Transcription
کشتیها در حال رفت و آمد، محاصرههای دریایی برقرار شده، مسیرهای کشتیرانی بازگشایی میشوند. این روزها وقتی به تنگه هرمز نگاه میکنیم، پیامهای بسیار متناقضی دریافت میکنیم. و صادقانه بگوییم، ما زیاد به تنگه هرمز نگاه کردهایم. ابتدا، ایران آبراه را مسدود کرد و اقتصاد جهانی را به هرج و مرج کشاند. اکنون، این هفته، ایالات متحده محاصره خود را آغاز کرده و بر ایران فشار میآورد. اکنون، ممکن است یک بازیگر دیگر مجبور به ورود به درگیری شود، چین. میخواهم مسیر حرکت یک کشتی خاص به نام ریچ استاری را به شما نشان دهم. این کشتی پرچم مالاوی را حمل میکند، اما به نمادی از این فصل جدید در این درگیری تبدیل شده است. این کشتی متعلق به چین است و خدمه چینی دارد. میتوانید ببینید که روز دوشنبه از تنگه هرمز عبور میکند، اما درست پس از عبور، دور میزند تا از توقف توسط نیروی دریایی ایالات متحده اجتناب کند. به هر حال، این کشتی قبلاً تحت تحریمهای ایالات متحده به دلیل حمل نفت ایران قرار داشت. بنابراین، این رفت و برگشت چگونه بر چین تأثیر خواهد گذاشت؟ و این موضوع چه تغییری در رابطه ظریف بین واشنگتن و پکن ایجاد میکند؟ بیایید بفهمیم. و آیک فرایمن برای این کار به من میپیوندد. او یک پژوهشگر هوور در دانشگاه استنفورد و متخصص سیاست انرژی جهانی و چین است. او همچنین نویسنده کتاب "دفاع از تایوان: استراتژی برای جلوگیری از جنگ با چین" است. خب، خوشحالم که شما را میبینم، خب، آیک. ما میتوانیم مسیر آن کشتی را ببینیم. آیا میدانیم چه اتفاقی افتاده و چرا دقیقاً دور زده است؟ چرا چین یک کشتی بارگیری شده را از تنگه عبور میدهد؟ آیا میدانیم یا از آن نتیجه میگیریم که آنها فکر میکردند حق عبور دارند؟ میدانید، چین سالهاست که به ایران در صادرات نفت تحریمی کمک میکند و این فقط آخرین فصل این داستان است. فکر میکنم چین تنها بازیگر جهانی نیست که میخواهد ببیند آیا دولت ترامپ واقعاً در اجرای این محاصره جدی است. هم در سطح سیاسی، آیا حاضر است با یک کشتی چینی روبرو شود؟ و هم در سطح عملیاتی، آیا میتواند کشتیهایی را که در حال حرکت هستند ببیند، آنها را رهگیری کند، آنها را توقیف کند و در صورت لزوم ضبط کند؟ فکر میکنم این فقط آغاز تلاشی طولانی برای آزمایش عزم دولت ترامپ در آستانه اجلاس پکن است که در آن ترامپ و شی جین پینگ قرار است در عرض چند هفته ملاقات کنند. این یک فکر جالب برای شروع است. شما فکر میکنید این چین بود که دکمهها را فشار میداد، شاید بادبادکی را به پرواز درآورد تا ببیند چه اتفاقی میافتد و چقدر سریع اتفاق میافتد. کاملاً درست است. چین از این به عنوان یک مطالعه موردی برای یادگیری عزم دولت ترامپ، نحوه واکنش آن در موقعیتهای مختلف و آزمایش آن با اقداماتی که میتواند آن را عمیقتر در خاورمیانه درگیر کند، استفاده میکند. ببینید، امروز در فایننشال تایمز گزارش شد که ایران از ماهوارههای چینی برای هدف قرار دادن پایگاههای ایالات متحده و زیرساختهای غیرنظامی در سراسر منطقه استفاده میکند. و همچنین گزارش شده است که چین به ایران در ساخت سامانههای دفاع هوایی کمک میکند، سامانههای دفاع هوایی که توسط حملات آمریکا و اسرائیل مورد اصابت قرار گرفتهاند. و سپس برنامه موشکی بالستیک ایران از کجا آمده است؟ این یک برنامه دهها ساله است و چین به آنها در ساخت آن کمک کرده است. این مشکلی در روابط ایالات متحده و چین بوده است که به دهه ۱۹۸۰ بازمیگردد. بنابراین این یک رابطه طولانی مدت بین چین و ایران است. چین میخواهد آن نفت را از تنگه خارج کند، اما همچنین میخواهد دولت ترامپ را برای یافتن ضعف آزمایش کند.
