Transcription
بنابراین، بیایید به وضعیت فعلی نگاهی بیندازیم. رئیس جمهور ترامپ آتشبس را به طور نامحدود تمدید کرده است. مذاکرات در حالت تعلیق است و تنگه هرمز همچنان مسدود است. و کشورهایی در سراسر جهان وجود دارند که با چالشهای اقتصادی روبرو هستند که روز به روز در حال افزایش است. پس این وضعیت در حال حاضر درگیری و یک راهحل احتمالی را در کجا قرار میدهد؟ از دیدگاه کوتاهمدت، مشکل این است که ایالات متحده یک محاصره به آتشبس اضافه کرده است. دو هفته پیش، آتشبس اعلام شد. اسرائیل بلافاصله با حمله به بیروت، آتشبس را نقض کرد. ایران با بستن تنگه هرمز پاسخ داد. سپس ایالات متحده اعلام کرد که بنادر ایران را مسدود خواهد کرد. پس از آن، ایالات متحده ظاهراً اسرائیل را متقاعد کرد که حملات به لبنان را که آتشبس را نقض کرده بود، متوقف کند. اسرائیل این کار را انجام داد. ایران اعلام کرد که تنگه هرمز باز است. و به طرز عجیبی، صادقانه بگویم، هیچکس نمیتواند کاملاً آن را بفهمد. ایالات متحده گفت: "خب، با این حال، ما محاصره خود را بر ایران حفظ خواهیم کرد." بنابراین ایالات متحده یک وضعیت بسیار شکننده را بیثبات کرد. وضعیت شکننده، آتشبسی بود که قرار بود برقرار شود که در آن تنگه هرمز باز باشد و تیراندازی متوقف شود. اما با افزودن محاصره، ایالات متحده وضعیت را واقعاً غیرممکن کرده است. و به دلایلی که کاملاً نامشخص است، من میگویم تا دیروز، محاصره ادامه دار ترامپ، فکر میکنم، برای تهدید ایرانیان بود. بهتر است اکنون با ما بر سر شرایط موافقت کنید. ایران گفت: "نه، ما حتی با وجود محاصره مذاکره نمیکنیم." ترامپ مهلت خود را، به اصطلاح، تمدید کرد، اما محاصره را لغو نکرد. بنابراین، یک روز بعد، در واقع، کشورها در سراسر جهان رنج میبرند. قیمت نفت خام برنت همانطور که صحبت میکنیم به حدود ۱۰۱ دلار در هر بشکه افزایش یافته است. و وضعیت کاملاً پرتنش است. اما ایالات متحده به گونهای رفتار نمیکند که با هرگونه راهحلی برای این درگیری همسو باشد. برخی فکر میکنند که این صرفاً آمریکا است که نیروهای خود را برای از سرگیری جنگ در جای خود قرار میدهد. خدا به ما کمک کند اگر این درست باشد. در غیر این صورت، دیگران میگویند که این صرفاً فشار ترامپ بر ایرانیان است. اما صادقانه بگویم، این فشار بر ایرانیان نیست. هنگامی که ایالات متحده اعلام کرد که آتشبس نامحدود است. اگر جهان قرار است آسوده شود، ایالات متحده باید محاصره را پایان دهد و ایران باید تنگه هرمز را باز کند. در واقع از نظر تاکتیکی کوتاهمدت، کاملاً سرراست است. این هنوز ما را به سوال رسیدن به توافق در میز مذاکره میرساند. آن هم ممکن است. اما تنها بر اساس رفتار منطقی از سوی هر دو طرف ممکن است. رئیس جمهور ترامپ این اعلامیه آتشبس را در سایت رسانههای اجتماعی خود، Truth Social، همانطور که معمولاً با این مسائل انجام میدهد، منتشر کرد. خب، ایرانیان به آن پست در آن سایت رسانههای اجتماعی پاسخ دادند. سخنگوی رئیس مجلس ایران گفت، نقل قول میکنم، و این نقل قول دقیق اوست: "تمدید آتشبس توسط دونالد ترامپ هیچ معنایی ندارد." نقل قول پایان مییابد. میدانید، دونالد ترامپ میخواهد ما باور کنیم که ایرانیان در لبه صندلیهای خود منتظر زنگ خوردن تلفن هستند، به گفته او، برای آتشبس و پایان درگیری التماس میکنند. اما این پاسخ از سوی ایرانیان کاملاً تحقیرآمیز است. این به شما چه میگوید؟ ما میدانیم که حتی اولین آتشبس، ایرانیان نبودند که برای آتشبس التماس میکردند. این آمریکاییها بودند که برای آتشبس التماس میکردند. ما حتی اثر انگشت آن را در برخی از اسناد که به طور تصادفی منتشر شدند دیدیم که نشان میداد آنها توسط آمریکاییها برای پاکستانیها نوشته شده بودند تا سپس به ایرانیان منتقل کنند. بنابراین این وضعیت بسیار بدی برای ایالات متحده است. برای جهان وحشتناک است، اجازه دهید اضافه کنم، اما برای ایالات متحده، ایالات متحده جنگی را آغاز کرد و کل جهان را در بحران اقتصادی قرار داد. اجازه دهید بگویم که اسرائیل و ایالات متحده با هم این جنگ را آغاز کردند و جهان اکنون از بحران انرژی در حال دست و پنجه نرم کردن است و این بحران انرژی اگر ادامه یابد ویرانگر خواهد بود. بنابراین، ایالات متحده باید کاری انجام دهد، اما در حال حاضر هیچ کار منطقی انجام نمیدهد. این محاصره را حفظ میکند. میگوید: "باشه، ما آتشبس نامحدود داریم. اشکالی ندارد." اما محاصره ایران را حفظ میکند. کاری که ایالات متحده باید انجام دهد این است که محاصره را لغو کند، در عوض از ایران بخواهد که تنگه هرمز را باز کند، و اینکه دو طرف بنشینند و بر اساس طرح ۱۰ مادهای ایران مذاکره کنند. این همان جایی بود که ما دو هفته پیش بودیم. متأسفانه، اگر ساعت به ساعت ردیابی کنید، ایالات متحده به سادگی نتوانست به توافق خود پایبند باشد. بنابراین اکنون ما تقریباً به وضعیت سابق برگشتهایم زیرا تحریمها علیه ایران همچنان پابرجاست. هیچ توافق هستهای وجود ندارد. هنوز هیچ تهدید قریبالوقوعی از جنگ وجود ندارد. البته تفاوت بزرگ این است که تنگه هرمز همچنان بسته است. مسدود است. پس این چند هفته اخیر، تقریباً دو ماه درگیری، واقعاً برای ایالات متحده و اسرائیل چه دستاوردی داشته است؟ البته هیچ چیز جز منفی. کل این جنگ بر اساس یک توهم بنا شده بود. جنگ بر این توهم بنا شده بود که یک حمله یک روزه برای کشتن رهبران ایران صورت خواهد گرفت و سپس از آن به بعد ایالات متحده و اسرائیل اوضاع را کنترل خواهند کرد. حتی در ذهن دونالد ترامپ مدلسازی شده بود، اگر بتوانم اینطور بگویم، بر اساس آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد که ایالات متحده رئیس جمهور ونزوئلا را ربود، به نوعی تفنگ را به سر معاون رئیس جمهور گذاشت و دولت ونزوئلا گفت: "باشه، ما طبق خواسته شما عمل میکنیم." و ایالات متحده شروع به برداشت نفت از ونزوئلا کرد. این الگوی دونالد ترامپ بود. او فکر میکرد این اتفاق برای ایران خواهد افتاد. فوقالعاده سادهلوحانه بود. هر کسی که دانش این موضوع را داشت میگفت که اینطور نخواهد شد. این همان چیزی است که نتانیاهو به ترامپ فروخت. نتانیاهو به نظر من در وهله اول یک کلاهبردار است و بارها و بارها. او یک کلاهبردار برای یک کلاهبردار است. نه، هیچ چیز حاصل نشده است. آنها افراد زیادی را کشتند. آنها زیرساختهای زیادی از ایران را ویران کردند. اما آن چیست؟ این بسیار ابتدایی است که آن را نتیجه بنامیم. هیچ چیز مثبتی از نظر سیاسی و هیچ راهحلی برای مسائل اساسی، مسئله هستهای که ظاهراً در مرکز این موضوع است، به دست نیامده است. نه، این یک فاجعه بوده است. اما کل ایده این جنگ یک توهم بود. همانطور که میگویید، این از نظر اقتصادی برای جهان وحشتناک است. کشورها در سراسر جهان روز به روز بیشتر تحت فشار قرار میگیرند. اما این بر ایالات متحده و ایران نیز از نظر اقتصادی تأثیر میگذارد، ایران بیشتر از ایالات متحده در این مرحله. منظورم این است که این درگیری درد عظیمی وارد میکند. بنابراین وقتی فقط به ایران و ایالات متحده نگاه میکنید، از نظر شما چه کسی آستانه درد بالاتری دارد؟ من فکر میکنم ایران آستانه درد بالاتری دارد به این دلیل ساده که این یک جنگ خودسرانه از دیدگاه ایالات متحده است، اما از دیدگاه ایران یک تهدید وجودی است. این یک تفاوت بزرگ است. ایران برای بقای خود به عنوان یک موجودیت سیاسی میجنگد. ایالات متحده برای توهم دونالد ترامپ میجنگد. همین. بنابراین آستانه درد در ایران بسیار بالاتر است. شکی در آن نیست. اکنون ترامپ نیز با توجه به حل و فصل این موضوع تحت فشار زمانی قرار خواهد گرفت. منظورم این است که تاریخهای کلیدی دیگری نیز وجود دارد که او به آنها توجه خواهد کرد. او قرار است در عرض چند هفته در یک سفر دولتی به چین سفر کند. سپس البته شما یک رویداد ورزشی بزرگ دارید که در ایالات متحده برگزار خواهد شد. جام جهانی که در ماه ژوئن آغاز میشود. اکنون این یک رویداد ورزشی است اما میدانید رویدادهایی مانند آن به عنوان ویترینی برای کشور میزبان دیده میشوند و سپس البته در ماه نوامبر ما انتخابات میاندورهای را داریم. بنابراین وقتی او به آن تاریخها نگاه میکند، منظورم این است که تا چه حد آنها اتفاقات بعدی را شکل خواهند داد؟ من تصور میکنم تا جایی که ما رهبران سیاست در ایالات متحده داریم، گاهی اوقات تعجب میکنید، اما تا جایی که داریم، آنها باید بسیار نگران باشند. کل اقتصاد جهانی در حال حاضر رنج میبرد و بدتر خواهد شد. بسیار بدتر خواهد شد. حتی اگر وضعیت فعلی حفظ شود، وضعیت فعلی، وضعیت محاصره است. و با محاصره، بحران انرژی رو به رشد همراه است. بنابراین این یک وضعیت پایدار نیست. از دیدگاه من، توصیه من به ترامپ و ایالات متحده این است که این ایده اشتباه را پایان دهید. شما آن را بر اساس ایده یک پیروزی یک روزه بنا کردید. ما اکنون تقریباً دو ماه بعد هستیم. این یک فاجعه بوده است. متوقف شوید. حفاری در یک چاه عمیقتر را متوقف کنید. به خانه برگردید. و بله، به مذاکرات در مورد مسائل بلندمدت بازگردید، اما نه با بمبهایی که میافتند. بنابراین این سرراست است. قیمت نفت میتواند به شدت کاهش یابد. عرضه انرژی میتواند افزایش یابد. این به جایی که قبلاً بود باز نخواهد گشت زیرا تخریب فیزیکی زیادی در زیرساختهای نفت و گاز صورت گرفته است. اما هنوز وضعیت فعلی، مسیری از فاجعه اقتصادی است. بنابراین حفاری در چاهی را که ما را وارد یک فاجعه رو به رشد میکند، متوقف کنید. اما این مستلزم آن است که ایالات متحده کاری را انجام دهد که انجام آن برایش بسیار دشوار است و آن این است که بگوید این یک اشتباه بود. فکر نمیکنم هرگز دقیقاً این کلمات را بشنویم. اما کاری که ایالات متحده باید به هر حال انجام دهد این است که بگوید "باشه، ما به اهداف خود رسیدیم. تمام شد. ما تمام کردیم." این راه حل است. آیا فکر میکنید، جفری، که دامنه مانور ترامپ به طور قابل توجهی توسط آنچه اسرائیل میخواهد و اینکه اسرائیل چگونه میخواهد این موضوع پایان یابد، محدود شده است؟ منظورم این است که آیا اسرائیل دیکته میکند که ترامپ تا کجا میتواند پیش برود؟ اسرائیل قطعاً ترامپ را به این جنگ کشاند. منظورم این است که نتانیاهو شخصاً و رئیس موساد شخصاً به ترامپ گفتند: "این یک کیک است. مشکلی نیست. بیایید برویم. ما رژیم را سرنگون خواهیم کرد. ما یک سرنگونی خواهیم داشت. ما یک رژیم جدید خواهیم داشت. همه چیز عالی خواهد بود." این یک کلاهبرداری بود. آیا اسرائیل واقعاً ایالات متحده را کنترل میکند؟ نه. هیچ اهرم قدرتی وجود ندارد، نه لابی صهیونیستی، نه هیچ کس دیگری که بتواند به طور واقعی به ترامپ دیکته کند. و مردم آمریکا مخالف این جنگ هستند. بنابراین از نظر سیاسی، بیایید بگوییم از نظر افکار عمومی، این جنگ حمایت بسیار کمی در ایالات متحده دارد. محبوبیت ترامپ در حال کاهش است. کاملاً به شدت. تا زمانی که این وضعیت فعلی فشار بر نفت ادامه یابد، زیرا قیمت انرژی افزایش مییابد و بحران انرژی افزایش مییابد و قیمت پمپ بنزین افزایش مییابد و تورم بالا باقی میماند، این روند ادامه خواهد یافت. بنابراین، ترامپ تمام دلایل و توانایی را برای پایان دادن به این اشتباه دارد و اسرائیل نمیتواند به تنهایی این کار را انجام دهد. ممکن است رجزخوانی کند، اما بدون حمایت دقیقه به دقیقه ایالات متحده در تسلیحات، در دفاع ضد موشکی، در اطلاعات ماهوارهای، و در راههای بیشمار دیگر، اسرائیل نمیتواند این کار را انجام دهد. بنابراین، نه، اسرائیل به ایالات متحده دیکته نمیکند. این انتخابی است که دونالد ترامپ انجام داد. او انتخابی اشتباه انجام داد. او باید از تشدید یک فاجعه دست بردارد. و سپس البته ما ایران را داریم که نشان داده است که میتواند بجنگد، میتواند حملات را جذب کند و همچنین انعطافپذیری زیادی دارد. تا چه حد این تعادل قدرت را در خلیج فارس تغییر داده است و پیامدهای بلندمدت آن و برای ایالات متحده چیست؟ خب، بله، ایران به شدت از این موضوع ضربه خورده و آسیب دیده است. من فکر نمیکنم هیچ تجلیل از هر نتیجهای وجود داشته باشد زیرا هزاران نفر کشته شدهاند. بسیاری از زیرساختها ویران یا به شدت آسیب دیدهاند، دانشگاهها بمباران شدهاند. این بسیار بسیار دردناک بوده است. اما ایران نشان داده است که قدرت بازدارندگی حیاتی دارد، که اهرم دارد، که صرفاً با تهدیدها یا حتی با بمبها ترسو نخواهد شد. همچنین پایگاههای نظامی آمریکا در امتداد خلیج فارس نشان داده شدهاند که آهنربای دردسر هستند تا محافظت برای هر کسی. بنابراین من فکر میکنم بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عربستان سعودی باید در مورد این پایگاهها تجدید نظر کنند، آنها از ما محافظت نکردند. آنها از ما محافظت نخواهند کرد. فکر نمیکنم آنها به شکل قدیمی بازگردند. بنابراین به نوعی ایران قدرتمندتر بیرون خواهد آمد. اما من فکر نمیکنم این نتیجهای باشد که در ایران جشن گرفته شود زیرا آنچه اتفاق میافتد بسیار دردناک است. باید برای همه متوقف شود. من همچنین فکر نمیکنم که ایران یک قدرت توسعهطلب باشد که قصد دارد به خلیج فارس حمله کند و غیره. این اصلاً تاریخ ایران نیست. ایران بیش از دو قرن است که به کشوری حمله نکرده است. بنابراین من این را به عنوان یک تغییر قاطع قدرت به ایران نمیبینم. اما آنچه من آن را میبینم، قطعاً معیاری از محدودیتهای قدرت آمریکا است. چیزی که من سالها و سالها در مورد آن بحث کردهام. این ایده که آمریکا دنیا را اداره میکند، اشتباه است. این توهم است. این خطرناک است. و این نمونه دیگری از آن بود. وقتی آن توهمات به مرحله اجرا در میآیند، برای همه هزینه دارد. آمریکا قدر مطلق نیست. آمریکا یکی از چندین ابرقدرت است، نه تنها. آمریکا در قدرت خود منحصر به فرد نیست و آمریکا نمیتواند به بخشهایی از جهان که نمیخواهند دیکته شوند، دیکته کند. بنابراین این اساساً درس اصلی است و به نوعی حقیقتی را آشکار میکند که حقیقتی است که امیدوارم سیاستمداران آمریکایی و همچنین بقیه جهان آن را درک کنند. پروفسور جفری ساکس، ما باید در اینجا متوقف شویم. ممنون که با ما بودید. باعث خوشحالی بود که با شما بودم. متشکرم.