📱

Get Our Mobile App

Take your business learning on the go!

Download on the App StoreGet it on Google Play

The End of the Petrodollar? How Iran War Is Reshaping the Global Economy: Author Laleh Khalili

Democracy Now!16:48

Transcription

اینجا دمکراسی نو است، democracynow.org. من ایمی گودمن هستم با نورمین ش. >> قیمت جهانی نفت و گاز طبیعی پس از بمباران یک ذخیره عظیم گاز طبیعی در ایران توسط اسرائیل، که بزرگترین در جهان است، در حال افزایش است. ایران با دو بار حمله به بزرگترین تأسیسات تولید گاز طبیعی مایع جهان در قطر، تلافی کرد. ایران همچنین به زیرساخت‌های کلیدی انرژی در عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی حمله کرد. در مقطعی امروز، قیمت نفت به ۱۱۸ دلار در هر بشکه رسید که ۶۰ درصد نسبت به زمانی که آمریکا و اسرائیل جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، افزایش یافته است. ترامپ در پستی آنلاین تهدید کرد که اگر ایران به هدف قرار دادن تأسیسات قطری ادامه دهد، کل میدان پارس جنوبی را منفجر خواهد کرد. ترامپ همچنین ادعا کرد که آمریکا "هیچ اطلاعی از حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی نداشت." اما وال استریت ژورنال گزارش می‌دهد که ترامپ این حمله را برای فشار بر ایران جهت باز کردن تنگه حیاتی هرمز تأیید کرده است. >> حدود ۲۰ درصد از صادرات نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. رئیس جمهور ترامپ از کشورهای دیگر خواسته است که برای کمک به باز نگه داشتن تنگه، کشتی‌های جنگی بفرستند، اما بسیاری از کشورها این درخواست را رد می‌کنند. اکنون لالا خلیلی، استاد مطالعات خلیج فارس در دانشگاه اگزیت و نویسنده چندین کتاب، از جمله آخرین کتاب او "سرمایه‌داری استخراجی: چگونه کالاها و رانت‌خواری اقتصاد جهانی را هدایت می‌کنند" به ما پیوسته است. او همچنین "سنت‌های جنگ و تجارت، کشتیرانی و سرمایه‌داری در شبه جزیره عربستان" را نوشته است. خانم پروفسور خلیلی، از اینکه با ما هستید بسیار سپاسگزاریم. می‌توانید با صحبت در مورد وضعیت فعلی تنگه هرمز، بسته شدن آن، شروع کنید؟ ام، ام، رئیس جمهور ترامپ، طبق گزارش رویترز، شاید هزاران نیرو اعزام کند، این دقیقاً به چه معناست، و بمباران میدان گازی پارس جنوبی توسط اسرائیل، بزرگترین در جهان، رئیس جمهور ترامپ در یک سرزنش نادر گفت که آمریکا اطلاعی نداشت. اکثر مردم می‌گویند که این بسیار بعید است. این احتمالاً نادرست است. بنابراین، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نقاط گلوگاه برای نفت است. نقطه گلوگاه منطقه‌ای است که اگر بسته شود، اختلال عمده‌ای در جریان تجارت جهانی ایجاد می‌شود. بنابراین، تنگه هرمز یکی از اینهاست. کانال سوئز یکی دیگر است. کانال پاناما یکی دیگر است. و تعداد زیادی از این نقاط گلوگاه مختلف در سراسر جهان وجود دارد. حال آنچه در مورد هرمز خاص و متمایز است این است که این نقطه گلوگاه است که در آن، مقدار نفتی که از آن عبور می‌کند بیشتر از هر کالای دیگری است که در واقع از تنگه عبور می‌کند. همانطور که شما اشاره کردید، حدود ۳۰ درصد از نفت جهانی از آن عبور می‌کند. و بخشی از دلیل آن