به طور کلی، آیا فکر میکنید چین تا این مرحله، قبل از شروع این تمرین آزمایشی که از آن صحبت میکنید، از تماشای آمریکاییها که یک کمپین پرهزینه و از نظر مالی گران را اجرا میکنند که به گفته برخی، اعتبار آنها را به عنوان یک نیروی منطقهای نیز خدشهدار کرده است، راضی بوده است؟ در یک کلمه، بله. وضعیت پیچیده است. منظورم این است که چین همیشه خاورمیانه را جعبه کبریت دیده است. مسئولیت تضمین آزادی ناوبری در این منطقه را که ایالات متحده بر عهده دارد، دوست ندارد یا به آن طمع ندارد. بسیار با احتیاط عمل کرده است تا از درگیر شدن در درگیریهای سنی شیعه، درگیری ایران و اسرائیل، اسرائیل و فلسطین اجتناب کند. چین میخواهد خود را به عنوان یک بازیگر صرفاً تجاری معرفی کند که علاقهای به سیاست ندارد. آنها با هر دو طرف معامله خواهند کرد و غیره، اما نمیتوانند از درگیر شدن اجتناب کنند زیرا رابطه طولانی مدت با ایران دارند و چون بسیار وسوسهانگیز است که ایالات متحده ممکن است خود را عمیقتر در یک چاله بیندازد. فکر میکنم چین از نحوه اجرای این جنگ توسط ایالات متحده چیزهای زیادی یاد میگیرد. آنها از طریق اطلاعات سیگنالهای الکترونیکی یاد میگیرند که چگونه ایالات متحده عملیات بمباران را انجام میدهد. آنها به ماهوارهها نگاه میکنند تا ببینند ایالات متحده چگونه لجستیک خود را سازماندهی میکند. آنها افرادی را در میدان دارند که سعی در یادگیری امضاهای الکترومغناطیسی دارند تا بتوانند یک جت جنگنده آمریکایی را در حال پرواز تشخیص دهند. و اکنون آنها میبینند که دولت ترامپ راه خود را به یک باتلاق خاورمیانهای اشتباه کرده است، گویی که محاسبه نکرده است که ایران تنگه را خواهد بست، همان کاری که ایران تهدید کرده بود برای ۵۰ سال در صورت حمله انجام دهد. بنابراین فکر میکنم آنها مایلند ببینند دولت ترامپ چقدر حاضر است خود را در این باتلاق فرو ببرد. چین میتواند بدون یک یا دو محموله نفت ایران سر کند. آنها میتوانند برای یک ماه یا دو ماه یا سه ماه با قیمت بالاتر نفت زندگی کنند. این واقعاً عامل محدود کننده در اینجا نیست. آنها به دنبال اهرم هستند. این یک جستجوی مداوم برای اهرم است. و با توجه به اینکه اجلاس در پکن در راه است، آنها میخواهند ثابت کنند که میتوانند مفید باشند. و راه انجام این کار این است که به ترامپ یادآوری کنند که حل این مشکل بدون پکن بسیار دشوار است.
