Transcription
خوش برگشتید همه. خیلی ممنونم که اینجا هستید. ممنونم که وقت گذاشتید و یک تشکر ویژه از کسانی که مشترکین جدید پلتفرمهای پاترئون یا ساباستک من شدهاند. همانطور که در اعلامیه قبلیام گفتم، دیدن اینکه بسیاری از شما به این دو پلتفرم پیوستید، فوقالعاده بود. دیدن شما در آنجا عالی بود و واقعاً از اینکه در ارتباط ماندید و همچنین اطمینان حاصل کردید که راهی برای ماندن در ارتباط دارید، در صورت بروز پاکسازی در یوتیوب، قدردانی میکنم.
حالا، بیایید به موضوع ویدیوی امروز بپردازیم. برای دههها، ژاپن به عنوان غول مالی آرام جهان دیده میشد و این اغراق نیست. اقتصاد آن به آرامی رشد کرد. تورم به سختی وجود داشت و نرخ بهره سالها نزدیک به صفر باقی ماند. اما در زیر آن سطح آرام، ژاپن به یکی از مهمترین ستونهای حمایتکننده از سیستم مالی جهانی تبدیل شد. و در حال حاضر، این ستون ممکن است شروع به لرزیدن و ترک خوردن کند، به گونهای که امواج شوک را از طریق ایالات متحده و اقتصاد جهانی ارسال کند.
بیشتر مردم فکر میکنند که بزرگترین نفوذ خارجی بر بازارهای آمریکا در واقع از چین میآید، اما در واقعیت، ژاپن ممکن است حتی مهمتر باشد. ژاپن تقریباً ۱.۲ تریلیون دلار اوراق قرضه خزانه داری آمریکا را در اختیار دارد که این امر آن را به بزرگترین اعتباردهنده خارجی آمریکا تبدیل میکند. در عین حال، ژاپن یک بازار اوراق قرضه داخلی عظیم دارد که ارزش آن حدود ۸ تریلیون دلار است و این سومین بازار اوراق قرضه بزرگ در جهان است.
سالهاست که سرمایهگذاران و موسسات ژاپنی با سرمایهگذاری سنگین در داراییهای خارجی، به ویژه در اوراق قرضه دولتی آمریکا و سهام، به تامین نقدینگی ارزان برای بازارهای جهانی کمک کردهاند. بنابراین، آن سیستم به خوبی کار کرد زیرا ژاپن نرخ بهره را برای سالهای بسیار، بسیار طولانی به طور فوقالعادهای پایین نگه داشت. در واقع، برای دههها، بانک ژاپن عملاً سیستم مالی را با پول ارزان پر کرد تا با رکود مقابله کند و رشد را تحریک کند. سرمایهگذاران ژاپنی میتوانستند با نرخهای نزدیک به صفر وام بگیرند و در داراییهای با بازده بالاتر در خارج از کشور سرمایهگذاری کنند، که دقیقاً همان کاری بود که انجام دادند. و بنابراین، این به عنوان "تجارت بهره ین" شناخته شد و ژاپن را به یکی از بزرگترین منابع نقدینگی برای بازارهای جهانی تبدیل کرد.
اما اکنون، آن دوران ممکن است به پایان برسد. در واقع، اگر واقعبینانه باشیم، در حال پایان است. در سال ۲۰۲۴، و این برای ارائه زمینه مهم است، اما در سال ۲۰۲۴، بانک ژاپن رسماً یکی از افراطیترین سیاستهای پولی در تاریخ مدرن را کنار گذاشت: سیاست کنترل منحنی بازده خود. سالهاست که بانک ژاپن به طور مصنوعی بازده اوراق قرضه دولتی ژاپن را سرکوب میکرد و نرخهای بلندمدت را نزدیک به صفر نگه میداشت. اما تورم در ژاپن سرانجام شروع به افزایش به سمت هدف ۲ درصدی بانک مرکزی کرد. و بنابراین، در مواجهه با فشار تورمی فزاینده، بانک ژاپن شروع به اجازه دادن به افزایش نرخ بهره کرد.
