📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

Jiang Xueqin: The Iran War & the Battle for the Petrodollar

Glenn Diesen42:53

Transcription

خوش آمدید. امروز جانگ شو شین برای بحث در مورد تحولات بین ایالات متحده و ایران به ما پیوستند. از اینکه دوباره تشریف آوردید بسیار سپاسگزاریم. ممنون. خب، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد در مورد این جنگ این است که به نظر می‌رسد اهداف ایران همگی از نظر اقتصادی بسیار خوب محاسبه شده‌اند. و فکر می‌کنم این جالب است زیرا معمولاً در تمام جنگ‌های آمریکا منافع اقتصادی برای رفتن به جنگ وجود دارد، اما اکنون می‌بینیم که آنها نه تنها تنگه هرمز را می‌بندند، بلکه می‌بینیم که آنها اساساً آمریکایی‌ها را مجبور به خرج کردن موشک‌های رهگیر گران‌قیمت خود کردند. به نظر می‌رسد همه اینها پشتوانه اقتصادی دارد، اما نکته واقعاً بزرگ حمله احتمالی به پترو دلار به نظر می‌رسد. می‌خواستم بدانم شما چگونه آسیب‌پذیری پترو دلار را در این جنگ می‌بینید؟ درست است. بنابراین من استدلال می‌کنم که در حال حاضر این جنگ در ایران، عمدتاً برای حفظ پترو دلار است، زیرا در ۱۰ سال گذشته جهان به طور فزاینده‌ای نگران قابلیت دوام پترو دلار بوده است. در حال حاضر ایالات متحده ۳۹ تریلیون دلار بدهی دارد. ایالات متحده درست پس از حمله روس‌ها به اوکراین، بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار از دارایی‌های روسیه را مسدود کرد که باعث می‌شود جهان مشروعیت و اعتبار سیستم مالی ایالات متحده را زیر سوال ببرد، زیرا اگر آمریکایی‌ها بتوانند دلار را علیه روس‌ها سلاح کنند، می‌توانند دلار آمریکا را علیه همه سلاح کنند. بنابراین پس از آن، شاهد خروج گسترده از اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده بودید و در حال حاضر چین در حال ایجاد کریدور طلایی است. بنابراین بریکس در تلاش است تا جایگزین‌هایی برای پترو دلار ایجاد کند، اما برای آمریکایی‌ها، پترو دلار اساس امپراتوری آنهاست و صادقانه بگویم، هدف امپراتوری آنهاست. بنابراین ایالات متحده در حال حاضر با تمام توان برای محافظت از پترو دلار مبارزه خواهد کرد. این اساساً به معنای استفاده از برتری دریایی خود، کنترل آن بر نقاط گلوگاه استراتژیک، نقاط گلوگاه دریایی برای کنترل دسترسی تجاری و اساساً مجبور کردن ملت‌ها به وابستگی به منابع ایالات متحده است. بنابراین ما دیدیم که ایالات متحده در ژانویه به ونزوئلا حمله کرد و اکنون به ایران حمله کرده است. اخیراً در چند روز گذشته، حمله پهپادی اوکراین به مرکز اصلی صادرات روسیه انجام شد که اساساً ۴۰ درصد از نفت روسیه را از بازار جهانی خارج کرد. و بنابراین اروپا و شرق آسیا اکنون مجبورند به ایالات متحده، آمریکای شمالی برای انرژی وابسته باشند. و در حال حاضر شاهد چرخش از اروپا و شرق آسیا به سمت آمریکای شمالی هستیم. و بنابراین این یک استراتژی در حال اجرا است که در آن ایالات متحده اساساً می‌خواهد نفت روسیه را حذف کند و جهان را مجبور کند از ایالات متحده خرید کند که از پترو دلار محافظت می‌کند. اما آنچه ما از تاریخ می‌دانیم این است که این نوع غرور منجر به واکنش خواهد شد و جهان در نهایت علیه آمریکا متحد خواهد شد، زیرا صادقانه بگویم، آمریکا زمانی پلیس جهان بود و اکنون دزد دریایی جهان شده است و بنابراین شاید در کوتاه مدت شاهد موفقیت این استراتژی باشید، اما قطعاً در بلند مدت شاهد خشم بیشتر جهان از این دزدی دریایی خواهید بود. بنابراین آنها در این جنگ چه چیزی نیاز دارند تا به آن دست یابند؟ زیرا خب، من تعجب می‌کردم که آیا شما از اینکه آمریکایی‌ها ظاهراً از مذاکرات کنار کشیده‌اند، شگفت‌زده شده‌اید، حداقل اینطور به نظر می‌رسید در اسلام‌آباد. آیا این برای ادامه جنگ است یا صرفاً به این دلیل که نمی‌توانند خب، پترو دلار اگر تنگه هرمز در دست ایرانیان باشد، زنده نخواهد ماند یا تفکر در اینجا چیست؟ خب، ما شاهد یک توالی عجیب از رویدادها در شش هفته گذشته بوده‌ایم. جنگ حدود شش هفته است که ادامه دارد و ما شاهد رویدادهای عجیب زیادی بوده‌ایم. بنابراین لحظه‌ای که آمریکایی‌ها به ایران حمله کردند و رهبر عالی آنها را کشتند، ایرانی‌ها اساساً تنگه هرمز را بستند. و در پاسخ، کاری که آمریکایی‌ها انجام دادند، که بسیار شگفت‌انگیز بود، این بود که اساساً تحریم‌ها را بر نفت روسیه و ایران برداشتند و به روس‌ها و ایرانی‌ها اجازه دادند تا با فروش نفت پول زیادی به دست آورند. بنابراین این تا حدودی شگفت‌انگیز بود. و اسکات بزن، وزیر خزانه‌داری، توضیح داد که این برای حفظ ثبات جهانی است. او می‌ترسد که نفت به ۲۰۰ دلار برسد و این اقتصاد جهانی را بی‌ثبات کند. و با پیشرفت این جنگ، ما شاهد تشدید اقدامات ایالات متحده در حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی مانند دانشگاه‌ها، پل‌ها و راه‌آهن بودیم. در واقع، نگرانی واقعی وجود دارد که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها قصد دارند ایران را خفه و خفه کنند، به این معنی که سیستم راه‌آهن، جاده‌ها را قطع کنند، که این امر ایران را تحت محاصره قرار می‌دهد. آنها