شما تصویر بسیار زندهای از آنچه چین در مقابل خود میبیند، ترسیم کردهاید. بیایید سعی کنیم برای دیگران بفهمیم که تنگه هرمز چقدر مهم است، به خصوص برای چین در اینجا. این ارقام نشاندهنده مقصد نفت خروجی از خلیج فارس در سال گذشته است. شما به وضوح میبینید که چین با ۵.۴ میلیون بشکه در روز، بزرگترین مشتری در اینجا است که بسیار جلوتر از هند و کره جنوبی است. با در نظر گرفتن این زمینه، و میدانم که شما قبلاً کمی به این موضوع اشاره کردهاید، آیا نشانههایی را تشخیص میدهید که چین به شدت نیاز دارد نفت خود را از تنگه خارج کند؟ آنها بزرگترین خریدار نفت ایران هستند. اما آیا آنها نیاز فوری یا ناامیدکنندهای برای به دست آوردن نفت دارند؟ نه، ندارند. و دلیل آن این است که آن نمودار گمراهکننده است. فقط یک بازار جهانی نفت با اساساً یک قیمت جهانی نفت وجود دارد. و اگر من بیشتر از تامینکننده الف بخرم، کمتر از تامینکننده ب خواهم خرید. و این به این معنی است که شما بیشتر از تامینکننده ب و کمتر از تامینکننده الف میخرید و بازار متعادل میشود. بنابراین اینکه چه کسی قبلاً نفت خود را از کجا خریده است، واقعاً مهم نیست.
آنچه اهمیت دارد قیمت جهانی نفت است. و چین، اگرچه اعداد قطعی نیستند، تخمین میزنیم که حداقل ۱.۳ میلیارد، احتمالاً نزدیک به ۲ میلیارد بشکه نفت در ذخایر استراتژیک نفت خود دارد. بنابراین این مقدار برای تامین کل کشورشان برای چندین ماه کافی است و حتی نیازی به جیرهبندی نخواهند داشت. تا جایی که ما میدانیم، آنها هنوز از ذخایر استراتژیک خود چیزی آزاد نکردهاند. ایالات متحده و ژاپن این کار را کردهاند. چین، به عنوان کشوری که نفت وارد میکند، نمیخواهد با قیمت بالاتر زندگی کند. بیایید روشن بگوییم. آنها در بلندمدت دوست دارند قیمت نفت کاهش یابد، اما در کوتاهمدت فکر میکنم از پرداخت این قیمت برای تماشای ایالات متحده که درگیر یک مشکل دیپلماتیک میشود، بسیار خوشحال هستند.
بنابراین همانطور که به دنبال درک میزان فشار مالی که چین ممکن است فراتر از قیمت مستقیم نفت احساس کند، هستیم، فعالیتهای ایالات متحده در خلیج فارس و ایران چقدر اقتصاد چین را مختل کرده است؟ به طور خاص در مورد ذخایر انرژی صحبت نمیکنیم. این کمپین چقدر بر اقتصاد چین تأثیر گذاشته است، مثلاً از نظر صادرات؟ کمی، اما نه خیلی زیاد. خطر بزرگتر برای چین این است که افزایش قیمت نفت منجر به رکود جهانی شود و چین نیاز دارد که بقیه جهان به خرید کالاهای آنها ادامه دهند. بنابراین این کمتر داستانی از قیمتهای بالاتر نفت به عنوان مشکلی برای چین است، اگرچه چین آن را دوست ندارد. و بیشتر این سوال است که اگر جهان به دلیل این موضوع وارد رکود شود. این برای صادرکنندگان چین خوب نیست. اما من واقعاً فکر نمیکنم که چین توسط دلایل تجاری هدایت شود. این فقط یک لحظه ژئوپلیتیکی بسیار وسوسهانگیز است تا صبر ایالات متحده، صبر مردم آمریکا را برای ماجراجوییهای خارجی فرسوده کند، به متحدان آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام این حس را بدهد که آمریکا منافع آنها را در اولویت قرار نمیدهد، بحرانهایی را