البته این است که بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان، برخی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت، همگی در اطراف خلیج فارس/عربستان قرار دارند. بنابراین ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و قطر، ابوظبی که همگی تولیدکنندگان عظیم نفت در وهله اول و سپس گاز طبیعی در مورد قطر و ایران در وهله دوم هستند. حال آنچه جذاب بوده این است که هر کسی که یکی از این اپلیکیشن‌ها را دارد که می‌توانید روی تلفن خود نصب کنید، مانند Maritime Traffic یا Vessel Finder، می‌توانید جریان ترافیک، جریان ترافیک کشتی‌ها را در این دریاهای مختلف جهان مشاهده کنید. و اگر روی تنگه هرمز زوم کنید، خواهید دید که به جای دیدن ترافیک ثابت از پیکان‌های کوچک معمولاً صورتی یا سبز که نشان‌دهنده تانکرها هستند، مجموعه‌های بزرگی از کشتی‌ها را می‌بینید که بسیار نزدیک به بنادری که نفت تولید می‌شود و معمولاً روی کشتی‌ها بارگیری می‌شود، جمع شده‌اند. این نشان می‌دهد که اساساً به دلایل مختلف و من در دقیقه دیگر به آن خواهم پرداخت. جریان کشتی‌ها، جریان ترافیک کشتی‌ها اساساً متوقف شده است. حال دلایل پشت این موضوع متعدد است. البته اولاً ایران در حال حمله به تعدادی از کشتی‌هایی است که از آن عبور می‌کنند و روش حمله آن از طریق استفاده از پهپادهای بسیار ارزان یا مین‌های دریایی است. و این بدان معناست که مقابله با این تهدید خاص تقریباً غیرممکن است زیرا پهپادها به طور گسترده از نظر تعداد تولید می‌شوند و بسیار ارزان هستند که می‌توانند حتی اگر نابود شوند، دوباره جایگزین شوند. همچنین کوچکتر بودن آنها هدف‌گیری آنها را بسیار دشوارتر می‌کند و غیره. بنابراین تعداد حملات پهپادی علیه کشتی‌های حامل نفت از طریق کانال انجام شده است و البته این امر باعث ترس بسیاری از حاملان، بسیاری از تانکرها می‌شود. دلیل دوم که من در واقع فکر می‌کنم شاید حتی مهم‌تر باشد، تا حدی به این دلیل که در واقع چیزی نیست که نه آمریکا و نه ایران بتوانند آن را کنترل کنند، این است که لحظه‌ای که اتفاقی مانند این می‌افتد، لحظه‌ای که تهدیدی علیه کشتی‌ها وجود دارد. کارگزاران بیمه که عمدتاً در لندن مستقر هستند، اما البته برخی نیز در آمریکا، چین و اروپا وجود دارند، اما واقعاً مرکز ارائه بیمه دریایی لندن در لویدز است و کارگزاران کشتی، حق بیمه ریسک جنگی خاصی را برای کشتی‌ها اعمال می‌کنند و این بدان معناست که رفتن از چیزی شبیه به ۱ درصد هزینه بدنه، یعنی بدنه کشتی یا محموله، یعنی آنچه حمل می‌کند، به چیزی شبیه به ۵ درصد می‌رسد یا از کسری از ۱ درصد به مثلاً ۵ درصد می‌رسد. و بنابراین این بدان معناست که ناگهان به جای پرداخت صدها هزار برای بیمه یک سوپر تانکر، شما به میلیون‌ها بیمه نگاه می‌کنید که البته هزینه نفت در حال سفر را افزایش می‌دهد. بنابراین این دلیل دوم است. دلیل سوم چیزی است که حوثی‌ها هنگام محاصره دریای سرخ در حمایت از فلسطینیان، زمانی که اسرائیل در حال نسل‌کشی فلسطینیان بود، متوجه آن شدند. و آن این است که گاهی اوقات صرف تهدید برای متوقف کردن کشتی‌ها از عبور یا در واقع اعلام‌هایی که به آنها درجه‌ای از حفاظت می‌دهد، کافی است. بنابراین