📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

سومین سوءقصد به جان ترامپ پس از تودهنی او به عراقچی و روباه پیر انگلیس!!!

Koocheh39:36

Transcription

یک تلاش دیگر برای کشتن ترامپ. سومین تلاش ناموفق شنبه شب ۲۵ آوریل ۵ اردی‌بهشت ضیافت سالانه انجمن خبرنگاران کاخ سفید در هتل هیلتون واشینگتن با وقوع یک تیراندازی به صحنه وحشت و آشوب تبدیل شد.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا قرار بود در این مراسم با خبرنگاران شام بخورد. یک ضیافت معمول سالانه در حالی که ترامپ و همسرش ملانیا تازه وارد سالن شده بودند و تازه سر جای خود نشسته بودند صدای چندین شلیک متوالی به گوش رسید و باعث شد نیروهای سرویس امنیتی به سرعت ترامپ را از صحنه خارج کنند.

شاهدان عینی از شنیده شدن ۵ تا ۸ صدای شلیک در نزدیکی میز خبرنگاران سی بی‌ اس خبر داده‌اند. دقایقی بعد هم ترامپ تأیید کرد که تیراندازی صورت گرفته. او در ترو سوشال نوشت: «شبی خاص در واشینگتن دی سی. سرویس مخفی و نیروهای انتظامی کار فوق‌العاده‌ای انجام دادند. آن‌ها سریع و شجاعانه عمل کردند. تیرانداز دستگیر شده است.»

ترامپ گفت: «من پیشنهاد کردم که اجازه دهیم مراسم ادامه پیدا کند اما تصمیم‌گیری کاملاً بر اساس نظر نیروهای انتظامی خواهد بود.» ترامپ افزود: «آن‌ها به زودی تصمیم خواهند گرفت. صرف نظر از آن تصمیم شب بسیار متفاوت از برنامه‌ریزی خواهد بود و ما مجبوریم دوباره آن را برگزار کنیم.»

سپس ترامپ تصویر فرد مهاجم را که دستگیر شده بود منتشر کرد و خبرنگار نیویورک پست هویت او را اعلام کرد. مردی ۳۱ ساله به نام کل توماس الن اهل ایالت کالیفرنیا که دستگیر شده و در بازداشت به سر می‌برد.

ترامپ سپس ساعتی بعد در کاخ سفید یک نشست خبری برگزار کرد تا نشان بدهد که همچنان زنده و پر انرژیست. او گفت وقتی صدا رو شنیده فکر کرده یک سینی در حال افتادن است چون صدا از دور میآمده. و در این نشست خبری همان چیزی که به ذهن همه رسیده را یک خبرنگار از ترامپ پرسید: «آیا فکر می‌کنی ماجرا به ایران مربوط می‌شود؟ یعنی تیراندازی به تو زیر سر جمهوری اسلامیست؟» ترامپ گفت: «فکر نمیکنم ولی کسی نمیداند یعنی میتواند باشد.»

سپس ترامپ یک جمله بسیار مهم بیان کرد. او گفت: «این اتفاق قرار نیست مرا از پیروز شدن در جنگ در ایران منصرف کند.» یعنی در واقع بیشتر حدس می‌زند که کار جمهوری اسلامی باشد و به آنها پیام می‌دهد که نترسیده، جا نزده و تا آخر تا پیروزی کامل با آنها می‌جنگد.

این سومین بار است که به جان ترامپ سو قصد می‌شود. ماجرای اصلی در پنسیلوانیا بود. سال ۲۰۲۴ که گلوله از کنار گوش او رد شد و زارب جوان ۲۰ ساله‌ای بود به نام توماس کروکس. در مورد دیگر در فلوریدا یک فرد مشکوک بازداشت شد که ترامپ گفت شاید به رژیم ایران ربط داشته باشد اما هنوز هیچ مدرک تأیید شده‌ای از دست داشتن جمهوری اسلامی در آن دو سوء قصد منتشر نشده.

فقط موضوع مهم این است که دولت آمریکا گزارش داد که یک طرح جداگانه از طرف جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ کشف و خنثا شده و حتی یک عامل مرتبط با سپاه پاسداران هم محکوم شده یعنی به طور کلی جمهوری اسلامی به دنبال کشتن ترامپ است و این ثابت شده برای دولت آمریکا. ترامپ هم تهدید کرد که اگر مرا بکشند دستور دادم با خاک یکسانشان کنند و از این حرف‌ها که حالا دیگر خیلی کسی آن‌ها را جدی نمی‌گیرد چون ترامپ هیچ‌کدام از تهدیدهای شدیداللحن خود را به طور کامل عملی نکرده است.

بسیاری از مردم بهخصوص ایرانی‌ها خیال می‌کردند که اگر او به جمهوری اسلامی حمله کند در هفته‌های اول تومار رژیم را در هم خواهد پیچید یا حداقل محکم‌تر با آنها حمله خواهد کرد. اما چنین نشد. به این دلیل است که تهدیدهای او دیگر مانند سابق کسی را نمی‌ترساند یا امیدوار نمی‌کند. اما او همچنان به نبرد خود با اکتاپوس چند سر ادامه می‌دهد.

او روز شنبه قبل از ماجرای تیراندازی یک ضربه سیاسی به آنها زد. او روز شنبه ۲۵ آوریل در هوای مطبوع عصر بهاری فلوریدا سوار هواپیمای ایرفورس وان شد تا به واشینگتن برگردد برای شرکت در ضیافت شام خبرنگاران در کاخ سفید. که حسابی برای او هیجان‌انگیز شد.

او قبل از سوار شدن به هواپیما به پرسش‌های چند خبرنگار پاسخ داد و گفت: «من نگذاشتم ویدکاف و کر بیچاره ۱۸ ساعت سوار هواپیما بشوند و بروند اسلام‌آباد و به عباس عراقچی گوش بدهند که از قرار تکرار همان مواضع گذشته جمهوری اسلامیست.»

