📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

Abraham Hicks- This Is How Your Relationship Will Change For The Better When You Practice This ⬇️✨

DivineBeings14:46

Transcription

این همان چیزی است که ما واقعاً می‌خواهیم شما احساس کنید، تمام منابع شما از منبع می‌آیند، نه از دوست پسر شما، نه از مادر شما، نه از هیچ کس دیگر. همه آنها از درون گرداب می‌آیند، جایی که تمام آنچه شما هستید و تمام آنچه ما هستیم و تمام آنچه شما می‌خواهید وجود دارد. بنابراین ما فقط بهترین کار فروش را که تا به حال انجام داده‌ایم انجام می‌دهیم تا شما را نسبت به گرداب هیجان‌زده و نسبت به دوست پسر خود کمتر هیجان‌زده کنیم، هیجان‌زده نسبت به گرداب و در نتیجه هیجان‌زده نسبت به نسخه دوست پسر خود که در گرداب قرار داده‌اید و شاید او کسی باشد که در تجلی ظاهر می‌شود و شاید کس دیگری باشد، اما دوست پسر شما ظاهر خواهد شد و او به گونه‌ای رفتار خواهد کرد که شما می‌خواهید، زمانی که مهم نیست اگر او این کار را نکند، زمانی که شما صرف نظر از کاری که او انجام می‌دهد، امن هستید. می‌بینید، وقتی شما به هر حال امن هستید، تا زمانی که امنیت شما به دیگری وابسته است، ناامن هستید. بنابراین آنچه می‌خواهید بگویید این است که عالی است، من می‌توانم شما را ببینم، من می‌توانم شما را در حال انجام آن ببینم و واقعاً مرا هیجان‌زده می‌کند که به زندگی شما فکر کنم که به گونه‌ای که هست برای شما کار می‌کند. هیچ چیز مرا خوشحال‌تر از دانستن اینکه شما در حال شکوفایی هستید نمی‌کند. من واقعاً آن را برای شما می‌خواهم، من آن را برای خودم نیز می‌خواهم. آیا دانستن تمام چیزهای شگفت‌انگیز آینده که برای ما در راه است سرگرم‌کننده نیست و احساس کنید که او چقدر متفاوت آن را می‌شنود تا ارتعاشی که از شما دریافت می‌کند. به عبارت دیگر، او ممکن است شما را کمی طعمه کند، اما ما اینطور فکر نمی‌کنیم، ما فکر می‌کنیم او فقط واقعاً هیجان‌زده است در مورد آنچه در حال وقوع است و زیاد به شما فکر نمی‌کند و این همان راهی است که ما می‌خواهیم شما نیز باشید. این یک راه سالم‌تر برای بودن است، این یک راه بسیار سالم‌تر برای بودن است و اگر کسی را می‌خواهید و بنابراین، این همان چیزی است که ما قبلاً می‌گفتیم، شما نمی‌توانید هر دو راه را داشته باشید، شما نمی‌توانید همزمان وابسته و مستقل باشید. دوست ما گفت من می‌ترسم که اگر خودم را روی یک رابطه عالی متمرکز کنم، شوهرم دور خواهد شد و ما می‌گوییم اگر خودتان را روی یک رابطه عالی متمرکز کنید، تمام آنچه شما می‌خواهید به سمت شما خواهد آمد و شما فقط نمی‌توانید نگران آنچه دیگران انجام می‌دهند باشید، زیرا شما فقط کنترل ارتعاش خود را دارید. می‌بینید، بنابراین آخرین بخش در مورد آن این است که من همچنین شنیده‌ام که شما می‌گویید باید کاری را انجام دهید وقتی الهام گرفته‌اید، نه انگیزه. خوب، از درون گرداب، رفتار شما الهام گرفته شده است و از بیرون گرداب، رفتار شما با انگیزه است. بنابراین از درون گرداب، الهام خواهد آمد، اما برای درک واقعی آن، مردم اغلب ما را با آن به چالش می‌کشند و ما می‌گوییم شما باید وارد گرداب شوید و آن را متعلق به خود بدانید. شما باید وارد گرداب شوید و با آن آشنا شوید. شما باید وارد گرداب شوید و بدانید که بودن