Transcription
با نگاهی به آنچه در جهان میگذرد، ممکن است فکر کنید سرمایهگذاران به سمت پناهگاههای امن خود هجوم میآورند، اما در واقع، این چند هفته برای بازارهای سهام در بسیاری از نقاط جهان در اوجهای تاریخی یا نزدیک به آن، درخشان بوده است، و اگر اخیراً در سهام سرمایهگذاری کردهاید، زمان بسیار خوبی بوده است. پس، جاش، این با وجود جنگ ایران است که یکی از بزرگترین شوکهای نفتی تاریخ را ایجاد کرده است. چه خبر است؟
بله، در ظاهر واقعاً بسیار تعجبآور به نظر میرسد، زیرا ما زیاد در مورد اینکه این شوک چقدر میتواند بد باشد، چگونه عرضه انرژی جهان را محدود میکند، چگونه بازارها واقعاً برای آن آماده نیستند، و چگونه اقتصادها قرار است آسیب زیادی از این شوک ببینند، صحبت کردهایم. و با این حال، اکنون تمام این خوشبینی را در بازارهای سهام میبینید. حدس زدن دوباره سرمایهگذارانی که تمام حقایق را در نوک انگشتان خود دارند و میلیونها دلار، و در برخی موارد میلیاردها دلار، در خطر است، بسیار دشوار است. و روزنامهنگاران اغلب متهم میشوند که مثلاً نه مورد از چهار سقوط بازار سهام گذشته را پیشبینی کردهاند. بنابراین من نمیخواهم زیاد به آن سمت متمایل شوم. ممکن است همین الان سرمایهگذاران حق با آنها باشد. و مزایای حاصل از، برای مثال، رشد اقتصادی، انقلاب هوش مصنوعی، به سادگی بر این شوک ایران غلبه خواهد کرد. این قطعاً نحوه عملکرد آنهاست. و آیا خوشبینی این سرمایهگذاران از آنجا نشأت میگیرد؟
فکر میکنم بخشی از آن از آنجا میآید. و رویدادهای دیگری نیز اخیراً رخ دادهاند که به نوعی این را تأیید میکنند که اقتصاد جهانی و بازارها در چند سال گذشته بسیار انعطافپذیرتر از آنچه واقعاً هر کسی ممکن بود پیشبینی کند، عمل کردهاند. ما شوک پشت شوک داشتهایم، چه کووید باشد یا روسیه یا اوکراین یا بحران بانکی که چند سال پیش در ایالات متحده داشتیم. هر بار به نظر میرسید که ممکن است قیمت سهام را به پرتگاه بفرستند، اما هر بار که قیمت سهام سقوط کرده است، بسیار کوتاهمدت بوده است. آنها به طرز باورنکردنی سریع بهبود یافتهاند، و سرمایهگذارانی که وقتی اوضاع واقعاً بد به نظر میرسید، سهام خود را فروختند، در واقع فقط از بازگشت بازار جا ماندند. بنابراین شاید این بار با جنگ ایران، ما شاهد بازگشت بخشی از حافظه عضلانی آن هستیم. سرمایهگذاران نمیخواهند اشتباهاتی را که در چند سال گذشته مرتکب شدهاند، یعنی بیش از حد منفینگر بودن و سپس از سودهای آینده جا ماندن، تکرار کنند. و آیا این توجیه دارد؟ منظورم این است که ما بارها و بارها در مورد اینکه این بحران چقدر بزرگ است صحبت کردهایم.
بله. بنابراین من نگرانم که این بار، آن حافظه عضلانی، هرچند که در چندین شوک قبلی به شما کمک کرده باشد، به نظر نمیرسد پاسخ درستی به این یکی باشد، زیرا ما با تخریب دائمی تولید نفت روبرو هستیم. میدانید، نفتی که قبلاً از تنگه هرمز خارج نشده است، ناگهان جایگزین نخواهد شد. حتی اگر دوباره باز شود. پیامدهای زیادی حتی پس از پایان جنگ وجود خواهد داشت. و پایان آن هنوز واقعاً در چشمانداز نیست. بنابراین به نظر میرسد این بار متفاوت است و میتواند بسیار بدتر باشد. اما میدانید، سهامداران در حال حاضر اینطور فکر نمیکنند.