حرف‌هایش. کیتلین دورنبس خبرنگار اعزامی نیویورک پست به شهر اسلام‌آباد هم اسکرین شاتی از مسیج ترامپ به خودش را منتشر کرد که ترامپ به او گفته بود برگرد به خانه. فقط همین عباس عراقچی که از اسلام‌آباد به مسخط رفت گفته بود اگر لازم باشد دوباره به اسلام‌آباد برمی‌گردد اما ترامپ گفت لازم نیست هر کاری داشتی زنگ بزن و این یعنی پایان بازار مذاکرات اسلام‌آباد که از این شهر هم خبر رسید که دارند موانع امنیتی را جمع می‌کنند تا شهر به حالت عادی بازگردد. پیام تلبیهی از اینکه ما مسخره شما نیستیم که ۲ هفته برای میانجیگری میان شما از کار و زندگی افتاده‌ایم.

اما موش و گربه‌بازی جمهوری اسلامی پایان نیافت. باراک راوید خبرنگار اکسیوس نوشت که ترامپ در توضیح اینکه چرا سفر ویتکاف و کشن را لغو کرده گفته عراقچی پیشنهاد مکتوبی آورده بود که باید بهتر از این‌ها می‌بود و جالب اینکه ترامپ در ادامه گفته به محض اینکه سفر آندو را لغو کرده ظرف ۱۰ دقیقه بقایای جمهوری اسلامی پیشنهاد جدیدی فرستادند که خیلی بهتر بود. ترامپ گفت آنها پیشنهادات زیادی دادند اما هنوز کافی نیست.

ترامپ همه این‌ها را خودش با جزئیات توضیح داد تا معلوم شود که او قصد ندارد در بازی وقت‌کشی اهالی جمهوری اسلامی بیفتد. «خب احتمالاً شنیدید که ما این سفر را لغو کردیم. همه برگ‌های برنده دست ماست. قرار نیست ۱۵ ساعت در هواپیما باشیم. رفت و برگشت کنیم برای اینکه سندی را تحویل بگیریم که کافی نبود. ما تلفنی کار را پیش می‌بریم. هر وقت بخواهند می‌توانند تماس بگیرند. دوباره می‌گویم همه برگ‌های برنده دست ماست. آن‌ها عملاً دیگر نیروی نظامی ندارند. رهبر هم ندارند. نمی‌دانیم رهبرانشان چه کسانی هستن. هیچ‌کس نمی‌داند. فکر نمی‌کنم خودشان هم بدانند. پس این وضعیت را دیدید. سؤال دیگری هست. فکر می‌کنم پاکستان عالیست. فیلم مارشال فوق‌العاده است. نخست‌وزیر پاکستان هم عالیست. آن‌ها دوست دارند اتفاقی بیفتد. اما ما قرار نیست ۱۵ ۱۶ ساعت سفر کنیم برای دیدار با افرادی که کسی نمی‌شناسدشان.»

«چه چیزی باعث این تصمیم شد؟ سفر زیاد وقتی گفتن جلسه سه‌شنبه است گفتم سه‌شنبه خیلی دیره است. در نهایت این همه سفر زیاد است. ما این کار را نمی‌کنیم. چه زمانی ویدکاف و کشنریا معاون رئیس جمهور را می‌فرستید؟ می‌توانیم این کارو بکنیم. هر سه نفر بسیار توانمند هستند اما قرار نبود با رهبر کشور دیدار کنند. قرار بود با افراد دیگری دیدار کنند و من گفتم این کار را نمی‌کنیم. سفر زیاد است. طولانیست پرهزینه است. من آدمی هستم که به هزینه توجه دارم. من با هر کسی که در رسم باشد گفتگو می‌کنم. خودشان هم نمی‌دانن چه کسی مسئول است. میانشان درگیری شدیدی وجود دارد. احتمالاً بر سر رهبری با هم رقابت می‌کنند. در بعضی موارد حتی نمی‌خواهند رهبر باشند چون ما دو سطح از رهبرانشان رو از بین بردیم. اما با هر کسی لازم باشد مذاکره می‌کنم. دلیلی ندارد د روز صبر کنیم و افراد ۱۶، ۱۷ ساعت سفر کنند. اینطور کار نمی‌کنیم. هر وقت بخواهند می‌توانن تماس بگیرند. همه برگ‌های برنده دست ماست. ما برنده شده‌ایم.»

«دیروز گفتید با افراد مسئول در تماس هستید. چه چیزی تغییر کرده؟ هیچ چیز. فقط سندی که دادن به اندازه کافی خوب نبود. جالب است که ۱۰ دقیقه بعد از لغو یک سند جدید فرستادند که خیلی بهتر بود. در آن گفتن سلاح هسته‌ای نخواهند داشت. خیلی ساده است. کل این توافق پیچیده نیست. ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد. خیلی ساده.»

در تهران هم اهالی جمهوری اسلامی ظاهراً دارند خود را برای شرایط پس از شکست مذاکرات آماده می‌کنند و در اینباره سه اظهار نظر از سه چهره قابل توجه و بررسی. اول از همه مسعود پزشکیان که هیچ نقشی در مذاکرات ندارد ولی برای مردم زندانی نقش وکیل بند را ایفا می‌کند. او گفت: «ما جانفدا نمی‌خواهیم» اشاره به پویش حامیان حکومت. او گفت: «چراغ‌ها را خاموش کنید که بتوانیم دوام بیاوریم.» آقای پزشکیان همچنین درخواستی از ۳۰ میلیون جانف ایران عزیز برای صرفه‌جویی در انرژی داشت. «ما از مردم عزیزمون که الان آماده‌اند و در صحنه‌ان اینجاهم گفتم یه درخواست ساده‌ای داریم. اینکه مصرف خودشونو در برق انرژی بیارن پایین. فعلاً ما نیاز به فداکاری این عزیزان نداریم ولی نیاز به کنترل مصرف داریم. تو خونه به جایی که ۱۰ تا چراغ روشن بشه ۲ تا چراغ روشن بشه. چه اشکالی داره؟ اینا زیرساخت ما رو زدن. ما رو در محاصره قرار میدن تا مردم ناراضی بشن و این رضایتی که الان وجود داره تبدیل به نارضایتی بشه. چطوری می‌تونیم جلوش بایستیم؟ اینکه ما اون زمینه‌هایی که اونا فکر می‌کنن باعث نارضایتی رو مردم اجازه ندند اصلاً به وجود بیاد.»

