📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

Iran RECEIVES 1,000 RS-28 Sarmat Nukes From Russia, Israel Has 48 Hours to SURRENDER, U.S. TREMBLES

Professor Jiang Mindset28:00

Transcription

هر کاری که انجام می‌دهید را متوقف کنید، زیرا آنچه در شرف شنیدن آن هستید، تمرین نیست، شبیه‌سازی نیست، و از آن نوع گمانه‌زنی‌های ژئوپلیتیکی نیست که تا صبح پس گرفته شود. آنچه در ۴۸ ساعت گذشته اتفاق افتاده است، فاجعه‌بارترین رویداد استراتژیک منفرد در تاریخ جهان مدرن را نشان می‌دهد. رویدادی چنان پیامددار، چنان برگشت‌ناپذیر، و چنان ویرانگر در پیامدهای خود که هر دولتی در زمین در حال حاضر در جلسه اضطراری است، تلاش می‌کند تا معنای آن را پردازش کند و هیچ پاسخ راحتی پیدا نمی‌کند. روسیه ۱۰۰۰ موشک هسته‌ای RS28 Sarmat را به ایران منتقل کرده است. ۱۰۰۰. این عدد را با صدای بلند بگویید و اجازه دهید فضایی را که شایسته آن است، اشغال کند. نه یک اسکادران، نه یک هنگ. ۱۰۰۰ تا از مخرب‌ترین سلاح‌هایی که تا به حال توسط تمدن بشری ساخته شده است. هر کدام با محموله‌ای قادر به پاک کردن کشوری به اندازه فرانسه از روی نقشه. هر کدام با سرعت فراصوت در مسیرهایی که هیچ سیستم دفاعی روی زمین برای رهگیری آنها طراحی نشده بود. هر کدام اکنون در تأسیسات پرتاب مستحکم ایرانی قرار دارد که به سمت جهانی نشانه رفته است که زمان خود را برای وانمود کردن اینکه قوانین قدیمی هنوز اعمال می‌شوند، از دست داده است. RS28 Sarmat ناتو آن را شیطان ۲ می‌نامد. این نام بازاریابی نیست. این توصیفی است با برد ۱۸۰۰۰ کیلومتر، ظرفیت حمل تا ۱۵ کلاهک هسته‌ای قابل هدف‌گیری مستقل در هر موشک، و پروفایل پروازی که می‌تواند از هر جهتی به اهداف خود نزدیک شود، از جمله از قطب جنوب، با دور زدن تمام رادارهای هشدار اولیه که ایالات متحده و ناتو دهه‌ها صرف موقعیت‌یابی آنها در مسیرهای شمالی کرده‌اند. سارمات در حال حاضر ترسناک‌ترین سیستم تسلیحاتی در زرادخانه استراتژیک روسیه بود. این سلاح به طور خاص برای شکست دفاع موشکی آمریکا طراحی شده بود. این سلاح با هدف صریح اطمینان از اینکه هیچ چیز که ایالات متحده مستقر می‌کند، هیچ رهگیر، هیچ سیستم لیزری، هیچ قابلیت نسل بعدی طبقه‌بندی شده‌ای نمی‌تواند مانع رسیدن آن به هدف تعیین شده شود، ساخته شده بود. و روسیه درست ۱۰۰۰ تا از آنها را به ایران داد. بیایید در مورد اینکه ۱۰۰۰ موشک سارمات در واقع از نظر عملیاتی چه معنایی دارد صحبت کنیم، زیرا این عدد باید قبل از اینکه وزن کامل آن درک شود، به واقعیت استراتژیک ترجمه شود. ایالات متحده در حال حاضر تقریباً ۱۵۰۰ کلاهک هسته‌ای استراتژیک مستقر در سراسر سه‌گانه هسته‌ای خود را حفظ می‌کند. موشک‌های زمینی، موشک‌های پرتاب شده از زیردریایی، و بمب‌افکن‌های با قابلیت هسته‌ای در مجموع. ۱۰۰۰ موشک سارمات، هر کدام با حداکثر ۱۵ کلاهک قابل هدف‌گیری مستقل، ظرفیت تحویل حداکثر تئوریک ۱۵۰۰۰ کلاهک هسته‌ای را نشان می‌دهد. ایران به تازگی زرادخانه‌ای هسته‌ای دریافت کرده است که از نظر ظرفیت خام تحویل، ۱۰ برابر کل نیروی هسته‌ای استراتژیک آمریکا است. اسرائیل ظرف ۶ ساعت پس از تأیید انتقال، پاسخ خود را صادر کرد. یک بیانیه واحد، ۱۱ کلمه. ایران ۴۸ ساعت فرصت دارد تا عقب‌نشینی کند یا با نابودی کامل روبرو شود. پشت این