Transcription
ما اکنون در حال نشستن با وارن بافت، رئیس هیئت مدیره برکشایر هاتاوی هستیم، که برای اولین بار در ۶۰ سال گذشته، همه اینها را از میان تماشاگران تماشا میکند به جای اینکه روی صحنه باشد. و، میدانید، سال گذشته در همین زمان، وارن، شما با اعلام اینکه از سمت مدیرعاملی کنارهگیری میکنید، همه را شگفتزده کردید. یک سال جلوتر میرویم و اینجا هستیم. نظرتان چیست؟
خب، فکر میکنم همه چیز خوب پیش میرود. همه چیز خوب پیش میرود. این محیط اطراف ایدهآل ما نیست. یا محیط، باید بگویم، از نظر استقرار پول نقد برای برکشایر، اما از نظر اینکه چگونه مدیریت مناسب را داریم، ترتیب مناسب را داریم و ما میتوانیم نقاط خود را انتخاب کنیم و هیچ کس نمیتواند دقیقاً به ما بگوید چه کار کنیم و بنابراین گاهی اوقات کاری انجام نمیدهیم. اما در زمانهای دیگر کاملاً فعال میشویم.
میدانید، اجیت امروز مدتی را روی صحنه گذراند و درباره اینکه یکی از کلیدهای او این است که وقتی صحبت از بیمه میشود، کاری انجام ندهد، صحبت کرد. همان چیزی که شما همیشه در مورد سرمایهگذاری یا عدم سرمایهگذاری گفتهاید.
بله. دنیا پر از افرادی است که چیزهایی برای انجام دادن به شما پیشنهاد میدهند و سپس سوال این است که یکی را پیدا کنید که میدانید منطقی است. و ممکن است ۲۰ مورد در آنجا وجود داشته باشد که منطقی باشد اما شما آنها را درک نمیکنید و فقط آنها را رها میکنید.
شما گفتید که دنیا یا محیط اطراف ایدهآل نیست. و حدس میزنم این به این ایده اشاره دارد که تقریباً ۴۰۰ میلیارد دلار پول نقد در دست است. اگرچه گرگ برای نشان دادن اینکه واقعاً بیشتر شبیه ۳۸۰ میلیارد دلار پول نقد در دست است، زحمت زیادی کشید.
اما پول نقد زیادی در دست است. و شما هنوز هم در مدیریت پرتفوی فعال هستید و به سهام نگاه میکنید. شما به اطراف نگاه میکنید و چیزهای زیادی نمیبینید که بخواهید در آنها سرمایهگذاری کنید. خب، پس کاری انجام نمیدهیم. منظورم این است که در ۶۰ سالی که من در این کسب و کار بودهام، شاید پنج سال از آنها واقعاً سودآور بودهاند و فکر میکنم تام واتسون پدر IBM بود که گفتند دلیل موفقیت IBM را از او پرسیدند و او گفت: "من در نقاط خوب باهوش هستم و در اطراف آن نقاط میمانم." و این تمام ماجراست. و IBM در سه کسب و کار مختلف از جمله ساعتهای زمانسنجی فعالیت داشت و دو مورد از سه مورد خوب از آب در نیامدند. بنابراین آنها فقط روی یکی تمرکز کردند.
وقتی به اطراف نگاه میکنید، چه چیزی باعث میشود که قیمتها در این مقطع بیش از حد بالا باشند؟ من تصور میکنم گرگ نیز این را از روی صحنه گفت. کسب و کارهایی وجود دارند که شما دوست دارید، فقط...
و من میگویم که درصد کمتری از کسب و کارها را نسبت به ۱۰ سال پیش درک میکنم. من سالهاست که صنایع جدیدی را یاد نگرفتهام، و بنابراین خودم را فریب نمیدهم. من یاد نخواهم گرفت. من برتری بر گروه زیادی از افراد جوانتر که با آن بزرگ شدهاند، از محصول استفاده کردهاند، چیزها را دیدهاند، نخواهم داشت. اما همانطور که اشاره کردم، لازم نیست خیلی از آنها را درک کنید، مانند اپل.