این حرف‌های پزشکی حاوی نشانه‌های بسیار مهمیست از اینکه قرار است در روزها و هفته‌های آینده شرایط به مراتب پیچیده‌تر و سخت‌تر شود هم برای رژیم هم برای مردم و هم برای حامیان آنها و پزشکیان دارد می‌گوید که آمادگی‌هایی برای آن شرایط در حال صورت گرفتن است اما معلوم نیست که کافی باشد. در پرانتز باید گفت که رقم ۳۰ میلیون حامی رژیم هم به شکل علمی توسط علی شریفی زارچی، نخبه هوش مصنوعی و استاد دانشگاه آریامهر شریف سابق تقلبی اعلام شده است. شریفی زارچی گفته تعداد واقعه ثبت نام شدگان پویش جانف کمتر از ۴ میلیون نفر است. جمهوری اسلامی تلاش کرد طرفداران خود را بیش از ۳۰ میلیون نشان دهد. اما یک اشتباه ناشیانه برنامه‌نویسی واقعیت را آشکار کرد. این سایت هنگام نمایش کامنت‌ها شناسه کاربران را که تماماً اعداد زیر ۴ میلیون هستند نشان می‌دهد. الگوی شناسه‌ها و فواصل آنها و بررسی شناسه‌های جدید پس از ثبت یک کاربر جدید هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد که کل ثبت نامشدگان کمتر از ۴ میلیون نفر هستند. بسیاری احتمالاً رقم ۴ میلیون نفر را هم واقعی ندانند اما باید توجه داشت که از این رقم درصد بسیار کمی به معنای واقعی حاضرند جان خود را برای جمهوری اسلامی فدا کنند و بیشتر از بد حادثه و به دنبال لقمه نان و گیگ اینترنت به درگاه جهل و جنون پناه برده‌اند.

چهره دیگری که حرف‌هایش نشان آماده شدن رژیم برای شرایط شکست مذاکره و آتش‌بسه است محمد مرندیست. واضع نظریه زمستان سخت اروپا که با این تحلیل مانع مذاکره و توافق رژیم در دوره رئیسی با آمریکای بایدن شد. او حالا از تابستان سخت برای کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌گوید و از قطع جریان نفت عربستان و زدن زیرساخت‌های همسایه‌های نگون‌بخت ایران. «ببینین ما که آتش‌بث رو تبدیل نکردیم. ما هر وقت صلاح بدونیم سیاستمونو عوض می‌کنیم و خیلی راحت می‌تونیم قطع نفت عربستان رو قطع بکنیم. اون با به اصطلاح مقدار نفتی که از دره سرخ داره صادر میشه خیلی راحت می‌تونیم فشارها رو تشدید بکنیم و در ذهن هم باید داشته باشیم که اگر جنگ دوباره تکرار بشه ما داریم به هوای گرم تابستان در خلیج فارس نزدیک میشیم رطوبت بالا گرمای بالا اگر مثلاً آمریکا بخواد به زیرساخت‌های ما آسیب بزنه و ما متقابلاً به زیرساخت‌های این رژیم‌ها و اسرائیل ضربه بزنیم. این کشورا دیگه قابل سکونت نخواهد بود. یعنی اگه برق نباشه تو امارات کسی نمی‌تونه اونجا زندگی بکنه. همه باید ترک بکنن کشور برن عمان یا برن عراق یا برن یمن ولی نمی‌تونن اونجا دیگه زندگی بکنن. بنابراین آسیب‌پذیری دشمنانمون در تابستان و در اواخر بهار خیلی بالاتر از هوا آب و هوای خوب دوران نوروزه.»

چهره دیگری که او هم سابقه خوبی در تحلیل ندارد و اکثر پیشفرض‌ها و تفسیرهایش اشتباه از آب درآمده، مهدی خراتیان چهره نزدیک به محافل امنیتی رژیم است که می‌گوید ترامپ و نتانیاهو را باید تنبیه کرد. او برای ترساندن مردم یک واژه تجزیه هم به میان می‌آورد و همسایه‌های حاشیه خلیج فارس را متهم می‌کند به اینکه مایل به تجزیه ایران هستند و آنها را هم باید تنبیه کرد. «ترامپ باید تنبیه بشه. نتانیاهو باید تنبیه بشه. باید معادلات قدرت در منطقه خاورمیانه تغییر بکنه. جوری نباشه که کشورهای حتی همسایه ما که ما عادت کرده بودیم که اینا یه چیزی به ما می‌گفتن پشت صحنه اخبارش میومد که مثلاً می‌رفتن علیه ما لابی می‌کردن حتی طراحی می‌کردن برای تجزیه بلند مدت کشور تقریباً اغلب کشورهای منطقه همکاری خیلی جدی و پررنگی با امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها داشتن خب ما این‌ها رو معمولاً ندیده می‌گرفتیم می‌ذاشتیم می‌گفتیم خب سیاست همسایگی اینه که برادر باشیم و فلان ولی الان جمهوری اسلامی بنا رو بر دیگه عدم مماشات گذاشت. الان اگر توی این جنگ وجودی دیگه ما نمی‌تونستیم این مسائل رو حذم بکنیم چون حذم این مسائل مساوی بود با نابودی ما.»

