Transcription
آیا تا به حال فکر کردهاید که شیرین هستید؟ >> منظورتان چیست؟ آینده روشن به نظر میرسد. >> دست دادن من بهتر از هر چیزی است که تا به حال امضا کردهام. >> تو تک هستی. >> پسرم درست میگوید. فکر نمیکنم قبلاً این را گفته باشم. >> بسیار خوب. پس، ام، پادکست کسب و کار چهارشنبه. اتفاقات زیادی در حال رخ دادن است. احتمالاً بزرگترین داستان برای بسیاری از مردم در اینجا. ظاهراً، من نشستهام و با همه بچههایمان صحبت میکنم. میگویم: «بزرگترین داستانی که بیشتر نگران آن هستید را به من بگویید.» و اومبرتو میگوید: «بزرگترین نگرانی او این است که یک کیسه دوریتوس در حال حاضر هفت دلار است.» و من گفتم: «ببین، منظورم این است که تمام این چیزهای دیگر، مسدود کردن تنگه هرمز، میدانی، طلا، بیت کوین، کی اهمیت میدهد؟ دوریتوس هفت دلار است رفیق. بنابراین، ما باید در مورد آن صحبت کنیم.»
و طبق معمول، ما افراد باهوشی را اینجا میآوریم. لین آلден، خوشحالم که اینجا با ما هستید. خوشحالم که اینجا هستم. متشکرم. >> بله. من کارهای شما را دیدهام. شما درخشان هستید. شما اقتصاد کلان بسیار باهوشی دارید. بنابراین، ما مشتاقانه منتظر دریافت بینش شما نیز در روزهای چهارشنبه هستیم.
>> وقتی شروع به انجام این کار کردیم، نمیدانم چه بود، تام، چند ماه پیش. این صرفاً اعداد اقتصاد کسب و کار بود و ما مقداری سیاست هم انجام خواهیم داد. اما اجازه دهید برخی از داستانهایی را که در حال وقوع است مرور کنم. بنابراین، بازپرداخت تعرفهها بعید است که به نفع مصرفکنندگان باشد. نظرسنجی شورای مدیران مالی CNBC میگوید ترامپ از گفتن اینکه کدام کشورها به آمریکا در مسدود کردن تنگه هرمز کمک خواهند کرد، خودداری میکند. تنها چیزی که میدانیم این است که متحدان ناتو از پیوستن به مسدود کردن بنادر ایران توسط ترامپ خودداری میکنند. طبق گزارش رویترز، آمریکا مسدود کردن را در تنگه هرمز آغاز میکند. ترامپ هشدار میدهد که کشتیهای حمله کننده به ایران دور بمانند. بریتانیا از مسدود کردن ایران توسط آمریکا حمایت نمیکند زیرا فرانسوا اولاند تأیید میکند که مذاکرات چند ملیتی در مورد تنگه هرمز در جریان است. من معتقدم ونس تام، ونس کی با پارت دو ملاقات میکند، فردا درست است؟ فردا پنجشنبه شایعه شده است که بسیار زود به وقت آمریکا خواهد بود زیرا بعد از ظهر آنجاست اما ظاهراً فردا.
>> بله، من تعجب میکنم، میدانید که برخی از مردم چه میگویند، میدانید که فرستادن ونس یک چیز استراتژیک بود که یک غیر مداخلهگرا را برای مذاکره بفرستید؟ آیا راهی بود چون معمولاً مارکو روبیو باید میبود اما شما ونس را میفرستید. آیا او را برای شکست آماده میکنید؟ آیا او را برای موفقیت آماده میکنید؟ آیا این تقریباً مانند یک آزمون است تا ببینید در مقیاس بزرگتر چقدر خوب عمل میکنید در رفتن و مذاکره در مورد چنین چیز عظیمی؟ میدانید، معمولاً معاون رئیس جمهور، شما او را مسئول مرز میکنید و هرگز مجبور نیستید در آنجا حاضر شوید. میدانید، ما چند نفر را در گذشته میشناسیم.
>> اگر حتی نمیدانید کجاست. >> اگر حتی نمیدانید کجاست. بله. فکر میکنید در اروپا است. اما خب، آمریکا و ایران در حال بررسی مذاکرات جدید در دوم ژانویه هستند. ما در مورد آن مکان صحبت خواهیم کرد. ونس میگوید آمریکا دانش لازم را در مورد مذاکرات ایران کسب کرده است. چین میگوید آماده ایفای نقش سازنده برای صلح در خلیج فارس است. بلک راک دیدگاههای خود را در مورد سهام آمریکا با این باور که جنگ پایان یافته است، افزایش میدهد. سودها افزایش یافته است. شهرهای بزرگ آمریکا برای تحریک رشد، جذب تازهواردان، مشوقهای نقدی ارائه میدهند. من تعدادی عدد دارم که میخواهم در مورد بازار و اقتصاد و طلا با شما صحبت کنم که به آن خواهیم رسید. و لین، من میخواهم نظرات شما را در مورد آن بدانم زیرا میدانم شما در مورد طلا و بیت کوین صحبت میکنید. بیمارستانهای آمریکا از ورشکستگی بیرون میآیند تا دوباره شکست بخورند. به این والدین اینجا نگاه کنید. والدین مضطرب، طبق گزارش بلومبرگ، بیش از ۵۰,۰۰۰ دلار برای یافتن شغل برای فرزندانشان هزینه میکنند. اکنون تربیت یک کودک در آمریکا ۳۰۰,۰۰۰ دلار هزینه دارد. وضعیت واقعاً دلهرهآوری برای والدین. بنابراین، اگر میخواهید پنج فرزند داشته باشید، این ۱.۵ میلیون دلار است که در طول ۱۸ سال برای هر یک از بچهها نیاز دارید. آمریکاییها میگویند درآمدشان نمیتواند با قیمتهای رو به افزایش همگام شود. آنها در حال کاهش خرید مواد غذایی، سواری اشتراکی و الکل هستند. طبق نظرسنجی، پرداختهای دیر هنگام برای وامهای "الان بخر، بعداً پرداخت کن" در حال افزایش است. ما در مورد آن صحبت خواهیم کرد. آیا طلا تا پایان سال به ۶۰۰۰ دلار خواهد رسید؟ چندین شرکت میگویند تا پایان سال ۶۰۰۰ دلار خواهد بود و منتظر بمانید تا بشنوید کدام یک از آنها گفتند تا پایان سال ۶۳۰۰ دلار خواهد بود. کمبود مسکن حداقل ۱۰ میلیون است. آنها گفتند چند سال پیش دو و نیم میلیون بود. سپس گفتند ۴ میلیون. اکنون ۱۰ میلیون کمبود است. پس چه نوع هزینهای خوب است؟ آیا این شغل زیادی است؟ آیا این اگر در مناطق مناسب انجام شود، شغل زیادی است؟ مناطق مناسب چیست؟ برخی مناطق منطقه خوبی نیستند، میدانید، سپس به ایالتهای آبی قرمز به دلیل مالیات میرود زیرا بسیاری از مردم به مالیات فکر میکنند. این هشت بازار مسکن آمریکا به نفع خریداران است و سپس سم آلتمن فکر میکنم ما باید به آن بپردازیم و احتمالاً در گفتگو با سم آلتمن داستانهای دیگر در مورد چتباتهای هوش مصنوعی که بیش از ۸۰ درصد از موارد پزشکی اولیه را اشتباه تشخیص دادهاند و سپس چند مورد دیگر که در اینجا به آنها خواهیم پرداخت. نزدیک به ۴۰ درصد از آمریکاییها کمتر از ۵۰۰ دلار پسانداز نقدی دارند. این ترسناک است. ۴۰ درصد از آمریکاییها کمتر از ۵۰۰ دلار، ۱۰۰ دلار برای نام خود دارند. آمازون شرکت ماهوارهای گلوبال استار را در معاملهای به ارزش ۱۱.۵۷ میلیارد دلار برای رقابت با استارلینک ماسک خریداری میکند. بنابراین، با توجه به تمام داستانهایی که در حال وقوع است، برای کسانی از شما که محتوا را از نزدیک دنبال میکنید و تمام کارهای دیگری را که انجام میدهیم، چه در زمینه کسب و کار، ورزش، پادکست PBD، مصاحبههایی که در پشت صحنه انجام میدهیم، ما به شدت در حال استخدام هستیم به روشهایی که قبلاً هرگز نداشتهایم. چه مهندسان فول استک، چه بوکر، چه طراحان UIUIUX، چه مشاوران، چه فروش SAS، چه دستیاران، ما در حال حاضر به شدت استخدام میکنیم. و برای برخی از شما که شاید به دنبال شغل هستید، یا در شرکتی هستید، شما برنده میشوید، شما کارهای بزرگی انجام میدهید، اما میخواهید فرصت متفاوتی را در شرکتی پیدا کنید که شاید در حال رشد است، که فرصت بزرگی برای شما دارد. میخواهید بیشتر بدانید، راب، اگر میخواهید کلیپ آنچه در اینجا در Value Tamement اتفاق میافتد را پخش کنید. برای برخی از شما، این بیش از یک پادکست است. ادامه بده، راب.
بسیاری از اوقات وقتی مردم به Value Tamement فکر میکنند، تنها چیزی که به آن فکر میکنند یک پادکست است، اما خیلی بیشتر از این است. این نه شرکت است که با هم در یک پردیس ۱۱ هکتاری کار میکنند. اگر بخواهم یک تور مجازی در اینجا به شما بدهم، بخش منابع انسانی، استخدام، جذب استعداد را خواهید دید. ما توسعهدهندگان فول استک داریم که روی معیارهای استخدام کار میکنند. ما یک تیم رویداد تمام عیار داریم که رویدادهایی را با هزاران نفر برگزار میکند. ما یک بخش کالا داریم که آخرین محصولات را طراحی میکند. ما به تازگی کفشهای FLB ساخت ایتالیا را عرضه کردهایم. ما یک بخش بازاریابی داریم. سپس اگر به سمت کاملاً مخالف ساختمان بروید، ۵۰-۶۰ نفر در حال تماس گرفتن، کار برای مشاوره تخت، فروشندگان هستند، و سپس در سمت کاملاً مخالف پردیس، یک شرکت تولیدی تمام عیار با ویرایشگران، فیلمبرداران، تولید محتوا، انجام پادکست وجود دارد. سپس میتوانید چند مایل رانندگی کنید و به سالن سیگار برگ اتاق هیئت مدیره خصوصی ما با اعضای فقط بروید. صرف نظر از اینکه چیست، کار در Value Tamement، هر روز یک غافلگیری است. ممکن است هنگام رفتن به سر کار، درست در کنار شما یک فرماندار، یک میلیاردر، یک ورزشکار باشد. ما به شدت استخدام میکنیم. اما Valment برای همه نیست. برای فرد مناسب، این میتواند آخرین شرکتی باشد که تا به حال کار کردهاید. بنابراین اگر این را تماشا میکنید و میخواهید بیشتر بدانید، به vt.com/careers بروید و اکنون درخواست دهید. بفرمایید. چه برای خودتان و چه برای شخص دیگری، به vt.com/careers بروید. درخواست دهید و اگر افراد بسیار واجد شرایطی را میشناسید که در حال حاضر کار میکنند و میخواهند کار بزرگتری انجام دهند، آن را با آنها به اشتراک بگذارید. ما برای افرادی که از نیویورک و کالیفرنیا و همچنین آستین دالاس به اینجا میآیند، بازپرداخت پرداخت میکنیم. فکر میکنم نزدیک به ۵۰ درصد از افرادی که اینجا کار میکنند اهل اینجا نیستند. آنها برای اینکه بخشی از تیم باشند به اینجا نقل مکان کردهاند. بنابراین، با توجه به این موضوع، بیایید مستقیماً به سراغ آن برویم. اولین چیزی که میخواهم در مورد آن صحبت کنم، متحدان ناتو از پیوستن به ترامپ در مسدود کردن بنادر ایران خودداری کردند. اکنون این یک خبر بزرگ است زیرا در ابتدا مانند اسپانیا بود، خوب، میدانید که رئیس جمهور اسپانیا، او یک سوسیالیست است، حتی او میگوید خانوادهاش مترقی هستند، بنابراین هی، من میخواهم شما با آمریکا کار کنید، اما شما نمیتوانید اینجا فرود بیایید و او میگوید، ببینید، ما به شما نیازی نداریم، ما این کار را به تنهایی انجام خواهیم داد یا نه. سپس استارمر بود، من نمیخواهم بخشی از این باشم. اکنون کل متحدان ناتو از پیوستن به مسدود کردن بنادر ایران توسط ترامپ خودداری میکنند. طبق گزارش رویترز، متحدان روز دوشنبه گفتند که در طرح رئیس جمهور آمریکا ترامپ برای مسدود کردن بنادر ایران دخالت نخواهند کرد و پیشنهاد دادند که تنها پس از پایان درگیری مداخله کنند، حرکتی که احتمالاً ترامپ را عصبانی میکند و تنشها در اتحاد را افزایش میدهد. ترامپ گفت که ارتش آمریکا هر کشتی ایرانی را که نزدیک مسدود کردن شود که روز دوشنبه پس از شکست مذاکرات آخر هفته در دستیابی به توافق برای پایان دادن به درگیری شش هفتهای با ایران آغاز شد، از بین خواهد برد. ترامپ در ابتدا گفت که آمریکا با کشورهای دیگر برای مسدود کردن کشتیهای عبوری از تنگه هرمز همکاری خواهد کرد، اما ارتش آمریکا بعداً مشخص کرد که مسدود کردن فقط برای کشتیهای ورودی یا خروجی از بنادر ایران اعمال خواهد شد. از زمان شروع جنگ در ۲۸ فوریه، ایران عمدتاً این آبراه را برای همه کشتیها مسدود کرده است. اما خود آن به دنبال دائمی کردن کنترل خود بر تنگه و احتمالاً جمعآوری عوارض از کشتیهایی که از آن استفاده میکنند بوده است. ترامپ روز یکشنبه در پستی در Truth Social گفت که مسدود کردن به زودی آغاز خواهد شد. کشورهای دیگر در مسدود کردن دخالت خواهند داشت. اما متحدان ناتو از جمله بریتانیا و فرانسه گفتهاند که در این درگیری دخالت نخواهند کرد. بنابراین، او گفت که آنها این کار را خواهند کرد. آنها تا کنون این کار را نکردهاند. تام، ما در مورد چه چیزی میدانیم، به خصوص اکنون که نفت خام در ۹۱.۳۷ دلار است؟ بازار تا حدودی مثبت واکنش نشان میدهد. S&P در ۷۰۰۰. بنابراین، وال استریت، همانطور که قبلاً گفتید، خوب عمل میکند. خیابان اصلی شاید ضربه خورده باشد، اما برای ما توضیح دهید که فکر میکنید در مورد این مسدود کردن چه اتفاقی میافتد.
