Transcription
سلام به همه، ایان برمر هستم و یک تحلیل سریع برای شروع هفته شما. انتخابات بزرگی در مجارستان برگزار شد، یک رد قاطع بر ویکتور اوربان، که حدود ۱۶ سال در قدرت به عنوان نخست وزیر بود و او باخت، و باخت بزرگی داشت. این یک اکثریت قانون اساسی است که توسط رقیب او، پیتر ماژار، به دست خواهد آمد. و او کسی بود که رهبر بسیار شکاک به اتحادیه اروپا، بسیار همسو با روسیه، با دیدگاهی که کشورش در حال پیروی از مدلی روسیتر است، ملیگرایی غیرلیبرال همانطور که او آن را نامید، بیشترین همسویی را در انجام تجارت و گسترش روابط تجاری با چین، و کمترین همسویی را در حمایت از ناتو در مورد اوکراین داشت، و شخصیترین تمایل را برای پذیرش رئیس جمهور ترامپ، چه در رسانههای اجتماعی و چه در سفر به CPAC و بقیه موارد داشت. و سپس جی دی ونس به بوداپست سفر کرد تا با رهبران ملاقات کند و مقداری آشنایی پیدا کند و در حمایت از اوربان در یک تجمع شرکت کند و آن اصلاً خوب پیش نرفت. پس داستان اینجا چیست؟ ماژار یک فرد "بیدار" مترقی، از نوع طرفدار مرزهای باز نیست. او در واقع از حزب فیدز میآید که حزب خود اوربان است و او به دلیل فساد فوقالعاده، خودکامگی شخصیاش، از اوربان جدا شد. تولید ناخالص داخلی مجارستان در سه سال گذشته ثابت بوده است، در حالی که اوربان و خانوادهاش و نزدیکترین همکارانش تمام قراردادهای دولتی را دریافت کردهاند و به شیوهای بسیار عمومی خود را ثروتمند کردهاند. و مردم اصلاً خوب عمل نکردهاند و از این موضوع عصبانی هستند. و بنابراین او جدا شد، نه برای تغییر زیاد سیاستها. این یک انتخابات در مورد اروپا یا روسیه یا اوکراین نبود. او اصلاً در مورد آن مسائل صحبت نکرد. در عوض، او در مورد فساد صحبت کرد و در مورد سیاستهایی که مردم مجارستان میخواهند صحبت کرد. و آن یک سیاست "مجارستان اول" است. این مرزهای نسبتاً بسته است، درست است؟ در مورد مهاجرت بسیار سختگیرانهتر است. ارزشهای اجتماعی محافظهکارانه دارد. در حال پاکسازی باتلاق است، اما مراقب مجارستانیها است. و این دقیقاً همان کاری است که اوربان انجام نداد. و نکته عجیب اینجا این است که اوربان باخت. و دوباره، اوربان دوست داشت راهی برای پیروزی پیدا کند، او انگشت خود را بر روی ترازو گذاشته بود تا نتیجه انتخابات را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین این یک انتخابات آزاد و منصفانه نبود. آزاد بود، اما قطعاً منصفانه نبود. بازنگری در مناطق، دستکاری در مناطق که در داخل مجارستان رخ داده بود به این معنی بود که شما باید با چهار تا پنج درصد امتیاز پیروز میشدید تا بتوانید پیروزی را تضمین کنید. رسانهها کاملاً در دست اوربان هستند، به عنوان مثال. او نفوذ زیادی بر قوه قضائیه دارد، اما باخت او آنقدر خیرهکننده بود که او نتوانست نتیجه را به چالش بکشد. و بنابراین در نتیجه، او بلافاصله تسلیم شد. و این به وضوح چیز خوبی است که هر چقدر هم اوربان میخواست در قدرت بماند، هر چقدر هم تلاش کرد تا ترازو را تغییر دهد تا بررسیها و تعادلها را بر دفتر نخست وزیری کاهش دهد، او در انجام این کار ناموفق بود. چیزی که بولسونارو در برزیل آموخت، چیزی که ترامپ وقتی بایدن او را در ایالات متحده شکست داد آموخت، چیزی که اوربان نیز آموخت. ممکن بود به سمت یک انتخابات کمتر رقابتی سوق داده شود اما به یک دیکتاتوری تبدیل نشد، همانطور که ایالات متحده در حال حاضر تجربه میکند، اما سپس این سوال مطرح میشود که چرا از این مرد حمایت کنیم و در اینجا یک سوال بزرگ از MAGA وجود دارد، زیرا MAGA چیست؟ منظورم این است که MAGA باید در مورد سیاستهایی برای دوباره بزرگ کردن آمریکا، آمریکا اول باشد. آن سیاستها به بسیاری از جهات برای آمریکاییهای عادی جذاب بود که فکر میکردند نخبگان آمریکایی به آنها اهمیت نمیدهند، به جهانیگرایان اعتماد نداشتند، به مرزهای باز اعتماد نداشتند، به تجارت آزاد اعتماد نداشتند، به تمام این جنگهای ابدی اعتماد نداشتند، و آنها به نفع ترامپ رای دادند، به همان روشی که بسیاری از آنها به برنی سندرز و چهرههای مشابه دیگر رای میدادند، زیرا فکر میکردند اینجا کسی است که مراقب آمریکایی متوسط خواهد بود. اوربان آن فرصت را از بین برد. ماژار بسیار دور از این است که یک مخالف از چپ، یک مترقی باشد. او در واقع با بسیاری از سیاستهایی که ترامپ هنگام اولین رقابتش دنبال کرد، سازگار خواهد بود، اما نه با آنچه ترامپ اکنون است. و آنچه MAGA امروز است، در مورد آن سیاستها نیست. منظورم این است که پایان دادن به جنگها. او به تازگی یک جنگ عظیم با ایران را آغاز کرده است. این در مورد این نیست که آمریکایی متوسط چقدر خوب عمل میکند. این بیشتر در مورد این است که ترامپ چقدر قادر است برای خود و خانوادهاش و همکارانش کسب درآمد کند. این در مورد پاکسازی باتلاق نیست. این در مورد کاهش مالیات برای ثروتمندترینها و داشتن راههای زیادی است که قدرتمندترینها در ایالات متحده میتوانند فرآیند نظارتی را برای خود تصاحب کنند. دقیقاً همان کاری که اوربان انجام میداد. و بنابراین در این زمینه، دزدان به دنبال یکدیگر میگردند. اما جی دی ونس باید بهتر بداند، زیرا حتی اگر او معاون ترامپ باشد، او یک جوان است که میخواهد آینده سیاسی داشته باشد، بسیار فراتر از آن پیرمردی که پس از انتخابات میاندورهای یک اردک لنگ خواهد بود و با در آغوش گرفتن اوربان به عنوان MAGA واقعی و بدگویی از ماژار ظاهر میشود. اگر من ونس بودم، راهی برای همکاری با این مجارستانیهای جدید پیدا میکردم، زیرا این به آیندهای که او میخواهد بسیار نزدیکتر است. به هر حال، به وضوح روز بزرگی برای مردم مجارستان، ۱۰ میلیون نفری که اکنون کسی را دارند که واقعاً نماینده آنهاست، در مقابل نماینده خودشان. به وضوح روز خوبی برای اتحادیه اروپا به این معنا که اکنون دولتی دارند که با آنها به عنوان عضوی از اتحادیه اروپا همکاری خواهد کرد، در مقابل انجام دستورات ولادیمیر پوتین و شی جین پینگ. به وضوح روز خوبی برای اوکراینیها که دیگر آن یک نفر را نخواهند داشت که سعی در وتو و به تعویق انداختن هر میزان حمایتی که به اوکراینیها برای مبارزه با روسها میدهند، تا اروپاییها مجبور نباشند. و بله، روز خیلی خوبی برای ترامپ نیست و من حدس میزنم او نمیخواهد خیلی در مورد این موضوع صحبت کند، زیرا آنها مدت طولانی است که از اوربان حمایت میکنند و آنها فقط کمی نباختند، آنها باخت بزرگی داشتند. نکته نهایی در اینجا، درست مانند زمانی که ونس به گرینلند رفت، پیام MAGA که ترامپ و ونس در حال فروش آن هستند، در اروپا کارساز نیست. سیاستهای مرزهای امن و یارانه داخلی بیشتر، توسعه اقتصاد خود برای منافع طبقه کارگر و متوسط. آن سیاستها در سراسر اروپا کاملاً موفق هستند و ما این را با مالونی در ایتالیا میبینیم. ما این را با مرکز راست برای اتحادیه اروپا به عنوان یک کل و نحوه عملکرد آنها در پارلمان اروپا میبینیم و ما این را با پیروزی بزرگ ماژار در مجارستان در روز یکشنبه میبینیم. اما این به این معنی نیست که تضعیف هویت ملی و حاکمیت ملی اروپا توسط ترامپ و ونس برای این کشورها با این جمعیتها خوب عمل خواهد کرد. این همه ماجرا بود. به زودی با شما صحبت خواهم کرد.