Transcription
من تمام دختران ویاس را تمرین میدادم، اما طوری که انگار از آنها کارهای واقعی ورزشی میخواستم و همه میگفتند: «این بچه کیست؟» بزرگترین افراد، نائومی، بلا، حدید، درست است؟ وقتی دوستانم وارد باشگاه شدند و یکی از روزها جلسه آرامتری بود. او گفت: «اوه، فکر میکردم نائومی همیشه سخت تمرین میکند.» و این همان ذهنیت «برو برو» است که مضر است. ما تأثیر انقلاب تمرینات شدید (HIT) در دهه ۲۰۱۰، اوایل دهه ۲۰۰۰ را بر زنان دیدهایم. بسیاری از مشکلات تیروئید، خستگی آدرنال، همه اینها. و این به این دلیل است که مردم بیش از حد سخت کار میکردند. زنان همیشه میپرسند: «چرا وقتی ورزش میکنم پف میکنم؟» برای زنان، اگر دائماً پشت سر هم و پشت سر هم ادامه دهید، چه اتفاقی میافتد؟ کمی پفآلودتر به نظر میرسید. خوابتان کمتر میشود. این کارها مؤثر نیستند. شما باید به بدن خود زمان کافی برای بازگشت بدهید. فقط به این دلیل که روز دوشنبه ورزش میکنید، میخوابید و سپس روز سهشنبه دوباره ورزش میکنید، به این معنی نیست که به بدن زمان کافی میدهید. بهترین مکان برای شروع کجاست؟ چرخه کربوهیدرات مانند راز آشکار در صنعت است. اگر بدانید چگونه از آن استفاده کنید، یکی از آسانترین راهها برای سریع لاغر شدن است. یک کاری هست که آرزو میکنید مردم دیگر انجام ندهند؟ بسیار خب، میخواهید این را بشنوید؟ من آرزو میکنم مردم همیشه سوالاتی درباره موهایم میپرسند و اینکه آیا از اکستنشن استفاده میکنم یا نه، که این راز نه چندان مخفی من برای موهایم برای مدت طولانی بوده است. و در ماه اوت، من در واقع اکستنشنهایی را که استفاده میکردم به Bellamy تغییر دادم. و این یک تحول کامل بوده است. من هرگز به اندازه ماههای اخیر اینقدر تعریف از موهایم نشنیدهام. بنابراین، آنچه به نظر من واقعاً Bellamy را متمایز میکند، کیفیت و گزینهها است. آنها روشهای اکستنشن بیشتری نسبت به هر کس دیگری ارائه میدهند و گستردهترین طیف رنگ را دارند. آنها از موی ۱۰۰٪ رِمی انسانی استفاده میکنند. این به طور اخلاقی از کوتیکول تهیه شده است، که بلندترین و سازگارترین رشتهها را به شما میدهد. این بدان معناست که آنها در برابر شستشو و حالت دادن مکرر مقاومت میکنند و تا یک سال دوام میآورند. چیزی که من با اکستنشنهای Bellamy در مقایسه با اکستنشنهای دیگر که امتحان کردهام متوجه شدهام این است که کیفیت مو بعد از ماهها شستشو و استفاده از حرارت هنوز هم خیلی خوب است. هنوز هم خیلی ابریشمی است. اصلاً نمیشکند. عالی به نظر میرسد. و متخصص اکستنشن من و من در واقع ترکیبی از رنگها را انجام دادیم تا آن ظاهر طبیعی را که دوست دارم به من بدهد. اکستنشنهایی که من استفاده میکنم جدیدترین تاپنسها با فناوری بازسازی ریشه هستند. و من آن ظاهر طبیعی را به دست میآورم زیرا آنها به خوبی ترکیب میشوند. آنها کاملاً غیرقابل تشخیص هستند. بنابراین به bellamyhair.com بروید و از کد well برای ۲۵٪ تخفیف در اولین سفارش کلیپاین خود استفاده کنید. و سپس مکانیاب سالن آنها را بررسی کنید تا یک مشاوره رایگان با یک استایلیست دارای گواهینامه Bellamy رزرو کنید تا ببینید کدام راهحل موی Bellamy برای شما مناسب است. احساس میکنم باید پنج دقیقه پیش ضبط را شروع میکردیم وقتی درباره رژیم غذاییمان صحبت میکردیم. بله، ما درباره رژیم غذاییمان صحبت میکردیم. هیستامین، رژیم حذف FODMAP کم. بله. میتوانم روزها در موردش حرف بزنم. باید بگویم احساس اعتبار میکنم زیرا همانطور که در مورد مسائل هیستامین صحبت میکردم، مقداری بازخورد آنلاین از افرادی دریافت کردهام که فکر میکنند این فقط نوعی از ارتو رکسیا، اختلال در خوردن است. اینترنت میتواند بیرحم باشد همانطور که مطمئناً میدانید. اما جالب است که بشنوم که این چیزی است که شما هم در حال آزمایش آن بودهاید. بله، پدر من یک پزشک تلفیقی است، بنابراین او تمام کارهایی را که افراد برجسته، هیستامین، همه آنها انجام میدهند، انجام داده است. او ۲۰ تا ۳۰ سال است که این کار را انجام میدهد. بنابراین، من در اطراف آن بزرگ شدم. بنابراین، برای من، همیشه کاوش در لبهها، زمینگیر کردن آن، زمینگیر شده در آنچه واقعاً واقعی است، بوده است. بنابراین، فکر میکنم وقتی در مورد آن صحبت میکنم کمی متفاوت است، چون، بیاحترامی نباشد، سلامتی یک بازی برای زنان سفیدپوست است، میدانید منظورم چیست؟ مثل بعد از پوترا و بقیه، اما وقتی در فضای مردانه هستم، بیشتر فقط تناسب اندام است. بنابراین، وقتی با چیزهای سلامتی آزمایش میکنم، حداقل در رابطه با رژیم غذایی، اساساً ۸ ماه پیش مسمومیت غذایی شدید گرفتم. بنابراین، من به رژیم حذف غذای پایه نگاه کردم و سپس برخی از چیزهایی را که در بالای آن معتبر هستند، کاوش کردم. بنابراین ممکن است FODMAP باشد، ممکن است هیستامین باشد، ممکن است هر چیزی باشد و فقط، میدانید، حتی برخی از مواد ضد مغذی و سپس نگاه کردن به اینکه چگونه ممکن است بر من تأثیر بگذارد. بنابراین اینطور است. اینطور نیست که فقط به این دلیل که فکر میکنید ممکن است مشکلی وجود داشته باشد، این کار را انجام دهید، بلکه به این دلیل که واقعاً مشکلی دارید و سپس بفهمید چه چیزی برای شما سلامتیبخش است، زمینگیر شده در آزمایش، که شما انجام دادهاید، که من انجام دادهام. بنابراین من واقعاً فکر میکنم صنعت به این سمت میرود. این فقط انجام دادن کارها به خاطر امتحان کردن آنها نیست. این فهمیدن این است که من علائمی دارم. چه اتفاقی دارد میافتد، بگذارید از برخی آزمایشهای معتبر استفاده کنم که ممکن است به تشخیص آن کمک کند و سپس از آنجا به بعد، میدانید، چه چیزی ممکن است بعدی باشد. بنابراین، میدانید، شما گفتید که توسط کسی در سینای تشخیص داده شدهاید. این یک مکان غیرعادی نیست. این سینای است. بنابراین، میدانید، هرچه هست. او مانند ضدعادی است. از متنفرها بگذرید. بله. بله. در این مرحله، من این کار را میکنم. اما شما چیز جالبی گفتید. منظورم این است که فکر میکنم این تمایل در دنیای سلامتی وجود دارد که همیشه به دنبال چیزی برای رفع باشیم. و من فکر میکنم این یک چرخه است که بسیاری از مردم در آن گرفتار میشوند. و من فکر میکنم که این واقعاً به شدت زنان را تحت فشار قرار میدهد. بله. عمدتاً. ام، و اینطور است که اگر همیشه به دنبال چیزی برای رفع باشی، همیشه چیزی شکسته پیدا خواهی کرد. و بنابراین این نوعی تعادل ظریف است که مثلاً چه چیزی خوب است و چه چیزی را واقعاً باید بهینه کنم. بله فکر میکنم به آن نگاه میکنید، شما نکته جالبی را مطرح کردید، یکی اینکه زنان در سن بسیار جوانتری نسبت به مردان با نوعی دیسمورفیا مواجه شدهاند - مردان دیسمورفیا را تجربه میکنند، اما بیشتر به معنای اندازه عضله و چیزهای شبیه به آن است. زنان از خیلی زود مورد موشکافی قرار میگیرند، هم به صورت مجازی و هم به صورت واقعی. بنابراین حدس میزنم بله، منظورم این است که شما اکنون اسکن تمام بدن را که در MRI انجام میشود، میبینید، پوشیدنیهای مداوم، منظورم این است که من حلقه اورا را میپوشم، شما با سلامت عملکرد میبینید که چقدر بزرگ میشود، ارزشگذاریها و آزمایشهای مختلف خون، اما من فکر میکنم به چند چیز مختلف نگاه میکنید: هدف شما چیست، واقعاً چه احساسی دارید، جنسیت شما چیست، سن شما چقدر است و چقدر زمان میخواهم برای چند چیز تمرکز کنم تا ببینم آیا واقعاً کار میکند، زیرا بهینهسازی شدید واقعاً منطقی نیست. فکر میکنم بسیاری از مردم از آن گیج میشوند. اما سوال اساسی من این است: آیا شما شایسته احساس خوب بودن هستید؟ و سپس اگر احساس خوبی ندارید، بفهمید که چقدر از آن ذهنی است در مقابل جسمی. و سپس بنشینید و به طور عینی به آن نگاه کنید و سپس از آنجا ادامه دهید. اما من در بسیاری از دوستان زن خود دیدهام، و من دوستان زن زیادی دارم، چیزهایی که شما با آنها روبرو میشوید دیوانهکننده است. این فقط از مراقبت از پوست گرفته تا ضد پیری تا لوازم آرایشی و سپس بدن است. و این سخت است. بنابراین، قطعاً، من نمیدانم. من در جایگاه شما نیستم، اما من آن را احساس میکنم. بله. امروز صبح کسی را داشتم و ما در مورد چیزی در مورد رژیم غذایی صحبت میکردیم و در مورد رژیم سوپ کلم صحبت میکردیم. و شما آن را به یاد دارید؟ من به طور کمرنگ. این در دهه ۹۰ بود. بنابراین، من در سال ۸۵ متولد شدم و گفتم: «بله، رژیم سوپ کلم اولین تجربه من با اختلال در خوردن بود.» و من احتمالاً ۱۲ ساله بودم و وزن ۸۵ پوند داشتم. اما در مجلات، میدانید، آنها در مورد رژیم سوپ کلم صحبت میکردند. آن زمان بود که آتکینز هم بزرگ بود. برای ما مردان، صنعت مکمل است. بنابراین، شما زود با کراتین روبرو میشوید، هر مردی که ورزش میکند احتمالاً جک ۳ دی را به یاد میآورد که به عنوان یک پیشتمرین که همه مصرف میکردند ممنوع شد. بنابراین، این شگفتانگیز است که اگر صنعت مکمل مردانه را با صنعت زیبایی زنان مقایسه کنید، هر دو بسیار شبیه به هم هستند که به این شکل بر کمبودها شکار میکنند و این میتواند منجر به دیسمورفیا شود. بنابراین من میگویم که من اینطور نیستم که عجیب به نظر برسم، اما خوشحالم که از دنیای اجتماعی، کمی بازخورد وجود دارد که میگوید ارتو رکسیا یک چیز واقعی است و این وارد واژگان میشود. اما طرف دیگر این است که سعی نکنید تجربه زیسته کسی را سرکوب کنید اگر واقعاً در حال گذراندن یک سختی هستید. بنابراین من فکر میکنم چون پاندول خیلی زیاد به سمت دیگر چرخید، که مردم اساساً کارهای دیوانهواری را برای مدت طولانی انجام میدادند تا چیزی بفروشند و مردم را بدتر کنند، کمی بیش از حد به سمت دیگر رفته است. اما امید من این است که چگونه همه چیز در حال قانونیتر شدن و پایهگذاری در علم است، ما مرکزی پیدا کنیم. شنیدن صحبتهای شما از دیدگاه مردانه کمی تازه کننده است، زیرا شما واقعاً هرگز نمیشنوید که مردان در مورد تجربه خود از دریافت آن صحبت کنند. بله. و به خصوص با مسائل دیسمورفیا. پسران من صحبت میکنند، من با برادرانم صحبت کردهام. من با برخی از مراجعینم صحبت کردهام. من با برخی از دوستانم صحبت کردهام. این یک چیز واقعی است اما به همان شیوه مورد بحث قرار نمیگیرد. برخی از رسانهها به طور جزئی به آن پرداختهاند، اما این همان دلیلی است که صنعت تناسب اندام و سلامتی نیاز به تغییر دارد، زیرا در تلاش است تا اساساً بر شرم شکار کند و ما باید گامی به عقب برداریم که واقعاً اینطور است و این راه آسانی برای فروش محصولات است، درست است؟ اما شما باید گامی به عقب بردارید و بگویید هدف واقعی در اینجا چیست؟ من تصور میکنم که مردم میخواهند احساس خوبی داشته باشند و سپس بتوانند به طور استراتژیک از آن برای جهتگیری هدف یا بهترین نتایج استفاده کنند، اما این لزوماً باور را نمیفروشد تا زمانی که شما نوعی سیستم ایجاد نکنید که مردم بتوانند به آن بپیوندند. اما، میدانید، شاید در حال تغییر باشد. Weight Watchers به تازگی از بین رفت. اما طرف دیگر آن نیز، میدانید، ظهور GOP ها و OMIC و همه این موارد دیگر است. بنابراین، من نمیدانم. من فقط میتوانم تلاش کنم و این همان هدف من است که فکر میکنم شما شایسته احساس خوب بودن هستید. سلامتی یک چیز واقعی است که میتوانیم اعمال کنیم. من دوست دارم در مورد سلامتی از دیدگاه مردانه نیز صحبت کنم، که فکر نمیکنم به روشی فرهنگی پیشرو صحبت شود، بلکه فقط یک رواننگاری عمومی. بنابراین من میتوانم با تجربه زیسته زنانه نیز ارتباط برقرار کنم و بله، این برای من مهم است. سلامتی برای شما چیست؟ اوه، منظورم از یک پاسخ مستقیم و بیشتر آکادمیک، فکر میکنم سلامتی اقدامات زیستهای است که شما هر روز برای ارتقای سلامتی انجام میدهید. و سپس من به آن نگاه میکنم، این همان چیزی است که سیستم oo در هشت روش مختلف است، درست است؟ بنابراین این فقط فیزیکی نیست که رژیم غذایی، خواب و ورزش است، بلکه جنبه ذهنی نیز هست که فکر میکنم باید قوی باشید. جنبه عاطفی که کمی نرمتر است، هوش عاطفی ممکن است مؤلفه معنوی داشته باشد و سپس شما به چیزهایی مانند کار، شغل، امور مالی، گروه دوستان، اجتماعی، محیط اطراف خود و همه اینها نگاه میکنید. بنابراین برای من، سلامتی یک فلسفه زیسته است و باید سلامتی فردی شما را ارتقا دهد، اما نباید احساس سنگینی کند، گویی باید نوعی شور و شوق کلی داشته باشد. این مانند یک زندگی مبتنی بر سرزندگی است که همه ما میتوانیم برای ارتقای سلامتی فردی خود و امیدوارم سلامتی اجتماعی نیز از آن استفاده کنیم. بله. من آن را دوست دارم زیرا فکر میکنم بسیاری از مردم سلامتی را تجربه کردهاند، من به دلیل کسی که در یوتیوب تماشا نمیکند، نقل قولهای هوایی را ادامه میدهم، مانند یک چیز تنبیهی. و من فکر میکنم که از نظر تاریخی ما به چیزهایی مانند چیزهای ملموس و آسان برای کنترل نگاه میکنیم. مانند سلامتی، رژیم غذایی و ورزش است. و من آن را دوست دارم، میدانید، سیستم شما واقعاً به آن به صورت جامع نگاه میکند زیرا اگر سلامتی مالی نداشته باشید، نمیتوانید سلامتی داشته باشید، درست است؟ آن نوع استرس هر حوزه دیگر زندگی شما را از بین میبرد. همین امر در مورد روابط نیز صدق میکند. باید تعادلی بین همه این چیزها وجود داشته باشد. و با این حال ما اینقدر به این یک یا دو حوزه اهمیت میدهیم و سپس اجازه میدهیم همه چیز به فراموشی سپرده شود. بله. منظورم این است که، میدانید، من بستگی دارم و یک کاری که ما انجام دادیم این بود که در رشته فرعی من یا هرچه بود، زیرا من یک رشته فرعی در وارتون یا بخشی از آن در وارتون داشتم، چیزی به نام تجزیه و تحلیل ویژگی چندمنظوره وجود داشت که اساساً شما آن مناطق مختلف را وزن میدادید، شما به عنوان یک عمل تجاری، چیزهای مهمی را که برای شکوفایی کسب و کار شما ضروری بود، وزن میدادید. بنابراین سپس از طریق آن مناطق مهم برای شما در زندگیتان در رابطه با سلامتی، آنها را وزن میدهید. بنابراین برای من، تمرینات نسبتاً ساده است، همانطور که رژیم غذایی است و من میتوانم خواب را بفهمم، اما مهمتر از همه برای من در اوایل شغلم، سلامتی مالی بود. بنابراین من مجبور شدم بنشینم و واقعاً یاد بگیرم که سلامت خود را در آن نتیجه بهبود بخشم یا محیط اطرافم را بسازم یا روابط، مردان دوست ندارند در مورد آن صحبت کنند، اما روابط نیز بر این موضوع تأثیر میگذارد. زنان دوستان بیشتری نسبت به مردان دارند. زنان معمولاً به نظر من در روابط عاشقانه پیشگام هستند، حداقل برای من. و سپس این فقط چیزی است که مهم است. بنابراین این همان چیزی است که من فکر میکنم سلامتی و تندرستی مهمترین نیروی فرهنگی در حال حاضر است و در همه چیز وجود دارد. و در اوایل شغلم مردم را گیج میکرد زیرا من میگفتم، هی، هر شرکتی یک شرکت سلامتی و تندرستی است. آنها میگفتند، چی؟ چرا با دایسون کار میکنی؟ چرا با این کار میکنی؟ چرا با آن کار میکنی؟ من میگویم، به معنای واقعی کلمه هر شرکتی در یک جنبه داخلی یا خارجی یک شرکت سلامتی و تندرستی است. و سپس به همان شیوه، مانند یک فرد، هر فرد به طور ضمنی یک کشتی زیسته، یک کشتی زیسته برای شیوههای سلامتی خود است. بنابراین آیا میتوانیم آنها را متقاعد کنیم که سلامتی مهم است؟ و من فکر میکنم رمپ ورودی، اگر این را در یک دیدگاه غربی یا شرقی، چیزهای چاکرای ریشه را ببینید، این است که بر فیزیکی زمینگیر شده است. بنابراین به همین دلیل رژیم غذایی، ورزش و خواب بسیار مهم است، زیرا به محض اینکه این تغییر را در درون خود ببینید، فکر میکنم سپس میتوانید متوجه شوید که چگونه به این مناطق دیگر شاخه مییابد. بهترین مکان برای شروع کجاست؟ این سه بزرگ است. من آن را سه بزرگ مینامم. فیزیکی، ذهنی یا عاطفی، درست است؟ بنابراین فیزیکی همانطور که میدانیم، رژیم غذایی، ورزش، خواب، شما هر روز آن را انجام میدهید. بنابراین احتمالاً میتوانید روی آن کار کنید یا به نوعی از آن لذت ببرید. سپس تمرین ذهنی مانند این است که میدانید زندگی چگونه است، باید قوی باشید. بنابراین دو اتفاق در آنجا میافتد: جنبه ذهنی که من آن را نوعی ذهنیت عملکرد مینامم که به سادگی شما باید انعطافپذیر باشید تا با استرسهای جهان کنار بیایید. بنابراین بیایید وانمود نکنیم که آنها وجود ندارند و راههایی برای ضد گلوله کردن فنجان خود پیدا کنیم، همانطور که من میگویم. و سپس عاطفی هدفمحور است، درست است؟ این بیشتر جنبه معنوی است اگر به آن علاقه دارید. این نوعی تجربه زیسته کیفی است که به زندگی شما هدف بیشتری میبخشد. بنابراین اگر میخواهید هر چیزی که رواقگرایی است، اکنون بسیار بزرگ است. اگر میخواهید در حوزه کنترل باشید یا هر چیز دیگری. بنابراین شما معمولاً سه بعد کاملاً تحت کنترل خود، تا حدی تحت کنترل خود و نه واقعاً تحت کنترل خود دارید. بنابراین من فکر میکنم با چیزهایی که نسبتاً تحت کنترل شما هستند شروع میکنید و این به شما عاملیت میآموزد. شما شروع به غلتاندن توپ میکنید، درست است؟ بنابراین فکر میکنید آیا میتوانم یک فنجان شیشهای بزرگ بسازم؟ آیا میتوانم آن را از طریق سلامت ذهنی ضد گلوله کنم تا احتمال شکستن آن کمتر شود؟ و سپس آیا میتوانم آن فنجان را از طریق رفاه عاطفی و پایههای آن فنجان پر کنم؟ این رژیم غذایی، خواب، ورزش فیزیکی شماست. این همان چیزی است که شما میسازید، درست است؟ شما آن را از طریق تمرینات ذهنی خود سختتر میکنید و سپس عاطفی، فنجان خود را با آب پر میکنید. بنابراین من فکر میکنم اگر ابتدا روی این سه حوزه تمرکز کنید، سپس میتوانید انرژی لازم را برای فهمیدن بقیه به دست آورید. شنیدهام که در مورد تمرینات میگویید که ثبات مهمتر از دشوار بودن آن است. مطمئناً. بله. بنابراین بیایید گامی به عقب برداریم. ثبات به سادگی مهم است زیرا ما موجودات عادت هستیم، درست است؟ بنابراین وقتی چیزی در زندگی شما ریشهدار میشود، همانطور که برای من بود، مانند والدینم و من یکی از هفت فرزند بودم. والدین من قطعاً از فعالیت بدنی یا ورزش استفاده میکردند زیرا نه تنها در شهر ما مهم بود، بلکه آنها فقط میخواستند استراحتی داشته باشند. بنابراین این بچهها را در جایی قرار دهید تا بتوانند کاری انجام دهند. اما طرف دیگر آن، اگر یک بار آن را به طور مداوم انجام دهید، بدن شما به یاد میآورد، اما بخشی از برنامه میشود. به همان روشی که قهوه صبح است، به همان روشی که پیادهروی است، به همان روشی که ممکن است تلفن خود را بردارید، هر عادت ریشهدار. بنابراین اگر آن را به طور مداوم انجام دهید، نیازی به غلبه بر اینرسی ندارید یا اگر از مسیر خارج شدید، میتوانید دوباره وارد شوید. هنگامی که ثابت شد، واقعاً آنچه فکر میکنیم این است که ما فقط ظرفیت کار را میسازیم. بنابراین ما یک سطح پایه مناسب داریم. لازم نیست همیشه سخت باشد، درست است؟ بنابراین سپس شما آن لحظات کوچکتر از آن تمرینات سختتر یا فازهای سختتر را دارید. اگر هر مربی شخصی میداند، شما معمولاً کارها را در چرخههایی انجام میدهید که در زمان مناسب میتواند شما را به اوج برساند، درست مانند یک ورزشکار. یک ورزشکار در فصل خارج از فصل در اوج آمادگی نیست، اما میتواند دوباره شروع کند، آمادهسازی عمومی خود را انجام دهد، فصل شروع میشود، آنها هنوز در حال آماده شدن هستند، و سپس اگر مثلاً میخواهید برای فصل ساحل به اوج برسید یا هر چیز دیگری، این کاملاً خوب است. بنابراین من فکر میکنم بیشتر مردم اگر تمرینات همیشه سخت باشد، احساس خستگی میکنند. و به خصوص زنان، زنان به استرس مانند مردان پاسخ نمیدهند. و من فکر میکنم این چیزی است که باید بیشتر و بیشتر صادقانه در مورد مدت زمانی که طول میکشد تا بدن از تمرینات بسیار سخت بهبود یابد، صحبت شود. و برای بسیاری از مردم این میتواند دلسرد کننده باشد، به خصوص اگر تازه شروع کرده باشند. بله. احساس میکنم این همان چیزی است که هر بار مرا میگیرد، چون من فردی هستم که از صفر به صد میروم و تمایل دارم که کمالگرا باشم. و منظورم این است که حتی من به شما گفتم قبل از شروع ضبط که من دوباره شروع به ورزش کردهام. چند ماه است که این کار را میکنم. احساس خوبی دارد، اما میخواهم از صفر به صد بروم. میخواهم هر بار تمرینات بسیار سختی انجام دهم. میدانم. اما سوال صادقانه من این است. چرا؟ مثل اینکه از دنیای من میآید، اما من فوتبال کالج بازی کردم، همه آن کارها را انجام دادم. من تمرینات بسیار سختی انجام دادهام. چرا میخواهید یک تمرین بسیار سخت انجام دهید؟ فکر میکنید چگونه تناسب اندام پیدا میکنید؟ بنابراین اگر فکر میکنید هر روز پنج روز در هفته یک تمرین سخت انجام دادید. بله. فکر میکنید آن تمرینات سخت در طول هفت روز، بله، برای رسیدن سریع به هدف مفید است، این به این دلیل است که میخواهید سریعتر به آنجا برسید. بله. بنابراین، حدس میزنم واقعاً آنچه به آن مربوط میشود، درک چارچوبهایی است که سازگاریهای تناسب اندام چگونه رخ میدهند، درست است؟ بنابراین، مانند این است که اگر از نظر فیزیکی سعی در بهبود دارید، باید به این فکر کنید که چقدر طول میکشد تا بهبود یابید و اساساً چگونه بر بدن شما تأثیر میگذارد، بلکه به چیزهایی که به شما در تولید انرژی کمک میکنند، یعنی میتوکندری. اگر به تحقیقات پیرامون میتوکندری نگاه کنید، گاهی اوقات انجام تمرینات سخت به طور مداوم به آنها آسیب میزند، درست است؟ و در نهایت آنها بهبود مییابند، اما کمی زمان میبرد. بنابراین تفکر این است، و بسیاری از اینها از دنیای دویدن میآید، این است که شما به مدت زمانی که احتمالاً طول میکشد تا بدن شما بهبود یابد، نگاه میکنید، اما همچنان بین آنها کارهایی انجام میدهید که به طور مداوم تناسب اندام شما را بهبود میبخشد، درست است؟ بنابراین برای ملموس کردن آن، مثالی میزنم. یکی از دوستان من، لور، او در SNL است، هایدی، یک بار نزد من آمد زیرا او باید، این سالها پیش بود و من بیشتر در باشگاه بودم. او یک بار نزد من آمد زیرا او برای پیادهروی روی فرش آماده میشد و او ناامید بود. او غمگین بود. او گفت: «من خیلی سخت تمرین کردهام و به نظر میرسد که بدتر میشوم. نمیدانم چه اتفاقی میافتد.» من گفتم: «خب، چه کار میکردی؟» و اساساً، او ۴۵ دقیقه در روز تمرینات سبک اینسانیتی انجام میداد. بنابراین، همیشه سخت. اما او گفت: «من بهبود نمییابم، پیشرفتی را که باید داشته باشم، ندارم.» اساساً، به این دلیل است که بدن اینطور کار نمیکند. بنابراین، به خصوص برای زنان، اگر دائماً پشت سر هم و پشت سر هم ادامه دهید، چه اتفاقی میافتد، شما احتمالاً آن را دیدهاید. کمی پفآلودتر به نظر میرسید، خوابتان کمتر میشود، آن کارها مؤثر نیستند. بنابراین، کلید واقعاً این است که به طور متناوب آن تمرینات سخت را به آنچه ما اثر "سوپر جبران" مینامیم معرفی کنیم، که اساساً آن تمرینات سخت در کوتاهمدت شما را بدتر میکنند و سپس باید به بدن خود زمان کافی برای بازگشت بدهید تا بهتر شوید زیرا اساساً سازگار میشود. بنابراین تفکر در آنجا این است که تمرینات سخت را به طور استراتژیک تنظیم کنم. بنابراین کاری که ما انجام دادیم این بود که اساساً یک تمرین سخت در هر چهار جلسه داشتیم. بقیه بهبود بازیابی بودند. بنابراین این مبتنی بر هوازی است. بنابراین به همین دلیل منطقه ۲ در حال حاضر بسیار بزرگ است، زیرا واقعاً به بهبود بازیابی کمک میکند. اطمینان حاصل کنید که قدرت را انجام میدهیم، درست است؟ بنابراین قدرت، میدانید، بلند کردن وزن، آن نوع چیزها ممکن است شما را دردناک کند اما واقعاً شما را بیش از حد تحت فشار قرار نمیدهد. و سپس بیشتر آن تمرینات واقعاً سخت، احتمالاً، میدانید، دو تا سه مورد در هر ۱۰ روز. و سپس میبینید که چگونه به طور خاص بهبود مییابید. بنابراین واقعاً فکر میکنم بسیاری از آن درک این است که نه حتی غیرمتعارف، زیرا در ادبیات نسبتاً متعارف است. این درک چگونگی سازگاری بدن با استرس است و سپس درک این است که این اتفاق به سرعت رخ نمیدهد. بنابراین فقط به این دلیل که روز دوشنبه ورزش میکنید، میخوابید و سپس روز سهشنبه دوباره ورزش میکنید، به این معنی نیست که به بدن زمان کافی میدهید. بنابراین برای خلاصهکردن برای هر فرد، آن را آزمایش کنید. من احتمالاً به دو تا سه روز برای بهبودی از یک تمرین سخت نیاز دارم. اما در این بین، شما همچنان میتوانید فعال باشید. شما خوب غذا میخورید. شما مطمئن میشوید که میخوابید. تمرینات با شدت کمتر. و ما تأثیر انقلاب HIT یا هر چیز دیگری را در دهه ۲۰۱۰، اوایل دهه ۲۰۰۰ بر زنان دیدهایم. بسیاری از مشکلات تیروئید که مردم اکنون دارند، بسیاری از مشکلات، میدانید، خستگی آدرنال، همه اینها. و این به این دلیل است که مردم بیش از حد سخت کار میکردند. همه ما میدانیم که ما سن واقعی خود را داریم، اما سن بیولوژیکی بدن خود را نیز داریم که چیزی است که شما میتوانید از طریق سبک زندگی آن را تغییر دهید. و من احتمالاً سن بیولوژیکی خود را بدون اینکه بدانم کاهش دادهام. بنابراین، این موضوع این است. از آنجایی که آمریکاییها غذاهای فرآوری شده زیادی میخورند و میوه و سبزیجات کافی نمیخورند، بسیاری، شاید بیشتر، ۱۰ سال یا بیشتر در داخل از سن بیولوژیکی واقعی خود پیرتر هستند. یک مطالعه بزرگ دانشگاهی نشان میدهد که چگونه پیری را کند کرده و آن بمب زمان بیولوژیکی را خنثی کنیم. و شرکتکنندگان با نوشیدن Field of Greens پیری خود را کند کردند. این تنها کاری بود که انجام دادند. آنها رژیم غذایی، نوشیدن یا ورزش خود را تغییر ندادند. فقط Field of Greens. هر پیمانه Field of Greens میوه، سبزیجات و ابرغذاها را در قابل دسترسترین اشکال خود برای کمک به پر کردن شکاف تغذیهای ارائه میدهد. این آنتیاکسیدان دارد، بنابراین سرشار از پلیفنولها و سایر ترکیبات گیاهی است که به مبارزه با استرس اکسیداتیو کمک میکند. این حمایت ایمنی را با موادی مانند چغندر، انواع توتها و آن سبزیجات دارد. همچنین به سلامت دستگاه گوارش کمک میکند. و هر میوه و سبزی در Field of Greens برای فواید سلامتی خاص، از جمله سلامت سلول، سلامت قلب، ریه، کلیه، متابولیسم، حتی وزن سالم، توسط پزشک انتخاب شده است. بنابراین مطالعه دانشگاهی را بررسی کنید و با استفاده از کد تبلیغاتی well در fieldofgreens.com ۲۰٪ تخفیف دریافت کنید. این fieldofgreens.com کد well است. حالا که تابستان تمام شده است، من در حال انجام کمی بازسازی پوست هستم. من قطعاً بیش از حد در معرض آفتاب بودم و حتی اگر از پوستم محافظت کنم، اجتنابناپذیر اتفاق میافتد و من مقداری هیپرپیگمانتاسیون و خطوط ریز و مشکلاتی دارم که میخواهم در فصل پاییز و زمستان به آنها بپردازم. اما یک چیزی که واقعاً پوست من را یکنواخت و سالم نگه میدارد و در حال حاضر که من فوقالعاده ثابتقدم هستم به این مشکلات کمک میکند، ماسک صورت نور قرمز Boncharge من است. من آن را دوست دارم زیرا آن را در صبح دارم. بنابراین وقتی مدیتیشن ۱۰ تا ۱۲ دقیقهای خود را انجام میدهم، ماسک صورتم را نیز انجام میدهم. بنابراین من آن را هر روز انجام میدهم. استفاده از آن بسیار آسان است. راحت است و فواید زیادی دارد. بنابراین ماسک Boncharge هم نور مادون قرمز نزدیک و هم نور قرمز دارد. بنابراین، تولید کلاژن و الاستین را افزایش میدهد. و آن مادون قرمز نزدیک در واقع عضله را هدف قرار میدهد، بنابراین میتواند به شل شدن عضله کمک کند، که شما میدانید من دوست دارم. فوقالعاده سبک روی صورت است. داغ نمیشود. هیچ تابش EMF ندارد، که بسیاری از مردم از من میپرسند. هیچ سوسوزنی ندارد. آنها همچنین نور آبی و سبز مختل کننده چرخه شبانهروزی را از ماسک نور قرمز خود حذف کردهاند. بنابراین، اگر شما از این ماسک در شب استفاده میکنید، به خصوص، خواب شما را مختل نمیکند و برندهای دیگر این فرکانسهای نوری را در ماسکهای خود نگه میدارند، که میتواند ساعت بیولوژیکی شما را مختل کند، که همانطور که میدانید چون به این قسمت گوش میدهید و ما در مورد آن صحبت میکنیم، شما نمیخواهید این اتفاق بیفتد. همچنین با یک سال گارانتی عرضه میشود، بنابراین میدانید که تحت پوشش هستید. و در حال حاضر، میتوانید به bondcharge.com بروید و از کد blonde برای صرفهجویی ۱۵٪ استفاده کنید. این b o n c h a r ge.com است و کد blonde برای صرفهجویی ۱۵٪ است. تا الان، مطمئناً بسیاری از مردم شنیدهاند که همه چیز از روده شروع میشود. اما هر روز، روده شما در حال مبارزه با جنگی خاموش علیه غذاهای فرآوری شده، استرس کاری، آفتکشها در غذای شما و حتی سموم موجود در هوایی که تنفس میکنید است. و وقتی روده شما در مشکل است، این یک آبشار است. کل بدن شما آن را احساس میکند. و اینجاست که دیوانهکننده میشود. بیشتر مردم پول خود را صرف پروبیوتیکهایی میکنند که حتی کار نمیکنند، زیرا تا ۹۹٪ از برندهای سنتی قبل از رسیدن به روده شما در اسید معده میمیرند. بنابراین، شما میتوانید آنها را در فاضلاب بریزید، که باعث میشود پروبیوتیک مبتنی بر هاگ Just Thrive کاملاً متفاوت باشد. این تنها پروبیوتیکی است که از نظر بالینی ثابت شده است که ۱۰۰٪ زنده به روده شما میرسد. و کاری را انجام میدهد که هیچ پروبیوتیک دیگری نمیتواند. روده شما را به یک کارخانه آنتیاکسیدان تبدیل میکند و ترکیبات محافظتی را دقیقاً در جایی که بیشتر به آنها نیاز دارید، ایجاد میکند. بنابراین برای شما، این به معنای هضم بهتر، ایمنی بیشتر، انرژی بیشتر و مدیریت آسان وزن است. من سالهاست که پروبیوتیک Just Thrive را مصرف میکنم. این در کپسول یا گامی با طعم توت عرضه میشود. میتوانید کپسول را باز کرده و آن را به ماست، جو دوسر، اسموتی خود اضافه کنید. میتوانید با آن پخت و پز کنید. گزینههای زیادی برای همه وجود دارد. بنابراین، از justthrivehealth.com دیدن کنید و با استفاده از کد تبلیغاتی well، ۲۰٪ تخفیف در اولین بطری ۹۰ روزه پروبیوتیک Just Thrive خود دریافت کنید و فراموش نکنید که سایر