اما با نگاهی به اطراف، بیایید چند فکر کلان در این مورد داشته باشیم، زیرا من نمیدانم که این چیزی است که گرگ به طور خاص در مورد آن نظر خواهد داد. فقط با نگاهی به محیط کلان بازار سهام، این چه حسی به شما میدهد؟ آیا احساس گران بودن دارد؟ آیا احساس میکنید فرصتهایی در برخی وجود دارد؟
خب، این حس را دارد که من آن را با بازارهای سهام به کلیسایی با کازینوی ضمیمه مقایسه کردهام و مردم میتوانند بین کلیسا و کازینو جابجا شوند و من همیشه گفتم که افراد بیشتری در کلیسا و افراد بیشتری در کازینو هستند. اما کازینو برای مردم بسیار جذاب شده است. میدانید، اگر گزینههای یک روزه میخرید یا میفروشید. منظورم این است که این سرمایهگذاری نیست. این سفتهبازی نیست. این قمار است، کاملاً. هیچ کس نمیتواند توضیح دهد که چرا یک گزینه را برای یک روز میخرد، مگر اینکه شاید شاید آن فردی که ۴۰۰ هزار دلار از دانستن زمان ورود ما به ونزوئلا سود کرد، بتواند این کار را انجام دهد. اما منظورم این است که این بسیار زیاد است و تعداد این چیزها باورنکردنی است. بنابراین ما هرگز مردمی را در حالت قمار بیشتر از الان نداشتهایم. اما این بدان معنا نیست که سرمایهگذاری وحشتناک است. این بدان معناست که قیمت بسیاری از چیزها بسیار احمقانه به نظر میرسد. منظورم این است که آنها یک فشار داشتند و سپس در Avis از همه چیز. خب، Avis ۵۰ سال است که وجود دارد، اما فقط در هفته گذشته و ما اکنون مقررات و همه چیزهای بیشتری داریم، اما مردم وقت خود را صرف یافتن راههایی برای دور زدن قوانین میکنند تا اینکه قوانین را رعایت کنند. این فقط یک چالش است.
نوع سرمایهگذار شما این است که خودتان آن را بیان کردید. در ۶۰ سالی که این کار را انجام دادهاید، شاید پنج سال سودآور داشتهاید. حدس میزنم این بدان معناست که شما همیشه به دنبال سال سودآور بعدی هستید. فکر میکنید چه چیزی لازم است تا یک سال سودآور یا یک فرصت سودآور برای شما ایجاد شود؟
در بسیاری از موارد، یک تماس تلفنی است. میدانید، ما سال گذشته یک کسب و کار خریدیم. آنقدر بزرگ نبود که معنیدار باشد. نامهای دریافت کردیم.
بل لبز.
بله، بل لبز. و نه. و میدانید، و گاهی اوقات صفرهای بیشتری به آنها متصل است تا دیگران. و ما به اندازه کافی بزرگ هستیم که هر چیزی را مدیریت کنیم و میتوانیم سریعتر از هر کسی تصمیم بگیریم. و حرف ما درست است.
و تعداد زیادی از مردم هستند که در کسب و کار فروش مجدد چیزی هستند یا میدانید، اینطور است. و اگر فروشنده خوبی باشید، خیلی بهتر است. دلیلی برای فروش جاروبرقی یا میدانید، مانند فروش سهام وجود ندارد. پول بسیار بیشتری کسب خواهید کرد. پول آنجاست.
و پول بیشتری از همیشه وجود دارد. و میدانید،
اما بهترین فرصتها احتمالاً زمانی پیش آمدهاند که محیط کلان نیاز به...