بیانیه، پشت این ۱۱ کلمه که با لحن آرام و کنترل شده دولتی که تازه به پرتگاه نگاه کرده است، بیان شد، دردناک‌ترین محاسبه استراتژیک است که هر رهبری در اسرائیل تا به حال مجبور به انجام آن شده است. زیرا زرادخانه هسته‌ای خود اسرائیل، که از نظر استانداردهای منطقه‌ای قابل توجه و کافی برای تضمین گزینه سامسون در برابر هر نسخه قبلی از قدرت نظامی ایران است، اکنون با همتایی روبرو است که از نظر مقیاس آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و اصطلاح تعادل را بی‌معنی می‌کند. واشنگتن تأیید انتقال را در ساعت ۳:۱۴ صبح دریافت کرد. رئیس جمهور بلافاصله بیدار شد. شورای امنیت ملی ظرف ۲۰ دقیقه به طور کامل تشکیل جلسه داد. و برای اولین بار از زمان بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲، رهبری تشکیل شده قدرتمندترین ملت زمین در یک اتاق با هم نشستند و نتوانستند یک گزینه واحد را شناسایی کنند که احتمال واقعی پایان دادن به تمدن بشری به عنوان یک فعالیت کارآمد را نداشته باشد. تحلیل امشب شما را به تمام ابعاد این لحظه می‌برد. روسیه چگونه توانست انتقال ۱۰۰۰ موشک سارمات را بدون تحریک واکنش غرب انجام دهد؟ معماری فنی سارمات برای هر سیستم دفاعی که اسرائیل و ایالات متحده دهه‌ها و تریلیون‌ها دلار صرف ساخت آن کرده‌اند، چه معنایی دارد؟ پشت اولتیماتوم ۴۸ ساعته اسرائیل چیست؟ و آیا این یک خط قرمز واقعی است یا آخرین تلاش ناامیدانه دولتی که گزینه‌های واقعی خود را از دست داده است؟ واشنگتن وقتی خود بازدارندگی، بازداشته شود، چه می‌کند؟ و دنیایی با ۱۰۰۰ موشک هسته‌ای روسیه در دست ایران، برای نظم جهانی، برای چارچوب منع گسترش تسلیحات هسته‌ای، و برای فرض اساسی اینکه فردا شبیه امروز خواهد بود، چه معنایی دارد؟ امشب هیچ پاسخ راحتی وجود ندارد. اما حقیقت، هرچند وحشیانه، تنها چیزی است که ارزش گفتن دارد. سه سوال همه چیز را که در پی می‌آید هدایت خواهد کرد. اول، مسکو چگونه بزرگترین انتقال تسلیحات هسته‌ای منفرد در تاریخ بشر را بدون تحریک واکنش رهگیری غرب انجام داد؟ و آن شکست در مورد محدودیت‌های واقعی تسلط اطلاعاتی جهانی آمریکا چه چیزی را آشکار می‌کند؟ دوم، واقعیت فنی RS28 Sarmat برای معماری دفاعی اسرائیل و آمریکا چه معنایی دارد؟ و آیا هیچ قابلیت رهگیری روی زمین وجود دارد که بتواند به طور واقع‌بینانه آن را در مقیاس درگیر کند؟ سوم، با گذشت ساعت ۴۸ ساعته اسرائیل و عدم وجود گزینه نظامی پاک در دست واشنگتن، آیا مسیری از این بحران وجود دارد که به تبادل هسته‌ای ختم نشود؟ و اگر وجود دارد، چه کسی شجاعت و وضوح لازم برای پیمودن آن را دارد؟ بخش اول، انتقال. چگونه روسیه ایران را به شیطان ۲ مسلح کرد، و چرا غرب هرگز آن را ندید. انتقال ۱۰۰۰ موشک RS28 Sarmat از روسیه به ایران از طریق عملیات لجستیکی مخفیانه که آژانس‌های اطلاعاتی غربی برای شناسایی و رهگیری آن آموزش دیده‌اند، انجام نشد. این از طریق چیزی بسیار جسورانه‌تر و بسیار دشوارتر برای مقابله انجام شد. یک تصمیم استراتژیک دولتی که در بالاترین سطح دولت روسیه اتخاذ شد، از طریق کانال‌های رسمی نظامی اجرا شد و قبل از اینکه واشنگتن بتواند پاسخی قادر به توقف آن را تدوین کند، تکمیل شد. برای درک اینکه چگونه این اتفاق افتاد، باید منطق استراتژیک را که مسکو را به این تصمیم سوق داد، درک