Transcription
مِیوِدر قبلاً فقط جلوی کیسه میایستاد، درست است؟ همینطور. ۴۰ دقیقه. چند هوک میزد. چند تا. >> جورج فورمن هم همینطور. اگر او بهتر باشد، اینطور پیش میرود، >> او کیسه را میشکست. >> بله. >> مشتزن سنگین. >> سنگینترین. >> بله. >> ببین، من فکر کردم آن تو بودی. >> نه، من نمیتوانم با قدرت کسی که آنقدر بزرگ و آنقدر سنگین است، رقابت کنم. میدانی، تنها چیزی که به من اجازه داد هیجانزده باشم این بود که سریعتر از بقیه آن را پرتاب کردم. چطور اینطور منفجر شدی؟ آیا طبیعی بود؟ >> نه، هیچ چیز طبیعی نیست. هیچ چیز در مورد من طبیعی نبود. تنها میل من به پیروزی طبیعی بود. و یک معلم عالی.