به احتمال زیاد. خب، محتملترین زمان برای خرید چیزها زمانی است که هیچ کس دیگری به تلفنهایش پاسخ نمیدهد. میدانید، همه دیگر از بخشهای معاملاتی فوقالعاده خود و همه چیز صحبت میکنند. فقط آنها را امتحان کنید. گاهی اوقات وقتی بازارها در حال فروپاشی هستند، آنها به تلفنها پاسخ نمیدهند.
درست است. درست است.
و اگر پاسخ دهند، پیشنهادات مشروط هستند و پیشنهادات مشروط هستند و اسپرد گسترده است و سپس آنها از اطلاعاتی که از شما در مورد آنچه میخواهید انجام دهید دریافت میکنند، برای رفتن و کشتن شما به روش دیگری استفاده میکنند. منظورم این است که واقعاً مانند رفتن به یک قصابی است. منظورم این است که مدتی احساس خوردن هات داگ نمیکنید.
فکر میکنم منظورم این است که آیا شما شرایطی را میبینید که در جایی در حال شکلگیری باشد که بتواند دوباره منجر به چنین زمانی شود؟ آیا هیچ نوع وحشتی در بازار وجود دارد؟
کجا آنها را میبینید؟
خب، اگر آنها را میدیدید، اتفاق نمیافتادند.
باشه.
منظورم این است که شما همه نوع چیزها را دارید. نگران آنچه مردم در مورد آن صحبت میکنند و اتفاق میافتد نباشید. این چیزی است که از ناکجاآباد میآید.
اما چیزی از ناکجاآباد خواهد آمد.
بله. منظورم این است که یک بمب هستهای میتواند از ناکجاآباد بیاید، میدانید.
خب، بیایید به چوب بزنیم.
خب، خب، هیچ فایدهای ندارد که به چوب بزنیم. این نکته است.
بله.
اینطور بود که آرشیدوک در سال ۱۹۱۴ یا چیزی شبیه به آن برای جنگ جهانی اول ترور شد. و من همه چیز را در زندگی میگیرم و اگر چیزی است که مردم در مورد آن صحبت میکنند و فکر میکنند، اتفاق نخواهد افتاد.
بله.
اما چیزهایی وجود دارد که میتواند از ناکجاآباد اتفاق بیفتد. و در واقع این به ویژه درست است که از این اصطلاحات استفاده کنیم زیرا چیزهایی که میتوانند از آسمان بیایند که ما نمیدانیم فردا چه اتفاقی میتواند بیفتد. من دوست ندارم اینطور با مردم صحبت کنم، چه شما باشید و چه هر کس دیگری. منظورم این است که چون میدانید، آیا نگرانی در مورد آن فایده زیادی دارد؟ فکر نمیکنم نگرانی در مورد آن فایدهای داشته باشد. فکر میکنم خوب است که از آن آگاه باشید، اما نگرانی در مورد آن وحشتناک است. من حتی دوست ندارم این باور را با مردم ایجاد کنم. من دوست ندارم دور و بر...
بله. بله، به آنها بگویید پایان نزدیک است. پایان نزدیک است. یا چیزی شبیه به آن.
یک دوست دیروز به من گفت که اخیراً شروع به استفاده از این عبارت کرده است: من نگران نیستم، من نگران نیستم. و این احتمالاً راه خوبی برای زندگی است. اما بیایید در مورد برخی از مسائلی که در حال حاضر وجود دارند صحبت کنیم.