محصولات بالینی اثبات شده شگفتانگیز آنها را نیز بررسی کنید. این همان جایی است که من شغلم را شروع کردم. به هر حال، نمیدانم آیا با کایلا سینا BBG آشنا بودید. بنابراین در سال ۲۰۱۶، من ۲ سال بود که پاک بودم. بنابراین، این یک نقطه عطف بزرگ در زندگی من بود. و احساس میکردم که پایه محکمی در پاکی، سلامت روان دارم. من بر بسیاری از چیزها غلبه کرده بودم. و من گفتم، من تناسب اندام پیدا خواهم کرد. من BBG را انجام خواهم داد. و شما تشویق شدید که یک حساب اینستاگرام برای پاسخگویی ایجاد کنید. بنابراین من این کار را کردم و قبل و بعد را پست میکردم. شما را در وابسته مری کی گرفتم. من صورتم را نشان نمیدادم. نامم را نمیگفتم. من آنچه را که میخوردم نشان میدادم و با سایر زنانی که این برنامه را انجام میدادند ارتباط برقرار میکردم. و اینگونه بود که حساب اینستاگرام من شروع به کار کرد و اینگونه بود که من وارد این کار شدم. و خندهدار است زیرا من اکنون در مورد آن صحبت میکنم و به آن زمان نگاه میکنم و بدن خود را به زمین انداختم. منظورم این است که ۶ روز در هفته تمرینات پلایومتریک شدید بود، میدانید، هرگز دوشنبه را از دست ندهید. مانند هیچ تأکیدی بر استراحت واقعاً وجود نداشت. و من فقط نمیدانستم که در آن زمان چه چیزی را نمیدانستم. ام و بسیاری از ما مانند من هنوز با زنانی صحبت میکنم، میدانید، که در نتیجه آن مشاغلی نیز دارند. ام، و ما در مورد قربانی شدن شوخی میکنیم. مانند آیا همه به نوعی به دیوار برخوردند، میدانید، و این همان اتفاقی بود که برای من افتاد. و من به نقطهای رسیدم که من فقط آنقدر فرسوده بودم که دیگر نمیتوانستم ورزش کنم. و من در واقع، به طرز متناقضی، به مدیتیشن روی آوردم. من TM را شروع کردم. یاد گرفتم چگونه سرعت خود را کم کنم، به درون بروم. شروع به پیادهروی کردم. سپس پیلاتس را شروع کردم. و من، میدانید، رویکرد بسیار ملایمتری را اتخاذ کردم. من آن را دوست دارم. من آن را دوست دارم. بله. منظورم این است که، از سبک زندگی ورزشکارانه، مانند دوستانم، من دوستان زیادی در لیگ و غیره دارم. همه فکر میکنند همیشه سخت تمرین میکنند. آنها دورههای استراحت زیادی دارند که گاهی اوقات حتی کاری انجام نمیدهند و سپس دورههای افزایش دارند و سپس فقط دورههای کوتاهی دارند که در آن میگویند: «بسیار خب، میدانم که باید سخت کار کنم چون به بدن من نیاز دارم تا بتواند در برابر سختیهای فصل مقاومت کند.» و این همان ذهنیت «برو برو» است که مضر است. این همان فرایند فکری است که همیشه باید بروید و به بدن خود زمان ندهید و فازها را درک نکنید. من هرگز یک بار را فراموش نمیکنم، من زمانی نائومی کمپبل را تمرین میدادم وقتی او در نیویورک زندگی میکرد و میدانید یکی از دوستانم وارد باشگاه شد و یکی از روزها جلسه آرامتری بود و او گفت اوه، فکر میکردم نائومی همیشه سخت تمرین میکند. شما او را اینجا دارید که بل بل بل بل انجام میدهد و در ذهن من میگویم، هی، تو فقط نمیفهمی. تو فقط نمیفهمی که این چیز چگونه کار میکند. این مانند یک دستور پخت منسجمتر است و استراحت و ریکاوری و چیزهای شبیه به آن بخش بزرگی از آن هستند، زیرا اینگونه بدن سازگار میشود و اگر به آن زمان ندهیم تا این کار را انجام دهد و من خوشحالم که شما در مورد TM و همه آن صحبت میکنید و واقعاً آنچه هست، این است که پاسخ شما به استرس را میسازد و این همان هدف تمرینات است. تمرینات در عینیت استرس خنثی هستند، درست است؟ اما باید توانایی بدن شما را برای بازگشت از آن و افزایش تناسب اندام آن بسازد، درست است؟ به همین دلیل است که شما دوزهای استراتژیک دارید و یکی از مطالعات مورد علاقه من اساساً به این موضوع نگاه کرد. آنها افراد کمتحرک را گرفتند و اساساً افراد خسته بودند و میخواستند خستگی خود را کاهش دهند و انرژی خود را افزایش دهند. و آنها یک گروه داشتند و یک گروه تمرینات با شدت متوسط تا شاید کمی بالاتر و گروه دیگر تمرینات با شدت کمتر را انجام دادند. وقتی تازه شروع کرده بودند. گروه با شدت کمتر انرژی و خستگی خود را بهتر بهبود بخشیدند و گروه متوسط همچنان این کار را انجام داد. اما جالب بود که ببینیم و برای محققان شگفتانگیز بود که اوه، شدت کمتر در واقع برای این گروه کمتحرک باعث شد احساس بهتری داشته باشند. بنابراین اینگونه است که شما به تدریج افزایش تدریجی را به جای شوکهای همیشه تهاجمی مشاهده میکنید. و شما میتوانید از آن شوکهای تهاجمی در زمان مناسب استفاده کنید، اما اگر بیش از حد از آنها استفاده کنید، حتی اگر در پایان روز، این به روشی منفی خود را نشان خواهد داد، شما را میگیرد. شما چیزی گفتید که همچنین بسیار معتبر بود و مردم همیشه از من در مورد آن میپرسند. هر زمان که یک مربی یا هر چیز دیگری دارم و من یک پرسش و پاسخ در اینستاگرام انجام میدهم، زنان همیشه میپرسند: «چرا وقتی ورزش میکنم پف میکنم؟» بسیار خب، میخواهید این را بشنوید؟ من آن را "فاز نفخ" مینامم، اما اگر بدانید چگونه آن را درست انجام دهید، به آن "رفع نفخ" نیز میگویند. همه ترسیدهاند و من دیدهام که اتفاق میافتد و این فقط نظریه من در مورد آن است، من نمیگویم که کاملاً معتبر است، اما اساساً این است که شما میخواهید آن نفخ کوتاهمدت را داشته باشید، درست است؟ به خصوص اگر تازه شروع کردهاید و سخت کار میکنید، زیرا چند چیز که من متوجه شدهام که با زنان اتفاق میافتد این است که شما اغلب به اندازه کافی آب نمینوشید. بنابراین اگر به اندازه کافی آب ننوشید، به هر دلیلی، بدن آن را نگه میدارد. شما میتوانید به وازوپرسین یا هر چیز دیگری نگاه کنید. من از چرخه کامل هورمونی که در آنجا اتفاق میافتد مطمئن نیستم، اما آب را نگه میدارید. بنابراین، اولین قدم این است که فقط مقدار زیادی آب بنوشید، اما آن آب و آن ورزش اساساً باعث یک پاسخ التهابی خفیف میشود، که خوب است زیرا اینگونه بدن سیگنالهای مناسب را دوباره فعال میکند و پاسخهای مثبت را از تناسب اندام دریافت میکند. اما آن نفخ خفیف که هنگام شروع ورزش میبینیم، واقعاً بدن و عضلات هستند که کمی آب و چیزهای دیگر را برای رساندن مواد مغذی نگه میدارند، زیرا بدن شما به مواد مغذی نیاز دارد که از طریق خون تحویل داده شوند و خود را از طریق لنف و همه آن تمیز میکند تا بتواند قویتر شود و بهتر بهبود یابد. بنابراین در ابتدا این اشتباهی است که زنان اغلب مرتکب میشوند. آنها آن نفخ را میبینند و سختتر کار میکنند به جای اینکه صبور باشند، زیرا از بین میرود. من زنانی داشتهام که تقریباً هشت پوند از دست دادهاند، این دیوانهکننده به نظر میرسد، اما چهار تا هشت پوند یک شبه پس از دورهای حدود سه تا چهار تا پنج هفته. این به بدن زمان میدهد تا بهبود یابد در حالی که آنها همچنان خوب غذا میخورند و مطمئن میشوند که هیدراته هستند، اما من مجبور شدهام آنها را از لبه برگردانم. من میگویم، باور کنید، من میدانم که مقیاس هنوز تکان نخورده است، اما قول میدهم در حدود ۳ تا ۵ هفته اگر کاری را که به شما میگویم انجام دهید، وزن کم خواهید کرد، اگر این هدف مورد نیاز آنها باشد و این همان چیزی است که ما برای آن کار کردهایم. بنابراین اساساً، این یک پاسخ التهابی کوتاهمدت است، آن پفکردگی، به خصوص که ما در زنان میبینیم، این فقط نتیجه سازگاری مجدد بدن است، و سپس میگوید: «اوه، فهمیدم. من خوبم. نیازی به استرس نیست.» و سپس، اما اگر همچنان سعی کنید فشار دهید، فشار دهید، فشار دهید، فشار دهید، شما خیلی عمیق در یک چاله میافتید و واکنش هشدار در بدن بالا میماند. و به خصوص، ما این را بیشتر در زنان میبینیم. و اینجاست که آن آبشار اتفاق میافتد و هرگز از بین نمیرود. و آیا آنها در آن زمان تمرین میکنند؟ آنها در طول آن ۳ تا ۵ هفته تمرین میکنند. بله. بله. بنابراین، اساساً آنها به همین دلیل پف کردهاند، زیرا آنها فقط کمی واکنش هشدار به دلیل محرک جدید وزنها، کاردیو، آن نوع چیزها هستند. و بدن آنها فقط در حال سازگاری مجدد است. اما به همین دلیل تمرینات با شدت کمتر و تمرکز بیشتر بر کاهش استرس مهم هستند. اطمینان از تغذیه بدن، زیرا اگر کاهش وزن هدف شماست، میخواهید در کسری از کالری باشید، اما نمیخواهید در کسری از کالری بسیار شدید باشید که مقدار انرژی که میسوزانید در مقابل مقدار مصرفی شما خیلی زیاد باشد، زیرا در دسترس بودن انرژی پایین، به خصوص در ورزشکاران زن، چیز بدی است. بنابراین بله، این فقط مانند ۳ تا ۵ هفته است و معمولاً از بین میرود و بدن متوجه میشود که میتواند با استرسی که ارائه شده کنار بیاید و سپس آرامش در پادشاهی ذهن زنان برقرار میشود. این من هستم الان. من پف کردهام. و جنا نیز چیزی بسیار شبیه به آن گفت. او گفت: «نه، نه، ما ادامه خواهیم داد.» و او مرا بیش از حد تحت فشار قرار نمیدهد. ما قبل از این در مورد این تعادل صحبت میکردیم که مرا از لبه رد نکند و سپس نتیجه معکوس داشته باشد و نتوانم ورزش کنم. ما واقعاً به تدریج در حال افزایش بودهایم و من احساس قویتری دارم و عضلاتی را در جاهایی احساس میکنم که قبلاً عضلات نداشتم. و او گفت: «فقط صبر کن. همه اینها آب میشود و شما تمام تلاشهای سخت خود را زیر آن خواهید دید.» و من میگویم: «بسیار خب، خواهم کرد. به آن پایبند خواهم بود.» اما بله، این جالب است که شما گفتید، فکر میکنم بسیاری از زنان و خودم در گذشته نیز احساس میکنم که اوه، من باید سختتر کار کنم، این همان وزن است، من باید سختتر کار کنم و وزن کم کنم و سپس چگونه وزن از دست میرود؟ چگونه وزن از دست میرود؟ شما انرژی بیشتری نسبت به آنچه دریافت میکنید، مصرف میکنید. وزن کجا میرود اگر ماده نه ایجاد میشود و نه از بین میرود و این در واقع یک چیز بسیار اخیر است، مردم سعی کردهاند بفهمند. بنابراین وقتی وزن کم میکنید، کجا میرود؟ شما آن را بیرون میدهید. اوکی. درست است، بنابراین تنفس اساساً فرایند فکری است، درست است؟ بنابراین، اگر انرژی معمولاً از طریق متابولیسم ما از طریق چرخههای خاص ایجاد میشود و ATP تولید میکند، یکی از آنها تنفس هوازی است، شما به اکسیژن نیاز دارید، بنابراین شما آن را بیرون میدهید، درست است؟ بنابراین تفکر در آنجا دو چیز است: یکی این است که شما باید بتوانید اساساً یک سیستم تنفسی خوب داشته باشید، بنابراین به همین دلیل تمرینات شرطی هوازی بسیار خوب هستند و طرف دیگر این است که هنگامی که عضله را تحریک میکنید، عضله چیست، یک پوند عضله، یک پوند چربی، هر دو وزن دارند، اما شما باید نگاه کنید کدام یک فضای بیشتری را اشغال میکند. عضله فضای کمتری نسبت به چربی اشغال میکند. بنابراین تفکر در نهایت از نظر ترکیب بدن به آنجا میرسد. وقتی آن زیباییشناسی را میخواهید، اساساً همیشه در مورد وزن نیست، بلکه در مورد ترکیب بدن است. بنابراین این چیزی است که باید در نظر گرفت. بنابراین این تفکر با محدودیت صرف کالری، به همین دلیل است که همیشه پایدار نیست. اما همچنین فقط اطمینان از اینکه بیش از حد استرس ندارید، زیرا این اساساً سیستم عصبی شما را به گونهای مختل میکند که همه چیز را سختتر میکند. بنابراین، توانایی آرام ماندن و طی کردن آن مراحل به روش صحیح اغلب بسیار مفید است. شما قبلاً از ورزش به عنوان یک فرم هنری صحبت کردهاید و من وقتی صحبت میکنید آن را میشنوم. بله، این مانند یک عمل طراحی است، درست است؟ مانند این است که شما در استودیوی خود هستید. زندگی یک طراحی زنده است و جهان استودیوی شماست. و ورودیها، خروجیها، چیزهایی وجود دارد که کمی هستند، مانند کالری. چیزهایی وجود دارد که کیفیتر هستند، مانند احساس شما و نحوه حرکت شما. و چیزهایی وجود دارد که میتوانیم اندازهگیری کنیم و چیزهای دیگری که نمیتوانیم. و علم چیزی است که به روشی انعطافپذیر است که ما در حال کشف مداوم هستیم. بنابراین اگر متوجه شوید که از طریق ادبیات تحقیقاتی که ممکن است داشته باشیم، که امیدواریم مطالعات قوی باشند، و سپس همچنین در تجربه شخصی N از یک و سپس چگونه تحقیق به من اعمال میشود، اما همچنین برخی راهها که ممکن است من استثنا باشم برای انجام این کار یا آن کار، اما واقعاً این فقط حل مسئله نیست، این مانند خود کاوش است. مانند اینکه چگونه وقتی غذا میخورم، چه احساسی به من دست میدهد، درست است؟ مانند وقتی ورزش میکنم، واقعاً چه اتفاقی میافتد؟ چیزی که من به دنبال آن هستم چیست؟ و این مانند نگاه کردن به چیزهای خاصی است که میتوانید برای رفاه شخصی خود تنظیم کنید. و همانطور که به خواب مربوط میشود یا به نحوه تعامل شما با دوستانتان مربوط میشود یا به نحوه نگاه شما به پول یا نحوه شروع یادگیری در مورد بازار سهام، شما الگوریتمهای زندگی و خود را یاد میگیرید. بنابراین برای من، این فقط بله، یک عمل سخت است. بوم نقاشی شخصی شما، درست است، شما میتوانید زندگی را که میخواهید نقاشی کنید، زیرا من به مرگ بسیار آگاه هستم. مانند آن و حتی به روشی تاریک نیست. این مانند این است که من یک کودک نارس بودم. من دو ماه زودرس بودم. مادرم اساساً زیاد به من میگوید. من حتی قرار نیست اینجا باشم. این مانند یک هدیه برای من است. بنابراین، فکر میکنم در ذهنم این همیشه مرتبط بوده است. اما من فقط میخواهم مردم تجربه کامل انسانی را داشته باشند و این توانایی وجود دارد که احساس خوبی داشته باشند و سلامتی و تندرستی باید در مورد آن باشد. همانطور که صحبت میکردید، من به تجربه خودم فکر میکردم. میدانید، من در مورد پاکی خود و این واقعیت که تقریباً از سوء مصرف مواد مخدر و الکل جان باختم، بسیار باز هستم. منظورم این است که تشنجهای مداوم بود. مانند بسیار، من مداخله شدم و اگر در آن زمان مداخله نمیشدم، میمردم. و این به من، فکر میکنم، آن قدردانی و دیدگاه را داد، درست است؟ کمی دیدگاه که من میگویم، این بهترین اتفاقی بود که برای من افتاد. ام زیرا این بر نحوه زندگی من و کنجکاوی و کاوش و گشودگی من، تمایل به بودن در جایی که هستم و نه در آینده و نه در گذشته تأثیر گذاشته است. بنابراین این یک هدیه بزرگ است و همه آن را تجربه نمیکنند. شما نسخه خود را داشتید، درست است؟ بنابراین شما از مرگ آگاه هستید و شما کار زیادی انجام دادهاید و شما فرد بسیار کنجکاوی هستید، میتوانم بگویم و بنابراین شما آن دیدگاه را دارید، اما برای افرادی که اینطور نیستند، آیا توصیههایی برای چگونگی شروع پرورش آن دارید؟ من از طریق فرایندهای فکری درمانی خود عبور کردهام و متوجه شدهام که ذهنیت جسمانی برای من بسیار مهم است. فکر میکنم بدن دارای دانش ذاتی است. من فکر میکنم دوگانگی ذهن و بدن، میدانید، من فکر میکنم بنابراین من هستم، نوع فرایند فکری کوتاه بین است. بدن هوش ذاتی خود را دارد. بنابراین برای بازگشت به شکل فعلی، برای عملی کردن آن، میدانید، همه میگویند، هی، فقط از تلفنهای خود دور بمانید، من آن را میفهمم. و اما این سخت است. اما فرایند فکری، نکته این است که من فکر میکنم اولین ساعت روز بسیار مهم است، درست است؟ و دو چیز، من کمی بودایی هستم، حدس میزنم، مانند اینکه در یک خانه مرموز بزرگ شدم. من فقط ادیان مختلف را مطالعه کردهام. اما یکی از چیزهایی که در بودیسم وجود دارد، قدردانی برای بدن انسان است، مانند بدن خود. بنابراین من فکر میکنم در صبح، یک راه آسان برای بازگشت به بدن، فقط دراز کشیدن در تختخواب است. کاری انجام ندهید. پنج نفس عمیق بکشید، مچ پاها و مچ دستهای خود را بچرخانید، انرژی و سرزندگی را که شما را پر میکند احساس کنید و فقط چیزی را که برای آن سپاسگزار هستید بگویید. از چشمانتان برای توانایی دیدنتان تشکر کنید. از ستون فقراتتان برای صاف نگه داشتن من تشکر کنید. همانطور که پاهایتان را روی زمین میگذارید، هی، از پاهایتان برای یک روز دیگر، یک فرصت دیگر تشکر کنید. این یکی از گفتههای مورد علاقه من است. شانهها را به عقب بچرخانید. تنش را بیرون دهید. برو زیر دوش. به آنچه انجام میدهید توجه کنید. شما در حال صابون زدن هستید. هرچه باشد. فقط عجله نکنید. به آنچه انجام میدهید توجه کنید. و برای من، دوست دارم بگویم که دیروز را میشویم و قدردانی امروز را میمالم. و سپس در آن و من از تلفنم دور هستم. و سپس حتی در آن ۱۰ دقیقه اول، درست است، من در خودم زمینگیر شدهام. من به احساساتم توجه نمیکنم، سیگنالهایی که بدنم به من میدهد. بنابراین به جای جدا شدن و رفتن به سمت محرک دیجیتال، این به این معنی نیست که فقط از تلفن خود دور بمانید. این واقعاً میگوید چه چیزهای دیگری میتوانم انجام دهم که به طور طبیعی مرا از تلفنم دور نگه دارد. و این در طول روز ادامه مییابد. بنابراین گاهی اوقات وقتی راه میروید، از موسیقی استفاده نکنید. فقط راه بروید. فقط راه بروید. اطراف را نگاه کنید. به احساس خود توجه کنید. میدانید، اگر در طول روز پنج دقیقه استراحت دارید، فقط سه نفس عمیق بکشید، با خودتان بررسی کنید، مانند هی، میدانید، هی قلب، چرا اینطور احساس میکنی؟ چرا کمی فشار در معدهام وجود دارد یا یا
چرا در سینهام اضطراب وجود دارد؟ هی، میشنوم. بگذار نفس بکشم. فکر کن این از کجا آمده است. آیا قبلاً اتفاقی برایم افتاده است؟ آیا چیزی هست که منتظرش نباشم؟ اشکالی ندارد. و من در زندگی شخصی خودم با موقعیتهای استرسزا روبرو بودهام. یکی از چیزها، میدانی، من در هواپیماها بودهام و میدانی، هر چیز عاشقانه، همه این چیزها و من فقط نفس میکشیدم، انگار که احساس میکردم اضطراب میآید. من میگویم: "هی، میدانم که فقط در حال پردازش برخی چیزها هستی. اشکالی ندارد." و سپس شروع به متوجه شدن در طول روزها میکنی، سیگنالهایی که بدن شما به شما میدهد. بنابراین راه آسان این است که هر روز صبح قبل از خوردن، فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید، حتی ۵ دقیقه هم نه، ۶۰ ثانیه وقت بگذارید، چند نفس عمیق بکشید، حتی لازم نیست شکرگزاری کنید، فقط بگویید: "یوه، میدانی این غذا قرار است به من انرژی بدهد، من از این خوشحالم." و سپس میدانی که این کار چه میکند، حس تغذیه شهودی و منطق را ایجاد میکند بدون اینکه احساس کنی به خاطر نداشتن اصطلاح بهتر، چون اگر برای غذایی که قرار است به تو انرژی بدهد سپاسگزار هستی، اگر غذایی را جلوی خودت میگذاری که میدانی انرژیبخش نیست، شروع به نگاه کردن نمیکنی، شروع به نگاه کردن میکنی که من به خودم بیاحترامی میکنم. نه به این معنا که باید همیشه سالم غذا بخورم، بلکه مثل اینکه، یوه، اگر چیزی را در دهان خود میگذاری، به بدنم میگویم که این یکی از امنترین کارهایی است که میتوانم انجام دهم. و اگر بارها و بارها، چیزهایی را در دهانم میگذارم که به قول معروف برایم خوب نیست، به خاطر نداشتن اصطلاح بهتر، یا بیایید بگوییم سلامتیبخش، زمانی فرا میرسد که بالاخره کلیک میکند. یا از نظر منطقی، مثل این است که، این صادقانه هیچ منطقی ندارد. بگذارید راه بهتری پیدا کنم. بنابراین، آن لحظات کوچک در طول روز وجود دارد که تأثیر زیادی دارند. و البته در شب فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید و سعی کنید روز خود را منعکس کنید. نه فقط از نظر ذهنی، بلکه از نظر بدنی نیز. تنش را از بدن خود خارج کنید. بررسی کنید که چه احساسی دارید و از طریق آن احساس. فکر کنید بدن شما چقدر شگفتانگیز است که هوش ذاتی دارد که میتواند تمام محرکهای دنیا را اینگونه دریافت کند و به احساس تبدیل کند. هیجان، عصبی بودن، اضطراب، گرسنگی، همه اینها رمزگشایی صحیح از تعاملات بسیاری است که هم از آنها آگاهیم و هم ناآگاه. و نادیده گرفتن آن منصفانه نیست. پس به بدنت عشق بورز. ورزش تغذیه برای بدن است. >> این کمی از تمرینات با شدت کم است، هی، میدانم که به استراحت نیاز داری. من به تو تغذیه خواهم داد. تمرینات با شدت بالا مثل این است که، هی، میدانم که میتوانی از پس این کار برآیی و من تو را تحت فشار قرار خواهم داد. و سپس بعد از آن، فقط تشکر کن. همین. و آن لحظات کوچک، میدانم