کنید. زیرا انتقال ۱۰۰۰ موشک بالستیک قاره‌پیما با قابلیت هسته‌ای به یک قدرت منطقه‌ای، اقدامی نیست که هیچ دولتی بدون ملاحظات فوق‌العاده انجام دهد. ولادیمیر پوتین تصمیمات این مقیاس را به طور ناگهانی نمی‌گیرد. هر عنصر از انتقال سارمات مورد سنجش، مدل‌سازی، و تصمیم‌گیری به عنوان اوج یک فرآیند استراتژیک قرار گرفت که سال‌ها قبل از عبور اولین موشک از مرز روسیه به خاک ایران آغاز شد. اساس آن فرآیند، شناسایی فزاینده در مسکو در طول ۳ سال گذشته فشار پایدار غرب بر سر اوکراین بود که نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین موجود که توسط واشنگتن اداره می‌شود، به ابزاری برای محرومیت استراتژیک دائمی روسیه تبدیل شده است. هر ابزار فشار غربی به طور همزمان علیه روسیه به کار گرفته شده بود. تحریم‌های مالی با دامنه بی‌سابقه. کنترل صادرات فناوری که پایگاه صنعتی دفاعی روسیه را هدف قرار می‌داد. انتقال تسلیحات به اوکراین در مقیاسی که درگیری را به طور نامحدود طولانی می‌کند. انزوای دیپلماتیک در نهادهای بین‌المللی همسو با غرب. واکنش روسیه به این فشار صبورانه و روشمند بود، ایجاد معماری مالی جایگزین، تعمیق روابط انرژی با شرکای غیر غربی، گسترش چارچوب‌های شانگهای و بریکس به جایگزین‌های استراتژیک واقعی برای نهادهای تحت سلطه غرب، و مهمتر از همه شناسایی اقدام واحدی که محیط استراتژیک جهانی را به نفع روسیه به طور قاطعانه بازسازی می‌کرد و در عین حال زیر آستانه رویارویی نظامی مستقیم با ناتو باقی می‌ماند. پاسخ ایران بود. یک ایران مسلح هسته‌ای، یا دقیق‌تر، ایران دارای پیشرفته‌ترین سیستم‌های تحویل هسته‌ای جهان، محیط استراتژیک خاورمیانه را به گونه‌ای متحول می‌کند که توجه استراتژیک آمریکا را به طور دائم مصرف می‌کند، منابع نظامی آمریکا را به طور دائم درگیر می‌کند، و اعتبار آمریکا به عنوان ضامن امنیت منطقه‌ای را به طور دائم تضعیف می‌کند. هر درصد از ظرفیت استراتژیک آمریکا که توسط یک ایران با قابلیت هسته‌ای جذب می‌شود، درصدی است که برای فشار بر روسیه در دسترس نیست. هر متحدی که اعتماد خود را به تضمین‌های امنیتی آمریکا به دلیل شکست واشنگتن در جلوگیری از دستیابی ایران از دست می‌دهد، متحدی است که مسکو می‌تواند به عنوان شریک جایگزین پرورش دهد. بنابراین، این انتقال یک تشدید ناگهانی نبود. این یک سرمایه‌گذاری استراتژیک محاسبه شده بود. مهمترین اقدام منفرد در کمپین بلندمدت مسکو برای بازسازی نظم جهانی از تک‌قطبی آمریکا. لجستیک جابجایی ۱۰۰۰ موشک سارمات از تأسیسات تولید و ذخیره‌سازی روسیه به زیرساخت‌های پرتاب مستحکم ایران، چالشی با پیچیدگی عظیم بود، اما چالشی که سیستم لجستیک نظامی روسیه، بزرگترین در جهان، به طور منحصر به فردی برای اجرای آن مجهز بود. انتقال از طریق ترکیبی از حمل و نقل ریلی در سراسر قلمرو روسیه به سواحل دریای خزر، انتقال دریایی در سراسر خزر با کشتی‌های نظامی روسیه که در آب‌هایی فعالیت می‌کردند که هیچ دارایی نظارتی غربی دسترسی معناداری به آن نداشت، و تحویل نهایی زمینی از طریق قلمرو ایران به تأسیسات زیرزمینی مستحکم در چندین استان انجام شد. کل عملیات تحت پوشش مجموعه‌ای از رزمایش‌های نظامی بزرگ مقیاس روسیه در منطقه نظامی جنوبی انجام شد. رزمایش‌هایی که امضاهای ماهواره‌ای آنها انکار قابل قبولی برای جابجایی