تورم بالاست. این یک مسئله است. پس برکشایر چگونه با آن با کسب و کارهای خود برخورد میکند؟
خب، ما با تورم افسارگسیخته برخورد نمیکنیم مگر اینکه در مسیر آن نباشیم. و اگر به تعداد کشورهایی که از جنگ جهانی دوم به بعد تورم افسارگسیخته داشتهاند نگاه کنید، در طول عمر من، بسیار زیاد است. و هنگامی که آن را ایجاد میکنید، به دنیای دیگری تبدیل میشود. میدانید، آلمان به وضوح پس از جنگ جهانی اول آن را تجربه کرد، اما دهها و دهها کشور آن را تجربه کردهاند. و البته، کشورهایی دارید که شش یا هفت بار ورشکست شدهاند. منظورم این است که شگفتانگیز است که مردم چه کار میکنند. اما در بازارهای مالی،
در مورد تورمی که در حال حاضر با آن سروکار داریم چطور؟ که بیش از ۳ درصد در این مقطع است، اما حتی به سطوحی که در طول کووید ۸ تا ۹ درصد بودیم، بازنگشتهایم. پس در مورد قیمت بالاتر انرژی چطور؟ چگونه کار میکند و چگونه با آن برخورد میکنید؟
خب، قبل از ولکر نزدیک بود. منظورم این است که پول نقد زباله بود و مردم اعتماد خود را به ارز از دست میدادند و احساس میکردند میتوانند با ۱۲ درصد وام بگیرند تا ۶ درصد در کشاورزی یا چیزی شبیه به آن درآمد کسب کنند و آنها کشاورزان بزرگی در این ایالت نبراسکا داشتند که ورشکست شدند زیرا فراتر از قدرت درآمد خرید کردند یا نرخ بهرهای فراتر از قدرت درآمد پرداخت کردند، فقط به این دلیل که احساس میکردند دلار ناپدید خواهد شد و زمین ناپدید نخواهد شد. و این برای بسیاری از مردم غمانگیز است. و اگر بهترین دکتر شهر یا بهترین وکیل شهر باشید، همیشه در هر وضعیتی پول در میآورید. بهترین شخصیت تلویزیونی. منظورم این است که اما نداشتن اعتماد به پول چه کاری با یک کشور میکند، آن را به چیز دیگری تبدیل میکند.
بله.
و من همیشه امیدوار بودهام که ایالات متحده هرگز این کار را نکند، اما ما از وقوع آن مصون نیستیم. ما کنترل زیادی بر اینکه آیا نرخها ممکن است نیم درصد بالا یا پایین بروند، داریم، اما ممکن است کنترل کمتری بر اینکه آیا ۵۰ امتیاز بالا میروند، داشته باشیم. شما مدتهاست که حامی جی پاول هستید.
دقیقاً.
او آخرین جلسه FOMC خود را به عنوان رئیس در هفته گذشته داشت. او گفت که برای آینده قابل پیشبینی در فدرال رزرو باقی خواهد ماند، بخشی به دلیل تهدیداتی که با آنها روبرو شده است.
وقتی او آنجا باشد احساس بهتری خواهم داشت تا وقتی که نباشد. منظورم این است که من احساس بهتری داشتم وقتی بور بود، اما اقتصاددانان در این نوع کارها بهترین نیستند. هر کتاب اقتصادی قدیمی از سال ۱۹۵۰ یا ۱۹۷۰ را بخوانید که پل ساموئلسون، که مردی فوقالعاده و بسیار باهوش بود، داشت. او ۲۵ سال کتاب درسی استاندارد را داشت و اگر به نرخ بهره صفر و سال به سال نگاه میکردید، یک کتاب ۹۰۰ صفحهای بود و ورودی برای آن وجود نداشت. منظورم این است که مهمترین تحول اقتصادی بود، از نظر تأثیری که بر همه چیز در طول عمر دانشجویانی که آن را میخواندند، داشت، اما...
آنچه را که فکر نمیکنید، همه آسیبها را وارد میکند.
بله.
بیایید کمی در مورد مدیران عامل در برخی از داراییهای برکشایر صحبت کنیم. شما از تیم کوک اپل و کار فوقالعادهای که فکر میکنید انجام داده است، نام بردید.
باورنکردنی.