پیامدها فوری بود. بازده اوراق قرضه دولتی ژاپن به شدت افزایش یافت. بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله ژاپن تقریباً دو برابر شد و به بیش از ۲ درصد رسید، در حالی که بازده اوراق قرضه ۲۰ ساله از ۳.۵ درصد فراتر رفت. این اعداد ممکن است در مقایسه با برخی کشورهای غربی هنوز بسیار پایین به نظر برسند، اما برای ژاپن، این یک تغییر عظیم بود. ژاپن دههها را در دنیایی از نرخهای فوقالعاده پایین گذرانده بود. و اکنون سرمایهگذاران ناگهان با واقعیتی کاملاً متفاوت روبرو بودند.
در همان زمان، رهبری سیاسی ژاپن نیز در جهت تهاجمیتری تغییر کرد. نخستوزیر سِنتاتاکِچی با وعده تحریک اقتصادی در مقیاس بزرگ به قدرت رسید و او به وعده خود عمل کرد. او قول حدود ۱۳۴ میلیارد دلار هزینه جدید را داد که معادل حدود ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی ژاپن است. او همچنین پیشنهاد تعلیق مالیات ۸ درصدی واردات مواد غذایی را برای دو سال در تلاش برای کاهش قیمت مواد غذایی و کاهش فشار بر خانوارهایی که با تورم دست و پنجه نرم میکنند، ارائه کرد.
اما فشار محرک اقتصادی در واقع در یک لحظه بسیار خطرناک برای امور مالی ژاپن اتفاق میافتد. ژاپن در حال حاضر بالاترین بار بدهی را در جهان توسعه یافته دارد، حتی بالاتر از ایالات متحده، با بدهی عمومی حدود ۲۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی ژاپن. این بسیار بالاتر از سطوح بدهی ایالات متحده یا کشورهای اروپایی است که من ذکر کردم. و برخلاف اقتصادهای با رشد سریعتر، ژاپن با مشکلات جمعیتی جدی روبرو است. جمعیت آن به سرعت در حال کاهش و پیر شدن است و دستیابی به رشد اقتصادی بلندمدت را بسیار دشوارتر میکند.
بنابراین، این یک وضعیت بالقوه انفجاری ایجاد میکند. از یک طرف، تورم در حال افزایش است و از طرف دیگر، دولت میخواهد پول بیشتری خرج کند در حالی که بانک مرکزی را تحت فشار قرار میدهد تا تسهیلکننده باقی بماند. بنابراین، تاکایچی حتی دو "کبوتر" سیاست پولی را به هیئت مدیره بانک ژاپن منصوب کرده است، که نشان میدهد او سیاست پولی آسانتری را برای حمایت از برنامه اقتصادی خود میخواهد.
در همان زمان، ین ژاپن در برابر دلار آمریکا به شدت تضعیف شده است و به سطوحی رسیده که در دههها دیده نشده است. یک ارز ضعیف واردات را گرانتر میکند، به ویژه انرژی و غذا، که میتواند تورم را حتی بیشتر افزایش دهد. سرمایهگذاران شروع به این سوال کردهاند که آیا ژاپن میتواند بار بدهی عظیم خود را در صورت ادامه افزایش هزینههای استقراض مدیریت کند.
و بنابراین، اینجاست که داستان برای ایالات متحده بسیار مهم میشود. اگر بازده اوراق قرضه ژاپن به افزایش خود ادامه دهد، سرمایهگذاران ژاپنی ممکن است شروع به خارج کردن پول از بازارهای مالی آمریکا و بازگرداندن آن به خانه کنند. سالهاست که اوراق قرضه خزانه داری آمریکا در مقایسه با بازده نزدیک به صفر ژاپن جذاب به نظر میرسید. اما اگر اوراق قرضه دولتی ژاپن اکنون بازده رقابتی را همراه با امکان تقویت ین ارائه دهد، بسیاری از سرمایهگذاران ژاپنی ممکن است تصمیم بگیرند که دلیل کمتری برای نگهداری داراییهای آمریکایی وجود دارد. و بنابراین، این فرآیند به عنوان "بازگشت سرمایه" شناخته میشود و میتواند عواقب عظیمی برای بازارهای آمریکا داشته باشد.