حوثی‌ها وقتی دریا را محاصره کرده بودند، درخواست کردند که هر کشتی که ادعا می‌کند با اسرائیل تماس ندارد، یعنی به اسرائیل تحویل نمی‌دهد یا از اسرائیل بارگیری نمی‌کند، می‌تواند اجازه عبور از کانال را داشته باشد. و بنابراین اتفاق افتاد که این سیستم شناسایی خودکار که بسیاری از کشتی‌ها، خوب همه کشتی‌ها حمل می‌کنند، به آن سیستم AIS گفته می‌شود. و سیستم AIS نشان می‌دهد که کدام کشتی در نزدیکی سیستم است، چه چیزی حمل می‌کند و چه پرچمی دارد، یعنی به کدام مقامات پاسخ می‌دهد. و بنابراین، اکنون آنچه می‌بینیم این است که ظاهراً ایران ذکر کرده است که هر کشتی، به عنوان مثال، که به چین می‌رود، اجازه عبور خواهد داشت یا هر کشتی که از یکی از این کشورهای متحد، از ایالات متحده، به ایالات متحده نمی‌آید، اجازه عبور خواهد داشت. البته، تنوع زیادی در نوع درخواست‌ها یا آنچه گزارش می‌شود وجود دارد. بنابراین، دیدن اینکه سیستم‌های AIS دقیقاً روی این کشتی‌ها چه چیزی را نشان می‌دهند، بسیار دشوارتر است. و همانطور که گفتم، ما عمدتاً آنها را در حال تجمع و انتظار در این مکان‌ها می‌بینیم. یکی از اصلی‌ترین آنها بندر فجیره است که در واقع در خلیج فارس نیست. این در دریای عمان است و نفت ابوظبی که در سمت خلیج فارس قرار دارد، از طریق خط لوله به فجیره منتقل می‌شود. بنابراین ما شاهد تجمع کشتی‌ها در نزدیکی فجیره هستیم. ایران البته به بندر فجیره نیز حمله کرده است و سپس ما شاهد تجمع کشتی‌ها در نزدیکی راس لفان هستیم که بندر اصلی تولید و استخراج گاز در قطر است. و سوم البته اطراف میادین نفتی عربستان سعودی کمی بالاتر در خلیج فارس است. و بنابراین این تجمع کشتی‌ها در آنجا منتظر هستند و امیدوارند که بتوانند در مقطعی نفت را برای حمل و نقل بارگیری کنند، اما ما اصلاً جریان زیادی از این امر را نمی‌بینیم. خانم پروفسور خلیلی، شما اشاره کردید که آنها در حال بررسی ایرانیان هستند تا ببینند کدام کشتی‌ها در تنگه هرمز به کدام کشورها وابسته هستند و پرچم‌های آنها را بررسی می‌کنند. گزارش شده است که کشتی‌های چینی اجازه عبور از تنگه را یافته‌اند. چین حدود ۴۰ درصد از نفت خود را از خاورمیانه وارد می‌کند و یکی از بزرگترین خریداران نفت ایران بوده است. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که ایرانیان پیشنهاد داده‌اند که اگر محموله نفت به یوان چین معامله شود، نه به دلار آمریکا، اجازه عبور تعداد کمی تانکر نفت از تنگه را در نظر خواهند گرفت. اگر می‌توانید در این مورد نظر دهید. این واقعاً جذاب است زیرا البته ما می‌دانیم که اساس نظم امپریالیستی آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم بر دو پایه استوار بوده است: یکی نفت و دیگری دلار آمریکا. جهان تولید و مالی جهانی به نفتی وابسته است که آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم جریان آن را تضمین کرده است و تا زمان ملی شدن نفت در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، اساساً حدود ۶۰ درصد از ذخایر نفتی جهان را کنترل می‌کرد، پس از ملی شدن این درصد به شدت کاهش یافت، اما دلار آمریکا همچنان و کانال‌های مالی که آمریکا ایجاد کرده است، همچنان یک تقویت