او تنها یکی از مدیران عامل شرکتهای اصلی شما نیست که کنارهگیری کرده است. جیمز کوینسی اخیراً از کوکاکولا کنارهگیری کرد. و ما به تازگی با ویکی هالیب صحبت کردیم که اعلام کرد بازنشسته میشود و از آن سمت در اکسیدنتال کنارهگیری میکند. بخشی از آنچه گرگ صحبت کرده است، ثبات آن پرتفوی و این داراییها شرکتهایی هستند که او میشناسد و مدیرانی که او میشناسد. مدیران جدیدی در برخی از آن داراییهای اصلی وارد خواهند شد. آیا این یک مشکل است؟
خب، مطمئناً در کوکاکولا برای سالهای زیادی که من در اطراف شرکت بودم، مشکل بود. منظورم این است که بله. و شما بیشترین مشکل را با یک شرکت واقعاً خوب دارید، زیرا ادامه خواهد داشت. منظورم این است که اگر محصولی را میفروشید که مردم هر روز میخرند، میتوانید برای مدت طولانی تصمیم اشتباهی بگیرید. بله.
اما این یکی از مشکلات سرمایهگذاری است. من احساس میکردم تیم کوک از ابتدا بسیار بسیار خوب بود و بیشتر مدیران ما در مشکلات کوچک بسیار خوب هستند. آنها نمیتوانند مشکلات طاقتفرسا را پیشبینی کنند. این شغل من یا اکنون شغل گرگ است.
آیا هنوز در مورد آن داراییها احساس خوبی دارید؟ آیا با مدیران جدید ملاقات کردهاید؟
من با مدیران قدیمی مدیران جدید کسب و کار مدیران عامل جدیدی که در حال آمدن هستند ملاقات نکردهام. جایگزین تیم...
انریکه در کوکاکولا.
من قطعاً با افرادی که در بل لبز بودیم ملاقات کردهام.
بله. میدانید، و بدیهی است که من ویکی را ملاقات کردم. ما معامله را انجام دادیم و بنابراین من از ملاقات با مردم لذت میبرم و اما میتوانید با مردم اشتباه کنید. منظورم این است که به نرخ طلاق نگاه کنید، این مهمتر از این است که آیا مدیر عامل مناسب را گرفتید یا هر چیز دیگری و اکنون سالها آزمون و خطا دارید. منظورم این است که زمانی که من جوان بودم، شما باید تصمیم میگرفتید، یا مجبور نبودید تصمیم بگیرید. بسیاری از مردم در سن ۲۰ یا ۲۱ سالگی تصمیم گرفتند.
ازدواج کردند.
بله. ازدواج کردند. و
و اکنون پنج سال را سپری میکنند و هنوز همان اشتباهات را مرتکب میشوند.
پس فکر میکنید قضاوت ما بدتر میشود؟
خب، نمیدانم. شاید مردم قبل از ازدواج با بعد از آن رفتار متفاوتی داشته باشند. چه کسی دقیقاً میداند؟ بله.
من میگویم که تقریباً همه احساس میکنند که ازدواجشان بهتر یا بدتر از آنچه انتظار داشتند، یک ماه پس از ازدواجشان است، اما نمیدانم کدام.
وارن، بیایید کمی در مورد دیپ فیکها صحبت کنیم، زیرا دیپ فیک وارن که در اوایل این جلسه ظاهر شد، بسیار خوب بود. آنها کسی را داشتند که ایستاده بود، میدانید، گرگ در مورد آن شوخی میکرد، اما اولین سوال به مردی از وارن در بالای سقف رفت که در اوماها زندگی میکند. شما نگران برخی از این دیپ فیکهای هوش مصنوعی و معنای آن برای جهان بودهاید.
بله، من نگران میبودم اگر همه... در واقع بدترین چیز این بود که یک تقلید کننده واقعاً خوب از هر رئیسجمهوری که میآمد، وجود داشته باشد. منظورم این است که فقط تصور کنید. خب، بله، ما آن چیز معروف را داشتیم، خیلی وقت پیش در نیوجرسی که مریخیها میآمدند و همه چیز.
