطب شما درک میکند که سوژه شما کجاست. میتوانید خلاق باشید و کمی حرکت اضافه کنید یا آن را ثابت نگه دارید. بعد از آن، یک نمای نزدیک نشان خواهیم داد تا احساسی را که او تجربه میکند منتقل کنیم و مخاطب خود را دعوت کنیم تا با شخصیت اصلی ارتباط برقرار کند. سپس اکشن را معرفی خواهیم کرد که گوش دادن به موسیقی است. این میتواند یک نمای نزدیک باشد تا رابطه بین سوژه و اکشن را نشان دهد. اینجاست که خلاقیت شما میتواند خود را نشان دهد. میتوانید زوایای مختلف، حرکت یا هر چیزی را که فکر میکنید برای پیشبرد داستان مهم است، آزمایش کنید. اما چگونه شاتهای خود را اینقدر خوب نشان میدهید؟ باور کنید یا نه، در واقع خیلی آسان است. به شما نشان خواهم داد. و در حالی که بیشتر مردم فکر میکنند برای دستیابی به آن زمان زیادی و سردردهای زیادی لازم است، در واقع خیلی سادهتر از آن چیزی است که فکر میکنید. قبل از اینکه ضبط را بزنیم، به نورپردازی نیاز داریم و نورپردازی در بسیاری از جهات عامل تعیینکننده این است که آیا یک شات سینمایی به نظر میرسد یا یک شات معمولی. نورپردازی در نهایت یکی از قدرتمندترین و دستکم گرفته شدهترین ابزارها در تمام فیلمسازی است. بنابراین میخواهم به شما نشان دهم که چگونه یک صحنه را نورپردازی میکنم. اولین کاری که انجام میدهم این است که از هیز (Haze) برای پخش نور استفاده میکنم و همه چیز را کمی نرمتر نشان میدهم. بعد، نورهای پسزمینه را تنظیم خواهم کرد که نورهای عملی هستند. اینها به مخاطب اجازه میدهند بفهمند نور از کجا میآید. بعد از آن، کاری را انجام خواهیم داد که به آن مثلث سینمایی میگوییم. بنابراین، اینجاست. تقریباً آنچه اتفاق میافتد این است که یک نور کلیدی درست جلوی من دارم و این فقط یک سافتباکس است، زایون ۹۰ دی است و نیمی از صورتم را روشن میکند و یک نور نرم در اینجا وجود دارد که میتوانم با بستن پردههایم آن را سختتر کنم. آنجا رفت. بنابراین هیچ نوری نمیآید. بنابراین هدف در اینجا ایجاد کنتراست، سمت سایه است. ابتدا نورهای عملی خود را دارم که هیچ نوری به صورتم اضافه نمیکنند. بنابراین اگر آن را خاموش کنم، تقریباً هیچ چیز به نحوه روشن شدن من اضافه نمیکند، اما کاری که انجام میدهد این است که به شما حس منطقی میدهد که این قسمت از صورتم با این روشن شده است، در حالی که در واقعیت نور کلیدی من است. بنابراین اگر نور کلیدی خود را خاموش کنم، نمیتوانید مرا ببینید. آنجا رفت. بنابراین شما میخواهید سطوح نورپردازی را جدا کنید. شما میخواهید نور عمق خود را داشته باشید که نورهای عملی شما هستند و سپس نور سوژه خود را میخواهید که نور کلیدی شما باشد و این فرد را روشن میکند. فرآیند ویرایش من چگونه به نظر میرسد؟ به شما نشان خواهم داد. ویرایش جایی است که ویدیوی خود را زنده میکنید. موسیقی، رنگ و ریتم. همه چیز در ویرایش کنار هم قرار میگیرد. هر کس سبک ویرایش متفاوتی دارد، بنابراین باید آنچه را که برای شما بهتر کار میکند پیدا کنید. اولین کاری که انجام میدهم پیدا کردن موسیقی است. موسیقی سرعت، ریتم و احساس ویدیو را تعیین میکند. مهم است که موسیقیای پیدا کنید که با داستان شما مطابقت داشته باشد. وقتی آهنگم را پیدا کردم، هر قسمت را با ریتم موسیقی ویرایش میکنم. وقتی موسیقی من انتخاب شد و شاتهایم را دارم، فرآیند روایت را شروع میکنم. صداگذاری آسان نیست و مدتی بود که صدای من هرگز خوب به نظر نمیرسید. برای کمک، یک پیشتنظیم صوتی رایگان آماده کردهام که در توضیحات من در زیر لینک شده