در گرداب چه حسی دارد. شما باید وارد گرداب شوید و به طور مداوم‌تر در گرداب باشید، نه در گرداب. و هنگامی که به طور قابل توجهی و مزمن در آنجا می‌مانید و الهام شروع به جریان می‌کند، آن را احساس خواهید کرد و همکاری که در نتیجه آن خواهید دید واقعاً برای شما آشکار خواهد شد. استر گاهی اوقات خواهد گفت من وارد گرداب خواهم شد و این معمولاً اعلامیه اوست که می‌داند او آنجا نیست و بیانیه قصد او برای بودن در آنجا و سپس او رضایت زیادی از رها کردن مقاومت و رفتن به آنجا و ماندن در آنجا می‌گیرد. این یک احساس پیروزمندانه است و از آن موقعیت درون گرداب، شما شروع به احساس استقلال شکست‌ناپذیر می‌کنید. اعتماد به نفس و اعتماد به نفس و استقلال اوست. آیا این تهدیدی برای رابطه او با جری است؟ نه، این ارتقاء آن است. او بیش از این نمی‌خواهد که او درگیر، متصل و روشن باشد. این بهترین هدیه‌ای است که می‌توانید به هر کسی در زندگی خود بدهید تا زنده و پر از انرژی باشد که دنیاها را خلق می‌کند. بگویم، اما بسیاری از مردم تمرین کرده‌اند و در واقع تقریباً همه شکلی از نیاز را برای مدتی دارند. شما فقط، شما فقط، این همان چیزی است که بیش از همه شما را آزار می‌دهد که شما ناراحت نیستید. شما ناراحت نیستید که او برنامه‌هایی دارد که ممکن است شامل شما باشد یا نباشد. این چیزی نیست که شما را ناراحت می‌کند. آنچه شما را ناراحت می‌کند این است که شما در گرداب خود نیستید و احساس خوبی ندارد، درست است؟ چیزی که او گفت، چیزی که او گفت و بنابراین به آن فکر کنید. بنابراین او چیزی گفت که سوء تفاهم شما را تقویت کرد که خوبی شما از طریق او جریان دارد و از آنجایی که در آن لحظه هیچ نشانی از جریان نداشت، احساس ناامنی کردید. اگر به طور مزمن در گرداب خود بودید، این باعث ناامنی شما نمی‌شد. شما می‌گفتید برایت خوب است، من آن را برای تو می‌خواهم، نمی‌توانم برای میلیون‌هایم صبر کنم تا جریان یابد. گاهی اوقات ما میلیون‌هایمان را با هم جمع می‌کنیم و با هم کاری واقعاً سرگرم‌کننده انجام می‌دهیم، اما در این میان، آیا لذت‌بخش نیست که به طور مستقل شکوفا شویم؟ هیچ چیز به طور باورنکردنی شگفت‌انگیزتر از دو نفر با ذهن روشن که با هم می‌آیند و گفتگوی روشن دارند، نیست. بسیار بهتر از اینکه کسی روشن باشد و کسی گیج باشد و فرد گیج برای وضوح به فرد روشن وابسته باشد. هیچ چیز لذت‌بخش‌تر از دو نفر واقعاً قدرتمند و شکوفا که در هر همکاری مشترکی با هم می‌آیند، نیست. این بسیار هیجان‌انگیزتر از این است که یکی به دیگری نیاز داشته باشد. بنابراین استر روز دیگر چیزی را در تلویزیون دید. این شعار قدیمی رابطه بود که می‌گفت مخالفان جذب می‌شوند و او فریاد زد جهنم نه، این مدرسه قدیمی است. به عبارت دیگر، اوه، ما به تعادل نیاز داریم. من نیازمند خواهم بود و تو دهنده باش. من گیرنده خواهم بود و تو دهنده خواهی بود و سپس ما خوب کنار خواهیم آمد. و استر گفت نه، زیرا اختلاف ارتعاشی، هیچ هماهنگی در آن وجود ندارد. به عبارت دیگر، هیچ چیز هیجان‌انگیزتر از دو نفر همسو که با هم می‌آیند و خلق مشترک می‌کنند، نیست و هیچ چیز غم‌انگیزتر از دو نفر ناهمسو که با هم می‌آیند و خلق مشترک می‌کنند، نیست و تقریباً به همان اندازه بد است اگر یکی باشد و دیگری نباشد. می‌بینید، مگر اینکه شما کسی باشید که