>> در حال حاضر بازیهای زیادی در دنیا در حال انجام است. بنابراین، بریتانیا و فرانسه مشکلی دارند و من به آن پرداختم. مکرون و استارمر جمعیت مسلمان بزرگی دارند. میدانید، میدانید، ۸، ۱۰، ۱۲، ۱۵ درصد این جمعیتی است که باید با آن سر و کار داشته باشید و آنها جمعیت بسیار پر سر و صدایی هستند. و بنابراین، علناً میگویند که ما به مسدود کردن نمیپيونديم. خب، این به چه معناست؟ من کشتیهایم را کنار کشتیهای شما قرار نخواهم داد، بنابراین من به مسدود کردن نمیپيونديم. اما جالب این بود که بریتانیا و فرانسه از طریق ناتو گفتند: «ما روی طرحی برای باز کردن تنگه کار میکنیم.» پت، این چیزی است که آنها گفتند. میدانید آن طرح چیست؟ >> مذاکره پشت پرده با ایالات متحده. >> بنابراین، ما به مسدود کردن نمیپيونديم، مانند اینکه قایقهایمان را آنجا قرار دهیم. و آنها این را برای عناوین اخبار در کشورهای خودشان میگویند، اما پشت پرده، آنها با ما کار میکنند و سعی میکنند مذاکره کنند و راهی برای خروج از آن پیدا کنند. و دلیل آن این است که آنها باید از دو طرف دهان خود صحبت کنند زیرا آنها آنجا هستند. این کار ترامپ را عصبانی میکند زیرا اگر با من نیستی، با من دشمنی. به شدت او را عصبانی میکند. و همچنین اهمیت تاریخی ناتو را تضعیف میکند. منظورم این است که به گذشته نگاه کنیم و بپرسیم، آیا هنوز به آن نیاز داریم؟ این در زمانی ایجاد شد که ما جنگ سرد داشتیم. فکر میکردیم تعدادی موشک به سمت ما نشانه رفته است، به عقب نشانه رفته است. ریگان موشکهای پرشینگ را در آلمان قرار داد که باعث شد روسها عصبانی شوند. اما همه اینها بخشی از بازی شطرنج ناتو بود. و بسیاری از مردم میپرسند، میدانید، ناتو چه کار میکند و آنها برای چه ضروری هستند. و ترامپ در وسط آن از این کارت استفاده میکند. بسیار خوب، شما با من نیستی. شما با من دشمنی. بوم. شاید من ناتو را ترک کنم. اما اشتباه نکنید، بریتانیا و فرانسه یک چیز دو چهره در اینجا دارند، عمومی و خصوصی.
>> لین، موضع شما در این مورد چیست؟ >> خب، من فکر میکنم بسیاری از آن نمادین است و بدیهی است که سیاسی است به این معنا که هیچ کس واقعاً شک ندارد که نیروی دریایی آمریکا میتواند این مسدود کردن را تا زمانی که بخواهد انجام دهد. هیچ دنیایی وجود ندارد که نیروی دریایی آمریکا در متوقف کردن کشتیها برای عبور مشکل داشته باشد. بدیهی است که نیروی دریایی آمریکا از نظر باز کردن تنگه به دلیل تمام جنبههای نامتقارن آن محدود است. اما در واقع مسدود کردن آن برای نیروی دریایی آمریکا نسبتاً ساده است. بنابراین، تلاش برای درگیر کردن ناتو بیشتر تلاش ائتلاف نمادین است تا اینکه آمریکا واقعاً به کشتیهای آنها به هیچ وجه مادی نیاز داشته باشد. و بنابراین امتناع آنها البته توانایی آمریکا را برای بسته نگه داشتن تنگه مختل نمیکند، اما همانطور که تاد اشاره کرد، تمام جنبههای سیاسی داخلی که با آن سر و کار دارند را نشان میدهد. و این نشاندهنده تضعیف مداوم ناتو در طول زمان است که مرتبط است. و این، میدانید، جهان را چند برابر میکند. و، میدانید، ما شکافهایی در حیاط خلوت خود داریم، چه رسد به درگیری جهانی.
>> راب، آیا میتوانی یک نظرسنجی اجرا کنی و من میخواهم نظرسنجی این باشد که کدام یک بیشتر احتمال دارد اتفاق بیفتد؟ آمریکا ناتو را ترک میکند، ناتو از آمریکا در مقابل ایران حمایت میکند یا در مقابل هیچ کدام. بسیار خوب، فقط همان نظرسنجی را در پادکست اجرا کن. ببینیم چه اتفاقی میافتد. در اینجا جی. دی. ونس است که با برت بیر صحبت میکند و برت سوالی میپرسد تا ببیند موضع او چیست زیرا ما جی. دی. ونس را به یاد داریم که یک غیر مداخلهگرا بود. این شبیه این است که چرا آنها او را برای مذاکره میفرستند؟ میدانید، آیا این عمدی است؟ چون اگر روبیو را بفرستید، میدانید موضع روبیو چیست. >> روبیو و ویکوف، ما میدانیم که آنها چه کار میکردند. >> درست است. بنابراین، آیا جی را میفرستید تا او را درگیر کنید و بگویید: «من نمیدانستم این مردم اینقدر افراطی هستند.» بنابراین، در اینجا چیزی است که جی دیروز به برت بری گفت.
>> به محض اینکه بتواند، ام، گزارش شده است که شما در ابتدا شک و تردید واقعی نسبت به این موضوع داشتید و آن را به رئیس جمهور ابراز کردید. آیا این درست است؟ خب، برت، میدانید، من توصیه خود را به رئیس جمهور ایالات متحده میدهم و همه ما این کار را میکنیم و انتظار دارم که وقتی توصیه خود را به رئیس جمهور ایالات متحده میدهم، خصوصی باشد زیرا رئیس جمهور باید به مشاوران ارشد خود تکیه کند بدون اینکه آنها سپس به رسانهها بروند. آنچه من خواهم گفت، برت، این است که من ۱۰۰ درصد با رئیس جمهور در این واقعیت موافقم که ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد. من این را فقط در مذاکراتی که طی چند روز گذشته داشتهایم دیدهام که اینها مذاکرهکنندگان سختی هستند، اما آنها اساساً از آن دسته افرادی هستند که داشتن سلاح هستهای توسط آنها هزینههای وحشتناکی را برای کل جهان تحمیل میکند. اگر آنها مایل به درگیر شدن در تروریسم اقتصادی در کل جهان هستند، چه معنایی خواهد داشت؟ اگر بمب هستهای در تیران داشته باشند، چه اهرمی خواهند داشت؟ این نتیجهای نیست که برای ما قابل قبول باشد یا واقعاً برای هیچ کس قابل قبول باشد. بنابراین، من ۱۰۰ درصد از اهداف رئیس جمهور در اینجا برای جلوگیری از سلاحهای هستهای، جلوگیری از بدترین سلاحهای جنگی در دست ایرانیان حمایت میکنم.
>> آقای. نظرتان در مورد آنچه او گفت چیست؟ >> ام، بله. منظورم این است که او حرفهای درست را میزند. و، ام، آیا میتوانم سریع ناتو را بزنم؟ منظورم این است که آیا همه ما این واقعیت را فراموش کردهایم که بریتانیا و فرانسه اگر آمریکا نبودند کشوری نبودند؟ و منظورم با مسئله ناتو، چه چیز مثبتی است که ناتو انجام داده یا چه تأثیر مثبتی ناتو در ۳۰ سال گذشته داشته است؟ منظورم این است که هیچ کس به یاد نمیآورد که روسیه میخواست بخشی از ناتو باشد و بیل کلینتون آن را رد کرد. >> بیل کلینتون آن را رد نکرد. نه، بیل کلینتون گفت مشکلی نیست. او با کسی تماس گرفت. >> و سپس او تماس گرفت و گفت فعلاً نه. پس آیا او رد نشد؟ نمیدانم که آن را به گردن بیل کلینتون بیندازم. بیل کلینتون یک بازیکن بود که میخواست این کار را انجام دهد. کسی که او تماس گرفت. >> گفت نه. و بسیاری از مردم حدس میزنند که چه کسی بود، اما ما نمیدانیم چه کسی بود. >> این نکته خوبی است. و ام، منظورم این است که پیمانکاران دفاعی کمیته گسترش ناتو را رهبری کردند. بنابراین، منظورم این است که من همیشه ناتو را اینطور میبینم که ما بعد از پایان جنگ سرد به چیزی نیاز داشتیم که پول را به آن پرتاب کنیم، درست است؟ چون ما فقط تمام پول نظامی را به ناتو پرتاب کردیم. و مانند گستاخی این مردان، ما تمام این سلاحها را به آنها میدهیم. ما تمام نیروهای نظامی خود را در پایگاههای آنها در آنجا داریم و کل هدف این است که روسیه را از تجاوز باز داریم. اما من میگویم که گسترش ناتو ما همان چیزی است که روسیه را تشویق کرد تا وارد اوکراین شود. بنابراین، بله، فکر میکنم باید هر چه زودتر از ناتو خارج شویم. به خصوص >> شما فکر میکنید باید خارج شویم؟ >> ۱۰۰ درصد. چه چیز مثبتی ناتو انجام داده است؟ >> آنها در بوسنی و هرزگوین کار بزرگی انجام دادند، اینطور نیست؟ وای. آنها وارد شدند. آن را متوقف کردند. نه، این پشت ناتو بود. >> بنابراین، بنابراین، اما اگر این را میگویید، به این معنی است که با آنها موافق هستید که باید ناتو را ترک کنیم. >> من نمیگویم که باید ناتو را ترک کنیم، اما میگویم شما سوال را پرسیدید، آنها در طول چه مدت انجام دادهاند؟ و من میگویم. >> او سوال را پرسید. من فقط تعجب میکنم. >> من نکته را میگویم. بله، آنها کار وحشتناکی انجام دادهاند. مانند اینکه اجازه دادند آن در بوسنی ادامه یابد تا چه زمانی؟ تا زمانی که فکر میکنم کلینتون سرانجام موافقت کرد که تامهاوکها را روی مواضع دشمن بیندازد تا ببیند آیا میتوانند پشت ژنرال شورشی را که نسلکشی را در میدانها مرتکب میشد، بشکنند. >> نظرتان چیست؟ >> خب، تمرکز من بیشتر بر امور مالی و فناوری است تا ژئوپلیتیک. ام، من واقعاً نظر قطعی در مورد آن موضوع ندارم جز اینکه فکر میکنم سالها پیش منطقی بود که ناتو را تحت فشار قرار دهیم تا حداقل ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را در ارتش سرمایهگذاری کند، اساساً به این معنی که تمام پایانهای معامله آنها. چون برای مدت طولانی بدیهی است که آمریکا بخش عمده ناتو است. بنابراین، بقیه ناتو نوعی دنباله طولانیتر از پشتیبانی دیگر در مقایسه با آمریکا است که تقریباً همه آن است. در این مرحله، شکافهای آشکاری وجود دارد. ام، من لزوماً از خروج از آن حمایت نمیکنم زیرا این، میدانید، یک تصمیم موقتی است که میتواند پیامدهای دائمی داشته باشد، اما من قطعاً متخصص در، میدانید، >> خب، شاید فکر کنید، شاید از نظر اقتصادی به آن فکر کنید زیرا شما تماشا میکنید که بازار چگونه به چیزهای خاصی واکنش نشان میدهد، درست است؟ چگونه بازار واکنش نشان میدهد اگر ناگهان اوضاع درست پیش نرود؟ فرض کنید مذاکرات پنجشنبه بد شود و پشت درهای بسته رئیس جمهور از حمایت ناتو از او راضی نباشد. فرضی، او اعلام میکند زیرا میدانید که او قادر به اعلام هر چیزی است. او اعلام میکند که ما خارج میشویم. فکر میکنید بازار چگونه واکنش نشان میدهد؟ >> حدس من این است که بیشتر از آنچه ممکن است فکر کنید، آرامتر خواهد بود. منظورم این است که فکر میکنم، میدانید، بازار ممکن است در آن روز فروش داشته باشد. فکر نمیکنم فاجعهبار باشد زیرا وقتی بازار میگوید خوب، این به چه معناست در طول هفتهها، بلکه در طول سالها؟ آیا ما بیش از آنچه ممکن است در مورد حمله به هر یک از اعضای ناتو نگران هستیم، به خصوص اگر بقیه ناتو دست نخورده باقی بماند، بنابراین برخی از اعضای کوچکتر هنوز توسط برخی از اعضای بزرگتر دفاع میشوند؟ >> میدانید، منظورم این است که بسیاری از آنها قدرت هستهای هستند. بنابراین، فکر نمیکنم کسی واقعاً نگرانی در مورد امنیت کشورهای ناتو را افزایش دهد فقط به این دلیل که آمریکا در هر چارچوب زمانی چند ساله خارج شده است، بدیهی است که پیامدهای بلندمدتی برای وخامت روابط بین آمریکا و اروپا دارد. اما احتمالاً بازار فقط از آن عبور میکند، شبیه به اینکه چگونه به طرز شگفتانگیزی در برابر تمام کمبودهای انرژی فعلی مقاومت کرده است.
>> بله، جالب است که شما این را میگویید زیرا نمیدانم شما این را دیدهاید یا نه. زلنسکی روز دیگر در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت که او نسبتاً ساکت بوده است. او میگوید بریتانیا باید دوباره به ناتو بپیوندد. >> نمیدانم شما این را دیدهاید یا نه، تام. آیا این را با زلنسکی دیدید که میگوید هی، بریتانیا باید برگردد و شما باید دوباره بپیوندید. آیا این است؟ ما قفل ناتو را نمیخواهیم. فکر میکنم اتحادیه اروپا و ناتو نیز میتوانند شریک نظامی باشند. نمیدانم این است یا نه، اما یکی از مواردی بود که او از بریتانیا میخواهد که برگردد. >> و دوباره بپیوندد. منظورم این است که دوباره به ناتو نپیوندد، اتحادیه اروپا. عذرخواهی میکنم. این اتحادیه اروپا است، نه ناتو. >> میدانید او به دنبال چیست؟ او به دنبال یک جیب است. >> البته که هست. بله، البته که هست با >> ام، ام، با توجه به اینکه آن اتفاق میافتد. اما بله، من نمیدانم. من تعجب میکنم، آیا شما چقدر احتمال دارد که ترامپ قادر به استفاده از آن کارت باشد و بگوید ما خارج میشویم، تام؟ من به شما درصدی میدهم زیرا در حال حاضر نظرسنجی که اجرا کردیم، این است که نظرسنجی چگونه به نظر میرسد. ۳۰۰۰ رای، پنج دقیقه، چه چیزی بیشتر احتمال دارد اتفاق بیفتد. ۵۱ درصد میگویند آمریکا ناتو را ترک میکند.