است. کاملاً رایگان و استفاده از آن بسیار آسان است. بنابراین اگر آن را میخواهید، آن را بررسی کنید. وقتی همه چیز در تایملاین کنار هم قرار گرفت، زمان درجهبندی رنگ است. درجهبندی رنگ منبع زندگی ویدیوی شماست. فیلمی را که بیجان به نظر میرسد میگیرد و آن را به این تبدیل میکند. درجهبندی رنگ دشوار است و تمرین زیادی طول میکشد. بنابراین میخواهم دقیقاً به شما نشان دهم که چگونه درجهبندی رنگ میکنم. ابتدا شاتم را میگیرم. مهم است که مطمئن شوید نورپردازی، ISO و پروفایل تصویر همه با هم کار میکنند. برای من، من با ISO پایین و با استفاده از پروفایل تصویر ۸ فیلمبرداری میکنم و از مثلث سینمایی برای نورپردازی خود استفاده میکنم. بعد از آن، فیلم خود را در داوینچی وارد میکنم. اینجاست که سرگرمکننده میشود. من یک پیشتنظیم ایجاد کردهام که عمق رنگ مرتبط با فیلم را تقلید میکند. این به عنوان یک درجهبندی یک کلیکی طراحی شده است. برای اثبات آن، به شما نشان خواهم داد. تنها کاری که میکنم این است که بکشم و رها کنم. گاهی اوقات مجبورم تعادل رنگ سفید و نوردهی را تغییر دهم، اما بیشتر اوقات دقیقاً همانطور که میخواهم بیرون میآید. توسعه این سالها طول کشیده است و چیزی است که من واقعاً به آن افتخار میکنم. اگر دوست دارید، در توضیحات زیر لینک شده است. موفق باشید. بسیار خب، ما در حال فیلمبرداری تامبنیل هستیم. سافتباکس بزرگ در اینجا. بسیار خب، روش من برای تامبنیل این است که یک صحنه را ضبط میکنم و سپس فقط استیلها را از آن بیرون میکشم و همین است. همین است. این خوب به نظر میرسد. بسیار خب، امیدوارم این تامبنیل باشد. اینجاست. آمادهای که من را در حال ژست گرفتن ببینی؟ همین است. بنابراین من نمیدانم، من فقط چند چیز مختلف را امتحان میکنم. دستم را اینطور میگذارم. بنابراین نکته بزرگ من در تامبنیلها، گرفتن رنگهای متضاد است، بنابراین سبز، آبی، قرمز و نورپردازی خوب. بسیار خب، برای همه آن شاتهای پان، برخی از شما ممکن است تعجب کرده باشید. آنجا رفت. اممم، ممکن است تعجب کرده باشید که چگونه این کار را انجام دادم و این با این اسلایدر است. بنابراین دوربین را روشن میکنم و اساساً آن را اینطور میکشم. این بهترین اسلایدر نیست. من حتی نمیدانم چیست. فقط آن را در یک فروشگاه دست دوم پیدا کردم، بنابراین نوعی آن را گرفتم. اما اگر تعجب میکنید که چگونه آن را انجام دادم، واقعاً اینطور بود. بگذارید ببینم. بنابراین اگر اینطور باشد و دوربین روی آن باشد، من واقعاً فقط این کار را انجام میدادم. بنابراین فقط در کنار قرار میگرفت و من آن را با دستم از زیر حرکت میدادم تا دیده نشود و سپس فقط آن را حرکت میدادم. بسیاری از مردم از من پرسیدهاند، ببخشید، من نور را تغییر میدهم. بسیاری از مردم از من پرسیدهاند که چگونه آن نور گرم را میگیرم. خب، من از این لامپ غروب آفتاب استفاده میکنم و واقعاً جالب است، اما فوقالعاده آسان است. من فقط آن را اینطور پشت سرم دارم، جایی. نوعی اینطور میروم. بنابراین تعجب میکنم اگر این کار را انجام میدادم چقدر جالب میشد. نه آنقدر جالب. بسیار خب، این حدود ۱۰ دلار در آمازون است. قطعاً میتوانید آن را انجام دهید. وای، روشن است. بسیار خب، من دارم تمام میکنم. من دوست دارم که نور سبز است. من روز جمعه را تمام میکنم و دوباره، فقط حدود ۴۰ ثانیه فیلم گرفتم. ۴ ساعت فیلمبرداری کردم، اما امروز خیلی شبیه این بود که ایدهای به ذهنم میرسید، چیزهای مختلفی را امتحان میکردم و سپس چند چیز میماند. بسیاری