تجهیزات استراتژیک سنگین در منطقه جغرافیایی مربوطه فراهم می‌کرد. ماهواره‌های اطلاعاتی غربی حرکات نظامی بزرگی را مشاهده کردند. آنها آنها را مربوط به رزمایش ارزیابی کردند. تا زمانی که ادغام تحلیلی مغایرت بین پارامترهای اعلام شده رزمایش و امضاهای واقعی تجهیزات را شناسایی کرد، موشک‌ها در تأسیسات ایرانی قرار گرفته بودند و انتقال کامل شده بود. شکست اطلاعات غربی در رهگیری این عملیات عمدتاً یک شکست جمع‌آوری نیست. این یک شکست تصمیم‌گیری است. دارایی‌های جمع‌آوری وجود داشتند. سیگنال‌ها حاضر بودند. آنچه غایب بود، تمایل سیاسی برای اقدام بر اساس شاخص‌های هشدار اولیه مبهم به گونه‌ای بود که خطر رویارویی مستقیم با روسیه را قبل از تأیید مطلق ایجاد می‌کرد. و تا زمانی که تأیید مطلق شد، پنجره رهگیری بسته شده بود. این پارادوکس اطلاعاتی است که سیستم‌های اقتدارگرا علیه دموکراتیک سوء استفاده می‌کنند. دولت‌های دموکراتیک برای اقدام پرخطر به استاندارد بالاتری از قطعیت نیاز دارند تا دولت‌های اقتدارگرا برای تکمیل عملیات پرخطر. روسیه اقدام کرد. واشنگتن بررسی کرد. موشک‌ها در ایران هستند. زیرساخت‌های پذیرش ایران، تأسیسات پرتاب زیرزمینی مستحکم، معماری فرماندهی و کنترل، پرسنل فنی آموزش دیده در عملیات سارمات، در طول یک برنامه چند ساله آماده شده بود که دامنه کامل آن را اطلاعات غربی به درستی ارزیابی نکرده بود. تیم‌های فنی ایرانی و روسی سال‌ها در تأسیسات طبقه‌بندی شده با هم کار می‌کردند و معماری پذیرش را قبل از انتقال می‌ساختند. هنگامی که موشک‌ها رسیدند، ایران آماده دریافت، ادغام و قرار دادن آنها در حالت آماده باش عملیاتی در یک جدول زمانی اندازه‌گیری شده بر حسب روز به جای ماه بود. بخش دوم، شیطان ۲، سلاحی که هر سیستم دفاعی را به یادگار تبدیل می‌کند. RS28 Sarmat نام ناتو شیطان ۲ را از طریق فرآیند ارزیابی فنی دقیق توسط تحلیلگرانی که زبان دراماتیک را به راحتی استفاده نمی‌کنند، به دست آورد. درک اینکه چرا این سلاح به طور کلی با هر چیزی که قبلاً محیط تهدید هسته‌ای را تعریف کرده است، متفاوت است، نیازمند بررسی آن در پنج بعد است. وزن پرتاب، ظرفیت کلاهک، هندسه برد، کمک‌های نفوذ، و غیرممکن بودن اساسی رهگیری در مقیاس. با وزن پرتاب شروع کنید، ظرفیت محموله‌ای که موشک می‌تواند به هدف خود برساند. RS28 Sarmat وزن پرتابی تقریباً ۱۰ تن متریک را حمل می‌کند. این عددی نیست که به سرعت از آن عبور کنید. ۱۰ تن متریک ظرفیت محموله قابل تحویل به این معنی است که یک سارمات منفرد می‌تواند ترکیبی از کلاهک‌ها، طعمه‌ها و کمک‌های نفوذ را حمل کند که همزمان هر سیستم رهگیری را غرق کند. پیکربندی استاندارد بین ۱۰ تا ۱۵ وسیله بازگشت به جو قابل هدف‌گیری مستقل را حمل می‌کند، که هر کدام قادر به هدایت به یک هدف جداگانه در منطقه حمله هستند. یک پرتاب سارمات منفرد علیه اسرائیل می‌تواند همزمان تل آویو، حیفا، بئرشبع، تأسیسات هسته‌ای دیمونا، پایگاه هوایی نواتیم، و هر گره استراتژیک مهم دیگر در قلمرو اسرائیل را با کلاهک‌های باقی‌مانده برای پناهگاه‌های فرماندهی در زیر هر یک از آنها هدف قرار دهد. یک موشک، یک پرتاب، هر هدف مهم در کشوری به اندازه نیوجرسی به طور همزمان. اکنون آن را در ۱۰۰۰ ضرب کنید. گزینه‌های بازده کلاهک موجود برای وسایل بازگشت به جو سارمات از