📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

Why Can't the Stock Market See This Coming?

Patrick Boyle29:33

Transcription

اگر امروز به بازار سهام نگاه کنید، ممکن است به طور طبیعی نتیجه بگیرید که بحران انرژی جهانی به طور دائم حل شده است. شاخص S&P 500 اخیراً به بالاترین حد خود رسیده و از سطحی که قبل از شروع درگیری در اواخر فوریه بود، عبور کرده است. معامله‌گران سهام به نظر می‌رسد که تصمیم گرفته‌اند جنگ در خاورمیانه، جنگی که گلوگاه حیاتی انرژی جهان را بسته است، صرفاً فرصتی عالی برای خرید در افت قیمت است. اما اگر با افرادی که واقعاً بشکه‌های فیزیکی نفت را جابجا می‌کنند صحبت کنید، حال و هوا به طور قابل توجهی تیره‌تر است. بازارهای آتی در حال قیمت‌گذاری یک راه‌حل دیپلماتیک سریع هستند، در حالی که معامله‌گران کالاهای فیزیکی با واقعیتی کاملاً متفاوت روبرو هستند. شکاف عظیمی بین جریان اخبار خوش‌بینانه‌ای که باعث افزایش قیمت سهام می‌شود و هزینه واقعی یک بشکه نفت فیزیکی که روی یک کشتی در شمال غربی اروپا قرار دارد، وجود دارد.

برای هفته‌ها، شاهد یک چرخه عجیب بوده‌ایم. آتش‌بس یا پیشرفت دیپلماتیک اعلام می‌شود. بازار سهام اوج می‌گیرد و قیمت نفت خام ۱۰ درصد کاهش می‌یابد. سپس تقریباً بلافاصله، ایرانی‌ها اعلام می‌کنند که با چیزی موافقت نکرده‌اند و قیمت‌ها معکوس می‌شوند. همین هفته، علیرغم اعلام تمدید سه هفته‌ای آتش‌بس بین اسرائیل و لبنان، نیروهای ایرانی به دو کشتی کانتینری MSC حمله کرده و آنها را توقیف کردند. رئیس جمهور ترامپ با دستور نیروی دریایی آمریکا برای شلیک و کشتن هر قایقی که در حال مین‌گذاری در آب‌ها دیده شود، واکنش نشان داد. این چیزی نیست که یک مسیر تجاری فعال به نظر برسد.

سرمایه‌گذاران به نظر می‌رسد که از یک مورد بد حافظه عضلانی رنج می‌برند. آنها در میزهای راحت خود در نیویورک و لندن نشسته‌اند و فرض می‌کنند که دولت در نهایت آنچه را که سرمایه‌گذاران "لحظه تاکو" می‌نامند، تجربه خواهد کرد، جایی که تاکو مخفف "ترامپ همیشه عقب‌نشینی می‌کند" است. آنها انتظار دارند که رئیس جمهور به انتخابات میان‌دوره‌ای پیش رو، افزایش قیمت بنزین نگاه کند و به سادگی از درگیری کنار بکشد، همانطور که سال گذشته هنگام عقب‌نشینی از تعرفه‌های روز آزادی خود عمل کرد. نقص کشنده در این فرض این است که جنگ تجاری با شرکت‌های اداری جنگیده می‌شود. شما می‌توانید یک تعرفه را با یک پست آخر هفته در شبکه‌های اجتماعی نیروها لغو کنید. جنگ مسلحانه در تنگه هرمز با پهپادها، موانع دریایی و موشک‌های ضد کشتی جنگیده می‌شود. شما نمی‌توانید به طور یکجانبه از درگیری که طرف مقابل دستور کار خود را دارد، عقب‌نشینی کنید.

رژیم ایران از حملات اولیه جان سالم به در برده و کشف کرده است که گروگان گرفتن اقتصاد جهانی، اهرم فوق‌العاده قدرتمندی است. و برخلاف سلاح هسته‌ای، این اهرمی است که آنها واقعاً می‌توانند از آن استفاده کنند. همانطور که قبلاً گفتم، برای تاکو دو نفر لازم است. و در حال حاضر، طرف دیگر میز مشغول توقیف کشتی‌های کانتینری است. برای کشتی‌های تجاری که در حال حاضر در خلیج فارس گرفتار شده‌اند، وضعیت به چیزی شبیه به فرار از زندان دریایی پرخطر تبدیل شده است. کاپیتان‌ها تجهیزات ردیابی خود را خاموش می‌کنند و در تاریکی شب در آب‌ها پنهان می‌شوند تا خدمه خود را به سلامت بیرون بیاورند. حدود ۴۵ کشتی از زمان توافق اولیه آتش‌بس موقت در ۸ آوریل وارد یا از تنگه خارج شده‌اند. دیروز، در یک دوره ۲۴ ساعته، تنها پنج کشتی موفق به عبور شدند. حداقل ۲۲ کشتی دیگر از زمان شروع درگیری توسط سپاه پاسداران ایران مورد حمله قرار گرفته و چندین کشتی دیگر توقیف شده‌اند. وضعیت اکنون به عنوان یک محاصره دوگانه توصیف می‌شود. ایران عبور را برای کشتی‌های متخاصم از کشورهای غیردوست محدود کرده است، در حالی که نیروی دریایی آمریکا محاصره متقابل خود را در ۱۳ آوریل آغاز کرده است، که به طور خاص کشتی‌های عازم یا خارج از بنادر ایران را هدف قرار می‌دهد.