از ایجاد ویدیو اینگونه است. با موسیقی هم همینطور است. اینطور نیست که ما این ایده را کاملاً پردازش کرده باشیم و خوب خواهد بود، اما ما یک ایده داریم، آن را امتحان میکنیم و این مانند آزمون و خطا است. چیزی را امتحان میکنید، کار نمیکند، بنابراین سازگار میشوید و چیز دیگری را امتحان میکنید و این همان چیزی است که فیلم سینمایی است. این همان چیزی است که سینماتوگرافی است. این همان چیزی است که داستانسرایی است. شما آن را امتحان میکنید، سعی میکنید مسیری را طی کنید، منطقی به نظر میرسد و بنابراین بر اساس آن میسازید و سپس کار نمیکند، بنابراین باید برگردید و بر اساس چیز دیگری بسازید و این همان چیزی است که این چند روز بوده است. زمان زیادی، تلاش زیادی. چیزهایی کار کردهاند، چیزهایی کار نکردهاند. باتری من حدود ۱٪ است، بنابراین بهتر است این ویدیو را تمام کنم. اما بله، فرآیند سرگرمکنندهای برای ساخت این ویدیو بوده است. من خودم را در استاندارد بالاتری قرار دادهام زیرا میخواهم این ویدیو را واقعاً خوب انجام دهم و میخواهم صادقانه همه چیزهایی را که انجام میدهم به اشتراک بگذارم. بنابراین بچهها، امروز روز پیشتولید است که فوقالعاده است. بنابراین من تقریباً کل ویدیوی خود را برنامهریزی خواهم کرد، که همین الان تماشا کردید، چگونه ویدیوهای سینمایی بسازیم و میخواهم به شما نشان دهم که چگونه همه چیز را با استفاده از یک پلتفرم عالی به نام میلانوته قرار میدهم و سازماندهی میکنم. میلانوته اساساً یک ابزار شگفتانگیز برای سازماندهی پروژههای خلاقانه است. من از میلانوته استفاده میکنم زیرا اساساً یک تخته سفید دیجیتال است که میتوانید هر چیزی را که احساس میکنید با سبک خلاقانه شما مطابقت دارد، روی آن بیندازید. بنابراین میخواستم استوریبورد، فیلمنامه و نحوه گردآوری همه چیز را به شما نشان دهم تا بتوانم به کارآمدترین روش فیلمبرداری کنم. بنابراین یکی از اولین کارهایی که انجام میدهم این است که سعی میکنم دو رنگ را پیدا کنم که دوست دارم و با هم تضاد دارند و از آنها در سراسر ویدیوی خود استفاده خواهم کرد. و میلانوته یک ویژگی عالی دارد که به شما امکان میدهد رنگها را انتخاب کنید و دارای این کارتهای رنگی کوچک است که میتوانید در تخته خود قرار دهید. من همچنین عاشق استفاده از ویژگی چکلیست هستم که میلانوته دارد. این به من امکان میدهد در مسیر بمانم زیرا من اغلب خودم را در اینجا شروع میکنم و به سمت چیزی در اینجا حرکت میکنم. من مغز بسیار پراکندهای دارم، بنابراین داشتن این چکلیست در وسط مودبورد و فیلمنامه من شگفتانگیز است. از آنجا، همانطور که میبینید، من واقعاً به الهام بصری تکیه میکنم. من یک فرد بصری هستم. من ایدهها، افکار را به دست میآورم. من حال و هوا را از الهام بصری جمعآوری میکنم. بنابراین میلانوته یک ویژگی شگفتانگیز دارد که میتوانید عکسها را بکشید و رها کنید. میتوانید عکسها را به این خطوط وصل کنید، بنابراین اگر لیست شات دارید، میتوانید عکسهای خود را به شاتهای خود وصل کنید که کاری است که من انجام میدهم و همه چیز را در یک مکان قرار میدهم تا بتوانم این ایده و این حس را از اینکه این ویدیو چگونه به نظر میرسد و احساس میشود به دست آورم. بنابراین دوباره به موضوع رنگ برمیگردیم. آنچه من واقعاً دوست دارم این است که همه چیز را روی تخته خود جمعآوری میکنم و سپس عقب میروم و میگویم چه رنگهایی را متوجه میشوم؟ من آبیهای زیادی میبینم، من ماژنتاهای زیادی میبینم، من قرمزهای زیادی میبینم. بنابراین شاید اینجاست که من به طور طبیعی گرایش دارم. بیایید شروع به پیادهسازی آن رنگها کنیم. بنابراین یک چیزی که دارم این است که یک تخته دیگر در این تخته دارم که ایدههای درجهبندی رنگ را به من میدهد. بنابراین من آن را کلیک میکنم و من همه رنگهایم را در یک مکان جمعآوری میکنم. و چیز عالی در مورد میلانوته این است که شما میتوانید افراد دیگر را به تخته دعوت کنید و آنها میتوانند نظر خود را بدهند یا یادداشتی بگذارند اگر آن را دوست دارند یا نه. بنابراین اگر به مشاوره نیاز دارید، اگر در مورد چیزی مطمئن نیستید، میتوانید دوست خود را دعوت کنید تا نگاهی بیندازد، که کاری است که من با تمام رنگهایم انجام میدهم. یکی دیگر از ویژگیهای شگفتانگیز که من همیشه از آن استفاده میکنم این است که میتوانید موسیقی را به تخته میلانوته خود اضافه کنید و من واقعاً پیشنهاد میکنم که این کار را انجام دهید. پخش موسیقی که میخواهید در ویدیوی خود استفاده کنید در حالی که فیلمنامه مینویسید عالی است. بنابراین به همین دلیل همه اینها عالی است زیرا میتوانید همه چیز را همزمان داشته باشید. بنابراین همانطور که میبینید، فیلمنامه من در اینجا در سمت چپ قرار دارد. من آن را کد رنگی میکنم و آهنگم را در حالی که مینویسم پخش میکنم و بنابراین میتوانم فیلمنامه خود را به گونهای تنظیم کنم که در زمانبندی، در ضرب آهنگ آهنگی که قرار است استفاده کنم باشد. بچهها، فکر میکنم میلانوته یکی از بزرگترین پلتفرمهای خلاقانه است که میتوانید برای پیادهسازی و زنده کردن ایدههای خود از آن استفاده کنید. میلانوته به صورت رایگان و بدون محدودیت زمانی در دسترس است. بنابراین اگر میخواهید ثبت نام کنید، فقط از لینک موجود در توضیحات زیر استفاده کنید و بچهها، من به شدت توصیه میکنم که آنها را بررسی کنید. بنابراین بچهها، اگر تا این قسمت از ویدیو رسیدهاید، به این معنی است که شما بخشی از ۲۰٪ از افرادی هستید که آن را تا انتها تماشا کردهاند. آماری نشان میدهد که فقط حدود ۲۰٪ از مردم ویدیوهای یوتیوب را تا انتها تماشا میکنند. بنابراین من همیشه دوست دارم اگر تا اینجا رسیدهاید، نظری بگذارید و بگویید که شما بخشی از ۲۰٪ هستید تا بتوانم با شما ارتباط برقرار کنم. اگر میخواهید چیزی خلاقانه بسازید، اگر نویسنده، نوازنده، سازنده ویدیو هستید، هر چه که باشد، بزرگترین چیزی که به من در سفر خلاقانه من کمک کرده است این است که به خودم اجازه شکست خوردن بدهم. اغلب شکست بخورید، زیاد شکست بخورید، بزرگ شکست بخورید. هرچه بیشتر شکست بخورید، بیشتر یاد میگیرید که چه میخواهید انجام دهید و چگونه میخواهید آن را انجام دهید. اما تلاش برای کامل بودن و تلاش برای خلق و جمعآوری چیزهای کامل فقط به شما اجازه میدهد در قلمرو چیزهایی که میدانید بازی کنید. اگر شکست بخورید، به این معنی است که کاری را انجام دادهاید که نمیدانید چگونه انجام دهید و بهترین نتیجه را نداشته است، اما در همین عمل شکست خوردن است که شروع به یادگیری نحوه انجام آن کمی بهتر میکنید. بنابراین در این سفر فیلمسازی، من زیاد شکست خوردهام و به ویدیوهایم نگاه کردهام و از خودم پرسیدهام که چه چیزی میتوانم یاد بگیرم؟ چگونه میتوانم بهتر شوم؟ و چگونه میتوانم دوباره شکست بخورم؟ و سپس من آن را میپذیرم. بنابراین بچهها، اغلب شکست بخورید و زیاد شکست بخورید و به من بگویید که چه چیزی را دوست دارید به صورت خلاقانه انجام دهید و این ویدیو چگونه به شما کمک کرده است. بنابراین شما را در بعدی میبینم. صلح.