Transcription
من فکر میکنم مهمترین چیزی که باید در نظر بگیریم، خطر وابستگی ما به نفت به عنوان منبع انرژی است. ۳۰ درصد از نفتی که جهان مصرف میکند از خاورمیانه میآید، مکانی بسیار ناپایدار که قصد ندارد خود را تثبیت کند. جورج، برای پایان دادن، بیایید به طور قابل توجهی به سمت کناره حرکت کنیم، اما بلافاصله با استرالیا و ژاپن همراه بمانیم. هر دو کشور بسیار آسیبپذیر هستند و از آنچه در حال حاضر در خلیج فارس میگذرد، نگرانند. آنها به شدت به انرژی خاورمیانه وابسته هستند، همانطور که چین و بسیاری از کشورهای دیگر نیز هستند. آنها چه فکری خواهند کرد؟ اکنون در مورد اینکه چگونه میتوانند در برابر ریسکهایی مانند این محافظت کنند، چه فکری میکنند؟ >> خب، دو چیز وجود دارد. اول، همکاری با آمریکاییها و چینیها است که خواهان ایران متفاوتی هستند. درک نادرستی از دیدگاه چینیها نسبت به ایران وجود دارد. آنها مقدار زیادی نفت از آنجا دریافت میکنند و بر اساس آن، نمیخواهند این اتفاق بیفتد. بسیار خوب. اما آنها هیچ علاقهای به درگیر شدن در خاورمیانه ندارند. هیچ کس عاقل این کار را نمیکند. از دیدگاه چینیها، آنها به نفتی که از آنجا حمل میشود نیاز دارند. و بنابراین، چینیها باید تضمین کنند که تنگه هرمز و سایر مسیرهای دریایی به چین باز هستند. اما من فکر میکنم مهمترین چیزی که باید در نظر بگیریم، خطر وابستگی ما به نفت به عنوان منبع انرژی است. مردم در مورد آن به لحاظ گرمایش جهانی و غیره صحبت میکنند. و ممکن است اینطور باشد. من در این مورد بیطرف هستم صرفاً به این دلیل که به اندازه کافی دانش ندارم که نظری داشته باشم و نظراتی را که صرفاً بر اساس عقاید شخصی هستند دوست ندارم. اما در عین حال، آنچه در جنگ ایران آموختیم این است که برای کشورها، صرف نظر از ایدئولوژیشان، صرف نظر از اینکه کجا قرار دارند، اگر مجبور باشند به نفتی که از خارج وارد میشود وابسته باشند، بسیار خطرناک است. ۳۰ درصد از نفتی که جهان مصرف میکند از خاورمیانه میآید، مکانی بسیار ناپایدار که قصد ندارد خود را تثبیت کند. سایر کشورهایی که درگیر هستند، ایالات متحده تولیدکننده قابل توجه انرژی است، کانادا نیز همینطور و غیره. چین به عنوان مثال تولیدکننده عمده انرژی نیست. به واردات وابسته است. بنابراین وقتی به وضعیت ژئوپلیتیکی فعلی نگاه میکنیم، یکی از کارهایی که باید انجام شود، تنوع بخشیدن به منابع انرژی است. بنابراین، وابستگی کامل به نفت، نفت کل اقتصاد جهانی را در معرض خطر قرار میدهد اگر ملتهای تولیدکننده نفت در سراسر جهان، به ویژه خاورمیانه، دچار مشکل شوند. اکنون فناوریهای دیگری نیز در دسترس هستند. میدانید، هستهای شهرت بدی دارد اما راکتورهای هستهای کوچک که اکنون در حال توسعه هستند بسیار ایمنتر و قابل استفادهتر هستند. خورشیدی نیز گزینه دیگری است. زمین گرمایی، حفاری در زمین و به دست آوردن گرمای عظیمی که در آنجا وجود دارد. منابع دیگری نیز وجود دارند. بنابراین من فکر میکنم این جنگ آغاز تحول از یک اقتصاد جهانی مبتنی بر نفت به یک اقتصاد جهانی چندگانه است، زیرا با توجه به اینکه نفت از کشورهایی میآید که در جهات مختلف حرکت میکنند، ناپایدار هستند و با اقتصاد جهانی سازگار نیستند، مانند ونزوئلا که به تهدیدی برای مواد مخدر برای ایالات متحده