کننده بسیار قابل توجه برای امپراتوری است. بنابراین این واقعیت که ایران به دنبال جایگزین‌هایی برای دلار است تا رژیم پترودلار را که همانطور که گفتم یکی از پایه‌های امپراتوری آمریکا است، به چالش بکشد، نشانه‌ای واقعاً جالب و کاملاً هوشمندانه از این است که ایرانیان چگونه امیدوارند در شکل‌گیری جهانی پس از این جنگ یا نظم نوین جهانی که در آن یک سیستم مالی چندقطبی وجود دارد، تأثیر بگذارند، جایی که به عنوان مثال دلار دیگر تنها ارز حاکم بر جهان نیست و آمریکا تنها کانالی نیست که کنترل می‌کند یا تنها قدرتی که کانال‌های مالی را کنترل می‌کند، زیرا البته آمریکا از این قدرت نامتناسب برای فشار بر ایالت‌های مختلف برای اعمال تحریم‌ها، برای دشوار کردن خرید نفت برای دشمنان خود، به عنوان مثال، و البته برای مجبور کردن بسیاری از کشورها، همانطور که در مورد کوبا یا ایران یا در واقع روسیه می‌بینیم، برای انجام خواسته‌هایش استفاده کرده است. بنابراین این واقعیت که ایران خواستار پترو-یوان‌ها برای تبدیل شدن به جایگزینی برای پترودلارها است، در واقع بسیار قابل توجه است و همچنین نشان می‌دهد که ایرانیان به خوبی از میزان گسترده‌ای که آمریکا از قابلیت‌های تحریمی خود از طریق کنترل کانال‌های مالی و از طریق تسلط خود بر پترودلار استفاده کرده است، آگاه هستند و در تلاش برای تضعیف آن قدرت هستند. و خانم پروفسور خلیلی، شما می‌دانید، آمریکا اکنون بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است، اما چون نفت یک کالای با قیمت جهانی است، قیمت در آمریکا اگر قیمت بازار جهانی بالا برود، بالا می‌رود. اما >> درست است. >> چقدر فکر می‌کنید این ممکن است در محاسبات ترامپ مهم باشد؟ زیرا ملاحظه دیگر، جنبه دیگر این ممکن است این باشد که با کاهش عرضه نفت از خاورمیانه، آمریکا می‌تواند سود ببرد زیرا بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است و قیمت نفت آن افزایش می‌یابد و تقاضا برای نفت آن. >> کاملاً. چه سوال فوق‌العاده‌ای، زیرا در واقع دیده‌ایم که وقتی تهاجم روسیه به اوکراین آغاز شد و خطوط لوله گاز طبیعی نورد استریم به اروپا خراب شد، اکنون نشانه‌هایی وجود دارد که این ممکن است به دستور آمریکا و متحدان اوکراینی آن انجام شده باشد. اما با این حال، وقتی آن خرابکاری اتفاق افتاد، در واقع به سودهای عظیمی برای تولید گاز طبیعی آمریکا تبدیل شد. نکته این است که دلایل متعددی وجود دارد که چرا نفت، در حالی که آمریکا نمی‌تواند تنها تولیدکننده نفت برای کل جهان شود. یکی سوال نزدیکی است، به عنوان مثال. دوم، سوال ظرفیت است که آمریکا برای جایگزینی مثلاً نفتی که توسط عربستان سعودی یا ایران یا در واقع روسیه تولید می‌شود، دارد. اما عامل سوم و من فکر می‌کنم این همان چیزی است که باید مراقب آن باشیم، این است که در ۱۰ یا ۱۵ سال گذشته، چین در واقع شروع به تولید مجموعه‌ای جایگزین از سوخت‌ها، سوخت‌های پایدار، و توسعه فناوری‌ها، به ویژه فناوری‌های الکتریکی و باتری کرده است که اجازه می‌دهد انرژی خورشیدی یا بادی جایگزین سوخت‌های فسیلی شوند و هرچه قیمت نفت بالاتر می‌رود، که البته همانطور که قبلاً اشاره کردید، شاهد آن بوده‌ایم و در واقع این همچنین