جنگ وجودی کلید واژه‌ایست که بخش حامی جنگ و مخالف توافق در رژیم از آن استفاده می‌کند برای اینکه بگوید هیچ معامله‌ای با آمریکا و اسرائیل امکان ندارد و اگر ما یک قدم عقب برویم پایان این عقب‌نشینی قدم‌های دیگر به عقب و سرانجام نابودی ماست. آنها با نظامی کردن فضای شهرها بهخصوص تهران با قطع اینترنت و با آماده شدن برای زدن زیرساخت‌های کشورهای همسایه خیال می‌کنند حریف ترامپ خواهند شد و او را از خیال نابودی جمهوری اسلامی منصرف خواهند کرد. در حالی که همچنان بسیاری از تحلیل‌گران که از بالا به همه این ماجراها نگاه می‌کنند می‌گویند دو راه بیشتر برای آنها وجود ندارد یا با خامنه‌ای و آرمان‌های تاریخ مصرف گذشته‌اش خداحافظی کنند و تسلیم ترامپ بشوند و تبدیل به یک دولت عادی مثل سایر دبل جهان بشوند یا با آرمان‌های خامنه‌ای بمانند و سقوط کنند.

«تمام شواهد امروز نشون میده که جمهوری اسلامی فقط د راه پیش رو داره. یک خامنه‌ای زدایی بکنه و تسلیم بشه و دو به خامنه‌ای‌گرایی ادامه بده و سقوط بکنه. هیچ راه سومی وجود نداره برای اینکه سؤال امروز این نیست که این رژیم می‌ماند یا نمی‌ماند بلکه سؤال دقیق این است که این رژیم چگونه به پایان می‌رسد. مسیر اول یعنی خامنه‌ای زدایی یعنی پا گذاشتن بر روی تمام اصول خودش و پذیرفتن تمام شرایط آمریکا در مذاکرات احتمالی آینده و این یعنی دفن تمام اصول ارزش‌ها هنجارها شعارها ادعاها راه دوم یعنی اصرار بر همین راه فعلی یعنی اصرار بر خامنه‌ای‌گرایی یعنی پافشاری بر روی اصولی که تاریخ مصرفشون گذشته و رژیمو می‌بره به سمت یک واقعیت وحشتناک نظامی یک جنگ خیلی گسترده‌تر از اون جنگی که ما در این ۴۰ روز قبل دیدیم که اگر این راه دوم یعنی اون جنگ ویرانگر انتخاب بکنه قطعاً نه صدرنشینی باقی خواهد ماند نه سرنشینی در این کشتی شکسته رژیم واقعیت اینه که راه سومی اصلاً وجود نداره.»

این تحلیل‌گران با اطمینان بسیار می‌گویند بقایای جمهوری اسلامی میان دو لبه تیز قیچی گرفتارند که هرچه بکنند به سقوطشان ختم می‌شود. بهویژان که آمریکا دیگر سر مماشات و لفازی ندارد و ترامپ جواب سریع و قطعی از آنها می‌خواهد. آمریکا هم نشون داده که در مذاکره دیگه دنبال لفازی و وقت‌کشی نیست و نتیجه قطعی می‌خواد از مذاکرات بگیره. یعنی رژیم در یک طله‌ای افتاده به نظر من که به هر سمتی بره به سمت باخت میره و هر حرکتی بکنه یا یک قدم به تسلیم نزدیک میشه یا یک قدم به سقوط و هر دو مسیر هم یک مقصد داره اون هم پایان رژیمه. رژیم اگر تسلیم بشه اون پایگاه لرزان اجتماعی خودشو از دست میده و مطمئن باشید که با اون مشکلات عدیده‌ای که تو همه حوزه زها داره با خشم انباشته مردم روبهرو میشه و اگر هم بجنگه توان مقابله با اون نیروی نظامی و تکنولوژیک آمریکا رو نداره و اگر خوب نگاه کنیم متوجه میشیم که تلاش رژیم به بقا ختم نمیشه فقط داره انتخاب می‌کنه که چگونه تشی جنازه خودشو برگزار کنه. بقایای جمهوری اسلامی همه این‌ها را می‌دانند و به همین این دلیل در تلاشند که راه سومی برای خود بسازند و آن هم تبدیل ایران به کره شمالیست. قلعه نفوذ ناپذیر با مردمانی زندانی‌تر از همیشه، فقیرتر و ناامیدتر از هر زمان دیگری در طول تاریخشان.

آنها اینترنت را به روی مردم ایران بسته‌اند و دهان‌های اجاره‌ای خود را گشوده‌اند تا بگویند اینترنت برای مردم لازم نیست و فقط باید مأموران رژیم اینترنت داشته باشند. «شنیدین بعضیا خط سفید دارن؟ آره مبارکشون باشه. ای خداورشون داره. البته اونایی که میرن ارتباط می‌گیرن با شبکه انترنشنال بقیهشو خدا حفظشون کنه که کار رسانه‌ای می‌کنن برامون. حتماً دلیلی داره که داشته باشن. شاید پستهای مهمی دارن که به اینترنت نیاز دارن. اگه قراره کاری باشه مثلاً بازرگانا داشته باشن طبیعیه. خب اوکیه مشکل نداره ولی مردم عادی یا مثلاً سلبریتیها نه واقعاً به نظرتون تبعیض قائل نشدن به ۱۰ تبعیض نیست ولی حداقل به کسایی بدن که در راستای اهداف انقلاب مملکت و وطن فعالیت مفید داشته باشن تبعیض نیست یه سریا فعالیت رسانه‌ای دارن و خب به طب یه سری نقش دارن مخصوصاً شبکه‌های اجتماعی مثل حالا ایکس اگه قراره توی رسانه دشمن کار فرهنگی انجام بشه نیاز به یک متخصص هست که این کارو انجام بده مردم عادی نمیتون مردم عادی به نظرم نباید خسته صدی داشته باشن خود مسئولین و حالا کسایی که واقعاً مقامشون بالا هست اگه خطی داشته باشن مشکلی نیست ولی مثلاً یکی مثل من یکی مثل شما نه واقعاً چه کار مهمی داریم»

خیلی‌ها با دیدن این مصاحبه دشنام داده‌اند و گفته‌اند سطح بی‌شرفی در یک لول دیگر است که می‌گویند مردم نباید اینترنت داشته باشند ولی کسانی که می‌خواهند رسانه ما باشند باید اینترنت داشته باشند. اما مسئله فقط این نیست. مسئله تبدیل ایران به یک قلعه دربسته است که مردم هیچ ارتباطی با جهان خارج نداشته باشند تا بقایای جمهوری اسلامی بتوانند حکومت خود بر ایران را حفظ کنند.