واقعیت تلاش برای عبور از تنگه هرمز در حال حاضر کمتر شبیه به لجستیک جهانی و بیشتر شبیه به یک فیلم سرقت است. همین آخر هفته گذشته، یک نفتکش متعلق به یونان به نام ACT که حامل ۳۰۰ هزار بشکه دیزل بود، موفق شد در تاریکی فرار کند. این کشتی در صف جلوی ماری از کشتی‌ها قرار گرفت و تنها چند ساعت قبل از اینکه سپاه پاسداران ایران قایق‌های توپدار را به کانال بازگرداند، خارج شد.

قبل از اینکه به جزئیات کشتی‌هایی که عبور می‌کنند بپردازیم، اجازه دهید در مورد حامی ویدیوی این هفته، Incogn، به شما بگویم. بیشتر مردم متوجه نمی‌شوند که چقدر از اطلاعاتشان به صورت آنلاین در دسترس است تا زمانی که خودشان آن را ببینند. اگر نام، شهر و ایالت خود را گوگل کنید، اغلب ده‌ها وب‌سایت را پیدا خواهید کرد که اطلاعات شخصی شما را بدون اجازه شما می‌فروشند. آن اطلاعات را هر کسی که اتصال اینترنت داشته باشد می‌تواند بخرد. Incogn برای حذف اطلاعات خصوصی شما از اینترنت کار می‌کند. و چیزی که واقعاً Incogn را متمایز می‌کند، ویژگی حذف سفارشی آنهاست. این فراتر از ابزارهای خودکار است. اگر وب‌سایت، پست وبلاگ یا انجمنی را پیدا کردید که اطلاعات شخصی شما را نمایش می‌دهد، مجبور نیستید خودتان با آنها مبارزه کنید. شما به سادگی لینک را به Incogn ارسال می‌کنید و متخصص حریم خصوصی اختصاصی شما کل فرآیند حذف را برای شما انجام می‌دهد. این مانند داشتن یک بادیگارد آنلاین است که نام شما را از گوشه‌های وب که ابزارهای خودکار اغلب از دست می‌دهند، پاک می‌کند. کنترل را پس بگیرید و از حریم خصوصی آنلاین خود با رفتن به incogn.com/boil با استفاده از لینک موجود در توضیحات محافظت کنید و از کد boil برای دریافت ۶۰ درصد تخفیف در طرح سالانه استفاده کنید. در صورت عدم رضایت، ضمانت بازگشت وجه وجود دارد.

کشتی‌هایی که به طور فعال هدف قرار می‌گیرند، مانند آنهایی که به گروه MSC مرتبط هستند، تلاش می‌کنند تا با فرستنده‌های GPS کاملاً خاموش خود پنهان شوند. برخی زیر پرچم عمان پنهان می‌شوند. برخی دیگر با خواسته‌های رژیم ایران برای پرداخت عوارض عبور ایمن با ارز دیجیتال مواجه هستند، که شرکت‌های بزرگ تجاری به شدت پرداخت آن را انکار می‌کنند، زیرا این کار نقض تحریم‌های آمریکا خواهد بود.

بک‌لاگ حاصله چیزی را ایجاد کرده است که یکی از مدیران آن را "پارکینگ" ۳۰۰ تا ۴۰۰ کشتی توصیف کرد که به شدت منتظر خروج هستند. فقط نفتکش‌ها نبودند که گرفتار شدند. شش کشتی تفریحی در خلیج فارس گیر افتاده بودند، اما موفق شدند با خدمه کم و بدون مسافر در اواخر فوریه خارج شوند. یکی از این کشتی‌ها متعلق به گروه MSC بود که شراکت تجاری با اسرائیل دارد.

