Transcription
سلام، ویکتور دیویس هنسن هستم از دیلی سیگنال. فکر میکنم باید نگاهی دوباره به جنگ ایران بیندازیم و من آن را دیدگاهی بلندمدت مینامم، نه چرخه خبری ۲۴۴ ساعته کوتاهمدت. آنچه در حال حاضر اتفاق میافتد این است که رسانهها و جناح چپ طیف سیاسی ایالات متحده، یعنی حزب دموکرات، و آنها اکنون یک نقطه اتصال، یک بورگ هستند، آنها در چرخههای ۲۴ ساعته واکنش نشان میدهند، بنابراین هر چیزی که از منظر موفقیت آمریکا در ایران ناگوار به نظر برسد، آنها به آن چنگ میزنند. بنابراین، دوشنبه گذشته به نظر میرسید که دونالد ترامپ پس از توییت خود در عید پاک، قصد پایان دادن به تمدن ایران را دارد. و من قبلاً ذکر کردم، منظور او رژیم، تئوکراسی، تمدن جهادگرای شیعه رادیکال در ایران بود. آنها میخواستند او را استیضاح کنند. آنها گفتند او جنگافروز، شخصیتی شبیه هیتلر لاریان است. روز بعد او اعلام کرد که مذاکراتی انجام خواهد شد و سپس او یک تاکو، یک نویل چمبرلین، یک جورج مکگاورن، یک جیمی کارتر بود. او، ترامپ، همیشه ترسو است. اما این نشاندهنده این است که آنها به جنگ به صورت تجربی نگاه نمیکنند. آنها کاملاً از نظر سیاسی به آن نگاه میکنند. در واقع، افرادی به تنوع تام فریدمن یا بیل کریستال، اگر آنچه را که نوشتهاند نقل کنید، تقریباً احساس میکنند که هر اتفاقی که در ایران به طور منفی رخ دهد ممکن است مثبت باشد، زیرا به دونالد ترامپ آسیب میرساند و بنابراین این به نفع بلندمدت خواهد بود، فراموش کردن اینکه ما ۱۰۰ هزار سرباز در منطقه داریم که جان خود را به خطر میاندازند. و آنها جان خود را به خطر میاندازند تا فرصت واقعی، احتمال واقعی اینکه ایران بتواند به سرعت موشکهای هستهای دریافت کند را از بین ببرند، نه فقط اروپا را هدف قرار دهد، بلکه در سه، دو یا سه سال آینده شاید ایالات متحده را نیز با توجه به مشارکت کره شمالی، چین و روسیه در صنعت تسلیحات آنها و دستور کار آنها. بنابراین ما باید به نسخه بلندمدت نگاه کنیم و تنها راهی که میتوانیم این کار را انجام دهیم، نگاه کردن به تاریخ است و تاریخ میگوید که بسیار غیرمعمول است که یک طرف در جنگ نامتقارن تا این حد پیروز شده باشد، به خصوص در برابر قویترین قدرت در خاورمیانه، طبق گفته همه، ۹۳ میلیون نفر، سرزمینی عظیم و مردم از آن وحشت داشتند، نه فقط پادشاهیهای خلیج فارس، بلکه اروپاییها، عملاً میگوییم تنگه قبل از جنگ باز بود. بله، باز بود، اما در شرایطی باز بود که ایران میتوانست هر لحظه آن را ببندد یا اوضاع را دشوار کند. قبل از این بسته شدن، آن را در سالهای ۱۹۸۰، ۷۹ و ۸۰ و دوباره در سالهای ۹۰، ۲۰۰، ۱۹ بسته بود و در بسیاری از مواقع تهدید به انجام آن کرده بود. این بار قادر به انجام این کار نخواهد بود. بنابراین اگر به آن واقعبینانه نگاه کنید، خیلی سریع، آنها ارتش ندارند، به اصطلاح، آنها احتمالاً صدها میلیارد دلار، اگر نگوییم نیم تریلیون دلار، در سرمایهگذاری نیم قرن در موشکها و اکنون در پهپادها و هواپیماهای پیشرفته، زیردریاییها و کشتیهای بزرگ از دست دادهاند. فرماندهی و کنترل آنها به سطح دوم و سوم رسیده است و هیچ کس نمیداند چه کسی در قدرت است. ما نمیدانیم آیا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. ما نمیدانیم آیا طبقه سیاسی است. ما نمیدانیم آیا تئوکراسی است. ما نمیدانیم آیا ارتش است. اما ما دو چیز را میدانیم که هر کدام از آنها از دیگری میترسد. آنها نمیخواهند طوری به نظر برسند که بیش از حد مطیع هستند. بنابراین آنها میخواهند تا حد امکان سرسخت باشند. اما ما نمیدانیم که این واقعاً چه چیزی را نشان میدهد. اگر همه این ارتباطات که بسیار دیوانهوار هستند، شاید فقط برای مصرف داخلی باشد. ترس دیگر آنها، هر یک از آنها، نگاه کردن به این چهار گروه مختلف است و میگوید اگر آنها با غرب یا به طور خاص ایالات متحده معامله کنند، و یک شخصیت انتقالی وجود داشته باشد و مردم قدرت را به دست بگیرند، همه ما به خاطر کارهایی که انجام دادهایم مرده خواهیم بود. و بنابراین، این یک وضعیت بسیار سیال از نظر سیاسی است، اما از نظر نظامی، روشن است که این یک جنگ ویرانگر فوقالعاده برای ایران بوده است. و برندگان و بازندگان آن چه کسانی هستند؟ روسیه را در نظر بگیرید. روسیه اکنون در ونزوئلا حضوری ندارد. در آمریکای لاتین حضوری ندارد. در خاورمیانه حضوری ندارد. رژیم اسد آن از بین رفته است. آنها رابطه رفت و برگشتی پهپاد با ایران داشتند. شاید برخی تسلیحات را از طریق دریای خزر تأمین کند. ما از آن خبر نداریم. اما برای همه اهداف عملی، آن قطع شده است. درگیر جنگ با اوکراین است. بیش از یک و نیم میلیون نفر را از دست داده است. از افزایش اندکی در قیمت نفت بهره میبرد. و این ممکن است به آن کمک کند، اما بسیار محتملتر است که آنها اکنون بخواهند از جنگ اوکراین خارج شوند، نوعی توافق، آتشبس داشته باشند و سپس تحریمها از آنها برداشته شود، زیرا احساس میکنند که شاید تنگه هرمز آینده خوبی نداشته باشد. که ما را به خود خلیج فارس میرساند. تنگه هرمز ۲۰ درصد، نه ۸۰ درصد، ۲۰ درصد نفت جهان را هر روز از آن عبور میدهد. سعودیها خط لوله دریای سرخ خود را گسترش خواهند داد. امارات خط لولههای خود را که به سایر کشورهای تولیدکننده نفت در خلیج مال خدمت میکنند، گسترش خواهد داد. آنها در مورد عبور از صحرا از طریق اردن به حیفا صحبت میکنند. و شما میتوانید در چهار یا پنج سال آینده تصور کنید که خلیج فارس ممکن است فقط به ایران خدمت کند. در عوض اینکه یک دارایی باشد، میتواند یک بدهی باشد. اگر کسی بخواهد آن را ببندد، به چه کسی آسیب میرساند؟ عراق و ایران بیش از هر کس دیگری. منظورم این است که ایران بنادر دیگری دارد، اما یک دارایی بیاثر خواهد بود. و بنابراین، نگه داشتن تنگه و تهدید جهان به این معنی است که مردم منابع نفتی جایگزین پیدا خواهند کرد، و آنها در حال حاضر با ایالات متحده و ونزوئلا این کار را انجام میدهند. و اگر روسیه هوشمند باشد، تلاش خواهد کرد آتشبس پیدا کند و به این عرضه جایگزین که غیر خلیجی است بپیوندد. چین آسیب دیده است زیرا ۸۰ درصد از کل نفت ایران را دریافت میکرد و این به ایالات متحده بستگی خواهد داشت. این در حال حاضر بستگی دارد که آیا آنها نفت ونزوئلا را دریافت میکنند یا خیر، به ایالات متحده. با تخفیف به آنها فروخته نخواهد شد. آنها به جنگ نگاه میکنند و چه میبینند؟ چه میبینند؟ آنها میبینند که پهپادها، پهپادهای زیردریایی، پهپادهای سطحی، پهپادهای هواپیما، و اکنون ایالات متحده به جهان اعلام کرده است که آنها چه چیزی را به دست خواهند آورد، نیم میلیون، یک میلیون از آنها. آنها دیر به مهمانی رسیدهاند، اما وقتی ما عصبانی میشویم و فعال میشویم، میتوانیم تقریباً هر کسی را تولید کنیم. و این ایده که آنها پس از آنچه در ایران دیدهاند، از ۱۱۰ مایل دریایی به تایوان عبور خواهند کرد، بسیار احمقانه خواهد بود. ناوگان ایالات متحده میتواند در سمت دیگر تایوان بنشیند. تایوان، مسلح به دندان، که اکنون انجام میدهند. و برای صدها، اگر نه هزاران کشتی چینی بسیار دشوار خواهد بود که بدون قرار گرفتن تحت آتش مداوم از دریایی از موشکهای بالستیک و پهپادها از آن تنگه عبور کنند. اروپا یک بازنده بزرگ است. ما از آنها زیاد نخواستیم. ما فقط گفتیم، "تأمین کنید، با اجازه دادن به ما برای استفاده از پایگاهها و حریم هوایی شما." این بسیار متوسط بود. آنها این کار را نمیکردند. اسپانیا سفارت خود را در اسرائیل بست و آن را در ایران باز نگه داشت. برای همه اهداف عملی، اسپانیا یک متخاصم است. فرانسه به ما اجازه استفاده از قدرت هوایی خود را نمیداد. آنها حتی به لبنان، دوست ویژه پس از استعمار و مسئولیت خود، نمیروند تا به خلاص شدن از شر حزبالله کمک کنند. بریتانیا گفت که منافع خود را در قبرس محافظت خواهد کرد. آنها پایگاهی دارند که هدف قرار گرفته است. آنها حتی نمیتوانند یک ناوشکن به آنجا بفرستند. ترکیه عضو ناتو است و ترکیه چه کار میکرده است؟ در واقع با ایران همسو بوده و تهدید به حمله و حمله به اسرائیل، شریک ناتو کرده است. این همان کسی است که ما داریم، شریک دیگر ناتو ما. ایتالیا، ما فکر میکردیم یک دوست محافظهکار نزدیک است. آنها اجازه فرود بمبافکنها را در سیسیل نمیدادند. بریتانیا ناامیدکنندهترین بوده است. شاید تلاش کند کمک کند. دیگر منابع زیادی ندارد. گفتن آن غمانگیز است با توجه به تاریخ نیروی دریایی سلطنتی. خدای من، اگر به مارگارت تاچر میگفتیم، زمانی که او در سال ۱۹۸۲ برای کمک در فالکلند از ما کمک خواست، ما میتوانستیم آنچه را که استومر بعداً میگفت نقل کنیم. این جنگ ما نیست. این جنگ ما نیست. این جنگ ما در صربستان نیست. این جنگ ما در لیبی نیست. این جنگ در چاد نیست. بنابراین، شما میتوانید مشکل ناتو را فقط از نظر نام ببینید و این یک اتحاد دوجانبه خواهد بود. من بیشتر و بیشتر فکر میکنم که ایالات متحده اعضای ناتو را که با آنها کاملاً همکاری خواهد کرد، انتخاب خواهد کرد، زیرا بقیه یا بیطرف هستند یا با ایالات متحده خصومت دارند. و در نهایت، ایالات متحده، ایالات متحده، اگر این جنگ در دو یا سه هفته به پایان برسد، هنوز ۷ ماه طول میکشد تا اقتصاد بهبود یابد و نفت از خلیج فارس سرازیر شود. و مهمتر از آن، نفت ونزوئلا، نفت آمریکا، و حتی شاید نفت روسیه وارد بازار شود تا این قیمتهای بالا را جذب کند و مردم تا حد امکان از خلیج فارس اجتناب خواهند کرد. و خلیج فارس به یک شکل یا شکل دیگر باز خواهد شد. و بنابراین شانس خوبی وجود دارد که اقتصاد بتواند بازگردد و شانس بهتری وجود دارد که مردم پس از پایان این هیستری ۲۴ ساعته و چرخه رسانهای و تعصب جناح چپ، به این واقعیت پی ببرند. وقتی آنها به موقعیتها به صورت تجربی نگاه میکنند، خواهند گفت: "خدای من، ایران خاورمیانه را تهدید نمیکند. خدای من، آنها تهدید موشک بالستیک ندارند. آنها هیچ راهی فوری برای دستیابی به سلاحهای هستهای ندارند. آنها هیچ ارتشی ندارند. کل فرماندهی و کنترل آنها از بین رفته است. جمعیت آنها خشمگین است. در حال جوشیدن است. و این میتواند مانند سقوط دیوار برلین باشد که نه روز بعد، نه هفته بعد، نه ماه بعد، بلکه در عرض چند ماه یا در مورد اتحاد جماهیر شوروی، در عرض ۲ سال، شما میتوانید شاهد تغییر رژیم باشید. بنابراین ایالات متحده در موقعیت خوبی قرار دارد، به خصوص به این دلیل که ما انتخاب کردیم که در شرایطی که در عراق و افغانستان جنگیدیم، نجنگیم، جایی که ما خانه به خانه در تاجی یا فلوجه میجنگیم یا نمیدانیم چه کسی دوست و چه کسی دشمن در روستایی در افغانستان است. اکنون این در شرایط غربی آمریکایی جنگیده شد و عدم تقارن آن را نشان میدهد. بنابراین، ما نمیدانیم پیشآگهی نهایی این جنگ چیست، اما اگر دیدگاه بلندمدت را در نظر بگیریم، بسیار مطلوبتر از منافع دشمنان ما است. بسیار متشکرم، ویکتور دیویس هنسن، از دیلی سیگنال. از اینکه به دیلی سیگنال پیوستید متشکرم. لطفاً لایک کنید، به اشتراک بگذارید و مشترک شوید تا برای محتوای بیشتر از این دست مطلع شوید. همچنین میتوانید وبسایت من را در victoransen.com بررسی کنید و برای ویژگیهای انحصاری مشترک شوید. علاوه بر این،