در دوردست ایجاد کند که برای آنها درد و رنج ایجاد میکند بدون اینکه با آنها مشورت کند. چین بر منطقه خود تمرکز دارد و میخواهد ایالات متحده را تا حد امکان مشغول و از متحدانش جدا نگه دارد و طولانی کردن این بحران بهترین راه برای انجام این کار است. درست است. بنابراین در مورد آنچه در ادامه میآید، دونالد ترامپ نظرات خود را در تروث سوشال بیان کرده است: چین بسیار خوشحال است که من تنگه هرمز را به طور دائم باز میکنم. من این کار را برای آنها و برای جهان انجام میدهم. این وضعیت هرگز دوباره اتفاق نخواهد افتاد. آنها موافقت کردهاند که سلاح به ایران نفرستند. رئیس جمهور شی وقتی چند هفته دیگر به آنجا بروم، مرا در آغوش میگیرد. حالا، من میدانم که گاهی اوقات به نظر میرسد گزارش مستقیم حرفهای او ارزش محدودی دارد، خب، آیک، اما این چیزی است که ما داریم. آیا آغوشهایی را در افق بین ترامپ و شی میبینید؟ میدانید، رئیس جمهور راهی برای بیان کلمات دارد. باید به او اعتبار داد. و تصویر شی جین پینگ و دونالد ترامپ که در آغوش میگیرند، فکر میکنم تصویر خندهداری برای تجسم است. اما نه، من فکر نمیکنم این اتفاق در اجلاس رخ دهد. فکر میکنم هدف پکن این است که یک رئیس جمهور آمریکایی تحت فشار، که آنها ضعیف میبینند، که در نظرسنجیها در حال سقوط است، که به نظر میرسد در معرض خطر از دست دادن اختیارات خود است، را دریافت کند. و بزرگترین نمایش روی زمین را با رژههای نظامی و سربازان در صف و نمایشهای پهپادی به او نشان دهند. آنها میخواهند قدرت و پیچیدگی و پیشرفت تکنولوژیکی چین را به او نشان دهند و به او احساس سلطنتی بدهند. و آنها میخواهند او را به گونهای احساس کنند که به تمدن چین احترام بگذارد و احساس کند که نمیخواهد با چین بجنگد، همانطور که چین بخشی از استراتژی بلندمدت خود برای فشار بر متحدان پیمانی ایالات متحده و شرکای ایالات متحده در منطقه انجام میدهد. این هدف شی جین پینگ است. او فکر میکند میتواند از طریق دیپلماسی به آن دست یابد. و اگر رئیس جمهور ترامپ فکر میکند که داشتن چین در کنارش بهترین راه برای تثبیت صلح خاورمیانهای اوست، فکر نمیکنم چین او را از این ایده منصرف کند.
فقط قبل از اینکه ادامه دهیم، میتوانم این بحث را جمعبندی کنم. فقط سریعاً دوباره به ترامپ برگردیم، آیا متوجه میشوید که چین موافقت کرده است که دیگر سلاحی به ایران نفروشد؟ آیا ما این را از منبع دیگری غیر از رئیس جمهور میدانیم؟ منظورم این است که فکر نمیکنم خود دولت رئیس جمهور این را باور داشته باشد، به همین دلیل است که آنها امروز اطلاعاتی را به فایننشال تایمز منتشر کردهاند که ایران از ماهوارههای چینی برای کشتن آمریکاییها و حمله به پایگاههای ایالات متحده استفاده میکند. بنابراین، من نمیبینم که چقدر واضحتر میتوان گفت که چین، اگر چیزی باشد، حمایت خود را از ایران در این جنگ افزایش میدهد. چین این را فرصتی منحصر به فرد میبیند تا ایالات متحده را وسوسه کند تا تمام مهمات دقیق دوربرد خود را علیه ایران مصرف کند، به جای اینکه آنها را نگه دارد و به طور بالقوه در جنگی بر سر تایوان از آنها استفاده کند.