پیکربندی‌های تاکتیکی تا تخریب‌کننده شهر استراتژیک متغیر است. دکترین روسیه اجازه انتخاب انعطاف‌پذیر محموله را بر اساس الزامات هدف می‌دهد، به این معنی که ایران اکنون گزینه کالیبراسیون پاسخ هسته‌ای خود را در هر نقطه‌ای از طیف از حملات نظامی جراحی تا تبادلات پایان‌دهنده تمدن در اختیار دارد. این انعطاف‌پذیری به خودی خود یک دارایی استراتژیک است. دشمنی که می‌تواند هر نقطه از این طیف را به طور همزمان تهدید کند، حریف خود را مجبور می‌کند تا همزمان علیه همه آنها برنامه‌ریزی کند. یک وظیفه دفاعی غیرممکن. هندسه برد سارمات جایی است که انقلابی‌ترین ویژگی سلاح آشکار می‌شود. با برد عملیاتی ۱۸۰۰۰ کیلومتر، سارمات می‌تواند از هر موقعیت پرتاب در قلمرو ایران به هر نقطه از زمین برسد. اما برد به تنهایی اهمیت کامل هندسه پرواز آن را نشان نمی‌دهد. سارمات به طور خاص برای نزدیک شدن به اهداف خود از طریق مسیرهایی طراحی شده است که معماری هشدار اولیه و رهگیری را که ایالات متحده و متحدانش در طول دهه‌ها سرمایه‌گذاری جنگ سرد و پس از جنگ سرد ساخته‌اند، دور می‌زند. معماری دفاع موشکی آمریکا، ایجیس، سیستم دفاع میانی مستقر در آلاسکا و کالیفرنیا، بر اساس این فرض طراحی شده بود که موشک‌های بالستیک قاره‌پیما روسیه یا چین از کوتاه‌ترین مسیر پروازی موجود که از قطب شمال می‌گذرد، به ایالات متحده قاره‌ای نزدیک خواهند شد. دهه‌ها سرمایه‌گذاری در رادار هشدار اولیه، موقعیت‌یابی رهگیر، و معماری فرماندهی بر اساس آن فرض کریدور نزدیک شدن شمالی ساخته شده بود. سارمات می‌تواند از قطب جنوب پرواز کند. می‌تواند از جهاتی به ایالات متحده و اسرائیل نزدیک شود که هیچ پوشش رادار هشدار اولیه‌ای برای آن وجود ندارد، در مسیرهایی که هیچ رهگیری برای آن موقعیت‌دهی نشده است، با استفاده از مسیرهای پروازی که کل معماری دفاع موشکی آمریکا هرگز برای رسیدگی به آنها طراحی نشده بود. در برابر اهداف در خاورمیانه، گزینه‌های مسیر حتی متنوع‌تر هستند و جدول زمانی هشدار اولیه حتی فشرده‌تر است. بسته کمک‌های نفوذ که توسط هر وسیله بازگشت به جو سارمات حمل می‌شود، غیرممکن بودن رهگیری را تشدید می‌کند. در کنار کلاهک‌های هسته‌ای خود، هر سارمات مجموعه‌ای از طعمه‌ها، اشیایی که برای تقلید امضای رادار کلاهک‌های واقعی طراحی شده‌اند، همراه با سیستم‌های پارازیت الکترونیکی و وسایل بازگشت به جو مانورپذیر که مانورهای گریز در فاز نهایی را اجرا می‌کنند، حمل می‌کند. یک سیستم رهگیری که تلاش می‌کند یک بسته حمله سارمات ورودی را درگیر کند، باید همزمان بین کلاهک‌های واقعی و طعمه‌ها تمایز قائل شود، اشیاء مانورپذیری را که جابجایی جانبی فراصوت را اجرا می‌کنند، ردیابی کند، و رهگیری‌هایی را علیه اهدافی که سریعتر از هر رهگیری که در حال حاضر در منطقه مستقر شده است، طراحی شده است، اجرا کند. ریاضیات رهگیری در برابر این پروفایل تهدید نامطلوب نیست. غیرممکن است. در برابر یک پرتاب سارمات منفرد، یک سیستم رهگیری ممکن است برخی از طعمه‌ها را درگیر کند و هیچ کاری انجام ندهد. در برابر یک شلیک ۱۰ سارمات که بسته‌ای ترکیبی از ۱۵۰ کلاهک و چند صد طعمه را حمل می‌کند، هر سیستم رهگیری در منطقه قبل از درگیر شدن اولین کلاهک واقعی اشباع می‌شود. در برابر ۱۰۰۰ سارمات، کل موجودی منتقل شده که اکنون در تأسیسات ایرانی قرار