به سودهای کلان برای تولید نفت آمریکا ترجمه می‌شود. این افزایش قیمت نفت به شورون سود می‌رساند، به اکسون سود می‌رساند، به شهروند عادی آمریکا در پمپ بنزین‌ها سود نمی‌رساند، اما به شرکت نفتی سود می‌رساند، بنابراین قطعاً این اتفاق می‌افتد، اما هرچه قیمت نفت بالاتر می‌رود، نسبتاً ارزان‌تر می‌شود که جایگزین‌های پایدار داشته باشیم، که البته این به نفع چین است زیرا چین از بقیه جهان در تولید این فناوری‌ها و تولید ارزان آنها بسیار جلوتر است. بنابراین پنل‌های خورشیدی که در چین تولید می‌شوند کسری از قیمت پنل‌های خورشیدی هستند که حدود ۱۵ یا ۲۰ سال پیش تولید می‌شدند. و من فکر می‌کنم این تغییر در واقع یک نگرانی عمده بلندمدت برای شرکت‌های نفتی است. بنابراین در کوتاه‌مدت، آنها تمام سودهای بادآورده‌ای را که می‌توانند به دست آورند، می‌گیرند. اما باز هم، این نوع نظم پس از جنگ است که ما خواهیم دید که احتمالاً پیامدهای عمده‌ای برای نوع انرژی که مردم برای آن هزینه می‌کنند یا مردم مایل به استفاده از آن هستند، خواهد داشت. در واقع >> ما فقط ۲۰ ثانیه وقت داریم، اما تأثیر بمباران تأسیسات پارس جنوبی، بزرگترین تأسیسات گازی جهان، معنای آن برای ایران، معنای آن برای جهان، و انکار رئیس جمهور ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا هیچ ارتباطی با آن نداشته است، که اکثر مردم باور نمی‌کنند. >> نه، مطلقاً نه. هیچ راهی وجود ندارد که اسرائیل بدون هماهنگی با ایالات متحده این کار را انجام داده باشد. و در واقع، کانال‌هایی که انکار می‌کنند، به عنوان مثال، اینکه آمریکا هماهنگ کرده است یا انکار ترامپ را گزارش می‌کنند، کانال‌هایی هستند که اغلب برای تغذیه ما با دروغ‌هایی که دولت به ما می‌گوید، استفاده می‌شوند. اما آنچه در مورد پارس جنوبی کاملاً قابل توجه است، و من می‌دانم که زمان بسیار کوتاهی باقی مانده است، بنابراین من در مورد آن بسیار سریع خواهم بود، این است که میدان پارس جنوبی در واقع بین ایران و قطر مشترک است. گنبد شمالی که در بخش جنوبی خلیج فارس قرار دارد، سهم قطر از این میدان بزرگ است و بخش ایران در بخش شمالی خلیج فارس قرار دارد و بنابراین تخریب زیرساخت‌ها در آنجا نه تنها بر توانایی ایران برای تولید برق و تأمین انرژی صنایع مختلف یا خانه‌هایشان تأثیر خواهد گذاشت، بلکه بر زیرساخت‌هایی که توسط قطری‌ها استفاده می‌شود نیز تأثیر خواهد گذاشت. و که ایرانیان و قطری‌ها از آن به طور فوق‌العاده‌ای با هماهنگی فوق‌العاده‌ای از زمان استفاده از این میادین استفاده کرده‌اند. بنابراین این در واقع بر قطر نیز تأثیر می‌گذارد. بمباران خود نیز بر قطر تأثیر می‌گذارد و من فکر نمی‌کنم که این محاسبه‌ای باشد که دولت "هیچ چیز نمی‌دانم" ترامپ آن را در نظر گرفته باشد. >> از تماشای Democracy Now در یوتیوب سپاسگزاریم. کانال را مشترک شوید و اعلان‌ها را روشن کنید تا مطمئن شوید که هرگز ویدیویی را از دست نمی‌دهید. و برای روزنامه‌نگاری بیشتر که توسط مخاطبان ما پشتیبانی می‌شود، به democracynow.org مراجعه کنید یا جایی که می‌توانید اپلیکیشن خبری ما را دانلود کنید، در خبرنامه ما ثبت نام کنید، در پادکست روزانه مشترک شوید و خیلی بیشتر.