>> این شنوندگان هستند. و ما برخی از شنوندگان ما صاحبان مشاغل هستند. اینها افرادی هستند که، میدانید، مشاغل را اداره میکنند، میدانید، بازار را تماشا میکنند تا ببینند چه اتفاقی میافتد. ۵۱ درصد فکر میکنند آمریکا ناتو را ترک میکند. ۱۵ درصد فکر میکنند ناتو از آمریکا در مقابل ایران حمایت خواهد کرد. ۳۴ درصد میگویند هیچ کدام. تام، با آنها موافق هستید؟ >> بله، فکر میکنم ۵۰-۵۰ است زیرا ببینید چه اتفاقی میافتد. ما پایگاههایی در فیلیپین داریم. ما پایگاههایی در ژاپن داریم. ما پایگاههایی در همه جا داریم. ما هنوز پایگاههایی در آلمان خواهیم داشت. ما هنوز پایگاههایی در بریتانیا در سواحل جنوبی بریتانیا خواهیم داشت که از آنجا تمام بمبافکنهای B1 را پرتاب میکنیم. همه اینها را هنوز خواهیم داشت. بنابراین، ما اتحادهای دفاعی منطقهای خواهیم داشت. بنابراین، شما ناتو را به عنوان یک گروه در وسط، پت، ترک میکنید، اما ما هنوز تمام آن پایگاهها و تمام حضور نظامی خود را در آنجا خواهیم داشت. و اگر اتفاقی در آلمان بیفتد، ما آنجا خواهیم بود تا از آنها حمایت کنیم. بنابراین، فکر میکنم ۵۰-۵۰ است که ناتو را ترک کنیم، اما استقرار منابع ما در هر کشور را به همان شکلی که منابع را در سراسر جهان مستقر کردهایم، تغییر نخواهد داد.
>> میدانید چه چیزی را تغییر خواهد داد؟ این واقعیت را تغییر خواهد داد که هیچ یک از آن کشورها از زمان ایجاد ناتو به ارتش خود سرمایهگذاری زیادی نکردهاند، زیرا آنها همه توخالی شدهاند. آنها فقط به ما تکیه میکنند که اگر تا به حال به ما نیاز داشته باشند، ما از آنها حمایت خواهیم کرد. بنابراین، میدانید، آنها چاق و خوشحال و معمولی شدهاند و اگر ما از آن خارج شویم، بلافاصله این کار را متوقف خواهند کرد زیرا منظورم این است و میدانید، اگر مجبور نباشیم از آن خارج شویم، اما این اهرم ماست. میدانید، اگر میخواهیم آنها کاری انجام دهند، تمام ابزارهای لازم را در اختیار داریم تا آنها را تشویق کنیم. >> منفعت. این منفعت داشتن یک رهبر غیرقابل پیشبینی است. ام که قابل پیشبینی نیز هست. این منفعت آن است. او همه را در حالت آمادهباش نگه میدارد و آنها نمیدانند چه اتفاقی خواهد افتاد. به هر حال، چند کلیپ، راب، اگر میخواهید پخش کنید. یکی از آنها کلیپی است که رئیس جمهور میگوید اجازه نخواهد داد ایران جهان را با بستن تنگه باجگیری و اخاذی کند. اگر میتوانید این کلیپ را پخش کنید.
>> ما نمیتوانیم اجازه دهیم کشوری جهان را باجگیری یا اخاذی کند، زیرا این کاری است که آنها انجام میدهند. آنها واقعاً جهان را باجگیری میکنند. ما اجازه نخواهیم داد این اتفاق بیفتد. و میدانید شگفتانگیزترین چیز این است که ما از این تجارت استفاده نمیکنیم. ما به این تجارت نیازی نداریم. ما نفت و گاز خودمان را داریم، بسیار بیشتر از آنچه نیاز داریم. ما نفت و گاز بیشتری از عربستان سعودی داریم. به این فکر کنید. ما بیشتر از عربستان سعودی تولید میکنیم و روسیه را به آن اضافه میکنیم. به طور قابل توجهی بیشتر. و تا سال آینده دو برابر آن مقدار را خواهیم داشت.
>> بنابراین، ما به آن نیازی نداریم. جهان به آن نیاز دارد. و بسیاری از کشتیها در حال حاضر به کشور ما میآیند تا با بهترین بارگیری کنند. >> واقعاً. حدس میزنم میتوانید بگویید بهترین و شیرینترین. من دقیقاً نمیدانم شیرین چیست، اما وقتی به نفت مربوط میشود، چیز خوبی است. >> ام، اما آنها در حال حاضر به کشور ما میآیند. اکنون ممکن است این اتفاق قبل از آن حل شود.
>> حالا میتوانید اینجا مکث کنید. راب، به کلیپ در مورد اینکه این چه هزینهای برای ایران در روز دارد و چه مدت میتوانند اجازه دهند این اتفاق بیفتد، چه آب باشد، چه درآمدشان، بروید. این کلیپ فوقالعادهای از جسی است. ادامه بده، راب.
مسدود کردن نفت ایران احتمالاً ضربه نهایی است. ایرانیها سعی میکنند از ما پیشی بگیرند. هرچه جنگ طولانیتر شود، رژیم آنها میتواند انقلاب را بیشتر نگه دارد. اما اقتصاد آنها در رکود فلجکنندهای قرار دارد. این مسدود کردن تقریباً ۴۰۰ میلیون دلار در روز برای رژیم هزینه دارد. این ۱۳ میلیارد دلار در ماه است. به علاوه، ایرانیها فقط میتوانند نفت را حدود ۲ هفته ذخیره کنند قبل از اینکه مجبور شوند چاهها را ببندند. ایرانیها نمیتوانند از ما پیشی بگیرند. جهان برای انرژی به سمت ما میچرخد. بیش از ۱۲۰ نفتکش خالی در راه خلیج فارس آمریکا هستند.
بسیاری از کشتیها در حال حاضر به کشور ما میآیند. اگر میخواهید کمی بیشتر به جلو بروید تا ببینید جسی کی برمیگردد. >> بگذارید ادامه دهد. بسیار خوب، ادامه دهید. ادامه دهید با جسی.
و صنایع پتروشیمی از بین رفتهاند. بدون درآمد نفتی، تنها چیزی که میتوانند بفروشند پسته به پاکستانیها است. >> اوضاع میتواند بدتر شود. رئیس جمهور هنوز در حال بررسی حملات هوایی محدود است و میگوید تعداد اهداف اضافی بسیار آسان برای ضربه زدن است. ایرانیها کارتهای خود را اینجا از دست میدهند. و ونس، که تازه ۲۰ ساعت با آنها مذاکره کرده است، میگوید که ما در صندلی راننده هستیم.
>> تام، از نظر اقتصادی، ما در صندلی راننده هستیم. اما اگر، فقط اگر یک رهبر عقلانی ایران در طرف دیگر مذاکره کند. وقتی رهبران غیرعقلانی دارید که فقط میخواهند شما را منتظر بگذارند. ام، پس هر کاری که برای آنها انجام دهید، منظورم این است که به بازسازی ژاپن پس از جنگ جهانی دوم نگاه کنید. به بازسازی ویتنام جنوبی نگاه کنید. و به تمام آنچه اتفاق افتاد نگاه کنید. شما نمیخواهید این افراد سلاحهای خود را بازسازی کنند و آنچه را که انجام میدهند. و بنابراین، بله، آنها را میزند و به شدت آنها را میزند. ام، و بله، شما این را دارید و بله، حفاری، بچه، حفاری و رابطه مجدد با ونزوئلا و تمام آن نفت ونزوئلا که بیرون میآید و به نفع مردم ونزوئلا امیدواریم بیشتر و بیشتر در سال آینده نسبت به امسال است. همه اینها خوب است، میدانید، اما من به آن نگاه میکنم، بله، همینطور است. آیا آنها شکست خواهند خورد؟ آیا مذاکره خواهند کرد یا گزینه هستهای را رها خواهند کرد؟ بنابراین، یک بازیکن عقلانی این کار را خواهد کرد، اما شما باید به یاد داشته باشید که اینها بازیکنان غیرعقلانی هستند که اجازه میدهند مردم خودشان، اجازه میدهند ۹۰ درصد از مردم خودشان بمیرند قبل از اینکه کارت را رها کنند زیرا این یک تئوکراسی است، این یک تئوکراسی انتحاری است که به آن پایان بازی اعتقاد دارد. و بنابراین به این ترتیب، آنها یک عامل عقلانی نیستند. بنابراین، لین، من آخرین افکارم را در اینجا به شما میدهم و میدانم که بیشتر اقتصاد شماست تا برخی از اینها، اما آیا به این فکر کردهاید که وضعیت ایدهآلی که بازار در آن قرار خواهد گرفت و ترامپ برنده این موضوع با ایران خواهد شد، چه میتواند باشد؟ چه اتفاقی میتواند بیفتد که ترامپ در این موضوع با ایران برنده شود؟
من قطعاً میتوانم توافقی را مانند سالها پیش ببینم که در آن ایران موافقت میکند که هرگونه برنامه هستهای را به تعویق بیندازد و ناظران در ازای توقف حملات و موارد مشابه حضور داشته باشند. این نوعی احتمال در اینجا است. همچنین صرفاً، منظورم این است که آنها میتوانند خود را برنده اعلام کنند، آمریکا میتواند خود را برنده اعلام کند و کنار بکشد و ببینیم اوضاع چگونه پیش میرود. فکر میکنم، با آن کلیپ که دیدیم، مقداری سادهسازی در نقاط صحبت وجود دارد زیرا اگرچه آمریکا مقدار زیادی نفت و گاز تولید میکند، اما اینطور نیست که ما ظرفیت اضافی زیادی در دسترس داشته باشیم. ما زیاد صادر میکنیم، زیاد وارد میکنیم. همه نفتها یکسان نیستند زیرا باید در انواع خاصی از پالایشگاهها مطابقت داشته باشند. و بنابراین ما، منظورم این است که ما به وضوح قیمت بنزین و سایر قیمتهای انرژی را در آمریکا مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان افزایش دادهایم. ما آسیبپذیرترین در جهان نیستیم. این عمدتاً کشورهای در حال توسعه فقیر سرانه خواهد بود که زیاد وارد میکنند و اکنون توسط کشورهای ثروتمند در شرق و جاهای دیگر از مناقصه خارج میشوند. اما ما تحت تأثیر قرار گرفتهایم و، میدانید، در حال حاضر بدیهی است که ایران در حال اتمام وقت است. منظورم این است که آنها، میدانید، آنها تورم بیش از حد داشتهاند، نه برای اولین بار. آنها مشکلات اقتصادی شدید دارند. آنها انواع مشکلات را دارند. میدانید، اما همانطور که تام اشاره کرد، آنها ایدئولوژیکتر از عملگرا هستند. آمریکا نیز در حال اتمام وقت است، البته در مقیاس کمتر، اما منظورم این است که از نظر سیاسی، انتخابات میاندورهای در راه است. احساسات مصرفکننده در پایینترین حد خود قرار دارد، پایینتر از سال ۲۰۰۸، پایینتر از اوج کووید، پایینتر از اواخر دهه ۷۰. اینها همه نقاط پایین دیگر بودند. ما به پایینهای جدید رسیدیم. و این تا حدی به این دلیل است که منظورم این است که قیمت بنزین در پمپها افزایش یافته است. و سپس حتی چیزهایی که مستقیماً نمیبینیم، تمام هزینههای حمل و نقل. شما به کیسههای ۷ دلاری دوریتوس اشاره کردید. این بخشی از آن است. منظورم این است که در آینده تمام این چیزهایی که باید در سراسر کشور جابجا شوند، تحت تأثیر هزینههای حمل و نقل، دیزل ۵ دلاری قرار میگیرند.
>> بله، دقیقاً. و بنابراین مصرفکننده آمریکایی تحت فشار است و سپس بدیهی است که نظرسنجیها در حال حاضر به شدت به سمت انتخابات میاندورهای تغییر میکنند. بنابراین، فکر میکنم دولت ترامپ انگیزهای دارد که سعی کند این موضوع را زودتر یا دیرتر به پایان برساند. و سپس این یک جنگ اراده بین بدیهی است که منظورم این است که ایرانی متوسط بسیار بیشتر از آمریکایی متوسط در اینجا تحت تأثیر قرار میگیرد. اما آنها یک رژیم ایدئولوژیک بسیار بسیار مقاوم هستند، بسیار بسیار بیشتر از ونزوئلا.