نمی‌توانستند غذا و آب را از سایر نقاط ایران دریافت کنند. و ایران، شهری با ۱۰ میلیون نفر، اگر این اتفاق بیفتد، در مشکلات زیادی خواهد بود. بنابراین، آنچه ما شاهد آن بودیم، تشدید مداوم بود. سپس هفته گذشته ما در آستانه بودیم زیرا ترامپ اساساً اعلام کرد که اگر ایران تنگه هرمز را باز نکند، آمریکایی‌ها ایران را به عصر حجر بمباران خواهند کرد و ایران بدیهی است که با تخریب زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات شیرین‌سازی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تلافی خواهد کرد. بنابراین سه‌شنبه گذشته ما واقعاً در آستانه بودیم و به نظر می‌رسید که ما به سمت جنگ سوم می‌رویم. اما سپس ترامپ کاری کاملاً شگفت‌انگیز انجام داد که اساساً تسلیم بی‌قید و شرط را ارائه داد. ایران یک برنامه ۱۰ ماده‌ای داشت که شامل این بود که ایران اجازه غنی‌سازی اورانیوم را خواهد داشت. همچنین شامل لغو تمام تحریم‌های اقتصادی علیه ایران بود. ایران حاکمیت بر هرمز را به دست می‌آورد و تمام تضمین‌های امنیتی برای ایران و نیروهای نیابتی آن، حوثی‌ها، حزب‌الله، حماس اعمال می‌شد. بنابراین اینها ۱۰ نکته‌ای بود که ایران خواستار آن بود و آمریکایی‌ها، دونالد ترامپ اساساً گفت که این یک چارچوب قابل کار است و بنابراین آنها موافقت کردند که در سباد برای بحث در مورد این ۱۰ نکته ملاقات کنند و از آنها به عنوان چارچوبی برای آتش‌بس احتمالی طولانی مدت استفاده کنند. ما می‌دانیم که به محض رسیدن به اصفهان، جی ونس، جرد کوشنر و کریکوف اساساً ایرانی‌ها را نادیده گرفتند. آنها جدی مذاکره نبودند. آمریکایی‌ها با حسن نیت وارد شدند و امیدوار بودند به توافقی برسند و ایرانی‌ها هم همینطور، اما آمریکایی‌ها اساساً گفتند نه، ما به خواسته‌های اصلی خود پایبند خواهیم بود. و بنابراین مذاکرات به جایی نرسید. و بنابراین اکنون ما به جایی که یک هفته پیش بودیم بازگشته‌ایم. بنابراین سوال بزرگ این است که چرا آمریکایی‌ها این کار را می‌کنند؟ هدف این آتش‌بس چیست؟ و بنابراین ما فقط می‌توانیم در اینجا حدس و گمان بزنیم. بسیار خب. بنابراین، بنابراین، بنابراین اجازه دهید سعی کنم بفهمم دونالد ترامپ چگونه فکر می‌کند، زیرا او یک تاجر است. و او چه می‌خواهد؟ خب، هدف اصلی او حفظ برتری امپراتوری آمریکا از طریق حفظ پترو دلار است. و این اساساً به معنای مجبور کردن چین، ژاپن، کره جنوبی و اروپا به خرید انرژی با استفاده از دلار آمریکا است. این همان چیزی است که پترو دلار به معنای واقعی کلمه است. و بنابراین شاید هدف این جنگ نابودی ظرفیت شورای همکاری خلیج فارس و ایران برای تحویل نفت به بازار جهانی و مجبور کردن جهان به اتکا به آمریکای شمالی، کانادا، مکزیک و ایالات متحده باشد. بسیار خب؟ بنابراین بیایید بگوییم که این هدف اصلی است. و بدیهی است که ترامپ نمی‌تواند این را اعلام کند، زیرا این امر کل جهان را عصبانی می‌کند و کل جهان علیه ایالات متحده خواهد بود. خب، برای اینکه او بتواند این کار را انجام دهد، اساساً نیاز دارد که واکنش چین را بسنجد، زیرا ما می‌دانیم که چین و ایران متحدان بسیار قوی هستند. چین به عنوان بخشی از ابتکار کمربند و جاده، سرمایه‌گذاری زیادی در زیرساخت‌های ایران انجام داده است و چین مقدار زیادی نفت از ایران می‌خرد. در واقع، چین حدود ۹۰ درصد از کل نفت ایران را می‌خرد. بنابراین اساساً ترامپ باید بفهمد که آیا می‌توانم این کار را انجام دهم و آیا چین موافقت می‌کند که از من نفت بخرد؟ بسیار خب، او یک مذاکره‌کننده است. او تاجر است. او عمل‌گرا است. او در تلاش است تا نقاط فشار بر چین را بفهمد. و من استدلال می‌کنم که موافقت ایران با این مذاکرات ممکن نبود مگر اینکه چین بر ایران فشار وارد می‌کرد. بسیار خب. من این استدلال را مطرح می‌کنم زیرا ایرانی‌ها در چند ماه گذشته با آمریکایی‌ها مذاکره کرده‌اند و آنها می‌دانند که آمریکایی‌ها از این مذاکرات به عنوان بهانه‌ای برای ترور رهبران، برای انجام حملات غافلگیرانه استفاده می‌کنند. بنابراین ایرانی‌ها می‌دانند که آمریکایی‌ها اصلاً هیچ اعتباری ندارند. آمریکایی‌ها اصلاً جدی مذاکرات صلح نیستند. و در چند هفته گذشته، ایرانی‌ها سرسختانه می‌گفتند: "شما این جنگ را شروع کردید. ما فقط از حاکمیت خود دفاع می‌کنیم و مذاکرات مهمی وجود دارد. بیایید تا آخر بجنگیم." من فکر می‌کنم این رویکرد درستی بود. این نگرشی است که باید در برابر قلدرها اتخاذ کرد. پس چرا ناگهان ایرانی‌ها نظرشان تغییر کرد و گفتند بسیار خب، بیایید در اسلام‌آباد مذاکره کنیم. در واقع، آنها هیئت بسیار بلندپایه‌ای را به اسلام‌آباد فرستادند، از جمله وزیر امور خارجه، برای شرکت در این مذاکرات، با علم به اینکه اسرائیل سابقه ترور تیم‌های مذاکره‌کننده را دارد. بسیار خب. بنابراین، آنها دیپلمات‌های خود را در معرض خطر فوق‌العاده‌ای قرار دادند و من فکر می‌کنم تنها توضیح این است که در حال حاضر اقتصاد چین تحت فشار زیادی است. چین حدود ۶۰ درصد از نفت و انرژی خود را از خاورمیانه از جمله قطر و عربستان سعودی دریافت می‌کند. چین حدود یک سوم از نیازهای انرژی خود را از ونزوئلا، روسیه و ایران به طور ترکیبی