جنگ دنیاها با اورسون ولز.
آنچه میتوانید انجام دهید... خب، اگر مردم را متقاعد کنید که به شما پول بدهند، نباید آن را وام بگیرید. منظورم این است که ترسناک است. و به خصوص وقتی که نه کشور یا بیشتر با سلاحهای هستهای دارید و روی چیزی حتی بیشتر کار میکنید، ترسناک است. ما با این موضوع برخورد نکردهایم. ما نمیدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد.
بله. بیایید به برکشایر و برکشایر امروز برگردیم. فکر میکنم دیروز یا پریروز با شما صحبت میکردم و کمی در مورد گرگ آیِل و اینکه چقدر مرد خوبی است صحبت میکردیم و او گفت...
او مرد فوقالعادهای است. شما چیز جالبی به من گفتید، اما در مورد اینکه چرا او را انتخاب کردید. چرا او را انتخاب کردید؟
خب، او در مورد کسب و کارها بسیار بسیار بسیار باهوش است. ضمناً، او به زودی شهروندی آمریکایی خود را دریافت میکند و او تمام چیزهایی را که باید در مورد آنها یاد بگیرد، با من مرور میکرد. و من در گذشته کمی با گروههایی از افراد وقت گذراندهام، البته همسرم نیز این کار را کرد و شهروند آمریکا شد و چیزهایی که آنها باید در مورد قانون اساسی یاد بگیرند و همه اینها و آنها معمولاً وقتی شهروند آمریکا میشوند بسیار افتخار میکنند. و من فکر میکنم من گرگ را تشخیص دادم، اما منظورم این است که با وجود موفقیت او و همه چیزهای دیگر، این برای او معنایی دارد که شهروند آمریکا شود. و میدانید، او با این پسر جوانش آنجا مینشیند و پسرش در مورد برخی از پاسخها به سوالاتی که ممکن است از او پرسیده شود یا چیزی در مورد شهروند شدن، بیشتر میداند. این واقعاً جالب است و این در کجای دنیا اتفاق میافتد؟ منظورم این است که مردم چه کسانی هستند که آمریکا خاص است و معجزهای است که آمریکا به دست آورده است. منظورم این است که این فقط یک معجزه مطلق است و با این حال معجزه، تقسیم خروجی و همه چیز تقریباً به همان اندازه ناعادلانه است که میتوانید تصور کنید، در حالی که همزمان جذابیتهای بزرگی دارد. یک سس مخفی وجود دارد. من هرگز نتوانستهام آن را دقیقاً تعریف کنم، اما وقتی کشوری را برای ۲۰۰ و چند سال اداره میکنید و مردم میخواهند هر سال به اینجا بیایند، واقعاً چیزی در مورد آن وجود دارد. و وقتی گرگ آیِل بسیار، میدانید، مشتاق شهروند آمریکا شدن است، این برای او معنایی دارد. و شما نمیتوانید آن را در هیچ جایی بخرید یا بستهبندی کنید یا میدانید، برای رویکرد مدیسون ایونیو کار نمیکند، میدانید، آمریکایی باشید یا چیزی شبیه به آن. اما آن احساس فقط در ۹۵ سال زندگی من، من آن را بارها و بارها دیدهام. بنابراین احساس خوبی داشتم وقتی گرگ به طور داوطلبانه در یکی دو روز گذشته به من گفت که برای امتحانات نهایی خود برای شهروند شدن در آنجا بوده است.
من متوجه نشدم که او قبلاً شهروند دوگانه نیست. میدانستم که کانادایی است، اما فکر میکردم او شهروند دوگانه است.
او شهروندی کامل، هر آنچه که الزامات کامل شهروندی است، ندارد. و شما میتوانید بپرسید چرا او اهمیت میدهد؟ او بدون آن اینجا خوب پیش رفته است و همه چیز. او هنوز میخواهد شهروند باشد.