هیچ شکی در آن نیست. هنگامی که به جایی که آنها با این موضوع هستند نگاه میکنید. اما شما چیزی در مورد اقتصاد آمریکا گفتید. من میخواهم این را با شما مرور کنم. بنابراین، آمریکاییها در وال استریت، شما به اعداد نگاه میکنید، مانند، میدانید، ثروتمندان ثروتمندتر میشوند. اینطور نیست که آنها تحت تأثیر آن قرار بگیرند. میدانید، آنها خوشحال هستند. شما CNBC را تماشا میکنید، مانند، اوه، اجازه دهید به شما بگویم، من اشتباه کردم. بازار عالی عمل میکند. ما فقط عبور کردیم. بنابراین، مانند، بسیار خوب، ثروتمندان ثروتمندتر میشوند، اما فقرا فقیرتر میشوند و طبقه متوسط به شدت ضربه میخورند. اجازه دهید چند عدد را برای شما بخوانم. آمریکاییها ورشکسته روی کاغذ هستند. درآمدها نمیتوانند با قیمتها همگام شوند. این یک نظرسنجی JD Power، اداره آمار کار است و من میخواهم این را با شما به اشتراک بگذارم. این برای نظرسنجی پولی فصلی Survey Monkey Q2 2026 است. بفرمایید. ۶۵ درصد از مصرفکنندگان آمریکایی میگویند قیمتها سریعتر از درآمدشان افزایش مییابد. طبق نظرسنجی JD Power از ۴۰۰۰ بزرگسال آمریکایی که در فوریه ۲۰۲۶ انجام شد. این قبل از جنگ است. ۵۶ درصد از آمریکاییها میگویند زندگی روزمره در سال گذشته کمتر مقرون به صرفه شده است، طبق نظرسنجی CNBC Monkey Quarterly Money Survey. تورم در مارس ۲۰۲۶ ۳.۳ سالانه افزایش یافته است از ۲.۴ در فوریه. بسیار خوب. قیمت بنزین ۲۱.۲ درصد افزایش یافته است، ۲ درصد در ماه مارس به تنهایی برای نزدیک به سه چهارم کل افزایش تورم. درآمد واقعی ساعتی تنها ۱.۴ درصد در سال گذشته افزایش یافته است. قیمتها در چهار سال گذشته به طور تجمعی ۱۶ درصد افزایش یافته است. ۴۹ درصد از آمریکاییها به دلیل افزایش هزینهها، هزینههای اختیاری خود را کاهش دادهاند. ۴۰ درصد برای پوشش هزینههای روزانه به پسانداز خود دست زدهاند. ۳۹ درصد از کارتهای اعتباری برای خرید مواد غذایی یا مایحتاج مسکن استفاده کردهاند. ۳۰ درصد کار اضافی، شغل جانبی یا شغل دوم انجام میدهند. ۴۰ درصد از وامگیرندگان "الان بخر، بعداً پرداخت کن" در سال گذشته حداقل یک قسط را دیر پرداخت کردهاند، در مقایسه با ۳۴ درصد فقط دو سال پیش. افزایش ۱۳ درصدی طبق Lending Tree. ۵۴ درصد از کاربران "الان بخر، بعداً پرداخت کن" میگویند که بدون این وامها نمیتوانند زندگی کنند. ۲۹ درصد از کاربران "الان بخر، بعداً پرداخت کن" اکنون برای مواد غذایی وام میگیرند، در مقایسه با ۱۴ درصد. ۵۴ درصد از آمریکاییها معتقدند اقتصاد در سال آینده کاهش خواهد یافت. تنها ۲۸ درصد انتظار بهبود دارند. و ما داستانی را دیدیم که میگوید ۴۰ درصد از آمریکاییها کمتر از ۵۰۰ دلار پسانداز دارند. ۴۰ درصد از آمریکاییها کمتر از ۵۰۰ دلار پول نقد در بانک دارند. آن عدد. بنابراین، اول، چگونه به اینجا رسیدیم؟ شما نمیتوانید این را به این دولت نسبت دهید. این مدتی است که در حال ساخته شدن است. و چگونه آن را برطرف میکنید؟ اگر به انتخابات میاندورهای میروید چه کار میکنید؟ شما میبینید که ماندانی برنده میشود. و من کلیپ را در اینجا در یک دقیقه در مورد خواربار رایگان پخش خواهم کرد. ساخت هفت مورد از آنها فقط ۶۰ میلیون دلار برای ما هزینه خواهد داشت و اکنون ساخت هر کدام از آنها ۳۰ میلیون دلار هزینه دارد. اما متوسط آمریکایی متوسط این پیام را تماشا میکند و میگوید: «هی، چه کسی این را درست خواهد کرد؟ کسی باید این را درست کند. چگونه این را برطرف کنیم؟»
>> ام، بله، بدیهی است که سوال بسیار دشواری است. منظورم این است که این واقعاً از بحران مالی جهانی در حال ساخته شدن بوده است. میدانید، ما رکود مالی بزرگی داشتیم. بانکها بیشتر از صاحبخانههای متوسط حمایت میکردند. بنابراین، ما، میدانید، ظهور حزب تی و اشغال وال استریت، نوعی جناح راست و چپ جنبش پوپولیسم و واکنش در برابر آنچه که آنها یک سیستم نسبتاً فاسد تلقی میکردند، در طول دهه ۲۰۱۰ بازسازیهایی وجود داشت اما آن شکاف رو به رشد وجود داشت و میدانید، در دولت ترامپ، منظورم این است که اولین بار او کاهش مالیات را انجام داد که عمدتاً ثروتمندان را هدف قرار داد، حتی اگر ما قبلاً آن تمرکز را داشتیم و ما، فکر میکنم ما این سیاستها را حتی در طول کووید ادامه میدهیم، میدانید، همه به چکهای استی و اعتبارات مالیاتی کودک تمرکز میکنند، اما بزرگترین، میدانید، کمکهای مالی به وامهای PPP رفت که برای بسیاری از صاحبان مشاغل ثروتمند که واقعاً قصد اخراج نداشتند، به کمکهای مالی تبدیل شد. افرادی در صنعت نرمافزار یا صنعت سرمایهگذاری بودند، آنها کمکهای مالی بزرگی دریافت کردند که واقعاً به آن نیاز نداشتند.
>> کمکهای مالی عظیم. >> کمکهای مالی عظیم و میلیاردها برای برخی از شرکتها. >> ما یک جلسه هیئت مدیره داشتیم که تام، شما ممکن است آن را به یاد داشته باشید که یکی از اعضای هیئت مدیره گفت: «هی، میدانید، ما میتوانیم چند میلیون دلار از PPP دریافت کنیم.» من گفتم، من گفتم: «ما بزرگترین ماه تاریخ شرکت را داشتیم. ما به یک پنی از PPP نیازی نداریم. ما از گرفتن آن امتناع کردیم.» و سپس اعلام کردیم که یک پنی از آن را نگرفتیم. من نمیتوانم به شما بگویم که چگونه توسط مردان در شرکت دریافت شد زیرا ما حتی یک پنی از هیچ کس نگرفتیم. بله. در PPP.
>> و این قدرتمند است زیرا بسیاری از شرکتها در آن موقعیت که به آن نیاز نداشتند، که در موقعیت نبودند، آنها مانند رستوران نیستند. آنها نیاز داشتند. رستورانها به آن نیاز داشتند. آن مردان له میشدند. >> دقیقاً. اما بسیاری دیگر وجود دارند، منظورم این است که من شرکتهای نرمافزاری را میشناسم که اساساً گفتند اگر آن را نگیریم، رقبای ما آن را خواهند گرفت. و اینگونه توجیه کردند که آن را بگیرند. همینطور با شرکتهای سرمایهگذاری و فقط، میدانید، شرکتهایی که واقعاً قصد اخراج کسی را نداشتند. بنابراین، همه اینها به خط پایان میرسد، به صاحبان که به طور متوسط نسبتاً ثروتمند هستند. وقتی به کل محرک کووید نگاه میکنید، چیزی در حدود ۵۰,۰۰۰ دلار برای هر خانوار است و شما میگویید، به متوسط خانوار میگویید، منظورم این است که آیا شما نزدیک به ۵۰,۰۰۰ دلار حمایت دریافت کردید؟ البته که نه. این به طور مبهمتری از طریق، متأسفانه، نوعی از پشته درآمدی بالاتر پخش شد. و سپس از آن زمان، بدیهی است که تورم از تمام آن پول چاپ شده عمدتاً بر دو سوم پایینی اقتصاد تأثیر گذاشته است. ما در یک اقتصاد بسیار قوی K شکل قرار داریم. میدانید، من قبلاً به احساسات مصرفکننده اشاره کردم. احساسات مصرفکننده در پایینترین حد خود قرار دارد در حالی که بازار سهام تقریباً در بالاترین حد خود قرار دارد. این کاملاً بیسابقه است. تنها زمانی که حتی نزدیک به آن بود، اواخر دهه ۷۰ بود. و بنابراین، میدانید، آن محیط رکود تورمی بیشتر. من واقعاً هیچ کاهشی در راه نمیبینم. منظورم این است که فکر میکنم بدیهی است که کمبود انرژی کمکی نمیکند. من در مورد عدم مفید بودن تعرفهها صحبت کردهام زیرا به طور معمول در این نوع محیط در چند سال گذشته هزینههای خدمات افزایش یافته است. این جایی بود که بسیاری از تورم در آنجا بود. این به طور کلی با قیمتهای پایینتر کالا جبران میشد. اما در سال گذشته، منظورم این است که فدرال رزرو تحلیل این موضوع را انجام داده است. موسسه KO تحلیل این موضوع را انجام داده است. ما حدود ۲ تا ۳ درصد افزایش غیرمعمول در قیمت کالا داشتهایم که عمدتاً به تعرفهها نسبت داده میشود. بنابراین، فرد متوسط به اطراف نگاه میکند و میگوید، میدانید، من فکر میکردم این آمریکا اول است و ما جنگ داریم، کمبود انرژی داریم، قیمتهای بالاتر کالا، هیچ برنامه زیادی برای حمایت از آنها با کاهش مالیات یا هر نوع اصلاحات وجود نداشته است.
این یک سوال است. تام و من نیز به شما برمیگردم، اما به طور خاص تام. آیا راه حل برای رسیدگی به این موضوع در صندوق رای قابل پیروزی نیست؟ یعنی برای رفع این مشکل، هیچ راهی در دنیا وجود ندارد که یک نفر دوباره انتخاب شود اگر بخواهیم راهی برای رفع این مشکل پیدا کنیم. >> فکر میکنم در حال حاضر بسیار دشوار است، اما من به سمت راه حل خواهم رفت. ما در مورد تمام اعداد صحبت کردهایم. نیازی به مرور مجدد آنها نیست. دو مورد وجود دارد که به سرعت به آنها اشاره خواهم کرد که برای من وحشتناکترین هستند و واقعاً وحشتناک هستند. ۱.۳ تریلیون دلار بدهی کارت اعتباری مصرفکننده و مانده وامهای BNPL که گرفته شدهاند زیرا آنها اعتبار کافی کارت اعتباری نداشتند و اکنون دیدن اینکه ۴۵ درصد همانطور که در آمار اشاره کردید، مردم این وامها را دارند که فقط قرار بود میانگین پرداختهای BNPL ۳.۵ باشد. به یاد بیاورید، شما تلویزیون را در سپتامبر خریدید ۲۰۰ ۲۰۰ ۲۰۰ و اکنون تلویزیون ۶۰۰ دلاری خود را که در سپتامبر خریدید تا بتوانید فوتبال کالج را تماشا کنید، پرداخت کردهاید.
حدس بزنید چیست؟ ۴۵ درصد از یک نفر غایب هستند. بنابراین، این به معنای ۳۳ درصد نرخ غیبت است. این وحشتناک است. بنابراین، این بر دوش مصرفکننده است. مصرفکننده بدهی بیشتری نسبت به همه چیز دارد. یک دسته وجود دارد که دولت و رئیس جمهور میتوانند با هم جمع شوند و در صندوق رای کمک کنند و آن نفت و انرژی است. ببخشید. برق و نفت. نفت به معنی سوخت جت برای کاهش کرایه هواپیما. بنزین برای ماشین شما، دیزل که تمام آن کالاها و خدمات را حمل میکند و آمازون پرایم را به درب منزل شما میآورد. دیزل و سپس نفت گرمایشی برای شمال غربی. ما همیشه فراموش میکنیم که نفت گرمایشی بخش بسیار مهمی از بودجه مردم در شمال شرقی است. و خدا را شکر که زمستان نسبتاً ملایمی داشتیم. نفت گرمایشی کمتری در هر خانه در این زمستان استفاده شد زیرا زمستان در شمال شرقی شدید نبود. سپس به بنزین میرسید و حدس بزنید چیست؟ گاز طبیعی. و مقدار زیادی گاز طبیعی وجود دارد که در نیروگاههای برق آمریکا وجود دارد. این به نیروگاههای زغالسنگ نمیرسد. اما اگر نفت و تمام آن موارد را به سرعت پایین بیاورید، میتوانید به مصرفکننده در تمام آن دستهها کمک کنید. و این به آنها امروز در بودجهشان کمک میکند.
>> تام، با تمام مراکز داده هوش مصنوعی که میسازیم، چگونه با برق برخورد میکنید؟ منظورم این است که وقتی به اعداد مراکز داده هوش مصنوعی نگاه میکنید.
>> آیا میدانید چند مرکز داده هوش مصنوعی ۱۰ سال پیش در آمریکا داشتیم؟ >> صفر. >> صفر. میدانید الان چند تا داریم؟ ۴۰۰۰.
>> و ما این آمار را دیروز از کسانی که هنوز ساخته نشدهاند نشان دادیم زیرا >> ۱۵۰۰ نفر از آنها. >> چون مردم اکنون اعتراض میکنند و به شهرداری میآیند. همانطور که اعتراضات میسوری را پوشش دادیم. شهروندان خوب یک میلیارد دلار. >> بله، دقیقاً. بنابراین، آن قسمت از. >> نه، اما صبر کنید. اینجاست که میخواهم با شما بروم، تام. چگونه مشکل برق را حل میکنید وقتی که متعهد شدهایم تمام این مراکز داده هوش مصنوعی را بسازیم؟ تنها ایالتی که میگوید به ما دست نزنید، مین است. شما در حال حاضر ۱۵۰۰ نفر از آنها را دارید که در حال رفتن هستند. شما آریزونا را دارید که معتقدم آنها یک کارخانه جدید، یک کارخانه TSMC ساختند. شرکت تولید نیمههادی تایوان که قرار بود پروژه ۱۱ میلیارد دلاری به پروژه ۶۰ میلیارد دلاری تبدیل شود. اکنون در آریزونا پروژه ۱۶۵ میلیارد دلاری است. و سپس در تگزاس، فکر میکنم اوراکل، اوپنایآی و یکی از بانکها، ممکن بود سافتبانک باشد، نمیدانم کدام یک است، آنها متعهد به یک مرکز داده هوش مصنوعی شدند که صد میلیارد دلار است و فکر میکنند که به نیم تریلیون دلار در سراسر ایالت تگزاس که میسازند، خواهد رسید. فکر میکنم مایکروسافت در ویسکانسین ۷ میلیارد دلار میسازد. و هر جایی که میروند، قیمت برق بالا میرود. به هر حال، این کل جنگ رامageddon که میشنوید، ما رامageddon، رامageddon را شنیدهایم، کجا. >> تراشههای هوش مصنوعی، اما سپس تراشههای حافظه اصلی، تراشههای RAM. >> درست است. بنابراین، DDR5، که آخرین مدل است، رمهایی که شما در لوازم الکترونیکی مصرفی دارید، در کامپیوتر خود دارید، در پلیاستیشن خود دارید، آن چیزهایی که ما برای ۳۰، ۴۰ دلار میخریدیم، قیمتها ۲۰۰ تا ۳۰۰ تا ۷۰۰ درصد افزایش یافته است. سپس آنها بیرون آمدند و تراشههای جدیدی به نام تراشههای HBM ساختند که ۱۵ تا ۲۰ برابر مؤثرتر از DDR5 هستند. و بنابراین این شرکتها آنجا نشستهاند و میگویند: «صبر کنید ببینم، ما به این چیزها نیاز داریم. آن را برای ما بیاورید.» آیا میدانید ۷۰ درصد از تمام تراشههایی که اکنون تولید میکنند، همه به مراکز داده هوش مصنوعی میروند، ۷۰ درصد از این تراشهها، ۱۰ سال پیش، اینطور نبود. بنابراین، این شرکتهای تراشه مانند، «صبر کنید ببینم، اولویت. به چه کسی اول بفروشم؟ آیا به ماشینها بفروشم؟ آیا به تلویزیونها بفروشم؟ آیا به پلیاستیشن بفروشم یا به سم آلتمن که به کجا رفت، دو شرکت سم آلتمن رفت، هاینیکس؟ آیا درست میگویم؟ شرکت. >> SKH Heinix. درست است. اگر درست بگویم، او به SKH Heinix و یک شرکت دیگر میرود و به آنها میگوید: «هی، من میخواهم نیاز به این تراشهها را تا ۹۰۰,۰۰۰ در ماه تا سال ۲۰۲۹ افزایش دهم.» و آنها آنجا نشستهاند و میگویند: «این بسیار شگفتانگیز است.» بنابراین، این یک تعهد غیر الزامآور است که او پشت درهای بسته انجام میدهد که عمومی نیست. ناگهان، ماه گذشته به جهان درز کرد. و اکنون او میگوید: «نمیدانم میخواهم این کار را انجام دهم یا نه.» زیرا آخرین پروژه گوگل که بیرون آمد. آیا داستان گوگل را دنبال کردهاید که بیرون آمد، نام آن u است. آنها چند هفته پیش مقالهای نوشتند. آیا داستان را دنبال کردهاید؟ >> من با صحبت شما در مورد گوگل آشنا هستم که به تازگی پروژهای را بیرون داده است که میگوید: «هی، ما مجبور نیستیم این تراشهها را بخریم. میتوانیم ۶۰۰ درصد صرفهجویی کنیم و آن را مؤثرتر کنیم.» بنابراین، برخی از این شرکتها میگویند: «هی، آیا باید از طریق این TSMC ها ادامه دهم؟ آیا باید ادامه دهم؟ کواند با فشردهسازی شدید، کارایی هوش مصنوعی را بازتعریف میکند؟» آنها این را درز کردند. بنابراین، این تصمیم سم آلتمن را برای افزایش پدال گاز، فشار دادن ترمز و گفتن، «آیا باید از طریق این شرکتها بروم و این تراشهها را بخرم یا نه؟» تغییر داد. اما واقعیت این است که من به کجا میروم و میخواهم نظرات شما را بدانم زیرا این، میدانید، شما از نزدیک این را دنبال میکنید.