شاید در مورد کل وضعیت، رها شدن کامل این کشتی‌های تجاری توسط دولت‌های غربی قابل توجه‌ترین باشد. لری جانسون، رئیس جهانی حمل و نقل در مرکوریا، این هفته ناامیدی خود را ابراز کرد و گفت که سیاستمداران به سادگی سر خود را در برف فرو کرده‌اند. کشتی‌های دولتی ممکن است به اسکورت دریایی یا ارتباطات کانال پشتی با رژیم ایران دسترسی داشته باشند، اما معامله‌گران صرفاً تجاری کاملاً تنها هستند. نیروی دریایی آمریکا در حال ایجاد مانع در سواحل است و ده‌ها کشتی را بازگردانده است. ایران به کشتی‌هایی که سعی در عبور دارند شلیک می‌کند. هیچ تلاش هماهنگی برای رسمی‌سازی یک مکانیسم عبور ایمن وجود ندارد. در عوض، به افرادی که مسئول جابجایی یک چهارم نفت دریایی جهان هستند، اساساً گفته می‌شود که چراغ‌های جلوی خود را خاموش کنند و به بهترین‌ها امیدوار باشند.

در حالی که سرمایه‌گذاران ممکن است فرض کنند که این محاصره صرفاً یک نقص موقتی در زنجیره تامین است، واقعیت فیزیکی این است که جهان اکنون از تشک ایمنی خود خارج شده است. در هفته‌های اولیه درگیری، بازار با این واقعیت عایق‌بندی شده بود که مقدار نفت در نزدیکی رکورد در دریا بود که جنگ شروع شد. اما تا ۲۰ آوریل، آخرین تانکرهایی که موفق شدند قبل از شروع جنگ از هرمز عبور کنند، سرانجام به مقصد خود در مکان‌هایی مانند مالزی و کالیفرنیا رسیدند. آن بافر دریایی اکنون کاملاً تمام شده است. معامله‌گران کالاهای فیزیکی هشدار می‌دهند که خسارت طولانی‌مدت زیادی در حال حاضر وارد شده است. ساد رحیم از ترافیک اورا این هفته به اکونومیست گفت که از دست دادن تجمعی ۱.۵ میلیارد بشکه نفت خام خلیج فارس، حدود ۵ درصد از تولید سالانه جهانی، در این مرحله تقریباً اجتناب‌ناپذیر است. معامله‌گران خاطرنشان می‌کنند که حتی اگر آتش‌بس امروز برقرار باشد، بازار ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به دلیل این از دست دادن دائمی عرضه به تعادل بازنگردد.

به طور معمول، یک رئیس جمهور آمریکا ممکن است انتظار داشته باشد که صنعت نفت داخلی به سادگی کشور را از یک شوک انرژی مانند این بیرون بکشد. به هر حال، ایالات متحده اکنون از نظر انرژی خودکفا است. دولت به شدت از مدیران نفتی خواسته است تا تولید را افزایش دهند تا قیمت بنزین را کاهش دهند، اما روسای شیل آمریکا فعالانه در برابر این درخواست‌ها مقاومت می‌کنند. بر اساس یک نظرسنجی اخیر فدرال رزرو دالاس، مدیران انرژی از افزایش قابل توجه تولید خودداری می‌کنند و به هرج و مرج مطلق بازار فعلی اشاره می‌کنند. در حالی که این ممکن است رئیس جمهور را خوشحال نکند، این یک تصمیم منطقی تخصیص سرمایه است که توسط مدیرانی گرفته شده است که قبلاً از حفاری بیش از حد آسیب دیده‌اند. نوسانات شدید بین قیمت‌های فیزیکی و قیمت‌های آتی سیگنال‌های متناقضی به اپراتورها ارسال می‌کند. آنها نمی‌توانند بودجه سرمایه بلندمدت یا استقرار دکل‌ها را به طور مسئولانه برنامه‌ریزی کنند، زمانی که قیمت محصول آنها بر اساس توییت‌های ریاست جمهوری به شدت نوسان می‌کند. بیشتر شرکت‌ها رویکرد "هیچ کاری انجام نده" را برای بودجه ۲۰۲۶ خود اتخاذ می‌کنند. آنها به خوبی می‌دانند که اگر میلیاردها دلار برای تولید بیش از حد هزینه کنند و ترامپ فردا یک توافق صلح ناگهانی را تضمین کند، آنها در بازاری سقوط کرده باقی خواهند ماند.