دارد. مفهوم دفاع موشکی از معنای عملیاتی خارج می‌شود. شما نمی‌توانید ۱۰۰۰ موشک بالستیک قاره‌پیما را رهگیری کنید. هیچ سیستمی ساخته شده، هیچ سیستمی که در حال حاضر در حال توسعه است، هیچ سیستمی که در برنامه‌های طبقه‌بندی شده تأسیسات دفاعی آمریکا وجود دارد، نمی‌تواند ۱۰۰۰ موشک بالستیک قاره‌پیما را که به طور همزمان پرتاب می‌شوند، رهگیری کند. فیزیک اجازه آن را نمی‌دهد. ریاضیات اجازه آن را نمی‌دهد. جدول زمانی اجازه آن را نمی‌دهد. سیستم Arrow 3 اسرائیل، بالاترین سطح دفاع موشکی بالستیک آن که برای رهگیری فرااتمسفری تهدیدات دوربرد طراحی شده است، دارای موجودی کل رهگیرهای مستقر است که می‌تواند کسری از بسته کلاهک یک سارمات منفرد را در برابر ۱۰۰۰ سارمات درگیر کند. A3 یک دفاع نیست. این یک ژست است. ایران اکنون دارای توانایی حمله هسته‌ای است که از نظر عملی، در توانایی خود برای رسیدن و نابود کردن هر هدفی در زمین، نامحدود است. پیامدهای استراتژیک آن واقعیت، هیچ سابقه مدرنی خارج از رابطه بین ایالات متحده و روسیه در اوج جنگ سرد ندارد. و برخلاف جنگ سرد، که در آن نابودی متقابل تضمین شده، تعادلی پایدار، اگرچه ترسناک، بین دو ابرقدرت با زرادخانه‌های تقریباً قابل مقایسه ایجاد کرد، وضعیت فعلی شامل عدم تقارنی است که نظریه پایداری هرگز برای مدیریت آن طراحی نشده است. بخش سوم، ساعت ۴۸ ساعته، اولتیماتوم اسرائیل و منطق ناامیدی. ۱۱ کلمه. ایران ۴۸ ساعت فرصت دارد تا عقب‌نشینی کند یا با نابودی کامل روبرو شود. اولتیماتوم عمومی اسرائیل که از طریق کانال‌های رسمی دولتی ظرف شش ساعت پس از تأیید انتقال صادر شد، همزمان قابل درک‌ترین و مشکل‌سازترین پاسخ استراتژیک موجود برای دولتی است که با تهدید وجودی روبرو است. قابل درک است زیرا هیچ کاری در مواجهه با ۱۰۰۰ موشک هسته‌ای که به سمت شهرهای شما نشانه رفته‌اند، برای هیچ دولتی از نظر سیاسی و روانی غیرممکن است. مشکل‌ساز است زیرا اولتیماتوم یک جدول زمانی بحرانی ایجاد می‌کند که هر تصمیم بعدی را در پنجره‌ای چنان تنگ فشرده می‌کند که تعقل منطقی تقریباً غیرممکن می‌شود. بیایید بررسی کنیم که عقب‌نشینی در واقع از نظر عملیاتی چه معنایی دارد، زیرا ابهام تقاضا خود نشان‌دهنده موقعیت غیرممکن اسرائیل است. ایران نمی‌تواند در ۴۸ ساعت ۱۰۰۰ موشک سارمات را به روسیه بازگرداند. لجستیک فیزیکی چنین معکوسی، زیرساخت حمل و نقل، الزامات جداسازی، مکانیسم‌های تأیید، در شرایط مطلوب ماه‌ها طول می‌کشد. بنابراین، عقب‌نشینی معنایی متفاوت از معکوس کردن انتقال دارد. این حداقل به معنای تعهد به حذف موشک‌ها از وضعیت آماده باش عملیاتی تحت تأیید است. در حداکثر، این به معنای تعهد به خلع سلاح استراتژیک ایران است که هیچ دولت ایرانی نمی‌تواند بدون فروپاشی سیاسی آن را بپذیرد. پاسخ ایران به اولتیماتوم ظرف ۳ ساعت دریافت شد. این نه از طریق کانال‌های دیپلماتیک، بلکه از طریق بیانیه‌ای عمومی از دفتر رهبر معظم انقلاب صادر شد، انتخابی عمدی از انجمن که قبل از خوانده شدن کلمات، پاسخ را نشان می‌داد. بیانیه کوتاه بود. ایران هیچ اولتیماتومی را از هیچ طرفی به رسمیت نمی‌شناسد. بازدارندگی استراتژیک ایران مسئله حاکمیت ملی بود. هرگونه اقدام نظامی علیه قلمرو ایران با پاسخی متناسب با حذف منبع تهدید روبرو خواهد شد. ساعت ۴۸ ساعته در حال اجرا است