و اگر احتمالاً وقتی سرمایهگذاران وحشتزده میشوند، پناهگاههای امن اکنون کجا هستند؟ اکنون این یکی دیگر از ویژگیهای واقعاً جالب این لحظه است، که پناهگاههای امن معمول سرمایهگذاران دیگر آنقدر امن به نظر نمیرسند. پس بیایید مثال کلاسیک را در نظر بگیریم. طلا قدیمیترین پناهگاه امن موجود است. برای هزاران سال، سرمایهگذاران به طلا به عنوان ذخیرهای از ثروت، به عنوان پوششی در برابر تورم، به عنوان پوششی در برابر انواع هرج و مرج هجوم آوردهاند. بنابراین ممکن است فکر کنید که مردم اکنون به طلا هجوم میآورند، و به نوعی همینطور است. اما در واقع آنها در پنج سال گذشته یا بیشتر به طلا هجوم آوردهاند. قیمت طلا از زمان همهگیری به شدت افزایش یافته است. انواع خریداران، از بانکهای مرکزی گرفته تا سرمایهگذاران خرد عادی، وجود داشتهاند. نتیجه عجیب و غریبی که از آن به دست آمده این است که قیمت طلا از قبل آنقدر بالا رفته است که در آغاز جنگ، همراه با سهام سقوط کرد. شروع به رفتاری کمی شبیه به یک دارایی سفتهبازانه کرد. برای طلا بسیار غیرمعمول است که اینگونه رفتار کند، که طلا عملاً مانند یک دارایی پرخطر مشابه سهام رفتار کند، نه یک دارایی امن که در جهت مخالف آنها حرکت میکند. و حتی با اینکه سرمایهگذاران طلا اکنون سالهاست که سود کسب کردهاند، ممکن است باعث شود کمتر احساس کنند که یک پناهگاه است و بیشتر شبیه یک شرطبندی باشد.
در مورد چیزی کمی مدرنتر، دلار چطور؟ بله. خب، دلار، میدانید، نسخه ارزی طلاست. این ارزی است که سرمایهگذاران در سراسر جهان در زمانهای واقعاً اخیر به آن هجوم میآورند. ما یک آزمایش جدی از آن داشتیم. و این آزمایش، تعرفههای به اصطلاح روز آزادی بود که رئیسجمهور ترامپ سال گذشته معرفی کرد. در آن زمان، یک وحشت در بازار سهام وجود داشت. یک وحشت در بازار اوراق قرضه وجود داشت. اما در حالی که در چنین زمانی، شما معمولاً انتظار داشتید که دلار ارزشش افزایش یابد، در واقع دلار همراه با همه چیزهای دیگر سقوط کرد. سرمایهگذاران شروع به قضاوت کردند که نه تنها هرج و مرج به آمریکا رسیده است، بلکه ترکیبی از عوامل وجود داشت که به این معنی بود که دلار یک پناهگاه امن نخواهد بود. این به این معنی بود که دلار همراه با همه چیزهای دیگر سقوط کرد. مانند یک پناهگاه امن رفتار نکرد، و دلار از آن زمان تثبیت شده است. ارزش آن هنوز در حال کاهش نیست. اما اکنون، وقتی لحظات بحرانی مانند آغاز این جنگ را تجربه میکنید، اگر سودی هم داشته باشد، خیلی زیاد نیست. و به طور کلی کمی ثابت بوده است. بنابراین دوباره، این کمتر شبیه یک پناهگاه امن به نظر میرسد تا آنچه قبلاً بود.