اگر می‌خواهید بفهمید که چگونه یک شوک انرژی ژئوپلیتیکی واقعاً به اقتصاد واقعی سرازیر می‌شود، باید فراتر از قیمت اصلی نفت خام نگاه کنید و محصولات تصفیه شده خاصی را که جهان را به حرکت در می‌آورند، بررسی کنید. سوخت جت را در نظر بگیرید. اروپا به اندازه کافی از آن برای تامین تقاضای خود تولید نمی‌کند. طبق گزارش پولیتیکو، ظرفیت پالایش آن حداکثر ۷۰ درصد از آنچه ایرلاین‌ها نیاز دارند را پوشش می‌دهد. هرگونه اختلال طولانی مدت در ترافیک تانکر از طریق تنگه، حامل‌ها را در جستجوی عرضه سرگردان خواهد کرد. اروپا در حال حاضر حدود ۵۰ روز ذخیره سوخت جت دارد که سطح عملیاتی معمول آنهاست. اما بر اساس مدل‌سازی شرکت داده Kepler با همکاری اکونومیست، این ذخایر در صورت عدم عادی‌سازی جریان‌ها از طریق هرمز تا ژوئن به شدت کاهش خواهد یافت. ایالات متحده می‌تواند به طور نظری با صادرات محصولات تصفیه شده کمک کند. اما اگر دولت تصمیم بگیرد قیمت‌های داخلی را اولویت‌بندی کند و صادرات سوخت تصفیه شده را ممنوع کند، بخش هوانوردی اروپا با یک دیوار آجری روبرو خواهد شد.

سپس کالاهای عجیب و غریبی وجود دارند که بیشتر مردم تا زمانی که تمام شوند به آنها فکر نمی‌کنند. قطر فقط یک بازیگر اصلی در گاز طبیعی مایع نیست. همچنین یکی از بزرگترین تولیدکنندگان هلیوم در جهان است که حدود یک سوم عرضه جهانی را تشکیل می‌دهد. هلیوم یک محصول جانبی استخراج گاز طبیعی است. و شما نمی‌توانید آن را با هواپیما به طور ایمن حمل کنید. باید از طریق دریا منتقل شود. هنگامی که تنگه هرمز توسط قایق‌های توپدار مسدود می‌شود، عرضه جهانی هلیوم به طور موثر مسدود می‌شود. این فقط در مورد بادکنک‌های مهمانی نیست. هلیوم کمترین نقطه جوش را در بین تمام عناصر دارد و همچنین رسانایی حرارتی فوق‌العاده بالایی دارد که آن را به عنوان یک خنک‌کننده برای تجهیزات حساس غیرقابل جایگزین می‌کند. از آن برای خنک کردن آهنرباهای ابررسانا در دستگاه‌های MRI، به عنوان گاز حامل در فرآیندهای رسوب بخار شیمیایی مورد استفاده در تولید تراشه‌های نیمه‌هادی، و به عنوان گاز پاک‌کننده در اتاق‌های تمیز استفاده می‌شود. هیچ جایگزین مصنوعی برای هلیوم وجود ندارد. اگر یک کارخانه تولید تراشه یا یک بخش رادیولوژی بیمارستان را اداره می‌کنید، نمی‌توانید آن را با چیز دیگری جایگزین کنید.

کابوس لجستیکی این محاصره نیز به خاورمیانه محدود نمی‌شود. صنعت حمل و نقل جهانی به عنوان یک حلقه بسته عمل می‌کند زیرا کشتی‌ها دیگر نمی‌توانند به طور ایمن از منطقه عبور کنند. آنها مجبورند از مسیر انحرافی عظیمی در اطراف دماغه امید نیک عبور کنند. این به طور قابل توجهی زمان سفر را افزایش می‌دهد، که به طور موثر بخش بزرگی از ظرفیت حمل و نقل را از بازار جهانی حذف می‌کند. ازدحام در کانال پاناما نیز تشدید شده است زیرا خریداران برای جایگزینی عرضه خاورمیانه‌ای خود به خرید نفت خام از خلیج مکزیک روی آورده‌اند. این کانال در حال حاضر به دلیل خشکسالی‌های تاریخی با محدودیت‌های شدید عبور و مرور مواجه بود. اکنون با تانکرهای نفتی که برای جایگاه‌های عبور کمیاب با کشتی‌های فله رقابت می‌کنند، تاخیرهای بعدی در زنجیره‌های تامین که هیچ ربطی به انرژی ندارند، منتشر می‌شود. طبق گزارش FT، کشتی‌های حامل محموله‌های کم‌ارزش‌تر مانند غلات به انتهای صف رانده می‌شوند، زیرا اپراتورهای تانکرهای نفتی میلیون‌ها دلار برای جلو رفتن پرداخت می‌کنند. زمان انتظار در کانال به حدود ۴۰ روز رسیده است و برخی از مسیرهای غلات شاهد افزایش ۵۰ تا ۶۰ درصدی نرخ حمل و نقل بوده‌اند. غلات اکنون کندتر حرکت می‌کنند و حمل و نقل آنها به طور قابل توجهی گران‌تر است.