هستید، شما متوجه کسی که نیستید نمی‌شوید. این کلیدی است. بنابراین اگر من در گرداب خود هستم و احساس خوبی دارم، مهم نیست که در هر جای دیگر دنیا چه اتفاقی می‌افتد، کسانی که مطابقت ندارند کنار می‌روند. آنها کنار می‌روند، یا آنها را دور می‌کنند، یا اما چرا وقتی در گرداب هستید، می‌بینید، وقتی در گرداب هستید، اهمیتی نمی‌دهید. وقتی در گرداب هستید، قضاوت نمی‌کنید. وقتی در گرداب هستید، آنها را از طریق چشمان منبع می‌بینید. وقتی در گرداب هستید، ارزش را از رابطه استخراج می‌کنید. وقتی در گرداب هستید، آنچه را که در درون شما الهام می‌بخشند، قدردانی می‌کنید. می‌بینید، فقط از گرداب است که احساس وابستگی می‌کنید. شما نمی‌توانید به گرداب قلاب شوید. بنابراین ما بیرون نمی‌آییم. شما می‌توانید، اما سپس مرده خواهید بود، مانند ما. [تشویق] ارتعاش مقاومتی. بنابراین ماندن در اینجا آسان است، اما شما درست برمی‌گردید، زیرا گوزن در غربالگری و درخواست و همسویی است. می‌بینید، شما آن را مانند یک مبارزه جلوه می‌دهید و این آخرین نظر، آخرین نظری که شما دادید، نماینده احساس شما و آنچه ما به شما بازتاب می‌دهیم است و آن این است که من در گرداب نیستم و می‌خواهم باشم، یک نقطه دید بسیار متفاوت است تا اینکه من در گرداب هستم و می‌توانم آن را حفظ کنم. به عبارت دیگر، ما می‌خواهیم شما، تلاش ما همانطور که امروز در اینجا بحث می‌کنیم، این است که به شما کمک کنیم تا متوجه شوید که این گرداب یک چیز آسان برای دستیابی است. شما فقط باید آن را تمرین کنید و و آنچه ما واقعاً می‌خواهیم شما بشنوید این است که هنگامی که وارد آنجا شدید و آن را حفظ کردید، تا زمانی که می‌توانید. به عبارت دیگر، وارد آنجا شوید و وارد آنجا شوید و یکی از این کتاب‌ها را از درون گرداب بخوانید. وارد آنجا شوید و از درون گرداب به یک دسته کارت نگاه کنید. بنابراین شما ارتعاش همسویی را از درون گرداب تمرین می‌کنید. این به شما ثبات بسیار بیشتری در درون گرداب می‌دهد. بنابراین همانطور که این کار را انجام می‌دهید، سپس وقتی بیرون می‌آیید، شما را دیوانه نمی‌کند، زیرا می‌دانید چگونه درست برگردید. به عبارت دیگر، این اعتماد که شما در مورد آن صحبت می‌کنید، اعتماد به خودتان برای تمرکز است. واقعاً، این تمام چیزی است که هست. و همانطور که در گرداب می‌مانید، آیا مانند ماشینی هستید که ۱۰۰ مایل در ساعت می‌رود و به درختی برخورد می‌کند؟ وقتی بیرون می‌آیید، او قبلاً این مثال را دیده است، شاید، شاید. اما آنچه شما واقعاً هستید، مانند آن ماشینی است که با سرعت ۱۰۰ مایل در ساعت در محیطی که با سرعت ۱۰۰ مایل در ساعت می‌رود، حرکت می‌کند و شما بهترین زمان زندگی خود را دارید. و اگر، اگر بیرون بیایید، توانایی شما برای به دست آوردن، هنگامی که شما، هنگامی که شما سرعت خود را با آن نرخ حرکت دادید، بیرون آمدن بسیار کمتر است، اما درست می‌گویید، شما واقعاً آن را دوست ندارید وقتی بیرون می‌آیید. نه، یک سال پیش، اما بهتر است به درختی برخورد کند، اما درخت سخت است. خوب، و آن یک چرخ تمرکز خارج از گرداب است که شما انجام می‌دهید. به عبارت دیگر، ما، ما مبارزه‌ای را که شما در همه اینها احساس می‌کنید، می‌شنویم. ما فقط می‌خواهیم شما به ما اعتماد کنید وقتی می‌گوییم همانطور که وارد آنجا می‌شوید و در آنجا