و همه کسانی که در تل آویو، واشنگتن، مسکو، پکن، در هر پایتختی که سهم معناداری در نتیجه دارد، آن را تماشا می‌کنند، می‌دانند که وقتی منقضی شود، تصمیمی که اسرائیل با آن روبرو است، هیچ شاخه خوبی ندارد. اگر اسرائیل قبل از انقضای ساعت به طور نظامی علیه تأسیسات سارمات ایران اقدام کند، در حال آغاز حمله به ۱۰۰۰ موشک بالستیک قاره‌پیما با قابلیت هسته‌ای در تأسیسات زیرزمینی مستحکم پراکنده در سراسر قلمرو ایران است. بسته حمله مورد نیاز برای دستیابی به تخریب معنی‌دار آن مجموعه هدف، حتی با فرض اطلاعات کامل در مورد مکان تأسیسات که اسرائیل ندارد، نیازمند صدها پرواز هواپیما در طول روزها عملیات پایدار، استفاده از مهمات نفوذگر پناهگاه تأمین شده توسط آمریکا در مقیاسی که نیازمند مجوز صریح واشنگتن است، و پذیرش این است که موشک‌های باقی‌مانده ایران، آنهایی که در موج اول حمله نابود نشده‌اند، علیه قلمرو اسرائیل در تلافی فوری پرتاب خواهند شد. محاسبه بقا برای نیروی سارمات ایران در برابر حمله اول به شدت به نفع ایران است. تأسیسات مستحکم زیرزمینی ساخته شده بر اساس استانداردهای مهندسی نظامی روسیه، همان استانداردهایی که موشک‌های استراتژیک شوروی را در طول دهه‌ها هدف‌گیری آمریکا محافظت می‌کردند، می‌توانند در برابر تمام زرادخانه متعارف اسرائیل مقاومت کنند. نابودی آنها نیازمند سلاح‌های هسته‌ای است. و استفاده اسرائیل از سلاح‌های هسته‌ای علیه ایران آستانه پاسخی را تحریک می‌کند که تمام قدرت‌های هسته‌ای روی زمین را به طور همزمان در وضعیت واکنش اضطراری قرار می‌دهد. اگر اسرائیل هنگام انقضای ساعت اقدام نکند، اگر اولتیماتوم بدون پیگیری نظامی بگذرد، اسرائیل علناً نشان داده است که خطوط قرمز آن تحت فشار کافی قابل مذاکره هستند. ارزش بازدارندگی هر اولتیماتوم آینده اسرائیل، هر تهدید نظامی آینده، هر ادعای آینده در مورد اجرای خط قرمز، به طور دائم تضعیف می‌شود. دشمنان در سراسر منطقه مدل‌های خود را به‌روز می‌کنند. پیام دریافتی این است که اسرائیل می‌تواند بازداشته شود. که گزینه سامسون بازداشته شده است. که آخرین پشتوانه امنیت اسرائیل به اندازه آنچه ارائه شده بود، مطلق نیست. هیچ نسخه‌ای از این تصمیم وجود ندارد که موقعیت استراتژیک اسرائیل را دست نخورده باقی بگذارد. اولتیماتوم ۴۸ ساعته یک حرکت استراتژیک محاسبه شده نبود. این بیان دولتی بود که به گوشه‌ای چنان تنگ رانده شده است که حتی ژست سرکشی، خود اولتیماتوم، هزینه‌هایی را به همراه دارد که نمی‌توان از آنها اجتناب کرد. واکنش واشنگتن به اولتیماتوم انزوای اسرائیل را تشدید کرد. بیانیه رسمی آمریکا خواستار حداکثر تعامل دیپلماتیک و کاهش تنش از طریق گفتگو بود. این اولتیماتوم را تأیید نکرد. متعهد به حمایت نظامی آمریکا از اقدام اسرائیل نشد. روسیه را به دلیل انتقال تهدید نکرد. از همه خواست که در تل آویو صحبت کنند. آن بیانیه با وضوحی که شایسته آن بود خوانده شد. آمریکا نمی‌آید. نه در ۴۸ ساعت. نه در مقیاسی که این وضعیت نیاز دارد. بخش چهارم، حسابرسی نهایی واشنگتن، پایان بازدارندگی آمریکا. مفهومی در مطالعات استراتژیک به نام شکست بازدارندگی وجود دارد. لحظه‌ای که تهدید تلافی، مانع از اقدام متخاصم در اقداماتی که طرف بازدارنده اعلام کرده غیرقابل قبول است، نمی‌شود. دکترین استراتژیک آمریکا ۸۰ سال است