که کلیشهای به نظر میرسد، اما خواهید دید که بدن شما چقدر پاسخ میدهد و دنیای کاملاً متفاوتی برای شما ایجاد خواهد کرد. >> من آن را دوست دارم. آن را دوست دارم. و فکر میکنم این یک راه قابل مدیریت برای مردم است که سعی کنند به این موضوع نزدیک شوند، زیرا، میدانی، مثل بازگشت به آنچه در ابتدا میگفتم است. تمایل دارد تنبیهی باشد و مثل این است که، اوه، من باید تمیز غذا بخورم. چون مردم به آن به عنوان تنبیه یا وظیفه نگاه میکنند، نه چیزی که باید انجام دهند. >> مطمئناً. و سپس وقتی هر چیزی را میخوری، مثل اینکه من عاشق شیرینی هستم. همه کسانی که من را میشناسند میدانند که من عاشق شیرینی هستم. میدانی، به من مقداری پای سیب و بستنی وانیلی بده، میدانی. اما سپس وقتی آن را میخوری، دوستانم را متعجب میکرد وقتی گاهی بیرون بودیم، میگفتند: "اوه، باورم نمیشود جو آن را میخورد." اما وقتی در یک وضعیت سالمتر هستی، بدنت همیشه میتواند از پس آن برآید. اما طرف دیگر آن این است که آن نوع افراط نیز تغذیه است. وقتی آن لحظات کلیدی را داری که مثل این است که، من از این لذت میبرم. هیچ گناهی در اینجا نیست. من با دوستانم هستم یا کار خودم را میکنم یا شاید هفته سختی داشتهام. و اجازه دادن به آن نوع خودکنترلی برای یک ثانیه از دست برود، چون شاید بدنت به تو میگوید که، هی، من الان به کمی چیز دیگر نیاز دارم. و سپس وقتی آن را به آن میدهی، احساس میکنی چقدر آسان است که دوباره به چرخه برگردی به جای اینکه چرخه گناه یا خوردن دیروقت در تنهایی و آن نوع چیزهای دشوار را داشته باشی. بنابراین درک کن که همه چیز جای خود را دارد و نمیدانم مرد، مثل اینکه فکر میکنم باید با عشق شروع کنی و به خصوص با خودت، مثل دوست فقید من ویرجیل، مثل اینکه بزرگترین درسی که از او آموختم این بود که با عشق شروع کن و ما باید این کار را در همه کارهایی که انجام میدهیم انجام دهیم. >> و برای من این بزرگ است، حتی اگر گاهی اوقات به این معنی باشد که، میدانی، مردم همیشه با تو درست رفتار نمیکنند، اشکالی ندارد. >> آیا میخواهی در مورد آن صحبت کنی؟ >> من همیشه با عشق شروع میکنم، مهم نیست. نمیتواند مرا پایین نگه دارد. >> من آن را دوست دارم. بسیار خوب، بنابراین بسیاری از مردم سؤالات خاصی داشتند. همه سعی میکنند مثل >> مکانیکی شوند. میدانی، من در روزگارم بدنهای مشهوری ساختم. >> بله، میدانم. منظورم این است که برخی از بزرگترین افراد مانند نائومی بلا >> حدید بلا در گذشته، همه دختران VS. اینگونه بزرگ شدم که همه دختران VS را تمرین میدادم. اما مثل اینکه آنها را مجبور میکردم کارهای واقعی ورزشی انجام دهند و همه میگفتند: "این بچه کیست؟" پس چگونه کسی را برای نمایش ویکتوریا سکرت آماده میکنی؟ >> بله، منظورم این است که، من طوری رفتار نخواهم کرد که انگار فقط من بودم. مثل اینکه، تو تیم زیبایی کامل زنان را داری، آنها میدانند چه کار میکنند. اما اساساً، تو آنها را در شکل قرار میدهی. سپس فازها را در نظر میگیری. بنابراین، مثل یک فاز آمادهسازی عمومی است که در آن فقط میخواهی ظرفیت کار را افزایش دهی. تمرینات همیشه لازم نیست سخت باشند، اما باید مردم را به انجام کار برای مدت طولانیتری عادت دهی. بنابراین آنچه معمولاً به معنای آن است، آنچه "آموزش همزمان" نامیده میشود، که فقط ترکیب تمرینات قدرتی در زمانهای مناسب است، زیرا میخواهی آنها را قویتر کنی و سپس همچنین آمادگی هوازی و بیهوازی، زیرا اساساً میخواهی مطمئن شوی که میتوانند ریکاوری کنند، اما همچنین میخواهی مطمئن شوی که هنوز میتوانند کارهای با شدت بالا را انجام دهند. بنابراین در این فاز لازم نیست واقعاً کامل باشی. سپس وقتی شروع میکنی، بسیاری از آن مثل قدرت واقعی است، زیرا آنها در کسری از کالری خواهند بود، درست است؟ بنابراین سپس فقط میخواهی قویتر کنی تا توده عضلانی را حفظ کنی، زیرا توده عضلانی چیزی است که در دوربین خوب به نظر میرسد. مثل اینکه وقتی وزن کم میکنی، نمیخواهی اساساً آنچه را که "چاق لاغر" مینامند، باشی. مثل اینکه باید توده عضلانی داشته باشی. شما باید عضله داشته باشید و این خیلی آسان است. وقتی به ساختن قدرت فکر میکنی، معمولاً برای زنان، میدانی، میتوانی تا سه عدد پایین بروی، اما من معمولاً دوست دارم پنج تا هشت تکرار و وزن سنگینتر و سنگینتر انجام دهم. احتمالاً فکر میکنی نمیتوانی آن را حرکت دهی، اما میتوانی. و فقط ستهای واقعاً سنگین و سپس استراحت طولانیتر بین ستها. واقعاً. مثل اینکه گاهی اوقات تقریباً ۳ دقیقه است. >> جالب است چون فکر میکنم بسیاری از زنان فکر میکنند وزن کمتر، تکرار بیشتر. >> نه، چون چون واقعاً چه چیزی را امتحان میکنی وقتی بیشتر انجام میدهی؟ ممکن است در فاز آخر به آن برسی، اما حتی لزوماً تکرارهای بالاتر هم نیست. بیشتر به قول معروف، و من اصطلاح را دوست ندارم، و در مورد آن در یک ثانیه صحبت خواهیم کرد، اما بیشتر تمرینات به طور مشخص برای سفت کردن است. اما وقتی میگوییم سفت کردن، منظورمان استفاده از وزنههای سبکتر برای حرکت دادن وزن در دامنههای کامل حرکت است. بنابراین تو بافتها را مثل فلوس میکنی، بنابراین عضلات اساساً یکنواختتر به نظر میرسند، زیرا آنها را به شیوهای پویاتر به جای صرفاً یک صفحه استفاده میکنی. اما وقتی واقعاً در مورد سفت کردن صحبت میکنیم، واقعاً در مورد دو چیز صحبت میکنیم. تنش عصبی و تنش عضلانی وجود دارد. تنش عصبی این است که چگونه مغز میتواند عضله را فعال کند تا سپس تنش در عضله ایجاد کند. تنش عضلانی این است که عضله در حالت استراحت چگونه به نظر میرسد. بنابراین، ما میخواهیم بتوانیم دو کار را انجام دهیم. تنش عضلانی واقعاً برای بیشتر قسمتها دوباره تمرینات قدرتی، کمی عضلهسازی است، درست است؟ و سپس اطمینان از اینکه آنها ترکیب بدنی بهتری دارند، زیرا آنها شروع به کاهش وزن میکنند یا از طریق آنچه در مورد تنفس صحبت کردیم، میگذرند، درست است؟ اما ما توده عضلانی را از دست نمیدهیم. بنابراین، شما کمی وزن کم میکنید، توده عضلانی یکسان باقی میماند، تنش عضلانی بهبود مییابد زیرا ما تمرینات قدرتی و عضلهسازی کافی انجام دادهایم، حتی اگر لازم باشد، که در حال حاضر سخت خواهد بود زیرا ما در کسری از کالری هستیم، اما ما فقط میخواهیم آن را حفظ کنیم. اما هنوز هم ممکن است. حالا، تنش در حالت استراحت خوب به نظر میرسد، واقعاً استرس ندارد، درست است؟ ما در مورد گذراندن دوره نفخ عمیق، نوشیدن آب، اطمینان از خواب، استفاده از چیزهای دیگر در زمانهای مناسب مانند سونا صحبت کردیم. من معمولاً گرما را برای زنان بیشتر از سرما ترجیح میدهم. اما اگر در دوره بحرانی هستید میتوانید از سرما استفاده کنید، اما بیشتر سونا. فقط چیزهای با شدت کم، بیشتر برای حفظ جریان خون و احساس خوب. حالا نکته کلیدی این است که وقتی در یک نمایش هستید، عضلات شما فعال هستند، درست است؟ بنابراین از این نظر که وقتی حرکت میکنم و پویا هستم، برای دوربین میچرخم، به عضلاتم نیاز دارم که اساساً خوب به نظر برسند بدون اینکه بگوییم، آنها حجیم نیستند. من فقط به آنها نیاز دارم که خوب به نظر برسند. بنابراین قدرت تمرین بسیار مهم است، زیرا بسیاری از زنان به حرکت سریع عادت ندارند. آنها به پریدن عادت ندارند. شما به پرتاب توپ مدیسن عادت ندارید، همه آن. و کاری که این انجام میدهد این است که تنش عصبی ایجاد میکند. بنابراین اکنون یک زن قوی است، عضله کافی دارد، و من میگویم: "بسیار خوب، برای این فاز آخر، حتی سخت هم نخواهد بود. ما از قبل اینجا هستیم. ما فقط مطمئن میشویم که خوب غذا میخوریم، بدن را تغذیه میکنیم، مطمئن میشویم که ریکاوری میکنی، اما من به کمی کار قدرتی نیاز دارم. من فقط نیاز دارم که آماده باشی، زیرا اکنون مغز میداند چگونه عضلات را فعال کند و ما کارهایی را انجام میدهیم که بیشتر کل بدن را در بر میگیرد. سپس آنها در صحنه نمایش هستند. بسیار آسان است که وقتی بدن خود را به طور طبیعی حرکت میدهند، تثبیتکنندهها فعال میشوند، عضلات بزرگتر وجود دارند، تنش وجود دارد، دوربین همه اینها را ثبت میکند در مقابل بسیاری از مردم این توانایی را ندارند که عضلاتشان فعال شوند و سپس آن کار خوب، ظاهر خوب پویا و جامع را ایجاد کند. بنابراین واقعاً همه چیز همان چیزی است که من در آن زمان انجام دادم، چون ۱۰ سال پیش واقعاً هیچ کس این کار را نمیکرد. من فقط علم ورزشی استاندارد را برای تمرین ورزشکاران عملکردی گرفتم و آن را در فازهای مناسب به آنها اعمال کردم و جواب داد و فقط مطمئن شدم که کاری را که باید انجام دهیم، انجام دادیم. اما آن زنان قفل شده بودند، میدانی، جورجیا، بلی، بلا، رومی، سارا، ساتی، مگان، من احتمالاً چند نفر دیگر را از قلم انداختهام. لطفاً، لطفاً مرا ببخشید. اما در آن زمان، خیلی سرگرمکننده بود، زیرا آنها نزد من میآمدند و میگفتند، من میخواهم باسنم بزرگتر شود یا میخواهم دور شکمم کمی سفتتر شود یا باید این کار را انجام دهم و آن کار را انجام دهم. و بله، مثل این بود که من فقط داشتم آن را کشف میکردم. و برای من، در آن زمان واقعاً سرگرمکننده بود. باید خیلی رضایتبخش هم باشد. به خصوص وقتی افرادی را داری که اینطور قفل شدهاند و واقعاً میخواهند به همان نتیجه برسند. مثل اینکه یک شراکت واقعی است. >> بله. این یک سوپر بول بود. بنابراین برای من مثل آماده کردن ورزشکاران بود و همین باعث شد که آن فضا در اوایل حرفه من برای من جالب باشد، زیرا من نمیخواستم کارهای تمرین گروهی را انجام دهم، چون هیچ هدف استاندارد دستیابی به خروجی در اینجا وجود ندارد. من مثل یک مرد ورزشی هستم. من مثل این هستم که مسابقه چیست؟ مسابقه چیست؟ و نمایش VS برای آنها مسابقه بود. بنابراین سپس من مینشستم و برای هر نفر فازهایی ایجاد میکردم و میتوانستم به آنجا برسم. همچنین تغذیه استراتژیک و همه چیز و. >> تغذیه چگونه است؟ >> تغذیه اساساً، منظورم این است که کاش صنعت در جایی بود که اکنون هست، که گرفتن آزمایش خون و همه آن آسانتر بود. آن زمان کمی سختتر بود. اما تغذیه منصفانه است، نسبتاً ساده است. دو کاری که معمولاً پیشنهاد میکنم، چرخه کربوهیدرات است. چرخه کربوهیدرات اساساً زمانبندی کربوهیدراتهای شما بر اساس شدت تمرینات شما است. بنابراین در روزهای با شدت بالاتر یا ریکاوری از روز با شدت بالاتر، شما معمولاً کربوهیدرات بیشتری میخورید، درست است؟ چون شما همچنین به ذخایر گلیکوژن نیاز دارید تا عضلات کمی پرتر به نظر برسند، اگر این خواسته شده بود. بنابراین و سپس روزهای دیگر شما معمولاً کربوهیدرات کمتری میخورید، درست است؟ برخی افراد کربوهیدرات کم را ۱۰۰ گرم یا کمتر در نظر میگیرند، اما شما میتوانید فقط آن را تحقیق کنید. چرخه کربوهیدرات بسیار آسان برای اعمال است و من فکر میکنم همچنین به شما انعطافپذیری متابولیک میدهد که اساساً توانایی استفاده از چربی و کربوهیدرات به عنوان منابع سوخت است که وقتی آنها را زمانبندی میکنید مهم میشوند، زیرا در تمرینات با شدت کم، شما واقعاً به سوخت با اکتان بالا نیاز ندارید که اساساً همان چیزی است که کربوهیدراتها هستند. بنابراین چرخه کربوهیدرات بود. Um، خوردن ریتم شبانهروزی بود. من کمی با روزهداری متناوب متفاوت هستم، اگرچه برخی آن را اینگونه در نظر میگیرند. فقط استفاده از نور به عنوان راهنما برای زمان خوردن بود. بنابراین معمولاً اولین وعده غذایی را یک یا دو ساعت بعد از بیدار شدن میخورید، آخرین وعده غذایی برای بیشتر آنها، بگویید سعی کنید دو ساعت قبل از خواب انجام دهید. اما واقعاً فقط زمانی است که بیدار هستید و آن زمانبندی بدن را آماده میکند. من هنوز معتقدم که اگر به درستی نسبی آنچه را که "کاردیو ناشتا" مینامیم انجام دهید. اما این فقط واقعاً پیادهروی قبل از خوردن است. من معتقدم که قبل از خوردن و قبل از خوردن یک وعده غذایی واقعی، هضم را تحریک میکنم. بنابراین شاید یک فنجان چای در صبح، تحریک هضم، کمی سیب یا چیزی را بجوید، و فقط کمی پیادهروی کنید، مثل گرفتن نور خورشید صبحگاهی، از این نوع چیزها. و سپس راه دیگر برای انجام آن، اگر میدانید که آنها در کسری از کالری خواهند بود، شما میخواهید پروتئین را کمی افزایش دهید. من میدانم که پروتئین در حال حاضر یک جنون بزرگ است. و همه در مورد میزان کیلوگرم در هر کیلوگرم وزن بدن برای پروتئین متفاوت هستند. بنابراین، من در اینجا تجویزی نخواهم بود، اما شما در آن فازها که میخواهید توده لاغر را حفظ کنید، اما در کسری از کالری هستید، که این است که آنها کمی بیشتر پروتئین بخورند، اما چرخه کربوهیدرات، من فکر میکنم چرخه کربوهیدرات مانند راز آشکار در صنعت است، اگر بدانید چگونه از آن استفاده کنید. این یکی از آسانترین راهها برای سریع لاغر شدن است. شما به طور کلی فقط انرژی در دسترس میخواهید. بله. درست است. و بسیاری از زنان فقط غذا نمیخورند و اینطور نیست که من الان اینجا روی این مبل نشستهام. فکر میکنی چقدر کالری میسوزانم اگر تمام روز اینجا بنشینم؟ >> تمام روز. >> تمام روز. >> ۳۵۰۰. >> بله، تقریباً چون شما احتمالاً با BMR، نرخ متابولیک پایه آشنا هستید. بسیاری از مردم نیستند. بنابراین، آنها فکر میکنند باید غذای خود را به دست آورند. بنابراین، آن طرز فکر این است که، نه، تو باید بخوری. اما، میدانی، استیسی سیمز اکنون در این مورد بزرگ است، مثل اینکه به مردم میگوید انرژی در دسترس داشته باشند. این در ورزش برای مدتی بزرگ بوده است، که نسبی کمبود انرژی است و آنها اکنون نام آن را تغییر دادهاند، اما شما به آن نیاز دارید، به خصوص برای زنان. اما بله، کرب، به شما میگویم، خوردن ریتم شبانهروزی، چارچوب کلی چرخه کربوهیدرات و شما خوب خواهید بود. مطمئنم همه از مزایای مصرف مکملهای روغن ماهی امگا ۳ شنیدهاند، اما چیزی که بسیاری از مردم نمیدانند این است که آن مکملها اغلب قبل از اینکه حتی از بطری خارج شوند خراب میشوند و در نتیجه مکملهایی که سلامتی شما را بهبود نمیبخشند. و همچنین چیزی وجود دارد که سه برابر فواید سلولی بیشتری نسبت به روغن ماهی امگا ۳ دارد، و آن چربی ۱۵ است. بنابراین، چربی ۱۵ حاوی C15 خالص است. بر اساس بیش از ۱۰۰ مطالعه، اکنون میدانیم که C-15 سلولهای ما را تقویت میکند و یک ماده مغذی کلیدی افزایشدهنده طول عمر است که به کند کردن پیری بیولوژیکی در سطح سلولی کمک میکند. در واقع، وقتی سلولهای ما C-15 کافی ندارند، شکننده میشوند و سریعتر پیر میشوند. و ما میدانیم که وقتی سلولهای ما پیر میشوند، بدن ما نیز پیر میشود. بنابراین، چربی ۱۵ آسیبهای مرتبط با سن را به سلولها ترمیم میکند. از شکست آینده آنها محافظت میکند. و مسیرهایی را در بدن فعال میکند که به تنظیم خواب، خلق و خو و مکانیسمهای ترمیم طبیعی ما کمک میکنند که از سلامت کلی ما پشتیبانی میکنند. بنابراین، این شامل بهبود سلامت متابولیک، کبدی و قلبی، عملکرد روان مفاصل، خواب عمیقتر، حتی مو، پوست و ناخنهای سالمتر است. من افرادی را داشتهام که پس از شنیدن در مورد چربی ۱۵ در پادکست با من تماس گرفتهاند و گفتهاند که پوستشان طوری به نظر میرسد که انگار درمان شدهاند و اینطور نبوده است. بنابراین، ما آن را دوست داریم. بنابراین، چربی ۱۵ در مأموریت بهینهسازی سطوح C-15 شما برای کمک به شما در زندگی سالمتر و طولانیتر است. میتوانید با رفتن به fatty5.com/well و استفاده از کد well، ۱۵٪ تخفیف اضافی برای کیت شروع اشتراک ۹۰ روزه خود دریافت کنید. بسیاری از مردم در جستجوی مراقبتهای بهداشتی تأخیر میکنند، نه به این دلیل که کمک نمیخواهند، بلکه به این دلیل که از سیستم، از جمله جزئیات ریز، تماسهای بیپایان و سردرگمی در مورد آنچه پوشش داده میشود، به خصوص وقتی صحبت از چیزی مانند داروی GLP1 میشود، سردرگم هستند. سردرگمی زیادی در مورد اینکه چگونه کسی میتواند واجد شرایط باشد و آیا تحت پوشش قرار میگیرد وجود دارد. بنابراین اینجاست که row وارد میشود. بررسیکننده بیمه RO به شما میگوید که آیا برای GLP1 رایگان تحت پوشش هستید یا خیر. و اگر میخواهید ببینید آیا تحت پوشش هستید، فقط کارت بیمه خود را ارسال میکنید و ROW بقیه کارها را انجام میدهد. هیچ کاغذبازی، هیچ دردسری، هیچ انتظار در صف وجود ندارد. همچنین، بررسیکننده بیمه رایگان RO یک گزارش جامع از جزئیات پوشش شما ارسال میکند تا بتوانید تصمیمی بگیرید که برای اهداف شما درست باشد. در واقع، تقریباً نیمی از اعضای allow پوشش بیمه دارند. بنابراین، اگر تصمیم به ادامه کار گرفتید، ROW میتواند به شما کمک کند تا بفهمید آیا GLP1 مانند OMIC و WGOI برای شما و اهداف شما مناسب است یا خیر. اما این فقط آغاز است. وقتی عضو ROW میشوید، در طول فرآیند پشتیبانی دارید. شما به ارائهدهنده خود در صورت تقاضا برای هرگونه سؤال دسترسی دارید، که اگر این داروها را مصرف میکنید ضروری است، همانطور که همه کارشناسانی که در پادکست من حضور داشتهاند، بحث کردهاند. بنابراین، اگر نیاز به استفاده از یکی از این داروها داشتم، قطعاً از Row برای بررسی اینکه آیا تحت پوشش هستم استفاده میکردم. در حال حاضر، میتوانید به row.co/blond برای بررسی رایگان بیمه خود بروید. این ro.co/blond co/blond است تا ببینید آیا بیمه شما GLP1 را به صورت رایگان پوشش میدهد. برای هشدار جعبهای و اطلاعات کامل ایمنی در مورد داروهای GLP-1 به row.co/safety بروید. اداره یک کسب و کار با یک سیستم تلفن قدیمی و دست و پا گیر مانند رقابت با یک دست بسته شده پشت کمر است. و هر بار که تماسی را از دست میدهید، پول را روی میز میگذارید. با Quo، که قبلاً Open Phone نام داشت، یک جایگزین مدرن دارید که برای کار هوشمندانهتر، ایجاد روابط قویتر و هرگز فرصتی را از دست ندهید، ساخته شده است، زیرا این همان چیزی است که کسب و کار و مشتریان شما سزاوار آن هستند. Quo سیستم تلفن تجاری شماره یک است که برای سال ۲۰۲۵ ساخته شده است، نه ۱۹۹۵. این انتخاب برتر برای رضایت مشتری است. بنابراین، فراموش کنید که تلفنها را جابجا کنید یا از خط ثابت استفاده کنید. Quo درست از یک برنامه در تلفن یا رایانه شما کار میکند. کل تیم شما میتواند یک شماره را به اشتراک بگذارد و روی تماسها و پیامها مانند صندوق ورودی مشترک همکاری کند. بنابراین این به معنای پاسخهای سریعتر، مشتریان خوشحالتر است و Quo فقط یک سیستم تلفن نیست. این یک سیستم هوشمند است. دارای گزارشهای تماس هوش مصنوعی داخلی است. خلاصهها را مینویسد و حتی مراحل بعدی را تنظیم میکند. بنابراین اگر نمیتوانید تلفن را پاسخ دهید، عامل هوش مصنوعی Quo میتواند، که شگفتانگیز است. این منجر به صلاحیت میشود، تماسها را به شخص مناسب هدایت میکند و اطمینان حاصل میکند که هیچ مشتری هرگز معلق نمیماند. حتی پس از ساعات کاری، Quo شما را پوشش میدهد. اساساً چراغها را روشن نگه میدارد در حالی که شما در واقع میخوابید. بیش از ۹۰,۰۰۰ کسب و کار در حال حاضر با Quo کار میکنند. از اپراتورهای انفرادی گرفته تا تیمهای در حال رشد، Quo به کسب و کارها کمک میکند تا متصل بمانند و حرفهای به نظر برسند. بنابراین امروز دوره آزمایشی رایگان خود را شروع کنید و ۲۰٪ تخفیف برای ۶ ماه اول خود در quo.com/blond با املای quo.com/blond دریافت کنید. و اگر از قبل شمارهای دارید، Quo آن را به صورت رایگان منتقل میکند. نقل قول: "هیچ تماسی از دست رفته، هیچ مشتری از دست رفته." خوردن ریتم شبانهروزی نیز جالب است، زیرا فکر میکنم مانند روزهداری متناوب برای مدت طولانی یک چیز بود. و من بسیاری از زنان، از جمله خودم، تا همین اواخر را میشناسم. من بیدار میشدم، ماچا میخوردم، تمرینم را انجام میدادم، تا ۱۰ یا ۱۱ غذا نمیخوردم. و تا آن زمان، من از کافئین مضطرب، گرسنه بودم، کورتیزولم احتمالاً از سقف میگذشت. قند خونم در حال افت بود. و برای برخی از زنان، شاید جواب دهد. میدانی، من قسمتهایی با افراد دیگر داشتهام که در مورد خوردن ظرف یک ساعت از بیدار شدن صحبت کردهاند، میدانی، برای زنان و برای هورمونها و ثبات قند خون و همه آن و خوردن قبل از کافئین. و البته، ناگزیر، افرادی هستند که مخالفت میکنند و میگویند، میدانی، روزهداری بهتر است و همه آن، اما برای من، >> اجرای آن تغییر و خوردن حداقل چیزی قبل از کافئین. بنابراین من بیدار میشوم، آب مینوشم، نور خورشید را میگیرم، >> کمی حرکت میکنم، حداقل کمی میخورم، اگر نه یک وعده کامل در عرض یک یا دو ساعت. >> آن سه بزرگ در اینجا، >> چه چیزی >> اساساً زماندهنده یا هر چیزی هستند. بنابراین به آنها "زماندهنده" گفته میشود. بنابراین اینها اساساً سه نشانه بزرگ در رابطه با ریتم شبانهروزی شما هستند. بنابراین ریتم شبانهروزی فقط مانند خواب نیست، اساساً یک چرخه نسبی ۲۴ ساعته است که فرآیندهای مختلف در بدن شما در آن قرار دارند. خواب بزرگترین آنهاست. بنابراین واقعاً آنچه شما به آن اشاره میکنید و به سؤال جهانی برمیگردد، این است که بهترین چیز برای ریتم شبانهروزی کلی من چه خواهد بود. نه آیا روزهداری چیزی است که باید انجام دهم. درست است؟ بنابراین در پایان روز واقعاً چه کاری انجام دادی و آیا آن را به طور مداوم انجام میدهی؟ بنابراین شما هضم خود را تحریک میکنید. آیا واقعاً مهم است که یک ساعت یا در عرض دو ساعت از بیدار شدن بخورید؟ احتمالاً برای بیشتر مردم، درست است؟ یا به تأخیر انداختن آن. شما میتوانید از پس آن برآیید، اما ثبات مهم است. بنابراین برای شما، میدانی، زودتر خوردن احتمالاً کمی بهتر است، اما احتمالاً چیزی سبک میخورید. درست است. بله. بنابراین شما فقط چه کار میکنید؟ شما هضم خود را زودتر تحریک میکنید، زیرا هیچ کس هرگز نمیخواهد در مورد آن صحبت کند. آنچه شما واقعاً نیاز دارید انجام دهید، حرکت سبک و سپس کمی لقمه است. شما باید به دستشویی بروید. و بسیاری از مردم منظم نیستند. بنابراین برای یک لحظه به آن فکر کنید. اگر فقط ۸ ساعت خوابیدید، بدن شما تمام سیگنالهای مربوط به دفع مواد زائد را به تأخیر انداخته است. و بیشتر مردم یا این قهوه را دارند، اصلاً غذا نمیخورند، مدت زیادی به دستشویی نرفتهاند، و بدن شما گیج شده است. بنابراین، ما سؤالات اشتباهی میپرسیم، مثل اینکه، البته، اگر قرار است یک تمرین سخت انجام دهید، باید چیزی مصرف کنید. اما اینطور نیست. همچنین، طرف دیگر آن این است که اگر فقط یک پیادهروی سبک باشد، که در پایان روز، شدت کم، حالت پایدار، این همان چیزی است که پیادهروی شما بود. شما یک محرک شدت کم، حالت پایدار برای سلامتی خود داشتید. احتمالاً لازم نیست بگویید اگر برای پیادهروی میروم و مقدار زیادی غذا میخورم. اما واقعاً کاری که شما انجام میدهید این است که نشانههای خاصی به بدن خود میدهید تا نظم را ترویج کند که شکوفایی و سلامتی را ترویج میکند در مقابل روزهداری میتواند کمی شدیدتر باشد، زیرا شما آن استرس طولانیمدت را دارید. اما اگر قبل از خواب روزه بگیرید، تحقیقات تمایل دارند نشان دهند که آیا ممکن است کمی برای سیستم آسانتر باشد یا به طور طبیعی همان کاری است که اگر زود بیدار شوید و زود بخوابید انجام خواهید داد. >> بله. >> بنابراین، هیچ کس روزهداری را تعریف نمیکرد، زیرا لونگو بیرون آمد و خدا او را رحمت کند، تحقیقات او بسیار مهم بود، اما لونگو بیرون آمد و در مورد روزهداری صحبت کرد و سپس مردم آن را گرفتند و آن را در چارچوبهای مختلفی اعمال کردند بدون اینکه توضیح دهند چه چیزی است. بنابراین، ما در مورد چه صحبت میکنیم؟ آیا در مورد یک پنجره غذایی ۴ ساعته، یک پنجره غذایی ۸ ساعته، یک ۱۲ ساعته صحبت میکنیم؟ آیا در مورد پنج روز غذا خوردن، دو روز نه، صحبت میکنیم؟ آیا فقط در مورد ۲۴ ساعت نخوردن صحبت میکنیم؟ و سپس مردم فقط میگویند: "اوه، من روزهداری متناوب دارم." مثل اینکه، "خب، چه کار میکنی؟" >> بله. بسیار مبهم است. >> بله. و آیا شما مرد هستید؟ آیا شما زن هستید؟ اهداف شما چیست؟ آیا بیماری زمینهای دارید؟ و این یک فاز جدید از فلسفه سلامتی است که ما وارد آن میشویم، این است که ما از تلاش همه چیز تحت یک اصطلاح کلی دور میشویم و اکنون وارد رویکردهای کمی استراتژیکتر و هدفمندتر میشویم که باید به وضوح تعریف شوند، زیرا همچنین افرادی که به این موضوع گوش میدهند احتمالاً از همه چیز تحت یک اصطلاح کلی خسته شدهاند و دیگر نیازی به متقاعد کردن مردم نیست که آنها باید کارهایی برای مراقبت از سلامتی خود انجام دهند. این اکنون این است که چه کاری باید انجام دهم و چرا و چگونه میدانم که بهترین چیز برای من است یا حداقل حداقل آسیب را وارد میکند. >> و این سؤال کلیدی است که باید بپرسید وقتی این چیزها را امتحان میکنید. >> بله. و این به آنچه که در مورد آن صحبت میکردیم برمیگردد، میدانی، در مورد شناخت واقعی خود. و من فکر میکنم وقتی آن کار را انجام میدهید و سعی میکنید به درون نگاه کنید و بفهمید چه کسی هستید و چه میخواهید و چگونه فکر میکنید و همه آن، سپس میتوانید اطلاعات را بگیرید و آنچه را که برای شما اعمال میشود بگیرید و بقیه را رها کنید. >> همین است. >> بله. و من فکر میکنم که ما اکنون در اضافه بار اطلاعات هستیم. بنابراین این یک مهارت حیاتی برای مردم است. >> خدا آنها را حفظ کند. منظورم این است که بله، فکر میکنم این همان چیزی است که مردم نیاز دارند. و هرچه بیشتر کار کنید و هرچه بیشتر بتوانیم این را در مثل اینکه، چگونه در مورد این فکر کنیم و چگونه دادههایی در مورد خودمان به روشی غیر از حد شدید به دست آوریم، مثل اینکه یک یا دو بار در سال آزمایش خون بدهید، میدانی منظورم چیست؟ یک بار در هفته بنشینید و واقعاً بنویسید که چه احساسی دارید. بنشینید و توجه کنید بعد از خوردن چیزی، چه احساسی به شما دست میدهد. و سپس شروع به فکر کردن میکنید، مثل اینکه، چرا اینطور نیست که عدس شاید ناسالم باشد، درست است؟ اما مثل این است که، بسیار خوب، وقتی آن را خوردم، چرا اینطور احساس کردم. آیا احساس نفخ کمی کردم؟ چرا این برای من کار نمیکند؟ چرا سالاد ممکن است برای من کار نکند؟ اما چرا این میوه از نظر فنی به من احساس بهتری میدهد، اما این میوه این کار را نمیکند در حالی که هر دو قرار است سالم باشند؟ سپس میگویید، سلامتی واقعاً چیست؟ و میگویید، خوب، سلامتی یک حالت وجودی است، درست است؟ این همان چیزی است که من احساس میکنم. بنابراین دیگر غذای سالمی وجود ندارد. فقط این است که یک غذا فقط میتواند سلامتیبخش باشد. بنابراین غذاهایی که سلامتی را در من ترویج میکنند کدامند؟ بنابراین، من واقعاً فکر میکنم که شما باید شروع به پرسیدن سؤالات درست کنید به جای اینکه فقط کورکورانه بگویید، "اوه، من سرکه سیب مینوشم چون به من گفته شد که قند خونم را بهتر میکند یا هر چیز دیگری." شما در یک حالت دائمی از شدن هستید. بدن در یک حالت دائمی از شدن است. و پذیرش آن و درک آنچه میتوانید برای کمک به بدن خود در دراز مدت انجام دهید، اما همچنین در حال حاضر. چون دوباره، شما سزاوار احساس خوبی هستید. شما سزاوار این نیستید که هر روز خود را تا استخوان کار کنید. و مثل اینکه همه این چیزها، میدانی، سرگرمکننده است و پولت را بالا ببر، خوش بگذران، اما این چیزی که در آن هستی، بدن و ذهن تو، آنها بیشتر از آنچه فکر میکنی به هم متصل هستند. اما ببخشید، بیایید به سؤالات دیگر آنها بپردازیم قبل از اینکه خیلی دیر شود. >> خوب، ببینیم. >> برای شنوندگان، این همان دلیلی است که ما این کار را میکنیم. >> بسیار خوب، من فقط سؤالی را که دوست دارم از مهمانانم بپرسم تا آن را ببندم، میپرسم. یک کاری هست که دوست داری مردم دیگر انجام ندهند و کاری هست که دوست داری انجام دهند؟ >> سؤال خوبی است. من دوست دارم مردم چند چیز را انجام دهند، مثل اینکه چیزها را لذتهای گناه آلود بنامند، اگر فقط نوعی غذا باشد یا برخی از کارهایی که در روز میخورم را متوقف کنند، زیرا فکر میکنم میتوانند کمی طاقتفرسا باشند، به خصوص برای زنان. >> اما لذت گناه آلود شما چیست؟ >> میدانی >> غذای مرگبار تو چیست؟ >> من داشتم یک شوخی خیلی بد و نامناسب میکردم. >> اما ما میتوانیم به آنجا برویم. میدانی، من قطعاً داشتم میگفتم زنان، اما ما از آن دوری خواهیم کرد. ام، >> گفتی. >> من گفتم. >> غذای مرگبار من روتی است. من اهل هند غربی هستم، بنابراین من یک روتی هند غربی، یک طرف موز شیرین، ماکارونی پخته شده و پنیر، و سپس پای سیب با بستنی وانیلی میخواهم. و مادر من مثل کیک پنیر کرم توت فرنگی وانیلی. بنابراین این همان چیزی است که من دوست دارم مردم شروع به انجام آن کنند، مثل اینکه واقعاً با هم ارتباط برقرار کنند و این کار را از طریق لنز خود انجام ندهند، بلکه از طریق درهم تنیدگی انجام دهند. و من فکر میکنم این همان چیزی است که گم شده است. بنابراین امیدوارم واقعاً به آن بازگردیم. و حتی من گاهی اوقات این را با مثل اینکه، تنقلات ورزشی میبینم، من این باشگاه ورزشی را دارم و ما رویدادهایی را برگزار میکنیم و من همیشه مطمئن میشوم که مردم با هم ملاقات کنند، یکدیگر را ببینند، کسی جدید را ببینند. ما تمرینات مشارکتی انجام میدهیم و مردم بارها و بارها به من میگویند، "اوه خدای من، این خیلی سرگرمکننده بود. ممنون که تمرین مشارکتی انجام دادی. خیلی خوش گذشت. با کسی جدید آشنا شدم." مثل اینکه سلامتی و تندرستی باید برخی از درهم تنیدگیها را هدایت کند. نباید فقط تو را به سمت خودت سوق دهد. بنابراین من فقط امیدوارم مردم زمان بیشتری را برای ارتباط صرف کنند. >> دوستش دارم. بسیار خوب، همه کجا میتوانند شما را پیدا کنند؟ >> اوه، ام، من روی یک کتاب کار میکنم. بنابراین، بله، designyour yourself.world، به وبسایت بروید، به خبرنامه بپیوندید، و همچنین فقط مانند افشاگری در مورد اینکه چگونه کتاب را انجام میدهم. و سپس جو هولدر در اینستاگرام و joolder در توییتر. >> خیلی ممنونم. >> ممنونم.