زمانبندی برای واشنگتن بدتر از این نمیتوانست باشد. دولت آمریکا در حال حاضر نیاز به تامین مالی کسریهای عظیم دارد زیرا دولت آمریکا دهههاست که با کسری فعالیت میکند. آمریکا باید تریلیونها دلار بدهی جدید صادر کند و همچنین مقادیر عظیمی از اوراق قرضه خزانه داری موجود که سررسید آنها نزدیک است را بازپرداخت کند. اگر یکی از بزرگترین خریداران خارجی جهان شروع به عقبنشینی از این بازار کند، هزینههای استقراض در ایالات متحده میتواند حتی بیشتر افزایش یابد.
و این فقط بازار خزانه داری در معرض خطر نیست. پایان دادن به "تجارت بهره ین" میتواند نقدینگی را از بازارهای مالی جهانی به طور گستردهتر تخلیه کند. برای بیش از یک دهه، پول ارزان ژاپنی به تامین مالی سرمایهگذاری در سهام، املاک و مستغلات و داراییهای پرخطر در سراسر جهان کمک کرد. اگر این جریان معکوس شود، که در شرف معکوس شدن است، شرایط مالی میتواند به سرعت سفت شود.
برخی از تحلیلگران اکنون در حال ترسیم مقایسههای ناراحتکنندهای با دورههایی هستند که پیش از بحرانهای مالی گذشته بودهاند. به عنوان مثال، آلبرت ادواردز، استراتژیست ارشد جنرال، اخیراً هشدار داد که افزایش شدید بازده اوراق قرضه جهانی شبیه شرایطی است که قبل از بحران مالی ۲۰۰۸ دیده شد. من به تازگی یک مصاحبه کامل با اقتصاددان مایکل هادسون ضبط کردم که او آن را با جزئیات فراوان برای ما توضیح داد و من به شدت توصیه میکنم که آن مصاحبه را در ادامه تماشا کنید. و او اشاره کرد که بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله آمریکا اخیراً از ۵.۲ درصد فراتر رفته است که سطوحی است که آخرین بار در اواسط سال ۲۰۰۷، درست قبل از اینکه بحران مسکن به یک فروپاشی جهانی تبدیل شود، دیده شد.
آن زمان، بازارها در ابتدا علائم هشدار را نادیده گرفتند. البته، سهام برای مدتی به رشد خود ادامه داد، حتی با افزایش بازده اوراق قرضه. اما در نهایت، افزایش هزینههای استقراض شروع به آسیب رساندن به اقتصاد کرد. سود شرکتها ضعیف شد، ترس از رکود گسترش یافت و بازارهای مالی فروپاشید. آن سال ۲۰۰۸ بود. خب، پروفسور هادسون معتقد است که اتفاق مشابهی میتواند امروز دوباره رخ دهد. و او استدلال میکند که افزایش بازده اوراق قرضه، پایان اقتصاد جهانی را رقم خواهد زد.
همانطور که ژاپن به یکی از نقاط فشار مرکزی در سیستم مالی جهانی تبدیل شده است، شکافها در حال عریضتر شدن هستند. و با خروج تدریجی بانک ژاپن از سیاست پولی فوقالعاده، بازده اوراق قرضه ژاپن به سرعت در حال افزایش است. بنابراین، این تغییر به افزایش بازده جهانی کمک میکند و شرایط مالی را در سراسر بازارها سفتتر میکند و در واقع وضعیت را بدتر میکند. نرخ بهره بلندمدت به طور فوقالعادهای اهمیت دارد زیرا تقریباً بر هر گوشهای از اقتصاد تأثیر میگذارد و نه تنها اقتصاد آمریکا، بلکه اقتصاد جهانی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
افزایش بازده اوراق قرضه، نرخ وام مسکن را افزایش میدهد، هزینههای استقراض برای شرکتها را افزایش میدهد، هزینههای تامین مالی دولت را افزایش میدهد و همچنین بر ارزشگذاری بازارهای سهام فشار وارد میکند. بخش بزرگی از رونق عظیم دارایی در دهه گذشته در واقع بر این فرض بنا شده بود که پول برای همیشه ارزان باقی خواهد ماند. و اگر آن دوران اکنون به پایان میرسد، سرمایهگذاران ممکن است نیاز داشته باشند که نحوه قیمتگذاری داراییها را کاملاً بازنگری کنند.