آنها آنقدر از اینکه پس از حمله آمریکا و کشته شدن رهبرشان سقوط نکردند خوشحالند که بی‌توجه به اینکه رهبرشان کشته شده می‌خندند و می‌گویند خداش آمد و نجاتمان داد. «تو عملیات‌های دیگه خدا فرشته‌هاشو فرستاد به کمک ما تو فتح مبین خودش اومد تو اینقدر پیروزی من احساس می‌کنم تو جنگ تحمیلی اول تو جنگ تحمیلی دوم خدا فرشته‌هاشو فرستاد برای کمک ما ولی توی جنگ تحمیلیله سوم که آقامونو شهید کردن تقریباً مملکتون ۹ روز به حسب ظاهر رهبر نداشت روح رهبر شهیدمون بود امام زمان بود خدا خودش اومد به میدان»

البته خیلی‌ها چنین عقیده‌ای ندارند و معتقدند آنچه جمهوری اسلامی را نگه داشته نه خدا که قدرت‌های خارجی هستند. رسانه‌های حکومتی با خوشحالی خبر داده‌اند که مدیر بخش دریایی شرکت بیمه مارش انگلیسی در گفتوگو با آسوشیتد پرس گفتهبمه‌گران کشتی‌ها در حال افزودن تبصره‌ای هستند که مالکان کشتی‌ها را ملزم می‌کند برای تضمین عبور امن از تنگه هرمز با مقامات جمهوری اسلامی تماس بگیرند.

دولت انگلیس هم اعلام کرده جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی جنگ ما نیست و استارمر تقریباً هیچ‌گونه همکاری با ترامپ در این جنگ نداشته. ترامپ حالا دارد جواب این کار او را می‌دهد با حمایت از آرژانتین در ماجرای جزایر فالکلند. آرژانتین در ساعت‌های اخیر اعلام کرده که نیروهای مسلح این کشور در حال آماده شدن برای یک عملیات بالقوه در مقیاس بزرگ با هدف بازپس‌گیری جزایر فالکلند از انگلیس هستند و به گفته بابک تقوایی کارشناس نظامی این عملیات را چراغ سبزی از سوی آمریکا توصیف می‌کنند. بنابرا این گزارش‌ها آمریکا جلوی انگلیس را گرفته که می‌خواسته مانع خرید جت‌های چند منظوره اف۱۶ ایبی ام توسط آرژانتین شود، بلکه از برنامه‌های آرژانتین در مورد آینده فالکلند نیز حمایت می‌کند. این به نوعی تجزیه انگلستان و جدا شدن بخشی از خاک آن محسوب می‌شود که ترامپ احتمالاً در تلافی رفتار انگلیس در ماجرای حمله به جمهوری اسلامی انجام می‌دهد.

رسانه‌های انگلیسی مانند بریتیش اینتل با وحشت و نگرانی خبر داده‌اند که ترامپ پشت آرژانتین است و نوشته‌اند تنها چند ساعت پس از آنکه ایالات متحده بی‌طرفی خود را در مناقشه فارکلند تأیید کرده، ناو هواپیمابر آمریکایی یوس اس نیمیتس به درخواست رئیس جمهور آرژانتین وارد آب‌های سرزمینی آرژانتین شده و رئیس جمهور آرژانتین فرمان اضطراری برای رزمایش‌های مشترک دریایی با ایالات متحده درست در سواحل فالکلند را صادر کرده است. این رسانه انگلیسی می‌گوید این امر یعنی همکاری آمریکا و آرژانتین و رزمایش مشترک نظامی و ورود ناو آمریکایی به صحنه دعوای آرژانتین و بریتانیا دولت بریتانیا را به وضوه متزل کرده است. این رسانه می‌گوید استارمر همچنان با تصمیمات احمقانه خود ملت بزرگ ما را نابود می‌کند.

رئیس جمهور آرژانتین چند روز پیش به اسرائیل سفر کرد و ملاقات بسیار صمیمانه‌ای با نتانیاهو داشت. آیا او چراغ سبز را از نتانیاهو گرفته و آیا ترامپ در هماهنگی کامل با نتانیاهو قصد دارد انگلیس را گوشمالی بدهد که همچنان پشت رژیم در ایران ایستاده است؟ کیرستارمر روز گذشته از قصد خود برای تحریم سپاه پاسداران خبر داد و گفت لایحه مربوط به این امر ۳ ماه دیگر در ماه ژوئیه سال جاری میلادی به پارلمان برده می‌شود. باید توجه داشت که این به معنای قرار دادن سپاه در فهرست تروریستی توسط انگلیس نیست. انگلیس همواره از تروریستی اعلام کردن سپاه تفره رفته و استدلال کرده که بر اساس قوانین بریتانیا نمی‌توان سازمان‌های رسمی حکومتی مانند سپاه پاسداران را تحت تحریم قرار داد. حالا پس از فشارهای بسیار از سوی آمریکا و حتی اتحادیه اروپا که آن‌ها هم سپاه را در فهرست تروریستی قرار داده‌اند، وزارت کشور بریتانیا می‌گوید مشغول کار روی تدوین مقرراتی تازه است که از قدرتی مشابه تحریم برخوردارند.

