Transcription
متشکرم، عصر بخیر. واقعاً خوشحالم که اینجا هستم. این یک لحظه بسیار ویژه برای من است. نمیتوانم شکایتی داشته باشم. تازه از یک کنسرت بسیار بزرگ برگشتم و برای اولین بار در زندگیام، در یک شب ۲۵۰۰۰ دلار درآوردم. متشکرم. اما امشب میخواهم چیزی بنوازم که شما بتوانید همه آن را تهیه کنید. [خنده] متشکرم. شما سلیقه دارید. من یک کنسرت دوم اجرا خواهم کرد. [موسیقی] [تشویق] [موسیقی] [موسیقی] [تشویق] میدانید، کمدینها مرا دوست ندارند. آنها مرا "کمدین وسایل صحنه" مینامند و من این را میفهمم، چون من چیز دیگری را به صحنه میآورم. میدانید، استعداد. من بیشتر و بیشتر تلویزیون کار میکنم. این حقیقت دارد. من بیشتر و بیشتر تلویزیون کار میکنم. بنابراین امشب از حرف "ف" استفاده نخواهم کرد. در عوض از آکورد "ف" استفاده خواهم کرد. من همچنین صدایی برای حرف "س" دارم. اینطور صدا میدهد. مثل دوست دختر سابقم، او واقعاً [خنده] [موسیقی] همانطور که میشنوید، من در فرانسه متولد و بزرگ شدهام. من در فرانسه متولد و بزرگ شدهام. اما والدین من از یک کشور رمانتیک دیگر میآیند، اوه، ایران. ببینید، این نکته اینجاست. در آمریکا، احساس میکنم مردم ایده اشتباهی درباره ایران دارند. بنابراین امشب میخواهم ملودیای بنوازم که واقعاً رابطه بین آمریکا و ایران را نشان دهد، زیرا فکر میکنم روزی میتوانیم در صلح زندگی کنیم. من این را "کنسرتو آمریکایی ایرانی" مینامم. [موسیقی] [تشویق] [موسیقی] [تشویق] خارجی [تشویق] اگر میخواهید این موسیقی را دانلود کنید، در CNN، شبکه خبری کمدی است. حالا به خاطر لهجه فرانسوی من و به خاطر چهره ایرانیام، مردم آمریکا به من لقب جدیدی دادهاند: "تروریست همجنسگرا". و تنها چیزی که با گفتن این به من میرسد این است که من همجنسگرا نیستم. هر بار که درباره تروریستهای همجنسگرا صحبت میکنم، نمیدانم آیا افراد همجنسگرا در جمعیت داریم. نمیخواهم به کسی توهین کنم. نمیخواهم به افراد همجنسگرا توهین کنم. قطعاً نمیخواهم به تروریستها توهین کنم. آنها کمی ناپایدار به نظر میرسند. اما باز هم، من با همجنسگرایی مشکلی ندارم. فقط این است که من همجنسگرا نیستم. من فرانسوی هستم. میدانم جایی در دنیا یک تروریست وجود دارد و او همجنسگراست و او به بهشت خواهد رفت و او عصبانی خواهد شد. او در بهشت خواهد بود و خواهد گفت: "یالا یالا". [خنده] که به معنی ۷۲ باکره است. پسرها کجا هستند؟ من قبلاً در کنسرتهای بزرگ در فضای باز، سالنهای بزرگ در فضای باز اجرا میکردم. خب، سالنهای کوچک در فضای باز هم بودند. آنها مراسم تشییع جنازه بودند. اما در بخشی از جهان، آنها بزرگ هستند. بنابراین من در تمام آن مراسم تشییع جنازه اجرا میکردم و... اما ناگهان میخواستم به خانه برگردم، اما یک انفجار بزرگ بود. ۱۵ کنسرت دیگر. شما کمی شوخ طبعی تاریک را دوست دارید. آه، ما یک نمایش عالی خواهیم داشت. بسیاری از مردم از من میپرسند که چگونه اینقدر زن جذب میکنم. این