بله. ما ۲۵۰ سالگی خود را جشن میگیریم. شما اشاره کردید که ۹۵ سال از آنها را دیدهاید. آیا فکر میکنید ما سس مخصوصی داریم که در این کشور ادامه خواهد داشت یا چه کاری باید انجام دهیم تا آن را حفظ کنیم و مطمئن شویم که ادامه مییابد؟
ما یک سس مخصوص داریم. این یک سس مخفی است. اینقدر سس مخفی خوبی است که دقیقاً نمیدانم چیست. اما این را میدانم که هر کسی که انتخابی داشته باشد، ترجیح میدهد در آمریکا متولد شود. منظورم این است که میدانید، میتوانید یک کشور بسیار کوچک را انتخاب کنید. آنها بسیار خوشحال هستند که در آنجا هستند، اما آیا کشور دیگری وجود دارد که همه در طول چند صد سال خواهان مهاجرت به آن بودهاند؟ منظورم این است که این افراد وحشتناکی را نیز جذب کرده است، اما کار کرده است و آنها مافیاهایی از گروههای مختلف داشتند، نه فقط مافیای ایتالیایی، بلکه همه. منظورم این نیست که ما سیستمی برای انتخاب افراد فوقالعاده از کشورهای دیگر داشتیم، اما کار کرده است. اما این کار کرده است. اما افراط و تفریطی که در آن کار میکند، به نظر نمیرسد به آن نوع جامعه تعلق داشته باشد. منظورم این است که اگر شما رویاهایی برای جامعه ایدهآل میکشیدید و این نوع تولید ناخالص داخلی سرانه و همه چیز را داشتید، قوانین ارث را طراحی نمیکردید. منظورم این است که شما فقط انواع چیزها را متفاوت انجام میدادید، اما به نحوی کار کرده است. اما این بدان معنا نیست که نمیتوانیم بهتر عمل کنیم. منظورم این است که اصلاً.
وارن، هزاران نفر از سهامداران و شرکای شما، در برخی موارد برای دههها، در حال حاضر در این عرصه نشستهاند و من فقط میخواهم بدانم آیا پیامی دارید که میخواهید به آنها بدهید؟ کسانی که سالها شما را دنبال کردهاند و سالها شریک شما بودهاند.
قانون شماره یک که به آنها میدهم، قانون طلایی را به دیگران ندهید. من آدم مذهبی نیستم، اما منظورم این است که هیچ کس آن را بهتر از آن بیان نکرده است و در طول دو هزار سال، که ممکن است دلیل ماندگاری آن تا حدی باشد. منظورم این است که افراد بیشتری یک کتاب ۲۰۰۰ ساله در مورد نحوه رفتار میخوانند تا هر چیزی که اخیراً کسی ارائه کرده است. خب، عهد عتیق به تا حدی داستانهای متفاوتی دارد، اما اگر کل دنیا بر اساس قانون طلایی زندگی میکرد، جامعهای بسیار شگفتانگیزتر میشد.
همانطور که میخواهید دیگران با شما رفتار کنند، با آنها رفتار کنید.
بله. و این در مورد همه چیز از پدر و مادر بودن تا رئیس بودن تا همه چیز صادق است. منظورم این است که فقط همه چیز در زندگی. و هیچ هزینهای ندارد. در واقع، این در رفتار بهتر نسبت به شما منعکس میشود. بنابراین منظورم این است که به یک معنا، این یک چیز بسیار خودخواهانه است، اما من هرگز کسی را که اینگونه رفتار میکند و ناراضی است، ندیدهام. و من بسیاری از مردم را در بسیاری از موقعیتهای مختلف دیدهام.
وارن، از اینکه امروز وقت گذاشتید و با ما نشستید متشکرم. وارن بافت، رئیس هیئت مدیره برکشایر هاتاوی. گرگ آیِل لحظاتی دیگر روی صحنه خواهد رفت و شما به زودی بیشتر از او خواهید دید.