نه تحریم و نه تروریستی اعلام کردن سپاه. این رفتار نزد بسیاری به شائبه حمایت انگلیس از رژیم جمهوری اسلامی دامن می‌زند. بهخصوص که آن‌ها معتقدند سپاه در انگلستان پولشویی می‌کند. در این باره آرش علایی خبرنگار به ماجرای توقیف ۱ میلیارد دلار رمزرزهای سپاه در انگلیس توسط آمریکا اشاره می‌کند. ماجرای عجیبی که نشان می‌دهد چگونه سپاه با آزادی کامل در بریتانیا پولشویی را انجام می‌دهد. «۱ میلیارد دلار کریپتوی سپاه در بریتانیا بوده در یک شرکتی که اینا اجازه می‌دادن بریتانیاییا سپاه با این غلطی دلش می‌خواد بکنه. بعد وزارت خزانه‌داری آمریکا اعتماد نکرده به دولت انگلیس که بگه آقا برو اینا رو بگیر. خودش رأساً رفته اینا رو توقیف کرده. من رفتم ببینم در تاریخ دنیا آیا سابقه داره که وزارت خزانه‌داری آمریکا قبلاً رفته باشه در داخل کشور انگلستان و یک پولی رو مالی رو منالی رو توقیف کرده باشه و جواب خیره. چند تا چیز رو به من میگه. یک بریتانیایی‌ها و اروپایی‌ها به شدت در حال مکیدن پول مردم ایران هستن و اصلاً دلیل اینکه جمهوری اسلامی مونده واضحاً برای اینه که به این کشورا باج میره. بودن ۱ میلیارد دلار پول سپاه به صورت کریپتو در بریتانیا به من میگه که اینا پولاشون اونجا زیاده. هر غلطی بهشون می‌خواستن اونجا می‌کردن و می‌کنن. چون دولت بریتانیا بهشون اجازه میده. احتمالاً شیتیل ازشون می‌گیره. یه کسایی تو دولت بریتانیا ازشون پول می‌گیرن یا نه پولم نمی‌گیرن چون می‌خوان منافع بریتانیا تأمین بشه در منطقه می‌خوان سپاه پاسداران بمونه می‌خوان آخوند بمونه و در مرحله بعدی الان بیشتر واسم معنی پیدا می‌کنه این دعوای بین آقای ترامپ و کیرستارمر نخست وزیر بریتانیا و اینکه الان کیرست میگه ما در این جنگ خودمونو قاطی نمی‌کنیم و اینا ما الان می‌فهمیم بله نمی‌کنید چون سود داره چون سپاه بهتون تلکه میده سپاه بهتون پول میده ۱ میلیارد دلار پول سپاه توی یه شرکت یه شرکت بوده تو لندن و بعد آمریکاییا ریختن توقیفش کردن چون به شما اعتماد ندارن.»

آرش علایی مانند بسیاری دیگر معتقد است که بریتانیا دیگر آن بریتانیای سابق نیست و دولتمردانش آن را تبدیل به مکان فاسدی برای افراد و دولت‌های فاسد کرده‌اند که به راحتی می‌توانند پول‌های کثیف خود را در آنجا بشویند و از تحریم‌ها بگریزند. «اگر شما یه خورده قانون بدونید، قانوی مالی بدونید در آمریکا یا در اروپا می‌دونید یکی از ساده‌ترین راه‌های پولشویی در جهان رفتن به بریتانیاست. شما حتی به عنوان یک فرد خارجی می‌تونید تعداد نامحدودی کمپانی‌های شل کامپانی به وجود بیارید. یه سری شل کامپانی به وجود بیارید. شرکت‌هایی که تحت اون شرکت‌ها شما بیاید یه شرکت دیگه صبر کنید زیر اون شرکت یه شرکت دیگه بی‌انهاست و تا یه کسی بخواد خبرنگار باشه بفهمه که زیر این شرکت چیه. مثل پیازی می‌بینه پوست پوست داره. هر چقدر شما بزنی کنار یه پوست دیگه داره. تازه وقتی برسی به اون هستم تا اون موقع می‌تونن اینا ۱۰ دفعه عوضش کرده باشن یا منحل کرده باشن. تا شما بفهمی پشت این کمپانی کیه رفته باشه یه جای دیگه و این بهخاطر اینکه قوانین گذاشته بریتانیا که باز کنه کشورشونو به حراج بذارن واقعاً این کارو کردن دهه‌ها کشورشون باز کردن دیگه اصلاً شباهتی به اون بریتانیاهای قدیم نداره کاملاً تبدیل شده به یه چیزی مثل سمساری صرافی و رستوران هندی که بوی کاری و اینا می‌زنه بیرون اینم نمیگم به قصد اینکه بخوام تحقیر کنم بوی کاری هم چیز بدی نیست ولی مال بریتانیا نیست بریتانیا یه چیز دیگه قرار بود باشه الان می‌فهمیم که یه مش دزد راهزنه ن دولت بریتانیا یعنی بریتانیا برگشته به اون چیزی که تاریخش بود تاریخ بریتانیا بر اساس اینکه این کشور راهگ از راهزنی کار دیگه‌ای نمی‌کرد مدت‌های مدید کارشون فقط راه‌زنی اسپانیایی‌ها بود یا فرانسویا یا پرتغالیا که از آمریکا جنس می‌آوردن اینا راه‌زنی می‌کردن می‌بردنش بریتانیا الان برگشتن به همونجا دارن همون کارو می‌کنن و راهزنی می‌کنن و پول مردم ایرانو می‌گیرن این ۱ میلیارد دلاری که اونجا الان پیدا شده این رو به من میگه به من میگه که چهجوری کشوری اروپایی پشت جمهوری اسلامی این تحلیل یعنی دوره‌ای هم وجود داشته میان دوره راهزنی تا دوره امروزی که بریتانیا کشوری سالم و پاک‌دست بوده اما خیلی‌ها این را قبول ندارند و می‌گویند این کشور قرن‌هاست که دست به چنین اعمالی آلوده دارد.»