تبدیل شده است. از این رو بر این اساس آنها را از خط خارج کردن. منظورم این است که نمیتوانید این کار را انجام دهید. ما نمیتوانیم اینقدر به نفت وابسته باشیم. بنابراین آنچه من از تجربه ایران برداشت میکنم این است که یک مسئله نسبتاً جزئی بین ایالات متحده و ایران که منجر به یک جنگ نسبتاً جزئی شد، به سختی جنگ جهانی دوم است، تأثیرات چشمگیری بر اقتصاد جهانی داشته است. هم ایالات متحده و هم ژاپن، استرالیا و غیره. بنابراین من فکر میکنم آنچه به طور جالبی از این موضوع حاصل میشود، یک عنصر ژئوپلیتیکی جدید است که ما معمولاً در مورد آن صحبت نمیکنیم و آن فناوری است. هوش مصنوعی خوب است اما اگر نتوانید نفت را برای تولید برق تهیه کنید، هوش مصنوعی وجود ندارد. بنابراین، وقتی واقعاً به تحول اقتصادی اساسی جهان نگاه میکنیم، به روشی که فناوریها به عنوان جایگزین نفت ظهور میکنند، نگاه کنید. و این به نوبه خود کل جغرافیای جهان را از آنچه مهم است و آنچه مهم نیست تغییر میدهد. بدون نفت، آیا واقعاً به آنچه در خاورمیانه میگذرد اهمیت میدهیم؟ آیا باید این بار را به دوش بکشیم؟ و بنابراین واقعاً، من فکر میکنم این جنگ لحظهای است که ما توسط آنچه همه کسانی که در مورد محیط زیست صحبت میکنند برای دلیلی کاملاً متفاوت، کاملاً بیارتباط صحبت کردهاند، ضربه میخوریم. آیا میتوانیم یک اقتصاد مبتنی بر نفت در جهانی داشته باشیم که در آن بزرگترین تولیدکنندگان نفت خاورمیانه، ایالات متحده بزرگترین صادرکنندگان نفت هستند و ایالات متحده در نفت درگیر میشود؟ >> و روسیه البته همچنین >> و روسیه اما بله >> مشکل تقریباً مشابهی در آنجا وجود دارد. >> بله. اما اینها کشورهایی هستند که دچار مشکل میشوند و اینها کشورهای دردسرسازی هستند که میتوانند دردسر ایجاد کنند. بنابراین آیا بقیه جهان میتوانند به سادگی به همه این کشورها برای دوری از دردسر و حمل نفت تکیه کنند؟ و من فکر میکنم درس اینجا هم بین ایالات متحده و ایران و هم برای چین است. فعلاً باید با ایالات متحده خیلی دوستانه باشیم چون به آن نفت نیاز داریم و باید به ایالات متحده کمک کنیم تا از این وضعیت در ایران خارج شود. و من فکر میکنم آنها این کار را خواهند کرد. اما مهمتر از آن، تحول تکنولوژیکی است. ما نمیتوانیم اینقدر به یک کالای کمیاب، کالای نسبتاً کمیاب که تولید آن فقط در برخی نقاط جهان وجود دارد، که برخی از آنها به طرز وحشتناکی ناپایدار هستند، وابسته باشیم. >> و این همان چیزی است که ما در دهه ۷۰ با بحران نفت نداشتیم. ما از نظر تکنولوژیکی گزینههای دیگری نداشتیم، در حالی که اکنون داریم. خب، ما هستهای داشتیم، اما در چرنوبیل و در جزیره تری مایل، خطرات آنها را کشف کردیم. مردم نمیدانند که قدرت هستهای از آن زمان چقدر تکامل یافته است، چقدر کوچکتر و ایمنتر شده است و چقدر کارآمد است. خورشیدی نیز واقعاً در حال پیشرفت است و زمین گرمایی نیز همینطور. بنابراین من فکر میکنم عصر نفت به پایان خود نزدیک میشود زیرا کسانی که بیشترین سود را از تولید نفت میبرند، بد و غیرقابل اعتماد رفتار کردهاند و مانند خاورمیانه. برای دسترسی به خبرنامه رایگان ما روی لینک در توضیحات زیر کلیک کنید. و برای مدت زمان محدود، یک دانلود فوری از مجموعه ویژه ما در مورد خاورمیانه دریافت خواهید کرد.