در مورد امنترین پناهگاههای امن فرضی، اوراق قرضه دولتی چطور؟ اکنون دوباره، شما انتظار دارید که اینها در چنین زمانی سود ببرند، فقط از این نوع اثر فرار به سمت امنیت. اگر همه چیزهای دیگر تهدید شدهاند، پول خود را کجا میگذارید؟ نمیتواند در دلار باشد. نمیتواند در طلا باشد. میدانید، گزینههای بینهایت وجود ندارد. اوراق قرضه دولتی چیزی است که به آن هجوم میآورید. و چیز دیگری که به شما در مورد اوراق قرضه دولتی کمک میکند این است که در زمانهای بسیار بد در طول رکود، نرخ بهره تمایل به کاهش دارد. قیمت اوراق قرضه دولتی به طور معکوس با نرخ بهره حرکت میکند. بنابراین وقتی اوضاع واقعاً بد میشود، نتیجه نهایی این است که اوراق قرضه دولتی تمایل به افزایش دارند در حالی که همه چیزهای دیگر... دوباره، برخی ویژگیهای خاص این بحران وجود دارد که باعث میشود اوراق قرضه دولتی کمتر امن به نظر برسند. اصلیترین آن این است که شما انتظار افزایش قیمت و افزایش انواع دیگر هزینههای انرژی را دارید. شما انتظار دارید که این امر تورم را بالا ببرد، و تورم ارزش اوراق قرضه دولتی را از بین میبرد. ما انتظار داریم که تورم در نتیجه این رویدادها افزایش یابد. چیز دیگری که ارزش اوراق قرضه دولتی را پایین نگه داشته است این است که جنگ و تأثیرات آن بر محافظت از شهروندان در برابر پیامدهای آن، برای دولتها هزینه خواهد داشت. و دولتها در سراسر جهان ثروتمند در حال حاضر هر سال مبالغ هنگفتی وام میگیرند. بنابراین علاوه بر نگرانیها در مورد تورم، این نگرانی وجود دارد که دولتهای جهان ثروتمند به ویژه از نظر مالی، در مسیری ناپایدار قرار دارند و این امر در آینده به ارزش اوراق قرضه دولتی آنها آسیب خواهد رساند. بنابراین این دو با هم باعث میشوند حتی اوراق قرضه دولتی نیز اکنون کمتر شبیه یک پناهگاه به نظر برسند.
پس این وضعیت سرمایهگذاران را در کجا قرار میدهد؟ آیا آنها باید فقط به خرید سهام روی بیاورند؟ این چیزی است که بسیاری از سرمایهگذاران میگویند. شما در میان این افراد هوشیار میگردید. آنها به تمام گزینههای جایگزین نگاه میکنند و میگویند، خب، سهام واقعاً تنها گزینه است. اگر قرار است این مشکل تورمی وجود داشته باشد، پس سهام جای بدی برای نگهداری پول شما نیست، زیرا اگر ارزش پول کاهش یابد، انتظار دارید سود شرکتها همراه با تورم افزایش یابد، و سهام حداقل باید به نوعی از کاهش ارزشی که ممکن است در صورت پنهان کردن پول نقد خود زیر تشک یا نگهداری آن در حساب بانکی یا اوراق قرضه دولتی یا هر چیز دیگری به دست آورید، پیشی بگیرد. مشکل این استدلال این است که من در هیچ نقطهای نگفتم شرکتها قرار است سودهای سرسامآور کسب کنند و بنابراین قیمت سهام ارزش بیشتری دارد. این چیزی است که واقعاً باعث میشود فکر کنید قیمت سهام ارزش بیشتری دارد. نه فقط اینکه مردم قرار است هجوم بیاورند و آنها را بخرند. و وقتی مردم سهام میخرند زیرا به نظر میرسد جایگزینی وجود ندارد، زیرا به نظر میرسد پناهگاههای امن از بین رفتهاند، نه به این دلیل که واقعاً از رشد سود شرکتها خوشحال هستند، آنگاه پتانسیل ایجاد یک حباب در یک سقوط را دارید. جاش، بسیار متشکرم. متشکرم رزی.