که ما را به شاید نگران‌کننده‌ترین اثر جانبی این بحران، تهدید امنیت غذایی جهانی می‌رساند. مردم تمایل دارند بازار انرژی و بازار غذا را دو چیز جداگانه بدانند، اما کشاورزی مدرن اساساً یک سیستم بسیار کارآمد برای تبدیل هیدروکربن‌ها به کالری قابل خوردن است. گاز طبیعی ماده اولیه اصلی برای کودهای مبتنی بر نیتروژن مانند آمونیاک است. و تنگه هرمز حدود یک سوم تجارت جهانی کود دریایی را مدیریت می‌کند. هنگامی که تنگه بسته می‌شود و قیمت گاز افزایش می‌یابد، هزینه‌های ورودی کشاورزی منفجر می‌شود. قبل از شروع خصومت‌ها در اواخر فوریه، آمونیا hydrating حدود ۸۰۰ دلار در تن برای کشاورزان آمریکایی هزینه داشت. امروز این قیمت به ۱۰۵۰ دلار در تن رسیده است. اما کود فقط یک بخش از معادله است. برای اداره یک مزرعه مدرن به مقادیر عظیمی دیزل برای بهره‌برداری از تراکتورها، کمباین‌ها و کامیون‌هایی که برداشت را حمل می‌کنند، نیاز دارید. بخش کشاورزی در حال حاضر با حاشیه سود بسیار کم فعالیت می‌کرد و این افزایش دوگانه در هزینه‌های کود و دیزل نشان‌دهنده یک هزینه پیش‌بینی نشده عظیم است. یک نظرسنجی اخیر توسط فدراسیون مزارع آمریکا نشان داد که حدود ۷۰ درصد از کشاورزان گزارش می‌دهند که قادر به خرید تمام کود مورد نیاز خود برای این چرخه محصول نیستند. و حتی اگر می‌توانستند آن را بخرند، زنجیره تامین علیه آنها کار می‌کند. مدیر ارشد ریسک لوئیس دریفوس این هفته اشاره کرد که رقابت برای سایر ورودی‌های حیاتی کشاورزی مانند گوگرد، چهارمین ماده مغذی اصلی پس از نیتروژن، فسفر و پتاسیم، در حال افزایش است. به دلیل بحران، گوگرد به مصارف صنعتی با ارزش بالاتر مانند ذوب مس منحرف می‌شود و تولیدکنندگان کود را در انتهای صف منتظر می‌گذارد. زیپی دووال، رئیس فدراسیون مزارع آمریکا و مردی با نامی که بیشترین شباهت را به نام آمریکایی دارد که تا به حال با آن روبرو شده‌ام، به FT گفت که چشم‌انداز مزرعه در حال حاضر تیره و تار است و کشور مزرعه به کمک نیاز دارد. ببینید، این لزوماً بهترین نقل قول تاریخ نیست، اما من آن را فقط به این دلیل گنجاندم که می‌خواستم بگویم زیپی دووال.

پابلو اسکوبار، بله، نام واقعی او نیز همین است، رئیس LNG در Vital، این هفته هشدار داد که ما روی زمان قرض گرفته شده زندگی می‌کنیم و گفت که اگر این وضعیت ادامه یابد، بحران انرژی به سرعت به یک بحران غذایی جهانی تبدیل خواهد شد. اما البته، اصطلاح فاجعه جهانی برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. در حالی که معامله‌گران کشاورزی نگران شکست محصولات و امنیت غذایی هستند، برنارد آرنو، میلیاردر رئیس LVMH، نگرانی‌های خاص خود را دارد. او این هفته به سهامداران خود هشدار داد که جنگ می‌تواند به یک فاجعه جهانی با تحولات اقتصادی بسیار منفی تبدیل شود اگر به سرعت حل نشود. با این حال، تعریف او از فاجعه به نظر می‌رسد که فروش کیف‌های دستی لوئی ویتون و دیور در مراکز خرید خاورمیانه از زمان شروع جنگ تا ۷۰ درصد کاهش یافته است. یک بخش برای قحطی آماده می‌شود و بخش دیگر از کاهش در نوشیدنی‌های سطح بالا، پوشاک و کالاهای چرمی لوکس شکایت می‌کند.

در حالی که ایالات متحده با دیزل گران‌قیمت و کیف‌های دستی فروخته نشده سر و کار دارد، اروپا با یک فشار ساختاری بسیار بزرگتر روبرو است. درست زمانی که بحران هرمز به اوج خود رسید، روسیه تصمیم گرفت زمان مناسبی برای فشار بر آلمان باشد. مسکو اعلام کرده است که جریان نفت قزاقستان را از طریق خط لوله دوران شوروی که پالایشگاه PCK را تامین می‌کند، تعلیق خواهد کرد، تاسیساتی که ۹۰ درصد بنزین، نفت سفید و سوخت گرمایشی پایتخت آلمان را تامین می‌کند. روسیه با قطع این خط تامین جایگزین درست زمانی که واردات دریایی در خاورمیانه مسدود شده است، اطمینان حاصل می‌کند که اروپا حداکثر درد ممکن را از این درگیری احساس کند.