>> سرمایهداری، سرمایهداری است. چه کسی به سفارشات عظیم نه خواهد گفت؟ چه کسی به سفارشات صد میلیارد دلاری نه خواهد گفت؟ چه کسی به تعهد سفارش ۵۰ میلیارد دلاری نه خواهد گفت؟ تعهد شما به کیست؟ به سهامداران شما. >> بسیار خوب. بنابراین، اکنون بیایید تعدادی لابیگر بخریم که به ما کمک میکنند این مراکز داده را ایجاد کنیم که ما آنها را به عنوان ایجاد شغل برای جامعه محلی میفروشیم. اما قیمت برق طبقه متوسط نخواهد رفت. ما هنوز به نقطهای با چین نرسیدهایم که انرژی هستهای داشته باشیم. ما هنوز به روش قدیمی انرژی متکی هستیم. آنها تصمیم میگیرند که ویفر را تغییر دهند که پادشاه ویفرها است.
ظاهراً ژاپن است. ژاپن بیشتر این دستگاهها را میسازد و شما میدانید که این رمها که میسازند به دو روش مختلف است زیرا DDR5 ها نسبتاً صاف هستند و ظاهراً با HPM ها میتوانید آن را تا ۸ تا ۱۶ پشته بسازید، بسیار جالب است وقتی به تفاوت بین این دو نگاه میکنید، اما سرمایهداری به آن پول نه نخواهد گفت. پس چگونه قیمت برق را کنترل خواهید کرد؟ قیمت نفت را میفهمم. جنگ را متوقف کنید. بیایید آن را بفهمیم. بیایید از آن خارج شویم. اما چگونه به قیمت برق رسیدگی میکنید؟ >> خب، حدس میزنم من آن را دارم. بنابراین، دو چیزی که من میگویم رئیس جمهور قلم خود را دارد و ما میتوانیم نفت و تمام آن چیزهایی را که در موردشان صحبت کردهایم که منفعت اقتصادی فوری برای بودجه مصرفکننده متوسط دارند، به دست آوریم. حالا، برق، حدس بزنید چیست؟ از سمت تقاضا، اتفاق افتاد. و من آن را در برنامهای که شما در ارزشگذاری اینجا پخش میکنید، خواستار آن بودهام. uh number scream. ما این موضوع را پوشش دادهایم و در مورد تعهد حفاظت از بازیکن نرخ RP صحبت کردهایم. این توسط کاخ سفید در ۴ مارس انجام شد و او از مردم تعهد خواست. بنابراین، فقط به وبسایت کاخ سفید بروید، تعهد حفاظت از بازیکن نرخ را جستجو کنید. من لینک را برای شما فرستادم و آنها آن را به عنوان یک تعهد منتشر کردند. این نباید یک تعهد باشد. این باید قانونی باشد که میگوید اگر یک مرکز داده میسازید، باید در برق جبرانی سرمایهگذاری کنید، شما میدانید، نیازها. شما باید بخشی از آن باشید. اوراکل و گوگل به دولت رفتند و گفتند: "هی، آیا از ما Gen 5، Gen 6 میکرونوتها که درست در کنار مرکز داده ما قرار خواهیم داد، حمایت میکنید؟" و حدس بزنید چیست؟ در یک فاجعه طبیعی، گردباد و همه چیز، ما آن نیرو را به شبکه منحرف میکنیم تا به شهروندان کمک کنیم. بنابراین، ما برق خودمان را تولید خواهیم کرد و اگر مازاد وجود داشته باشد، در زمان نیاز آن را به شبکه خواهیم فرستاد. این یک تعهد حفاظت از بازیکن نرخ است که یک رویداد روابط عمومی uh uh uh بود که توسط کاخ سفید انجام شد. دلیل اینکه من آن را روابط عمومی مینامم، روابط عمومی مثبت بود که سعی میکرد همه را گرد هم بیاورد تا تعهد کنند که برق را پایین نگه خواهیم داشت. حالا این را به قانونی تبدیل کنید که میگوید شما در حال ساخت یک مرکز داده هستید، پس باید برای جبران برق بسازید تا بر مصرفکننده تأثیر نگذارد. اوه، تام، شما در مورد کنترل قیمت صحبت میکنید. نه، من اینطور نیستم. من در مورد عرضه برق صحبت میکنم. این دو چیز در قلم رئیس جمهور و همه اینها. حالا، شما با پیامی مثبت از کارهایی که میتوانید انجام دهید به صندوق رأی میروید. در اینجا چیزهایی وجود دارد که نمیتوانید لمس کنید. شما غذا را پایین نخواهید آورد. شما شیر را پایین نخواهید آورد. شما بسیاری از چیزها را پایین نخواهید آورد. شما بیمه خانه، بیمه ماشین، همه آن ها را نخواهید آورد. شما آنها را در مقیاس تورمی لمس نخواهید کرد. اما شما این را لمس خواهید کرد و این به شما شانس مبارزه در صندوق رأی را میدهد. اما ابرها تاریک هستند. و این سوال اصلی شما بود که برای انتخابات چه کار میکنید؟ >> بله. من یکی از آنها این است که باید جنگ را متوقف کنید. دیگری این است که باید سرمایهداری را وادار کنید بگوید که باید به مصرفکنندگان نیز در سطح محلی کمک کنید. براندون. >> بله. بزرگترین اشتباهی که او مرتکب میشود این است که طوری رفتار میکند که انگار وجود ندارد. منظورم این است که این یک واقعیت انکارناپذیر است که مردم له میشوند، به خصوص طبقه متوسط. >> منظور شما مقرون به صرفه بودن است؟ >> بله. با مقرون به صرفه بودن. منظورم این است که او دائماً در مورد برنامه او برای جنگ صحبت میکند. در مورد uh شما میدانید که تقریباً تمام شده است و این و آن، اما او همچنان میگوید که تورم از بین رفته است. شما میدانید که ما از آن عبور کردهایم. اما گزارش رضایت مصرفکننده دانشگاه میشیگان بدترین در تمام دوران بود. مانند بدتر از سال ۲۰۰۸، شما میدانید، این با ۴۰۰ دلار برای هر نفر همسو است. بنابراین، منظورم این است که اولین چیز، اذعان به آن است. من فکر میکنم مانند آن، حتی بیشتر از جنگ، این واقعیت که او بیرون میرود و میگوید تورم مرده است. من فکر میکنم این بزرگترین نقطه درد او برای انتخابات است. um و در مورد رسیدگی به آن، منظورم این است که هزینههای کسری، من فکر میکنم این همان چیزی است که نه تنها بازار سهام، بلکه تورم را برای ۱۰، ۲۰، ۳۰ سال گذشته حفظ کرده است. شما وقتی از استاندارد طلا خارج شدیم، این امر ما را قادر ساخت تا هزینههای کسری را انجام دهیم و um من فکر میکنم چرا مانند این پول اضافی که ما به مجتمع نظامی-صنعتی پمپ کردهایم یا به سیستم مراقبتهای بهداشتی یا تأمین اجتماعی پمپ کردهایم، سرمایهگذاری نکنیم، چرا ما در انرژی هستهای سرمایهگذاری نکردهایم، همانطور که من فکر میکنم سه راکتور هستهای در ۳۰ سال گذشته در آمریکا ساختهایم، بنابراین شما میدانید، ما به طور غیرمنتظرهای با این تقاضای عظیم انرژی از مراکز داده هوش مصنوعی روبرو شدیم، همانطور که ما قبلاً از نظر تقاضای انرژی در وضعیت ظریفی قرار داشتیم، اما اکنون به دلیل این تقاضای عظیم که انتظارش را نداشتیم، غافلگیر شدهایم. بنابراین من و در مورد نفت نیز این است که وقتی ارزانتر میشود، فکر میکنم این در واقع باعث افزایش تورم در برخی موارد میشود زیرا به مردم درآمد قابل تصرف اضافی میدهد. بنابراین میتوان استدلال کرد که افزایش قیمت نفت ممکن است در واقع باعث کاهش تورم و سایر موارد شود. >> لین، >> uh بله، بنابراین منظورم این است که با مسئله برق، میتوانیم آن را بیشتر شبیه منطقهبندی بدانیم تا کنترل قیمت. مانند بسیاری از چیزهای مسکونی و uh صنعتی که معمولاً در سطح محلی جدا میشوند. um میتوان، میدانید، این توافقات مانند تمام اعتراضات علیه مراکز داده و غیره وجود دارد uh و و سیاستمداران محلی تصمیم میگیرند که آن پروژه پیش برود. بسیاری از آن میتواند شامل uh توافقاتی در مورد چگونگی تأمین برق خودشان باشد که وقتی مرکز داده را میسازند، باید زیرساخت انرژی اطراف آن را نیز بسازند. بنابراین آنها فقط وارد نمیشوند و قیمت برق همه را در منطقه دو برابر نمیکنند uh و از یارانهها و سایر چیزهایی که از قبل وجود دارند بهرهمند میشوند. uh من فکر میکنم این یک عامل بزرگ است. um بسیاری از شرکتهای مرکز داده که در میان بهترین کلاس قرار دارند. مزیت آنها این است که آنها قبلاً بسیاری از زیرساختهای انرژی خود را تأمین کردهاند، بسیاری از آنها، برخی از آنها قبلاً استخراجکنندگان بیت کوین بودند، آنها تغییر کردهاند. خندهدار است، بسیاری از سالها پیش نگران استخراجکنندگان بیت کوین بودند که وارد میشوند و قیمتها را بالا میبرند. این هرگز یک نگرانی منطقی نبود یا حداقل در طول یک دوره چند ساله، زیرا استخراجکنندگان بیت کوین به برق فوقالعاده ارزان نیاز دارند. مشکل مراکز داده هوش مصنوعی این است که آنها در واقع میتوانند قیمتهای نسبتاً بالایی برای برق پیشنهاد دهند. آنها میتوانند خریداران خردهفروشی محلی را از مناقصه خارج کنند. آنها همچنین، میدانید، آنها به تأخیر بسیار کم نیاز دارند. بنابراین آنها به طور کلی میخواهند به مراکز جمعیتی نزدیکتر باشند. آنها نمیخواهند در وسط ناکجاآباد باشند، همانطور که استخراجکنندگان بیت کوین خوب هستند. بنابراین من فکر میکنم اساساً ما شاهد uh این یک مسئله بسیار واقعی هستیم. um من فکر میکنم کاهش قیمت انرژی یکی از نزدیکترین راهحلهای فوری در اینجا است. um میدانید، مسائل ساختاریتر برای چگونگی مقرون به صرفهتر کردن چیزها. من فکر میکنم واضح است که رسیدگی به مراقبتهای بهداشتی یک حوزه بزرگ است زیرا ایالات متحده به مراتب بیشترین هزینه سرانه را برای مراقبتهای بهداشتی در جهان uh بدون لزوماً نتایج بهتر در بسیاری از دستهها خرج میکند. اما این واضح نیست که این یک مسئله چند ماهه نیست. این بیشتر شبیه یک مسئله نیمه دوم دوره یا uh دوره بعدی دولت هر کسی که ممکن است باشد. اما من فکر میکنم که uh میدانید، انجام اقداماتی برای کاهش هزینههای مراقبتهای بهداشتی بیشتر ساختاری است، یکی از مسائل ساختاری بزرگ برای این نوع اقتصاد K شکل. اما در کوتاهمدت، بیشتر مربوط به خاموش کردن آتش است. بیشتر مربوط به حل این مسائل فوری است. >> راب، آیا میتوانید یک نظرسنجی اجرا کنید و این سوال را بپرسید که قبض برق شما چقدر افزایش یافته است؟ و شما میتوانید آن را ثابت نگه دارید یا ۱۰ یا ۲۰ درصد افزایش دهید، میدانید. uh شاید چه سطوحی باید باشد؟ چه سطوحی باید باشد، تام؟ uh تا چه حد؟ تا ۱۰ یا ۲۰ درصد. >> بله، فکر میکنم شما باید uh کمتر از ۱۰، ۱۰ تا ۲۰، ۲۰ تا ۳۰، ۳۰ تا ۴۰ را انجام دهید. >> بله، فقط برای ۳۰ به بالا. باشه. کمتر از ۱۰، میدانید، ۱۰ تا ۲۰، ۲۰ تا ۳۰، ۳۰ به بالا. کنجکاو هستم بدانم چقدر این اتفاق افتاده است. حالا، در حالی که این اتفاق میافتد، این داستان دیگری است که بیرون میآید، که تا حدودی جالب است. کاخ سفید، آمریکا ۱۰ میلیون خانه کم دارد. >> و ما این مقاله را چند سال پیش خواندیم که میگفت ۴ میلیون خانه و چند سال قبل از آن ۲.۶ میلیون خانه، درست است؟ >> اما کاخ سفید میگوید uh uh ۱۰ میلیون تخمین کاخ سفید از تعداد خانههای تکخانواری که ایالات متحده طبق شورای مشاوران اقتصادی گزارش اقتصادی سالانه رئیس جمهور کم دارد. این تخمینهای قبلی را تحتالشعاع قرار میدهد. uh فردی مک در نوامبر ۲۰۲۴ گفت ۳.۷ میلیون. انجمن ملی مشاوران املاک در ژوئن ۲۰۲۱ گفت ۵.۵ میلیون. حالا آنها میگویند ۱۰ میلیون. اگر ساخت و ساز خانهها با سرعت تاریخی ۶۰۰۰ خانه جدید در هر میلیون نفر در سال ادامه مییافت. این سرعت برای دههها ثابت مانده بود. قبل از سال ۲۰۰۸، ایالات متحده ۱۰ میلیون خانه بیشتر داشت. امروز بحران مالی ۲۰۰۸ اساساً نرخ ساخت و ساز خانهها را به نصف کاهش داد و هرگز به طور کامل بهبود نیافت. قیمت متوسط خانه در حال حاضر ۵۳۴ هزار دلار است، ۵۲ درصد افزایش نسبت به سه ماهه اول ۲۰۲۰. uh طبق بانک فدرال رزرو سنت لوئیس، ۴۰ درصد از آمریکاییها خانه ندارند. خرید آن در آینده غیرممکن خواهد بود. طبق گزارش CNBC، تنها هشت منطقه از ۵۰ منطقه بزرگ شهری ایالات متحده در حال حاضر بازارهای خریدار هستند. نیمی از این هشت منطقه در فلوریدا هستند. uh بقیه آتلانتا، آستین، نشویل، ریورساید هستند و سنای ایالات متحده ماه گذشته لایحهای را با رأی ۸۹ به ۱۰ تصویب کرد، اما سرنوشت آن در مجلس نمایندگان نامشخص است. بنابراین وقتی به عددی مانند این نگاه میکنید، آنها میگویند اگر از عدد ۵۳۴ استفاده نکنیم، فرض میکنیم ۴۵۰ هزار دلار برای هر واحد است، ۱۰ میلیون کمبود واحد نشاندهنده ۴.۵ تریلیون دلار ثروت مسکن است که میتواند وارد بازار شود، میتواند شغل ایجاد کند، میتواند برای برخی افراد خوب باشد. بنابراین وقتی داستانی مانند این را میبینید تام، چگونه به آن واکنش نشان میدهید؟ >> بنابراین um مسئله عرضه و تقاضا در مسکن وجود دارد و من دو مطالعه موردی به شما میدهم. اولین مطالعه موردی آستین است. uh در طول افزایش بزرگ قیمتها در سال ۲۰۲۲، ما در حال خروج از کووید بودیم. ما تورم داشتیم uh داراییها را تحت تأثیر قرار داد uh داراییهای اساسی تحت تأثیر تورم uh چاپ پول قرار گرفتند. بنابراین قیمت داراییها در همه جا مانند بازار سهام و خانهها، املاک و مستغلات افزایش یافت. بنابراین شماره یک، همه آنها افزایش یافتند. اما در آستین، آستین در تب طلا uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh uh *