اضافه بر فشار، نگرانیهای فزاینده تورم وجود دارد که با تنشهای ژئوپلیتیکی مرتبط است، به ویژه افزایش قیمت انرژی که با بیثباتی در خاورمیانه و جنگ تجاوزگرانه ایالات متحده علیه ایران مرتبط است. تورم پایدار یک سناریوی کابوسوار برای بانکهای مرکزی ایجاد میکند زیرا توانایی آنها را برای کاهش نرخ بهره محدود میکند، حتی اگر رشد اقتصادی کند شود. بنابراین، این ترکیب، و دوباره من در مورد افزایش بازده، رشد کند، تورم سرسخت، بدهی عظیم دولتی صحبت میکنم. این ترکیب دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از استراتژیستهای بازار را امروز نگران میکند.
اساساً دو مسیر احتمالی برای ژاپن وجود دارد. در بهترین سناریو، ژاپن با دقت حرکت میکند. دولت برخی از برنامههای محرک اقتصادی خود را کاهش میدهد در حالی که بانک ژاپن به عادیسازی تدریجی نرخ بهره ادامه میدهد. تحت این نتیجه، ین همچنان میتواند تقویت شود و تورم میتواند تثبیت شود و ژاپن ممکن است از یک بحران بدهی تمام عیار اجتناب کند. اما حتی این سناریوی خوب نیز میتواند به بازارهای آمریکا آسیب برساند زیرا سرمایهگذاران ژاپنی ممکن است به بازگرداندن پول به خانه ادامه دهند، ممکن است به بازگرداندن وجوه خود به ژاپن ادامه دهند که تقاضا برای اوراق قرضه آمریکا را کاهش میدهد و ممکن است به طور بالقوه هزینههای استقراض آمریکا را افزایش دهد.
حالا یک سناریوی بد هم وجود دارد که میخواهم با شما در میان بگذارم. در بدترین سناریو، ژاپن به شدت محرک اقتصادی را دنبال میکند در حالی که بانک ژاپن را تحت فشار قرار میدهد تا نرخها را به طور مصنوعی پایین نگه دارد. خب، آیا سِنتاتاکِچی این کار را خواهد کرد؟ ما نمیدانیم. سرمایهگذاران البته ممکن است اعتماد خود را به پایداری بدهی ژاپن از دست بدهند و این میتواند یک بحران در بازار اوراق قرضه ایجاد کند و البته به نوبه خود منجر به کاهش شدید ارز شود. چنین بحرانی ممکن است به طور موقت بازگشت سرمایه به ژاپن را کند کند، اما همچنین میتواند نگرانیهای گستردهتری را در مورد بدهی ناپایدار دولتی در سراسر جهان توسعه یافته، از جمله در ایالات متحده، آشکار کند. و این ممکن است پیام عمیقتری باشد که از آشفتگی فعلی بازار اوراق قرضه پدیدار میشود.
برای بیش از یک دهه، بازارهای جهانی در این محیط پول فوقالعاده ارزان فعالیت میکردند. بانکهای مرکزی نرخها را نزدیک به صفر نگه داشتند. دولتها بدهی عظیمی جمع کردند و سرمایهگذاران به نقدینگی بیپایان که از قیمت داراییها حمایت میکند، عادت کردند. اما اکنون تورم بازمیگردد. بازده اوراق قرضه در حال افزایش است. در واقع، آنها در حال افزایش شدید هستند. و هزینه بدهی غیرقابل چشمپوشی میشود. ژاپن ممکن است به سادگی اولین مهره دومینوی بزرگی باشد که نشان میدهد چه اتفاقی میافتد وقتی آن سیستم قدیمی شروع به ترک خوردن میکند. برای سرمایهگذاران و سیاستگذاران به طور یکسان، نادیده گرفتن ژاپن در حال حاضر میتواند یک اشتباه بسیار، بسیار پرهزینه باشد.
من در مورد این موضوع در ساباستک خود بیشتر خواهم نوشت. میدانم که همه شما به این موضوع بسیار علاقهمند هستید و بنابراین آن را توسعه خواهم داد و در طول زمان و با شنیدن بیشتر در مورد گامهای بعدی بانک ژاپن، آن را با جزئیات بیشتری مورد بحث قرار خواهم داد.
لایک کنید، مشترک شوید و به اشتراک بگذارید اگر از این محتوا قدردانی میکنید، اگر به آن علاقهمند هستید. و فردا در ویدیوی جدیدم شما را خواهم دید.