هر زمان که بحران انرژی در خاورمیانه رخ می‌دهد، مفسران مالی ناگزیر شروع به مقایسه با دهه ۱۹۷۰ می‌کنند. ما بلافاصله با تصاویر سیاه و سفید از ماشین‌هایی که در پمپ بنزین‌ها صف کشیده‌اند و هشدارهایی در مورد بازگشت به رکود تورمی که مشخصه دوران تحریم نفت عرب در سال ۱۹۷۳ و اعتصاب کارگران نفت ایران در سال ۱۹۷۸ بود، بمباران می‌شویم. از جهاتی، وضعیت فعلی بسیار بدتر از آنچه در دهه ۱۹۷۰ دیدیم است. همانطور که دنیل یورگین اخیراً در پادکست OddLots اشاره کرد، حجم مطلق اختلالاتی که امروز شاهد آن هستیم، بزرگترین در تاریخ است. تولید و مصرف جهانی نفت تقریباً دو برابر شده است نسبت به ۵۰ سال پیش. با این حال، اقتصادهای بزرگ از نظر ساختاری بسیار مقاوم‌تر در برابر شوک‌های نفتی امروز نسبت به آن زمان هستند. معیاری که اقتصاددانان برای اندازه‌گیری این موضوع استفاده می‌کنند، "شدت مصرف نفت در تولید ناخالص داخلی" نامیده می‌شود. این اندازه‌گیری می‌کند که چه تعداد بشکه نفت برای تولید یک دلار تولید اقتصادی تعدیل شده با تورم لازم است. از دهه ۱۹۷۰، شدت مصرف نفت در اقتصاد جهانی بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته است. کارخانه‌های ما کارآمدتر هستند، اتومبیل‌های ما مسافت بیشتری را طی می‌کنند و شبکه‌های برق ما بسیار بیشتر به منابع انرژی دیگر متکی هستند تا نفت. اما در حالی که اقتصاد فیزیکی ممکن است کمتر آسیب‌پذیر باشد، اقتصاد مالی روی زمین بسیار لرزان‌تری ایستاده است. پل کروگمن اخیراً اشاره کرد که در سال ۱۹۷۸، نسبت قیمت به درآمد شاخص S&P 500 در پایین‌ترین حد تاریخی خود قرار داشت. امروز، ارزش‌گذاری سهام به بالاترین حد نزدیک به رکورد کشیده شده است، که توسط یک بازار اعتباری خصوصی بسیار پیچیده و به هم پیوسته پشتیبانی می‌شود که در دهه ۷۰ وجود نداشت. ما اقتصادی داریم که به نفت کمتری نیاز دارد، اما یک سیستم مالی با حاشیه ایمنی بسیار کمتری برای یک شوک تورمی طولانی مدت.

این بحران همچنین اساساً نحوه تفکر دولت‌ها در مورد زیرساخت‌های انرژی را بازسازی می‌کند. در دو دهه گذشته، فشار به سمت انرژی‌های بادی، خورشیدی و خودروهای الکتریکی عمدتاً توسط سیاست‌های اقلیمی هدایت می‌شد. بسته شدن تنگه هرمز کل انتقال انرژی سبز را به موضوع امنیت ملی تبدیل کرده است. شما نمی‌توانید در کوتاه‌مدت کاهش ۲۰ درصدی عرضه هیدروکربن جهانی را با توربین‌های بادی برطرف کنید. اما این واقعیت که یک قاره کامل می‌تواند توسط پهپادهای ارزان قیمت ایران گروگان گرفته شود، به سرعت در حال تغییر تصمیمات تخصیص سرمایه است. در آسیا، جایی که کشورها به شدت به نفت دریایی وارداتی وابسته هستند، این انتقال در حال تسریع است. خودروهای الکتریکی اکنون بیش از ۵۰ درصد از فروش خودروهای جدید در چین و ۴۰ درصد در جنوب شرقی آسیا را تشکیل می‌دهند. در حالی که ایالات متحده تلاش می‌کند تا از بحران خارج شود، آسیا به انرژی هسته‌ای و خودروهای الکتریکی به عنوان ابزاری برای حاکمیت انرژی بلندمدت نگاه می‌کند.