روایت مانوک خدابخشیان و تحلیل او از رفتار بریتانیا را شاید بسیاری از ایرانی‌ها قبول داشته باشند. روایت خدابخشیان از بحران اقتصادی در آمریکا آغاز می‌شود که به بالا بردن قیمت نفت انجامید و شکل گرفتن این آرزو در دل محمدرضا شاه که می‌شود با پول نفت گران ایران را به عظمت رساند و ورود انگلیس و مابقی ماجرا. «تمام حوادث اون س سال‌ها رو ۱۹۷۱ ۷۲ بحران پولی در آمریکا آغا شد دلار قیمتشو از دست داد آقای ژنرال دوگرد به توصیه یک مأمور روسی که هگلشناسم بود پروفسور دانشگاه بود آلکساندر کوجر آمد در مقابل آمریکا ایستاد کوجو تصورش این بود که به گ دو دوگل بقبولونش می‌تونید هم مقابل آمریکا بایستی هم مقابل شوروی بود در واقع یک بازی حساب شده بود دوگل در مقابل آمریکا ایستاد طلاهاش رو که در نزد آمریکاییا بود در فارس گفت من طلاهامو می‌خوام در ازای چی؟ در مقابل یورو دالر. آمریکاییا هم این دلارا رو بعد از جنگ دوم جهانی به این کشورهای اروپایی داده بودن که نجات پیدا کنن که کمونیست نشن. در واقع اونا رو خریده بود. حالا آقای داکتر می‌گفت پلاهای من بدید من دلارهای شما رو پس میدم. بنابراین آمریکا دچار بحران پولی شد. آمدن فلوت کردن. پولی که پشبانش طلا بود یکسن باز کرد. همه اینا رو میدن برای چی؟ بنابراین وقتی شما بحران اقتصادی و پولی دارید باید چاره‌ای بیاندیشید. قشنگ‌ترین چاره رو یک استاد نقدشناس یا کارشناس لوی دکتر لوی داد به کیچینگر داد. مشاوره کیتینگ بیاید قیمت نفتو ببریم بالا ۴۰۰ برابر ببریم بالا بازار پترو دلار اومد پترو دلارا قرار بود فقط در ۵ بانک باشه دو بانک در انگلیس س۳ بانک در آمریکا پترو دولارها نه پول‌های شام فقط پترو دلارها کشورهای عربی کویت عربستان اجازه نداشتن ۱ دلار از این پتر دلار جای دیگه‌ری سرمایه‌گذاری کنن همین‌طورم به تدریج به شاه گفتن قیمت ن رفت بالا پترو دلار شد سرمایه جهانی شاه ناگهان وسوسه شد من می‌تونم بشم پورش بزرگ می‌تونم بشم امپراتور با اینکه تمامت‌های های برشکسته اروپایی به آمریکایی رو نجات داد همون کار به جایی رسید مزاحم قدرت‌های جهانی شد مزاحم الیت جهانی شد شما وقتی در مقابل الیت جهانی که شما رو سر کار گذاشتن ییستید پس بنابراین مثل بازیهای مافیایی کمیشن تصمیم می‌گیره شما باید برید چرا این باید می‌رفت شاه داشت صنعتگرا صنعت‌سازی در ایران رو آغاز کرده بود انقلاب صنعتی می‌خواست بشه شاخون دوم خب علی بوتو زلفقار علی بوتو در کنارش در پاکستان مرد تحصیل کرده اونم می‌خواست پاکستان رو به قرن بعدی برسونه الجزیره مدینم عوض کرده بود نفرو می می‌فروخت می‌خواد صنعتی‌سازی کنه هرچند انقلابی بود حکومتش ریاکشنری نبود خب بنابراین ناگهان احساس کردن سرمایه‌هایی که به کشورهای خاورمیانه میره داره کار دست آمریکا میده و وقتی این کشورها صنعتی بشن کشورهای آمریکای لاتینم بخوان سرمایه به صنعتی بشن و مدرنایز بشن خب آمریکا و کشورهای قدرتمند غربی کالاشونو کجا باید بفروشن؟ پس همینجوری که من یک بار مصاحبه می‌کردم با دکتر با مهندس تقی مصدقی زندهیاد تقی مصدقی که رئیس پ شرکت پتروشیمی ایران بود خیلی حرف قشنگ زد همین حرف با آقای همای مش همکار دیگه زده بود گفت وقتی که ما روغن موتورمون روغن موتور ساخت ایران گذاشتیم در شلوای کشورهای خلیج پارک انگلیسیا تصمیم گرفتن کاری با ما انجام بدن که ما بریم رمضان یخی رو دوباره از لندن بیاریم تمام کشورهای خاورمیانه در حقیقت داشتن به یک عصر دیگری وارد می‌شدن صنعتی‌سازی انقلاب صنعتی مدرنیزیشن همه این منطقه رو گرفته بود.»