کمی آسان است، به خاطر لهجه فرانسوی، ویولن و گاهی اوقات به آنها پول میدهم. اما اولین باری را که به آمریکا آمدم به یاد میآورم و هرگز فراموش نمیکنم وقتی اولین دختر آمریکاییام را ملاقات کردم. اسمش جسیکا بود و من به یاد میآورم چون جسیکا به من نگاه کرد و گفت: "هی، لهجهات از کجا آمده؟" و من گفتم: "از دهانم." و سپس قسم میخورم که او این را گفت. او گفت: "وای خدای من، تو از فرانسه هستی. من فرانسه را دوست دارم. من و خواهرم همیشه میخواستیم به لندن برویم." اوه، خوشحالم که شما احمق نیستید. من همین را در آرکانزاس گفتم. کسی نرفت. و سپس جسیکا گفت: "لهجهات خیلی داغ است. چینیها فرانسوی صحبت میکنند." پس من به جسیکا نگاه کردم و گفتم: او گفت: "این خیلی رمانتیک به نظر میرسد. چه گفتی؟" و من گفتم: "تو حتی نمیدانی لندن کجاست." تمام مدت جسیکا سعی میکرد با من فرانسوی صحبت کند. او میگفت: "آرماندو، این کروسان چطور است؟" تلفظ میشود "کروسان". و سپس او میگفت: "این شورلت چطور است؟" این حتی فرانسوی هم نیست. "این مناژ آ تروآ چطور است؟" تلفظ میشود "سهشنبه". من فکر میکردم هرگز زن مناسب را پیدا نخواهم کرد. احساس میکردم در اقیانوس گم شدهام، میدانید، در قایق. فکر میکنم فقط دو زن مسنتر هستم. همه زنان سرگرمکنندهتر هستند. [موسیقی] آنها بالغتر هستند. آنها نمیتوانند باردار شوند. واقعاً نه. دوست دختر سابقم خیلی پیر بود. [موسیقی] من حتی نیازی به جدایی نداشتم. نگران نباشید، او با لبخند ما را ترک کرد. من هنوز دندانهایش را دارم. اسمش جسیکا بود. [خنده] من ویولن خود را جسیکا نامیدم چون شباهتهای زیادی دارند. آنها همان موهای مجعد زیبا، همان منحنیهای زیبا را دارند و من هر دو را در یک جعبه نگه میدارم. این جمعیت من است. جمعیت ساعت ۱۰ شب. وقت اولین آهنگ من است. [موسیقی] قبل از اینکه این کار را انجام دهم، میدانم که ویولن مینوازم. من بازیگر بزرگی هستم. گیتار، من شگفتانگیز هستم. قبل از اینکه این کار را انجام دهم، باید شما را بشناسم. امشب اگر در یک رابطه شاد هستید، دست بزنید. حالا سوال مهم. اگر او شما را مجبور به دست زدن میکرد، دست بزنید. آه، رانندگی به خانه عجیب خواهد بود. کمکی نمیکند، بچهها. صداقت شما را دوست دارم. میدانید، من در رابطهای با زنی بودم و میدانید وقتی واقعاً کسی را دوست دارید و جدا میشوید، واقعاً احساس طلاق میکنید. بنابراین من آهنگی برای او نوشتم و امشب آن را برای شما میخوانم. [موسیقی] برای همه خانمها امشب شماره تلفن من ۳۲۳ است. [موسیقی] و بقیه را نمیگویم. همه جا دوربین هست. بعضی از شما دیوانه هستید. این برای شماست. عشقم، میشود دهانت را ببندی؟ [موسیقی] حداقل یک روز در هفته میتوانیم فقط عشقبازی کنیم؟ [موسیقی] نه فقط وقتی میخوابی. من نمیتوانستم مادرت را تحمل کنم تا اینکه فوت کرد و دوستانت احمق هستند. [موسیقی] گاهی عشقم، متوجه میشوم که شاید تو آن کسی نیستی. تو آن کسی نیستی که اهمیت میدهد اگر کفشهایت با کیفت مطابقت ندارند. ما واقعاً دیر کردهایم. لطفاً بمیر. تو قبلاً اصلاح میکردی. [موسیقی] اجازه میدهم آن را تمام کنی. [موسیقی] اوه شماها، شنیدم که میخندید. شاید او کسی نباشد که کنار شما نشسته است. و اگر نخندیدید، میفهمم. او کنار شما نشسته است. [موسیقی] همه با هم بخوانیم. [موسیقی] [تشویق] متشکرم. فکر میکنم فکر میکنم این یک موفقیت بزرگ خواهد بود. [خنده] حالا آقایان، دفعه بعد که با همسرتان بحث میکنید، آن آهنگ را بخوانید. اما اما باید اشعار را تغییر دهید. باید چیزی شبیه این باشد. من باید تا آخر عمرم دهانم را ببندم. [خنده] حالا من درباره خانمها صحبت میکنم، اما در واقع من ازدواج کردهام. متاسفم. من همسرم را دوست دارم چون او واقعاً مثل مردها فکر میکند. او فقط مثل مردها فکر میکند. او فوقالعاده است. او عاشق ورزش است و هرگز به احساسات من اهمیت نمیدهد. اما وقتی کسی را دوست دارم، دوست دارم او را اذیت کنم. مثل اینکه دوست دارم ویولن بزنم در حالی که او گریه میکند. این یک اشتیاق واقعی است که دارم. دوست دارم دوست دارم به پارک بروم، زوجی را پیدا کنم که در حال بحث هستند، نزدیک شوم، نزدیک آنها شوم و فقط کمی موسیقی پسزمینه بنوازم. خیلی سرگرمکننده است. من به این... این زوج نزدیک شدم و آنها بد بودند. او به او میگفت چیزهایی مثل: "دیگر مرا دوست نداری. تو مثل پدرم هستی." و او گفت: "به همین دلیل او تو و مادرت را ترک کرد." و بعد از یک ساعت او چیزی شبیه این گفت: "این مرد گیتاریست دیگر چیست؟" و در آنجا بود که گفتم: "دوست پسرت به من پول داد." [موسیقی] او میخواست پیشنهاد بدهد. قسم میخورم که او روی او پرید، او را بوسید. "خیلی دوستت دارم." و من به آن مرد نگاه کردم و گفتم: "این هشتصد دلار بود." اما مردها همیشه باهوش نیستند، چون او چیزی شبیه این گفت: "من تو را نمیشناسم، مرد." پس او روی او پرید، آنها شروع به دعوا کردند، او بد شد، همه تماشا میکنند و من فقط میگویم: [موسیقی] بعد از یک ساعت دیگر، به آنها نگاه کردم و گفتم: "بچهها، من این ازدواج را نجات خواهم داد. من آهنگی برای شما میخوانم." "میشود دهانت را ببندی؟" حالا خیلی غمانگیز این است که بعد از این او او را ترک کرد. اما چیزی که واقعاً خراب بود این بود که او او را بدون پرداخت پول من ترک کرد. بنابراین او مجبور شد برای آن پول بپردازد. و اینگونه همسرم را ملاقات کردم. رمانتیکترین چیزی که شنیدید. من ویولن تدریس میکنم. بیش از ۱۵ سال است و من عاشق تدریس هستم. من واقعاً معتقدم که هر کودکی که من آموزش میدهم میتواند یاد بگیرد. آنها در ویولن خوب نیستند. اینطور نیست که بد باشند. من معلم سختی هستم. من از فرانسه هستم. میدانید، در فرانسه، خیلی سخت است، خیلی سخت است که از مدرسه عبور کنی. یک مثال میزنم. در آمریکا، در بسیاری از مدارس، اگر نمره یک کودک در پایه D باشد، هنوز او را به پایه بعدی میفرستند. میدانید؟ در حالی که در فرانسه، اگر میانگین نمره یک کودک D باشد، او را به آمریکا میفرستیم. به همین دلیل است که من اینجا هستم. مادرم اولین بار سال گذشته کمدی استندآپ مرا دید. لحظه بزرگی در خانواده بود. او به پشت صحنه آمد، اشک در چشمانش بود. دستهایم را گرفت و گفت: "تو خندهدار نیستی." پدرم خیلی حامی بود. او گفت: "مهم نیست چه اتفاقی روی صحنه بیفتد و مهم نیست چقدر سخت باشد، هرگز از نام خانوادگی ما استفاده نکن." اما من عاشق تدریس بچهها هستم چون بچهها خیلی صادق هستند. من به این دانشآموز، جاناتان، هر دوشنبه آموزش میدهم. بسیار با استعداد است. او اینطور صدا میدهد. پس من به لحظه نگاه کردم و گفتم: "آیا در دوران بارداری نوشیدهای؟" [خنده] مردم دیگر سلیقه ندارند و من میتوانم آن را ثابت کنم. میدانید، مثل امروز، موسیقی خیلی ساده است. مثل این است که با یک کودک نوپا صحبت کنی، با پنج کلمه، پنج نت، حداکثر ده نت. یک مثال میزنم. یکی از دانشآموزان من بسیار معروف شد، در خیابان مینواخت، تمام آن آهنگهای پاپ را مینواخت. حالا او ویولننواز بسیار خوبی است، اما او با آهنگهای پاپ معروف شد. و اگر دانشآموز من ویدیویی از خود را در حال نواختن Despacito در یوتیوب منتشر کند، میلیونها بازدید میگیرد. اما اگر من ویدیویی از خود را در حال نواختن یک کنسرتو منتشر کنم، حدود ۱ لایک از مادرم میگیرم و سپس کامنتی از پدرم دریافت میکنم که میگوید: "آیا دیدی دانشآموزت Despacito را در یوتیوب مینوازد؟ استفاده از نام خانوادگی ما را بس کن." مردم دیگر سلیقه ندارند. من میتوانم آن را ثابت کنم. میخواهم چیزی بنوازم که شماها نمیشناسید. [موسیقی] حالا میخواهم چیزی بنوازم که همه میشناسند. [موسیقی] این دو نت لعنتی است. این دو نت است. من ۳۰ سال ویولن یاد گرفتم. پس شماها دو نت را دوست دارید. و بدتر از همه، رسانههای اجتماعی است. نمیتوانم آن را تحمل کنم. راستی، مرا در @armando violin comedy دنبال کنید. بنابراین من در واقع دو فرزند دارم. بله. و من عاشق فرزندانم هستم چون خیلی سرگرمکننده هستند. و پسرم سه ساله من همه کارها را مثل من انجام میدهد. من هر روز صبح به او ویولن آموزش میدهم و او از آن متنفر است. و دیروز صبح او ویولن خود را برداشت، به من نگاه کرد و گفت: [خنده] پسر باهوش. به یاد میآورم وقتی سعی کرد با ما صحبت کند. به یاد میآورم چون او... همسرم اهل مکزیک است. بنابراین من به او فرانسوی صحبت میکنم و او به او اسپانیایی صحبت میکند. و اولین جمله او این بود: "سیلور، لطفاً به انگلیسی با من صحبت کن." ما در آمریکا زندگی میکنیم، اما ما به او به همه چیز صحبت میکنیم. ما به او فرانسوی، اسپانیایی و انگلیسی صحبت میکنیم. بنابراین، برای مثال، پارکینگ در فرانسوی "le parque" است و در اسپانیایی "estacionamiento" است و در لس آنجلس که من زندگی میکنم، پارکینگ وجود ندارد. ما آن کلمه را آموزش نمیدهیم. یا مثلاً ما آداب و رسوم متفاوتی را آموزش میدهیم. مثلاً در فرانسه، ما برای سلام کردن دو بوسه روی