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
تراژدی، آشکارا. ام، من در مسائل خاص آن فرد غواصی نکردهام. ام، اما بله، روند گستردهتر با افزایش تمرکز ثروت و قطبیشدن بیشتر که متأسفانه در حال رخ دادن است، این مسائل احتمالاً افزایش خواهند یافت. مردم عموماً احساس میکنند که قرارداد اجتماعی شکسته شده است و آنها این کار را نمیکنند و سپس، میدانید، مسائل سلامت روان به نوعی غلبه میکنند. ام، ام، میدانید، و بنابراین فکر میکنم امنیت یک عامل بسیار بزرگ خواهد بود. منظورم این است که زندگی در یک اقتصاد قطبی شده باعث میشود همه احساس ناامنی کنند، به طور متناقضی حتی کسانی که از آن سود میبرند، زیرا ثروت چیست اگر فقط در جابجایی و امنیت مشکل داشته باشید. ام، مدتی پیش آماری وجود داشت که هنوز هم درست است، حتی قبل از این موج کامل هوش مصنوعی، این بود که مردان جوان به طور خاص، اساساً مردان در اوایل دهه بیست سالگی، در حال حاضر از جمله کسانی بودند که بیشترین جدایی را از اشتغال داشتند. به طور کلی، آن >> جدایی >> بله، آن، آن، اگرچه ما در مجموع سطوح بیکاری نسبتاً پایینی داریم، اما به طور خاص مردان جوان بودند که در حال تبدیل شدن به یک منطقه مشکلساز بودند، جایی که این بخش از بیکاری در حال ظهور است. این واقعاً بر زنان جوان تأثیر نمیگذارد. این واقعاً بر مردان مسن تأثیر نمیگذارد. ام، اما آن بخش از مردان جوان تحت تأثیر قرار گرفته بود. ام، اینجاست که برخی از این ام، مسائل در حال شکلگیری هستند. >> میدانید چه چیزی را من مینامم؟ من آن را مانند طرز فکر جوکر مینامم. آن فیلم جوکر واکینگ فینیکس را که متنفر بودم به یاد دارید؟ >> بله. پیام وحشتناک. >> اما این همان است، این همان است. مانند این مرد، لوییجی مانیون. آنها آن ذهنیت قربانی، آن ذهنیت نفرتانگیز را دارند که گویی کسی آنها را سرکوب میکند و آنها باید قهرمان باشند و به خاطر آن کسی را از بین ببرند. اما منظورم این است که وقتی به فکر میکنم، این همان چیزی است که به آن فکر میکنم. >> اما آیا فکر میکنید این آنها هستند یا فکر میکنید این معلمان هستند، >> جامعه، استریمرها که این نفرت را به آنها تزریق میکنند تا بخواهند چنین اقدامی انجام دهند؟ شما فکر میکنید چیست؟ >> بله. نه، من قطعاً فکر میکنم که ام، شما بچهها، کسانی که مانند بچههای معمولی هستید، زمان سختتری دارید، به خصوص با تحت تأثیر قرار گرفتن از چیزهای خاصی در جامعه، به خصوص اگر با درد سر و کار داشته باشند. بنابراین فکر میکنم افرادی که در موقعیتهای خاصی هستند، بیشتر مستعد تحت تأثیر قرار گرفتن به این شکل هستند و اگر پیام نفرتانگیز و نفرتانگیز کافی دریافت کنند، میتوانند تحت تأثیر قرار گیرند تا کاری شبیه به آن انجام دهند. بنابراین بله، قطعاً جامعه، اما سپس افراد خاصی بیشتر از دیگران مستعد آن هستند. >> بله. منظورم این است که میدانید الان کسب و کار بزرگ چیست؟ حفاظت اجرایی. این یک کسب و کار بسیار بزرگ است. مردان پول زیادی را صرف حفاظت اجرایی میکنند، بیش از هر زمان دیگری، زیرا آنها چیزهایی مانند این را میبینند، مانند من باید از خودم محافظت کنم. بنابراین آنها هزینهای را کنار میگذارند، فقط به این مرد نگاه کنید. >> به او نگاه کن. با یک صندلی میآید، آن را به شیشه میکوبد، میگوید هر کسی را که داخل ببیند میکشد. حالا، او به نظر میرسد که قدش 160 سانتیمتر است، بنابراین فکر میکنم سخت خواهد بود زیرا، میدانید، او به چیزهایی نیاز خواهد داشت. >> آیا این مرد واقعاً 20 ساله است؟ >> او شبیه 9 ساله به نظر میرسد. >> بله، او به نظر میرسد و او نیاز به انجام برخی تمرینات پا دارد. >> خوب، میدانید، ما با پروفسور گالووی صحبت کردهایم. بله و او مقالات بسیار روشنگری در مورد وضعیت مردان در جامعه نوشته است. و وقتی انزوا، تلقین در مدرسه دارید، میدانید، همه این افراد بد هستند، شما یک قربانی هستید، شما یک قربانی هستید، شما یک قربانی هستید، و سپس از طریق ام، آنچه گالووی به درستی اشاره میکند، انزوا دارید، عدم قرار ملاقات. و این فقط در مورد مردانی که بیرون میروند و رابطه برقرار میکنند نیست، بلکه عدم شکلگیری روابط طبیعی با دیگران و سپس ناامیدی اقتصادی است. آنها ناامیدی اقتصادی را احساس میکنند. Y >> شما تلقین، انزوا، ناامیدی اقتصادی را میگیرید. میدانید چیست؟ شما این مرد را میگیرید. و میدانید، ما میتوانیم یک پادکست طولانیتر با افرادی مانند گالووی و دیگران داشته باشیم و فقط در مورد این موضوع صحبت کنیم، همراه با ام، پروفایلر FBI که ام، با پَت صحبت میکنید. میدانید، این چیزی است که اسلحه را نشانه میگیرد. این چیزی است که ماشه را میکشد. این، میدانید، یک توالی وجود دارد. >> بله. ژنتیک اسلحه را بارگذاری میکند. >> شخصیت اسلحه را نشانه میگیرد. >> تجربیات ماشه را میکشند. >> تجربیات زندگی. بنابراین، ما در مورد این بچه چه میدانیم؟ ما در مورد تربیت والدین او چه میدانیم؟ چه حقایقی در مورد او داریم؟ خوب، میدانید، او کیست؟ مادرش چه کار میکند؟ پدرش چه کار میکند؟ ما در مورد این مرد چه میدانیم؟ آیا چیزی در مورد این مرد میدانیم؟ چون گزارش تا کنون، من چیزی نمیبینم که به من بگوید این مرد در مورد چیست. آیا او به مدرسه خاصی رفته است؟ آیا او یک دانشجوی UC Berkeley است؟ میدانید، ام >> تلقین وجود دارد اگر آن بود >> خوب، منظورم این است که میخواهم بدانم، میدانید، چه چیزهای دیگری به کسی مانند این متصل هستند تا به این نقطه برسد و تصمیمی مانند این بگیرد. بسیار خوب، اجازه دهید به داستان بعدی بروم و سپس به زودی جمعبندی خواهیم کرد. اجازه دهید به داستان بعدی بروم. بسیار خوب، ما قبلاً در مورد این صحبت کردهایم، اما من به هر حال به آن خواهم پرداخت. والدین مضطرب 50,000 دلار خرج میکنند تا فرزندانشان شغلی پیدا کنند. بسیار خوب، پیدا کردن شغل برای فرزندانتان. خرج کردن 50,000 دلار. ام، بیایید در مورد آن صحبت کنیم، از نظر شغلی. بنابراین کسب و کار برای مربیانی مانند بث پر رونق است. آیا این مربی راب است یا چیست؟ >> نه، این یک ویدیوی بلومبرگ در مورد این است >> در مورد این. جلو برو. >> بیرون سخت است برای کلاس 2026. استخدام کلی کند شده است و شرکتها استخدام در سطح ورودی را کاهش دادهاند زیرا هوش مصنوعی وظایف بیشتری را بر عهده میگیرد و بسیاری از فارغالتحصیلان اخیر را در زیرزمین والدینشان گیر انداخته است. چگونه از آن سرنوشت جلوگیری کنیم؟ پاسخ برای بسیاری از والدین این است که سالها قبل از داشتن شغل، برای فرزندشان یک مربی شغلی استخدام کنند. بیشتر این بستهها چند صد تا چند هزار دلار هزینه دارند، چیزهایی مانند استراتژیهای درخواست، آمادگی مصاحبه، از این قبیل. اما برخی از مربیان بیش از 50,000 دلار برای پشتیبانی فشرده و تخصص موضوعی دریافت میکنند. برای مربیان، کسب و کار در حال رونق است. در سال 2019، حدود 5 درصد از مربیان شغلی عمدتاً بر دانشجویان کالج یا فارغالتحصیلان جدید تمرکز داشتند. طبق انجمن بینالمللی مربیان شغلی، بیش از یک چهارم اکنون این گروه را بخش اصلی در نظر میگیرند. طبق آخرین نظرسنجیهای آن، برای والدینی که سالها هزینه کردهاند تا مربیان SAT و مشاوران پذیرش کالج را برای ورود فرزندشان به مدرسه استخدام کنند، این خدمات یک توسعه طبیعی به نظر میرسد. و برای کسانی که شش رقم برای شهریه میپردازند، چند هزار دلار برای مربیگری میتواند یک سرمایهگذاری منطقی به نظر برسد اگر به فرزندشان کمک کند تا اولین شغل خود را در یک شغل واقعاً پیدا کند. >> مکث. آیا این یک ویدیوی هوش مصنوعی است یا واقعی است؟ >> نه، این واقعی است. این از بلومبرگ نیوز است. >> تام. >> خدای من. بادکنک من کجاست؟ خدای من. >> خوب، چگونه این را پردازش میکنید؟ >> به شما میگویم چگونه این را پردازش میکنم. میدانید چه چیزی را میکشند؟ آنها در حال اتصال نقاطی هستند که من فکر میکنم عمداً تحریف شدهاند. و من در مورد این نویسنده خاص نمیگویم، اما من فکر نمیکنم تفسیر درستی در اینجا وجود داشته باشد. وقتی فرزندانتان را توانمند میکنید و به آنها اجازه میدهید در یک پیامد محدود مانند المپیک ویژه رشد کنند، و من به کودکان انتقاد نمیکنم، کودکان شیرین المپیک ویژه. من آنجا داوطلب بودهام. من آنها را بدنام نمیکنم. اما وقتی این نگرش را اتخاذ میکنید که همه مدال میگیرند و من با دادن چیزها به شما از شکست شما جلوگیری خواهم کرد، در پایان با کودکی که مهارتهای زندگی ندارد، روبرو میشوید. و والدین در همه اینها کجا هستند؟ میدانید این مرا به یاد چه انداخت؟ عملیات ورسینی بلو را به یاد دارید؟ این در سال 2019 اتفاق افتاد. 33 والدین 25 میلیون دلار برای رشوه دادن برای ورود فرزندانشان به USC و سایر مدارس پرداختند. و بسیاری از ام، ام، سلبریتیها، معروفترین آنها که فکر میکنم ویلیام اچ. میسی و فلیسیتی هافمن بودند که در نهایت زندانی شدند و نمرات جعلی دادند، به مربیان رشوه دادند تا بگویند "اوه، من به این بچه نیاز دارم که یک بورسیه تحصیلی در اینجا باشد." و بنابراین والدین اکنون همه چیز به خانه باز میگردد. پَت، اگر قرار است والدینی باشید که به دنبال آمادهسازی کامل فرزندتان برای زندگی نیستید، آماده باشید که به نوشتن چک ادامه دهید. و راستی، او میگوید، "خوب، بعد از شهریهای که پرداخت کردهاند، 50,000 دلار دیگر زیاد عجیب به نظر نمیرسد. برای شهریه چه پرداخت کردید؟ آیا مدرک هنرهای لیبرال در چیزی گرفتید، مثلاً تاریخ هنر اروپایی که غیرقابل استفاده است، یا مدرک زبان انگلیسی گرفتید و گفتید فرزند میخواهد معلم شود یا چیزی؟ میدانید، همه مدارک لازم نیستند که STEM باشند تا برای مشاغل بسیار مفید باشند. اما من، من فقط هیجانزده میشوم، پَت، چون احساس میکنم والدین کجا هستند؟ چرا فرزندانتان را برای آماده شدن برای بیرون رفتن تجهیز نمیکنید؟ و ممکن است بازار کار سختی باشد. بله و ممکن است مجبور شوید به نیویورک یا جای دیگری برای شغل بروید در مقایسه با شهر زادگاهتان یا جایی که مدرسه شماست، اما خدای من، میدانید، پرداخت پول به یک مربی برای القای چیزهایی که از قبل باید القا شوند، فقط مرا دیوانه میکند. و این مرا به یاد تمام والدین زندانی در عملیات ورسینی بلو میاندازد که مجبور بودند راه فرزندانشان را به مدرسه بخرند زیرا آنها آماده نبودند به روش عادی وارد شوند. آن را به دست آور. >> نظر شما چیست؟ >> من، من در طول بحران مالی جهانی از کالج فارغالتحصیل شدم. من در آن زمان به دنبال شغل بودم. >> کجا رفتی؟ کجا بودی؟ >> ام، پن استیت. >> واقعاً؟ >> بله. عالی. >> و سپس مجبور شدم >> چه سالی بود؟ >> ام، من در سال 2010 فارغالتحصیل شدم. >> پس شما آنجا بودید وقتی مربی از میان آشفتگی میگذشت؟ >> بله. بله. >> وای. آیا زمان عجیبی بود؟ >> زمان عجیبی بود. >> خدای من. >> بله. بله. واقعاً واقعاً فرهنگ آنجا را تغییر داد. اما نکته این است که منظورم این است که من در آن گروه بودم که فقط برای همه چیز تلاش میکردم. ام، و ما همه چیز را از ام، برخی از این مراکز مراقبت از کودک واقعاً نخبه که نرخ پذیرش کمتری نسبت به هاروارد دارند، برای مثال، که فوقالعاده گران هستند و سپس تا مربیان بالا میروند تا اکنون ام، این مربیان. این بخشی از این بسیار پیچیده است، میدانید، راهی برای خرج کردن پول. ام، و من، منظورم این است که در حال حاضر آشکارا کاتالیزور هوش مصنوعی وارد شده است. ما اخراجهای گسترده یا چیزی را نمیبینیم. آشکارا برخی از شرکتها اخراج را گزارش میکنند، اما به طور کلی، شرکتها در استخدام کندتر هستند زیرا گفتند "بیایید ابتدا بفهمیم چگونه میتوانیم با کمتر کارهای بیشتری انجام دهیم قبل از اینکه فقط افراد بیشتری را بیاوریم." بله. >> ام، و بنابراین وقتی تغییر سریع فناوری مانند این دارید، افرادی هستند که بدهی دانشجویی زیادی دارند. آنها در مدرکی سرمایهگذاری کردهاند که به طور تاریخی یک شغل یقه سفید نسبتاً سودآور را به آنها میدهد. و اکنون هوش مصنوعی وارد میشود و میگوید "خوب، شاید ما به نصف افراد کمتری برای انجام آن شغل نیاز داشته باشیم زیرا هر کدام ام، تمام این پشتیبانی را از هوش مصنوعی در آینده دارند. چگونه میتوانیم برای آن بهینه کنیم؟" بنابراین فکر میکنم بخشی از آن فقط این انتقال دشوار است که در حال رخ دادن است. ام، اما سپس، میدانید، بخشی از آن به آن عامل دیگر باز میگردد که وقتی شکاف ثروت گستردهای دارید، مردم تقریباً هر چیزی را سرمایهگذاری میکنند تا سعی کنند به سمت بالا حرکت کنند. ام، و همیشه نتیجه نمیدهد. منظورم این است که اگر چیزی، همانطور که تام اشاره کرد، گاهی اوقات میتواند، میدانید، بازگردد و به شما آسیب برساند. فکر میکنم آشکارا، دورههای زمانی وجود دارد که گرفتن یک مربی یا گرفتن یک مربی میتواند مشکلی را حل کند. ام، اما هیچ چیز واقعاً بهتر از تلاش سخت و، میدانید، داشتن آن انگیزه نیست. و بخشی از آنچه به من انگیزه میداد در آن سن این بود که من از خانوادهای بسیار فقیر میآمدم. بنابراین، میدانید، همه چیز بر عهده من بود. این مانند این است که هیچ شبکه ایمنی وجود نداشت. >> کجا بزرگ شدی؟ کجا بزرگ شدی؟ >> ام، من در اطراف فیلادلفیا بزرگ شدم. ام، میدانید، وقتی جوان بودم، در واقع مدتی بیخانمان بودم و سپس در یک پارک کاروانسرا بزرگ شدم. بنابراین من این شبکه ایمنی را نداشتم. این مانند شوالیه تاریک برمیخیزد است که در آن باید بدون طناب پرش را انجام دهید. آشکارا، نه آنقدر >> صحنه مورد علاقه، >> نه آنقدر شدید، اما وضعیت مشابهی بود. این بود >> پدر و مادر چه کار کردند؟ >> ام، مادرم ام، منظورم این است که او مسائل چالشبرانگیزی داشت. پدرم مدت طولانی پلیس بود. او کارآگاه بود و سپس در یک مرکز ترک اعتیاد الکل کار میکرد. او ابتدا به مردم در سمزدایی کمک میکرد و سپس بسیاری از آن را مدیریت میکرد. ام، و میدانید، او وقتی من ام، ام، یک پدر مجرد مسن بود. او در آن زمان مرا به تنهایی بزرگ کرد. بنابراین ام >> پدرت تو را بزرگ کرد. مادرت در تصویر بود؟ >> بعد از هفت سالگی. بله. >> خواهر و برادر داری؟ >> من ام، پدرم خواهر و برادر از ازدواج قبلی دارد. آنها همه آنقدر پیر هستند که میتوانند والدین من باشند. بنابراین من چهار خواهر و برادر ناتنی دارم. >> فهمیدم. بنابراین عملاً یک فرزند تنها. ام، اما بله، کل نکته این است که میدانید، اغلب اوقات قویترین انگیزه نیاز است. ام، گاهی اوقات همه این چیزهای دیگر بانداژ هستند، جایی که دانشآموزان فقط فوقالعاده با انگیزه نیستند، تلاش نمیکنند در سنی که قادر به تلاش هستند. ام، اما میدانید، من جامعهشناس نیستم. این حوزه تمرکز من نیست، جز اینکه به تجربه شخصی تکیه کنم و برخی از این اعداد متورم را ببینم. در واقع، ما دینامیکهای مشابهی را در شرق آسیا دیدهایم که در آنجا آشکارا یک بازار بسیار رقابتی است. ام، و شما والدین زیادی خواهید داشت که فرزندانشان را به شدت تحت فشار قرار میدهند، به طوری که گاهی اوقات ناسالم میشود زیرا >> بله، موافقم. من فکر میکنم بخشی از آن، تام، که افکار من متفاوت است. آنچه به شما میگویم این است که من فکر میکنم هر والدینی که میخواهد راهی برای بهتر عمل کردن فرزندانش در مدرسه پیدا کند، باید آن را اجرا کند. من فکر میکنم هر والدینی و به شما خواهم گفت چرا. من فکر میکنم این پول واقعاً پول خوبی است اگر مربی، مربی درستی باشد. >> من تام را با دخترانش تماشا میکنم. دختر شما 1560 در SAT خود گرفت. او 1530 گرفت. نه، 1530 در SAT خود. آیا من آن را درست میگویم یا 1560؟ >> 1560. >> 1560. راستی، او بار اول 1515 داشت و آنها گفتند "بله، ما باید نمره را بهبود بخشیم." من میگویم "در مورد چه حرف میزنید؟" >> بسیار خوب، 1515. شما میخواهید بله، ما باید نمره را بهبود بخشیم. من فکر میکنم میتوانیم بهتر عمل کنیم. و سپس او میرود و آن را میگیرد. من نمیدانم کجا بودیم وقتی نمره را گرفتیم. ما در جایی از دنیا بودیم. ما در حال جشن گرفتن بودیم. >> ما در برمودا بودیم. >> ما در برمودا بودیم. و سپس ام، جوانترین دختران او 5.12 معدل داشت. راستی، >> آیا ارزش دارد که بدانیم چگونه فرزندانشان را تربیت میکنند که باعث میشود آنها اینگونه عمل کنند؟ احتمالاً. >> و سپس اگر در حال برنامهریزی کالج هستید، مانند الان، اگر فرزند شما میخواهد روزی فوتبال حرفهای بازی کند و مسیر رسیدن به IMG، رفتن به دانشگاه، رفتن به MLS، رفتن به پریمیر را پیدا کند، >> من فکر میکنم این یک مدل کسب و کار است. >> من فکر میکنم که ام، من فکر میکنم ارزش زیادی در آن وجود دارد. من فکر میکنم برای کسی که این سرمایهگذاریها را برای افراد مناسب انجام نمیدهد، من، من، من در واقع کسی خواهم بود که برای حرفه خود، من برای رفتن و پرسیدن این نوع سؤالات پول پرداخت کردم. >> من پول زیادی برای پسرانم برای حرفه آنها در فوتبال، با ورزش، با سیاست پرداخت کردهام زیرا میخواهم بفهمم شما میخواهید چه چیزی را دنبال کنید. بنابراین شماره یک این است که این بچه بیشتر به چه چیزی علاقه دارد؟ استعدادهای آنها چیست که به طور طبیعی به آنها علاقه دارند؟ و سپس از آنجا دنبال کردن آن و دریافت هکها و استراتژیها از افراد مختلف. هرگز اولین بار را فراموش نمیکنم، 29 ساله بودم، تام و من در رستورانی در تِنا به نام بلک اَنگِس ملاقات کردیم، که تا به حال بدترین نام برای رستوران در تاریخ بشریت است. و او به من گفت "شما باید یک آزمایش سلامت اجرایی انجام دهید." گفتم "در مورد چه حرف میزنید؟" او میگوید "یک روز میروید، با هشت پزشک ملاقات میکنید و آنها همه چیز را در مورد شما بررسی میکنند." گفتم "جدی میگویید؟" او میگوید "بله." بنابراین چقدر هزینه دارد؟ من در آن زمان نمیدانستم، چهار، پنج، 6000 دلار UCLA. من به آن رفتم. >> UCLA. بله. دقیقاً. منظورم این است که شما به معنای واقعی کلمه یک پرستار ساعت 6 میآید و به شما پیام میدهد، شما را میبرد، چشمهایتان را بررسی میکنید، قلب، سرطان، پوست، گلو، همه چیز. یک روز نشستم، تصمیم گرفتم این کار را تا آخر عمرم انجام دهم. نمیتوانم بگویم چند بار این کار را انجام دادهام. >> و سپس آنها به شما یک کتاب میدهند. >> بله. بنابراین شما، این مزیت داشتن مشاورانی با سابقه اثبات شده است. مانند اگر میخواهید کسی را پیدا کنید که 2.2 میلیارد دلار در حرفه خود جمع کرده و کسب و کار را به قیمت 680 میلیون دلار فروخته است، چقدر ارزش دارد؟ این حرف تام ال است. بنابراین، بنابراین برای من، نمیدانم. من، میدانید، من >> اگر بچه کسی الان میخواهد مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد امنیت ملی بگیرد، من میگویم برو از این مرد بپرس که آیا ارزش انجام آن را دارد یا نه، چون او اکنون در کسب و کار است. او ممکن است بازخورد بهتری به شما بدهد. ما نمیتوانیم در مشاوره ارزان باشیم. من نیستم، من در واقع از آن حمایت خواهم کرد. من فقط فکر کردم آن تبلیغ، به روشی که آنها آن را ارائه دادند، کمی تبلیغ عجیب بود. و من به این آخری خواهم پرداخت، ما جمعبندی خواهیم کرد. میانگین هزینه بزرگ کردن یک کودک در حال حاضر 300,000 دلار است. ما اعداد را دیدیم. میانگین هزینه بزرگ کردن یک کودک در حال حاضر 300,000 دلار است. بسیار خوب. و ظاهراً طبق داستان، قبلاً خیلی کمتر بود. بنابراین راب، اگر میخواهید این کلیپ را پخش کنید، بفرمایید. >> بزرگ کردن یک کودک گران است. >> چقدر گران است؟ >> در سه سال گذشته تقریباً 30 درصد افزایش یافته است. بزرگ کردن یک کودک در ایالات متحده امروزه بیش از 300,000 دلار هزینه دارد. >> بنابراین ظاهراً همه چیز به محل زندگی شما بستگی دارد. ام، و گرانترین مکانها هاوایی، مریلند و ماساچوست هستند. >> البته، جنوب استراحت میکند. ام، 17,000 دلار در می سی سی پی، آلاباما، 18,000 دلار، و داکوتای جنوبی، 18,000 دلار. >> بنابراین، این در طول 18 سال است، درست است؟ >> برای پنج سال اول، >> درست است؟ اما از سال 2023، آنها میگویند هزینه بزرگ کردن یک کودک 27 درصد افزایش یافته است. بنابراین، فقط برای اطلاع شما، فقط پیگیری کنید. آنها به شما پول پس خواهند داد. درست است. >> درست است. اگر فقط آن فاکتور را نگه دارید. تنها چیزی که بیشتر اینها از هزینه مراقبت از کودک است که >> خدای من، همه چیز خیلی گران است. >> به آن عدد برگرد. هاوایی 40 هزار دلار بود، دیگر چیزها را نمیخرید. >> کمی برگرد. هاوایی سالی 40 هزار دلار بود. مریلند 36، ماساچوست 34 و کمترین چیست؟ داکوتای جنوبی. آن 18000 دلار برای پنج سال اول است. این پنج سال اول است >> که میگویند هزینه آن است. >> بله. >> 40 هزار دلار. بنابراین پنج سال اول 200,000 دلار اگر میخواهید آنها را در هاوایی بزرگ کنید. تام، وقتی این اعداد را میبینید چه فکر میکنید؟ >> من فکر میکنم ما یک بحران قطعی در آمریکا داریم. این یکی از شادترین چیزهایی است که در زندگی میتوانید داشته باشید، ام، داشتن یک فرزند. و ام، و همانطور که دوست دارم بگویم، شما میخواهید آنها را بزرگ کنید و شکوفایی را تماشا کنید. و من وزنه بر دوش دخترانم نمیگذارم. ام، من به آنها گفتم، میگوید، ببینید، اگر خوب عمل کنید و سخت کار کنید، میتوانید انتخابهایی در زندگی داشته باشید. اگر میخواهید هر دانشگاهی را انتخاب کنید، پس باید SAT خود را بگیرید و چیزهایی داشته باشید. و من آن را در قالب انتخاب قرار میدهم، نه در قالب، میدانید، پدربزرگ شما دکتر بود، من دکتر هستم، شما دکتر خواهید شد. من آن وزن را بر فرزندانم نمیگذارم. برخی از مردم این کار را میکنند، میدانید، ببر مادرها و از این قبیل، که ما نیستیم. اما وقتی این را میبینم، میدانید، مرا غمگین میکند زیرا یکی از شگفتانگیزترین چیزها در زندگی داشتن یک فرزند است. این همان چیزی است که ام، یک دوست بسیار خوب پَت و من گفت که وقتی واقعاً در آن خوب هستید، همه به مدرسه میروند و آرزو میکنید که فرزندان بیشتری داشتید >> چون بعد از اولی یا دومی واقعاً در آن خوب میشوید و در بزرگ کردن آنها و سپس آرزو میکنید که کاش فقط، میدانید، خانواده بزرگتری داشتید و فکر میکنم این، فکر میکنم غمانگیز است که اینقدر هزینه دارد و بیشتر پنج سال اول پزشکی نیست. بیشتر هزینه پنج سال اول ظاهراً در مهدکودک است زیرا فرض این است که مادر و پدر هر دو کار میکنند. بنابراین واقعاً آنچه آنها باید در مورد آن صحبت کنند، هزینه مهدکودک برای بزرگ کردن یک کودک، هزینه مهدکودک اضافی است زیرا پوشک و همه چیزهای دیگر ناچیز خواهد بود زیرا قیمت پوشک در هاوایی به طور جزئی بالاتر از لس آنجلس است، پَت، اما در کاستکو آنها بسیار نزدیک هستند. بنابراین تفاوتهای منطقهای برای غذا و لباس وجود دارد اما آنها بزرگ نیستند، در عوض این واقعاً هزینه مهدکودک است و بنابراین چگونه مهدکودک را پایین بیاوریم تا والدین بتوانند مراقبت مناسب از کودک را قبل از رفتن به مدرسه داشته باشند؟ این همان چیزی است که من به عنوان یک کارآفرین مینشینم و میگویم چگونه، چگونه این قسمت را بفهمیم؟ >> لین >> ام، بخشی از آن به زمان بسیار دوری باز میگردد، بسیاری از آن ساختاری است، میدانید، ترتیب تاریخی این است که شما نوعی خانوادههای چند نسلی دارید که در آن پدربزرگ و مادربزرگ میتوانند بیشتر کمک کنند. مستقیماً با تمام تجربهای که از نسل قبلی به دست میآورند. ام، و در ام، میدانید، برای دههها در محیط ایالات متحده، مردم برای شغل جابجا میشوند، آنها در نهایت نوعی انزوا پیدا میکنند و بنابراین بسیاری از آن باید به هزینه تبدیل شود زیرا شما دو خانوار درآمد دارید بدون والدین، بدون پدربزرگ و مادربزرگ در اطراف، ام، والدین والدین، تنها گزینه مراقبت از کودک است که فوقالعاده گران است و فقط در طول زمان گرانتر میشود. ام، و بنابراین بسیاری از آن این است که ما، میدانید، در طول سالهای زیادی، به خصوص با ادامه این فشارهای اقتصادی، تمام چیزهایی که در مورد مسکن صحبت کردید، تمام چیزهایی که صحبت کردیم که چقدر گران است که یک کودک را بزرگ کنید، شما احتمالاً شاهد یک تغییر تدریجی کمی بیشتر به سمت آن خانه چند نسلی خواهید بود، عمدتاً از دلایل اقتصادی. جنبه خوشبینانهتر آن این است که همانطور که میدانید، کار از راه دور، کار در خانه یا کار از راه دور یا فقط محیطهای کاری انعطافپذیر میتوانند به برخی از این گزینههای قابل تنظیمتر اجازه دهند تا ام، میدانید، به کسی اجازه دهند کار کند و در عین حال مراقب بچهها باشد. ام، اما شکی در آن نیست. منظورم این است که این یک مشکل ساختاری بسیار چالشبرانگیز است. این یک مسئله در ایالات متحده است اما یک مسئله جهانی نیز هست. >> بله. ام، میدانید، مراقبت از کودک جالب است و منظورم این است که شما کاملاً درست میگویید که این بزرگترین هزینه با آن است. اما منظورم این است که این شگفتانگیز است که چنین عرضه عظیمی از آن وجود دارد و هیچ ام، تأسیسات مراقبت از کودک وجود ندارد که از چپ و راست بیرون بیایند اگر عرضه نامحدود و تقاضای بسیار کمیاب وجود داشته باشد. فکر میکنم این چیز سختی با حاشیه سود است زیرا تعداد بچههایی که میتوانید تماشا کنید بر اساس تعداد افرادی که مراقب هستند محدود است و سپس ام، تنظیم شده است. اما شاید با فناوری، ام، این قطعاً بزرگترین چیز با آن است ام >> مقیاسپذیری آن. میدانید، میدانید چه چیزی دیوانهکننده است ام، ام، با ام، زندگی مانند من وقتی میبینم الان با جوانان چه اتفاقی میافتد، هیچ چیز مهمتر از این نیست که اطمینان حاصل کنم جوانان با شانس تبدیل رویاهایشان به واقعیت رشد میکنند. هر آنچه که باشد، هر کاری که میخواهید انجام دهید. اگر یکی از فرزندان من بخواهد به ارتش برود، میدانید چیست؟ من از شما حمایت میکنم اگر میخواهید به ارتش بروید. اگر یکی از فرزندان من بخواهد ورزش کند، وارد کسب و کار شود، وارد فروش شود، نانوایی راهاندازی کند، هر کاری که میخواهید انجام دهید. من از شما حمایت خواهم کرد. البته، شما میخواهید آنها را تشویق کنید تا در مسیر درست قرار گیرند. شما بازخورد خواهید داد. این چیزی است که من پیشنهاد میکنم. این را در نظر بگیرید. آن را در نظر بگیرید. اما من به یاد میآورم که وقتی هیچ چیز برای من از نظر مالی درست پیش نمیرفت. و جالب است وقتی داستان خود را تعریف میکنید. ام، معمولاً برعکس است، درست است؟ مادر بزرگ میکند، پدر در تصویر نیست. و پدر در تصویر است، نه مادر. و من در حال کار بر روی کتابی در مورد پدر بودن هستم زیرا، میدانید، در نهایت ناشر مرا وادار کرد که به آن فکر کنم برای پنج، شش سال گذشته. من میگویم، میدانید چیست، من به آن فکر خواهم کرد. من 30، 40 صفحه یادداشت گذاشتم و دیدن دادههای آنچه نداشتن مادر بر پسر یا دختر جوان تأثیر میگذارد، تأثیر آن در مقابل نداشتن پدر در تصویر، بسیار جالب است. واکنشهای بسیار متفاوتی دارد، درست است؟ و هر کسی داستانهای خود را از آنچه که از سر میگذراند دارد. شما هیچ کدام را ندارید. ما ام، ما مردی در کلیسایمان داشتیم، تام، اگر این مرد را به یاد داشته باشید. ما مردی در کلیسایمان داشتیم که شهادت او این بود که میتوانید نام کوچک او را بگویید. من کل آن را به یاد نمیآورم. او توسط مادران لزبین بزرگ شد و کشیش شد. میتوانید نام کوچک او را بگویید. >> اوه بله. چون او کتابی نوشت. نام او کیلب است و میتوانیم کل نام او را بگوییم. او کتابی به نام Messy Grace نوشت و او کشیش کیلب کالینباخ است. >> بله. خوب. مرد خوبی. مرد خندهدار. جسور. کمی ام، ام، ام، دست و پا چلفتی، اما او داستانگوی بزرگی بود. این مرد اینجا، Messy Grace، و او اکنون کشیش است و او والدین لزبین داشت که در دوران کودکی بزرگ شد. شما، شما اینطور نیستید، تقصیر شما نیست. >> ام. >> شما، شما در خانوادهای متولد شدید که در آن متولد شدید. این همان چیزی است که هست. و شما از آنجا، باید راهی برای موفقیت پیدا کنید، میدانید. ام، اما من به یاد میآورم که با خودم فکر میکردم، مرد، چه کار خواهم کرد؟ چه اتفاقی برای من خواهد افتاد؟ آیا شانسی دارم؟ آیا فقط به ارتش برمیگردم و 20 سال خدمت میکنم؟ نمیدانم. اما برای من، تنها چیزی که تا امروز یک موهبت نجاتبخش بوده است، هر چقدر هم دیوانهوار به نظر برسد، میدانید چه کتابی الان روی میز اوست؟ نام آن چیست؟ فروش مایکروسافت. >> بنابراین من هنوز کتابهای قدیمی سفارش میدهم. این کتابی است که توسط مردی نوشته شده است. من آن را توصیه نمیکنم. شما نمیتوانید آن را پیدا کنید زیرا دیگر منتشر نمیشود. شما، نه، به معنای واقعی کلمه، شما فقط آنها را دست دوم میخرید. >> نام آن Selling Microsoft است. میدانید چه چیزی نجاتبخش من بود؟ خواندن کتاب. من میگویم، مرد، من باید یک مجموعه مهارت پیدا کنم. من، من به پن استیت نرفتم، بنابراین نمرات شما را نداشتم. شما به نظر میرسید که باهوش هستید >> وقتی به شما گوش میدهم صحبت میکنید. شما و تام نیز. تام به یک ام، سی سان رفت و مدرک MBA خود را گرفت و در نهایت استاد مدعو در پپرداین و بایولا، چند مکان مختلف شد. بله. >> بنابراین، اما برای من این بود که من سرم را پایین میاندازم. آنقدر منفیگرایی در اطراف وجود داشت. گفتم کتابها را برمیدارم و این مزیت من خواهد بود. و هر بار که کتاب میخواندم، میگویم، مرد، اگر این را امتحان کنم چه؟ و میدانید چیست؟ من در فروش خوب نبودم. من کار میکنم. من، من، من مثل این میفروشم و مذاکره میکنم. من آنها را انجام نمیدهم. من میروم یاد میگیرم. من از نظر ذهنی قوی خواهم شد. من از نظر احساسی قوی خواهم شد. من یک کسب و کار راهاندازی خواهم کرد. من این کار را خواهم کرد. و سپس اتفاقی که میافتد، بقیه تاریخ است. بنابراین، زیرا در نهایت ما باید به نقطهای برسیم که جوانان ما باور کنند که رویاهایشان میتواند به واقعیت تبدیل شود. ازدواج کردن، بچهدار شدن، فرستادن آنها به مدارس، چه دولتی و چه خصوصی، خرید خانه، سفر به دور دنیا، لذت بردن از چیزهای کوچک زندگی. و من در مورد میلیونر یا میلیاردر بودن یا هیچ کدام از این چیزها صحبت نمیکنم. فقط قادر به زندگی خوب هستید جایی که احساس میکنید ارزش میآورید و تجربه میکنید که کودکی شما را مامان صدا میکند، شما را بابا صدا میکند. چیزی بسیار ویژه در مورد آبمیوه زندگی وجود دارد. و به طور طبیعی برای من، من همیشه نسبت به آینده خوشبین هستم. مردی از من سوالی پرسید. او گفت "آیا واقعاً ACL خود را پاره کردی؟" گفتم "بله." "چرا داری راه میروی و میدوی و لنگ نمیزنی و از آن شکایت نمیکنی؟" گفتم "تمام زندگیام به مردم میگفتم دست از ناله کردن و بهانه آوردن بردارید و برای خودتان دلسوزی نکنید. الان ممکن است برای خودم دلسوزی کنم." >> در واقع، >> این همان چیزی است که هست. من باید بیرون بروم و آن را بفهمم و جراحی را برنامهریزی کردهام و باید آن را انجام دهم و پزشکان مناسب آنجا هستند. پیشرفتهای زیادی در همه چیز وجود دارد. اما در پایان روز، اگر به جامعه قربانی بودن و دلسوزی برای خود و بهانه آوردن بپیوندید، فقط بدانید که این یک جامعه عظیم است. شما دوستان زیادی پیدا خواهید کرد که با شما موافق خواهند بود و خواهند گفت "من هم همینطور. این ناعادلانه است. همه تقصیر این شخص و آن شخص و دولت و پَ است." اما اگر بتوانید آن جامعه اقلیت کوچکتر از افرادی را پیدا کنید که نمیخواهند بهانه بیاورند که شما را کمی ناراحت میکند، شما را کمی به چالش میکشد، شما نوعی هستید، مرد، احساس میکنم باید کارهای بیشتری انجام دهم. و اگر بتوانید به اندازه کافی در آن جامعه بمانید، در نهایت اتفاقات خوبی در زندگی شما نیز رخ خواهد داد. لین، >> یک چیز خوشبینانه که میخواهم اضافه کنم این است که آشکارا موضوع هوش مصنوعی امروز بسیاری از مردم را نگران کرده است. ما حتی آن داستان را در مورد فردی که به ام، ام، مدیر عامل هوش مصنوعی، آلمن حمله کرد، داشتیم. ام، بله، آلمن ام، ام، اما ام، جنبه بدبینی این است که همه شغلهایشان را میدزدد. در حالی که جنبه خوشبینانه این است که همانطور که باعث میشود در بسیاری از چیزها بسیار مولدتر شویم، پیچیدگی و هزینه خدمات متعدد را کاهش میدهد. ام، نیروی کار را آزاد میکند، همانطور که شما عدم تطابق عرضه و تقاضا در مراقبت از کودک را ذکر کردید. اگر تقاضای زیادی برای این نرخهای پذیرش پایین وجود دارد، چرا عرضه بیشتری را وارد نمیکنیم؟ ام، و بخشی از آن این است که همانطور که فناوری ما را از انواع خاصی از کار آزاد میکند، آشکارا بزرگ کردن فرزندان یک کار بسیار انسانی است، این چیزی است که ما میخواهیم بهترین افراد ما آن را انجام دهند. ام، ام، و بنابراین فکر میکنم در طول زمان، این جنبه خوشبینانه فناوریها است که میتواند بسیاری از بارها را کاهش دهد و به ما اجازه دهد منابع بیشتری را به چیزهایی منتقل کنیم که اولاً اتوماسیون آنها دشوار است، دوماً واقعاً نمیخواهیم آنها را خودکار کنیم، ام، و سوم اینکه ما خود را آزاد کردهایم تا منابع بیشتری را به آنجا اختصاص دهیم. >> بله، بازخورد عالی. من با شما هستم. و راستی، ام، برای کسانی از شما که میخواهند درباره لین بیشتر بدانند، ما آخرین کتاب لین را اینجا داریم، پول شکسته: چرا سیستم مالی ما ما را شکست میدهد و چگونه میتوانیم آن را بهتر کنیم. روی لینکی در زیر کلیک کنید. از کتاب لین حمایت کنید. ام، بیش از 2000 نقد. ام، من به شدت توصیه میکنم اگر از چیزهایی که لین گفت لذت میبرید، بروید. ما لینک را در زیر قرار خواهیم داد. اگر زحمت امضا کردن آن را برای من هم بدهید، عالی خواهد بود. لین، دوباره از وقت شما متشکرم. ممنون که آمدید. ام، شگفتانگیز است که دیدگاه شما را دریافت کنم. از همه متشکرم. فردا پادکستی از سادگورو داریم. >> اگر سادگورو را میشناسید، مردی که میلیاردها و میلیاردها بازدید دارد. >> که اهل جنوب هند است و ام، میدانید، مرد بسیار بسیار جالبی است. دیروز برای چند ساعت گفتگوی عمیقی با او داشتم. آن پادکست در جایی فردا پخش خواهد شد. بسیار خندهدار، بسیار جالب، بسیار روشنگر و لحظاتی وجود داشت که ما در مورد ایمان بحث کردیم که بسیار جالب بود. با این حال، مراقب همه باشید. خدا شما را حفظ کند. فردا و جمعه شما را میبینیم. مراقب باشید. خداحافظ. خداحافظ.