حالا راه آمریکا و اروپا به نظر می‌رسد پس از دهه‌ها از یکدیگر جدا شده باشد. امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه می‌گوید این جدایی ۱۵ سال است که آغاز شده و فقط به ترامپ مربوط نمیشود. «فکر میکنم همون طور که کلی همین الان گفت ما باید نسبت به استراتژی آمریکا کاملاً شفاف و واقعب بین باشیم و این فقط مربوط به شخصیت یا رفتار رئیس جمهور ترامپ نیست. ایالات متحده به نظر من حالا حدود ۱۵ سال است که تصمیم گرفته اولویت شماره یکش آمریکا باشد. آمریکا اول و من به این احترام می‌گذارم. این مسئله اصلی آن‌هاست. او برای همین هم انتخاب شده برای خدمت به رأی‌دهندگان اصلی خودش و طبقه متوسط آمریکا. این نکته قابل قبولیست. اولویت دوم آنها چین است و این روند از زمان اوباما شروع شد که گفت من اولین رئیس جمهور اقیانوس آرام خواهم بود و این کاملاً یک خط سیاستی پیوسته است. نگاه کنید چه اتفاقی در دولت قبلی افتاد در افغانستان یا در قانون کاهش تورم؟ منظورم این است که این‌ها رویکردهای طرفدار اروپا نبودند و این فقط مربوط به ترامپ نیست. گاهی ترامپ صریح‌تر درباره اروپا حرف می‌زند و ممکن است از نظر لفظی تهاجمی‌تر باشد. اما در واقع استراتژی آنها اساساً منافع اروپا را در مرکز دستور کارشان قرار نمی‌دهد. این یک واقعیت اوک»

مکرون دارد می‌گوید اروپا دیگر در مرکز بازی آمریکا نیست و حتی اگر ترامپ هم نباشد چیزی عوض نمی‌شود این یعنی سیاست‌های جدید آمریکا و مسئله تغییر نظم قدیمی جهان به ترامپ بستگی ندارد و در جای دیگری برنامه‌ریزی می‌شود و ترامپ فقط مجری آنهاست و پس از او هم قرار است این سیاست‌ها ادامه پیدا کند. یعنی جمهوری اسلامی یا باید به این نظم بپیوند یا باید عوض شود. اروپا اما موافق نیست چون خودش هم در این نظم جای سابق را ندارد. هیچ‌کس تا به حال اروپا و رهبران آن را اینقدر ضعیف ندیده. مکرون اینجا یک اعتراف تاریخی می‌کند. اینکه اروپا با آمریکا دیگر مانند سابق اشتراک نظر و اشتراک اولویت ندارد و منافعشان متفاوت شده. درباره ایران این مسئله بسیار مهم است. آمریکا به دنبال اقدام تهاجمی سریع و یکجانبه برای گرفتن ایران است اما اروپا محتاط است و مایل به نابودی سریع جمهوری اسلامی نیست. دلایل اروپا هم متعدد است. اول همان سود اقتصادیست که اشاره شد. مسئله دیگر ریسک انرژی و اقتصاد است. ترس از بی‌ثباتی منطقه، موج مهاجران و ناامنی داخلی هم باعث می‌شود سقوط سریع رژیم ایران را نخواهند. اما ایران برای آمریکا یک تهدید ژئوپولیتیک است و حل مسئله ایران پیام بزرگی به چین و جهان خواهد بود. به این ترتیب ایران عملاً به نقطه استکاک میان آمریکا و اروپا تبدیل شده و اروپا در اینجا کنار آمریکا نیست و نمی‌خواهد هزینه جنگی را بدهد که آمریکا تصمیمش را گرفته. در واقع برای آمریکا ایران یک پرونده است که باید بسته شود اما برای اروپا یک مسئله است که باید کنترل شود.

شاهزاده رضا پهلوی هم به اروپا هشدار داده که دست از مماشات با رژیم جمهوری اسلامی بردارد. یعنی طرز‌ها و منفعت‌طلبی‌هایش را کنار بگذارد. و در جنگ با جمهوری اسلامی به ترامپ و مردم ایران بپیوندد. حالا که ترامپ برای بار سوم مورد سوء قصد واقع شده به نظر می‌رسد اتاق فکر نظم نوین جهانی در آمریکا بخواهد به روند حذف جمهوری اسلامی سرعت ببخشد تا برای ترامپ به عنوان مجری این طرح اتفاقی نیفتاده. آن روی سکه هم این است که شاید عملکرد ترامپ به گونه‌ای بوده که باید هشداری به او داده می‌شده. حرف‌های مکرون به نوعی تأیید حرف‌های مهدی مطهرنیا هم هست. که می‌گوید آیین قدرت برنامه‌های خودش را ریخته و کشتیبان را سیاستی دگر آمده است. اگر چنین باشد امید که پیش‌بینی‌های او درباره آینده درخشان ایران هم به وقوع بپیوند و دیگر کاری از روباها و گرگ‌های پیر برای ادامه تیره روزی ایران و ایرانی برنیاید.

«امید شما در این روزها به چیست؟ ایران را می‌خواهد. آیین قدرت درستم تشخیص داده است. این بحران الان روی ما سواره. هر جا آیین قدرت باشه ایران باید در کنارش از این بایسته. تو این غرب. حالا چین باشه یا آمریکا باشه. تو این نبرد هر کدوم برنده شمن شما از آن خواهین بود. دیگه انگلیس‌هام نمی‌تونن. دیگه روسامهم نمی‌تونن. این بارز قدرت رو دست نمی‌خورد. مرزها باید مشخص شه. این میاد توضعه چی؟ منطقه‌ای. می‌تونید تا مرزهای ایران بیایید. جلوتر از مرزهای ایران نخواهد گذاشت. آیین قدرت. نه اینکه عاشق ماها ایرانیا باشه. عاشق قدرت خودشه. و در آینده این سرزمین آینده این قرن بیست و یکم مهم‌ترین سرزمین برای آیین قدرت است. می‌خواستم ایالات متحده فلاط ایران رو سال ۱۴۰۷ بگویم. استاد مجبور شدم زودتر بگویم. من به این می‌اندیشم که ایران جغرافیای اصلی آیین قدرت در این قرن شود.»

ممنون از اینکه تا پایان این گزارش در کوچه ماندید. در این روزها که ایران عزیزمان لحظه‌های سرنوشت‌سازی را تجربه می‌کند، کوچه روایت‌گر غم‌ها، شادی‌ها، بیم‌ها و امیدهای ایران است. با آرزوی همیشگی آزادی که این روزها پررنگ‌تر از همیشه شده و با آرزوی دیدار همه شما همراهان نادیده در کوچه‌ها و خیابان‌های ایران آزاد. سپاس. ‏M.