گونهها میدهیم. در آمریکا، شماها بغل میکنید و در مکزیک کیف پول مرا دزدیدند که راه عجیبی برای گفتن سلام است. حالا جایی که خیلی جالب است، از نظر فرهنگی، پسرم فرانسوی-مکزیکی، فرانسوی-مکزیکی است. یعنی او بسیار مغرور است و هنوز انگلیسی صحبت نمیکند. اما جایی که خیلی جالب میشود، از نظر خونی، پسرم ایرانی-مکزیکی، ایرانی-مکزیکی است. یعنی اگر رئیس جمهور ما دیواری بسازد، پسرم اول آن را منفجر میکند و سپس دوباره آن را میسازد. پسرم لهجههای مختلفی دارد. وقتی گریه میکند، با لهجه فرانسوی میگوید: "و وقتی با لهجه مکزیکی گریه میکند، میگوید: "و وقتی با لهجه آمریکایی گریه میکند، میگوید: "رئیس جمهور من نیست. دوست من نیست." آه، یوتا، عصبانی نباش. من نه به حزب جمهوریخواه علاقهمندم و نه به حزب دموکرات. من باهوش هستم. [موسیقی] جمعیت باهوش. ما الان یک آزمایش انجام خواهیم داد. گوشیهایتان را بیرون بیاورید. جدی میگویم. هر چه سریعتر. این یک آزمایش بسیار جالب است. شما هم میتوانید در خانه انجام دهید. گوشی خود را بیرون بیاورید. به یوتیوب بروید. هر چه سریعتر. و سپس وقتی به کادر جستجو رسیدید، بنویسید آرماندو. صبر کنید، صبر کنید. آرماندو. سپس ویولن را بنویسید. وقتی مرا پیدا کردید، مرا پیدا کنید. مشترک شوید. و در حالی که این کار را در اینستاگرام و فیس بوک انجام میدهید، از این موسیقی پسزمینه لذت ببرید. [تشویق] من از رسانههای اجتماعی متنفرم. در این وقت شب، فکر میکنم باید یک کنسرتو از محله فقیرنشین بنوازم. [موسیقی] بله، این برای سگهای من است. مرا ببینید. همه زندگی من زرق و برق و طلا نبود. صلیب روی میز من، سه روزه. رنج فرانسوی. این آهنگ مانند یک ماشه است. شما باید بفهمید. این برای تمام دوستان آفریقایی-آمریکایی من است. متشکرم. من در زندگیام زیاد سفر کردهام. به کشورهای شگفتانگیزی رفتم. به جامائیکا رفتم. در جامائیکا ضربالمثلی دارند که میگویند: "شما آمریکاییها رانندگی میکنید و مینوشید، ما دود میکنیم و پرواز میکنیم." به ژاپن رفتم. مردم ژاپن برعکس مردم فرانسه هستند. آنها کاری را انجام میدهند که در فرانسه بیسابقه است. آنها کار میکنند. مردم ژاپن همیشه کار میکنند. مثل اینکه آیا ژاپنی اینجا داریم؟ چرا کار نمیکنید؟ [تشویق] به روسیه رفتم. مردم روسیه زبان جهانی ودکا را صحبت میکنند. بعد از ودکا همه دوزبانه هستند. من یک شب با برخی از سیاستمداران صحبت میکردم. خیلی مست بودند. نمیدانم چه گفتم، اما روز بعد آنها به اوکراین حمله کردند. تقصیر من بود. [موسیقی] میخواهم این تجربه شگفتانگیز را با یک آهنگ عشق واقعی عربی زیبا به پایان برسانم. ما در عروسیها مینوازیم. امیدوارم [موسیقی] [خنده] [موسیقی] لذت ببرید. شماها هیچ سلیقه موسیقی ندارید. من چیزی ظریفتر خواهم نواخت. [موسیقی] اسم من آرماندو است. مرد محلی، وندی را با تمساح میدزدد. برای پسران تمساح. حالا آنها را به بانک فرستادند. باید برود مادر. [موسیقی] مادر، بیا برویم.