Transcription
روحانیون شیعه ظرف نیم قرن موفق شدند باعث بیزاری ایرانیان از باوری بشوند که اعراب مسلمان برای ایجادش چند قرن تلاش کردند و ایرانیان بسیاری را از دم تیغ گذراندند. اما دینی که با شمشیر فاتحان بیابانگرد ساخته شده بود، به لطف روحانیون و روشنفکران دینی ویران شد و این آغاز یک رنسانس ایرانی است.
[موسیقی]
مبارک است وقتی سواران از ریگزارهای حجاز به مرزهای ساسانی تاختند. شمشیرها زودتر از باورها رسیدند. قرنها و قرنها طول کشید تا آن کتاب غریب راهش را از میان آتشکدههای خاموش به لایههای عمیق باور یک ملت باز کند. ایرانی سخت پذیرفت. زبانش را حفظ کرد ولی ناچار آرام آرام فرهنگ خودش را لای پوشش جدید پیچید و اسلام را به رنگ عرفان و هنر خودش درآورد. انگار یک صبوری هزار ساله لازم بود تا آن پیوند برقرار شود.
اما با مرور نیم قرن اخیر میبینیم چیزی که فاتحان صدر اسلام با زور و بعد مبلغان شیاد با داستانسرایی و قصههای دروغین طی چند صد سال رشته بودند، در عرض چند سال پنبه شد. کسانی که قرار بود پاسدار این باور باشند، تیشه به ریشهاش زدند. وقتی سیاست عین دیانت شد و معنویت جایش را به بیت و ولایت داد و وقتی نان مردم را به ایمانشان گره زدند و هر دو را با هم بریدند، اتفاقی افتاد که هیچ ارتشی در تاریخ موفق به انجامش نشده بود. بیزاری که امروز در لایههای زیرین جامعه موج میزند، ثمره شمشیر بیگانه نیست، نیست. نتیجه عملکرد مدعیان دین است.
ما حالا در نقطهای از تاریخ ایستادهایم که سرعت گریز از دین در ایران رکورد تمام تحولات مذهبی دنیا را شکسته. این میراث تلخ کسانی است که میخواستند جامعه بیطبقه توحیدی بسازند. اما جهنمی ساختند که جز ظلم و بیعدالتی برای مردم ارمغان دیگری نداشت و اولین قربانیاش همون باوری بود که سنگش را به سینه میزدند. شاید ما ایرانیها برای رهایی و دیدن سفیده، ناگزیر باید روزگار سیاهی را که روحانیون برای ما ساختند، به چشم خودمان میدیدیم.
اتفاقی که امروز در بطن جامعه ایران در حال رخ دادن است، شباهت تکاندهندهای به رنسانس اروپا دارد. همانطور که در آن دوران فشار بیامان و فساد نهاد کلیسا باعث شد تا انسان غربی از خدامحوری اجباری به سمت انسانگرایی و خردورزی پرتاب شود، جامعه ایران هم در حال عبور از یک دوره سیاه دینی است. ما در حال تجربه کردن یک زایمان دردناک تاریخی هستیم. دین دولتی با دست خودش بستر تولد یک سکولاریسم رادیکال و بازگشت به هویت ملی را فراهم کرده تا از خاکستر این بیزاری ایرانی متولد شود که دیگر فریب مقدسات ابزاری را نخواهد خورد. این نه یک فروپاشی، بلکه یک نوزایی فرهنگی است.
[موسیقی]