تمام این تغییرات ساختاری زمان خواهد برد. در حال حاضر، دنیای غرب با واقعیت تلخ تورم بازگشته و پایدار خواهد بود، روبرو است. پیامدهای اقتصادی این جنگ در حال حاضر در داده‌ها ظاهر شده است. هم ایالات متحده و هم بریتانیا در ماه مارس شاهد افزایش تورم به ۳.۳ درصد بودند. در بریتانیا، بانک انگلستان اکنون با بدترین کابوس یک بانکدار مرکزی روبرو است. یک شوک انرژی خارجی که هزینه زندگی را افزایش می‌دهد و همزمان رشد اقتصادی را از بین می‌برد. در ایالات متحده، وحشت سیاسی در حال قابل لمس شدن است. رئیس جمهور ترامپ برجسته‌ترین معاونان خود، از جمله وزیر کشور داگ برگام، را برای التماس از مدیران نفتی برای افزایش تولید اعزام کرده است. در همین حال، وزیر خزانه داری اسکات بساند به تهدید صاحبان پمپ بنزین‌های خرده فروشی متوسل شده است و به آنها هشدار می‌دهد که دولت مراقب است تا اطمینان حاصل کند که به محض کاهش قیمت نفت خام، قیمت‌ها را در پمپ کاهش می‌دهند. اگر این لفاظی آشنا به نظر می‌رسد، باید باشد. این تقریباً کپی کلمه به کلمه از شکایات دولت بایدن در مورد قیمت‌گذاری گران در پمپ در تابستان ۲۰۲۲ است. رئیس جمهور بایدن در توییتی به پمپ بنزین‌ها نوشت: "قیمتی را که در پمپ می‌گیرید کاهش دهید تا هزینه محصولی را که می‌پردازید منعکس کند و همین الان این کار را انجام دهید." معلوم می‌شود که فریاد زدن بر سر صاحبان پمپ بنزین یک سنت دو حزبی است. صرف نظر از اینکه چه کسی در دفتر بیضی شکل است، واکنش سیاسی به شوک عرضه انرژی دقیقاً یکسان است: وحشت، نادیده گرفتن پویایی بازار زیربنایی، و تهدید مردی که پمپ بنزین محلی شما را دارد.

مشکل این است که شما نمی‌توانید تا زمانی که تورم از بین برود، بر سر آن فریاد بزنید. صندوق بین‌المللی پول اوایل این هفته هشدار داد که انتظارات تورم کوتاه‌مدت در ایالات متحده در حال حاضر افزایش یافته است و پیامدهای اقتصادی این درگیری حتی اگر فردا آتش‌بس امضا شود، یک شبه از بین نخواهد رفت. افزایش هزینه‌های کود، دیزل و حمل و نقل مجدد در حال حاضر در زنجیره تامین گنجانده شده است. این هزینه‌ها ناگزیر در ماه‌های آینده به مصرف‌کننده، در فروشگاه مواد غذایی و در فروشگاه لوازم خانگی منتقل خواهد شد.

در حالی که سیاستمداران بر قیمت در پمپ تمرکز می‌کنند، تحلیلگران اقتصاد کلان به چگونگی بازسازی اساسی جریان سرمایه جهانی توسط این بحران نگاه می‌کنند. هنگامی که قیمت انرژی افزایش می‌یابد، تراز تجاری جهانی تغییر می‌کند. برد ستزر، اقتصاددان در شورای روابط خارجی، هفته گذشته در پادکست اقتصاد FT اشاره کرد که اشتباه خواهید کرد اگر انتظار داشته باشید که شوک انرژی در این مقیاس، مازاد تجاری عظیم کشورهای آسیایی را از بین ببرد. مازاد چین در کالاهای تولیدی به قدری از نظر ساختاری عظیم است که حتی پرداخت قیمت‌های رکورد برای واردات نفت دریایی، تأثیر چندانی ندارد. در حالی که این شوک انرژی یک مسئله بزرگ است، اقتصاد جهانی را به طور جادویی متعادل نخواهد کرد. این صرفاً بخشی از دلارهایی را که در پکن انباشته می‌شدند، به صادرکنندگان جایگزین نفت و گاز هدایت می‌کند. بخشی از این پول به عربستان سعودی خواهد رفت که خط لوله شرق به غرب دارد و هنوز هم می‌تواند مقداری نفت را صادر کند، اما بیشتر آن به سایر صادرکنندگان جهان سرازیر خواهد شد. قزاقستان، تاجیکستان، نروژ، روسیه و برخی از تولیدکنندگان آمریکای جنوبی. ایالات متحده و کانادا در مجموع حدود ۵ میلیون بشکه نفت در روز صادر می‌کنند. بنابراین، آنچه ستزر انتظار دارد ببیند، کاهش کلی مازادهای بزرگ آسیایی و اروپایی است و پول به جای آن به اقتصادهای خاص تولیدکننده نفت سرازیر می‌شود. بازتوزیع اینکه چه کسی دلارهای جهان را در اختیار دارد، نه یک تعادل مجدد اساسی.