که بر اساس جلوگیری از شکست بازدارندگی ساخته شده است. هر سیستم تسلیحاتی، هر تعهد ائتلافی، هر استقرار پیشرفته قدرت نظامی آمریکا بر اساس تضمین اساسی مبنی بر اینکه هزینه به چالش کشیدن منافع آمریکا همیشه از سود آن بیشتر خواهد بود، سازماندهی شده است. شب گذشته، بازدارندگی شکست خورد، نه به طور جزئی، نه در یک حوزه محدود، به طور جامع و ساختاری. روسیه ۱۰۰۰ موشک بالستیک قاره‌پیما با قابلیت هسته‌ای را به ایران منتقل کرد. این اقدامی بود که سیاست آمریکا آن را در دولت‌های متعدد از طریق چارچوب‌های دیپلماتیک متعدد از طریق کانال‌های متعدد ارتباطات خصوصی و عمومی با مسکو، به طور قاطعانه غیرقابل قبول اعلام کرده بود. پیامدهای تهدید شده برای این اقدام شدید بود. تحریم‌های اضافی، گسترش ناتو، حمایت نظامی از نیروهای اوکراینی، انزوا از سیستم مالی جهانی. روسیه این کار را انجام داد. و پیامدهای تهدید شده که در چارچوب درگیری اوکراین تا حد زیادی اجرا شده‌اند، هیچ وزن بازدارنده‌ای اضافی در برابر اقدامی که قبلاً تکمیل شده است، ندارند. واشنگتن اکنون در حال نگهداری یک چارچوب بازدارندگی، مجموعه‌ای از تهدیدها و تعهدات است که اعتبار استراتژیک آمریکا را تشکیل می‌دهد که به تازگی به طور عمومی مورد آزمایش قرار گرفته و ناکافی یافته شده است. هر دولتی در زمین به طور همزمان ارزیابی خود از بازدارندگی آمریکا را به‌روز می‌کند. هر متخاصمی در حال محاسبه است که چه اقدامات دیگری که قبلاً بیش از حد پرهزینه تلقی می‌شدند، اکنون ممکن است در محدوده تازه آشکار شده قدرت بازدارنده آمریکا قرار گیرند. هر متحدی در حال محاسبه است که تضمین‌های امنیتی آمریکا در برابر یک متخاصم مصمم که مایل به پذیرش هزینه‌های اعلام شده است، واقعاً چقدر ارزش دارد. جلسه اضطراری شورای امنیت ملی که پس از تأیید انتقال تشکیل شد، ۱۴ ساعت به طول انجامید. گزینه‌های ارائه شده همان گزینه‌هایی بود که هر بحران قبلی تولید کرده بود. و هر یک از آنها پیامدهایی داشت که تصمیم‌گیرندگان حاضر به دلایل مشابهی که همیشه داشتند، اکنون با پارامترهای خاص این بحران خاص تشدید شده بود، غیرقابل قبول یافتند. اقدام نظامی علیه روسیه، تنها پاسخی که واقعاً به منبع انتقال رسیدگی می‌کند، روی میز نیست. همیشه روی میز نبوده است. دو ابرقدرت هسته‌ای جنگ‌های مستقیم انجام نمی‌دهند. کل معماری بازدارندگی جنگ سرد برای جلوگیری از دقیقاً همان سناریو ساخته شده بود. ضربه زدن به قلمرو روسیه در پاسخ به انتقال سارمات، خطر تبادل هسته‌ای بین ایالات متحده و روسیه را به همراه دارد. تنها نتیجه‌ای که دکترین استراتژیک آمریکا صرف نظر از تحریک، کاملاً غیرقابل قبول تلقی می‌کند. تحریم‌های گسترده علیه روسیه هیچ وزن بازدارنده‌ای اضافی ندارد. روسیه در حال حاضر جامع‌ترین رژیم تحریم‌ها در تاریخ مدرن را جذب کرده است. تأثیر حاشیه‌ای اقدامات اضافی بر تصمیم‌گیری روسیه در این مرحله ناچیز است. اقدام نظامی علیه تأسیسات سارمات ایران با مشکل غیرممکن بودن رهگیری که قبلاً شرح داده شد، روبرو است. یک حمله اول که نتواند تمام ۱۰۰۰ موشک را نابود کند. نتیجه تقریباً قطعی با توجه به استحکام تأسیسات، پراکندگی، و محدودیت‌های ظرفیت حمله آمریکا، پاسخ هسته‌ای ایران علیه پایگاه‌های آمریکا، متحدان آمریکا، و به طور بالقوه قلمرو آمریکا را تضمین می‌کند.