می‌مانید، ورود به آنجا و ماندن در آنجا آسان‌تر است. و همانطور که وارد آنجا می‌شوید و در آنجا می‌مانید، ماندن در آنجا آسان‌تر است. و همانطور که وارد آنجا می‌شوید و در آنجا می‌مانید، وقتی در آنجا نیستید، شما را زیاد آزار نمی‌دهد. و وقتی وارد آنجا می‌شوید و در آنجا می‌مانید، وقتی کسی دیگر در آنجا نیست، شما را زیاد آزار نمی‌دهد. و وقتی وارد آنجا می‌شوید و در آنجا می‌مانید، کسی دیگر در آنجا نیست، حتی به نظر نمی‌رسد که او در آنجا نیست، زیرا شما آنقدر در آنجا هستید که این همان ارتقاء واقعی است. وقتی، به عبارت دیگر، شما قدرت خود را پس می‌گیرید. شما، شما و از آنجا. بنابراین اکنون فرض کنید شما در گرداب هستید و دوست پسر شما آن را در تلفن به شما می‌گوید و شما کمی از آن ضربه می‌خورید. این شما را برای لحظه‌ای از گرداب بیرون می‌اندازد و سپس می‌گویید اوه، وای، باور نمی‌کنید چه اتفاقی برای من افتاد. من اینجا هستم، مغرورانه باور دارم که درگیر، متصل و روشن هستم، باور دارم که دنیا را در دست دارم، باور دارم که تمام منابع لازم برای احساس خوب را دارم و آن گفته شما باعث شد احساس ناامنی کنم. من اجازه نمی‌دهم این اتفاق دوباره بیفتد، زیرا من نمی‌خواهم خوشبختی من به هیچ چیز که شما می‌گویید یا انجام می‌دهید وابسته باشد. بنابراین من یک ساعت دیگر با شما تماس خواهم گرفت، پس از اینکه به گرداب برگشتم. سپس تلفن را قطع می‌کنید و به گرداب برمی‌گردید. سپس دوباره با او تماس می‌گیرید. دوباره با او تماس نگیریم. من جدی هستم. من کاملاً جدی هستم. منظورم این است که تقریباً، بله، در آن مکان، خوب و نه چندان خوب وجود دارد و من سعی می‌کنم. خوب، شما همچنان در مورد او صحبت می‌کنید و ما همچنان در مورد گرداب صحبت می‌کنیم و این دو موضوع کاملاً متفاوت هستند و اما شما نمی‌توانید او را از ذهنتان بیرون کنید، بنابراین نمی‌توانید در گرداب بمانید. بسیار خوب، شاید خوب باشد اگر با او تماس نگیرید، اما مورد بعدی تفاوتی نخواهد داشت، مگر اینکه شما با او از درون گرداب برخورد کنید. شما نمی‌توانید به سمت چیزی که می‌خواهید حرکت کنید. می‌گویید نمی‌توانید فرار کنید. شما باید امنیت را پیدا کنید. شما باید ثبات خود را پیدا کنید و باید آن را به خودتان نشان دهید و همین است. ما به بسیاری از مردم گفته‌ایم، ما به بسیاری از مردم گفته‌ایم که شما عشق را در مکان‌های اشتباه جستجو می‌کنید و ما به شما خواهیم گفت که شما امنیت را در مکان‌های اشتباه جستجو می‌کنید. شما میلیون‌ها دلار را در مکان‌های اشتباه جستجو می‌کنید. شما رأی خود را در مکان‌های اشتباه جستجو می‌کنید. به عبارت دیگر، و آیا این شما را تا حد مرگ آزار نمی‌دهد وقتی فکر می‌کردید این همان مسیری است که از طریق آن جریان خواهد یافت و به نظر نمی‌رسد که در حال آمدن باشد و ما می‌گوییم اوه، وقتی کشف می‌کنید که به آن مسیر نیازی ندارید، که این مسیر را دارید و این فقط در مورد همسویی شما با خودتان است. شما به خودتان اعتماد می‌کنید، به ارتعاش خود اعتماد می‌کنید، سپس دیگران رفتار می‌کنند، زیرا جهان شما را با کسانی که با شما مطابقت ندارند، مطابقت نمی‌دهد. می‌دانید، این واقعاً آزاردهنده است. شما آنچه را که شایسته ارتعاش شماست دریافت می‌کنید و شما آن را دوست ندارید، زیرا آنچه می‌خواهید. بنابراین من می‌خواستم فرکانس خود را تغییر دهم، زیرا من ۹۵.