از آنجایی که ایالات متحده اکنون بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است، موقعیتی که از سال ۲۰۱۸ در اختیار دارد، ممکن است فرض کنید که این شوک در نهایت برای اقتصاد آمریکا یک مزیت خالص خواهد داشت. اما سود سرشار در سر چاه لزوماً به سفره نمی‌رسد. صادرکنندگان نفت و گاز آمریکا از قیمت‌های بالاتر بهره‌مند می‌شوند، اما مصرف‌کننده آمریکایی درد را در طرف دیگر جذب می‌کند و مالیات ژئوپلیتیکی را برای همه چیز از محصولات کشاورزی گرفته تا حمل و نقل می‌پردازد و پول کمتری برای خرج کردن در سایر نیازهای خود باقی می‌گذارد. کسری تجاری آمریکا کاهش نمی‌یابد، زندگی فقط گران‌تر می‌شود.

این ما را به درس نهایی بحران می‌رساند. همانطور که در ویدیوی خود در مورد گزینه هسته‌ای مالی اروپا در ژانویه اشاره کردم، بازارهای مالی ۳۰ سال گذشته را تحت "توهم بزرگ" اداره کرده‌اند، این باور که وابستگی متقابل اقتصادی به طور طبیعی از درگیری جلوگیری می‌کند. ما فرض کردیم که از آنجایی که یک تنگه هرمز باز برای بقای اقتصاد جهانی ضروری است، هیچ بازیگر منطقی هرگز سعی در بستن آن نخواهد داشت. اما وابستگی متقابلی که قرار بود شبکه ایمنی ما باشد، از هر دو طرف قاب‌بندی شده است. از یک طرف، ایران کشف کرده است که گروگان گرفتن اقتصاد جهانی با ناوگانی از پهپادهای ارزان قیمت، یک تاکتیک مذاکره بسیار مؤثر است. از طرف دیگر، اقتصادهای بزرگ جهان در دو سال گذشته به طور فعال در حال کاهش وابستگی خود به یکدیگر از طریق تعرفه‌ها، کنترل صادرات و برون‌سپاری بوده‌اند و تار و پود روابط تجاری را که قرار بود بحرانی مانند این را غیرمنطقی کند، از بین برده‌اند.

هنگامی که یک گلوگاه جغرافیایی حیاتی را کنترل می‌کنید، برای اعمال نفوذ ژئوپلیتیکی عظیم به یک ارتش تریلیون دلاری نیازی ندارید. و هنگامی که مخالفان شما در حال حاضر در حال از هم پاشیدن سیستمی هستند که قرار بود شما را بازدارد، دلیل کمتری برای امتحان نکردن دارید. برای دهه‌ها، زنجیره تامین جهانی بر این فرض نانوشته تکیه کرده بود که نیروی دریایی ایالات متحده به عنوان ضامن نهایی تجارت آزاد عمل خواهد کرد و کشتی‌های تجاری را از یک طرف جهان به طرف دیگر با خیال راحت اسکورت خواهد کرد. آن فرض اکنون منسوخ شده است. نیروی دریایی دیگر به عنوان یک نگهبان بی‌طرف از مسیرهای دریایی باز عمل نمی‌کند. این یک رزمنده فعال است که محاصره خود را اجرا می‌کند. دریانوردی تجاری تنهاست. ما از دنیای همکاری جهانی به یک دوره بسیار معاملاتی منتقل شده‌ایم که در آن اتحادهای تاریخی به طور قابل توجهی کمتر معنی‌دار هستند.

یک کاهش تنش دیپلماتیک مذاکره شده ممکن است در نهایت تسکینی فراهم کند، اما نمی‌تواند این واقعیت را که لوله‌کشی اقتصاد جهانی در این دوره معاملاتی جدید به شدت آسیب‌پذیر است، از بین ببرد. بازار سهام ممکن است امروز در حال خرید "تجارت صلح" باشد و فرض کند که یک آخر هفته پست‌های قوی در Truth Social می‌تواند زنجیره تامین را اصلاح کند، اما دنیای فیزیکی با سرعت خود حرکت می‌کند و توسط کشتی‌ها، لوله‌ها و توربین‌ها هدایت می‌شود تا احساسات بازار.

اگر این ویدیو را جالب یافتید، باید ویدیوی من را در مورد بازارهای پیش‌بینی تماشا کنید. از زمان انتشار آن، شاهد تیترهایی در مورد یک سرباز نیروهای ویژه بودیم که قبل از گزارش حمله، روی برکناری مادورو شرط‌بندی کرد و افرادی که داده‌های آب و هوایی را دستکاری کردند تا در یک شرط‌بندی برنده شوند. فراموش نکنید که حامی ما، Incogn را با استفاده از لینک موجود در توضیحات ویدیو بررسی کنید و در ویدیوی بعدی شما را می‌بینم. خداحافظ.