بله. خب، سخنگوی وزارت خارجه چین، خب، آیک، محاصره ایالات متحده را اینگونه توصیف کرد. اما ما فقط تنشها را تشدید خواهیم کرد، عذرخواهی میکنم، وضعیت را تشدید خواهیم کرد، آتشبس شکننده را تضعیف خواهیم کرد و ایمنی عبور از این آبراه را بیشتر به خطر خواهیم انداخت. او افزود: "این رفتار خطرناک و غیرمسئولانه است." بنابراین به سوال اینکه چین از اینجا به بعد چه کاری ممکن است انجام دهد؟ چه کاری میتوانند انجام دهند؟ ترامپ جهان را تغییر داده است، اتحادها را تغییر داده است، شما کمی به آن اشاره کردید، اروپا را تغییر داده است زیرا به سرعت در حال مسلح شدن مجدد است. چه شانسی وجود دارد که چین کاری جز آنچه همیشه انجام داده است، یعنی ریسکگریزی و بازی بلندمدت، انجام دهد؟ چین دیدگاه بلندمدتی دارد و تایوان را میخواهد. آنها تایوان را میخواهند زیرا این اولین قدم برای بیرون راندن ایالات متحده از منطقه هند و اقیانوس آرام، شکستن اتحادهای ایالات متحده، رها کردن کشورهایی مانند استرالیا بدون دفاع و غیرقابل دفاع، ایجاد کنترل هژمونیک بر اقتصادهای منطقه هند و اقیانوس آرام که مهمترین زنجیرههای تامین در جهان هستند، و در نهایت استفاده از آن برای تبدیل شدن به شماره یک در جهان، گرفتن تمام صنایع مهم از ایالات متحده و سایر کشورهای غربی، انتقال آنها به چین و ایجاد نظم جهانی جدیدی که در آن چین رهبری میکند و همه دنبال میکنند. و میدانید این فقط مربوط به تایوان نیست، بلکه مربوط به ماهیت نظم منطقهای در منطقه هند و اقیانوس آرام نیز هست و نکته نگرانکننده این است که آنچه ایران نشان داده این است که کشوری بدون رهبر، بدون نیروی هوایی، بدون نیروی دریایی همچنان میتواند ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت را تنها با تهدید به شلیک چند پهپاد از دسترس خارج کند و اگر ایران بتواند این کار را در تنگه هرمز انجام دهد، چه اتفاقی میافتد اگر چین از تاکتیکهای مشابهی در تنگه تایوان استفاده کند و ۹۹ درصد از نیمههادیهای پیشرفته جهان را تهدید کند. بنابراین من فکر میکنم ایالات متحده باید این را به عنوان یک زنگ بیدارباش تلقی کند. آنها نباید زنگ خطر را نادیده بگیرند. فشار اقتصادی بیشتر در راه است. این در غرب اقیانوس آرام در راه است و ما در حال اتمام زمان برای آماده شدن هستیم.
ترامپ تهدید به تعرفههای ۵۰ درصدی بر چین کرده است اگر درگیر شود. چین چه کارتی برای بازی دارد؟ گزینههای چین چیست؟ چگونه میتوانند فشار اعمال کنند؟ آیا به چیزی مانند عناصر خاکی کمیاب بستگی دارد اگر نیاز داشته باشند؟ آیا آنها آن گزینه را برای بازی کردن دارند؟ شک دارم که رئیس جمهور ترامپ تعرفهها را اعمال کند. هر دو طرف میخواهند آتشبس تجاری آنها ادامه یابد. این کل نکته اجلاس پکن است. آنها باید آتشبس تجاری را تمدید کنند و هر دو طرف معتقدند که این به نفع آنهاست. فکر میکنم رئیس جمهور ترامپ از اینکه چین با اقدامات تلافیجویانه به تعرفههای او پاسخ داد، شگفتزده و تحت تأثیر قرار گرفت. فکر میکنم او از اینکه سلاح مواد معدنی حیاتی به نظر میرسید بسیار مؤثر است، شگفتزده شد، زیرا دریافت که ظرف چند روز تماسهایی از فورد و سایر تولیدکنندگان بزرگ آمریکایی دریافت میکند که میگویند تولید را متوقف خواهند کرد. اکنون، این واقعیت که دولت از این موضوع شگفتزده شد، کاملاً تکاندهنده است، با توجه به اینکه دولت قبلی به طور خاص در زمان خروج به آنها هشدار داده بود که چین این کار را خواهد کرد. اما چین بسیار بیشتر نقاط گلوگاهی دارد که در صورت تمایل به اجبار اقتصادی ایالات متحده میتواند آنها را فشار دهد. مواد اولیه دارویی فعال، اساساً ورودیهای ضروری داروها که جان انسانها را در ایالات متحده نجات میدهد. مثالهای بسیار دیگری از چگونگی استفاده چین از این وابستگیها به عنوان سلاح یا تهدید به استفاده از آنها وجود دارد. دولت ترامپ میتواند برای شکستن این وابستگیها تلاش کند، اما این کار را نمیکند. و بنابراین من فکر میکنم چین اهرم دارد و از استفاده از آن نمیترسد. و به همین دلیل است که دولت ترامپ، فکر میکنم، نمیخواهد در را به روی جنگ تجاری باز کند.