۷ مگاهرتز می‌خواهم، زیرا آنچه شما، زیرا آنچه شما می‌خواهید باشید و وقتی با آنچه در گرداب شماست مطابقت ارتعاشی دارید، آنگاه جهان آنچه را که با شما مطابقت دارد به شما می‌آورد. و شما آن را دوست خواهید داشت. بنابراین آنچه در راه است همیشه نشانگر آنچه شما از نظر ارتعاشی انجام می‌دهید است و آیا شگفت‌انگیز نیست؟ آیا نمی‌خواهید با او تماس بگیرید و بگویید ممنون، ممنون که آنچه را که از نظر ارتعاشی انجام می‌دهم نشان دادید. من نمی‌دانستم تا زمانی که شما آنقدر بد بودید، فکر می‌کردم تا بهترین تنظیم شده‌ام تا زمانی که بدترین شدید و اکنون متوجه می‌شوم که به بدترین تنظیم شده‌ام. من کاری برای انجام دادن دارم. با من تماس نگیرید. [تشویق] اما آن را به او ربط ندهید، آن را به خودتان ربط دهید. شما به طور طبیعی آن را در گرداب خواهید دید، وقتی، وقتی امنیت را به دست می‌آورید، وقتی وارد آنجا می‌شوید و آن را احساس می‌کنید، تمام نشانگرها آن را تأیید می‌کنند. و وقتی آنها بیرون می‌آیند، این یک سوال واقعاً عجیب است، اما من همیشه گفته‌ام وقتی تجلی می‌کنم و من آنجا هستم، زندگی من تا یک سال پیش، مسیر زرد، برجسته، مانند زرد روشن بود و سپس گاهی اوقات آنها زرد روشن نیستند، گاهی اوقات آنها زرد کم‌رنگ هستند. اما وقتی در گرداب هستند، آیا همیشه روشن است؟ همیشه انکارناپذیر؟ همیشه مطمئن؟ شما می‌گویید من اهمیتی نمی‌دهم که چه فکر می‌کنید، این کاری است که من انجام می‌دهم. شما فقط آن را می‌دانید. شما عالی هستید. ما موافقیم. شما هم همینطور هستید. و وقتی با شما صحبت می‌کنم، منظورم این است که ابراهیم گفت، منظورم این است که ما ابراهیم خودمان را داریم. بنابراین وقتی در هواپیما هستم و در مدیتیشن خود هستم، می‌گویم ابراهیم، همه چیز یکسان است. بله، وقتی در گرداب خود هستید، به همان هوش بی‌نهایت دسترسی دارید که ما داریم و ما هستیم. بله، به عبارت دیگر، جدایی وجود ندارد. هیچ کس در این فرمت به استر نیاز ندارد و واقعاً وقتی به آن فکر می‌کنید، اگر خارج از گرداب هستید و استر به گونه‌ای بیان می‌کند که شما می‌توانید با گوش‌های فیزیکی خود بشنوید، آنچه ما می‌دانیم این است که شما هنوز آن را نمی‌شنوید. به عبارت دیگر، شما باید در نزدیکی باشید تا هر چیزی که می‌گوییم، حتی از طریق گوش‌های شما، منطقی باشد. و وقتی در گرداب هستید، به استر نیازی ندارید، زیرا ما می‌توانیم آن را بشنویم، زیرا شما هنوز، شما آگاه هستید. راه حل‌های شما آنجا هستند. پاسخ‌های شما آنجا هستند. زندگی شما آن را نشان می‌دهد. کلمات بهترین را آموزش نمی‌دهند. بهترین کاری که می‌توانیم در اینجا با کلمات انجام دهیم این است که آنچه را که از قبل می‌دانید تأیید کنیم یا وقتی در مکانی از ندانستن هستید، شما را آزار دهیم. بنابراین من می‌توانم وارد آن گرداب شوم. من، و یک بار، و همه آنها از شما التماس می‌کنند که این کار را انجام دهید. آنها فقط از شما التماس می‌کنند که وارد آنجا شوید. من می‌دانم که من می‌دانم که مشتریان من، من آنها را در رویاهایم دیده‌ام. آنها گفته‌اند، آیا فقط می‌آیی؟ مشتریان من و مشاوره من گفته‌اند که، آیا فقط می‌آیی؟ شوهرم در گرداب من گفته است. بنابراین اکنون می‌دانید چه کاری انجام دهید. فقط آن را تمرین کنید. بله.