دریافت می‌کند و چین بسیار خوش‌شانس بوده است که این سه مکان تحریم شده‌اند. بنابراین چین توانسته است این نفت را با تخفیف بسیار زیادی دریافت کند که به اقتصاد چین کمک زیادی کرده است و اکنون این انرژی در حال آفلاین شدن است. بنابراین اقتصاد چین تحت فشار زیادی است. بنابراین ترامپ در تلاش است تا بفهمد، آیا می‌توانم وقتی در اواسط ماه مه به چین می‌روم، به پکن پیشنهاد دهم، هی مرد، بیایید یک اتحاد بزرگ داشته باشیم که در آن شما شروع به خرید انرژی از آمریکای شمالی کنید. و او در حال فهمیدن این موضوع است. و با توجه به اینکه ایران با مذاکرات موافقت کرده است، من فکر می‌کنم او فهمیده است که پاسخ مثبت است. چین باید موافقت کند به دلیل وضعیت اقتصادی. و به همین دلیل است که بلافاصله پس از لغو مذاکرات، ترامپ محاصره دریایی علیه ایران را اعلام کرد، زیرا او می‌داند که در حال حاضر چین تحت فشار زیادی است و او می‌تواند چین را به توافق برساند و در نتیجه از پترو دلار محافظت کند. بنابراین این توضیح من برای آنچه در حال وقوع است. ممکن است اشتباه کنم. همه اینها حدس و گمان است، اما من فکر می‌کنم این منطقی‌ترین چیزی است که تاکنون وجود دارد. محاصره دریایی. این یک مفهوم عجیب است زیرا مشخص نیست چگونه قرار است اجرا شود، زیرا آنها به طور طبیعی در تنگه نیستند. آنها دور خواهند بود. بنابراین اساساً محاصره آیا شامل حمله به کشتی‌های چینی ورودی خواهد بود؟ منظورم این است که پوچ به نظر می‌رسد. اگر آنها کشتی‌های هندی را باز کنند چه؟ آیا آنها شروع به حمله به کشتی‌های هندی خواهند کرد؟ این واقعاً منطقی نیست. شما چگونه این را می‌بینید؟ این محاصره چگونه کار خواهد کرد یا فقط برای خفه کردن کشتی‌های ایرانی است؟ درست است. بنابراین از منظر عملی، اجرای آن بسیار دشوار است، زیرا اگر به خط ساحلی ایران در هرمز نزدیک شوید، در محدوده موشک‌های بالستیک ایران قرار دارید. و بنابراین آمریکایی‌ها ریسک نمی‌کنند، زیرا ما دیده‌ایم که ناوهای هواپیمابر آنها از جمله جرالد فورد، نیویورک و لینکلن عمداً از برد موشک‌های بالستیک ایران دور مانده‌اند. بنابراین آنها از موشک‌های بالستیک می‌ترسند و می‌دانند که این موشک‌های بالستیک می‌توانند ناوهای هواپیمابر آنها را غرق کنند که یک شکست استراتژیک فوق‌العاده برای آمریکایی‌ها خواهد بود. بنابراین من فکر می‌کنم این یک بهانه برای خفه کردن تنگه هرمز است. درست است. بنابراین دو نقطه گلوگاه اصلی برای شرق آسیا برای دریافت نفت از خاورمیانه وجود دارد. تنگه هرمز همان چیزی است که ایران کنترل می‌کند. و بنابراین در پاسخ، آمریکا قصد دارد تنگه مالاکا را که در حال حاضر اساساً توسط اندونزی و مالزی، که هر دو متحدان نظامی آمریکا هستند، کنترل می‌شود، خفه کند. و این کشورها به شدت توسط سیا نفوذ کرده‌اند. بنابراین من فکر می‌کنم این استراتژی بزرگ این است که اساساً از تنگه مالاکا برای خفه کردن شرق آسیا از انرژی شورای همکاری خلیج فارس استفاده شود. بله، اما اگر آمریکایی‌ها واقعاً این تلاش برای محاصره را انجام دهند، ایرانی‌ها احتمالاً با متحد خود در یمن، یعنی بستن دریای سرخ در باب المندب، پاسخ خواهند داد. بنابراین، من فقط این طرح در بسیاری از سطوح ضعیف به نظر می‌رسد. اما این سوال را پیش می‌آورد که شما موفقیت احتمالی ایالات متحده در دستیابی به هدفش را چگونه می‌بینید، نه فقط با محاصره، بلکه همچنین با حفظ پترو دلار، زیرا ایران بسیار مقاوم است و من فرض می‌کنم که چینی‌ها، درست مانند جنگ با روسیه، می‌دانند که ممکن است نفر بعدی در صف باشند یا حداقل هدف نهایی باشند. درست است. بنابراین آنچه آمریکا بیشتر به آن علاقه دارد، تلاش برای حفظ بدهی خود است. در حال حاضر آمریکا ۳۹ تریلیون دلار بدهی دارد. این مشکل نیست تا زمانی که ملت‌ها به خرید اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده ادامه دهند. و ما در چند سال گذشته شاهد حرکتی دور از اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده و بیشتر و بیشتر به سمت طلا بوده‌ایم. به خصوص چینی‌ها به سمت طلا حرکت می‌کنند. بنابراین چگونه شرق آسیا و اروپا را مجبور می‌کنید که به خرید اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده ادامه دهند؟ خب، اگر شما تامین کننده انرژی، نفت و گاز هستید، آنها هیچ انتخابی جز فروش طلای خود و خرید اوراق قرضه خزانه داری ایالات متحده برای حفظ اقتصاد خود ندارند. درست است. بنابراین، بله، شما کاملاً درست می‌گویید که ایرانی‌ها اقدامات متقابل دارند. ایرانی‌ها می‌توانند از حوثی‌ها برای بستن دریای سرخ استفاده کنند. آنها می‌توانند به خط لوله‌ای که عربستان سعودی را به دریای سرخ متصل می‌کند، حمله کنند. اقدامات زیادی وجود دارد که ایرانی‌ها می‌توانند انجام دهند، اما نفوذ ایرانی‌ها به خاورمیانه محدود است. به یاد داشته باشید، هدف نهایی حذف نفت و انرژی خاورمیانه از بازار است. و این کار بسیار آسانی است تا زمانی که شما به تحریک این جنگ ادامه دهید. اکنون، من فکر می‌کنم گام بعدی حمله زمینی است تا ایرانی‌ها را مجبور به حمله به تأسیسات انرژی و شیرین‌سازی شورای همکاری خلیج فارس کنیم. درست است؟ بنابراین هدف کل این است که خاورمیانه را نابود کنیم که جهان را مجبور به چرخش به سمت آمریکای شمالی کند. بنابراین در کوتاه مدت این استراتژی کار خواهد کرد، زیرا هیچ جایگزینی برای انرژی خاورمیانه برای جهان وجود ندارد، اما در بلند مدت این باعث ایجاد خشم زیادی نسبت به ایالات متحده خواهد شد که در نهایت امپراتوری آنها را نابود خواهد کرد. خب، رومانو پرودی، نخست وزیر سابق ایتالیا و همچنین رئیس سابق کمیسیون اروپا، حرف جالبی در این زمینه زد. او این نکته را مطرح می‌کرد که خب، در مقطعی اروپایی‌ها مجبور خواهند شد دوباره از روس‌ها انرژی دریافت کنند تا بتوانند شکوفا شوند. اما او همچنین پیش‌بینی کرد که انرژی زمانی باز خواهد شد که آمریکایی‌ها شروع به کنترل زیرساخت‌های انرژی بین روسیه و اروپا کنند. بنابراین اساساً آمریکایی‌ها خط لوله نورد استریم را تصاحب می‌کنند. این زمانی است که انرژی دوباره جریان خواهد یافت. که یک فرض است، حدس می‌زنم که آمریکایی‌ها می‌خواهند کنترل معماری انرژی را داشته باشند، در غیر این صورت اجازه آن را نخواهند داد. اما فراتر از این، شما می‌دانید که ترامپ ممکن است چه برنامه‌ای داشته باشد، یک استدلال رایج اغلب این است که ترامپ لزوماً کاملاً کنترل ندارد که او تحت نفوذ شدید گروه‌های مختلف باشد، چه نئوکون‌ها و چه اسرائیلی‌ها، شما چگونه این میزان کنترل ترامپ را می‌بینید؟ زیرا خب، با توجه به اینکه دولت دوم او چقدر با دولت اول متفاوت است، اغلب این تصور ایجاد می‌شود که مهم نیست چه کسی در ایالات متحده بر تخت سلطنت نشسته است. من فکر می‌کنم در دولت اول نگرانی زیادی در درون دولت عمیق، نئوکون‌ها و جناح‌های مختلف سیاسی در واشنگتن دی سی در مورد توانایی ترامپ برای رهبری وجود داشت، زیرا او در گفتار و لفاظی‌هایش گستاخ بود. اروپایی‌ها بسیار نگران ترامپ بودند. ترامپ این جنگ تجاری با چین را آغاز کرد که به اقتصاد جهانی آسیب می‌زد و به مصرف‌کنندگان آمریکایی آسیب می‌زد. ترامپ به نظر یک رهبر قابل دوام نمی‌آمد و به نظر نمی‌رسید که بتواند امپراتوری را حفظ کند و مردم احساس می‌کردند که اگر او برای مدت طولانی‌تری در قدرت بماند، اروپایی‌ها دور خواهند شد. چین دور خواهد شد. کل جهان دور خواهد شد و آمریکا به طور کلی خواهد مرد. اما سپس آنچه اتفاق افتاد البته این بود که بایدن به قدرت رسید و بایدن اساساً در کما بود. او چهار سال هیچ کاری نکرد. بنابراین پوتین به اوکراین حمله کرد و آمریکایی‌ها واقعاً واکنش قاطعی نداشتند. منظورم این است که آنها کارهای زیادی انجام دادند مانند منفجر کردن خط لوله نورد. آنها انرژی روسیه را تحریم کردند. آنها روسیه را از سیستم سوئیفت حذف کردند. آنها ۲۰ میلیارد دلار از دارایی‌های روسیه را مسدود کردند. آنها کارهای زیادی انجام دادند، اما هیچ یک از این کارها واقعاً مفید نبود. و امپراتوری تصمیم گرفت که صرف نظر از احساس ما در مورد ترامپ، او قاطع است. او عمل خواهد کرد در حالی که بایدن و دموکرات‌ها ممکن است عمل نکنند، زیرا اساساً آنها مشتی هستند. و بنابراین تصمیم گرفته شد که ترامپ در سال ۲۰۲۴ دوباره منصوب شود. و به همین دلیل است که ما امروز اینجا هستیم. بنابراین ترامپ یک عامل امپراتوری است. او کاری را انجام می‌دهد که امپراتوری نیاز دارد. بسیار خب. و بنابراین آنچه قبلاً اتفاق افتاد، در لحظه تک‌قطبی، اساساً از سال ۱۹۹۹ تا امروز، این بود که آمریکا حسن نیت زیادی داشت و توانست رضایت جهان را عمدتاً با جذب نخبگان جهانی به دست آورد. درست است. بنابراین تمام این نخبگان در اروپا، در روسیه، در چین، آنها نگران درگیر شدن در فساد تا حد ممکن هستند تا بتوانند سودهای نامشروع خود را به آمریکا منتقل کنند. و این برای مدت طولانی برای نخبگان واقعاً خوب کار نمی‌کند. اما بدیهی است که این دولت‌های ملی از وضعیت موجود راضی نبودند. به همین دلیل بود که شاهد ظهور پوتین در روسیه و ظهور شی در چین بودیم، زیرا نگرانی زیادی در میان ملی‌گرایان وجود داشت که آمریکا در حال بیرون کشیدن این کشورها بود و آنها کاملاً درست می‌گفتند. بنابراین اکنون شما شاهد یک چالش مستقیم برای امپراتوری آمریکا هستید و بنابراین تنها چالش این است که شما رضایت این دولت‌های ملی را ندارید، پس باید از زور برای اجرای امپراتوری خود در این دولت‌های ملی استفاده کنید. و بنابراین قبل از اینکه ارتش آمریکا برای تضمین صلح در گذشته آمریکا استفاده می‌شد، برای تضمین تجارت بین‌المللی استفاده می‌شد. آنها پلیس جهان بودند تا نظم ملی مبتنی بر قوانین را حفظ کنند. و اکنون که روسیه، چین و سایر ملت‌ها مشروعیت نظم ملی مبتنی بر قوانین را زیر سوال می‌برند. کاری که ترامپ انجام می‌دهد این است که ارتش آمریکا را از یک نیروی پلیس به یک نیروی دزد دریایی تبدیل می‌کند تا از جهان عوارض بگیرد. بنابراین ما در این وضعیت هستیم زیرا استراتژی اول ترامپ استفاده از تعرفه‌ها بر جهان بود، درست است؟ برای مجبور کردن اروپایی‌ها به پرداخت تعرفه به امپراتوری آمریکا. اما دیوان عالی آن را رد کرد زیرا گفتند که قوه مجریه اختیار اجرای تعرفه‌ها را ندارد. فقط کنگره دارد. بنابراین ترامپ می‌گوید: "خب، می‌دانید چیست؟ اگر کنگره اجازه اجرای تعرفه‌ها را به من ندهد، من فقط عوارض را اجرا خواهم کرد. بسیار خب؟ من جهان را مجبور خواهم کرد عوارض بپردازد تا بتواند در سراسر جهان تجارت کند." و به همین دلیل است که ما شاهد استقرار یکی از ناوگان دریایی آمریکا در کارائیب برای مسدود کردن تجارت در نیمکره غربی هستیم. به همین دلیل است که ما شاهد این جنگ در ایران برای مسدود کردن جهان از انرژی خاورمیانه هستیم. و به همین دلیل است که ما در حال حاضر شاهد ناوگان دریایی ایالات متحده هستیم که اساساً تانکرهای ناوگان سایه روسیه را توقیف می‌کنند و اساساً تانکرهای ناوگان سایه را می‌دزدند و در ماه‌های آینده شاهد موارد بیشتری از این خواهیم بود. بله، نکته جالب در مورد ترامپ این است که در اینجا ثباتی وجود دارد. منظورم این است که بسیاری از مردم حدس می‌زنند که لفاظی‌های او را به خاطر صلح می‌دانستند. اما اگر به آنچه او از دهه ۱۹۸۰ به بعد گفت گوش دهید، او اساساً ژاپنی‌ها و دیگران را به خاطر سوء استفاده از ایالات متحده به شکلی که او می‌دید، سرزنش می‌کرد. بنابراین او نگفت که ما نباید امپراتوری بزرگی داشته باشیم. او فقط گفت که امپراتوری باید برای امتیاز محافظت از ما پول بپردازد. بنابراین اینطور نیست که او امپراتوری نمی‌خواست. به نظر می‌رسد او فقط بازده بهتری از سرمایه‌گذاری می‌خواست. یعنی شما باید امپراتوری را پول‌سازی کنید، در غیر این صورت امپراتوری جمهوری را از بین خواهد برد. به عبارت دیگر، باید آن را تغذیه کند. به نظر می‌رسد که تفاوت اصلی او اینجاست. اما این به معنای استخراج نه تنها از دشمنان، بلکه از متحدان نیز هست. اما من فکر نمی‌کنم این محدود به ترامپ باشد. من فکر می‌کنم به طور کلی ایالات متحده بیشتر و بیشتر به این سمت متمایل خواهد شد، زیرا همانطور که گفتید، آنها خود را با ۳۹ تریلیون دلار بدهی خسته کرده‌اند. اینطور نیست که شما بتوانید به یک دموکرات رای دهید و ناگهان آنها دوباره شروع به پرداخت هزینه امنیت متحدان و داشتن توافقات تجاری سخاوتمندانه کنند. دیگر راه بازگشتی وجود ندارد پس از اینکه تا این حد خسته شده‌اید. ببخشید. بله، این نکته بسیار مهمی است که شما مطرح می‌کنید. بسیار خب. به یاد داشته باشید در سال ۲۰۱۶ زمانی که ترامپ برای اولین بار از دفتر خارج شد، او همان حرف‌هایی را می‌زد که شما می‌گویید، یعنی همه از ما سوء استفاده می‌کنند، به خصوص چین. بنابراین بیایید تعرفه وضع کنیم و مطمئن شویم که آمریکا اول است، آمریکا در این رابطه تجاری پیروز است. اما پس از خروج ترامپ از دفتر، بایدن با دموکرات‌ها آمد و آنها سیاست‌های او را نهادینه کردند. بسیار خب. بنابراین، اولین دولت ترامپ، بسیاری از آن شخصی بود، به خصوص جنگ تعرفه او علیه چین و سپس بایدن، دموکرات‌ها آن را نهادینه کردند. و بنابراین ما می‌توانیم همین فرآیند را در اینجا داشته باشیم که شاید ترامپ در سال ۲۰۲۸ دفتر را ترک کند، جمهوری‌خواهان ببازند، دموکرات‌ها به قدرت بیایند و آنها هیچ تغییری ایجاد نخواهند کرد. تنها کاری که آنها انجام خواهند داد این است که آن را نهادینه کنند و آن را به یک سیاست پایدار طولانی مدت تبدیل کنند، زیرا این همان چیزی است که به نفع امپراتوری آمریکا است. بنابراین قدرت‌های بزرگ چگونه پاسخ خواهند داد؟ زیرا ایالات متحده بدیهی است که استراتژی خود را تغییر می‌دهد. این استخراجی‌تر و تهاجمی‌تر می‌شود. باز هم، بدون مبارزه پیش نمی‌رود. شما چگونه واکنش چینی‌ها و روس‌ها را می‌بینید؟ شما قبلاً به کریدور طلایی چین در زمینه حرکت بیشتر به سمت طلا به جای اتکا به دلار آمریکا اشاره کردید، اما استراتژی کلی در اینجا چیست؟ زیرا برداشت من حداقل از روس‌ها این است که آنها تفسیر می‌کردند که ترامپ کسی بود که می‌توانستند با او صلح کنند و روابط را دوباره تنظیم کنند، به نظر می‌رسد که این در حال پسرفت است. من فکر می‌کنم آنها از آنچه بر سر ایران آمده است، نه تنها حمله به زیرساخت‌های اقتصادی، بلکه همچنین قتل رهبران آن، بسیار شوکه شده‌اند و به نظر می‌رسد که این امر کاملاً برخلاف منافع آنهاست و همچنین ترامپ هرگز کاری را که قول داده بود، یعنی پایان دادن به جنگ در اوکراین، انجام نداد. انصافاً، اگر او می‌توانست آژانس‌های اطلاعاتی را که هنوز در آنجا کار می‌کنند، قطع کند، این کار انجام می‌شد. بسیار خب. بنابراین دوباره، من فکر می‌کنم ما اعتبار زیادی به ترامپ می‌دهیم. من فکر می‌کنم این یک واکنش طبیعی امپراتوری به افول آن است. ما از نظر تاریخی امپراتوری‌ها هرگز به آرامی شب را ترک نکرده‌اند. آنها در برابر باد دست و پا زده‌اند و سعی کرده‌اند جهان را در هنگام افول خود نابود کنند. و بنابراین ما می‌توانیم غرور بسیار بیشتری را ببینیم. ما شاهد دزدی و دزدی دریایی بسیار بیشتری از سوی آمریکا با یا بدون ترامپ خواهیم بود. و بنابراین من فکر می‌کنم ما در وضعیتی هستیم به دلیل محدودیت‌های تفکر استراتژیک چین. بنابراین وقتی چین ابتکار کمربند و جاده را ساخت که استراتژی درستی برای تلاش برای تأمین استقلال منابع از ایالات متحده بود، مشکل این بود که وقتی کشتی‌های چینی برای جمع‌آوری کالا از خارج از کشور می‌رفتند، توسط نیروی دریایی ایالات متحده اسکورت می‌شدند. وقتی برمی‌گشتند، توسط نیروی دریایی ایالات متحده اسکورت می‌شدند. این نیروی دریایی ایالات متحده بود که حفاظت از تجارت چین را تضمین می‌کرد. و هرگز به سیاست‌گذاران چینی این امکان داده نشد که روزی، یکی از این روزها، آمریکا بتواند بگوید، چرا محموله را ندزدیم؟ چرا ما این کشتی‌های چینی را در سراسر جهان اسکورت می‌کنیم؟ چرا آن را ندزدیم؟ و بنابراین، این امکان هرگز به سیاست‌گذاران چینی خطور نکرد. و من نمی‌دانم چرا اینطور است، اما ما می‌توانیم به بسیاری از احتمالات بپردازیم، اما واقعیت این است که چین اکنون در مشکلات زیادی قرار دارد، جایی که چین ۲۰۰ میلیارد دلار در خاورمیانه در زیرساخت‌ها سرمایه‌گذاری کرده است. چین در حال حاضر ۵۰ تا ۶۰ درصد از نیازهای نفتی خود را از خاورمیانه وارد می‌کند. اکنون که تنگه هرمز بسته شده است و این جنگ در خاورمیانه شعله‌ور است، چین در مشکلات زیادی قرار دارد. و دوباره، این همه به محدودیت‌های تفکر استراتژیک چین مربوط می‌شود. و بنابراین اکنون چین در مشکلات زیادی قرار دارد و در کوتاه مدت چین هیچ انتخابی، هیچ انتخابی ندارد جز اینکه با خواسته‌های ترامپ موافقت کند، یعنی چین به خریدار عمده گاز طبیعی مایع آمریکا تبدیل خواهد شد. چین هیچ انتخابی در این زمینه ندارد. بسیار خب. هیچ انتخابی ندارد. در میان مدت و بلند مدت، کاری که اتفاق خواهد افتاد این است که روسیه شروع به چالش کشیدن آمریکا در دریاها خواهد کرد. این آمریکا را به چالش خواهد کشید، برتری دریایی آمریکا را. اساساً، کاری که روسیه انجام خواهد داد این است که ناوگان سایه خود را مسلح خواهد کرد. و هیچ راهی وجود ندارد که روسیه بتواند از نظر نظامی در دریاها بر آمریکا غلبه کند. اما آمریکا مجبور خواهد شد جنگ فرسایشی را آغاز کند. و به مرور زمان، نیروی دریایی آمریکا تنزل خواهد یافت. تخریب خواهد شد. و بازسازی کشتی‌های از دست رفته برای نیروی دریایی آمریکا بسیار دشوار خواهد بود. و بنابراین این همان چیزی است که ما در بلند مدت شاهد آن هستیم. اما در کوتاه مدت، در واقع هیچ کاری نیست که روسیه و چین بتوانند انجام دهند. بله، من اغلب به وضعیت فعلی فکر می‌کنم. این کمی شبیه قبل از جنگ جهانی اول است. یعنی شما آلمان را می‌دیدید که قوی‌تر و قوی‌تر می‌شد از نظر تولید صنعتی. بله، تولید فولاد اساساً تمام معیارهای کلیدی. در همین حال، بریتانیا دریاها را کنترل می‌کند. کل توانایی آنها برای رقابت با بریتانیا در دست بریتانیایی‌ها بود. بنابراین تنها کاری که آنها باید انجام می‌دادند این بود که خطوط تامین آنها را قطع کنند یا تهدید کنند، به همین دلیل است که آلمانی‌ها نیز مجبور شدند کریدورهای ممکن دیگر، چه زمینی و چه دریایی را پیدا کنند. اما این کمی با چینی‌ها است، من احساس می‌کنم آنها همه اینها را دارند، خوب احتمالاً یکی از انگیزه‌های پشت ابتکار کمربند و جاده این است که شما نمی‌توانید با آمریکا به عنوان اقتصاد پیشرو جهان رقابت کنید در حالی که آمریکایی‌ها خطوط تامین و کریدورهای حمل و نقل فیزیکی خود را سازماندهی می‌کنند، این منطقی نیست. اما این بازگشت به دزدی دریایی، همانطور که شما می‌گویید، یا خفه کردن این کریدورهای حمل و نقل مختلف. ما البته شاهد محاصره ونزوئلا، کوبا، هواپیماربایی این کشتی‌های روسی بوده‌ایم. به هر حال، هواپیماربایی تانکرهای ایرانی سال‌ها قبل از این جنگ نیز اتفاق افتاده است. بنابراین من می‌فهمم که هژمون در حال افول شروع به سلاح کردن تمام اهرم‌های اقتصادی قدرت، دسترسی به فناوری‌ها و صنایع، کریدورهای حمل و نقل، بانک‌ها، ارزها خواهد کرد. اما ایالات متحده نیز کاملاً قدرتمند نیست. منظورم این است که چالش اصلی آمریکا برای مقاومت چیست؟ زیرا همانطور که گفتید، آنها با بدهی خود دست و پنجه نرم می‌کنند. این تمام مشکلات اقتصادی آنها نیز به بی‌ثباتی اجتماعی و سیاسی ترجمه می‌شود. بنابراین به نظر می‌رسد که آنها نمی‌توانند این بازی را با ایرانی‌ها برای مدت طولانی ادامه دهند. که در نقطه‌ای آنها مجبور خواهند شد به این چیز پایان دهند. فکر می‌کنم هدف این است که این جنگ تا حد امکان ادامه یابد. و دلیل آن این است که اگر در خاورمیانه صلح برقرار شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ روسیه، ایران و چین با هم متحد می‌شوند و یک اتحاد تجاری برای مقابله با کنترل آمریکا بر دریاها تشکیل می‌دهند. و این اتحاد تجاری می‌تواند به راحتی به اروپا، به آفریقا گسترش یابد. این همان چیزی است که مک کیندر آن را تئوری قلب زمین می‌نامد، درست است؟ جایی که آمریکا و بریتانیا، راه آنها برای حفظ امپراتوری خود، کنترل ناوبری دریایی است و نگرانی بزرگ این است که قدرتی در اوراسیا ظهور کند تا قلب زمین را متحد کند و اساساً قدرت دریایی انگلو-آمریکایی را نفی کند و بنابراین این جنگ در ایران نمی‌تواند متوقف شود. اگر متوقف شود، روسیه می‌تواند کریدور تجاری شمال به جنوب خود را به دست آورد و چین می‌تواند ابتکار کمربند و جاده خود را اجرا کند و با توجه به اینکه آمریکا چگونه رفتار می‌کند، من فکر می‌کنم اروپا، خاورمیانه، آفریقا با خوشحالی به این اتحاد تجاری خواهند پیوست و اساساً سعی خواهند کرد از نیمکره غربی و بریتانیا چشم‌پوشی کنند و بنابراین هیچ راهی وجود ندارد که بریتانیا، آمریکا ایران را رها کند و ایران را تنها بگذارد. آنها نیروهای زمینی را برای ایجاد هرج و مرج ممکن اعزام خواهند کرد و سعی در برهم زدن ابتکار کمربند و جاده خواهند داشت. بنابراین آنچه ما شاهد آن هستیم این است که اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها در حال هدف قرار دادن راه‌آهن‌ها در ایران هستند که برای ابتکار کمربند و جاده حیاتی است و بنابراین ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم که زیرساخت‌های کمربند و جاده برای سال‌ها و سال‌ها بیشتر مورد حمله قرار گیرد. بله، من نتوانستم متوجه هدف قرار گرفتن راه‌آهن‌ها و همچنین برخی از بنادر در دریای خزر نشوم. بنابراین این کل کریدور حمل و نقل بین‌المللی شمال به جنوب از روسیه، ایران به هند، در حال تضعیف شدن است، اما البته ارتباط ایران با چین نیز. بنابراین، اما، اما من فقط در مورد امکان‌پذیری اینجا تعجب می‌کنم، زیرا، آنها دقیقاً با چکمه روی زمین چه چیزی می‌توانند به دست آورند، و همچنین آیا ایالات متحده می‌تواند چکمه روی زمین داشته باشد، زیرا آنها در حال حاضر کاملاً بیش از حد کشیده شده‌اند؟ درست است. بنابراین، چکمه روی زمین، اساساً برای حفظ جنگ است، درست است؟ بنابراین مشکل با جنگ هوایی، که آمریکایی‌ها و اسرائیل در شش هفته گذشته از آن استفاده کرده‌اند، این است که حفظ قدرت هوایی شما بسیار دشوار خواهد بود. ما در حال حاضر شاهد سقوط برخی هواپیماها هستیم زیرا آنها به خوبی نگهداری نمی‌شوند. ما شاهد انطباق خلاقانه و مقاومتی ایرانی‌ها با قدرت هوایی آمریکا هستیم. بنابراین شما فقط می‌توانید برتری هوایی را با داشتن چکمه روی زمین برقرار کنید. و بنابراین من فکر می‌کنم هدف اصلی چکمه روی زمین لزوماً تصرف ایران نیست. منظورم این است که این یک ماموریت انتحاری است، اما اساساً برای تامین امنیت خط ساحلی و تلاش برای تضعیف پدافند هوایی ایران و اساساً مجبور کردن ایران به حالت تدافعی است. هدف اصلی من فکر می‌کنم اگر من این جنگ را می‌جنگیدم، هدف اصلی من خفه کردن ایران است، یعنی قطع تمام راه‌آهن‌ها، قطع تمام جاده‌ها و اساساً مجبور کردن جمعیت به قحطی. بنابراین اینجاست که فکر می‌کنید می‌رویم؟ نابود کردن جمعیت یا همانطور که ترامپ می‌گوید، کشتن یک تمدن. درست است. این استراتژی پیش رو خواهد بود. بله، اساساً محاصره ایران. فقط چنین کشور بزرگی، به نظر سخت می‌آید. دوباره، اگر راه‌آهن‌ها تضعیف شوند، اما همچنین مشکلات داخلی خود را دارد، که ترامپ نیاز دارد، این جنگ در میان مردم محبوب نیست و او مخالفان سیاسی سرسختی دارد که تنها با تشدید قطبی شدن سیاسی تشدید می‌شود. من می‌خواستم در مورد ناتو سوال کنم، زیرا این برای بسیاری از اروپایی‌ها گیج‌کننده بود، زیرا در حالی که کشورهای حوزه خلیج فارس اکنون در مورد میزان مضر بودن خط مقدم بودن برای ایالات متحده برای امنیت خود بحث می‌کنند. آنها در شرق آسیا نیز برخی از این گفتگوها را دارند. اما در اروپا، منظورم این است که آنها باید وفادارترین، مطیع‌ترین متحدان یا خط مقدم ایالات متحده باشند. من متقاعد شده‌ام که آنها احتمالاً در جنگ با ایران شرکت می‌کردند اگر او از آنها می‌خواست قبل از اینکه اوضاع بد شود. اما چرا، چرا هدف ترامپ این است که ناتو را تضعیف کند؟ زیرا این اصلی‌ترین چیز است، منظورم این است که اروپایی‌ها تخیل سیاسی زیادی برای داشتن امنیت بدون ایالات متحده ندارند. بنابراین، به نظر می‌رسد که اروپایی‌ها را مجبور کنید هر چیزی را که آمریکا می‌خواهد بخرد، از ارز آنها استفاده کند، انرژی آنها را بخرد، سلاح‌های گران‌قیمت آنها را بخرد. منظورم این است که اروپایی‌ها هر کاری خواهند کرد اگر باور کنند که آمریکا برای آنها خواهد بود. بنابراین، چرا این نمایش بزرگ را راه می‌اندازید که ما دیگر برای شما اینجا نخواهیم بود؟ زیرا تنها چیزی که باعث می‌شود اروپایی‌ها جدا شوند و مسیری مستقل از ایالات متحده را دنبال کنند، اساساً این است که ایالات متحده در را به روی آنها ببندد، زیرا در غیر این صورت آنها در را به روی آمریکا نخواهند بست. بنابراین، کمی عجیب است که چگونه می‌توانم درک کنم که ناتو یک تقویت‌کننده نیرو نیست، آنها چیز زیادی به میز نمی‌آورند. آنها کمی هزینه هستند، اما هنوز هم، این کمی عجیب است که او چقدر آنها را نادیده می‌گیرد. بنابراین، من فکر می‌کنم جنگ واقعی در واقع بین ایالات متحده و ایران نیست. منظورم این است که جنگ واقعی بین جهانی‌گرایان و ملی‌گرایان است، درست است؟ درست است. بنابراین در ایالات متحده، این جنگ بین نخبگان مالی، همانطور که توسط شهر لندن و وال استریت نمایندگی می‌شود، در مقابل آمریکا اول مگا خواهد بود. و بنابراین آنچه ترامپ می‌خواهد انجام دهد این است که اساساً آمریکا را از یک امپراتوری به چیزی به نام تکنوکرات تبدیل کند. که ایده آمریکای بزرگ شمالی است، درست است؟ بنابراین از جهان دور شوید و فقط بر تحکیم آمریکای بزرگ شمالی، تصاحب کانادا، تصاحب گرینلند، تصاحب مکزیک، تصاحب کوبا، ونزوئلا، کلمبیا، هندوراس، نیکاراگوئه تمرکز کنید. بسیار خب. بنابراین این کشورهایی که ترامپ در چند ماه گذشته آنها را عصبانی کرده است. اما چشم‌انداز بزرگ این است که آمریکا را به آمریکای بزرگ شمالی تبدیل کند و به یک قلعه قاره‌ای تبدیل شود که منابع را به بقیه جهان می‌فروشد، زیرا بقیه جهان در جنگ هستند و به شدت به کود و انرژی نیاز دارند. و بنابراین ترامپ واقعاً ناتو را بخشی از دولت عمیق، بخشی از طبقه جهانی‌گرا می‌داند. و بنابراین او از این جنگ به عنوان بهانه‌ای برای قطع روابط با ناتو استفاده می‌کند. اساساً، ترامپ کاملاً خوشحال خواهد شد اگر ناتو به اوکراین برود و کاملاً توسط روس‌ها قتل عام شود. این یک مشکل بزرگ برای او را حل خواهد کرد. بنابراین، بله، این جنگ بین ایالات متحده و ایران در جریان است، اما ما باید فراموش نکنیم که یک جنگ سایه نیز بین جهانی‌گرایان و ملی‌گرایان در آمریکا در جریان است. به همین دلیل است که واشنگتن دی سی از جنگ ترامپ حمایت می‌کند، زیرا جهانی‌گرایان می‌خواهند ایران متواضع باشد. آنها می‌خواهند ایران نابود شود تا بتوانند هژمونی امپراتوری را گسترش دهند. آنها فکر می‌کنند که ترامپ یک احمق مفید، یک عروسک خیمه‌شب‌بازی برای دستیابی به این هدف است. و به همین دلیل است که دموکرات‌ها او را متوقف نکرده‌اند. شما می‌دانید اخیراً دو هفته پیش، دهها هزار نفر در ایالات متحده تظاهرات کردند و شما می‌توانستید بگویید "نه به پادشاهان" اما شما نمی‌توانستید بگویید "نه به جنگ". شما فکر می‌کنید مردم بیشتر با یک راه‌حل ضد جنگ، بیشتر از یک راه‌حل ضد مستبدان، همدردی خواهند کرد. اما در طول تظاهرات که توسط گروه‌های لابی دموکراتیک که بسیار طرفدار صهیونیست بودند سازماندهی شده بود، شما اجازه نداشتید هیچ راه‌حل ضد جنگی را بیان کنید. بنابراین این نشان می‌دهد که تمام واشنگتن دی سی کاملاً پشت این جنگ است و آنها فکر می‌کنند که ترامپ مقصر خواهد بود که حتی اگر این جنگ بد پیش برود، ترامپ کسی خواهد بود که تمام تقصیر را به گردن می‌گیرد. جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای شکست خواهند خورد و سپس دموکرات‌ها می‌توانند در سال ۲۰۲۸ دوباره به قدرت بازگردند و سپس دستور کار جهانی‌گرایان را اجرا کرده و مگا را برای همیشه نابود کنند. بله، این زبان، جهانی‌گرایان در مقابل ملی‌گرایان. این شگفت‌انگیز است که اولین بار که من در مورد این شکاف خواندم، توسط خود ساموئل هانتینگتون در سال ۲۰۰۴ بود. او مقاله‌ای به نام "مرده‌های روح" نوشت که در آن این نکته را مطرح می‌کرد که جهانی‌شدن اساساً یک نخبگان سیاسی جدا از ملت ایجاد کرده است. بنابراین او پیش‌بینی می‌کرد که اختلافات آینده در جهان بین کیهان‌گرایان یا جهانی‌گرایان در مقابل ملی‌گرایان یا میهن‌پرستان خواهد بود. بنابراین، من آن را بصیرت‌بخش می‌دانستم. دوباره، این در سال ۲۰۰۴ بود. بله، ۲۲ سال گذشته است. و اگر به بسیاری از رهبران پوپولیست جدیدی که داریم گوش دهید، این همان زبانی است که آنها نیز استفاده می‌کنند. مارین لوپن تا دوتری، اساساً همان زبان را استفاده می‌کنند. اکنون، اجازه دهید فقط یک سوال آخر بپرسم. روسیه چگونه در این موضوع قرار می‌گیرد؟ زیرا تمام قطعات منطقی به نظر می‌رسند. من رقابت بین ایالات متحده، چین را درک می‌کنم، مشکل ایران، اما روسیه، شما می‌دانید، به بسیاری از جهات یک ابرقدرت انرژی است. لازم نیست دشمن ایالات متحده باشد. این در این رقابت بین کیهان‌گرایان و ملی‌گرایان قرار می‌گیرد، به نظر می‌رسد که به دومی تعلق دارد. بنابراین شما چگونه این را می‌بینید که بر تفکر در ایالات متحده تأثیر می‌گذارد، اما به عنوان یک شریک نزدیک ایران و چین باید داشته باشد. درست است. بله، بنابراین در حال حاضر، دشمن اصلی ایالات متحده چین نیست، بلکه واقعاً روسیه است، زیرا روسیه تنها کشوری است که منابع، اراده الهی و تمامیت ارضی لازم برای به چالش کشیدن هژمونی آمریکا را دارد. و بنابراین در حال حاضر، نگرانی اصلی آمریکا روسیه است و این جنگ علیه ایران واقعاً به عنوان راهی برای مقابله با تجاوز روسیه در اوکراین دیده می‌شود. اساساً پس از اینکه روسیه به اوکراین رفت، آمریکا در واقع هیچ انتخابی جز حمله به ایران برای مقابله با کنترل احتمالی روسیه بر قلب زمین ندارد. و بنابراین این مبارزه تعیین‌کننده برای جهان در ۲۰ سال آینده خواهد بود. نه بین ایالات متحده و چین، بلکه بین روسیه و آمریکا. و سوال بزرگ این است که جهان در ۲۰ سال آینده کجا همسو خواهد شد؟ اگر تاریخ راهنما باشد، اکثر کشورها با روسیه همسو خواهند شد، زیرا اگر به جنگ پلوپونزی برگردید، مهاجم اصلی آتن بود. و آنچه در نهایت اتفاق افتاد این بود که کل جهان در نهایت علیه آتن همسو شد، زیرا آتن به عنوان مهاجم بزرگ دیده می‌شد. بنابراین در حال حاضر، مهاجم بزرگ آمریکا است و ما می‌توانیم ببینیم که جهان، به ویژه اروپا، ایران و چین به روسیه به عنوان نجات بزرگ روی می‌آورند و روسیه شروع به چالش کشیدن آمریکا در دریاها خواهد کرد. دوباره، من فکر نمی‌کنم هیچ امیدی وجود داشته باشد که روسیه در دریاها بر آمریکا پیروز شود. اما روسیه هیچ انتخابی جز شروع به چالش کشیدن آمریکا ندارد.