از دیدگاه چین، پایان ایدهآل این درگیری چگونه به نظر میرسد؟ درگیری ایران؟ بله. فکر میکنم پایان ایدهآل شامل مصرف باقیمانده موشکهای دقیق دوربرد ایالات متحده، توماهاوک و جاسم، و همچنین سامانههای دفاع هوایی آن، معروف به پاتریوت یا رهگیرهای پک ۳ خواهد بود. اگر ایالات متحده همه این کارها را انجام دهد، اساساً از نظر نظامی درمانده خواهد بود. نمیتواند از تایوان یا ژاپن یا کره جنوبی در برابر بمباران دفاع کند. و برای چین بسیار آسانتر خواهد بود که تایوان را بدون شلیک یک گلوله به تسلیم وادار کند، زیرا ایالات متحده جرأت نخواهد کرد از تایوان دفاع کند. فکر میکنم ایالات متحده متوجه شده است که به نقطه عطفی رسیده است که هر یک از این مهمات اضافی که مصرف میکند، آن را در موقعیت وخیمی در آسیا قرار میدهد. بنابراین فکر میکنم این بخشی از دلیل حرکت دولت ترامپ به سمت مذاکرات است. اما فکر میکنم اگر چین بتواند دولت ترامپ را وسوسه کند که به بمباران بازگردد، از تحمل قیمت بالاتر نفت برای چند هفته بسیار خوشحال خواهد شد. پس از مصرف این موشکها، سالها طول میکشد تا دوباره ساخته شوند. و از نظر نظم منطقهای، چین نمیخواهد جایگزین ایالات متحده به عنوان پلیس منطقه شود. آنها نمیخواهند مسئول باز نگه داشتن هرمز و جلوگیری از درگیری اسرائیل با ایران و ایران باشند. اما آنها دوست دارند ایالات متحده به عنوان یک بازیگر غیرقابل اعتماد دیده شود که با این حال مسئولیت پلیس و پاکسازی را بر عهده دارد.
عالی است. آیک فرایمن یک پژوهشگر هوور در دانشگاه استنفورد و متخصص سیاست انرژی جهانی و چین است. او همچنین نویسنده کتاب "دفاع از تایوان: استراتژی برای جلوگیری از جنگ با چین" است. خوب است که شما را میبینم. گوش دادن به شما عالی بود. از وقت و بینش شما سپاسگزاریم. پس، بسیار بسیار متشکرم. ممنون که من را دعوت کردید. و با این حساب، شما چه فکر میکنید؟ آیا ترامپ آن آغوش بزرگ و چاق را از شی جین پینگ دریافت خواهد کرد؟ و مهمتر از آن، آیا چین واقعاً میتواند بازی خود را ارتقا دهد و سعی کند به پایان دادن به این درگیری در اطراف تنگه هرمز کمک کند؟ نظرات خود را در بخش نظرات به ما اطلاع دهید. و البته، اگر این ویدئو را دوست داشتید، لطفاً روی دکمه لایک کلیک کنید. و اگر هنوز این کار را نکردهاید، فراموش نکنید که مشترک شوید. دفعه بعد شما را خواهیم دید.